در حدود ۱۴۰ سال پیش آدولفو ریبادنیرا (۱۸۴۱_۱۸۸۱م) در سفری از شمال تا جنوب ایران را پیمود. اغراق آمیز نیست اگر ریبادنیرا را نخستین جهانگرد اسپانیایی در شرق بنامیم؛ جهانگردی که سفرش با هدفی علمی و نیز برای مطالعه ی راه های تجارت با ایران یا حتی با اهداف استعماری اسپانیا در خاورمیانه به خصوص در ایران انجام گرفت. دولت جمهوری اول اسپانیا، به ریبادنیرا ماموریت داد تا امکانات تجارت با ایران را بررسی کند. در راه این ماموریت، ریبادنیرا به بررسی شهرهای ایران، مذهب، تاریخ، آداب و رسوم مناطق مختلف، معماری غنی ایران و امکان برقراری تجارت پرداخت که حاصل سفر و مطالعات وی کتاب حاضر است که در سه جلد در سال 1880 میلادی به چاپ رسید. بعد ها وی به یکی از بنیان گذاران اصلی شرق شناسی تبدیل شد و با آغاز مطالعات شرق شناسی در اروپا، از طریق مطالعات و سفرهایش به معرفی شرق در اسپانیا پرداخت.
این سفرنامه ماجراجویی های وی در مدت یک سال سفرش در سرتاسر ایران (۱۸۷۴_۱۸۷۵م) را در بر می گیرد.
این اثر با مقدمه فرناندو اسکریبانو مارتین، استاد دانشگاه مادرید و ترجمه ی مریم حق روستا، دانشیار دانشگاه تهران در ۱۳۹۷ به چاپ رسید.
مریم جعفرپور
این سفرنامه ماجراجویی های وی در مدت یک سال سفرش در سرتاسر ایران (۱۸۷۴_۱۸۷۵م) را در بر می گیرد.
این اثر با مقدمه فرناندو اسکریبانو مارتین، استاد دانشگاه مادرید و ترجمه ی مریم حق روستا، دانشیار دانشگاه تهران در ۱۳۹۷ به چاپ رسید.
مریم جعفرپور
امروزه در مقایسه با حدود سه دهه قبل شمار آثار علمی تولید شده در حوزه های گوناگون مطالعات سیاسی اسلام یا اسلامی در ایران، افزایش قابل توجهی یافته و متون جدید و مهمی تولید شده است. یکی از این حوزه ها، مطالعات عقلی و استدلالی در مباحث سیاسی _اجتماعی اسلام است که «فلسفه سیاسی»خوانده می شود. رویکرد کلی و هدف این تحقیق، ابتدا تبیین چیستیِ حکمت و فلسفه سیاسی در آموزه ها و فرهنگ و تمدن اسلامی و سپس وارد کردن آن به حوزه سیاست عملی در شرایط امروز و کاربردی تر کردن فلسفه و حکمت سیاسی اسلامی با ارائه ی تعاریف و تقسیم بندی های جدید بوده است.
کتاب در چهار فصل تنظیم شده است: فصل اول به تبیین ابعاد مختلف فلسفه ی سیاسی اسلامی و فصل دوم به حکمت و حکمت سیاسی مربوط می شود. در فصل سوم نیز جغرافیای فکری و معرفتی حکمت و فلسفه ی سیاسی اسلام بررسی می شود. فصل چهارم که به مثابه ی نتیجه است طرح "گذار از فلسفه و حمکت به سیاست عملی " ارائه شده است.
این اثر توسط علی اکبر علیخانی، دانشیار دانشگاه تهران به نگارش در آمده است و در سال 1397 انتشارات دانشگاه تهران آن را به چاپ رساند.
مریم جعفرپور
کتاب در چهار فصل تنظیم شده است: فصل اول به تبیین ابعاد مختلف فلسفه ی سیاسی اسلامی و فصل دوم به حکمت و حکمت سیاسی مربوط می شود. در فصل سوم نیز جغرافیای فکری و معرفتی حکمت و فلسفه ی سیاسی اسلام بررسی می شود. فصل چهارم که به مثابه ی نتیجه است طرح "گذار از فلسفه و حمکت به سیاست عملی " ارائه شده است.
این اثر توسط علی اکبر علیخانی، دانشیار دانشگاه تهران به نگارش در آمده است و در سال 1397 انتشارات دانشگاه تهران آن را به چاپ رساند.
مریم جعفرپور
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
محمدکاظم عصار تهرانی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۹ دی ۱۳۹۷
۴۴ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۵۳، سید محمدکاظم عصار تهرانی ـ حکیم و از مفاخر فرهنگی ایران ـ درگذشت.
سید محمدکاظم لواسانی معروف به عصار تهرانی، در سال ۱۲۶۴ زاده شد. تحصیلات مقدماتی را نزد پدر خود آیتالله سید محمد عصار که از فضلا و مدرسان نامی تهران در عصر قاجار بود، آغاز کرد. سپس برای کسب علوم جدید به مدرسهی «دارالفنون» رفت. بعد از فارغالتحصیلی مدتی به درخواست رئیس دارالفنون برای تأسیس دبیرستان و تدریس علوم، راهی تبریز شد و در آن جا به تدریس علوم جدید و علوم طبیعی، حساب، هندسه، هیئت و زبان فرانسه مشغول شد. در تبریز با ثقةالاسلام تبریزی دوستی عمیقی یافت. معروف است ثقةالاسلام نزد عصار قسمتی از مباحث «اسفار» ملاصدرا را فرا گرفت. عصار پس از چند ماهی توقف در تبریز، از طریق قفقاز به اروپا رفت و در مدت حدود یک سال اقامت در فرانسه، به تعلیم و تکمیل علوم جدید پرداخت. سپس برای تکمیل علوم نقلی و عقلی به عتبات عالیات رفت. ۱۴ سال در آن جا ماند و نزد بزرگانی چون: آقا ضیاءالدین عراقی، آقا میرزا هاشم رشتی، آقا میرزا حسن کرمانشاهی، آقا میر شهابالدین نیریزی شیرازی و آقا ملا فتحالله نمازی شیرازی به تحصیل پرداخت، تا اینکه به مرتبهی اجتهاد نائل آمد. عصار خود نیز در این مدت در حوزه معقول و منقول تدریس میکرد. وی پس از تکمیل علوم نقلی و عقلی از نجف اشرف به ایران بازگشت. او در تهران اقامت گزید و در مدرسهی «سپهسالار» به سياق و روش حوزههای علميه، كتاب «شرح منظومهی سبزواری» را درس داد. شيخ محمدرضا ربانی تربتی، نصرالله شاهآبادی، نورالله شاهآبادی و شيخ محمدجواد مناقبی از شاگردان او در این مرحله بودند. عصار همچنین در سال ۱۳۲۸ در همان مدرسه كتاب «كفاية الاصول» ِ آخوند ملا محمدکاظم خراسانی را تدريس کرد که شاگردانی چون مهدی محقق و سيد محمدرضا علوی تهرانی در آن شركت میكردند. وی سپس در دانشگاه تهران به تدریس مشغول شد. او در زمان حيات خود زندگينامهای كوتاه تدوين كرد كه نسخهای از آن در كتابخانهی آستان قدس رضوی است. از استاد عصار آثاری نیز در فقه، اصول، حکمت، عرفان، تفسیر و حدیث باقی مانده، از آن میان: حواشی بر «قواعد و كشف الفوائد» ِ علامه حلّی، تعليقاتی بر «شرح منظومهی حاج ملاهادی سبزواری»، «رسالهی وحدت وجود»، «رسالهی بدا»، «اجابة الدعا فی مسئلة البدا» و «علم الحديث». «مجموعهی آثار عصار» به اهتمام سيد جلالالدين آشتيانی همراه با حواشی و تعليقات در سال ۱۳۷۶ در انتشارات اميركبير به چاپ رسيده است. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به پاس سالها خدمات علمی و فرهنگی، سید محمدکاظم عصار را به عنوان یکی از مفاخر ایرانزمین معرفی کرده است. استاد سید محمدکاظم عصار تهرانی در ۱۹ دی ۱۳۵۳ در ۸۹سالگی در تهران درگذشت ودر حرم حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۴۴ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۵۳، سید محمدکاظم عصار تهرانی ـ حکیم و از مفاخر فرهنگی ایران ـ درگذشت.
سید محمدکاظم لواسانی معروف به عصار تهرانی، در سال ۱۲۶۴ زاده شد. تحصیلات مقدماتی را نزد پدر خود آیتالله سید محمد عصار که از فضلا و مدرسان نامی تهران در عصر قاجار بود، آغاز کرد. سپس برای کسب علوم جدید به مدرسهی «دارالفنون» رفت. بعد از فارغالتحصیلی مدتی به درخواست رئیس دارالفنون برای تأسیس دبیرستان و تدریس علوم، راهی تبریز شد و در آن جا به تدریس علوم جدید و علوم طبیعی، حساب، هندسه، هیئت و زبان فرانسه مشغول شد. در تبریز با ثقةالاسلام تبریزی دوستی عمیقی یافت. معروف است ثقةالاسلام نزد عصار قسمتی از مباحث «اسفار» ملاصدرا را فرا گرفت. عصار پس از چند ماهی توقف در تبریز، از طریق قفقاز به اروپا رفت و در مدت حدود یک سال اقامت در فرانسه، به تعلیم و تکمیل علوم جدید پرداخت. سپس برای تکمیل علوم نقلی و عقلی به عتبات عالیات رفت. ۱۴ سال در آن جا ماند و نزد بزرگانی چون: آقا ضیاءالدین عراقی، آقا میرزا هاشم رشتی، آقا میرزا حسن کرمانشاهی، آقا میر شهابالدین نیریزی شیرازی و آقا ملا فتحالله نمازی شیرازی به تحصیل پرداخت، تا اینکه به مرتبهی اجتهاد نائل آمد. عصار خود نیز در این مدت در حوزه معقول و منقول تدریس میکرد. وی پس از تکمیل علوم نقلی و عقلی از نجف اشرف به ایران بازگشت. او در تهران اقامت گزید و در مدرسهی «سپهسالار» به سياق و روش حوزههای علميه، كتاب «شرح منظومهی سبزواری» را درس داد. شيخ محمدرضا ربانی تربتی، نصرالله شاهآبادی، نورالله شاهآبادی و شيخ محمدجواد مناقبی از شاگردان او در این مرحله بودند. عصار همچنین در سال ۱۳۲۸ در همان مدرسه كتاب «كفاية الاصول» ِ آخوند ملا محمدکاظم خراسانی را تدريس کرد که شاگردانی چون مهدی محقق و سيد محمدرضا علوی تهرانی در آن شركت میكردند. وی سپس در دانشگاه تهران به تدریس مشغول شد. او در زمان حيات خود زندگينامهای كوتاه تدوين كرد كه نسخهای از آن در كتابخانهی آستان قدس رضوی است. از استاد عصار آثاری نیز در فقه، اصول، حکمت، عرفان، تفسیر و حدیث باقی مانده، از آن میان: حواشی بر «قواعد و كشف الفوائد» ِ علامه حلّی، تعليقاتی بر «شرح منظومهی حاج ملاهادی سبزواری»، «رسالهی وحدت وجود»، «رسالهی بدا»، «اجابة الدعا فی مسئلة البدا» و «علم الحديث». «مجموعهی آثار عصار» به اهتمام سيد جلالالدين آشتيانی همراه با حواشی و تعليقات در سال ۱۳۷۶ در انتشارات اميركبير به چاپ رسيده است. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به پاس سالها خدمات علمی و فرهنگی، سید محمدکاظم عصار را به عنوان یکی از مفاخر ایرانزمین معرفی کرده است. استاد سید محمدکاظم عصار تهرانی در ۱۹ دی ۱۳۵۳ در ۸۹سالگی در تهران درگذشت ودر حرم حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
سهام سرمایه یکی ازمجموعه کتاب های آمادگی برای آزمون تحلیلگرخبره مالی است. کسانیکه می خواهند به صنعت مالی وارد شوند دوراه در پیش دارند؛ یکی اینکه در دانشگاه در مقطع کارشناسی ارشد رشته مالی را دنبال کنند، راه دیگر دادن آزمون های تحلیگر خبره مالی است. این آزمون ها به صورت متمرکز برنامه نویسی واجرا می شوند وهدف از برگزاری آنهاشناسایی وتایید کسانی است که ازحداقل های لازم برای فعالیت در بازار مالی جهانی برخوردارند. در اینجا تاکید برمهارت های ریاضی ومحاسباتی نیست، بلکه هدف نخست حصول اطمینان ازآشنایی کامل با بازار مالی وابزارهای آن وهمچنین داشتن بینش مالی است. افرادی که واجد چنین توانمندی هایی باشند به عنوان تحلیگرومعامله گردر بازارهای پیچیده وبه شدت رقابتی مالی فعالیت میکنند.
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
خرید تازه کتابخانه مرکزی که به زودی فهرست نویسی خواهد شد. 200 عنوان کتاب از منابع و مراجع از کتابفروشی ها و ناشران قم. امیدواریم مولفان و ناشران در ارسال آثارشان به کتابخانه مرکزی ما را در خدمت رسانی به استادان و دانشجویان کمک کنند.
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
ما در واژه سازی برای زمینه های علمی جدید، درست عمل نمی کنیم
تعداد کل مقالههايي که در مورد زبان علم يا واژهگزيني از اول مشروطه تا انقلاب اسلامي نوشته شده حدود 250 مقاله است و تعداد مقالههايي که در 15 سال پس از انقلاب در همين زمينه نوشته شده حدود 500 است، يعني دو برابر مقالههاي 80 سال قبل! تعداد واژهنامهها و فرهنگهايي که بعد از انقلاب نوشته شده نيز نسبت به دهههاي قبل از انقلاب رشد بسيار سريعي داشته است. اين نکات مؤيد آغاز دورة آگاهي است و اينکه توجه مردم ما به زبان و زبان علم بيشتر شده است. بررسي کيفي در اين مورد گوياتر است. شايد بدون اغراق 95 درصد از کل 250 مقالهاي که قبل از انقلاب در زمينة زبان علمي و يا واژهگزيني نوشته شده صرفاً موعظه، گلهمندي، و عيبجويي است، و نه مقالة بديع. در صورتي که درصد کل مقالههاي پژوهشي نوشته شده در زمينة واژهگزيني بعد از انقلاب رشد کيفي بسيار خوبي داشته است. ولي بايد اين رشد را در جهتي مثبت هدايت کنيم. براي اين کار اول بايد توجه کنيم که با چند ده ميليون واژة علمي سروکار داريم و بايد براي بررسي واژهها حتماً ابزار صنعتي به کار ببريم. اين شيوة بسيار نادرستي است که در کميسيونهايي بنشينيم و مثلاً براي فلان لفظ خارجي لغت بسازيم. نه اينکه اين کار بد باشد، بلکه اين سرعت واژهسازي اصلاً قابل مقايسه با سرعت ورود واژه به ايران نيست، چه برسد به سرعت ساخت واژه در تمام دنيا که گفتيم سالانه حداقل 250 هزار واژة جديد ساخته ميشود. ما از طريق نشستن در کارگروه ها حداکثر ميتوانيم سالانه چند هزار واژه بسازيم. فرهنگستان زبان و ادب فارسی که بیشترین بازده و حمایت را داشته است هیچگاه نتوانسته است بیش از 4000 وازه در سال تصویب کند! يعني حداکثر چند درصد واژههاي جديدي که در سال ساخته ميشود. اين برآورد خيلي خوشبينانه است، يعني فرض بر اين است که چندين ده ميليون واژه را به فارسي برگرداندهايم و ميخواهيم کار را ادامه بدهيم. با اين روش سالانه فقط ميتوانيم 2 تا 3 درصد واژههاي جديد را که ساخته ميشود به زبان خود وارد کنيم. کار واژهسازي يک کار صنعتي است، يك فناوري است، و ما بايد دقيقاً با همان روشهاي صنعت و فناوری عمل کنيم و به بازمهندسي فرايند واژه گزيني بپردازيم.
(معماری علم در ایران، ص 76)
@UT_Central_Library
تعداد کل مقالههايي که در مورد زبان علم يا واژهگزيني از اول مشروطه تا انقلاب اسلامي نوشته شده حدود 250 مقاله است و تعداد مقالههايي که در 15 سال پس از انقلاب در همين زمينه نوشته شده حدود 500 است، يعني دو برابر مقالههاي 80 سال قبل! تعداد واژهنامهها و فرهنگهايي که بعد از انقلاب نوشته شده نيز نسبت به دهههاي قبل از انقلاب رشد بسيار سريعي داشته است. اين نکات مؤيد آغاز دورة آگاهي است و اينکه توجه مردم ما به زبان و زبان علم بيشتر شده است. بررسي کيفي در اين مورد گوياتر است. شايد بدون اغراق 95 درصد از کل 250 مقالهاي که قبل از انقلاب در زمينة زبان علمي و يا واژهگزيني نوشته شده صرفاً موعظه، گلهمندي، و عيبجويي است، و نه مقالة بديع. در صورتي که درصد کل مقالههاي پژوهشي نوشته شده در زمينة واژهگزيني بعد از انقلاب رشد کيفي بسيار خوبي داشته است. ولي بايد اين رشد را در جهتي مثبت هدايت کنيم. براي اين کار اول بايد توجه کنيم که با چند ده ميليون واژة علمي سروکار داريم و بايد براي بررسي واژهها حتماً ابزار صنعتي به کار ببريم. اين شيوة بسيار نادرستي است که در کميسيونهايي بنشينيم و مثلاً براي فلان لفظ خارجي لغت بسازيم. نه اينکه اين کار بد باشد، بلکه اين سرعت واژهسازي اصلاً قابل مقايسه با سرعت ورود واژه به ايران نيست، چه برسد به سرعت ساخت واژه در تمام دنيا که گفتيم سالانه حداقل 250 هزار واژة جديد ساخته ميشود. ما از طريق نشستن در کارگروه ها حداکثر ميتوانيم سالانه چند هزار واژه بسازيم. فرهنگستان زبان و ادب فارسی که بیشترین بازده و حمایت را داشته است هیچگاه نتوانسته است بیش از 4000 وازه در سال تصویب کند! يعني حداکثر چند درصد واژههاي جديدي که در سال ساخته ميشود. اين برآورد خيلي خوشبينانه است، يعني فرض بر اين است که چندين ده ميليون واژه را به فارسي برگرداندهايم و ميخواهيم کار را ادامه بدهيم. با اين روش سالانه فقط ميتوانيم 2 تا 3 درصد واژههاي جديد را که ساخته ميشود به زبان خود وارد کنيم. کار واژهسازي يک کار صنعتي است، يك فناوري است، و ما بايد دقيقاً با همان روشهاي صنعت و فناوری عمل کنيم و به بازمهندسي فرايند واژه گزيني بپردازيم.
(معماری علم در ایران، ص 76)
@UT_Central_Library
ملاقات [آقاي فروزانفر] با حضرت آيتاللهالعظمي بروجردي
كيهان 19/9/1339
ديروز آقاي فروزانفر، رييس دانشكده معقول و منقول، به قم مشرف شدند و به حضور حضرت آيتاللهالعظمي بروجردي، پيشواي شيعيان جهان، رسيدند.
اين ملاقات مدت يك ساعت و نيم طول كشيد و آقاي فروزانفر پيرامون نشر معارف اسلامي و وحدت مسلمين و حسن تأثير مسافرت آقاي نخست وزير و هيأت حسن نيّت به افغانستان با حضرت آيتاللهالعظمي مذاكره كردند.
@UT_Central_Library
كيهان 19/9/1339
ديروز آقاي فروزانفر، رييس دانشكده معقول و منقول، به قم مشرف شدند و به حضور حضرت آيتاللهالعظمي بروجردي، پيشواي شيعيان جهان، رسيدند.
اين ملاقات مدت يك ساعت و نيم طول كشيد و آقاي فروزانفر پيرامون نشر معارف اسلامي و وحدت مسلمين و حسن تأثير مسافرت آقاي نخست وزير و هيأت حسن نيّت به افغانستان با حضرت آيتاللهالعظمي مذاكره كردند.
@UT_Central_Library
كتابخانه شخصي حكمت به دانشگاه اهدا شد
كيهان 22/3/1351
مراسم اهداي كتابخانه شخصي علياصغر حكمت، رييس اسبق دانشگاه و وزير پيشين فرهنگ، بعد از ظهر ديروز با حضور آقايان حميد رهنما، وزير اطلاعات، دكتر نهاوندي، رييس دانشگاه تهران و جمعي از شخصيتهاي مملكتي در كتابخانه مركزي دانشگاه برگزار شد.
ابتدا، رييس دانشگاه در مورد شخصيت علمي و دانشگاهي علياصغر حكمت، سخن گفت و از اهداي كتابخانه شخصي ايشان به دانشگاه سپاسگزاري كرد. سپس، علياصغر حكمت گفت: «زبان من قاصر است از اينكه جواب اينهمه لطف و مرحمت دانشگاهيان و رييس دانشگاه را بدهد. خدا را شكر ميكنم كه موفق شدم اين هديه ناقابل را به دانشگاه تقديم كنم تا جوانان و بهخصوص دانشجويان و دانشپژوهان از آن استفاده كنند. كتابخانه من شامل يك سري روزنامه است از زمان ناصرالدين شاه تا دوران مشروطيت و از مشروطيت تا حال حاضر و كتابهايي راجعبه قرآن كريم و نسخ و حواشي و ترجمه آن، و نيز نسخههايي از كتابهاي مربوط به تاريخ و جغرافيا، و يك مجموعه خطي (حدود 600 جلد).»
علياصغر حكمت سپس در مورد انگيزه اهداي كتابخانه خود به دانشگاه گفت: «براي اينكه اين كتابها بعد از مرگم به دست ورثه نيفتد و متفرق نشود و احياناًً به دست كتابفروشان نرسد و به تاراج نرود، تصميم گرفتم كليه آنها را در اختيار كتابخانه مركزي دانشگاه بگذارم. از طرفي طبق تعهدي كه كردم، تمام كتابهايي كه بعد از اين زمان به دستم برسد يا برايم ارسال شود، در اختيار كتابخانه دانشگاه ميگذارم.»
علياصغر حكمت آنگاه دفتر يادبود دانشگاه تهران را امضا كرد و در آن نوشت:
در روز 21 خرداد 1351 به مناسبت اهداي كتابخانه ناقابل به كتابخانه مركزي دانشگاه، يادگاري اين سطر نوشتهشد.
علياصغر حكمت
@UT_Central_Library
كيهان 22/3/1351
مراسم اهداي كتابخانه شخصي علياصغر حكمت، رييس اسبق دانشگاه و وزير پيشين فرهنگ، بعد از ظهر ديروز با حضور آقايان حميد رهنما، وزير اطلاعات، دكتر نهاوندي، رييس دانشگاه تهران و جمعي از شخصيتهاي مملكتي در كتابخانه مركزي دانشگاه برگزار شد.
ابتدا، رييس دانشگاه در مورد شخصيت علمي و دانشگاهي علياصغر حكمت، سخن گفت و از اهداي كتابخانه شخصي ايشان به دانشگاه سپاسگزاري كرد. سپس، علياصغر حكمت گفت: «زبان من قاصر است از اينكه جواب اينهمه لطف و مرحمت دانشگاهيان و رييس دانشگاه را بدهد. خدا را شكر ميكنم كه موفق شدم اين هديه ناقابل را به دانشگاه تقديم كنم تا جوانان و بهخصوص دانشجويان و دانشپژوهان از آن استفاده كنند. كتابخانه من شامل يك سري روزنامه است از زمان ناصرالدين شاه تا دوران مشروطيت و از مشروطيت تا حال حاضر و كتابهايي راجعبه قرآن كريم و نسخ و حواشي و ترجمه آن، و نيز نسخههايي از كتابهاي مربوط به تاريخ و جغرافيا، و يك مجموعه خطي (حدود 600 جلد).»
علياصغر حكمت سپس در مورد انگيزه اهداي كتابخانه خود به دانشگاه گفت: «براي اينكه اين كتابها بعد از مرگم به دست ورثه نيفتد و متفرق نشود و احياناًً به دست كتابفروشان نرسد و به تاراج نرود، تصميم گرفتم كليه آنها را در اختيار كتابخانه مركزي دانشگاه بگذارم. از طرفي طبق تعهدي كه كردم، تمام كتابهايي كه بعد از اين زمان به دستم برسد يا برايم ارسال شود، در اختيار كتابخانه دانشگاه ميگذارم.»
علياصغر حكمت آنگاه دفتر يادبود دانشگاه تهران را امضا كرد و در آن نوشت:
در روز 21 خرداد 1351 به مناسبت اهداي كتابخانه ناقابل به كتابخانه مركزي دانشگاه، يادگاري اين سطر نوشتهشد.
علياصغر حكمت
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library کارگاه آشنایی با پایگاه وایلی آنلاین شنبه 22 دی 97
کتاب درسی اول ابتدایی، چاپ 1328 وزارت فرهنگ. از مجموعه کتابهای درسی کتابخانه مرکزی
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
آموزش حرف (ط) در کتاب اول ابتدایی، وزارت فرهنگ، 1328
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
اصول علم جبر و مقابله، تألیف آقاخان مهندس، برای مدرسه دارالفنون، 1320ق. از مجموعه کتابهای درسی کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
Photo
#تقویم_فرهنگی امروز، ۲۱ دی ۱۳۹۷
۶۲ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۳۵، ابوالقاسم سحاب ـ دانشمند علوم عقلی و نقلی ـ درگذشت.
استاد ابوالقاسم سحاب در سال ۱۲۶۶ در تفرش به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در مکتبخانههای زادگاهش گذراند و از محضر علمای آن جا کسب فیض کرد. استاد سحاب در دوران نوجوانی موفق به فراگیری علوم عقلی و نقلی و همچنین فقه و اصول، کلام، حکمت، تفسیر و تاریخ اسلام گردید. در علوم اسلامی مسلط شد و مورد مشورت اهل دانش قرار گرفت. استاد سحاب در دوران جوانی از زادگاهش به تهران آمد و در محضر علمای طراز اول تهران همچون: شیخ علی نوری و سید عبدالرحیم سنگلجی به تکمیل معلومات خود پرداخت. همزمان زبانهای فرانسه و انگلیسی را آموخت و به آنها تسلط یافت. مدتی نیز مدیریت داخلی «مجلهی تعلیم و تربیت» را بر عهده داشت. سپس به معاونت کتابخانهی ملی برگزیده شد. استاد سحاب در طول زندگی به شغل شریف معلمی اشتغال داشت و در اواخر عمر در دانشسرای تهران به خدمات فرهنگی خود ادامه داد. «شرح زندگانی حسین بن علی علیهالسلام» در ۲ مجلّد، «آداب نماز جمعه» و «زندگانی امامان موسی، هادی و حسن عسکری» علیهمالسلام در ۴ مجلّد، از آثار وی است. استاد ابوالقاسم سحاب ـ دانشمند علوم عقلی و نقلی ـ در ۲۱ دی ۱۳۳۵ در ۶۹سالگی شمع وجودش خاموش گشت. استاد دکتر عباس سحاب ـ پدر نقشهکشی و کارتوگرافی ایران ـ فرزند ابوالقاسم سحاب است.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۶۲ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۳۵، ابوالقاسم سحاب ـ دانشمند علوم عقلی و نقلی ـ درگذشت.
استاد ابوالقاسم سحاب در سال ۱۲۶۶ در تفرش به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در مکتبخانههای زادگاهش گذراند و از محضر علمای آن جا کسب فیض کرد. استاد سحاب در دوران نوجوانی موفق به فراگیری علوم عقلی و نقلی و همچنین فقه و اصول، کلام، حکمت، تفسیر و تاریخ اسلام گردید. در علوم اسلامی مسلط شد و مورد مشورت اهل دانش قرار گرفت. استاد سحاب در دوران جوانی از زادگاهش به تهران آمد و در محضر علمای طراز اول تهران همچون: شیخ علی نوری و سید عبدالرحیم سنگلجی به تکمیل معلومات خود پرداخت. همزمان زبانهای فرانسه و انگلیسی را آموخت و به آنها تسلط یافت. مدتی نیز مدیریت داخلی «مجلهی تعلیم و تربیت» را بر عهده داشت. سپس به معاونت کتابخانهی ملی برگزیده شد. استاد سحاب در طول زندگی به شغل شریف معلمی اشتغال داشت و در اواخر عمر در دانشسرای تهران به خدمات فرهنگی خود ادامه داد. «شرح زندگانی حسین بن علی علیهالسلام» در ۲ مجلّد، «آداب نماز جمعه» و «زندگانی امامان موسی، هادی و حسن عسکری» علیهمالسلام در ۴ مجلّد، از آثار وی است. استاد ابوالقاسم سحاب ـ دانشمند علوم عقلی و نقلی ـ در ۲۱ دی ۱۳۳۵ در ۶۹سالگی شمع وجودش خاموش گشت. استاد دکتر عباس سحاب ـ پدر نقشهکشی و کارتوگرافی ایران ـ فرزند ابوالقاسم سحاب است.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
به اطلاع می رساند پایگاه پروکواست در روز شنبه ۲۹ دیماه ( ۱۹ ژانویه ۲۰۱۹) جهت ارتقای زیر ساخت ، خارج از سرویس خواهد بود.
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
کتاب تشريح بدن انسان، تألیف یاکوب ادوارد پولاک، معلم مدرسه دارالفنون، 1270ق. از مجموعه کتابهای درسی کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
📝 سلسله یادداشت های دکتر رضا منصوری درباره علم نوین
[این آخرین یادداشت خواهد بود]
What is Science?
علم چیست؟
🔸بخش دوم: علم در جامعه های بدون اجتماع علمی
II. Science in the societies without scientific community
یادداشت شانزدهم:بخش نهایی
سیاست های گذار از چندگنی به همگنی
Policies for a transition from heterogeneity to homogeneity
تا سرماية نمادين ضمني ايجاد نشود چندگني در جامعه جاي خود را به همگنی نميدهد. آنچه آشنايان با فرهنگ غربي يا با علم نوين به جامعة خودشان وارد ميكنند معمولاً نقلِ (بیانِ) معرفت علمي جديد و انتقال ظواهر زندگي مبتني بر علم نوين است؛ از این طریق حتي سرماية نمادين در جامعه توليد نميشود چه رسد به سرمایهء نمادین ضمنی. اين افرادِ ناقلِ دانش و سواد جديد حداكثر واژهها و ابزار جديد را وارد كشور ميكنند؛ اما می¬دانیم که واژهها معمولاً به همراه خود مفهوم اصلي را كه منظور از واژه است به فرهنگ یک جامعه وارد نميكنند. ورود واژه¬ها بدون درک مفهوم متناظر آن ها به ملغمهاي شدن مفهومي، و نيز ادامة حضور ناهمزمانِ مفاهيم از سنتهاي مختلف، می انجامد.
شکل گیری اجتماع علمي نشان از پذیرش و درک مفهوم های مرتبط دارد. نبود اجتماع علمی در عصر چندگنی اما نشان از درک نشدن مفهوم علم نوین در اجتماع دارد؛ در چنین اجتماعی نمی شود به گونه ای سياستگذاري کرد که گویی مفهوم های مرتبط وارد مدنیت و فرهنگ این کشورها شده است. لابد در کاربرد مفاهيمي مانند چرخة پذيرفتگي، دادوستد اطلاعات-اعتبار، و قرارداد دو جانبة علم نیز باید احتیاط کرد و انتظار داشت همهء این واژه ها در کشوری مثل ما- به نوعی مرتبط با مفاهیم ملغمه ای- مصادره و از اصل خود دور شوند.
تاکید بر معماری علم در کشوری مانند ایران به دلیل همین چند-زمانی و چندگنی فرهنگی و توجه دادن به پرهیز از سیاست هایی است که مرسوم جامعه ی علمی پیشرفته ی کشورهای صنعتی در حضور یک اجتماع علمی است. تا از جامعهء چند زمانِ ما سوال برنخیزد، تا دانشگران نوین روش بررسی این سوال ها یا کنار گذاشتن آن ها را فرا نگیرند، تا سیاست گذاران و مدیران دولتی و خصوصی از درگیر شدن دانشگران جامعه بااین سوال ها و فراهم کردن ابزار آن حمایت نکنند اجتماع علمی شکل نمی گیرد و در فرایند آن تک زمانی و همگنی فرهنگی اتفاق نخواهد افتاد. در معماری علم باید به این بنیان ها توجه کرد تا سیاست گذاری های ما برای توسعه و توسعهء علم ابتر نشود. سیاست های متصلب مبتنی بر افزایش مکانیکی بعضی شاخص های ثانویه انحراف از این واقعیت ها است.
@UT_Central_Library
yon.ir/ZkDjJ
[این آخرین یادداشت خواهد بود]
What is Science?
علم چیست؟
🔸بخش دوم: علم در جامعه های بدون اجتماع علمی
II. Science in the societies without scientific community
یادداشت شانزدهم:بخش نهایی
سیاست های گذار از چندگنی به همگنی
Policies for a transition from heterogeneity to homogeneity
تا سرماية نمادين ضمني ايجاد نشود چندگني در جامعه جاي خود را به همگنی نميدهد. آنچه آشنايان با فرهنگ غربي يا با علم نوين به جامعة خودشان وارد ميكنند معمولاً نقلِ (بیانِ) معرفت علمي جديد و انتقال ظواهر زندگي مبتني بر علم نوين است؛ از این طریق حتي سرماية نمادين در جامعه توليد نميشود چه رسد به سرمایهء نمادین ضمنی. اين افرادِ ناقلِ دانش و سواد جديد حداكثر واژهها و ابزار جديد را وارد كشور ميكنند؛ اما می¬دانیم که واژهها معمولاً به همراه خود مفهوم اصلي را كه منظور از واژه است به فرهنگ یک جامعه وارد نميكنند. ورود واژه¬ها بدون درک مفهوم متناظر آن ها به ملغمهاي شدن مفهومي، و نيز ادامة حضور ناهمزمانِ مفاهيم از سنتهاي مختلف، می انجامد.
شکل گیری اجتماع علمي نشان از پذیرش و درک مفهوم های مرتبط دارد. نبود اجتماع علمی در عصر چندگنی اما نشان از درک نشدن مفهوم علم نوین در اجتماع دارد؛ در چنین اجتماعی نمی شود به گونه ای سياستگذاري کرد که گویی مفهوم های مرتبط وارد مدنیت و فرهنگ این کشورها شده است. لابد در کاربرد مفاهيمي مانند چرخة پذيرفتگي، دادوستد اطلاعات-اعتبار، و قرارداد دو جانبة علم نیز باید احتیاط کرد و انتظار داشت همهء این واژه ها در کشوری مثل ما- به نوعی مرتبط با مفاهیم ملغمه ای- مصادره و از اصل خود دور شوند.
تاکید بر معماری علم در کشوری مانند ایران به دلیل همین چند-زمانی و چندگنی فرهنگی و توجه دادن به پرهیز از سیاست هایی است که مرسوم جامعه ی علمی پیشرفته ی کشورهای صنعتی در حضور یک اجتماع علمی است. تا از جامعهء چند زمانِ ما سوال برنخیزد، تا دانشگران نوین روش بررسی این سوال ها یا کنار گذاشتن آن ها را فرا نگیرند، تا سیاست گذاران و مدیران دولتی و خصوصی از درگیر شدن دانشگران جامعه بااین سوال ها و فراهم کردن ابزار آن حمایت نکنند اجتماع علمی شکل نمی گیرد و در فرایند آن تک زمانی و همگنی فرهنگی اتفاق نخواهد افتاد. در معماری علم باید به این بنیان ها توجه کرد تا سیاست گذاری های ما برای توسعه و توسعهء علم ابتر نشود. سیاست های متصلب مبتنی بر افزایش مکانیکی بعضی شاخص های ثانویه انحراف از این واقعیت ها است.
@UT_Central_Library
yon.ir/ZkDjJ
برگی از روزنامه وقایع اتفاقیه. خبری در باره تلگراف که در اروپا شایع شده و در ایران هم آغاز خواهد شد.
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library