Cinephilia – Telegram
Cinephilia
13.3K subscribers
6.07K photos
1.15K videos
227 files
1.61K links
[This Channel is not Intended to Violate any Condition of Use. Copyright Disclaimer Under Section 107 of Copyright Act 1976, Allowance is Made for "Fair Use" For Purposes Such as Criticism, Comment, Scholarship, Research and Teaching]

@Aynil2005
Download Telegram

پانزده سال پس از اظهارات اولیه‌اش درباره‌ی این موضوع، در مقاله‌ی «یادداشت‌هایی درباره‌ی نظریه‌ی مؤلف در ۱۹۶۲»، ساريس پیشنهاد کرد که مفهوم گریزپای شخصیت، چیزی نیست که از زندگی‌نامه‌ی کارگردان به دست بیاید.

او می‌گوید: «من هرگز به ‌اندازه‌ی کافی به “شخصیت‌های” بالینی کارگردانان علاقه‌مند نبودم... گفته‌های رسمی یک کارگردان (یعنی فیلم‌هایش) درباره‌ی شخصیت هنری او، بیش از گفته‌های غیررسمی‌اش (یعنی مکالماتش) به ما می‌گویند.»

برای مثال، ما احترام جان فورد به چیزی که ساريس آن را «قوانین رفتاری» می‌نامد، نه از طریق مصاحبه‌های پیرمرد بدخلق، بلکه با مواجه شدن با بافت ملموس فیلم‌هایش درک می‌کنیم. یکی از نمونه‌های موردعلاقه‌ی ساريس در فیلم « جویندگان» رخ می‌دهد.

شخصیتِ کاپیتان ساموئل با بازیِ «وارد باند»، در حالی که قهوه‌اش را می‌نوشد، نگاهی به همسر خانه می‌اندازد. سپس، نما از زاویه‌ی دید او، زن را نشان می‌دهد که دستش را روی یونیفرم برادر شوهرش، با بازی جان وین، می‌کشد.


Cinephilia
@Video_Archives
👍4👌1
(در نمای وارد باند، در حالی که زن و برادر شوهرش برای خداحافظی‌ای صمیمانه همدیگر را ملاقات می‌کنند. باند در حالی که قهوه‌اش را می‌نوشد، به نقطه‌ای نامعلوم خیره می‌ماند.)

ساریس می‎‌نویسد: "به هيچ وجه هيچ چيزی در دنيا اين مرد را مجبور نمی‌کرد آنچه را که ديده بود فاش کند. در اينجا و در بيشتر فيلم‌های فورد، جوانمردی عمیق و ظریفی در جریان است، اما هرگز به اندازه‌ای آزاردهنده نیست که در روند روایت اختلال ایجاد کند." اختصار و ایجاز، بخشی از نکته است. "اگر او بیش از سه نما و چند ثانیه برای ایجاد این درک از شخصیت باند وقت می‌گذاشت، این نکته ارزش بیان کردن نداشت."


Cinephilia
@Video_Archives
👍4😍1
در بافت استودیویی هالیوود، در مورد کارگردان نادر و خاصی که می‌توانست بر تمام فشارها غلبه کند، تمام نویزها را فیلتر کند و تأثیر اثر خود را شکل دهد، نوعی قهرمانی وجود داشت.

"نظریه مؤلف، شخصیت کارگردان را دقیقاً به دلیل موانعی که بر سر راه بیانش وجود دارد، ارزشمند می‌داند."


همانطور که یک نقاش بزرگ رنسانس که توسط یک پاپ یا دوک استخدام می‌شد و متعهد به تصویرسازی داستان‌های مشهور بود، کارگردان هالیوودی که برای استودیو کار می‌کرد، گاهی اوقات می‌توانست چیزی قدرتمند و متمایز خلق کند.

ساريس ادعا می‌کند که مؤلف‌گرایی، مستقیم‌ترین راه ما برای تعیین ارزش یک فیلم است. فیلم‌های بزرگ، به طور کلی، فیلم‌هایی خواهند بود که حس و حال کارگردانی متمایزی را تداعی کنند. اما "به طور کلی" این امکان را برای فیلم‌های عالی دیگر که می‌توانیم آن‌ها را به نیروهای دیگر ـ فیلمنامه، ستارگان، منبع اقتباس، تلاقی خوشایند استعدادها – نسبت دهیم، در نظر می‌گیرد. ساريس اعتقاد داشت «کازابلانکا» قاطعانه‌ترین استثناء برای نظریه مؤلف است؛ او بیشتر از تئوری‌هایش، عاشق فیلم بود.


مقایسه، تضاد، تکرار
مقاله تاثیرگذار ساريس با عنوان «همشهری کین: باروک آمریکایی» در مجله‌ی «فرهنگ فیلم» در زمان اکران‌های مجدد فیلم در سال ۱۹۵۶ منتشر شد. این تفسیر جزیی که در سن ۲۸ سالگی ساريس منتشر شد، نشان‌دهنده‌ی تحصیلات او در دوره‌ی کارشناسی ارشد در دورانی است که نقد نوین حاکم بود.

او با یک تیر چند نشان زد و پیشگام نوعی «خوانش دقیق» شد که بعدها به رکن اصلی نقد دانشگاهی فیلم در کشورهای انگلیسی‌زبان تبدیل می‌شد.

به خاطر نمی‌آورم که بعدا هیچ مقاله‌ی دیگری از ساريس چنین تحلیل عمیقی از یک فیلم واحد ارائه کرده باشد. او با پیشرفت دیدگاه‌های انتقادی با پشتوانه‌ی تاریخی خود، رویکردی کلی‌نگر را در قدردانی از کارنامه‌ی کارگردانان ترجیح داد. این مقالات به فرصتی برای او تبدیل شدند تا به شخصیت‌های کارگردانی درگیر با هم که شبکه‌ی عظیم سینما را تشکیل می‌دهند اشاره کند.


Cinephilia
@Video_Archives
👍4👏1💯1

به جای «تحلیل کلان»، ساريس راهبردی را در پیش گرفت که امروزه به آن «تمرکز عمیق» بر یک قطعه‌ی فاش‌کننده می‌گوییم. تاکتیک اصلی، مقایسه است که اغلب دو کارگردان را در مواجهه با موقعیتی مشابه درگیر می‌کند.

هر دو فیلم «City Lights» و «The Goat» شخصیت اصلی را در حال پنهان شدن روی تندیس در آستانه‌ی رونمایی نشان می‌دهند. چارلی چاپلین از این فرصت برای بی‌ارزش کردن مراسم استفاده می‌کند.

اما ساريس می‌گوید «کیتون» کمتر به هجو و طنز اجتماعی علاقه دارد؛ او یک «بدبین همیشه‌درحال‌حرکت» است. در فیلم «The Goat»، «کیتون روی اسب گلی سوار می‌ماند تا زمانی که زیر وزن او شروع به خم شدن و چروکیده شدن می‌کند، و مجسمه‌ساز، یک احمق بی‌عرضه با کلاه لبه‌دار، شروع به درماندگی و گریه می‌کند.»


Cinephilia
@Video_Archives
👍4👌1

ساريس ادامه می‌دهد «چهره کیتون در اینجا به شدت عمل‌گراست. اگر نمی‌توانی بر روی یک اسب گِلی (استعاره از هنر) سوار شوی، چه فایده‌ای دارد؟ در کمدی کیتون نوعی بی‌رحمی آشکار وجود دارد که طنز او را سرد می‌کند.» این دوره‌ای بود که منتقدان، پس از کشف مجدد فیلم‌های کیتون، او را یک «متافیزیکدان» می‌نامیدند. ساريس او را به بکت تشبیه کرد.

ساريس در آن دوره تنها کسی نبود که به تفسیر جزئی روی آورد؛ ما مقاله‌ی ستایش‌آیز «دوایت مک‌دونالد» در سال ۱۹۶۴ درباره‌ی فیلم «۸ و نیم» و مطالعه‌ی کتاب‌گونه‌ی جان سایمون درباره‌ی برگمان (۱۹۷۳) را داشتیم.

اما ساريس با مقاله‌ی «همشهری کین» زودتر وارد این عرصه شد و در طول دوران حرفه‌ای خود از تحلیل برای شناسایی دقیق شخصیت مؤلف استفاده کرد. توجه به تفاوت‌های ظریف به او این امکان را داد تا نوعی حس تشخیص خبره را ایجاد کند.

بالاترین بیان این خبرگی در توجه او به لحظات ممتاز ظاهر می‌شود. یک منتقد باید نسبت به نماها، ژست‌ها یا خطوط دیالوگی که جوهره‌ی احساسی یک فیلم و حس کارگردان را خلاصه می‌کنند، هوشیار باشد. نمونه‌ی ساريس لحظه‌ای در فیلم «La règle du jeu» است:


Cinephilia
@Video_Archives
👍32👌1

رنوار با تاخت از پله‌ها بالا می‌رود، با شنیدن صدای یک کلفت عشوه‌گر، با تردیدی آمیخته به جهش می‌ایستد و سپس، با تداومی شگفت‌انگیز بعد از واکنش لحظه‌ای، به سمت اتاق معشوقه‌ی خود، با قدم‌های دست و پا چلفتی‌اش، راهش را ادامه می‌دهد.

ساریس می‌گوید:
"اگر می‌توانستم نت ظریف موسیقایی آن مکث لحظه‌ای را توصیف کنم، که نمی‌توانم، شاید قادر بودم تعریفی دقیق‌تر از نظریه مؤلف ارائه کنم. در حال حاضر، تنها کاری که می‌توانم انجام دهم این است که به زیبایی‌های خاص معنای درونی روی پرده اشاره کنم و بعداً لحظات شناسایی را فهرست‌بندی کنم."


ساريس می‌گوید که هیچ کارگردانی به جز «رنوار» نمی‌توانست اکتاو را وادار کند تا به این شکل خاص ریتم صحنه را بشکند ـ و به روشی، همان‌طور که استعاره‌ی خرس‌مانندِ ساريس اشاره می‌کند، پیش‌درآمدی برای لباس اکتاو در مهمانی اوج داستان در قلعه است. این وقفه خونسرد و کمی ناشیانه، کل سبک فیلمسازی رنوار را خلاصه می‌کند، سبکی که برای انحرافات معمولی از طرح‌ریزی دقیق و اجراهای آراسته، فضا دارد.

Cinephilia
@Video_Archives
👍42👌1

کلمات منتقد نمی‌توانند به طور کامل نیروی جهش اکتاو و تأثیر آن بر فیلم رنوار و کل آثار او را به تصویر بکشند. ساريس می‌گوید این لحظه «در تار و پود سینما تنیده شده است.»

چه سینه‌فیل‌ها و چه تماشاگران معمولی، با لحظات درخشانی که تکانمان می‌دهد، تسخیر می‌شویم. اگر چند تجربه‌ی ناگهانی درخشان برایمان جرقه بزند، از تماشای فیلم راضی خواهیم بود. منتقد می‌تواند به آن‌ها اشاره کند، اما نمی‌تواند آن‌ها را به طور کامل توضیح دهد.

معنای درونی حاصل مهارت و شخصیت است، اما نمی‌توان آن را به آن‌ها تقلیل داد. این معنای درونی زیبایی‌ای خاص و گذرا خلق می‌کند که منحصر به سینماست.

همهٔ ما ساریسِ خودمان را داریم. آنچه تا به حال گفته‌ام صرفاً تکه‌هایی از ساریسِ من است، و آن‌ها عمدتاً گرایش دانشگاهی دارند. دلیلش این است که به نظر من ساریس، از جمله‌ی چیزهای دیگر، نحوه‌ی تدریس تاریخ و نقد فیلم در دانشگاه‌های آمریکا را تغییر داد.

در حالی که «کیل» بر روزنامه‌نگاری فیلم، به ویژه در بازارهای سطح بالا، تأثیر گذاشت، میراث سارِیس را بهتر است در نقد سینه‌فیلی (فیلم کامنت، فیلم کوآتری و امثال آن) و مطالعات دانشگاهی فیلم مشاهده کرد.

Cinephilia
@Video_Archives
👍42

بسیاری از کسانی که تا حدی سارِیسی بودند (ژانین باسینگِر، جیمز ناریمور، جان بلتون، ویلیام پاول، الیزابت ویس، چاک وولف، مارک لنگر، رابرت لانگ و غیره) استاد دانشگاه شدند. دنبال‌کنندگان «کیل» به نوشتن مقاله روی آوردند، اما سارِیسی‌هایی مثل تاد مک‌کارتی و جوزف مک‌برایِد کتاب‌هایی را نوشتند که کاملاً بر پایهٔ تحقیق بنا شده بودند.

نسخه‌ی ساریس از نظریه‌ی مؤلف، به روش‌های بسیار جالبی، در تک‌نگاری‌های کارگردانان از انتشارات دانشگاهی بازآفرینی شده است. او یک بار با تأسف گفت که در میان روزنامه‌نگاران یک دانشگاهی و در میان دانشگاهیان یک روزنامه‌نگار است، اما توانست به شکلی ماهرانه این شکاف را پر کند.

ساريس در سال ۱۹۶۵ برای نیویورکر بیش از حد تندرو بود، و احتمالاً برای نیویورکرِ امروز هم همین‌طور است. اما تاریخ، نه فقط تاریخ سینما، به نفع او بود.



این مقاله به قلم «دیوید بوردول» اندکی پس از فوت ساریس منتشر شد که ترجمه اختصاصی آن را به فارسی از کانال «سینه‌فیلیا» خواندید.

(
پرش به ابتدای این مطلب)

💰 اسپانسر: محمدرضا
✍️ مترجم: پگاه مناجاتی


Cinephilia
@Video_Archives
👍115🔥2🙏1
امتیازات منتقدان نشریات مختلف به دو فیلم پخش شده تا به امروز از بخش مسابقه کن ۲۰۲۴ توسط اسکرین دیلی

◽️امتیازات از ۴ ستاره است.
پ.ن: امتیازات نشریات پوزیتیف، لوموند، نیویورکر، تایم و تلگراف از اعتبار بیشتری برخوردارند.



#️⃣ #Cannes77
©️ Cinephilia
🎗@Video_Archives
👍5
برنامه امروز جشنواره کن (۱۶ می ۲۰۲۴):

⚪️ کن کلاسیک
FRANÇOIS TRUFFAUT, MY LIFE, A SCREENPLAY
WALKING IN THE MOVIES
ELIZABETH TAYLOR: THE LOST TAPES
JOHNNY GOT HIS GUN
LAW AND ORDER
TASIO

🟢 نوعی نگاه
WHEN THE LIGHT BREAKS
ON BECOMING A GUINEA FOWL
THE DAMNED


🔴 بخش مسابقه
🔺MEGALOPOLIS🔻 _ FFC
BIRD ـ Andrea Arnold



#️⃣ #Cannes77
©️ Cinephilia
🎗@Video_Archives
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥6👍2
🎬 Title: RAPTURE aka RIMDOGITTANGA 2023
🎬 Director:
#DominicSangma
🎬 Genre:
#Drama
🎬 Country:
#India #China
🎬 Festivals:
#LocarnoInternationalFilmFestival



©️ Cinephilia
🎗@Video_Archives
👍4🙏2😍2👀1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Rapture 2023 Official Trailer
3👍3
جدول ارزشگذاری فیلم‌های ۱۵ روز با سینماگران کن ۲۰۲۴ (همان دو هفته با کارگردانان سابق که تغییر نام داده است) تا امروز

◽️امتیازات از ۵ است.



#️⃣ #Cannes77
©️ Cinephilia
🎗@Video_Archives
👍31
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Rapture.2023.1080p.WEB-DL.AAC5.1.x264-Cinephilia


©️ Cinephilia
🎗@Video_Archives
🔥3👏3👍2🙏1🫡1
3🙏3👍2😍1
🎬 Title: CUDDLE aka CÂLINE 2021
🎬 Director:
#MargotReumont
🎬 Genre:
#Short
🎬 Country:
#Belgium #France
🎬 Festivals:
#CésarAwards



©️ Cinephilia
🎗@Video_Archives
3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Caline.2021.480p.WEB-DL.AAC5.1.x264-Cinephilia

©️ Cinephilia
🎗@Video_Archives
😍4