«قومی بیدست و بیپا چون طلسم و ژیوه(متحرک اما بیاراده و به ظاهر زنده) میجنبند...»
مولانا
فیه ما فیه
@varijkazemi
مولانا
فیه ما فیه
@varijkazemi
❤31👍19👎2
برانچ و دگرگونی عادتهای روزمره در طبقات متوسط شهری
عباس کاظمی
@varijkazemi
ایدهی «برانچ» — صبحانهی دیرهنگام آخر هفته — مجموعهای از متغیرهای روزمره را در هم میآمیزد:تغییر ساعت خواب و بیداری، الگوی صبحانهخوردن، شیوهی مهمانی، زندگی کافهای و دیگر کنشهای مرتبط با فراغت شهری. این ایده که نخستینبار در اواخر قرن نوزدهم در میان طبقات مرفه و بهویژه محیطهای دانشگاهی بریتانیا شکل گرفت، با ورود به ایالات متحده بهعنوان بخشی از سبک زندگی جهانی تثبیت شد و در ادامه ریتم زندگی مدرن را تغییرات بنیادین بخشید.
برانچ از منظر بوردیو نمونهای از «پراکسیس تمایز» است: از طریق نوعی شیوهی خوردن متمایز، شیوهی بودنِ متفاوتی نیز به نمایش گذاشته میشود. آنچه بهظاهر فقط جابهجایی زمانیِ یک وعدهی غذایی است، در واقع جابهجاییِ مؤلفههای زمانبندیِ زندگی شهری را بههمراه دارد؛ صبحانهای که به آستانهی ظهر کشیده میشود، مرزهای زمانیِ مرسومِ کار، فراغت و آخر هفته را مخدوش میسازد.
در ایران، گسترش برانچ در آستانهی دههی ۱۳۹۰ با پدیدار شدنِ گستردهی «زیست کافهای» و قدرتِ نمایشی شبکههای تصویری—بهویژه اینستاگرام—همراه شد. تعامل فضای کافهای و بازنمایی تصویریِ لحظاتِ مصرف، برانچ را از یک عادت غذایی به مناسکی شهری و نمادین تبدیل کرد. این مناسکیشدن مصرف، نخست مفهومِ ثابتِ زمان صبحگاهی را سیال ساخت و سپس الگوی آخر هفته را در دلِ هفته گسترش داد، نتیجه این شد که ریتمِ زمانِ کارِ طبقات مرفه و سازمانهای نوپدید نیز تا اندازهای تابعِ منطقِ برانچ و زندگیکافهای گردید.
برانچ در کنار زیستِ کافهای، یک الگوی نو از «فضا–بدن» تولید کرد: حضور در فضاهای نورگیر و صمیمی، آراستگی بدن و ژستِ نمایشیِ مصرف همگی جزئی از این سبک زندگیاند. برای جامعهای تنشزده و پراضطراب ایران، این شکلِ نوپدید از زندگی کافهای گاه همچون اندرونیِ امن و خلوتکدهای آرام عمل میکند—مکانی برای بازیابیِ آرامش و نمایشِ «زندگیِ نرمالِ شهری».
در مجموع، برانچ و به طور کلی« زندگی کافهای» تنها یک تغییر در الگوی غذایی نیست؛ بلکه نشانهای است از بازآراییِ زمان، فضا و هویتِ شهری در ایرانِ معاصر — پدیدهای که هم مصرفِ نمادین را دگرگون کرده و هم نمودی از آرزوی «عادیسازیِ زندگی» در میان طبقات متوسط شهری فراهم آورده است.
پ.ن:
عادتهای ما چگونه به میانجی فضاهای نوپدید تغییر میکنند.
عباس کاظمی
@varijkazemi
ایدهی «برانچ» — صبحانهی دیرهنگام آخر هفته — مجموعهای از متغیرهای روزمره را در هم میآمیزد:تغییر ساعت خواب و بیداری، الگوی صبحانهخوردن، شیوهی مهمانی، زندگی کافهای و دیگر کنشهای مرتبط با فراغت شهری. این ایده که نخستینبار در اواخر قرن نوزدهم در میان طبقات مرفه و بهویژه محیطهای دانشگاهی بریتانیا شکل گرفت، با ورود به ایالات متحده بهعنوان بخشی از سبک زندگی جهانی تثبیت شد و در ادامه ریتم زندگی مدرن را تغییرات بنیادین بخشید.
برانچ از منظر بوردیو نمونهای از «پراکسیس تمایز» است: از طریق نوعی شیوهی خوردن متمایز، شیوهی بودنِ متفاوتی نیز به نمایش گذاشته میشود. آنچه بهظاهر فقط جابهجایی زمانیِ یک وعدهی غذایی است، در واقع جابهجاییِ مؤلفههای زمانبندیِ زندگی شهری را بههمراه دارد؛ صبحانهای که به آستانهی ظهر کشیده میشود، مرزهای زمانیِ مرسومِ کار، فراغت و آخر هفته را مخدوش میسازد.
در ایران، گسترش برانچ در آستانهی دههی ۱۳۹۰ با پدیدار شدنِ گستردهی «زیست کافهای» و قدرتِ نمایشی شبکههای تصویری—بهویژه اینستاگرام—همراه شد. تعامل فضای کافهای و بازنمایی تصویریِ لحظاتِ مصرف، برانچ را از یک عادت غذایی به مناسکی شهری و نمادین تبدیل کرد. این مناسکیشدن مصرف، نخست مفهومِ ثابتِ زمان صبحگاهی را سیال ساخت و سپس الگوی آخر هفته را در دلِ هفته گسترش داد، نتیجه این شد که ریتمِ زمانِ کارِ طبقات مرفه و سازمانهای نوپدید نیز تا اندازهای تابعِ منطقِ برانچ و زندگیکافهای گردید.
برانچ در کنار زیستِ کافهای، یک الگوی نو از «فضا–بدن» تولید کرد: حضور در فضاهای نورگیر و صمیمی، آراستگی بدن و ژستِ نمایشیِ مصرف همگی جزئی از این سبک زندگیاند. برای جامعهای تنشزده و پراضطراب ایران، این شکلِ نوپدید از زندگی کافهای گاه همچون اندرونیِ امن و خلوتکدهای آرام عمل میکند—مکانی برای بازیابیِ آرامش و نمایشِ «زندگیِ نرمالِ شهری».
در مجموع، برانچ و به طور کلی« زندگی کافهای» تنها یک تغییر در الگوی غذایی نیست؛ بلکه نشانهای است از بازآراییِ زمان، فضا و هویتِ شهری در ایرانِ معاصر — پدیدهای که هم مصرفِ نمادین را دگرگون کرده و هم نمودی از آرزوی «عادیسازیِ زندگی» در میان طبقات متوسط شهری فراهم آورده است.
پ.ن:
عادتهای ما چگونه به میانجی فضاهای نوپدید تغییر میکنند.
❤27👍17
dar-bab-telefon.pdf
190.1 KB
در باب تلفن
نوشتهی والتربنیامین
ترجمهی عباس کاظمی
۸ آبان ۱۴۰۴
زمان مطالعه : ۵ دقیقه
ماهنامهی پیوست: شماره ۱۳۹
این جستار کوتاه، خوانشی است جامعهشناختی از تلفن که والتربنیامین در قالب متنی زندگینامهای از دوران کودکیاش در برلین دهه ۱۹۰۰ بهدست میدهد. میتوان دید چگونه کاربرد فناوریهای ارتباطی نقش مهمی در شکلگیری مدرنیته بهمثابه تجربهای جمعی بازی میکند. از سویی دیگر، بنیامین با ارجاع ما به خاطرات کودکیاش در برابر نیروهای تهدیدکننده فراموشی اجتماعی میایستد. هدف اولیه بنیامین «یادآوری» برای نجات لحظهای از گذشته است، چیزی که ریچارد وولین آن را نقد «رستگاری بخش» مینامد. بااینحال، بنیامین صرفاً درگیر «یادآوری» نیست. او همچنین در حال مرور روندی است که در رابطه با تلفن از سر گذرانده و در واقع، به چگونگی تجربهکردن چیزها علاقهمند است. او پی میبرد که تنها راهِ تجربه این امور، از طریقِ «نقد درونماندگار» است که بهواسطه خودِ شیء (در اینجا، تلفن) عرضه میشود......
@varijkazemi
نوشتهی والتربنیامین
ترجمهی عباس کاظمی
۸ آبان ۱۴۰۴
زمان مطالعه : ۵ دقیقه
ماهنامهی پیوست: شماره ۱۳۹
این جستار کوتاه، خوانشی است جامعهشناختی از تلفن که والتربنیامین در قالب متنی زندگینامهای از دوران کودکیاش در برلین دهه ۱۹۰۰ بهدست میدهد. میتوان دید چگونه کاربرد فناوریهای ارتباطی نقش مهمی در شکلگیری مدرنیته بهمثابه تجربهای جمعی بازی میکند. از سویی دیگر، بنیامین با ارجاع ما به خاطرات کودکیاش در برابر نیروهای تهدیدکننده فراموشی اجتماعی میایستد. هدف اولیه بنیامین «یادآوری» برای نجات لحظهای از گذشته است، چیزی که ریچارد وولین آن را نقد «رستگاری بخش» مینامد. بااینحال، بنیامین صرفاً درگیر «یادآوری» نیست. او همچنین در حال مرور روندی است که در رابطه با تلفن از سر گذرانده و در واقع، به چگونگی تجربهکردن چیزها علاقهمند است. او پی میبرد که تنها راهِ تجربه این امور، از طریقِ «نقد درونماندگار» است که بهواسطه خودِ شیء (در اینجا، تلفن) عرضه میشود......
@varijkazemi
❤27👍11👎1
The Matter of Habit.pdf
2.8 MB
The Matter of Habit. American Journal of Sociology, Vol. 91, No. 5.
Charles camic
🔹عادت روزگاری جزو مفهوم مرکزی جامعه شناسی بوده است. به ویژه در آثار دورکیم و وبر. اما به تدریج این مفهوم به حاشیه رانده شد و در حوزه روانشناسی صرف تعریف شد. کامیک در این مقاله، دو پرسش محوری را دنبال میکند: اول، «عادت» پیش از قرن بیستم چه معناهایی داشته و چگونه در آثار متفکران کلاسیک جای میگرفته؛ دوم، چرا این مفهوم از دستگاه مفهومیِ جامعهشناسی معاصر تقریباً محو شده است.
🔸کنارنهادنِ مفهوم عادت، موجب کجاندیشی فهم ما از بسیاری از واقعیتهای اجتماعی شده است: پدیدارهایی که بهسادگی با قابِ کنشِ بازتابی توضیحپذیر نیستند. بازگرداندنِ بارِ مفهومیِ این واژه میتواند افقهای جدیدی در توضیح پایداریِ نظم اجتماعی، تولیدِ هنجار و مقاومت در برابر تغییر بگشاید.
معرفی:عباس کاظمی
#عادت
@varijkazemi
Charles camic
🔹عادت روزگاری جزو مفهوم مرکزی جامعه شناسی بوده است. به ویژه در آثار دورکیم و وبر. اما به تدریج این مفهوم به حاشیه رانده شد و در حوزه روانشناسی صرف تعریف شد. کامیک در این مقاله، دو پرسش محوری را دنبال میکند: اول، «عادت» پیش از قرن بیستم چه معناهایی داشته و چگونه در آثار متفکران کلاسیک جای میگرفته؛ دوم، چرا این مفهوم از دستگاه مفهومیِ جامعهشناسی معاصر تقریباً محو شده است.
🔸کنارنهادنِ مفهوم عادت، موجب کجاندیشی فهم ما از بسیاری از واقعیتهای اجتماعی شده است: پدیدارهایی که بهسادگی با قابِ کنشِ بازتابی توضیحپذیر نیستند. بازگرداندنِ بارِ مفهومیِ این واژه میتواند افقهای جدیدی در توضیح پایداریِ نظم اجتماعی، تولیدِ هنجار و مقاومت در برابر تغییر بگشاید.
معرفی:عباس کاظمی
#عادت
@varijkazemi
👍12❤8
Forwarded from Davam.دوام
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🧩 عادتها فقط رفتار فردی نیستند؛
آنها الگوهای تکرارشوندهی زندگی اجتماعیاند.
در رویداد «عادتها، رنگ تا روایت فرهنگ»،
👨🏻🏫 دکتر عباس وریجکاظمی، جامعهشناس و پژوهشگر فرهنگ،
از این میگوید که چگونه عادتهای روزمره،
سبکهای زندگی را شکل میدهند،
مرزهای فرهنگی را جابهجا میکنند
و حتی هویت نسلها را بازتعریف میسازند.
درباره عادتها به مثابه ساخت اجتماعی خواهد گفت.
وقتی جامعه تغییر میکند،
اول از همه عادتها دگرگون میشوند.
📍دانشکده مدیریت صنعتی و فناوری دانشگاه تهران
🗓️ ۱۳ آبان
🎟️ لینک ثبتنام در بایو
کد تخفیف ویژه:DAVAM60
#رویداد_دوام #عباس_وریج_کاظمی #فرهنگ #عادت #جامعهشناسی #سبک_زندگی #روانشناسی_اجتماعی
آنها الگوهای تکرارشوندهی زندگی اجتماعیاند.
در رویداد «عادتها، رنگ تا روایت فرهنگ»،
👨🏻🏫 دکتر عباس وریجکاظمی، جامعهشناس و پژوهشگر فرهنگ،
از این میگوید که چگونه عادتهای روزمره،
سبکهای زندگی را شکل میدهند،
مرزهای فرهنگی را جابهجا میکنند
و حتی هویت نسلها را بازتعریف میسازند.
درباره عادتها به مثابه ساخت اجتماعی خواهد گفت.
وقتی جامعه تغییر میکند،
اول از همه عادتها دگرگون میشوند.
📍دانشکده مدیریت صنعتی و فناوری دانشگاه تهران
🗓️ ۱۳ آبان
🎟️ لینک ثبتنام در بایو
کد تخفیف ویژه:DAVAM60
#رویداد_دوام #عباس_وریج_کاظمی #فرهنگ #عادت #جامعهشناسی #سبک_زندگی #روانشناسی_اجتماعی
❤5👍5
That’s enough about.pdf
215.5 KB
▪️That’s enough about
ethnography!
🔹Tim Ingold , University of Aberdeen
2014 | Hau: Journal of Ethnographic Theory 4 (1): 383–395
ethnography!
🔹Tim Ingold , University of Aberdeen
2014 | Hau: Journal of Ethnographic Theory 4 (1): 383–395
عباس وریج کاظمی
That’s enough about.pdf
از زندگی حرف بزنیم نه از اتنوگرافی
عباس کاظمی
@varijkazemi
▪️تیم اینگولد در مقاله "حرف زدن از اتنوگرافی کافی است،" میکوشد نشان دهد که اتنوگرافی بهشدت مفهومی فرسوده است: واژهای که امروز بهصورت ناسَنجیده در حوزههای گوناگون بهکار میرود و معنای دقیق و تعهدِ عملیِ آن را از میان برده است. او تمایز بنیادی بین «ethnography» بهعنوان هنر نوشتن دربارهٔ مردم و «participant observation» بهعنوان شیوهٔ کاریِ بنیادی انسانشناسی میگذارد و هشدار میدهد که اتنوگرافی میدانِ عملِ میدانی را تبدیل به آرشیوی برای تولید «داده» و تئوریپردازیِ آکادمیک میکند.
🔹پاسخِ پیشنهادی او، بازپسگیریِ سنتِ «participant observation» در قالبِ یک شیوهٔ آموزشی و وجودشناسانه است؛ رویکردی که او آن را «correspondence» مینامد: حرکتِ همزمانِ ادراک و کنش در همراهی با دیگران و با جهان، نه ترکِ میدان برای ثبت و گزارشِ پسینی. به بیان اینگولد، انسانشناسی باید از تسلیم شدن به اتنوگرافیِ مرسوم دست بردارد و خود را بهعنوان رشتهای آموزشدهنده و آستانهساز برای بازپیوستنِ خیال و زندگیِ واقعی بازبستانَد—چنین بازگشتی اثرگذاری عمومیِ بیشتری برای رشته فراهم میآورد.
🔸در انسانشناسی معاصر، واژهٔ اتنوگرافی بیش از حد و در هر زمینهای استفاده میشود، تا جایی که به یک «شعار» یا «برچسب بیضرر» تبدیل شده است. به نظر او، اتنوگرافی دارد جای انسانشناسی را میگیرد و این خطرناک است.
او میپرسد:
«آیا وظیفهٔ انسانشناس، صرفاً تولید قومنگاری و ثبت دادههاست؟ یا انسانشناسی چیزی بسیار فراتر از این دارد که عرضه کند؟»اینگولد میگوید:
«انسانشناسی هنرِ توجه است (education of attention)، نه صنعتِ جمعآوری داده.»
❇️ او در ابن مقاله، نشان میدهد که چرا اتنوگرافی در دانشگاهها محبوب شده است:
1⃣ چون قابل «کدگذاری، روشمند و آموزشپذیر» است؛
2⃣ چون تبدیل به «روش استاندارد برای تولید داده کیفی» شده؛
3⃣ چون دانشگاهها میخواهند چیزی قابل اندازهگیری و قابل انتشار ارائه شود.
اما مشکل اینجاست که اتنوگرافی داده تولید میکند، اما جهان را نمیفهمد؛ به مشاهدهٔ بیرونی تقلیل مییابد، نه مشارکت در زندگی؛ واقعیت را به متن تبدیل میکند، نه به تجربهٔ زیسته.
🔻اینگولدمیگوید:
بایداز«بازنماییجهان»عبور کنیم و به «همراهشدن با جهان(Correspondence)» برسیم. همراه شدن با جهان یعنی جهان را نه بهعنوان شیء قابل توصیف، بلکه بهعنوان جریانی برای همراهشدن تجربه کنیم؛ یعنی انسانشناس در جهان زندگی کند، نه بیرون آن؛یعنی دانستن از طریق «حرکت، راهرفتن، ساختن، نفس کشیدن، لمس کردن». او مثال میزند:نجّار چوب را با دست لمس میکند، نه اینکه دربارهٔ چوب گزارش بنویسد. همینطور، انسانشناس باید با جهان کار کند، نه فقط دربارهٔ آن. او بهصراحت مینویسد:
«کافی است. دیگر از اتنوگرافی حرف نزنیم؛ بیایید از زندگی بگوییم.»
عباس کاظمی
@varijkazemi
▪️تیم اینگولد در مقاله "حرف زدن از اتنوگرافی کافی است،" میکوشد نشان دهد که اتنوگرافی بهشدت مفهومی فرسوده است: واژهای که امروز بهصورت ناسَنجیده در حوزههای گوناگون بهکار میرود و معنای دقیق و تعهدِ عملیِ آن را از میان برده است. او تمایز بنیادی بین «ethnography» بهعنوان هنر نوشتن دربارهٔ مردم و «participant observation» بهعنوان شیوهٔ کاریِ بنیادی انسانشناسی میگذارد و هشدار میدهد که اتنوگرافی میدانِ عملِ میدانی را تبدیل به آرشیوی برای تولید «داده» و تئوریپردازیِ آکادمیک میکند.
🔹پاسخِ پیشنهادی او، بازپسگیریِ سنتِ «participant observation» در قالبِ یک شیوهٔ آموزشی و وجودشناسانه است؛ رویکردی که او آن را «correspondence» مینامد: حرکتِ همزمانِ ادراک و کنش در همراهی با دیگران و با جهان، نه ترکِ میدان برای ثبت و گزارشِ پسینی. به بیان اینگولد، انسانشناسی باید از تسلیم شدن به اتنوگرافیِ مرسوم دست بردارد و خود را بهعنوان رشتهای آموزشدهنده و آستانهساز برای بازپیوستنِ خیال و زندگیِ واقعی بازبستانَد—چنین بازگشتی اثرگذاری عمومیِ بیشتری برای رشته فراهم میآورد.
🔸در انسانشناسی معاصر، واژهٔ اتنوگرافی بیش از حد و در هر زمینهای استفاده میشود، تا جایی که به یک «شعار» یا «برچسب بیضرر» تبدیل شده است. به نظر او، اتنوگرافی دارد جای انسانشناسی را میگیرد و این خطرناک است.
او میپرسد:
«آیا وظیفهٔ انسانشناس، صرفاً تولید قومنگاری و ثبت دادههاست؟ یا انسانشناسی چیزی بسیار فراتر از این دارد که عرضه کند؟»اینگولد میگوید:
«انسانشناسی هنرِ توجه است (education of attention)، نه صنعتِ جمعآوری داده.»
❇️ او در ابن مقاله، نشان میدهد که چرا اتنوگرافی در دانشگاهها محبوب شده است:
1⃣ چون قابل «کدگذاری، روشمند و آموزشپذیر» است؛
2⃣ چون تبدیل به «روش استاندارد برای تولید داده کیفی» شده؛
3⃣ چون دانشگاهها میخواهند چیزی قابل اندازهگیری و قابل انتشار ارائه شود.
اما مشکل اینجاست که اتنوگرافی داده تولید میکند، اما جهان را نمیفهمد؛ به مشاهدهٔ بیرونی تقلیل مییابد، نه مشارکت در زندگی؛ واقعیت را به متن تبدیل میکند، نه به تجربهٔ زیسته.
🔻اینگولدمیگوید:
بایداز«بازنماییجهان»عبور کنیم و به «همراهشدن با جهان(Correspondence)» برسیم. همراه شدن با جهان یعنی جهان را نه بهعنوان شیء قابل توصیف، بلکه بهعنوان جریانی برای همراهشدن تجربه کنیم؛ یعنی انسانشناس در جهان زندگی کند، نه بیرون آن؛یعنی دانستن از طریق «حرکت، راهرفتن، ساختن، نفس کشیدن، لمس کردن». او مثال میزند:نجّار چوب را با دست لمس میکند، نه اینکه دربارهٔ چوب گزارش بنویسد. همینطور، انسانشناس باید با جهان کار کند، نه فقط دربارهٔ آن. او بهصراحت مینویسد:
«کافی است. دیگر از اتنوگرافی حرف نزنیم؛ بیایید از زندگی بگوییم.»
❤37👍12👎7
عباس کاظمی
@varijkazemi
جمهوری اسلامی، جریان سلطنتطلب را تهدیدی بنیادین برای موجودیت خود تلقی نمیکند؛ در عوض، تمرکز اصلی خود را بر سرکوب و حذف نیروهای چپ قرار داده و آنان را دشمن اصلی نظام میداند. این رویکرد، شباهتی آشکار به رفتار پهلوی دوم دارد؛ چرا که این رژیم نیز جریان چپ را خطری جدی برای سلطنت میپنداشت، در حالیکه نیروهای اسلامگرا را رقیبی جدی نمیانگاشت.
پهلوی دوم با سرکوب نیروهای چپ، ناخواسته مسیر قدرتگیری اسلامگرایان را هموار ساخت و در نهایت، حکومت را به آنان واگذار کرد. اکنون نیز جمهوری اسلامی با تکرار همان الگو، چپها را سرکوب میکند و بیم آن میرود که در نهایت، قدرت را به جریان سلطنتطلب واگذارد.
یکشنبه، ۱۸ آبان ۱۴۰۴
#روشنفکران_چپ_در_بند
@varijkazemi
جمهوری اسلامی، جریان سلطنتطلب را تهدیدی بنیادین برای موجودیت خود تلقی نمیکند؛ در عوض، تمرکز اصلی خود را بر سرکوب و حذف نیروهای چپ قرار داده و آنان را دشمن اصلی نظام میداند. این رویکرد، شباهتی آشکار به رفتار پهلوی دوم دارد؛ چرا که این رژیم نیز جریان چپ را خطری جدی برای سلطنت میپنداشت، در حالیکه نیروهای اسلامگرا را رقیبی جدی نمیانگاشت.
پهلوی دوم با سرکوب نیروهای چپ، ناخواسته مسیر قدرتگیری اسلامگرایان را هموار ساخت و در نهایت، حکومت را به آنان واگذار کرد. اکنون نیز جمهوری اسلامی با تکرار همان الگو، چپها را سرکوب میکند و بیم آن میرود که در نهایت، قدرت را به جریان سلطنتطلب واگذارد.
یکشنبه، ۱۸ آبان ۱۴۰۴
#روشنفکران_چپ_در_بند
❤48👍43👎13
Forwarded from انتشارات فرهنگ جاوید
تجدیدچاپ شد.
•
«امر روزمره در جامعهٔ پساانقلابی»
عباس کاظمی
چاپ هفتم: اسفند 1403
۲۴۷ ص.، رقعی
399000 تومان
موضوع: جامعهشناسی، مطالعات فرهنگی
•
سفارش آنلاین: farhangejavid.com
کتاب امر روزمره در جامعه پسا انقلابی نوشته عباس کاظمی از سه بخش و ضمائم تشکیل شده است که هر بخش نیز به قسمتهای مختلفی تقسیم شده است و در هر بخش نویسنده از طریق اشیاءِ موجود درزندگی شهروندان و از خلال روزمرگیهای افرادِ جامعه به تحلیل های اجتماعی_ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دست زده است
•
«امر روزمره در جامعهٔ پساانقلابی»
عباس کاظمی
چاپ هفتم: اسفند 1403
۲۴۷ ص.، رقعی
399000 تومان
موضوع: جامعهشناسی، مطالعات فرهنگی
•
سفارش آنلاین: farhangejavid.com
کتاب امر روزمره در جامعه پسا انقلابی نوشته عباس کاظمی از سه بخش و ضمائم تشکیل شده است که هر بخش نیز به قسمتهای مختلفی تقسیم شده است و در هر بخش نویسنده از طریق اشیاءِ موجود درزندگی شهروندان و از خلال روزمرگیهای افرادِ جامعه به تحلیل های اجتماعی_ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دست زده است
❤42👍14
DiariesofGuityAfrouz.pdf
193.9 KB
Diaries of Guity Afrouz
🔻مسرت امیرابراهیمی
دفترهای خاطرات گیتی افروز—دختری از طبقه متوسط نوظهور در دوران رضاشاه—روایتی کمیاب از زندگی روزمره دختران جوان ایرانی در نیمه نخست قرن بیستم است. او در خاطرات نوجوانیاش، از دوستیها، مدرسه، شور و هیجان زندگی روزمره، و تأثیر ابزارهای تازهواردی مثل تلفن، رادیو و گرامافون مینویسد. او و دوستانش ساعتها موسیقی گوش میکردند، تلفنی حرف میزدند و تازهترین فیلمهای آمریکایی، آلمانی و فرانسوی را در سینماهای تهران میدیدند. همچنین حضور فعال او در سازمان پیشاهنگی بازتابی از سیاستهای مدرنسازی دورهٔ رضاشاه است.
در میان این تجربهها، حادثهای تلخ—زمینخوردن مادر و فلج شدن او—لحن دفترها را دگرگون میکند. سفر چهارماههاش به اروپا و سپس ماندن در ایران کنار خانواده، این روایت صمیمانه را کامل میکند.
ابن دفتر هنوز منتشر نشده اما دوست عزیزم مسرت، گزارشی از آن در یک همایش ارائه کردهاست.
.
@varijkazemi
🔻مسرت امیرابراهیمی
دفترهای خاطرات گیتی افروز—دختری از طبقه متوسط نوظهور در دوران رضاشاه—روایتی کمیاب از زندگی روزمره دختران جوان ایرانی در نیمه نخست قرن بیستم است. او در خاطرات نوجوانیاش، از دوستیها، مدرسه، شور و هیجان زندگی روزمره، و تأثیر ابزارهای تازهواردی مثل تلفن، رادیو و گرامافون مینویسد. او و دوستانش ساعتها موسیقی گوش میکردند، تلفنی حرف میزدند و تازهترین فیلمهای آمریکایی، آلمانی و فرانسوی را در سینماهای تهران میدیدند. همچنین حضور فعال او در سازمان پیشاهنگی بازتابی از سیاستهای مدرنسازی دورهٔ رضاشاه است.
در میان این تجربهها، حادثهای تلخ—زمینخوردن مادر و فلج شدن او—لحن دفترها را دگرگون میکند. سفر چهارماههاش به اروپا و سپس ماندن در ایران کنار خانواده، این روایت صمیمانه را کامل میکند.
ابن دفتر هنوز منتشر نشده اما دوست عزیزم مسرت، گزارشی از آن در یک همایش ارائه کردهاست.
.
@varijkazemi
👍14❤13
حماقت کیفیتی طبیعی نیست؛ بلکه ویژگیای است که جامعه آن را تولید و تقویت میکند.
آدورنو، اخلاق صغیر
آدورنو، اخلاق صغیر
❤32👍15
Forwarded from مُداخِلات
گزارشی از همایش کنکاشهای مفهومی و نظری دربارهی جامعهی ایران
هنگامی که دکتر #اعظم_خاتم خواستند که گزارشی دربارهی «همایش کنکاش های مفهومی و نظری درباره جامعه ایران» برای مجلهی #مرور_ایرانشناسی_در_جهان بنویسم هیچ گمان نمیکردم که دشواری کار چنان باشد که بارها به فکر انصراف از انجامش بیفتم. دشواری کار خیلی ساده به این موضوع مربوط بود که باید گسترهی چشمگیر همایشی غنی از ایدهها و پژوهشها و اتفاقات را در کمتر از دو هزار کلمه پوشش میدادم. بدون همراهی و راهنمایی دکتر خاتم چنین کاری به سرانجامی شایسته نمیرسید. به هر روی امیدوارم که این گزارش توانسته باشد، دست کم در کلیترین شکل، بازتابی از گستردگی و غنای این همایش باشد.
نشانی پیوند نسخهی فارسی و انگلیسی این گزارش را در زیر میگذارم.
نسخهی فارسی
https://globisreview.com/fa/?p=3983
نسخهی انگلیسی
https://globisreview.com/conceptual-and-theoretical-inquiries-into-iranian-society-the-sixth-conference/
@interventions
هنگامی که دکتر #اعظم_خاتم خواستند که گزارشی دربارهی «همایش کنکاش های مفهومی و نظری درباره جامعه ایران» برای مجلهی #مرور_ایرانشناسی_در_جهان بنویسم هیچ گمان نمیکردم که دشواری کار چنان باشد که بارها به فکر انصراف از انجامش بیفتم. دشواری کار خیلی ساده به این موضوع مربوط بود که باید گسترهی چشمگیر همایشی غنی از ایدهها و پژوهشها و اتفاقات را در کمتر از دو هزار کلمه پوشش میدادم. بدون همراهی و راهنمایی دکتر خاتم چنین کاری به سرانجامی شایسته نمیرسید. به هر روی امیدوارم که این گزارش توانسته باشد، دست کم در کلیترین شکل، بازتابی از گستردگی و غنای این همایش باشد.
نشانی پیوند نسخهی فارسی و انگلیسی این گزارش را در زیر میگذارم.
نسخهی فارسی
https://globisreview.com/fa/?p=3983
نسخهی انگلیسی
https://globisreview.com/conceptual-and-theoretical-inquiries-into-iranian-society-the-sixth-conference/
@interventions
GlobIS Review | ایرانشناسی در جهان
گزارشی از ششمین همایش کنکاشهای مفهومی و نظری دربارهٔ جامعهٔ ایران
اگر کوششهای پژوهشی پراکنده در آغاز سدهٔ سیزدهم شمسی را در نظر نگیریم، جامعهشناسی ایران عمر هفتادسالهای دارد که طی آن بسیاری از متفکران این حوزه تلاش کردهاند فضایی برای بیان و توضیح مسائل جامعه خلق کنند و به چارهجویی برای معضلات آن یاری رسانند. در این…
❤19
Forwarded from Peivast | پیوست
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺در باب تلفن
🔹این جستار، خوانشی جامعهشناختی از تلفن است که والتر بنیامین، فیلسوف آلمانی، در قالب متنی زندگینامهای از دوران کودکیاش در برلین دهه ۱۹۰۰ بهدست میدهد.
🔹میتوان دید چگونه کاربرد فناوریهای ارتباطی نقش مهمی در شکلگیری مدرنیته بهمثابه تجربهای جمعی بازی میکند. از سویی دیگر، بنیامین با ارجاع ما به خاطرات کودکیاش در برابر نیروهای تهدیدکننده فراموشی اجتماعی میایستد.
🔹هدف اولیه بنیامین «یادآوری» برای نجات لحظهای از گذشته است، چیزی که «ریچارد وولین» آن را نقد رستگاریبخش مینامد.
🆔 @peivast
🔹این جستار، خوانشی جامعهشناختی از تلفن است که والتر بنیامین، فیلسوف آلمانی، در قالب متنی زندگینامهای از دوران کودکیاش در برلین دهه ۱۹۰۰ بهدست میدهد.
🔹میتوان دید چگونه کاربرد فناوریهای ارتباطی نقش مهمی در شکلگیری مدرنیته بهمثابه تجربهای جمعی بازی میکند. از سویی دیگر، بنیامین با ارجاع ما به خاطرات کودکیاش در برابر نیروهای تهدیدکننده فراموشی اجتماعی میایستد.
🔹هدف اولیه بنیامین «یادآوری» برای نجات لحظهای از گذشته است، چیزی که «ریچارد وولین» آن را نقد رستگاریبخش مینامد.
🆔 @peivast
❤13👍2
آلودگی هوا و سیاست ذرات کوچک
🔻عباس کاظمی
1. هوای تمام شهرهای ما؛ حتی شهرهای شمالی که روزگاری نماد پاکی بودند اینک به یک اندازه ناپاک و مسموم شدهاند. تو گویی، همه چیز اینک در کار از میان برداشتن موجودیت ما برآمدهاند. سرعت این ویرانی آنقدر بالاست که از تصورمان بیرون است. در این میان همه چیز به هم متصل است: هوا، آب، خاک، نظام تولید کارخانهای، ساختار اداری و سیاسی و ...تشکیل شبکهای از «نیروی مخربساز» را دادهاند. همهی این عناصر، هم خود در معرض اضمحلالاند و هم موجودیت ما را نشانه گرفتهاند. همزمان با این شبکهی ویرانساز بیرونی، بدن و روان ما نیز تابآوریشان را از دست دادهاند؛ بیماریهای خودایمنی، اختلالات عصبی، آسیبهای روانی و سرطانها از هر سو سر برآوردهاند. در چنین شرایطی نه امید به تغییر بهسادگی ممکن است و نه میتوان دیگر بر «انتظار» تکیه کرد. در این وضعیت تعلیق، ما در آستانهی تحولی قرارگرفتیم که نه صرفا محصول اراده انسانی بلکه مجموعه و شبکهای از نیروهای انسانی و غیرانسانی است.
2. آلودگی هوا و کم آبی در ایران تنها بحرانی زیستمحیطی نیست؛ نشانهای از فرسودگی ساختارهای سیاسی و اجتماعی است. وقتی آلودگی از وضعیتی موقت به امری دائمی بدل میشود و حتی شهرهای خوشآبوهوای گذشته را دربرمیگیرد، دیگر جایی برای توجیه سیاست موجود باقی نمیماند که خود، محصول توسعهی بهمریخته و ایجاد ساختارهای سیاسی پدرسالارانه و ناکارآمد است.
3. در طول چند دههی گذشته، کنشهای سیاسی روزمره برای ایجاد تغییر در کنار کنشهای سیاسی مدنی، حزبی و جناحی فرسوده شدهاند و توان گذشته خود را برای گشودن راهی تازه از دست دادهاند، اما عناصری چون هوا، آب و خاک و دیگر عاملهای غیرانسانی، میتوانند به تغییر وضع موجود کمک کنند. آنها اگرچه ویرانگرند و بودن ما را در معرض تهدید قرار دادهاند اما در عین حال نوعی قیام علیه بیکفایتی وضع موجود محسوب میشوند. ریزگردها، کربنها و دیگر عناصر محیطی اگرچه ذرات کوچکی هستند اما در کنار یکدیگر نیروی مهمی برای تغییر فرض میشوند. آنان را میتوان به عنوان نیروی تاریخی، اجتماعی و سیاسی درک کرد. این ذرات کوچک که نفس ما را حبس کردهاند موجوداتی غیرقابل کنترل شدهاند که حکومت از مدیریت آن بازماندهاست از این رو، نیروی سیاسی معترض و سرکشی شدهاند که تن به خواست مدیریت نمیدهند. آنها تنها نشانه نیستند بلکه از فاعلیتی برای دگرگونی نیز برخوردارند. این مادهی زنده و موثر، قدرت سیاسی و اخلاقی جدیدی را میگشاید که امید است به بازتعریف چیزهای زیادی دست بزند و یکی از مهمترین آنها بازتعریف سیاست توسعهگرایی است که از دل آن تصرف زمینها و جنگلها، ویلاسازیها، کشاورزی مفرط، استفادهاز سموم و آفتکشها، دفن زباله در دل طبیعت با سوزاندن آنها، سدسازیها، توسعه بیرویه بومگردیها، توسعهی بیمنطق صنعت طبییعتگردی، فرهنگ آفرود سواری و... بیرون میآید.
3. آلودگیِ هوا، بازخوانیِ بنیادینِ دستگاههای نظری و عملیِ ما را طلب میکند؛ بازخوانیای که از "ماتریالیسمِ نو" کمک گیرد تا فاعلیتِ غیرانسانی را به رسمیت بشناسد و مناسبات توسعه را از زاویهی زیستبوم و عدالتِ محیطی نقد کند. این لحظهی بحران، اگرچه تهدیدی جدی است اما امکان نیز هست: تهدیدی که موجودیت ما و ایران عزیز را به مخاطره انداختهاست، و امکان بازاندیشی در نظمِ اجتماعی ـ سیاسیای که ما را به این نقطهی دهشتناک رسانده است.
@varijkazemi
🔻عباس کاظمی
1. هوای تمام شهرهای ما؛ حتی شهرهای شمالی که روزگاری نماد پاکی بودند اینک به یک اندازه ناپاک و مسموم شدهاند. تو گویی، همه چیز اینک در کار از میان برداشتن موجودیت ما برآمدهاند. سرعت این ویرانی آنقدر بالاست که از تصورمان بیرون است. در این میان همه چیز به هم متصل است: هوا، آب، خاک، نظام تولید کارخانهای، ساختار اداری و سیاسی و ...تشکیل شبکهای از «نیروی مخربساز» را دادهاند. همهی این عناصر، هم خود در معرض اضمحلالاند و هم موجودیت ما را نشانه گرفتهاند. همزمان با این شبکهی ویرانساز بیرونی، بدن و روان ما نیز تابآوریشان را از دست دادهاند؛ بیماریهای خودایمنی، اختلالات عصبی، آسیبهای روانی و سرطانها از هر سو سر برآوردهاند. در چنین شرایطی نه امید به تغییر بهسادگی ممکن است و نه میتوان دیگر بر «انتظار» تکیه کرد. در این وضعیت تعلیق، ما در آستانهی تحولی قرارگرفتیم که نه صرفا محصول اراده انسانی بلکه مجموعه و شبکهای از نیروهای انسانی و غیرانسانی است.
2. آلودگی هوا و کم آبی در ایران تنها بحرانی زیستمحیطی نیست؛ نشانهای از فرسودگی ساختارهای سیاسی و اجتماعی است. وقتی آلودگی از وضعیتی موقت به امری دائمی بدل میشود و حتی شهرهای خوشآبوهوای گذشته را دربرمیگیرد، دیگر جایی برای توجیه سیاست موجود باقی نمیماند که خود، محصول توسعهی بهمریخته و ایجاد ساختارهای سیاسی پدرسالارانه و ناکارآمد است.
3. در طول چند دههی گذشته، کنشهای سیاسی روزمره برای ایجاد تغییر در کنار کنشهای سیاسی مدنی، حزبی و جناحی فرسوده شدهاند و توان گذشته خود را برای گشودن راهی تازه از دست دادهاند، اما عناصری چون هوا، آب و خاک و دیگر عاملهای غیرانسانی، میتوانند به تغییر وضع موجود کمک کنند. آنها اگرچه ویرانگرند و بودن ما را در معرض تهدید قرار دادهاند اما در عین حال نوعی قیام علیه بیکفایتی وضع موجود محسوب میشوند. ریزگردها، کربنها و دیگر عناصر محیطی اگرچه ذرات کوچکی هستند اما در کنار یکدیگر نیروی مهمی برای تغییر فرض میشوند. آنان را میتوان به عنوان نیروی تاریخی، اجتماعی و سیاسی درک کرد. این ذرات کوچک که نفس ما را حبس کردهاند موجوداتی غیرقابل کنترل شدهاند که حکومت از مدیریت آن بازماندهاست از این رو، نیروی سیاسی معترض و سرکشی شدهاند که تن به خواست مدیریت نمیدهند. آنها تنها نشانه نیستند بلکه از فاعلیتی برای دگرگونی نیز برخوردارند. این مادهی زنده و موثر، قدرت سیاسی و اخلاقی جدیدی را میگشاید که امید است به بازتعریف چیزهای زیادی دست بزند و یکی از مهمترین آنها بازتعریف سیاست توسعهگرایی است که از دل آن تصرف زمینها و جنگلها، ویلاسازیها، کشاورزی مفرط، استفادهاز سموم و آفتکشها، دفن زباله در دل طبیعت با سوزاندن آنها، سدسازیها، توسعه بیرویه بومگردیها، توسعهی بیمنطق صنعت طبییعتگردی، فرهنگ آفرود سواری و... بیرون میآید.
3. آلودگیِ هوا، بازخوانیِ بنیادینِ دستگاههای نظری و عملیِ ما را طلب میکند؛ بازخوانیای که از "ماتریالیسمِ نو" کمک گیرد تا فاعلیتِ غیرانسانی را به رسمیت بشناسد و مناسبات توسعه را از زاویهی زیستبوم و عدالتِ محیطی نقد کند. این لحظهی بحران، اگرچه تهدیدی جدی است اما امکان نیز هست: تهدیدی که موجودیت ما و ایران عزیز را به مخاطره انداختهاست، و امکان بازاندیشی در نظمِ اجتماعی ـ سیاسیای که ما را به این نقطهی دهشتناک رسانده است.
@varijkazemi
❤56👍11
و چون مرا دشمن از خانه خیزد، با بیگانه جنگ چرا باید کرد؟
تاریخ بیهقی
تاریخ بیهقی
❤62👍26👎2
Forwarded from انجمن علمی مطالعات فرهنگی و رسانه
🔹️کاریز با همراهی انجمن علمی مطالعات فرهنگی و رسانه و معاونت پژوهشی دانشکده ارتباطات برگزار میکند:
👥 کاریز؛ جریان سوم:
دربارهی ما و دانشگاه؛
روایتی از زیست دانشجویی
▪️جریان سوم کاریز درنگیست بر این پرسش: ما با چه تصوری به دانشگاه آمدیم و با چه مواجه شدیم؟
▫️در این مسیر «دکتر عباس وریج کاظمی» پس از روایتگری دانشجویان به انسجامبخشی روایی پرداخته و تسهیلگر گفتوگوی ما خواهند بود.
📆 زمان: دوشنبه ۲۴ آذرماه
⏰ ساعت: ۱۵:۰۰ الی ۱۸:۳۰
ما سعی داریم در قالب قصههایی کمتر شنیدهشده تجربههای مختلف دانشجویان را در مواجهه با دانشگاه بشنویم، تجربههایی که برخی از آنها باعث شدهاند ارتباط میان دانشجو و دانشگاه بیشتر شود و بهبود یابد و برخی از آنها موجب فاصله گرفتن موقت یا دائمی دانشجو از دانشگاه شدهاند...
🏢 از تمامی دانشجویان دانشگاههای تهران دعوت میکنیم تا در این جلسه همراه ما باشند.
▫️حضور عموم علاقهمندان آزاد و رایگان است.
علاقهمندانی که دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی نیستند جهت حضور با شماره 09143704827 ارتباط بگیرند.
📱صفحه اینستاگرام کاریز را دنبال کنید.
@mcs_atu
👥 کاریز؛ جریان سوم:
دربارهی ما و دانشگاه؛
روایتی از زیست دانشجویی
▪️جریان سوم کاریز درنگیست بر این پرسش: ما با چه تصوری به دانشگاه آمدیم و با چه مواجه شدیم؟
▫️در این مسیر «دکتر عباس وریج کاظمی» پس از روایتگری دانشجویان به انسجامبخشی روایی پرداخته و تسهیلگر گفتوگوی ما خواهند بود.
📆 زمان: دوشنبه ۲۴ آذرماه
⏰ ساعت: ۱۵:۰۰ الی ۱۸:۳۰
ما سعی داریم در قالب قصههایی کمتر شنیدهشده تجربههای مختلف دانشجویان را در مواجهه با دانشگاه بشنویم، تجربههایی که برخی از آنها باعث شدهاند ارتباط میان دانشجو و دانشگاه بیشتر شود و بهبود یابد و برخی از آنها موجب فاصله گرفتن موقت یا دائمی دانشجو از دانشگاه شدهاند...
🏢 از تمامی دانشجویان دانشگاههای تهران دعوت میکنیم تا در این جلسه همراه ما باشند.
▫️حضور عموم علاقهمندان آزاد و رایگان است.
علاقهمندانی که دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی نیستند جهت حضور با شماره 09143704827 ارتباط بگیرند.
📱صفحه اینستاگرام کاریز را دنبال کنید.
@mcs_atu
❤8
Forwarded from کانون معماران معاصر
کانون معماران معاصر برگزار میکند:
نشست دوم از فصل سوم سلسله نشستهای
مربوطیت / Relevancy
عباس وریج کاظمی | جامعهشناس و پژوهشگر فرهنگ
جمعه ۲۸ آذر ۱۴۰۴
🌱 ساعت ۱۷:۳۰
کانون معماران معاصر
🪴این رویداد با حمایت <شرکت آرته> به صورت “رایگان و حضوری”؛ در محل کانون معماران معاصر برگزار خواهد شد
⭕️ رزرو
* فعال نبودن لینک به معنای تکمیل ظرفیت است.
* رزرو شما تا ۱۵ دقیقه پیش از شروع برنامه اعتبار خواهد داشت، خواهشمند است ۱۵ دقیقه پیش از شروع برنامه در جایگاه رزرو شدهی خود حضور بهم برسانید.
* جمعهها تردد صرفاً از ورودی اصلی کارخانه (واقع در بزرگراه اتوبان لشگری، جنب مترو بیمه) امکان پذیر است.
🪴
@memaranmoaser
——————
کیوریتورها:
علیرضا تغابنی
امیر گراویانی
——————
حامی فصل سوم مربوطیت
شرکت آرته
——————
حامیان کانون معماران معاصر
شرکت ساین اکسپو
شرکت کاله سرامیک
——————
*براساس دیدگاه جناب آقای مجید اخگر (نویسنده و مترجم مطالعات هنر) واژهی “مربوطیت” معادل فارسی واژهی Relevancy، درنظرگرفته شد.
نشست دوم از فصل سوم سلسله نشستهای
مربوطیت / Relevancy
عباس وریج کاظمی | جامعهشناس و پژوهشگر فرهنگ
جمعه ۲۸ آذر ۱۴۰۴
🌱 ساعت ۱۷:۳۰
کانون معماران معاصر
🪴این رویداد با حمایت <شرکت آرته> به صورت “رایگان و حضوری”؛ در محل کانون معماران معاصر برگزار خواهد شد
⭕️ رزرو
* فعال نبودن لینک به معنای تکمیل ظرفیت است.
* رزرو شما تا ۱۵ دقیقه پیش از شروع برنامه اعتبار خواهد داشت، خواهشمند است ۱۵ دقیقه پیش از شروع برنامه در جایگاه رزرو شدهی خود حضور بهم برسانید.
* جمعهها تردد صرفاً از ورودی اصلی کارخانه (واقع در بزرگراه اتوبان لشگری، جنب مترو بیمه) امکان پذیر است.
🪴
@memaranmoaser
——————
کیوریتورها:
علیرضا تغابنی
امیر گراویانی
——————
حامی فصل سوم مربوطیت
شرکت آرته
——————
حامیان کانون معماران معاصر
شرکت ساین اکسپو
شرکت کاله سرامیک
——————
*براساس دیدگاه جناب آقای مجید اخگر (نویسنده و مترجم مطالعات هنر) واژهی “مربوطیت” معادل فارسی واژهی Relevancy، درنظرگرفته شد.
❤15👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کانون معماران معاصر برگزار میکند:
نشست دوم از فصل سوم سلسله نشستهای
مربوطیت / Relevancy
عباس وریج کاظمی
جمعه ۲۸ آذر ۱۴۰۴
🌱 ساعت ۱۷:۳۰
کانون معماران معاصر
#سفر_نظریه_ها
https://news.1rj.ru/str/Varijkazemi
نشست دوم از فصل سوم سلسله نشستهای
مربوطیت / Relevancy
عباس وریج کاظمی
جمعه ۲۸ آذر ۱۴۰۴
🌱 ساعت ۱۷:۳۰
کانون معماران معاصر
#سفر_نظریه_ها
https://news.1rj.ru/str/Varijkazemi
❤17👍1