#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۷ دی ۱۳۹۷
۵۹ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۹۶۰ میلادی، بوریس زاخودر ـ ایرانشناس نامدار روسی ـ درگذشت. بوریس نیکولایوویچ زاخودر در سال ۱۸۹۸ میلادی در روسیه به دنیا آمد. پس از گذراندن تحصیلات دبیرستان تا سال ۱۹۲۷، موفق به گذراندن دورهی مؤسسهی خاورشناسی مسکو شد و آن را تا مرتبهی دکتری ادامه داد.
دکتر زاخودر از ۳۲سالگی دانشیار و متصدی کرسی زبان فارسی مؤسسهی مسکو شد و در سال ۱۹۳۴ به موزهی تمدنهای خاوری منتقل شد. همزمان برای تصدی کرسی تاریخ قرون خاورمیانهی دانشگاه مسکو تعیین گردید. او در کنار تدریس، به کارهای تحقیقاتی ادامه داد و در عین حال نخستین دورهی دروس رشتهی مطالعاتی تاریخ قرون وسطی در شرق را بنیان گذاشت. در همین زمینه موفق شد شعبهی مشرقزمین در دانشگاه مسکو را در سال ۱۹۴۴ ایجاد کند و خود تدریس آن را بر عهده گیرد. زاخودر رسالهی دکتری خود را دربارهی خواجه نظامالملک و شرحی در تاریخ سلجوقیان نوشته است. او همچنین مقالات و گزارشهایی دربارهی مظاهر برجسته و نامدار تمدن و فرهنگ خاورزمین مانند ابوعلیِ سینا و فردوسی را نگاشته است. از زاخودر آثار گوناگونی بر جای مانده، از آن میان: «تاریخ قرون وسطی در شرق» و «تاریخ ایران در قرون وسطی».
بوریس زاخودر در ۷ ژانویهی ۱۹۶۰ در ۶۲سالگی در مسکو درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۵۹ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۹۶۰ میلادی، بوریس زاخودر ـ ایرانشناس نامدار روسی ـ درگذشت. بوریس نیکولایوویچ زاخودر در سال ۱۸۹۸ میلادی در روسیه به دنیا آمد. پس از گذراندن تحصیلات دبیرستان تا سال ۱۹۲۷، موفق به گذراندن دورهی مؤسسهی خاورشناسی مسکو شد و آن را تا مرتبهی دکتری ادامه داد.
دکتر زاخودر از ۳۲سالگی دانشیار و متصدی کرسی زبان فارسی مؤسسهی مسکو شد و در سال ۱۹۳۴ به موزهی تمدنهای خاوری منتقل شد. همزمان برای تصدی کرسی تاریخ قرون خاورمیانهی دانشگاه مسکو تعیین گردید. او در کنار تدریس، به کارهای تحقیقاتی ادامه داد و در عین حال نخستین دورهی دروس رشتهی مطالعاتی تاریخ قرون وسطی در شرق را بنیان گذاشت. در همین زمینه موفق شد شعبهی مشرقزمین در دانشگاه مسکو را در سال ۱۹۴۴ ایجاد کند و خود تدریس آن را بر عهده گیرد. زاخودر رسالهی دکتری خود را دربارهی خواجه نظامالملک و شرحی در تاریخ سلجوقیان نوشته است. او همچنین مقالات و گزارشهایی دربارهی مظاهر برجسته و نامدار تمدن و فرهنگ خاورزمین مانند ابوعلیِ سینا و فردوسی را نگاشته است. از زاخودر آثار گوناگونی بر جای مانده، از آن میان: «تاریخ قرون وسطی در شرق» و «تاریخ ایران در قرون وسطی».
بوریس زاخودر در ۷ ژانویهی ۱۹۶۰ در ۶۲سالگی در مسکو درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
ویژگی مهم این کتاب که خالی از اشکال هم نیست، این است که رویکردی جامع را انتخاب کرده وتلاش داشته به تمامی موضوعات در حوزه ادبیات مدیریت رسانه بپردازد ودر برابر دیدگان مخاطبان، رویکرد ونظریه های مهم حوزه مدیریت رسانه را ترسیم کند. رویکرد نویسندگان در این کتاب به رسانه ها، نه رویکرد نهاد های غیرانتفاعی، بلکه رویکرد به صنعتی است که باید مسائل آن راشناخت ودر جهت در آمد زایی وجذب مخاطب به عنوان دودغدغه اصلی این صنعت، گام برداشت. هر یک ازفصول کتاب بر اساس مهمترین حوزه های تحقیقاتی درمدیریت رسانه (محصول، بازار، مخاطب، همگرایی، کارآفرینی و...)را نگاشته شده در پی معرفی مفاهیم، ارائه رویکردها، ونظریه ها وسیر مطالعاتی آن حوزه هستند. دغدغه نویسندگاه در این کتاب پوشش بخشی از خلا،ادبیات این حوزه بوده است. این کتاب از یک مقدمه و11فصل ، منابع، فهرست اعلام وواژگان تخصصی تشکیل شده است . (مجد)
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
دیپلماسی علم روزی نو یا صبحیکاذب ؟ لو یددیویس، روبرت پتمن، مترجمان:جواد مشایخ، عفت نوروزی، سعیده صارمی، نشر: رسا، 1396. 328 ص.
دیپلماسی علم مفهوم نسبتا جدیدی است که طی دهه اخیر به طور فزاینده ای مورد توجه هردو گروه سیاستمداران ودانشمندان قرار گرفته است .دیپلماسی علم فرایندی است که دولت ها توسط آن،خود ومنافع خودرا وقتی پای حوزه های دانش که توسط روش علمی به دست آمده ،چه اکتساب این حوزه های دانشی وچه بکارگیری وارتباط آنها بایکدیگر به نمایش می گذارند.به کارگیری دیپلماسی علم جایگاه ویژه ای در مجموعه اقدامات دیپلماتیک داشته به طوری که می تواند منجر به حل مسائل جهانی، افزایش همکاری ها میان کشورها وتقویت تاثیر یک کشوربردیگری شود. کتاب فوق از معدود کتابهای نگاشته شده دراین زمینه است که درقالب مجموعه مقالات که توسط انتشارات بین المللی world scientific درسال2014 منتشر شده است.کتاب دارای 14 فصل است که درفصول ابتدایی به دیپلماسی علم می پردازد ودرفصول میانی به جنبه های گوناگون علم دردیپلماسی اشاره دارد ودرنهایت دیدگاههایی برای فرصت وچالش های علم برای دیپلماسی ارائه می دهد. (حری).
دیپلماسی علم مفهوم نسبتا جدیدی است که طی دهه اخیر به طور فزاینده ای مورد توجه هردو گروه سیاستمداران ودانشمندان قرار گرفته است .دیپلماسی علم فرایندی است که دولت ها توسط آن،خود ومنافع خودرا وقتی پای حوزه های دانش که توسط روش علمی به دست آمده ،چه اکتساب این حوزه های دانشی وچه بکارگیری وارتباط آنها بایکدیگر به نمایش می گذارند.به کارگیری دیپلماسی علم جایگاه ویژه ای در مجموعه اقدامات دیپلماتیک داشته به طوری که می تواند منجر به حل مسائل جهانی، افزایش همکاری ها میان کشورها وتقویت تاثیر یک کشوربردیگری شود. کتاب فوق از معدود کتابهای نگاشته شده دراین زمینه است که درقالب مجموعه مقالات که توسط انتشارات بین المللی world scientific درسال2014 منتشر شده است.کتاب دارای 14 فصل است که درفصول ابتدایی به دیپلماسی علم می پردازد ودرفصول میانی به جنبه های گوناگون علم دردیپلماسی اشاره دارد ودرنهایت دیدگاههایی برای فرصت وچالش های علم برای دیپلماسی ارائه می دهد. (حری).
"تجدد" روزنامه هفتگی ارگان کمیته ایالتی تبریز با چاپ سربی در 4 صفحه به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی ابوالقاسم فیوضات و محمد خیابانی در تبریز به تاریخ 16 جمادی الثانی 1335 قمری برابر با 20 فروردین 1296 منتشر شد. در این روزنامه موضوعاتی چون اخبار داخلی، اخبار خارجی، ادبیات، حفظ الصحه و نسوان منعکس شده است. در شماره 18 دوره سوم روزنامه پرورش در مقاله ای با عنوان "مخبرالسلطنه دشمن آزادی" در خصوص روزنامه تجدد چنین آمده است:" می توان گفت در میان جراید داخلی ایران جریده تجدد اولین روزنامه ای بود که مصداق و مفهوم جریده نگاری را ثابت نمود".
از این روزنامه شماره های 1و35و36و55و73و78و126و128و134و147و171و175و178و201و یک شماره فوق العاده نوروز، از سال 1335تا 1338 قمری در بخش نشریات ادواری کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران در دسترس مراجعین محترم است. (فهمیان)
@UT_Central_Library
از این روزنامه شماره های 1و35و36و55و73و78و126و128و134و147و171و175و178و201و یک شماره فوق العاده نوروز، از سال 1335تا 1338 قمری در بخش نشریات ادواری کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران در دسترس مراجعین محترم است. (فهمیان)
@UT_Central_Library
Forwarded from Toos Bookshop کتابفروشی توس
مقالات و رسالات تاریخی (بیستودو مقاله و رساله تاریخی) - دفتر ششم / رسول جعفریان / چاپ اول۱۳۹۷، نشر علم / قطع وزیری، ۷۳۷صفحه، جلد سخت / ۹۵۰۰۰تومان
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
محمد ایوبی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۸ دی ۱۳۹۷
۹ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۸، محمد ايوبی ـ داستاننویس ـ درگذشت.
محمد ایوبی در سال ۱۳۲۱ در اهواز به دنيا آمد. پس از کسب گواهینامهی كارشناسی زبان و ادبيات فارسی، به تدريس در دبيرستانها پرداخت. در سال ۱۳۵۳ رمان «طيف باطل» را منتشر كرد و بعدها رمانها و داستانهای متعددی نوشت؛ مانند رمان «راه شيری» در سال ۱۳۷۸. ایوبی در اين رمان تداعیهای شكلگرفته در ذهن شخصيت رمان را بر اساس خاطرات پراكنده روايت كرد و صورت داستانی به آن بخشيد. يك سال پس از انتشار اين رمان، مجموعهی «پایی برای دويدن» را منتشر كرد كه دربارهی جنگ هشتسالهی عراق علیه ايران است. مجموعهی «آواز طولانی جنوب»، شامل «غمزهی مردگان»، «سفر سقوط» و «زيتون تلخ، خرمای گس» از آثار دیگر این داستاننویس معاصر است. ايوبی در سال ۱۳۷۰ نمايشنامهای را با نام «همزادان ماه» منتشر كرد، ولی هيچگاه نمايشنامهنويسی او بر داستاننويسیاش سايه نینداخت. همچنین افزون بر داستاننويسی كه دلمشغولی اصلی او بود، به انتخاب شعرهای نيما يوشيج دست زد كه آنها را با شرح و تفسير منتشر كرد. انتشارات ققنوس نیز رمانی از او منتشر كرده كه بنا بر گفتهی خالقش بيش از ۱۳ سال روی آن كار شده است؛ «زير چتر شيطان».
دو رمان «راه گراز» و «صورتكهای تسليم» آخرين آثار منتشرشدهی ایوبی هستند كه توسط نشر افراز منتشر شدند. «صورتكهای تسليم» در سال ۱۳۸۸ نامزد دريافت دومين جايزهی ادبی «جلال آل احمد» شد. ایوبی پیش از مرگ رمانهای «مرد تشويش هميشه» و «آببازی» را در دست نشر داشت.
محمد ایوبی در ۱۸ دی ۱۳۸۸ در ۶۷سالگی درگذشت و در قطعهی هنرمندان آرامگاه بهشت زهرا در خاک آرمید.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۹ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۸، محمد ايوبی ـ داستاننویس ـ درگذشت.
محمد ایوبی در سال ۱۳۲۱ در اهواز به دنيا آمد. پس از کسب گواهینامهی كارشناسی زبان و ادبيات فارسی، به تدريس در دبيرستانها پرداخت. در سال ۱۳۵۳ رمان «طيف باطل» را منتشر كرد و بعدها رمانها و داستانهای متعددی نوشت؛ مانند رمان «راه شيری» در سال ۱۳۷۸. ایوبی در اين رمان تداعیهای شكلگرفته در ذهن شخصيت رمان را بر اساس خاطرات پراكنده روايت كرد و صورت داستانی به آن بخشيد. يك سال پس از انتشار اين رمان، مجموعهی «پایی برای دويدن» را منتشر كرد كه دربارهی جنگ هشتسالهی عراق علیه ايران است. مجموعهی «آواز طولانی جنوب»، شامل «غمزهی مردگان»، «سفر سقوط» و «زيتون تلخ، خرمای گس» از آثار دیگر این داستاننویس معاصر است. ايوبی در سال ۱۳۷۰ نمايشنامهای را با نام «همزادان ماه» منتشر كرد، ولی هيچگاه نمايشنامهنويسی او بر داستاننويسیاش سايه نینداخت. همچنین افزون بر داستاننويسی كه دلمشغولی اصلی او بود، به انتخاب شعرهای نيما يوشيج دست زد كه آنها را با شرح و تفسير منتشر كرد. انتشارات ققنوس نیز رمانی از او منتشر كرده كه بنا بر گفتهی خالقش بيش از ۱۳ سال روی آن كار شده است؛ «زير چتر شيطان».
دو رمان «راه گراز» و «صورتكهای تسليم» آخرين آثار منتشرشدهی ایوبی هستند كه توسط نشر افراز منتشر شدند. «صورتكهای تسليم» در سال ۱۳۸۸ نامزد دريافت دومين جايزهی ادبی «جلال آل احمد» شد. ایوبی پیش از مرگ رمانهای «مرد تشويش هميشه» و «آببازی» را در دست نشر داشت.
محمد ایوبی در ۱۸ دی ۱۳۸۸ در ۶۷سالگی درگذشت و در قطعهی هنرمندان آرامگاه بهشت زهرا در خاک آرمید.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
در حدود ۱۴۰ سال پیش آدولفو ریبادنیرا (۱۸۴۱_۱۸۸۱م) در سفری از شمال تا جنوب ایران را پیمود. اغراق آمیز نیست اگر ریبادنیرا را نخستین جهانگرد اسپانیایی در شرق بنامیم؛ جهانگردی که سفرش با هدفی علمی و نیز برای مطالعه ی راه های تجارت با ایران یا حتی با اهداف استعماری اسپانیا در خاورمیانه به خصوص در ایران انجام گرفت. دولت جمهوری اول اسپانیا، به ریبادنیرا ماموریت داد تا امکانات تجارت با ایران را بررسی کند. در راه این ماموریت، ریبادنیرا به بررسی شهرهای ایران، مذهب، تاریخ، آداب و رسوم مناطق مختلف، معماری غنی ایران و امکان برقراری تجارت پرداخت که حاصل سفر و مطالعات وی کتاب حاضر است که در سه جلد در سال 1880 میلادی به چاپ رسید. بعد ها وی به یکی از بنیان گذاران اصلی شرق شناسی تبدیل شد و با آغاز مطالعات شرق شناسی در اروپا، از طریق مطالعات و سفرهایش به معرفی شرق در اسپانیا پرداخت.
این سفرنامه ماجراجویی های وی در مدت یک سال سفرش در سرتاسر ایران (۱۸۷۴_۱۸۷۵م) را در بر می گیرد.
این اثر با مقدمه فرناندو اسکریبانو مارتین، استاد دانشگاه مادرید و ترجمه ی مریم حق روستا، دانشیار دانشگاه تهران در ۱۳۹۷ به چاپ رسید.
مریم جعفرپور
این سفرنامه ماجراجویی های وی در مدت یک سال سفرش در سرتاسر ایران (۱۸۷۴_۱۸۷۵م) را در بر می گیرد.
این اثر با مقدمه فرناندو اسکریبانو مارتین، استاد دانشگاه مادرید و ترجمه ی مریم حق روستا، دانشیار دانشگاه تهران در ۱۳۹۷ به چاپ رسید.
مریم جعفرپور
امروزه در مقایسه با حدود سه دهه قبل شمار آثار علمی تولید شده در حوزه های گوناگون مطالعات سیاسی اسلام یا اسلامی در ایران، افزایش قابل توجهی یافته و متون جدید و مهمی تولید شده است. یکی از این حوزه ها، مطالعات عقلی و استدلالی در مباحث سیاسی _اجتماعی اسلام است که «فلسفه سیاسی»خوانده می شود. رویکرد کلی و هدف این تحقیق، ابتدا تبیین چیستیِ حکمت و فلسفه سیاسی در آموزه ها و فرهنگ و تمدن اسلامی و سپس وارد کردن آن به حوزه سیاست عملی در شرایط امروز و کاربردی تر کردن فلسفه و حکمت سیاسی اسلامی با ارائه ی تعاریف و تقسیم بندی های جدید بوده است.
کتاب در چهار فصل تنظیم شده است: فصل اول به تبیین ابعاد مختلف فلسفه ی سیاسی اسلامی و فصل دوم به حکمت و حکمت سیاسی مربوط می شود. در فصل سوم نیز جغرافیای فکری و معرفتی حکمت و فلسفه ی سیاسی اسلام بررسی می شود. فصل چهارم که به مثابه ی نتیجه است طرح "گذار از فلسفه و حمکت به سیاست عملی " ارائه شده است.
این اثر توسط علی اکبر علیخانی، دانشیار دانشگاه تهران به نگارش در آمده است و در سال 1397 انتشارات دانشگاه تهران آن را به چاپ رساند.
مریم جعفرپور
کتاب در چهار فصل تنظیم شده است: فصل اول به تبیین ابعاد مختلف فلسفه ی سیاسی اسلامی و فصل دوم به حکمت و حکمت سیاسی مربوط می شود. در فصل سوم نیز جغرافیای فکری و معرفتی حکمت و فلسفه ی سیاسی اسلام بررسی می شود. فصل چهارم که به مثابه ی نتیجه است طرح "گذار از فلسفه و حمکت به سیاست عملی " ارائه شده است.
این اثر توسط علی اکبر علیخانی، دانشیار دانشگاه تهران به نگارش در آمده است و در سال 1397 انتشارات دانشگاه تهران آن را به چاپ رساند.
مریم جعفرپور
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
محمدکاظم عصار تهرانی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۹ دی ۱۳۹۷
۴۴ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۵۳، سید محمدکاظم عصار تهرانی ـ حکیم و از مفاخر فرهنگی ایران ـ درگذشت.
سید محمدکاظم لواسانی معروف به عصار تهرانی، در سال ۱۲۶۴ زاده شد. تحصیلات مقدماتی را نزد پدر خود آیتالله سید محمد عصار که از فضلا و مدرسان نامی تهران در عصر قاجار بود، آغاز کرد. سپس برای کسب علوم جدید به مدرسهی «دارالفنون» رفت. بعد از فارغالتحصیلی مدتی به درخواست رئیس دارالفنون برای تأسیس دبیرستان و تدریس علوم، راهی تبریز شد و در آن جا به تدریس علوم جدید و علوم طبیعی، حساب، هندسه، هیئت و زبان فرانسه مشغول شد. در تبریز با ثقةالاسلام تبریزی دوستی عمیقی یافت. معروف است ثقةالاسلام نزد عصار قسمتی از مباحث «اسفار» ملاصدرا را فرا گرفت. عصار پس از چند ماهی توقف در تبریز، از طریق قفقاز به اروپا رفت و در مدت حدود یک سال اقامت در فرانسه، به تعلیم و تکمیل علوم جدید پرداخت. سپس برای تکمیل علوم نقلی و عقلی به عتبات عالیات رفت. ۱۴ سال در آن جا ماند و نزد بزرگانی چون: آقا ضیاءالدین عراقی، آقا میرزا هاشم رشتی، آقا میرزا حسن کرمانشاهی، آقا میر شهابالدین نیریزی شیرازی و آقا ملا فتحالله نمازی شیرازی به تحصیل پرداخت، تا اینکه به مرتبهی اجتهاد نائل آمد. عصار خود نیز در این مدت در حوزه معقول و منقول تدریس میکرد. وی پس از تکمیل علوم نقلی و عقلی از نجف اشرف به ایران بازگشت. او در تهران اقامت گزید و در مدرسهی «سپهسالار» به سياق و روش حوزههای علميه، كتاب «شرح منظومهی سبزواری» را درس داد. شيخ محمدرضا ربانی تربتی، نصرالله شاهآبادی، نورالله شاهآبادی و شيخ محمدجواد مناقبی از شاگردان او در این مرحله بودند. عصار همچنین در سال ۱۳۲۸ در همان مدرسه كتاب «كفاية الاصول» ِ آخوند ملا محمدکاظم خراسانی را تدريس کرد که شاگردانی چون مهدی محقق و سيد محمدرضا علوی تهرانی در آن شركت میكردند. وی سپس در دانشگاه تهران به تدریس مشغول شد. او در زمان حيات خود زندگينامهای كوتاه تدوين كرد كه نسخهای از آن در كتابخانهی آستان قدس رضوی است. از استاد عصار آثاری نیز در فقه، اصول، حکمت، عرفان، تفسیر و حدیث باقی مانده، از آن میان: حواشی بر «قواعد و كشف الفوائد» ِ علامه حلّی، تعليقاتی بر «شرح منظومهی حاج ملاهادی سبزواری»، «رسالهی وحدت وجود»، «رسالهی بدا»، «اجابة الدعا فی مسئلة البدا» و «علم الحديث». «مجموعهی آثار عصار» به اهتمام سيد جلالالدين آشتيانی همراه با حواشی و تعليقات در سال ۱۳۷۶ در انتشارات اميركبير به چاپ رسيده است. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به پاس سالها خدمات علمی و فرهنگی، سید محمدکاظم عصار را به عنوان یکی از مفاخر ایرانزمین معرفی کرده است. استاد سید محمدکاظم عصار تهرانی در ۱۹ دی ۱۳۵۳ در ۸۹سالگی در تهران درگذشت ودر حرم حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۴۴ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۵۳، سید محمدکاظم عصار تهرانی ـ حکیم و از مفاخر فرهنگی ایران ـ درگذشت.
سید محمدکاظم لواسانی معروف به عصار تهرانی، در سال ۱۲۶۴ زاده شد. تحصیلات مقدماتی را نزد پدر خود آیتالله سید محمد عصار که از فضلا و مدرسان نامی تهران در عصر قاجار بود، آغاز کرد. سپس برای کسب علوم جدید به مدرسهی «دارالفنون» رفت. بعد از فارغالتحصیلی مدتی به درخواست رئیس دارالفنون برای تأسیس دبیرستان و تدریس علوم، راهی تبریز شد و در آن جا به تدریس علوم جدید و علوم طبیعی، حساب، هندسه، هیئت و زبان فرانسه مشغول شد. در تبریز با ثقةالاسلام تبریزی دوستی عمیقی یافت. معروف است ثقةالاسلام نزد عصار قسمتی از مباحث «اسفار» ملاصدرا را فرا گرفت. عصار پس از چند ماهی توقف در تبریز، از طریق قفقاز به اروپا رفت و در مدت حدود یک سال اقامت در فرانسه، به تعلیم و تکمیل علوم جدید پرداخت. سپس برای تکمیل علوم نقلی و عقلی به عتبات عالیات رفت. ۱۴ سال در آن جا ماند و نزد بزرگانی چون: آقا ضیاءالدین عراقی، آقا میرزا هاشم رشتی، آقا میرزا حسن کرمانشاهی، آقا میر شهابالدین نیریزی شیرازی و آقا ملا فتحالله نمازی شیرازی به تحصیل پرداخت، تا اینکه به مرتبهی اجتهاد نائل آمد. عصار خود نیز در این مدت در حوزه معقول و منقول تدریس میکرد. وی پس از تکمیل علوم نقلی و عقلی از نجف اشرف به ایران بازگشت. او در تهران اقامت گزید و در مدرسهی «سپهسالار» به سياق و روش حوزههای علميه، كتاب «شرح منظومهی سبزواری» را درس داد. شيخ محمدرضا ربانی تربتی، نصرالله شاهآبادی، نورالله شاهآبادی و شيخ محمدجواد مناقبی از شاگردان او در این مرحله بودند. عصار همچنین در سال ۱۳۲۸ در همان مدرسه كتاب «كفاية الاصول» ِ آخوند ملا محمدکاظم خراسانی را تدريس کرد که شاگردانی چون مهدی محقق و سيد محمدرضا علوی تهرانی در آن شركت میكردند. وی سپس در دانشگاه تهران به تدریس مشغول شد. او در زمان حيات خود زندگينامهای كوتاه تدوين كرد كه نسخهای از آن در كتابخانهی آستان قدس رضوی است. از استاد عصار آثاری نیز در فقه، اصول، حکمت، عرفان، تفسیر و حدیث باقی مانده، از آن میان: حواشی بر «قواعد و كشف الفوائد» ِ علامه حلّی، تعليقاتی بر «شرح منظومهی حاج ملاهادی سبزواری»، «رسالهی وحدت وجود»، «رسالهی بدا»، «اجابة الدعا فی مسئلة البدا» و «علم الحديث». «مجموعهی آثار عصار» به اهتمام سيد جلالالدين آشتيانی همراه با حواشی و تعليقات در سال ۱۳۷۶ در انتشارات اميركبير به چاپ رسيده است. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به پاس سالها خدمات علمی و فرهنگی، سید محمدکاظم عصار را به عنوان یکی از مفاخر ایرانزمین معرفی کرده است. استاد سید محمدکاظم عصار تهرانی در ۱۹ دی ۱۳۵۳ در ۸۹سالگی در تهران درگذشت ودر حرم حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
سهام سرمایه یکی ازمجموعه کتاب های آمادگی برای آزمون تحلیلگرخبره مالی است. کسانیکه می خواهند به صنعت مالی وارد شوند دوراه در پیش دارند؛ یکی اینکه در دانشگاه در مقطع کارشناسی ارشد رشته مالی را دنبال کنند، راه دیگر دادن آزمون های تحلیگر خبره مالی است. این آزمون ها به صورت متمرکز برنامه نویسی واجرا می شوند وهدف از برگزاری آنهاشناسایی وتایید کسانی است که ازحداقل های لازم برای فعالیت در بازار مالی جهانی برخوردارند. در اینجا تاکید برمهارت های ریاضی ومحاسباتی نیست، بلکه هدف نخست حصول اطمینان ازآشنایی کامل با بازار مالی وابزارهای آن وهمچنین داشتن بینش مالی است. افرادی که واجد چنین توانمندی هایی باشند به عنوان تحلیگرومعامله گردر بازارهای پیچیده وبه شدت رقابتی مالی فعالیت میکنند.
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
خرید تازه کتابخانه مرکزی که به زودی فهرست نویسی خواهد شد. 200 عنوان کتاب از منابع و مراجع از کتابفروشی ها و ناشران قم. امیدواریم مولفان و ناشران در ارسال آثارشان به کتابخانه مرکزی ما را در خدمت رسانی به استادان و دانشجویان کمک کنند.
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
ما در واژه سازی برای زمینه های علمی جدید، درست عمل نمی کنیم
تعداد کل مقالههايي که در مورد زبان علم يا واژهگزيني از اول مشروطه تا انقلاب اسلامي نوشته شده حدود 250 مقاله است و تعداد مقالههايي که در 15 سال پس از انقلاب در همين زمينه نوشته شده حدود 500 است، يعني دو برابر مقالههاي 80 سال قبل! تعداد واژهنامهها و فرهنگهايي که بعد از انقلاب نوشته شده نيز نسبت به دهههاي قبل از انقلاب رشد بسيار سريعي داشته است. اين نکات مؤيد آغاز دورة آگاهي است و اينکه توجه مردم ما به زبان و زبان علم بيشتر شده است. بررسي کيفي در اين مورد گوياتر است. شايد بدون اغراق 95 درصد از کل 250 مقالهاي که قبل از انقلاب در زمينة زبان علمي و يا واژهگزيني نوشته شده صرفاً موعظه، گلهمندي، و عيبجويي است، و نه مقالة بديع. در صورتي که درصد کل مقالههاي پژوهشي نوشته شده در زمينة واژهگزيني بعد از انقلاب رشد کيفي بسيار خوبي داشته است. ولي بايد اين رشد را در جهتي مثبت هدايت کنيم. براي اين کار اول بايد توجه کنيم که با چند ده ميليون واژة علمي سروکار داريم و بايد براي بررسي واژهها حتماً ابزار صنعتي به کار ببريم. اين شيوة بسيار نادرستي است که در کميسيونهايي بنشينيم و مثلاً براي فلان لفظ خارجي لغت بسازيم. نه اينکه اين کار بد باشد، بلکه اين سرعت واژهسازي اصلاً قابل مقايسه با سرعت ورود واژه به ايران نيست، چه برسد به سرعت ساخت واژه در تمام دنيا که گفتيم سالانه حداقل 250 هزار واژة جديد ساخته ميشود. ما از طريق نشستن در کارگروه ها حداکثر ميتوانيم سالانه چند هزار واژه بسازيم. فرهنگستان زبان و ادب فارسی که بیشترین بازده و حمایت را داشته است هیچگاه نتوانسته است بیش از 4000 وازه در سال تصویب کند! يعني حداکثر چند درصد واژههاي جديدي که در سال ساخته ميشود. اين برآورد خيلي خوشبينانه است، يعني فرض بر اين است که چندين ده ميليون واژه را به فارسي برگرداندهايم و ميخواهيم کار را ادامه بدهيم. با اين روش سالانه فقط ميتوانيم 2 تا 3 درصد واژههاي جديد را که ساخته ميشود به زبان خود وارد کنيم. کار واژهسازي يک کار صنعتي است، يك فناوري است، و ما بايد دقيقاً با همان روشهاي صنعت و فناوری عمل کنيم و به بازمهندسي فرايند واژه گزيني بپردازيم.
(معماری علم در ایران، ص 76)
@UT_Central_Library
تعداد کل مقالههايي که در مورد زبان علم يا واژهگزيني از اول مشروطه تا انقلاب اسلامي نوشته شده حدود 250 مقاله است و تعداد مقالههايي که در 15 سال پس از انقلاب در همين زمينه نوشته شده حدود 500 است، يعني دو برابر مقالههاي 80 سال قبل! تعداد واژهنامهها و فرهنگهايي که بعد از انقلاب نوشته شده نيز نسبت به دهههاي قبل از انقلاب رشد بسيار سريعي داشته است. اين نکات مؤيد آغاز دورة آگاهي است و اينکه توجه مردم ما به زبان و زبان علم بيشتر شده است. بررسي کيفي در اين مورد گوياتر است. شايد بدون اغراق 95 درصد از کل 250 مقالهاي که قبل از انقلاب در زمينة زبان علمي و يا واژهگزيني نوشته شده صرفاً موعظه، گلهمندي، و عيبجويي است، و نه مقالة بديع. در صورتي که درصد کل مقالههاي پژوهشي نوشته شده در زمينة واژهگزيني بعد از انقلاب رشد کيفي بسيار خوبي داشته است. ولي بايد اين رشد را در جهتي مثبت هدايت کنيم. براي اين کار اول بايد توجه کنيم که با چند ده ميليون واژة علمي سروکار داريم و بايد براي بررسي واژهها حتماً ابزار صنعتي به کار ببريم. اين شيوة بسيار نادرستي است که در کميسيونهايي بنشينيم و مثلاً براي فلان لفظ خارجي لغت بسازيم. نه اينکه اين کار بد باشد، بلکه اين سرعت واژهسازي اصلاً قابل مقايسه با سرعت ورود واژه به ايران نيست، چه برسد به سرعت ساخت واژه در تمام دنيا که گفتيم سالانه حداقل 250 هزار واژة جديد ساخته ميشود. ما از طريق نشستن در کارگروه ها حداکثر ميتوانيم سالانه چند هزار واژه بسازيم. فرهنگستان زبان و ادب فارسی که بیشترین بازده و حمایت را داشته است هیچگاه نتوانسته است بیش از 4000 وازه در سال تصویب کند! يعني حداکثر چند درصد واژههاي جديدي که در سال ساخته ميشود. اين برآورد خيلي خوشبينانه است، يعني فرض بر اين است که چندين ده ميليون واژه را به فارسي برگرداندهايم و ميخواهيم کار را ادامه بدهيم. با اين روش سالانه فقط ميتوانيم 2 تا 3 درصد واژههاي جديد را که ساخته ميشود به زبان خود وارد کنيم. کار واژهسازي يک کار صنعتي است، يك فناوري است، و ما بايد دقيقاً با همان روشهاي صنعت و فناوری عمل کنيم و به بازمهندسي فرايند واژه گزيني بپردازيم.
(معماری علم در ایران، ص 76)
@UT_Central_Library
ملاقات [آقاي فروزانفر] با حضرت آيتاللهالعظمي بروجردي
كيهان 19/9/1339
ديروز آقاي فروزانفر، رييس دانشكده معقول و منقول، به قم مشرف شدند و به حضور حضرت آيتاللهالعظمي بروجردي، پيشواي شيعيان جهان، رسيدند.
اين ملاقات مدت يك ساعت و نيم طول كشيد و آقاي فروزانفر پيرامون نشر معارف اسلامي و وحدت مسلمين و حسن تأثير مسافرت آقاي نخست وزير و هيأت حسن نيّت به افغانستان با حضرت آيتاللهالعظمي مذاكره كردند.
@UT_Central_Library
كيهان 19/9/1339
ديروز آقاي فروزانفر، رييس دانشكده معقول و منقول، به قم مشرف شدند و به حضور حضرت آيتاللهالعظمي بروجردي، پيشواي شيعيان جهان، رسيدند.
اين ملاقات مدت يك ساعت و نيم طول كشيد و آقاي فروزانفر پيرامون نشر معارف اسلامي و وحدت مسلمين و حسن تأثير مسافرت آقاي نخست وزير و هيأت حسن نيّت به افغانستان با حضرت آيتاللهالعظمي مذاكره كردند.
@UT_Central_Library
كتابخانه شخصي حكمت به دانشگاه اهدا شد
كيهان 22/3/1351
مراسم اهداي كتابخانه شخصي علياصغر حكمت، رييس اسبق دانشگاه و وزير پيشين فرهنگ، بعد از ظهر ديروز با حضور آقايان حميد رهنما، وزير اطلاعات، دكتر نهاوندي، رييس دانشگاه تهران و جمعي از شخصيتهاي مملكتي در كتابخانه مركزي دانشگاه برگزار شد.
ابتدا، رييس دانشگاه در مورد شخصيت علمي و دانشگاهي علياصغر حكمت، سخن گفت و از اهداي كتابخانه شخصي ايشان به دانشگاه سپاسگزاري كرد. سپس، علياصغر حكمت گفت: «زبان من قاصر است از اينكه جواب اينهمه لطف و مرحمت دانشگاهيان و رييس دانشگاه را بدهد. خدا را شكر ميكنم كه موفق شدم اين هديه ناقابل را به دانشگاه تقديم كنم تا جوانان و بهخصوص دانشجويان و دانشپژوهان از آن استفاده كنند. كتابخانه من شامل يك سري روزنامه است از زمان ناصرالدين شاه تا دوران مشروطيت و از مشروطيت تا حال حاضر و كتابهايي راجعبه قرآن كريم و نسخ و حواشي و ترجمه آن، و نيز نسخههايي از كتابهاي مربوط به تاريخ و جغرافيا، و يك مجموعه خطي (حدود 600 جلد).»
علياصغر حكمت سپس در مورد انگيزه اهداي كتابخانه خود به دانشگاه گفت: «براي اينكه اين كتابها بعد از مرگم به دست ورثه نيفتد و متفرق نشود و احياناًً به دست كتابفروشان نرسد و به تاراج نرود، تصميم گرفتم كليه آنها را در اختيار كتابخانه مركزي دانشگاه بگذارم. از طرفي طبق تعهدي كه كردم، تمام كتابهايي كه بعد از اين زمان به دستم برسد يا برايم ارسال شود، در اختيار كتابخانه دانشگاه ميگذارم.»
علياصغر حكمت آنگاه دفتر يادبود دانشگاه تهران را امضا كرد و در آن نوشت:
در روز 21 خرداد 1351 به مناسبت اهداي كتابخانه ناقابل به كتابخانه مركزي دانشگاه، يادگاري اين سطر نوشتهشد.
علياصغر حكمت
@UT_Central_Library
كيهان 22/3/1351
مراسم اهداي كتابخانه شخصي علياصغر حكمت، رييس اسبق دانشگاه و وزير پيشين فرهنگ، بعد از ظهر ديروز با حضور آقايان حميد رهنما، وزير اطلاعات، دكتر نهاوندي، رييس دانشگاه تهران و جمعي از شخصيتهاي مملكتي در كتابخانه مركزي دانشگاه برگزار شد.
ابتدا، رييس دانشگاه در مورد شخصيت علمي و دانشگاهي علياصغر حكمت، سخن گفت و از اهداي كتابخانه شخصي ايشان به دانشگاه سپاسگزاري كرد. سپس، علياصغر حكمت گفت: «زبان من قاصر است از اينكه جواب اينهمه لطف و مرحمت دانشگاهيان و رييس دانشگاه را بدهد. خدا را شكر ميكنم كه موفق شدم اين هديه ناقابل را به دانشگاه تقديم كنم تا جوانان و بهخصوص دانشجويان و دانشپژوهان از آن استفاده كنند. كتابخانه من شامل يك سري روزنامه است از زمان ناصرالدين شاه تا دوران مشروطيت و از مشروطيت تا حال حاضر و كتابهايي راجعبه قرآن كريم و نسخ و حواشي و ترجمه آن، و نيز نسخههايي از كتابهاي مربوط به تاريخ و جغرافيا، و يك مجموعه خطي (حدود 600 جلد).»
علياصغر حكمت سپس در مورد انگيزه اهداي كتابخانه خود به دانشگاه گفت: «براي اينكه اين كتابها بعد از مرگم به دست ورثه نيفتد و متفرق نشود و احياناًً به دست كتابفروشان نرسد و به تاراج نرود، تصميم گرفتم كليه آنها را در اختيار كتابخانه مركزي دانشگاه بگذارم. از طرفي طبق تعهدي كه كردم، تمام كتابهايي كه بعد از اين زمان به دستم برسد يا برايم ارسال شود، در اختيار كتابخانه دانشگاه ميگذارم.»
علياصغر حكمت آنگاه دفتر يادبود دانشگاه تهران را امضا كرد و در آن نوشت:
در روز 21 خرداد 1351 به مناسبت اهداي كتابخانه ناقابل به كتابخانه مركزي دانشگاه، يادگاري اين سطر نوشتهشد.
علياصغر حكمت
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library کارگاه آشنایی با پایگاه وایلی آنلاین شنبه 22 دی 97
کتاب درسی اول ابتدایی، چاپ 1328 وزارت فرهنگ. از مجموعه کتابهای درسی کتابخانه مرکزی
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
آموزش حرف (ط) در کتاب اول ابتدایی، وزارت فرهنگ، 1328
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library