به کانال 'پالس آب' خوش آمدید!
این کانال بیشتر به بررسی علمی و تحلیل مسائل آب و تغییرات اقلیمی اختصاص دارد. هدف ارائه اطلاعات دقیق، راهکارهای پایدار و افزایش آگاهی برای حفظ منابع آبی است.
این کانال بیشتر به بررسی علمی و تحلیل مسائل آب و تغییرات اقلیمی اختصاص دارد. هدف ارائه اطلاعات دقیق، راهکارهای پایدار و افزایش آگاهی برای حفظ منابع آبی است.
❤2
* راهکارهای حل مسئله تنش آبی
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
برای حل مسئله کمبود آب در ایران، ابتدا باید ابعاد مختلف این بحران را با تکیه بر شواهد علمی و عملی تحلیل کنیم و سپس یک برنامه منسجم و زمانبندیشده ارائه دهیم. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی در منطقه خشک و نیمهخشک، کاهش بارندگیها، رشد جمعیت، و مدیریت ناکارآمد منابع آب با چالش جدی کمآبی مواجه است. راهکارها باید چندجانبه، واقعبینانه و مبتنی بر اولویتبندی باشند.
تحلیل علمی و عملی مسائل مطرحشده
1. آیا با قیمتگذاری باید به سراغ مسئله برویم؟
قیمتگذاری آب یکی از ابزارهای اقتصادی برای مدیریت تقاضا و تشویق به مصرف بهینه است. در ایران، یارانههای سنگین آب (بهویژه در بخش کشاورزی) باعث شده قیمت واقعی آن منعکس نشود، که نتیجهاش مصرف بیرویه و کاهش انگیزه برای صرفهجویی است. مطالعات نشان میدهد که در کشورهایی مثل استرالیا، قیمتگذاری پلکانی آب همراه با حذف یارانهها توانسته مصرف را تا 30 درصد کاهش دهد. در ایران، با توجه به اینکه بیش از 90 درصد آب در بخش کشاورزی مصرف میشود و راندمان آبیاری حدود 35-40 درصد است، قیمتگذاری میتواند انگیزهای برای بهبود روشهای آبیاری و کاهش هدررفت باشد. اما این راهکار به تنهایی کافی نیست و باید با آموزش، زیرساختهای مدرن و نظارت همراه شود، زیرا مقاومت اجتماعی و اقتصادی (مثلاً توان مالی کشاورزان) میتواند مانع موفقیت آن شود.
2. آیا از بخش کشاورزی شروع کنیم؟
بله، بخش کشاورزی نقطه شروع منطقی است، زیرا حدود 90-92 درصد از منابع آب ایران را مصرف میکند، در حالی که تنها 10 درصد تولید ناخالص ملی را تأمین میکند. راندمان پایین آبیاری (حدود 35-40 درصد در مقایسه با میانگین جهانی 70 درصد)، کشت محصولات آببر (مثل برنج و هندوانه در مناطق خشک)، و استفاده از روشهای سنتی مثل آبیاری غرقابی، اصلیترین عوامل هدررفت آب هستند. اصلاح الگوی کشت، توسعه آبیاری قطرهای، و استفاده از فاضلاب تصفیهشده برای کشاورزی میتواند مصرف آب را تا 50 درصد کاهش دهد. با این حال، این تغییرات نیازمند سرمایهگذاری کلان، آموزش کشاورزان، و حمایت مالی از آنها برای گذار به روشهای جدید است.
3. آیا باید اول تکلیف صنایع آببر را مشخص کنیم؟
صنایع آببر (مثل فولاد و پتروشیمی) در مقایسه با کشاورزی سهم کمتری از مصرف آب دارند (حدود 2 درصد)، اما مکانیابی نادرست آنها (مثلاً در مناطق مرکزی و خشک مثل اصفهان و یزد) فشار زیادی بر منابع آب محلی وارد کرده است. تعیین تکلیف این صنایع از طریق بازنگری سیاستهای آمایش سرزمین و انتقال آنها به مناطق ساحلی یا استفاده از پساب صنعتی میتواند مؤثر باشد. برای مثال، کشورهایی مثل عمان با بازیافت 100 درصد فاضلاب و استفاده از آن در صنعت، مصرف آب شیرین را کاهش دادهاند. این اقدام باید به موازات اصلاح کشاورزی پیش برود، نه بهعنوان اولویت اول.
4. آیا لولههای شبکه انتقال باید عوض شوند؟
شبکه انتقال آب در ایران فرسوده است و هدررفت آن بین 20 تا 30 درصد تخمین زده میشود، که معادل میلیاردها مترمکعب آب در سال است. تعویض لولهها و بهینهسازی شبکه توزیع میتواند این اتلاف را تا حد زیادی کاهش دهد. با این حال، هزینه بالای این پروژهها (میلیاردها دلار) و نیاز به زمان طولانی، آن را به یک راهکار میانمدت تبدیل میکند. اولویتبندی مناطق با هدررفت بالا (مثل شهرهای بزرگ) و استفاده از فناوریهای تشخیص نشت میتواند کارایی این اقدام را افزایش دهد.
5. توقف توسعه در شهرهای مرکزی و انتقال آن به سواحل دریا چقدر منطقی و عملی است؟
توقف توسعه شهرهای مرکزی (مثل تهران، اصفهان، و یزد) و انتقال آن به سواحل خلیج فارس و دریای عمان از نظر منابع آب منطقی است، زیرا این مناطق دسترسی به آب دریا برای شیرینسازی دارند و فشار بر آبخوانهای داخلی را کاهش میدهند. اما عملی بودن آن چالشبرانگیز است:
- مزایا: کاهش مهاجرت به شهرهای مرکزی، توسعه اقتصادی مناطق محروم ساحلی، و استفاده از آب شیرینکنها (مانند تجربه امارات و عربستان).
- چالشها: هزینه بالای زیرساخت (بندر، مسکن، صنعت)، مقاومت فرهنگی و اجتماعی (عدم تمایل به مهاجرت)، و اثرات زیستمحیطی شیرینسازی (مثل پساب نمکی).
این راهکار بهعنوان یک استراتژی بلندمدت قابل بررسی است، اما در کوتاهمدت، مدیریت تقاضا در شهرهای موجود اولویت دارد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/4
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
برای حل مسئله کمبود آب در ایران، ابتدا باید ابعاد مختلف این بحران را با تکیه بر شواهد علمی و عملی تحلیل کنیم و سپس یک برنامه منسجم و زمانبندیشده ارائه دهیم. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی در منطقه خشک و نیمهخشک، کاهش بارندگیها، رشد جمعیت، و مدیریت ناکارآمد منابع آب با چالش جدی کمآبی مواجه است. راهکارها باید چندجانبه، واقعبینانه و مبتنی بر اولویتبندی باشند.
تحلیل علمی و عملی مسائل مطرحشده
1. آیا با قیمتگذاری باید به سراغ مسئله برویم؟
قیمتگذاری آب یکی از ابزارهای اقتصادی برای مدیریت تقاضا و تشویق به مصرف بهینه است. در ایران، یارانههای سنگین آب (بهویژه در بخش کشاورزی) باعث شده قیمت واقعی آن منعکس نشود، که نتیجهاش مصرف بیرویه و کاهش انگیزه برای صرفهجویی است. مطالعات نشان میدهد که در کشورهایی مثل استرالیا، قیمتگذاری پلکانی آب همراه با حذف یارانهها توانسته مصرف را تا 30 درصد کاهش دهد. در ایران، با توجه به اینکه بیش از 90 درصد آب در بخش کشاورزی مصرف میشود و راندمان آبیاری حدود 35-40 درصد است، قیمتگذاری میتواند انگیزهای برای بهبود روشهای آبیاری و کاهش هدررفت باشد. اما این راهکار به تنهایی کافی نیست و باید با آموزش، زیرساختهای مدرن و نظارت همراه شود، زیرا مقاومت اجتماعی و اقتصادی (مثلاً توان مالی کشاورزان) میتواند مانع موفقیت آن شود.
2. آیا از بخش کشاورزی شروع کنیم؟
بله، بخش کشاورزی نقطه شروع منطقی است، زیرا حدود 90-92 درصد از منابع آب ایران را مصرف میکند، در حالی که تنها 10 درصد تولید ناخالص ملی را تأمین میکند. راندمان پایین آبیاری (حدود 35-40 درصد در مقایسه با میانگین جهانی 70 درصد)، کشت محصولات آببر (مثل برنج و هندوانه در مناطق خشک)، و استفاده از روشهای سنتی مثل آبیاری غرقابی، اصلیترین عوامل هدررفت آب هستند. اصلاح الگوی کشت، توسعه آبیاری قطرهای، و استفاده از فاضلاب تصفیهشده برای کشاورزی میتواند مصرف آب را تا 50 درصد کاهش دهد. با این حال، این تغییرات نیازمند سرمایهگذاری کلان، آموزش کشاورزان، و حمایت مالی از آنها برای گذار به روشهای جدید است.
3. آیا باید اول تکلیف صنایع آببر را مشخص کنیم؟
صنایع آببر (مثل فولاد و پتروشیمی) در مقایسه با کشاورزی سهم کمتری از مصرف آب دارند (حدود 2 درصد)، اما مکانیابی نادرست آنها (مثلاً در مناطق مرکزی و خشک مثل اصفهان و یزد) فشار زیادی بر منابع آب محلی وارد کرده است. تعیین تکلیف این صنایع از طریق بازنگری سیاستهای آمایش سرزمین و انتقال آنها به مناطق ساحلی یا استفاده از پساب صنعتی میتواند مؤثر باشد. برای مثال، کشورهایی مثل عمان با بازیافت 100 درصد فاضلاب و استفاده از آن در صنعت، مصرف آب شیرین را کاهش دادهاند. این اقدام باید به موازات اصلاح کشاورزی پیش برود، نه بهعنوان اولویت اول.
4. آیا لولههای شبکه انتقال باید عوض شوند؟
شبکه انتقال آب در ایران فرسوده است و هدررفت آن بین 20 تا 30 درصد تخمین زده میشود، که معادل میلیاردها مترمکعب آب در سال است. تعویض لولهها و بهینهسازی شبکه توزیع میتواند این اتلاف را تا حد زیادی کاهش دهد. با این حال، هزینه بالای این پروژهها (میلیاردها دلار) و نیاز به زمان طولانی، آن را به یک راهکار میانمدت تبدیل میکند. اولویتبندی مناطق با هدررفت بالا (مثل شهرهای بزرگ) و استفاده از فناوریهای تشخیص نشت میتواند کارایی این اقدام را افزایش دهد.
5. توقف توسعه در شهرهای مرکزی و انتقال آن به سواحل دریا چقدر منطقی و عملی است؟
توقف توسعه شهرهای مرکزی (مثل تهران، اصفهان، و یزد) و انتقال آن به سواحل خلیج فارس و دریای عمان از نظر منابع آب منطقی است، زیرا این مناطق دسترسی به آب دریا برای شیرینسازی دارند و فشار بر آبخوانهای داخلی را کاهش میدهند. اما عملی بودن آن چالشبرانگیز است:
- مزایا: کاهش مهاجرت به شهرهای مرکزی، توسعه اقتصادی مناطق محروم ساحلی، و استفاده از آب شیرینکنها (مانند تجربه امارات و عربستان).
- چالشها: هزینه بالای زیرساخت (بندر، مسکن، صنعت)، مقاومت فرهنگی و اجتماعی (عدم تمایل به مهاجرت)، و اثرات زیستمحیطی شیرینسازی (مثل پساب نمکی).
این راهکار بهعنوان یک استراتژی بلندمدت قابل بررسی است، اما در کوتاهمدت، مدیریت تقاضا در شهرهای موجود اولویت دارد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/4
Telegram
پالس آب
* راهکارهای حل مسئله تنش آبی
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
برای حل مسئله کمبود آب در ایران، ابتدا باید ابعاد مختلف این بحران را با تکیه بر شواهد علمی و عملی تحلیل کنیم و سپس یک برنامه منسجم و زمانبندیشده ارائه دهیم. ایران به دلیل موقعیت…
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
برای حل مسئله کمبود آب در ایران، ابتدا باید ابعاد مختلف این بحران را با تکیه بر شواهد علمی و عملی تحلیل کنیم و سپس یک برنامه منسجم و زمانبندیشده ارائه دهیم. ایران به دلیل موقعیت…
👍1
6. تفکیک آب شرب از غیرشرب چقدر معنیدار است؟
تفکیک آب شرب از غیرشرب (بهویژه در شهرها) میتواند مصرف آب تصفیهشده را کاهش دهد. در حال حاضر، تنها 11 درصد آب شهری برای شرب و پختوپز استفاده میشود و 89 درصد برای مصارف بهداشتی (مثل شستوشو) مصرف میشود. در کشورهایی مثل ژاپن و هند، این تفکیک باعث کاهش 20-30 درصدی مصرف آب شرب شده است. در ایران، اجرای شبکه دوگانه (آب شرب و بهداشتی) میتواند هزینه تصفیه را کاهش دهد و منابع آب با کیفیت را حفظ کند. اما این طرح نیازمند سرمایهگذاری اولیه بالا و پذیرش اجتماعی است و باید ابتدا بهصورت آزمایشی در شهرهای بزرگ اجرا شود.
7. آیا ترکیبی از همه این کارها لازم است؟
بحران آب در ایران چندبعدی است و هیچ راهکار تکی نمیتواند آن را حل کند. ترکیب قیمتگذاری، اصلاح کشاورزی، مدیریت صنایع، بهینهسازی شبکه انتقال، بازنگری توسعه شهری، و تفکیک آب شرب و غیرشرب، رویکردی جامع و پایدار ایجاد میکند. اولویتبندی و زمانبندی این اقدامات بر اساس منابع مالی، ظرفیت اجرایی، و شدت بحران در مناطق مختلف ضروری است.
برنامه عملیاتی و زمانبندیشده
اصول کلی برنامه:
1. اولویتبندی: تمرکز اولیه بر بخش کشاورزی بهعنوان بزرگترین مصرفکننده، سپس شهرها و صنایع.
2. مشارکت عمومی: جلب همکاری مردم، کشاورزان، و بخش خصوصی با آموزش و مشوقهای مالی.
3. پایداری: تعادل بین نیازهای کوتاهمدت و حفظ منابع برای نسلهای آینده.
4. منطقهبندی: اجرای متفاوت راهکارها بر اساس شرایط اقلیمی و جمعیتی هر منطقه.
فاز 1: کوتاهمدت (1-3 سال) - مدیریت تقاضا و اقدامات فوری
- اقدامات کشاورزی:
- معرفی قیمتگذاری پلکانی آب برای کشاورزان پرمصرف (شروع با یارانه مشروط).
- توسعه آبیاری قطرهای در 20 درصد اراضی کشاورزی با حمایت مالی دولت (هزینه تخمینی: 500 میلیون دلار).
- ممنوعیت کشت محصولات آببر (مثل برنج) در مناطق خشک با ارائه جایگزین (مثل زعفران).
- اقدامات شهری:
- اجرای آزمایشی تفکیک آب شرب و غیرشرب در 3 شهر بزرگ (تهران، مشهد، اصفهان).
- نصب کنتورهای هوشمند برای 30 درصد مشترکین شهری و جریمه مصرف بالا.
- اقدامات صنعتی:
- الزام صنایع آببر به استفاده از پساب تصفیهشده (شروع با 10 واحد بزرگ).
- زیرساخت:
- تعمیر شبکه انتقال در مناطق با هدررفت بالای 25 درصد (هزینه تخمینی: 200 میلیون دلار).
- فرهنگسازی:
- کمپینهای آموزشی در رسانهها برای کاهش مصرف خانگی و کشاورزی.
فاز 2: میانمدت (4-7 سال) - توسعه زیرساخت و اصلاح ساختاری
- اقدامات کشاورزی:
- گسترش آبیاری مدرن به 50 درصد اراضی (هزینه تخمینی: 1.5 میلیارد دلار).
- توسعه کشت گلخانهای در 10 درصد زمینها برای محصولات استراتژیک.
- اقدامات شهری:
- گسترش تفکیک آب شرب به 50 درصد شهرهای بزرگ (هزینه تخمینی: 1 میلیارد دلار).
- کاهش تبخیر سدها با فناوریهای پوششی (مثل توپهای پلاستیکی) در 5 سد بزرگ.
- اقدامات صنعتی:
- انتقال 20 درصد صنایع آببر به سواحل با مشوقهای مالی (هزینه تخمینی: 800 میلیون دلار).
- زیرساخت:
- نوسازی 50 درصد شبکه انتقال آب شهری و روستایی (هزینه تخمینی: 2 میلیارد دلار).
- پژوهش و توسعه:
- سرمایهگذاری در فناوریهای شیرینسازی و استحصال آب از رطوبت هوا (100 میلیون دلار).
فاز 3: بلندمدت (8-15 سال) - پایداری و توسعه متعادل
- اقدامات کشاورزی:
- دستیابی به راندمان 70 درصدی آبیاری در کل کشور.
- توسعه کشت فراسرزمینی برای 15 درصد نیازهای غذایی (مثل غلات در کشورهای همسایه).
- اقدامات شهری:
- تکمیل تفکیک آب شرب در 80 درصد مناطق شهری.
- کاهش مصرف سرانه آب شهری به 150 لیتر در روز (از 250 لیتر در روز فعلی).
- اقدامات صنعتی و منطقهای:
- انتقال 50 درصد صنایع آببر به سواحل و توسعه بنادر (هزینه تخمینی: 2.5 میلیارد دلار).
- ایجاد شهرهای جدید ساحلی با زیرساخت پایدار (هزینه تخمینی: 5 میلیارد دلار).
- زیرساخت و محیط زیست:
- احیای 30 درصد تالابها و آبخوانها با مدیریت عرضه و تقاضا.
- توسعه آبشیرینکنها در سواحل برای تأمین 20 درصد آب شرب (هزینه تخمینی: 3 میلیارد دلار).
منابع مالی
- بودجه دولتی (50 درصد).
- سرمایهگذاری بخش خصوصی (30 درصد) با تضمین خرید آب تولیدی.
- کمکهای بینالمللی و وامهای توسعه (20 درصد).
شاخصهای موفقیت
- کاهش مصرف آب کشاورزی به 70 درصد کل منابع (از 90 درصد).
- کاهش هدررفت شبکه به زیر 10 درصد.
- افزایش دسترسی به آب شرب پایدار به 95 درصد جمعیت.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/4
تفکیک آب شرب از غیرشرب (بهویژه در شهرها) میتواند مصرف آب تصفیهشده را کاهش دهد. در حال حاضر، تنها 11 درصد آب شهری برای شرب و پختوپز استفاده میشود و 89 درصد برای مصارف بهداشتی (مثل شستوشو) مصرف میشود. در کشورهایی مثل ژاپن و هند، این تفکیک باعث کاهش 20-30 درصدی مصرف آب شرب شده است. در ایران، اجرای شبکه دوگانه (آب شرب و بهداشتی) میتواند هزینه تصفیه را کاهش دهد و منابع آب با کیفیت را حفظ کند. اما این طرح نیازمند سرمایهگذاری اولیه بالا و پذیرش اجتماعی است و باید ابتدا بهصورت آزمایشی در شهرهای بزرگ اجرا شود.
7. آیا ترکیبی از همه این کارها لازم است؟
بحران آب در ایران چندبعدی است و هیچ راهکار تکی نمیتواند آن را حل کند. ترکیب قیمتگذاری، اصلاح کشاورزی، مدیریت صنایع، بهینهسازی شبکه انتقال، بازنگری توسعه شهری، و تفکیک آب شرب و غیرشرب، رویکردی جامع و پایدار ایجاد میکند. اولویتبندی و زمانبندی این اقدامات بر اساس منابع مالی، ظرفیت اجرایی، و شدت بحران در مناطق مختلف ضروری است.
برنامه عملیاتی و زمانبندیشده
اصول کلی برنامه:
1. اولویتبندی: تمرکز اولیه بر بخش کشاورزی بهعنوان بزرگترین مصرفکننده، سپس شهرها و صنایع.
2. مشارکت عمومی: جلب همکاری مردم، کشاورزان، و بخش خصوصی با آموزش و مشوقهای مالی.
3. پایداری: تعادل بین نیازهای کوتاهمدت و حفظ منابع برای نسلهای آینده.
4. منطقهبندی: اجرای متفاوت راهکارها بر اساس شرایط اقلیمی و جمعیتی هر منطقه.
فاز 1: کوتاهمدت (1-3 سال) - مدیریت تقاضا و اقدامات فوری
- اقدامات کشاورزی:
- معرفی قیمتگذاری پلکانی آب برای کشاورزان پرمصرف (شروع با یارانه مشروط).
- توسعه آبیاری قطرهای در 20 درصد اراضی کشاورزی با حمایت مالی دولت (هزینه تخمینی: 500 میلیون دلار).
- ممنوعیت کشت محصولات آببر (مثل برنج) در مناطق خشک با ارائه جایگزین (مثل زعفران).
- اقدامات شهری:
- اجرای آزمایشی تفکیک آب شرب و غیرشرب در 3 شهر بزرگ (تهران، مشهد، اصفهان).
- نصب کنتورهای هوشمند برای 30 درصد مشترکین شهری و جریمه مصرف بالا.
- اقدامات صنعتی:
- الزام صنایع آببر به استفاده از پساب تصفیهشده (شروع با 10 واحد بزرگ).
- زیرساخت:
- تعمیر شبکه انتقال در مناطق با هدررفت بالای 25 درصد (هزینه تخمینی: 200 میلیون دلار).
- فرهنگسازی:
- کمپینهای آموزشی در رسانهها برای کاهش مصرف خانگی و کشاورزی.
فاز 2: میانمدت (4-7 سال) - توسعه زیرساخت و اصلاح ساختاری
- اقدامات کشاورزی:
- گسترش آبیاری مدرن به 50 درصد اراضی (هزینه تخمینی: 1.5 میلیارد دلار).
- توسعه کشت گلخانهای در 10 درصد زمینها برای محصولات استراتژیک.
- اقدامات شهری:
- گسترش تفکیک آب شرب به 50 درصد شهرهای بزرگ (هزینه تخمینی: 1 میلیارد دلار).
- کاهش تبخیر سدها با فناوریهای پوششی (مثل توپهای پلاستیکی) در 5 سد بزرگ.
- اقدامات صنعتی:
- انتقال 20 درصد صنایع آببر به سواحل با مشوقهای مالی (هزینه تخمینی: 800 میلیون دلار).
- زیرساخت:
- نوسازی 50 درصد شبکه انتقال آب شهری و روستایی (هزینه تخمینی: 2 میلیارد دلار).
- پژوهش و توسعه:
- سرمایهگذاری در فناوریهای شیرینسازی و استحصال آب از رطوبت هوا (100 میلیون دلار).
فاز 3: بلندمدت (8-15 سال) - پایداری و توسعه متعادل
- اقدامات کشاورزی:
- دستیابی به راندمان 70 درصدی آبیاری در کل کشور.
- توسعه کشت فراسرزمینی برای 15 درصد نیازهای غذایی (مثل غلات در کشورهای همسایه).
- اقدامات شهری:
- تکمیل تفکیک آب شرب در 80 درصد مناطق شهری.
- کاهش مصرف سرانه آب شهری به 150 لیتر در روز (از 250 لیتر در روز فعلی).
- اقدامات صنعتی و منطقهای:
- انتقال 50 درصد صنایع آببر به سواحل و توسعه بنادر (هزینه تخمینی: 2.5 میلیارد دلار).
- ایجاد شهرهای جدید ساحلی با زیرساخت پایدار (هزینه تخمینی: 5 میلیارد دلار).
- زیرساخت و محیط زیست:
- احیای 30 درصد تالابها و آبخوانها با مدیریت عرضه و تقاضا.
- توسعه آبشیرینکنها در سواحل برای تأمین 20 درصد آب شرب (هزینه تخمینی: 3 میلیارد دلار).
منابع مالی
- بودجه دولتی (50 درصد).
- سرمایهگذاری بخش خصوصی (30 درصد) با تضمین خرید آب تولیدی.
- کمکهای بینالمللی و وامهای توسعه (20 درصد).
شاخصهای موفقیت
- کاهش مصرف آب کشاورزی به 70 درصد کل منابع (از 90 درصد).
- کاهش هدررفت شبکه به زیر 10 درصد.
- افزایش دسترسی به آب شرب پایدار به 95 درصد جمعیت.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/4
Telegram
پالس آب
* راهکارهای حل مسئله تنش آبی
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
برای حل مسئله کمبود آب در ایران، ابتدا باید ابعاد مختلف این بحران را با تکیه بر شواهد علمی و عملی تحلیل کنیم و سپس یک برنامه منسجم و زمانبندیشده ارائه دهیم. ایران به دلیل موقعیت…
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
برای حل مسئله کمبود آب در ایران، ابتدا باید ابعاد مختلف این بحران را با تکیه بر شواهد علمی و عملی تحلیل کنیم و سپس یک برنامه منسجم و زمانبندیشده ارائه دهیم. ایران به دلیل موقعیت…
حل بحران آب در ایران نیازمند ترکیبی از اقدامات فوری (مثل قیمتگذاری و اصلاح کشاورزی)، میانمدت (مثل نوسازی زیرساخت و تفکیک آب)، و بلندمدت (مثل توسعه ساحلی) است. کشاورزی بهعنوان اولویت اول باید هدفگذاری شود، اما بدون حمایت از صنایع و شهرها، تعادل برقرار نمیشود. انتقال توسعه به سواحل منطقی اما پرهزینه و زمانبر است و باید بهتدریج اجرا شود. تفکیک آب شرب نیز راهکاری مکمل و مؤثر است که باید از شهرهای بزرگ شروع شود. این برنامه با زمانبندی مشخص و منابع مالی متنوع، میتواند ایران را به سمت مدیریت پایدار آب هدایت کند، مشروط به عزم ملی و هماهنگی بینبخشی.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/4
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/4
Telegram
پالس آب
* راهکارهای حل مسئله تنش آبی
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
برای حل مسئله کمبود آب در ایران، ابتدا باید ابعاد مختلف این بحران را با تکیه بر شواهد علمی و عملی تحلیل کنیم و سپس یک برنامه منسجم و زمانبندیشده ارائه دهیم. ایران به دلیل موقعیت…
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
برای حل مسئله کمبود آب در ایران، ابتدا باید ابعاد مختلف این بحران را با تکیه بر شواهد علمی و عملی تحلیل کنیم و سپس یک برنامه منسجم و زمانبندیشده ارائه دهیم. ایران به دلیل موقعیت…
* در باب مسئله حجاب
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
مسأله حجاب اجباری در ایران یکی از پیچیدهترین چالشهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است که به دلیل وجود دیدگاههای متضاد، نیازمند راهکاری متعادل و فراگیر است. تصویب قانون حجاب توسط مجلس و عدم اجرای آن توسط دولت، همراه با تحصن گروههایی در مقابل مجلس، نشاندهنده شکاف عمیق میان گروههای مختلف جامعه و نهادهای حاکمیتی است. اجرای سختگیرانه این قانون میتواند به تنشهای اجتماعی دامن بزند، در حالی که نادیده گرفتن آن نیز بخشی از جامعه را ناراضی نگه میدارد. برای مدیریت این بحران راهکارهایی که هدف آنها کاهش تنش، احترام به تنوع دیدگاهها و حرکت به سمت یک راهحل پایدار است موارد ذیل هستند:
1. گفتوگوی ملی و فراگیر
- تشکیل کمیته ملی: ایجاد یک کمیته متشکل از نمایندگان دولت، مجلس، روحانیون، جامعهشناسان، حقوقدانان، فعالان مدنی و نمایندگان اقشار مختلف مردم (موافقان و مخالفان حجاب اجباری) برای بحث و تبادل نظر درباره این موضوع.
- نظرسنجی عمومی: برگزاری یک نظرسنجی رسمی و شفاف در سطح کشور برای درک دقیق نظر اکثریت مردم درباره حجاب، که میتواند مبنای تصمیمگیری قرار گیرد.
2. بازنگری قانون با رویکرد انعطافپذیر
- اختیاری کردن در حوزههای خاص: بهجای اجبار سراسری، میتوان حجاب را در برخی فضاهای عمومی (مانند دانشگاهها یا ادارات غیرحساس) اختیاری کرد و در عین حال در مکانهای خاص (مانند نهادهای مذهبی یا دولتی خاص) بهصورت الزامی حفظ کرد.
- تمرکز بر فرهنگسازی بهجای اجبار: بهجای استفاده از ابزارهای تنبیهی، برنامههای آموزشی و فرهنگی برای ترویج دیدگاههای موافقان حجاب طراحی شود، بدون اینکه اجبار قانونی بر مخالفان تحمیل گردد.
3. کاهش تنشهای اجتماعی
- پرهیز از برخورد قهری: دولت و نهادهای انتظامی باید از هرگونه برخورد خشونتآمیز با معترضان (چه موافقان و چه مخالفان) خودداری کنند تا از تشدید تنش جلوگیری شود.
- مدیریت تحصنها: دعوت از نمایندگان معترضان مقابل مجلس برای مذاکره و شنیدن خواستههایشان، بهجای بیاعتنایی یا سرکوب، میتواند فضا را آرامتر کند.
4. تقویت آزادی فردی در چارچوب قانون
- تعریف حداقلی از پوشش: بهجای تأکید بر حجاب کامل، میتوان استاندارد حداقلی برای پوشش عمومی (مانند لباسهای متعارف و غیرجنجالی) تعیین کرد که هم به آزادی فردی احترام بگذارد و هم حساسیتهای فرهنگی را رعایت کند.
- حذف مجازاتهای سنگین: بازنگری در مجازاتهای مرتبط با عدم رعایت حجاب (مانند جریمه یا زندان) و جایگزینی آنها با راهکارهای غیرتنبیهی، مانند مشاوره یا برنامههای آموزشی.
5. استفاده از تجربههای جهانی
- مطالعه تطبیقی: بررسی تجربه کشورهایی با تنوع فرهنگی و مذهبی (مانند ترکیه یا مالزی) که توانستهاند بین ارزشهای دینی و آزادیهای فردی تعادل برقرار کنند، میتواند الگویی برای ایران باشد.
- مشارکت نخبگان بینالمللی: دعوت از کارشناسان بینالمللی در حوزه حقوق بشر و جامعهشناسی برای ارائه پیشنهادهایی سازگار با شرایط ایران.
6. شفافیت و پاسخگویی دولت
- بیانیه رسمی دولت: دولت باید بهصورت شفاف دلایل عدم اجرای قانون مصوب مجلس را اعلام کند و برنامه خود برای مدیریت این موضوع را به اطلاع مردم برساند.
- هماهنگی قوا: ایجاد هماهنگی میان قوه مقننه، مجریه و قضاییه برای جلوگیری از سردرگمی مردم و کاهش اختلافات درونحاکمیتی.
7. تمرکز بر مسائل اولویتدار جامعه
- تغییر تمرکز عمومی: با توجه به مشکلات اقتصادی، معیشتی و زیستمحیطی که در حال حاضر گریبانگیر مردم ایران است، دولت و مجلس میتوانند با اولویتبندی این مسائل، توجه عمومی را از موضوع حجاب به سمت چالشهای ملموستر هدایت کنند تا از شدت تنش کاسته شود.
حل مسأله حجاب اجباری در ایران نیازمند گذار از رویکردهای تقابلی به سمت راهحلهای مبتنی بر گفتوگو، احترام به تنوع و انعطافپذیری است. اجبار مطلق یا نادیده گرفتن کامل قانون، هر دو به تعمیق شکافهای اجتماعی منجر میشود. با ایجاد فضایی برای شنیدن صداهای مختلف، بازنگری در روشهای اجرایی و پرهیز از خشونت، میتوان به راهکاری رسید که هم به ارزشهای بخشی از جامعه احترام بگذارد و هم حقوق فردی بخش دیگر را تأمین کند. این مسیر، اگرچه دشوار است، اما میتواند سیستم اجتماعی را از فروپاشی نجات دهد و بهجای تنش، همزیستی را ترویج کند.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/7
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
مسأله حجاب اجباری در ایران یکی از پیچیدهترین چالشهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است که به دلیل وجود دیدگاههای متضاد، نیازمند راهکاری متعادل و فراگیر است. تصویب قانون حجاب توسط مجلس و عدم اجرای آن توسط دولت، همراه با تحصن گروههایی در مقابل مجلس، نشاندهنده شکاف عمیق میان گروههای مختلف جامعه و نهادهای حاکمیتی است. اجرای سختگیرانه این قانون میتواند به تنشهای اجتماعی دامن بزند، در حالی که نادیده گرفتن آن نیز بخشی از جامعه را ناراضی نگه میدارد. برای مدیریت این بحران راهکارهایی که هدف آنها کاهش تنش، احترام به تنوع دیدگاهها و حرکت به سمت یک راهحل پایدار است موارد ذیل هستند:
1. گفتوگوی ملی و فراگیر
- تشکیل کمیته ملی: ایجاد یک کمیته متشکل از نمایندگان دولت، مجلس، روحانیون، جامعهشناسان، حقوقدانان، فعالان مدنی و نمایندگان اقشار مختلف مردم (موافقان و مخالفان حجاب اجباری) برای بحث و تبادل نظر درباره این موضوع.
- نظرسنجی عمومی: برگزاری یک نظرسنجی رسمی و شفاف در سطح کشور برای درک دقیق نظر اکثریت مردم درباره حجاب، که میتواند مبنای تصمیمگیری قرار گیرد.
2. بازنگری قانون با رویکرد انعطافپذیر
- اختیاری کردن در حوزههای خاص: بهجای اجبار سراسری، میتوان حجاب را در برخی فضاهای عمومی (مانند دانشگاهها یا ادارات غیرحساس) اختیاری کرد و در عین حال در مکانهای خاص (مانند نهادهای مذهبی یا دولتی خاص) بهصورت الزامی حفظ کرد.
- تمرکز بر فرهنگسازی بهجای اجبار: بهجای استفاده از ابزارهای تنبیهی، برنامههای آموزشی و فرهنگی برای ترویج دیدگاههای موافقان حجاب طراحی شود، بدون اینکه اجبار قانونی بر مخالفان تحمیل گردد.
3. کاهش تنشهای اجتماعی
- پرهیز از برخورد قهری: دولت و نهادهای انتظامی باید از هرگونه برخورد خشونتآمیز با معترضان (چه موافقان و چه مخالفان) خودداری کنند تا از تشدید تنش جلوگیری شود.
- مدیریت تحصنها: دعوت از نمایندگان معترضان مقابل مجلس برای مذاکره و شنیدن خواستههایشان، بهجای بیاعتنایی یا سرکوب، میتواند فضا را آرامتر کند.
4. تقویت آزادی فردی در چارچوب قانون
- تعریف حداقلی از پوشش: بهجای تأکید بر حجاب کامل، میتوان استاندارد حداقلی برای پوشش عمومی (مانند لباسهای متعارف و غیرجنجالی) تعیین کرد که هم به آزادی فردی احترام بگذارد و هم حساسیتهای فرهنگی را رعایت کند.
- حذف مجازاتهای سنگین: بازنگری در مجازاتهای مرتبط با عدم رعایت حجاب (مانند جریمه یا زندان) و جایگزینی آنها با راهکارهای غیرتنبیهی، مانند مشاوره یا برنامههای آموزشی.
5. استفاده از تجربههای جهانی
- مطالعه تطبیقی: بررسی تجربه کشورهایی با تنوع فرهنگی و مذهبی (مانند ترکیه یا مالزی) که توانستهاند بین ارزشهای دینی و آزادیهای فردی تعادل برقرار کنند، میتواند الگویی برای ایران باشد.
- مشارکت نخبگان بینالمللی: دعوت از کارشناسان بینالمللی در حوزه حقوق بشر و جامعهشناسی برای ارائه پیشنهادهایی سازگار با شرایط ایران.
6. شفافیت و پاسخگویی دولت
- بیانیه رسمی دولت: دولت باید بهصورت شفاف دلایل عدم اجرای قانون مصوب مجلس را اعلام کند و برنامه خود برای مدیریت این موضوع را به اطلاع مردم برساند.
- هماهنگی قوا: ایجاد هماهنگی میان قوه مقننه، مجریه و قضاییه برای جلوگیری از سردرگمی مردم و کاهش اختلافات درونحاکمیتی.
7. تمرکز بر مسائل اولویتدار جامعه
- تغییر تمرکز عمومی: با توجه به مشکلات اقتصادی، معیشتی و زیستمحیطی که در حال حاضر گریبانگیر مردم ایران است، دولت و مجلس میتوانند با اولویتبندی این مسائل، توجه عمومی را از موضوع حجاب به سمت چالشهای ملموستر هدایت کنند تا از شدت تنش کاسته شود.
حل مسأله حجاب اجباری در ایران نیازمند گذار از رویکردهای تقابلی به سمت راهحلهای مبتنی بر گفتوگو، احترام به تنوع و انعطافپذیری است. اجبار مطلق یا نادیده گرفتن کامل قانون، هر دو به تعمیق شکافهای اجتماعی منجر میشود. با ایجاد فضایی برای شنیدن صداهای مختلف، بازنگری در روشهای اجرایی و پرهیز از خشونت، میتوان به راهکاری رسید که هم به ارزشهای بخشی از جامعه احترام بگذارد و هم حقوق فردی بخش دیگر را تأمین کند. این مسیر، اگرچه دشوار است، اما میتواند سیستم اجتماعی را از فروپاشی نجات دهد و بهجای تنش، همزیستی را ترویج کند.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/7
Telegram
پالس آب
* در باب مسئله حجاب
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
مسأله حجاب اجباری در ایران یکی از پیچیدهترین چالشهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است که به دلیل وجود دیدگاههای متضاد، نیازمند راهکاری متعادل و فراگیر است. تصویب قانون حجاب توسط مجلس و عدم…
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
مسأله حجاب اجباری در ایران یکی از پیچیدهترین چالشهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است که به دلیل وجود دیدگاههای متضاد، نیازمند راهکاری متعادل و فراگیر است. تصویب قانون حجاب توسط مجلس و عدم…
❤1
M. Shourian
Photo
پهلوانان هرگز نمی میرند
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
دلم لبریز میشود از حس غرور و سپاس برای این پهلوان بزرگ ایرانزمین. او که در سیل و زلزله، در لحظههای سخت ریزش معدن و هر بلا و مصیبتی، نه فقط نامی آشنا، بلکه دستی یاریگر برای مردم بوده. رسول، مردی از جنس مهر و ایستادگی، که قلبش برای وطن میتپد و دستانش هرجا توانسته، گرهای از زندگی هموطنانش گشوده. موسسه مهر و ماهش، نغمهای از امید است؛ خانهای گرم که شبهای سرد کودکان بیسرپرست و بدسرپرست را به صبحی پر از عشق پیوند میزند. این متن، نوشتاریست برای قدردانی از این اسطورهی بیادعا که با هر قدمش، درس انسانیت و همدلی میدهد. پهلوان رسول خادم، تو افتخار سرزمین مایی.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/9
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
دلم لبریز میشود از حس غرور و سپاس برای این پهلوان بزرگ ایرانزمین. او که در سیل و زلزله، در لحظههای سخت ریزش معدن و هر بلا و مصیبتی، نه فقط نامی آشنا، بلکه دستی یاریگر برای مردم بوده. رسول، مردی از جنس مهر و ایستادگی، که قلبش برای وطن میتپد و دستانش هرجا توانسته، گرهای از زندگی هموطنانش گشوده. موسسه مهر و ماهش، نغمهای از امید است؛ خانهای گرم که شبهای سرد کودکان بیسرپرست و بدسرپرست را به صبحی پر از عشق پیوند میزند. این متن، نوشتاریست برای قدردانی از این اسطورهی بیادعا که با هر قدمش، درس انسانیت و همدلی میدهد. پهلوان رسول خادم، تو افتخار سرزمین مایی.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/9
Telegram
پالس آب
پهلوانان هرگز نمی میرند
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
دلم لبریز میشود از حس غرور و سپاس برای این پهلوان بزرگ ایرانزمین. او که در سیل و زلزله، در لحظههای سخت ریزش معدن و هر بلا و مصیبتی، نه فقط نامی آشنا، بلکه دستی یاریگر برای مردم بوده.…
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
دلم لبریز میشود از حس غرور و سپاس برای این پهلوان بزرگ ایرانزمین. او که در سیل و زلزله، در لحظههای سخت ریزش معدن و هر بلا و مصیبتی، نه فقط نامی آشنا، بلکه دستی یاریگر برای مردم بوده.…
* یقه گیری اقتصادی
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
آقای پزشکیان، رئیسجمهور محترم ایران، در اظهاراتی که اخیراً بیان کردهاند، گفتهاند: «برای گرانیها و تورم نمیدانم یقه چه کسی را باید گرفت؟» این پرسش، که شاید از سر ناچاری یا تأمل بر پیچیدگیهای اقتصادی کشور مطرح شده، نیازمند پاسخی دقیق و جامع است که هم ریشههای مسئله را روشن کند و هم راهکارهایی منطقی پیشنهاد دهد. تورم و گرانی در ایران پدیدهای چندوجهی است که نمیتوان آن را به یک فرد یا نهاد خاص تقلیل داد. با این حال، میتوان «یقه» عوامل اصلی را گرفت، اگر با دیدی ساختاری و سیستمی به موضوع نگاه کنیم. در اینجا به برخی از ریشهها و مسئولیتها اشاره میکنم:
اولین عامل، "کسری بودجه دولت" است. سالهاست که دولتهای مختلف، از جمله دولت کنونی، با کسری بودجه مواجهاند. این کسری اغلب از طریق استقراض از بانک مرکزی یا چاپ پول تأمین میشود که مستقیماً به افزایش نقدینگی و تورم منجر میشود. آقای پزشکیان، به عنوان رئیس قوه مجریه، میتوانند یقه این سیاستهای مالی ناپایدار را بگیرند و با اصلاح بودجهریزی، کاهش هزینههای غیرضروری و افزایش شفافیت در تخصیص منابع، این موتور تورم را مهار کنند.
دومین عامل، "تحریمهای بینالمللی" است که اقتصاد ایران را تحت فشار شدید قرار داده است. کاهش درآمدهای ارزی، محدودیت در تجارت خارجی و افزایش هزینههای تأمین کالاهای اساسی، همگی به گرانی دامن زدهاند. اگرچه این موضوع تا حدی خارج از کنترل مستقیم دولت است، اما دیپلماسی فعالتر و مذاکرات هدفمند میتواند بخشی از این فشار را کاهش دهد. آیا دولت شما، آقای رئیسجمهور، برنامهای مشخص برای این چالش دارد؟
سومین مسئله، "ناکارآمدی نظام توزیع و رانتخواری" است. ارز چندنرخی، که خود شما در زمان انتخابات به آن انتقاد داشتید، همچنان منشأ فساد و گرانی است. تفاوت بین ارز دولتی و آزاد، رانتهایی ایجاد میکند که به جای مردم، به جیب دلالان میرود. یقه این سیستم معیوب را میتوان با تکنرخی کردن ارز و نظارت جدیتر بر زنجیره تأمین گرفت.
چهارمین عامل، "ناترازی در زیرساختهای اقتصادی" مانند انرژی، آب و تولید است. وقتی تولیدکنندگان به دلیل قطعی برق یا کمبود مواد اولیه نمیتوانند کار کنند، عرضه کاهش مییابد و قیمتها بالا میرود. اینجاست که مدیریت اجرایی شما میتواند با اولویتبندی سرمایهگذاری و رفع موانع تولید، تأثیر مستقیمی بگذارد.
در نهایت، آقای پزشکیان، شما به عنوان رئیسجمهور، اختیار و وظیفه دارید که هماهنگی بین نهادهای مختلف را برقرار کنید. نمیشود پرسید «یقه چه کسی را بگیرم؟» بلکه باید یقه خودِ سیستم را گرفت؛ سیستمی که سالهاست با تصمیمات نادرست، سوءمدیریت و نبود شفافیت، مردم را زیر بار گرانی و تورم خم کرده. شما وعده داده بودید که صدای مردم باشید و معیشت را بهبود دهید. حالا وقت عمل است: از اصلاحات ساختاری شروع کنید، با فساد مقابله کنید، و از کارشناسان با سواد و مستقل کمک بگیرید تا این گره کور باز شود. مردم منتظرند ببینند که آیا این «نمیدانم» به «میدانم و عمل میکنم» تبدیل میشود یا نه. مسئولیت اصلی بر دوش شماست، هرچند که چالشها عمیق و ریشهدار باشند.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/10
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
آقای پزشکیان، رئیسجمهور محترم ایران، در اظهاراتی که اخیراً بیان کردهاند، گفتهاند: «برای گرانیها و تورم نمیدانم یقه چه کسی را باید گرفت؟» این پرسش، که شاید از سر ناچاری یا تأمل بر پیچیدگیهای اقتصادی کشور مطرح شده، نیازمند پاسخی دقیق و جامع است که هم ریشههای مسئله را روشن کند و هم راهکارهایی منطقی پیشنهاد دهد. تورم و گرانی در ایران پدیدهای چندوجهی است که نمیتوان آن را به یک فرد یا نهاد خاص تقلیل داد. با این حال، میتوان «یقه» عوامل اصلی را گرفت، اگر با دیدی ساختاری و سیستمی به موضوع نگاه کنیم. در اینجا به برخی از ریشهها و مسئولیتها اشاره میکنم:
اولین عامل، "کسری بودجه دولت" است. سالهاست که دولتهای مختلف، از جمله دولت کنونی، با کسری بودجه مواجهاند. این کسری اغلب از طریق استقراض از بانک مرکزی یا چاپ پول تأمین میشود که مستقیماً به افزایش نقدینگی و تورم منجر میشود. آقای پزشکیان، به عنوان رئیس قوه مجریه، میتوانند یقه این سیاستهای مالی ناپایدار را بگیرند و با اصلاح بودجهریزی، کاهش هزینههای غیرضروری و افزایش شفافیت در تخصیص منابع، این موتور تورم را مهار کنند.
دومین عامل، "تحریمهای بینالمللی" است که اقتصاد ایران را تحت فشار شدید قرار داده است. کاهش درآمدهای ارزی، محدودیت در تجارت خارجی و افزایش هزینههای تأمین کالاهای اساسی، همگی به گرانی دامن زدهاند. اگرچه این موضوع تا حدی خارج از کنترل مستقیم دولت است، اما دیپلماسی فعالتر و مذاکرات هدفمند میتواند بخشی از این فشار را کاهش دهد. آیا دولت شما، آقای رئیسجمهور، برنامهای مشخص برای این چالش دارد؟
سومین مسئله، "ناکارآمدی نظام توزیع و رانتخواری" است. ارز چندنرخی، که خود شما در زمان انتخابات به آن انتقاد داشتید، همچنان منشأ فساد و گرانی است. تفاوت بین ارز دولتی و آزاد، رانتهایی ایجاد میکند که به جای مردم، به جیب دلالان میرود. یقه این سیستم معیوب را میتوان با تکنرخی کردن ارز و نظارت جدیتر بر زنجیره تأمین گرفت.
چهارمین عامل، "ناترازی در زیرساختهای اقتصادی" مانند انرژی، آب و تولید است. وقتی تولیدکنندگان به دلیل قطعی برق یا کمبود مواد اولیه نمیتوانند کار کنند، عرضه کاهش مییابد و قیمتها بالا میرود. اینجاست که مدیریت اجرایی شما میتواند با اولویتبندی سرمایهگذاری و رفع موانع تولید، تأثیر مستقیمی بگذارد.
در نهایت، آقای پزشکیان، شما به عنوان رئیسجمهور، اختیار و وظیفه دارید که هماهنگی بین نهادهای مختلف را برقرار کنید. نمیشود پرسید «یقه چه کسی را بگیرم؟» بلکه باید یقه خودِ سیستم را گرفت؛ سیستمی که سالهاست با تصمیمات نادرست، سوءمدیریت و نبود شفافیت، مردم را زیر بار گرانی و تورم خم کرده. شما وعده داده بودید که صدای مردم باشید و معیشت را بهبود دهید. حالا وقت عمل است: از اصلاحات ساختاری شروع کنید، با فساد مقابله کنید، و از کارشناسان با سواد و مستقل کمک بگیرید تا این گره کور باز شود. مردم منتظرند ببینند که آیا این «نمیدانم» به «میدانم و عمل میکنم» تبدیل میشود یا نه. مسئولیت اصلی بر دوش شماست، هرچند که چالشها عمیق و ریشهدار باشند.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/10
Telegram
پالس آب
* یقه گیری اقتصادی
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
آقای پزشکیان، رئیسجمهور محترم ایران، در اظهاراتی که اخیراً بیان کردهاند، گفتهاند: «برای گرانیها و تورم نمیدانم یقه چه کسی را باید گرفت؟» این پرسش، که شاید از سر ناچاری یا تأمل بر پیچیدگیهای…
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
آقای پزشکیان، رئیسجمهور محترم ایران، در اظهاراتی که اخیراً بیان کردهاند، گفتهاند: «برای گرانیها و تورم نمیدانم یقه چه کسی را باید گرفت؟» این پرسش، که شاید از سر ناچاری یا تأمل بر پیچیدگیهای…
* راهکارهای احیای تالاب هامون
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
خشکی تالاب هامون به دلیل احداث سد کمالخان توسط افغانستان و انحراف آب رودخانه هیرمند به شورهزار گودزره، تأثیرات مخربی بر زندگی مردم سیستان در ایران گذاشته است. این بحران، که معیشت، سلامت و محیطزیست منطقه را تهدید میکند، نیازمند اقدامات فوری و چندجانبه از سوی ایران است. در ادامه، راهکارهایی پیشنهاد میشود که ایران میتواند برای کاهش اثرات این وضعیت و حفظ حیات در سیستان به کار گیرد:
1. تقویت دیپلماسی آب با افغانستان
- مذاکرات فشرده: ایران باید با استفاده از معاهده 1351 هیرمند (که حقآبه ایران را 26 مترمکعب در ثانیه تعیین کرده)، فشار دیپلماتیک بیشتری بر دولت طالبان وارد کند. این مذاکرات میتواند با میانجیگری سازمان ملل یا کشورهای بیطرف تقویت شود.
- مشوقهای اقتصادی: ارائه پیشنهادهایی مانند همکاری در پروژههای کشاورزی یا تجارت مرزی در ازای تأمین حقآبه، میتواند انگیزهای برای افغانستان ایجاد کند.
- فشار بینالمللی: ایران میتواند از نهادهای بینالمللی مانند کنوانسیون رامسر (برای حفاظت از تالابها) یا دادگاه بینالمللی خواستار پیگیری نقض تعهدات افغانستان شود.
2. مدیریت داخلی منابع آب
- بهینهسازی مصرف: با توجه به کاهش ورودی آب از هیرمند، باید مصرف آب در سیستان بهویژه در بخش کشاورزی (که عمده مصرف را دارد) با روشهای آبیاری مدرن مانند قطرهای کاهش یابد.
- بازچرخانی آب: توسعه سیستمهای تصفیه و استفاده مجدد از فاضلاب برای مصارف غیرشرب، میتواند وابستگی به منابع خارجی را کم کند.
- تغذیه مصنوعی آبخوانها: جمعآوری آب باران و هدایت آن به سفرههای زیرزمینی، میتواند به جبران افت سطح آب کمک کند.
3. احیای تالاب هامون با منابع جایگزین
- انتقال آب: بررسی امکان انتقال آب از منابع دیگر، مانند دریای عمان یا رودخانههای داخلی، به سیستان میتواند راهکاری بلندمدت باشد. این پروژهها نیازمند مطالعات زیستمحیطی دقیق هستند.
- حفظ رطوبت تالاب: لایروبی کانالهای موجود و هدایت هرگونه آب باقیمانده به بخشهای کلیدی تالاب، میتواند از خشک شدن کامل آن جلوگیری کند.
4. مقابله با ریزگردها و فرونشست
- تثبیت خاک: کاشت گونههای مقاوم گیاهی مانند گز و تاغ در بستر خشک تالاب و مالچپاشی، میتواند از بلند شدن ریزگردها که سلامت مردم را به خطر انداخته، جلوگیری کند.
- کنترل فرونشست: کاهش برداشت از چاههای عمیق و نظارت بر چاههای غیرمجاز، برای جلوگیری از تشدید فرونشست زمین در منطقه ضروری است.
5. حمایت از معیشت مردم
- تغییر الگوی کشت: تشویق کشاورزان به کشت محصولات کمآببر (مانند پسته یا زعفران) با ارائه یارانه و آموزش، میتواند جایگزین کشتهای پرمصرف شود.
- تنوعبخشی به اقتصاد: توسعه مشاغل غیروابسته به آب، مانند گردشگری طبیعی (در صورت احیای نسبی تالاب) یا صنایع دستی، میتواند از مهاجرت مردم جلوگیری کند.
- کمکهای اضطراری: توزیع آب شرب و بستههای حمایتی برای دامداران و کشاورزان در کوتاهمدت، از فروپاشی معیشت آنها جلوگیری میکند.
6. افزایش آگاهی و مشارکت مردمی
- کمپینهای عمومی: اطلاعرسانی به مردم درباره بحران آب و تشویق به صرفهجویی، میتواند فشار بر منابع را کاهش دهد.
- فشار اجتماعی: سازماندهی اعتراضات مدنی مسالمتآمیز یا زنجیرههای انسانی (مانند تجمعات پیشین در بستر هامون) میتواند توجه مقامات داخلی و بینالمللی را جلب کند.
7. همکاری منطقهای و علمی
- پروژههای مشترک: همکاری با کارشناسان بینالمللی و سازمانهای محیطزیستی برای یافتن راهحلهای پایدار، مانند ثبت جهانی تالاب هامون در یونسکو، میتواند حمایتهای مالی و فنی را جذب کند.
- پایش مداوم: استفاده از دادههای ماهوارهای برای رصد وضعیت تالاب و ارائه شواهد مستند در مذاکرات با افغانستان.
ایران در مواجهه با این بحران دو مسیر اصلی پیش رو دارد: نخست، فشار دیپلماتیک و حقوقی برای بازگرداندن حقآبه هیرمند، و دوم، اقدامات داخلی برای کاهش وابستگی به این رودخانه. بدون همکاری افغانستان، احیای کامل تالاب هامون دشوار است، اما با مدیریت هوشمندانه منابع داخلی و حمایت از مردم سیستان، میتوان از تبدیل این منطقه به یک فاجعه انسانی جلوگیری کرد. این تلاشها نیازمند اراده سیاسی قوی، هماهنگی بیندستگاهی و مشارکت فعال جامعه محلی است تا حیات در سیستان حفظ شود و این سرزمین بار دیگر نفس بکشد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/11
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
خشکی تالاب هامون به دلیل احداث سد کمالخان توسط افغانستان و انحراف آب رودخانه هیرمند به شورهزار گودزره، تأثیرات مخربی بر زندگی مردم سیستان در ایران گذاشته است. این بحران، که معیشت، سلامت و محیطزیست منطقه را تهدید میکند، نیازمند اقدامات فوری و چندجانبه از سوی ایران است. در ادامه، راهکارهایی پیشنهاد میشود که ایران میتواند برای کاهش اثرات این وضعیت و حفظ حیات در سیستان به کار گیرد:
1. تقویت دیپلماسی آب با افغانستان
- مذاکرات فشرده: ایران باید با استفاده از معاهده 1351 هیرمند (که حقآبه ایران را 26 مترمکعب در ثانیه تعیین کرده)، فشار دیپلماتیک بیشتری بر دولت طالبان وارد کند. این مذاکرات میتواند با میانجیگری سازمان ملل یا کشورهای بیطرف تقویت شود.
- مشوقهای اقتصادی: ارائه پیشنهادهایی مانند همکاری در پروژههای کشاورزی یا تجارت مرزی در ازای تأمین حقآبه، میتواند انگیزهای برای افغانستان ایجاد کند.
- فشار بینالمللی: ایران میتواند از نهادهای بینالمللی مانند کنوانسیون رامسر (برای حفاظت از تالابها) یا دادگاه بینالمللی خواستار پیگیری نقض تعهدات افغانستان شود.
2. مدیریت داخلی منابع آب
- بهینهسازی مصرف: با توجه به کاهش ورودی آب از هیرمند، باید مصرف آب در سیستان بهویژه در بخش کشاورزی (که عمده مصرف را دارد) با روشهای آبیاری مدرن مانند قطرهای کاهش یابد.
- بازچرخانی آب: توسعه سیستمهای تصفیه و استفاده مجدد از فاضلاب برای مصارف غیرشرب، میتواند وابستگی به منابع خارجی را کم کند.
- تغذیه مصنوعی آبخوانها: جمعآوری آب باران و هدایت آن به سفرههای زیرزمینی، میتواند به جبران افت سطح آب کمک کند.
3. احیای تالاب هامون با منابع جایگزین
- انتقال آب: بررسی امکان انتقال آب از منابع دیگر، مانند دریای عمان یا رودخانههای داخلی، به سیستان میتواند راهکاری بلندمدت باشد. این پروژهها نیازمند مطالعات زیستمحیطی دقیق هستند.
- حفظ رطوبت تالاب: لایروبی کانالهای موجود و هدایت هرگونه آب باقیمانده به بخشهای کلیدی تالاب، میتواند از خشک شدن کامل آن جلوگیری کند.
4. مقابله با ریزگردها و فرونشست
- تثبیت خاک: کاشت گونههای مقاوم گیاهی مانند گز و تاغ در بستر خشک تالاب و مالچپاشی، میتواند از بلند شدن ریزگردها که سلامت مردم را به خطر انداخته، جلوگیری کند.
- کنترل فرونشست: کاهش برداشت از چاههای عمیق و نظارت بر چاههای غیرمجاز، برای جلوگیری از تشدید فرونشست زمین در منطقه ضروری است.
5. حمایت از معیشت مردم
- تغییر الگوی کشت: تشویق کشاورزان به کشت محصولات کمآببر (مانند پسته یا زعفران) با ارائه یارانه و آموزش، میتواند جایگزین کشتهای پرمصرف شود.
- تنوعبخشی به اقتصاد: توسعه مشاغل غیروابسته به آب، مانند گردشگری طبیعی (در صورت احیای نسبی تالاب) یا صنایع دستی، میتواند از مهاجرت مردم جلوگیری کند.
- کمکهای اضطراری: توزیع آب شرب و بستههای حمایتی برای دامداران و کشاورزان در کوتاهمدت، از فروپاشی معیشت آنها جلوگیری میکند.
6. افزایش آگاهی و مشارکت مردمی
- کمپینهای عمومی: اطلاعرسانی به مردم درباره بحران آب و تشویق به صرفهجویی، میتواند فشار بر منابع را کاهش دهد.
- فشار اجتماعی: سازماندهی اعتراضات مدنی مسالمتآمیز یا زنجیرههای انسانی (مانند تجمعات پیشین در بستر هامون) میتواند توجه مقامات داخلی و بینالمللی را جلب کند.
7. همکاری منطقهای و علمی
- پروژههای مشترک: همکاری با کارشناسان بینالمللی و سازمانهای محیطزیستی برای یافتن راهحلهای پایدار، مانند ثبت جهانی تالاب هامون در یونسکو، میتواند حمایتهای مالی و فنی را جذب کند.
- پایش مداوم: استفاده از دادههای ماهوارهای برای رصد وضعیت تالاب و ارائه شواهد مستند در مذاکرات با افغانستان.
ایران در مواجهه با این بحران دو مسیر اصلی پیش رو دارد: نخست، فشار دیپلماتیک و حقوقی برای بازگرداندن حقآبه هیرمند، و دوم، اقدامات داخلی برای کاهش وابستگی به این رودخانه. بدون همکاری افغانستان، احیای کامل تالاب هامون دشوار است، اما با مدیریت هوشمندانه منابع داخلی و حمایت از مردم سیستان، میتوان از تبدیل این منطقه به یک فاجعه انسانی جلوگیری کرد. این تلاشها نیازمند اراده سیاسی قوی، هماهنگی بیندستگاهی و مشارکت فعال جامعه محلی است تا حیات در سیستان حفظ شود و این سرزمین بار دیگر نفس بکشد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/11
Telegram
پالس آب
* راهکارهای احیای تالاب هامون
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
خشکی تالاب هامون به دلیل احداث سد کمالخان توسط افغانستان و انحراف آب رودخانه هیرمند به شورهزار گودزره، تأثیرات مخربی بر زندگی مردم سیستان در ایران گذاشته است. این بحران، که معیشت،…
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
خشکی تالاب هامون به دلیل احداث سد کمالخان توسط افغانستان و انحراف آب رودخانه هیرمند به شورهزار گودزره، تأثیرات مخربی بر زندگی مردم سیستان در ایران گذاشته است. این بحران، که معیشت،…
* چاره اندیشی برای تنش آبی تهران
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
وضعیت بحرانی تأمین آب تهران و فرونشست زمین در جنوب این شهر، چالشی چندوجهی است که نیازمند راهکارهای جامع، پایدار و هماهنگ میان نهادهای مختلف است. حفر چاه های عمیق به منظور تأمین آب برای شبکه آبرسانی تهران، اگرچه ممکن است بهصورت موقت بخشی از نیاز آب شرب را تأمین کند، اما با توجه به افت شدید سطح آبهای زیرزمینی و تشدید فرونشست، راهحلی کوتاهمدت و پرخطر به شمار میرود. در ادامه، راهکارهایی برای مدیریت این بحران پیشنهاد میشود که هم به کاهش فشار بر منابع زیرزمینی کمک کند و هم از تشدید فرونشست زمین جلوگیری نماید:
1. مدیریت مصرف آب و فرهنگسازی
- کاهش مصرف خانگی: با توجه به خالی بودن سدهای اطراف تهران، باید کمپینهای گسترده آموزشی برای صرفهجویی در مصرف آب راهاندازی شود. نصب کنتورهای هوشمند، تشویق به استفاده از تجهیزات کاهنده مصرف (مانند سردوشهای کمفشار) و وضع جریمه برای مصرف بیرویه میتواند مؤثر باشد.
- آموزش عمومی: از طریق رسانهها و مدارس، آگاهی مردم نسبت به بحران آب و ارتباط آن با فرونشست زمین افزایش یابد تا مشارکت جمعی در کاهش مصرف شکل گیرد.
2. بازچرخانی و استفاده مجدد از آب
- تصفیه فاضلاب: توسعه سیستمهای تصفیه فاضلاب شهری و استفاده از آب بازیافتشده برای مصارف غیرشرب (مانند آبیاری فضای سبز و صنعت) میتواند فشار بر منابع زیرزمینی را کاهش دهد. در حال حاضر، بخش زیادی از فاضلاب تهران بدون استفاده هدر میرود.
- جمعآوری آب خاکستری: در ساختمانها، سیستمهای جمعآوری آب خاکستری (مانند آب ناشی از شستوشو) پیادهسازی شود تا برای مصارف غیرشرب بازاستفاده گردد.
3. اصلاح الگوی مصرف در کشاورزی
- تغییر روشهای آبیاری: بخش عمده آب تهران و اطراف آن در کشاورزی مصرف میشود. جایگزینی آبیاری سنتی با روشهای مدرن مانند آبیاری قطرهای و تحتفشار، میتواند مصرف آب را تا 50 درصد کاهش دهد.
- کشت محصولات کمآببر: تشویق کشاورزان به کشت محصولاتی که نیاز آبی کمتری دارند (مانند زعفران بهجای برنج) با ارائه یارانه و حمایتهای مالی، تقاضای آب را کاهش خواهد داد.
4. تغذیه مصنوعی سفرههای زیرزمینی
- جمعآوری آب باران: احداث سیستمهای جمعآوری آب باران در سطح شهر و هدایت آن به سفرههای زیرزمینی، راهکاری پایدار برای جبران بخشی از افت سطح آب است. این روش بهویژه در فصل بارندگی میتواند مؤثر باشد.
- انتقال آب مازاد: در صورت وجود آب مازاد در سدها یا رودخانههای فصلی، میتوان آن را به مناطق دچار فرونشست هدایت کرد تا آبخوانها تغذیه شوند.
5. کنترل چاههای غیرمجاز و بازنگری مجوزها
- انسداد چاههای غیرمجاز: تخمین زده میشود که هزاران چاه غیرمجاز در اطراف تهران فعال باشند. شناسایی و مسدود کردن این چاهها باید در اولویت قرار گیرد.
- کاهش برداشت از چاههای مجاز: بازنگری در پروانههای بهرهبرداری چاهها و کاهش سهمیه برداشت آب، میتواند به تعادلبخشی منابع زیرزمینی کمک کند.
6. انتقال آب از منابع دیگر با احتیاط
- انتقال بینحوزهای: انتقال آب از مناطقی که منابع آبی مازاد دارند (مانند سواحل شمالی) میتواند بهعنوان راهکاری میانمدت بررسی شود، اما باید با مطالعات دقیق زیستمحیطی همراه باشد تا مشکلات جدیدی ایجاد نشود.
- شیرینسازی آب دریا: هرچند هزینهبر است، اما سرمایهگذاری در پروژههای شیرینسازی آب خلیج فارس و انتقال آن به تهران میتواند در بلندمدت بخشی از نیاز را تأمین کند.
7. مدیریت یکپارچه و هماهنگی بینسازمانی
- تشکیل ستاد بحران آب: ایجاد یک ستاد متشکل از کارشناسان آب، محیطزیست، کشاورزی و مدیریت شهری برای تصمیمگیری سریع و هماهنگ ضروری است. این ستاد باید برنامههای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت را تدوین و اجرا کند.
- ممنوعیت حفر چاه جدید: با توجه به وضعیت بحرانی فرونشست در جنوب تهران، هرگونه حفر چاه جدید باید متوقف شود و تمرکز بر راهکارهای جایگزین قرار گیرد.
8. پایش و تحقیق مستمر
- نظارت بر فرونشست: نصب تجهیزات پایش مداوم فرونشست زمین در مناطق بحرانی و تحلیل دادهها برای تصمیمگیری دقیقتر ضروری است.
- مطالعات علمی: سرمایهگذاری در تحقیقات علمی برای یافتن روشهای نوین مدیریت آب و کاهش اثرات فرونشست، میتواند راهگشا باشد.
حفر چاههای عمیق جدید، مانند نوشیدن آب شور در بیابان است؛ تشنگی را موقتاً رفع میکند، اما عطش را در بلندمدت تشدید میکند. مدیریت بحران آب تهران نیازمند رویکردی چندجانبه است که از یک سو مصرف را کاهش دهد و از سوی دیگر منابع موجود را حفظ و تقویت کند. بدون اقدام فوری و هماهنگ، نه تنها تأمین آب شرب تهران در سال آینده به مخاطره میافتد، بلکه فرونشست زمین میتواند به فاجعهای غیرقابلجبران برای پایتخت تبدیل شود.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/12
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
وضعیت بحرانی تأمین آب تهران و فرونشست زمین در جنوب این شهر، چالشی چندوجهی است که نیازمند راهکارهای جامع، پایدار و هماهنگ میان نهادهای مختلف است. حفر چاه های عمیق به منظور تأمین آب برای شبکه آبرسانی تهران، اگرچه ممکن است بهصورت موقت بخشی از نیاز آب شرب را تأمین کند، اما با توجه به افت شدید سطح آبهای زیرزمینی و تشدید فرونشست، راهحلی کوتاهمدت و پرخطر به شمار میرود. در ادامه، راهکارهایی برای مدیریت این بحران پیشنهاد میشود که هم به کاهش فشار بر منابع زیرزمینی کمک کند و هم از تشدید فرونشست زمین جلوگیری نماید:
1. مدیریت مصرف آب و فرهنگسازی
- کاهش مصرف خانگی: با توجه به خالی بودن سدهای اطراف تهران، باید کمپینهای گسترده آموزشی برای صرفهجویی در مصرف آب راهاندازی شود. نصب کنتورهای هوشمند، تشویق به استفاده از تجهیزات کاهنده مصرف (مانند سردوشهای کمفشار) و وضع جریمه برای مصرف بیرویه میتواند مؤثر باشد.
- آموزش عمومی: از طریق رسانهها و مدارس، آگاهی مردم نسبت به بحران آب و ارتباط آن با فرونشست زمین افزایش یابد تا مشارکت جمعی در کاهش مصرف شکل گیرد.
2. بازچرخانی و استفاده مجدد از آب
- تصفیه فاضلاب: توسعه سیستمهای تصفیه فاضلاب شهری و استفاده از آب بازیافتشده برای مصارف غیرشرب (مانند آبیاری فضای سبز و صنعت) میتواند فشار بر منابع زیرزمینی را کاهش دهد. در حال حاضر، بخش زیادی از فاضلاب تهران بدون استفاده هدر میرود.
- جمعآوری آب خاکستری: در ساختمانها، سیستمهای جمعآوری آب خاکستری (مانند آب ناشی از شستوشو) پیادهسازی شود تا برای مصارف غیرشرب بازاستفاده گردد.
3. اصلاح الگوی مصرف در کشاورزی
- تغییر روشهای آبیاری: بخش عمده آب تهران و اطراف آن در کشاورزی مصرف میشود. جایگزینی آبیاری سنتی با روشهای مدرن مانند آبیاری قطرهای و تحتفشار، میتواند مصرف آب را تا 50 درصد کاهش دهد.
- کشت محصولات کمآببر: تشویق کشاورزان به کشت محصولاتی که نیاز آبی کمتری دارند (مانند زعفران بهجای برنج) با ارائه یارانه و حمایتهای مالی، تقاضای آب را کاهش خواهد داد.
4. تغذیه مصنوعی سفرههای زیرزمینی
- جمعآوری آب باران: احداث سیستمهای جمعآوری آب باران در سطح شهر و هدایت آن به سفرههای زیرزمینی، راهکاری پایدار برای جبران بخشی از افت سطح آب است. این روش بهویژه در فصل بارندگی میتواند مؤثر باشد.
- انتقال آب مازاد: در صورت وجود آب مازاد در سدها یا رودخانههای فصلی، میتوان آن را به مناطق دچار فرونشست هدایت کرد تا آبخوانها تغذیه شوند.
5. کنترل چاههای غیرمجاز و بازنگری مجوزها
- انسداد چاههای غیرمجاز: تخمین زده میشود که هزاران چاه غیرمجاز در اطراف تهران فعال باشند. شناسایی و مسدود کردن این چاهها باید در اولویت قرار گیرد.
- کاهش برداشت از چاههای مجاز: بازنگری در پروانههای بهرهبرداری چاهها و کاهش سهمیه برداشت آب، میتواند به تعادلبخشی منابع زیرزمینی کمک کند.
6. انتقال آب از منابع دیگر با احتیاط
- انتقال بینحوزهای: انتقال آب از مناطقی که منابع آبی مازاد دارند (مانند سواحل شمالی) میتواند بهعنوان راهکاری میانمدت بررسی شود، اما باید با مطالعات دقیق زیستمحیطی همراه باشد تا مشکلات جدیدی ایجاد نشود.
- شیرینسازی آب دریا: هرچند هزینهبر است، اما سرمایهگذاری در پروژههای شیرینسازی آب خلیج فارس و انتقال آن به تهران میتواند در بلندمدت بخشی از نیاز را تأمین کند.
7. مدیریت یکپارچه و هماهنگی بینسازمانی
- تشکیل ستاد بحران آب: ایجاد یک ستاد متشکل از کارشناسان آب، محیطزیست، کشاورزی و مدیریت شهری برای تصمیمگیری سریع و هماهنگ ضروری است. این ستاد باید برنامههای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت را تدوین و اجرا کند.
- ممنوعیت حفر چاه جدید: با توجه به وضعیت بحرانی فرونشست در جنوب تهران، هرگونه حفر چاه جدید باید متوقف شود و تمرکز بر راهکارهای جایگزین قرار گیرد.
8. پایش و تحقیق مستمر
- نظارت بر فرونشست: نصب تجهیزات پایش مداوم فرونشست زمین در مناطق بحرانی و تحلیل دادهها برای تصمیمگیری دقیقتر ضروری است.
- مطالعات علمی: سرمایهگذاری در تحقیقات علمی برای یافتن روشهای نوین مدیریت آب و کاهش اثرات فرونشست، میتواند راهگشا باشد.
حفر چاههای عمیق جدید، مانند نوشیدن آب شور در بیابان است؛ تشنگی را موقتاً رفع میکند، اما عطش را در بلندمدت تشدید میکند. مدیریت بحران آب تهران نیازمند رویکردی چندجانبه است که از یک سو مصرف را کاهش دهد و از سوی دیگر منابع موجود را حفظ و تقویت کند. بدون اقدام فوری و هماهنگ، نه تنها تأمین آب شرب تهران در سال آینده به مخاطره میافتد، بلکه فرونشست زمین میتواند به فاجعهای غیرقابلجبران برای پایتخت تبدیل شود.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/12
Telegram
پالس آب
* چاره اندیشی برای تنش آبی تهران
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
وضعیت بحرانی تأمین آب تهران و فرونشست زمین در جنوب این شهر، چالشی چندوجهی است که نیازمند راهکارهای جامع، پایدار و هماهنگ میان نهادهای مختلف است. حفر چاه های عمیق به منظور تأمین…
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
وضعیت بحرانی تأمین آب تهران و فرونشست زمین در جنوب این شهر، چالشی چندوجهی است که نیازمند راهکارهای جامع، پایدار و هماهنگ میان نهادهای مختلف است. حفر چاه های عمیق به منظور تأمین…
* یک راهکار عملی-فوری برای کاهش تنش آبی در تهران
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
با توجه به وضعیت بحرانی کمبود آب در تهران، بهویژه خالی بودن سدهای اطراف و تشدید فرونشست زمین، یک راهکار نوین، عملیاتی و فوری میتواند "مهار و بازچرخانی آب باران با استفاده از سیستمهای مدولار جمعآوری و تصفیه سریع" باشد. این راهکار به شرح زیر است:
سیستمهای مدولار جمعآوری و تصفیه آب باران (Rain Harvesting Modules)
شرح راهکار:
- نصب سریع سیستمها: واحدهای پیشساخته و قابلحمل جمعآوری آب باران در پشتبامها، معابر و فضاهای باز شهری نصب شوند. این سیستمها شامل مخازن کوچک، فیلترهای ساده و پمپهای کممصرف هستند که بهسرعت قابلراهاندازیاند.
- تصفیه فوری: آب جمعآوریشده با استفاده از فیلترهای نانویی یا UV ساده (که هزینه و زمان نصب کمی دارند) تصفیه شده و برای مصارف غیرشرب (مانند آبیاری فضای سبز، شستوشو و خنکسازی) آماده میشود.
- هدایت به سفرههای زیرزمینی: بخشی از آب تصفیهشده از طریق چاههای جذبی کمعمق (با رعایت ملاحظات زیستمحیطی) به آبخوانها تزریق شود تا هم سطح آب زیرزمینی بالا بیاید و هم از فرونشست بیشتر جلوگیری کند.
چرا عملیاتی است؟
- سرعت اجرا: این سیستمها پیشساخته هستند و نیازی به پروژههای عمرانی طولانی ندارند. در عرض چند هفته میتوان هزاران واحد را در تهران نصب کرد.
- هزینه پایین: استفاده از فناوریهای ساده و مواد محلی، هزینه را نسبت به پروژههای بزرگ مانند انتقال آب کاهش میدهد.
- اثر فوری: با شروع بارندگیهای فصلی (بهویژه پاییز و زمستان)، این سیستم میتواند حجم قابلتوجهی از آب را مهار کند و فشار بر منابع فعلی را کم کند.
برآورد اولیه:
- حجم آب قابلجمعآوری: تهران سالانه حدود 250 میلیمتر بارندگی دارد. با سطح شهری حدود 700 کیلومتر مربع، حتی اگر 20 درصد این باران جمعآوری شود، سالانه بیش از 35 میلیون مترمکعب آب قابلاستفاده خواهد بود.
- نیاز اجرایی: همکاری شهرداری، شرکت آب منطقهای و بخش خصوصی برای تأمین و نصب سریع این واحدها.
مزایا:
- کاهش وابستگی به سدها و چاههای عمیق در کوتاهمدت.
- کمک به تغذیه آبخوانها و کاهش ریزگردها.
- قابلیت گسترش به سایر شهرها با شرایط مشابه.
چالشها و راهحل:
- چالش: بارندگی نامنظم تهران.
- راهحل: تمرکز بر ذخیرهسازی در مخازن کوچک و استفاده فوری از آب جمعشده.
- چالش: آلودگی باران در کلانشهر.
- راهحل: استفاده از فیلترهای چندمرحلهای برای حذف آلایندهها.
این راهکار، با توجه به فوریت بحران آب تهران، میتواند بهعنوان یک اقدام ضربتی و مکمل عمل کند. نصب سیستمهای مدولار جمعآوری و تصفیه آب باران، نه تنها بخشی از نیاز آب غیرشرب را تأمین میکند، بلکه با تغذیه مصنوعی آبخوانها، از تشدید فرونشست زمین نیز جلوگیری میکند. اجرای آزمایشی آن در مناطق پربارش تهران (شمال شهر) میتواند بهسرعت اثربخشیاش را نشان دهد و سپس به کل شهر گسترش یابد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/13
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
با توجه به وضعیت بحرانی کمبود آب در تهران، بهویژه خالی بودن سدهای اطراف و تشدید فرونشست زمین، یک راهکار نوین، عملیاتی و فوری میتواند "مهار و بازچرخانی آب باران با استفاده از سیستمهای مدولار جمعآوری و تصفیه سریع" باشد. این راهکار به شرح زیر است:
سیستمهای مدولار جمعآوری و تصفیه آب باران (Rain Harvesting Modules)
شرح راهکار:
- نصب سریع سیستمها: واحدهای پیشساخته و قابلحمل جمعآوری آب باران در پشتبامها، معابر و فضاهای باز شهری نصب شوند. این سیستمها شامل مخازن کوچک، فیلترهای ساده و پمپهای کممصرف هستند که بهسرعت قابلراهاندازیاند.
- تصفیه فوری: آب جمعآوریشده با استفاده از فیلترهای نانویی یا UV ساده (که هزینه و زمان نصب کمی دارند) تصفیه شده و برای مصارف غیرشرب (مانند آبیاری فضای سبز، شستوشو و خنکسازی) آماده میشود.
- هدایت به سفرههای زیرزمینی: بخشی از آب تصفیهشده از طریق چاههای جذبی کمعمق (با رعایت ملاحظات زیستمحیطی) به آبخوانها تزریق شود تا هم سطح آب زیرزمینی بالا بیاید و هم از فرونشست بیشتر جلوگیری کند.
چرا عملیاتی است؟
- سرعت اجرا: این سیستمها پیشساخته هستند و نیازی به پروژههای عمرانی طولانی ندارند. در عرض چند هفته میتوان هزاران واحد را در تهران نصب کرد.
- هزینه پایین: استفاده از فناوریهای ساده و مواد محلی، هزینه را نسبت به پروژههای بزرگ مانند انتقال آب کاهش میدهد.
- اثر فوری: با شروع بارندگیهای فصلی (بهویژه پاییز و زمستان)، این سیستم میتواند حجم قابلتوجهی از آب را مهار کند و فشار بر منابع فعلی را کم کند.
برآورد اولیه:
- حجم آب قابلجمعآوری: تهران سالانه حدود 250 میلیمتر بارندگی دارد. با سطح شهری حدود 700 کیلومتر مربع، حتی اگر 20 درصد این باران جمعآوری شود، سالانه بیش از 35 میلیون مترمکعب آب قابلاستفاده خواهد بود.
- نیاز اجرایی: همکاری شهرداری، شرکت آب منطقهای و بخش خصوصی برای تأمین و نصب سریع این واحدها.
مزایا:
- کاهش وابستگی به سدها و چاههای عمیق در کوتاهمدت.
- کمک به تغذیه آبخوانها و کاهش ریزگردها.
- قابلیت گسترش به سایر شهرها با شرایط مشابه.
چالشها و راهحل:
- چالش: بارندگی نامنظم تهران.
- راهحل: تمرکز بر ذخیرهسازی در مخازن کوچک و استفاده فوری از آب جمعشده.
- چالش: آلودگی باران در کلانشهر.
- راهحل: استفاده از فیلترهای چندمرحلهای برای حذف آلایندهها.
این راهکار، با توجه به فوریت بحران آب تهران، میتواند بهعنوان یک اقدام ضربتی و مکمل عمل کند. نصب سیستمهای مدولار جمعآوری و تصفیه آب باران، نه تنها بخشی از نیاز آب غیرشرب را تأمین میکند، بلکه با تغذیه مصنوعی آبخوانها، از تشدید فرونشست زمین نیز جلوگیری میکند. اجرای آزمایشی آن در مناطق پربارش تهران (شمال شهر) میتواند بهسرعت اثربخشیاش را نشان دهد و سپس به کل شهر گسترش یابد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/13
Telegram
پالس آب
* یک راهکار عملی-فوری برای کاهش تنش آبی در تهران
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
با توجه به وضعیت بحرانی کمبود آب در تهران، بهویژه خالی بودن سدهای اطراف و تشدید فرونشست زمین، یک راهکار نوین، عملیاتی و فوری میتواند "مهار و بازچرخانی آب باران…
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
با توجه به وضعیت بحرانی کمبود آب در تهران، بهویژه خالی بودن سدهای اطراف و تشدید فرونشست زمین، یک راهکار نوین، عملیاتی و فوری میتواند "مهار و بازچرخانی آب باران…
* نواقص معاهده 1351 هیرمند
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
معاهده 1351 هیرمند بین ایران و افغانستان، که در 22 اسفند 1351 (13 مارس 1973) در کابل امضا شد، با هدف تنظیم حقآبه ایران از رودخانه هیرمند و کاهش تنشهای تاریخی میان دو کشور تدوین شد. با این حال، این معاهده دارای نواقص و کاستیهایی است که در عمل اجرای آن را با چالش مواجه کرده است. مهمترین نواقص این معاهده موارد ذیل هستند:
1. عدم توجه به حقآبه زیستمحیطی تالاب هامون
- مشکل: معاهده 1351 صرفاً حقآبه ایران را به میزان 26 مترمکعب در ثانیه (معادل 820 میلیون مترمکعب در سال در شرایط نرمال آبی) برای مصارف شرب و کشاورزی تعیین کرده و هیچ اشارهای به نیازهای زیستمحیطی تالاب بینالمللی هامون ندارد.
- پیامد: تالاب هامون، که وابسته به جریان آب هیرمند است، به دلیل عدم تخصیص حقآبه زیستمحیطی در سالهای کمآبی خشک شده و این امر به مشکلات زیستمحیطی مانند ریزگردها و نابودی اکوسیستم منطقه منجر شده است.
- علت: در زمان تنظیم معاهده، مسائل زیستمحیطی هنوز در سطح جهانی اولویت نداشتند و این موضوع در مذاکرات نادیده گرفته شد.
2. ابهام در تعریف سال نرمال آبی
- مشکل: معاهده میزان حقآبه ایران را به «سال نرمال آبی» مشروط کرده و این مقدار را بر اساس سنجش ایستگاه دهراوود در بالادست سد کجکی تعیین میکند. اما تعریف دقیق و معیارهای مشخص برای «نرمال بودن» سال آبی بهطور کامل شفاف نیست.
- پیامد: این ابهام به افغانستان اجازه داده که در سالهای کمآبی، با استناد به کاهش بارندگی، از تحویل حقآبه کامل ایران خودداری کند، در حالی که دادههای ماهوارهای نشان میدهد بارندگی در حوضه هیرمند طی دهههای اخیر کاهش معنیداری نداشته است.
- چالش: نبود مکانیزم نظارتی قوی برای راستیآزمایی ادعاهای طرف افغانستانی، اجرای معاهده را دشوار کرده است.
3. فقدان ضمانت اجرایی قوی
- مشکل: معاهده فاقد سازوکارهای الزامآور و جریمههای مشخص برای عدم رعایت تعهدات است. ماده پنجم معاهده میگوید افغانستان نباید حقآبه ایران را بهطور کامل یا جزئی سلب کند، اما هیچ ابزار تنبیهی برای نقض این ماده پیشبینی نشده است.
- پیامد: افغانستان در سالهای مختلف (مثلاً سال آبی 95-96) به تعهدات خود عمل نکرده و ایران ابزار حقوقی یا عملی مؤثری برای اجبار طرف مقابل نداشته است.
- علت: مذاکرات بیشتر بر حسن نیت دوجانبه متکی بوده تا ایجاد یک رژیم حقوقی محکم با ضمانت اجرایی.
4. عدم پیشبینی توسعه سدها و پروژههای آبی در افغانستان
- مشکل: معاهده 1351 به امکان ساخت سدهای جدید (مانند سد کمالخان یا توسعه سد کجکی) توسط افغانستان و تأثیر آن بر حقآبه ایران توجه نکرده است.
- پیامد: احداث این سدها جریان آب به ایران را کاهش داده و تالاب هامون و کشاورزی سیستان را تحت تأثیر قرار داده، اما معاهده هیچ مادهای برای تنظیم یا جبران این اقدامات ندارد.
- چالش: این نقص باعث شده که ایران نتواند بهطور قانونی مانع پروژههای آبی افغانستان شود، حتی اگر این پروژهها حقآبهاش را نقض کنند.
5. نادیده گرفتن تغییرات اقلیمی و نیازهای آینده
- مشکل: معاهده بر اساس شرایط اقلیمی و جمعیتی دهه 1350 تنظیم شده و تغییرات اقلیمی، افزایش جمعیت و نیازهای جدید (مثل صنعت یا گسترش کشاورزی) را در نظر نگرفته است.
- پیامد: مقدار 820 میلیون مترمکعب در سال، که در آن زمان برای شرب و کشاورزی کافی به نظر میرسید، امروز با توجه به خشکسالیهای مکرر و رشد نیازها ناکافی است.
- علت: نگاه کوتاهمدت در زمان انعقاد معاهده و عدم پیشبینی تحولات بلندمدت.
6. ضعف در مکانیزم حل اختلاف
- مشکل: معاهده در ماده 11 پیشبینی کرده که اختلافات از طریق مذاکره، میانجیگری یا داوری حل شود، اما این مکانیزمها بهطور دقیق تعریف نشدهاند و روند مشخصی برای اجرا ندارند.
- پیامد: در مواردی که افغانستان حقآبه را تحویل نداده، ایران نتوانسته از طریق این سازوکار به نتیجه سریع و مؤثری برسد.
- چالش: نبود یک نهاد بیطرف دائمی یا پروتکل اجرایی مشخص، حل اختلافات را به تعویق انداخته است.
معاهده 1351 هیرمند در زمان خود گامی مثبت برای کاهش تنشها بود، اما نواقص آن، از جمله تمرکز صرف بر مصارف شرب و کشاورزی، نبود ضمانت اجرایی، و عدم پیشبینی تغییرات آینده، باعث شده که در عمل نتواند نیازهای ایران را بهطور کامل تأمین کند. این کاستیها بهویژه در شرایطی که افغانستان با ساخت سدها و مدیریت یکجانبه آب، جریان هیرمند را کنترل میکند، آشکارتر شده است. برای رفع این نواقص، بازنگری معاهده یا تدوین پروتکلهای تکمیلی با در نظر گرفتن مسائل زیستمحیطی، تغییرات اقلیمی و ضمانتهای اجرایی ضروری به نظر میرسد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/14
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
معاهده 1351 هیرمند بین ایران و افغانستان، که در 22 اسفند 1351 (13 مارس 1973) در کابل امضا شد، با هدف تنظیم حقآبه ایران از رودخانه هیرمند و کاهش تنشهای تاریخی میان دو کشور تدوین شد. با این حال، این معاهده دارای نواقص و کاستیهایی است که در عمل اجرای آن را با چالش مواجه کرده است. مهمترین نواقص این معاهده موارد ذیل هستند:
1. عدم توجه به حقآبه زیستمحیطی تالاب هامون
- مشکل: معاهده 1351 صرفاً حقآبه ایران را به میزان 26 مترمکعب در ثانیه (معادل 820 میلیون مترمکعب در سال در شرایط نرمال آبی) برای مصارف شرب و کشاورزی تعیین کرده و هیچ اشارهای به نیازهای زیستمحیطی تالاب بینالمللی هامون ندارد.
- پیامد: تالاب هامون، که وابسته به جریان آب هیرمند است، به دلیل عدم تخصیص حقآبه زیستمحیطی در سالهای کمآبی خشک شده و این امر به مشکلات زیستمحیطی مانند ریزگردها و نابودی اکوسیستم منطقه منجر شده است.
- علت: در زمان تنظیم معاهده، مسائل زیستمحیطی هنوز در سطح جهانی اولویت نداشتند و این موضوع در مذاکرات نادیده گرفته شد.
2. ابهام در تعریف سال نرمال آبی
- مشکل: معاهده میزان حقآبه ایران را به «سال نرمال آبی» مشروط کرده و این مقدار را بر اساس سنجش ایستگاه دهراوود در بالادست سد کجکی تعیین میکند. اما تعریف دقیق و معیارهای مشخص برای «نرمال بودن» سال آبی بهطور کامل شفاف نیست.
- پیامد: این ابهام به افغانستان اجازه داده که در سالهای کمآبی، با استناد به کاهش بارندگی، از تحویل حقآبه کامل ایران خودداری کند، در حالی که دادههای ماهوارهای نشان میدهد بارندگی در حوضه هیرمند طی دهههای اخیر کاهش معنیداری نداشته است.
- چالش: نبود مکانیزم نظارتی قوی برای راستیآزمایی ادعاهای طرف افغانستانی، اجرای معاهده را دشوار کرده است.
3. فقدان ضمانت اجرایی قوی
- مشکل: معاهده فاقد سازوکارهای الزامآور و جریمههای مشخص برای عدم رعایت تعهدات است. ماده پنجم معاهده میگوید افغانستان نباید حقآبه ایران را بهطور کامل یا جزئی سلب کند، اما هیچ ابزار تنبیهی برای نقض این ماده پیشبینی نشده است.
- پیامد: افغانستان در سالهای مختلف (مثلاً سال آبی 95-96) به تعهدات خود عمل نکرده و ایران ابزار حقوقی یا عملی مؤثری برای اجبار طرف مقابل نداشته است.
- علت: مذاکرات بیشتر بر حسن نیت دوجانبه متکی بوده تا ایجاد یک رژیم حقوقی محکم با ضمانت اجرایی.
4. عدم پیشبینی توسعه سدها و پروژههای آبی در افغانستان
- مشکل: معاهده 1351 به امکان ساخت سدهای جدید (مانند سد کمالخان یا توسعه سد کجکی) توسط افغانستان و تأثیر آن بر حقآبه ایران توجه نکرده است.
- پیامد: احداث این سدها جریان آب به ایران را کاهش داده و تالاب هامون و کشاورزی سیستان را تحت تأثیر قرار داده، اما معاهده هیچ مادهای برای تنظیم یا جبران این اقدامات ندارد.
- چالش: این نقص باعث شده که ایران نتواند بهطور قانونی مانع پروژههای آبی افغانستان شود، حتی اگر این پروژهها حقآبهاش را نقض کنند.
5. نادیده گرفتن تغییرات اقلیمی و نیازهای آینده
- مشکل: معاهده بر اساس شرایط اقلیمی و جمعیتی دهه 1350 تنظیم شده و تغییرات اقلیمی، افزایش جمعیت و نیازهای جدید (مثل صنعت یا گسترش کشاورزی) را در نظر نگرفته است.
- پیامد: مقدار 820 میلیون مترمکعب در سال، که در آن زمان برای شرب و کشاورزی کافی به نظر میرسید، امروز با توجه به خشکسالیهای مکرر و رشد نیازها ناکافی است.
- علت: نگاه کوتاهمدت در زمان انعقاد معاهده و عدم پیشبینی تحولات بلندمدت.
6. ضعف در مکانیزم حل اختلاف
- مشکل: معاهده در ماده 11 پیشبینی کرده که اختلافات از طریق مذاکره، میانجیگری یا داوری حل شود، اما این مکانیزمها بهطور دقیق تعریف نشدهاند و روند مشخصی برای اجرا ندارند.
- پیامد: در مواردی که افغانستان حقآبه را تحویل نداده، ایران نتوانسته از طریق این سازوکار به نتیجه سریع و مؤثری برسد.
- چالش: نبود یک نهاد بیطرف دائمی یا پروتکل اجرایی مشخص، حل اختلافات را به تعویق انداخته است.
معاهده 1351 هیرمند در زمان خود گامی مثبت برای کاهش تنشها بود، اما نواقص آن، از جمله تمرکز صرف بر مصارف شرب و کشاورزی، نبود ضمانت اجرایی، و عدم پیشبینی تغییرات آینده، باعث شده که در عمل نتواند نیازهای ایران را بهطور کامل تأمین کند. این کاستیها بهویژه در شرایطی که افغانستان با ساخت سدها و مدیریت یکجانبه آب، جریان هیرمند را کنترل میکند، آشکارتر شده است. برای رفع این نواقص، بازنگری معاهده یا تدوین پروتکلهای تکمیلی با در نظر گرفتن مسائل زیستمحیطی، تغییرات اقلیمی و ضمانتهای اجرایی ضروری به نظر میرسد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/14
Telegram
پالس آب
* نواقص معاهده 1351 هیرمند
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
معاهده 1351 هیرمند بین ایران و افغانستان، که در 22 اسفند 1351 (13 مارس 1973) در کابل امضا شد، با هدف تنظیم حقآبه ایران از رودخانه هیرمند و کاهش تنشهای تاریخی میان دو کشور تدوین شد.…
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
معاهده 1351 هیرمند بین ایران و افغانستان، که در 22 اسفند 1351 (13 مارس 1973) در کابل امضا شد، با هدف تنظیم حقآبه ایران از رودخانه هیرمند و کاهش تنشهای تاریخی میان دو کشور تدوین شد.…
* ضرورت به روزرسانی معاهده 1351 هیرمند
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
برای بازنگری و به روزرسانی معاهده 1351 هیرمند، با توجه به نواقص موجود و تحولات اقلیمی، سیاسی و اجتماعی دهههای اخیر، باید مواردی به آن افزوده شود که هم نیازهای فعلی و آینده ایران و افغانستان را تأمین کند و هم از تنشهای احتمالی جلوگیری کند. پیشنهادهای کاربردی برای بازنگری این معاهده موارد ذیل هستند:
1. تعیین حقآبه زیستمحیطی برای تالاب هامون
- ضرورت: تالاب هامون، بهعنوان یک اکوسیستم بینالمللی ثبتشده در کنوانسیون رامسر، به دلیل کاهش جریان آب هیرمند در معرض نابودی است و این موضوع ریزگردها و مشکلات زیستمحیطی را برای هر دو کشور به دنبال دارد.
- پیشنهاد: تخصیص حداقل 300-400 میلیون مترمکعب آب در سال بهعنوان حقآبه زیستمحیطی تالاب، جدا از حقآبه کشاورزی و شرب ایران (820 میلیون مترمکعب).
- مکانیزم: نصب ایستگاههای پایش مشترک در مسیر رودخانه برای اطمینان از تحویل این مقدار.
2. تعریف دقیقتر سال نرمال آبی و شرایط خشکسالی
- ضرورت: ابهام در تعریف «سال نرمال آبی» باعث اختلافنظر و عدم اجرای تعهدات شده است.
- پیشنهاد: تعیین معیارهای مشخص (مثلاً میانگین بارش 30 ساله در حوضه هیرمند یا حجم آب ورودی به سد کجکی) و تنظیم حقآبه متغیر بر اساس شرایط اقلیمی (مثلاً 50% حقآبه در خشکسالی شدید، 75% در خشکسالی متوسط).
- مکانیزم: استفاده از دادههای ماهوارهای و ایستگاههای هواشناسی مشترک برای شفافیت.
3. ایجاد ضمانت اجرایی و جریمه برای نقض تعهدات
- ضرورت: نبود ابزار تنبیهی، افغانستان را از پایبندی به معاهده باز داشته است.
- پیشنهاد: افزودن بندهایی برای جبران خسارت (مثلاً پرداخت مالی یا تخصیص آب اضافی در سال بعد) در صورت عدم تحویل حقآبه.
- مکانیزم: تشکیل یک نهاد نظارتی مشترک یا سپردن نظارت به سازمان بینالمللی (مثل سازمان ملل) برای داوری و اجرای جریمهها.
4. تنظیم مقررات برای پروژههای آبی جدید در افغانستان
- ضرورت: سدهایی مثل کمالخان و توسعه سد کجکی جریان آب به ایران را کاهش دادهاند، اما معاهده فعلی این موضوع را پوشش نمیدهد.
- پیشنهاد: الزام به اطلاعرسانی و توافق دوجانبه پیش از ساخت هر سد یا پروژه آبی جدید در حوضه هیرمند، با تضمین حفظ حقآبه ایران.
- مکانیزم: تعیین سقف انحراف آب توسط سدها (مثلاً حداکثر 20% از جریان طبیعی) و جبران کاهش آب از طریق منابع جایگزین.
5. در نظر گرفتن تغییرات اقلیمی و نیازهای آینده
- ضرورت: افزایش دما، تغییر الگوی بارش و رشد جمعیت نیاز به بازنگری در مقدار و نحوه تخصیص آب دارد.
- پیشنهاد: تنظیم حقآبه پویا (Dynamic Allocation) بر اساس مدلهای اقلیمی و پیشبینیهای بلندمدت، بهجای مقدار ثابت 820 میلیون مترمکعب.
- مکانیزم: تشکیل کمیته علمی مشترک برای بهروزرسانی معاهده هر 5 یا 10 سال یکبار بر اساس دادههای اقلیمی.
6. تقویت مکانیزم حل اختلاف
- ضرورت: روند فعلی حل اختلاف (مذاکره، میانجیگری، داوری) کند و مبهم است.
- پیشنهاد: ایجاد یک کمیسیون دائمی مشترک با نمایندگان ایران، افغانستان و یک میانجی بیطرف (مثلاً سازمان ملل یا کشور ثالث) برای رسیدگی سریع به اختلافات.
- مکانیزم: تعیین مهلت حداکثر 3 ماهه برای حل اختلافات و اجرای تصمیمات الزامآور.
7. همکاری در مدیریت حوضه آبریز هیرمند
- ضرورت: مدیریت یکجانبه توسط افغانستان به ضرر هر دو کشور است، در حالی که همکاری میتواند بهرهوری آب را افزایش دهد.
- پیشنهاد: تشکیل یک نهاد مشترک برای مدیریت کل حوضه هیرمند، شامل برنامهریزی آبیاری، کنترل سیلاب و پروژههای توسعه پایدار.
- مکانیزم: سرمایهگذاری مشترک در پروژههای آبی (مثلاً کانالکشی یا ذخیرهسازی آب) که به نفع هر دو طرف باشد.
8. شفافیت در پایش و گزارشدهی
- ضرورت: نبود دادههای قابل اعتماد از جریان آب، اعتماد بین دو کشور را کاهش داده است.
- پیشنهاد: نصب ایستگاههای پایش جریان آب در نقاط کلیدی (مثل سد کجکی، کمالخان و مرز ایران) با دسترسی آنلاین برای هر دو طرف.
- مکانیزم: انتشار گزارشهای سالانه توسط یک نهاد بیطرف برای تأیید پایبندی به معاهده.
به روزرسانی معاهده 1351 هیرمند باید بر سه اصل استوار باشد: شفافیت (در دادهها و تعهدات)، انعطافپذیری (برای تطبیق با تغییرات اقلیمی و نیازها)، و الزامآوری (با ضمانت اجرایی). این موارد نهتنها حقآبه ایران را تضمین میکند، بلکه برای افغانستان نیز انگیزههایی (مثل همکاری اقتصادی یا جبران خسارت) ایجاد میکند تا به تعهداتش پایبند بماند. بدون این اصلاحات، معاهده فعلی در برابر چالشهای امروزی ناکارآمد باقی خواهد ماند.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/15
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
برای بازنگری و به روزرسانی معاهده 1351 هیرمند، با توجه به نواقص موجود و تحولات اقلیمی، سیاسی و اجتماعی دهههای اخیر، باید مواردی به آن افزوده شود که هم نیازهای فعلی و آینده ایران و افغانستان را تأمین کند و هم از تنشهای احتمالی جلوگیری کند. پیشنهادهای کاربردی برای بازنگری این معاهده موارد ذیل هستند:
1. تعیین حقآبه زیستمحیطی برای تالاب هامون
- ضرورت: تالاب هامون، بهعنوان یک اکوسیستم بینالمللی ثبتشده در کنوانسیون رامسر، به دلیل کاهش جریان آب هیرمند در معرض نابودی است و این موضوع ریزگردها و مشکلات زیستمحیطی را برای هر دو کشور به دنبال دارد.
- پیشنهاد: تخصیص حداقل 300-400 میلیون مترمکعب آب در سال بهعنوان حقآبه زیستمحیطی تالاب، جدا از حقآبه کشاورزی و شرب ایران (820 میلیون مترمکعب).
- مکانیزم: نصب ایستگاههای پایش مشترک در مسیر رودخانه برای اطمینان از تحویل این مقدار.
2. تعریف دقیقتر سال نرمال آبی و شرایط خشکسالی
- ضرورت: ابهام در تعریف «سال نرمال آبی» باعث اختلافنظر و عدم اجرای تعهدات شده است.
- پیشنهاد: تعیین معیارهای مشخص (مثلاً میانگین بارش 30 ساله در حوضه هیرمند یا حجم آب ورودی به سد کجکی) و تنظیم حقآبه متغیر بر اساس شرایط اقلیمی (مثلاً 50% حقآبه در خشکسالی شدید، 75% در خشکسالی متوسط).
- مکانیزم: استفاده از دادههای ماهوارهای و ایستگاههای هواشناسی مشترک برای شفافیت.
3. ایجاد ضمانت اجرایی و جریمه برای نقض تعهدات
- ضرورت: نبود ابزار تنبیهی، افغانستان را از پایبندی به معاهده باز داشته است.
- پیشنهاد: افزودن بندهایی برای جبران خسارت (مثلاً پرداخت مالی یا تخصیص آب اضافی در سال بعد) در صورت عدم تحویل حقآبه.
- مکانیزم: تشکیل یک نهاد نظارتی مشترک یا سپردن نظارت به سازمان بینالمللی (مثل سازمان ملل) برای داوری و اجرای جریمهها.
4. تنظیم مقررات برای پروژههای آبی جدید در افغانستان
- ضرورت: سدهایی مثل کمالخان و توسعه سد کجکی جریان آب به ایران را کاهش دادهاند، اما معاهده فعلی این موضوع را پوشش نمیدهد.
- پیشنهاد: الزام به اطلاعرسانی و توافق دوجانبه پیش از ساخت هر سد یا پروژه آبی جدید در حوضه هیرمند، با تضمین حفظ حقآبه ایران.
- مکانیزم: تعیین سقف انحراف آب توسط سدها (مثلاً حداکثر 20% از جریان طبیعی) و جبران کاهش آب از طریق منابع جایگزین.
5. در نظر گرفتن تغییرات اقلیمی و نیازهای آینده
- ضرورت: افزایش دما، تغییر الگوی بارش و رشد جمعیت نیاز به بازنگری در مقدار و نحوه تخصیص آب دارد.
- پیشنهاد: تنظیم حقآبه پویا (Dynamic Allocation) بر اساس مدلهای اقلیمی و پیشبینیهای بلندمدت، بهجای مقدار ثابت 820 میلیون مترمکعب.
- مکانیزم: تشکیل کمیته علمی مشترک برای بهروزرسانی معاهده هر 5 یا 10 سال یکبار بر اساس دادههای اقلیمی.
6. تقویت مکانیزم حل اختلاف
- ضرورت: روند فعلی حل اختلاف (مذاکره، میانجیگری، داوری) کند و مبهم است.
- پیشنهاد: ایجاد یک کمیسیون دائمی مشترک با نمایندگان ایران، افغانستان و یک میانجی بیطرف (مثلاً سازمان ملل یا کشور ثالث) برای رسیدگی سریع به اختلافات.
- مکانیزم: تعیین مهلت حداکثر 3 ماهه برای حل اختلافات و اجرای تصمیمات الزامآور.
7. همکاری در مدیریت حوضه آبریز هیرمند
- ضرورت: مدیریت یکجانبه توسط افغانستان به ضرر هر دو کشور است، در حالی که همکاری میتواند بهرهوری آب را افزایش دهد.
- پیشنهاد: تشکیل یک نهاد مشترک برای مدیریت کل حوضه هیرمند، شامل برنامهریزی آبیاری، کنترل سیلاب و پروژههای توسعه پایدار.
- مکانیزم: سرمایهگذاری مشترک در پروژههای آبی (مثلاً کانالکشی یا ذخیرهسازی آب) که به نفع هر دو طرف باشد.
8. شفافیت در پایش و گزارشدهی
- ضرورت: نبود دادههای قابل اعتماد از جریان آب، اعتماد بین دو کشور را کاهش داده است.
- پیشنهاد: نصب ایستگاههای پایش جریان آب در نقاط کلیدی (مثل سد کجکی، کمالخان و مرز ایران) با دسترسی آنلاین برای هر دو طرف.
- مکانیزم: انتشار گزارشهای سالانه توسط یک نهاد بیطرف برای تأیید پایبندی به معاهده.
به روزرسانی معاهده 1351 هیرمند باید بر سه اصل استوار باشد: شفافیت (در دادهها و تعهدات)، انعطافپذیری (برای تطبیق با تغییرات اقلیمی و نیازها)، و الزامآوری (با ضمانت اجرایی). این موارد نهتنها حقآبه ایران را تضمین میکند، بلکه برای افغانستان نیز انگیزههایی (مثل همکاری اقتصادی یا جبران خسارت) ایجاد میکند تا به تعهداتش پایبند بماند. بدون این اصلاحات، معاهده فعلی در برابر چالشهای امروزی ناکارآمد باقی خواهد ماند.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/15
Telegram
پالس آب
* ضرورت به روزرسانی معاهده 1351 هیرمند
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
برای بازنگری و به روزرسانی معاهده 1351 هیرمند، با توجه به نواقص موجود و تحولات اقلیمی، سیاسی و اجتماعی دهههای اخیر، باید مواردی به آن افزوده شود که هم نیازهای فعلی و آینده…
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
برای بازنگری و به روزرسانی معاهده 1351 هیرمند، با توجه به نواقص موجود و تحولات اقلیمی، سیاسی و اجتماعی دهههای اخیر، باید مواردی به آن افزوده شود که هم نیازهای فعلی و آینده…
* فشار مضاعف بر سفره های آب زیرزمینی تهران در سال 1404
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
طبق آمار اعلام شده، حجم کل ذخیره مخازن سدهای چهارگانه تهران (امیرکبیر، لتیان، لار و ماملو) در حال حاضر در حدود 112 میلیون مترمکعب است. در خوش بینانه ترین حالت فرض کنیم که با ادامه بارشهای بهار امسال، این مقدار به 150 میلیون مترمکعب افزایش یابد. از سد طالقان نیز جریان ۲.۵ مترمکعب بر ثانیه به شبکه آب تهران منتقل میشود که در صورت تداوم برای یک سال در حدود 80 میلیون متر مکعب می شود. بنابراین کل ذخایر آب سطحی قابل استفاده برای شهر تهران در خوش بینانه ترین حالت در حدود 230 میلیون متر مکعب خواهد بود. تهران سالانه در حدود 1.1 میلیارد مترمکعب نیاز آبی دارد. بنابراین متوسط نیاز روزانه آبی شهر تهران در حدود 3 میلیون متر مکعب است. یعنی اگر تنها از سدهای چهارگانه اطراف تهران و انتقال از سد طالقان برای تأمین آب تهران استفاده میشد، این ذخیره در حدود 77 روز (۲.۵ ماه) و تا اواخر خرداد 1404 جوابگوی تأمین نیاز آبی تهران بود. اما در سالهای اخیر و بدلیل شرایط خشکسالی متوالی، سهم سدها به حدود ۴۰٪ تأمین نیاز سالانه شهر تهران (440 میلیون متر مکعب در سال معادل 1.2 میلیون متر مکعب در روز) کاهش یافته است و مابقی نیاز توسط منابع آب زیرزمینی تأمین شده است. اگر همین نسبت در سال جاری نیز برقرار باشد، ذخیره سدهای تهران تا حدود 190 روز دیگر (اواخر مهر 1404) جوابگوی تأمین نیاز آبی است. این به این معنی است که با فرض همین شرایط بسیار خوش بینانه و با توجه به پیش بینی سالی کم بارش برای سال 1404، کلیه سدهای اطراف تهران در اوایل پاییز به کف مخزن خواهند رسید و پس از آن تمام فشار تآمین آب مورد نیاز تهران بر سفره های آب زیرزمینی وارد خواهد شد. در سالهای اخیر، حدود 60% نیاز آبی تهران از منابع آب زیرزمینی تأمین می شده که حجمی در حدود 660 میلیون متر مکعب در سال است. اما با توجه به ذخیره سطحی در دسترس 230 میلیون متر مکعبی، امسال حجم مورد نیاز برداشت از آبخوانهای اطراف تهران به رقمی در حدود 870 میلیون متر مکعب خواهد رسید که شرایط بحرانی فرونشست در مناطق جنوبی تهران را بسیار حادتر خواهد کرد. قطعاً از همین حالا بایستی به فکر این بحران و پیش بینی راهکارهای مؤثر برای کاهش فشار بر آبخوانها بود. تکمیل احداث و بهره برداری از خط دوم انتقال از سد طالقان و انتقال جریان نشتی از سد لار هر چند راهکارهای پایدار و منطبق با اصول توسعه پایدار نیستند ولی به کاهش فشار بر سفره های آب زیرزمینی تهران کمک خواهند کرد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/16
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
طبق آمار اعلام شده، حجم کل ذخیره مخازن سدهای چهارگانه تهران (امیرکبیر، لتیان، لار و ماملو) در حال حاضر در حدود 112 میلیون مترمکعب است. در خوش بینانه ترین حالت فرض کنیم که با ادامه بارشهای بهار امسال، این مقدار به 150 میلیون مترمکعب افزایش یابد. از سد طالقان نیز جریان ۲.۵ مترمکعب بر ثانیه به شبکه آب تهران منتقل میشود که در صورت تداوم برای یک سال در حدود 80 میلیون متر مکعب می شود. بنابراین کل ذخایر آب سطحی قابل استفاده برای شهر تهران در خوش بینانه ترین حالت در حدود 230 میلیون متر مکعب خواهد بود. تهران سالانه در حدود 1.1 میلیارد مترمکعب نیاز آبی دارد. بنابراین متوسط نیاز روزانه آبی شهر تهران در حدود 3 میلیون متر مکعب است. یعنی اگر تنها از سدهای چهارگانه اطراف تهران و انتقال از سد طالقان برای تأمین آب تهران استفاده میشد، این ذخیره در حدود 77 روز (۲.۵ ماه) و تا اواخر خرداد 1404 جوابگوی تأمین نیاز آبی تهران بود. اما در سالهای اخیر و بدلیل شرایط خشکسالی متوالی، سهم سدها به حدود ۴۰٪ تأمین نیاز سالانه شهر تهران (440 میلیون متر مکعب در سال معادل 1.2 میلیون متر مکعب در روز) کاهش یافته است و مابقی نیاز توسط منابع آب زیرزمینی تأمین شده است. اگر همین نسبت در سال جاری نیز برقرار باشد، ذخیره سدهای تهران تا حدود 190 روز دیگر (اواخر مهر 1404) جوابگوی تأمین نیاز آبی است. این به این معنی است که با فرض همین شرایط بسیار خوش بینانه و با توجه به پیش بینی سالی کم بارش برای سال 1404، کلیه سدهای اطراف تهران در اوایل پاییز به کف مخزن خواهند رسید و پس از آن تمام فشار تآمین آب مورد نیاز تهران بر سفره های آب زیرزمینی وارد خواهد شد. در سالهای اخیر، حدود 60% نیاز آبی تهران از منابع آب زیرزمینی تأمین می شده که حجمی در حدود 660 میلیون متر مکعب در سال است. اما با توجه به ذخیره سطحی در دسترس 230 میلیون متر مکعبی، امسال حجم مورد نیاز برداشت از آبخوانهای اطراف تهران به رقمی در حدود 870 میلیون متر مکعب خواهد رسید که شرایط بحرانی فرونشست در مناطق جنوبی تهران را بسیار حادتر خواهد کرد. قطعاً از همین حالا بایستی به فکر این بحران و پیش بینی راهکارهای مؤثر برای کاهش فشار بر آبخوانها بود. تکمیل احداث و بهره برداری از خط دوم انتقال از سد طالقان و انتقال جریان نشتی از سد لار هر چند راهکارهای پایدار و منطبق با اصول توسعه پایدار نیستند ولی به کاهش فشار بر سفره های آب زیرزمینی تهران کمک خواهند کرد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/16
Telegram
پالس آب
* فشار مضاعف بر سفره های آب زیرزمینی تهران در سال 1404
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
طبق آمار اعلام شده، حجم کل ذخیره مخازن سدهای چهارگانه تهران (امیرکبیر، لتیان، لار و ماملو) در حال حاضر در حدود 112 میلیون مترمکعب است. در خوش بینانه ترین…
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
طبق آمار اعلام شده، حجم کل ذخیره مخازن سدهای چهارگانه تهران (امیرکبیر، لتیان، لار و ماملو) در حال حاضر در حدود 112 میلیون مترمکعب است. در خوش بینانه ترین…
😢1
* گردش مالی سفرهای تعطیلات نوروز ۱۴۰۴
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
گردش مالی سفرهای تعطیلات نوروز ۱۴۰۴ (از ۲۵ اسفند ۱۴۰۳ تا ۱۶ فروردین ۱۴۰۴) را با در نظر گرفتن آمار ستاد سفر (۳۶,۵۱۹,۶۷۱ نفر سفر و ۶۰,۹۷۰,۵۲۳ نفر-شب اقامت) و فرض ۲۰٪ سفرها با هزینه اقامت شبانه، ۸۰٪ بدون هزینه اقامت، قیمت متوسط بنزین ۲,۲۵۰ تومان در لیتر نشان از گردش مالی حدود ۱۱۵ تریلیون تومان در این مدت دارد. جزییات این برآورد به شرح زیر است:
1. توزیع سفرها و اقامتها:
- آمار اولیه: ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ نفر سفر و ۶۰,۹۷۰,۵۲۳ نفر-شب اقامت.
- میانگین مدت اقامت: ۶۰,۹۷۰,۵۲۳ ÷ ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ ≈ ۱.۶۸ شب (تقریباً ۲ روز).
- با فرض ۲۰٪ سفرها (۷,۳۰۳,۹۳۴ نفر) با هزینه اقامت رسمی و ۸۰٪ (۲۹,۲۱۵,۷۳۷ نفر) بدون هزینه اقامت (مثلاً اقامت نزد اقوام یا در تفرجگاه های عمومی)، باید نفر-شبها را تخصیص دهیم. گزارشهای جدید نشان میدهند اقامتهای رسمی حدود ۱۰ میلیون نفر-شب (۱۶.۵٪ کل) و بقیه (۵۰ میلیون نفر-شب) ممکن است شامل اقامتهای غیررسمی باشد. با این حال، فرض ۲۰٪ سفرها (۳۰.۴۸ میلیون نفر-شب) با اقامت رسمی همچنان منطقی است، زیرا سفرهای چندشبانه (مثلاً ۴-۵ روز) در این گروه متمرکزند.
2. هزینههای اجزای سفر (با تعدیل):
- اقامت (برای ۲۰٪ سفرها):
- با فرض ۳۰,۴۸۵,۲۶۲ نفر-شب (۵۰٪ کل نفر-شبها) برای ۲۰٪ سفرها، میانگین ۴.۱۷ شب اقامت در هر نفر منطقی است (بر اساس سفرهای چندروزه به مقاصد پرطرفدار مثل مازندران، گیلان و کیش).
- هزینه متوسط اقامت در نوروز ۱۴۰۴ (با تورم ۳۰-۴۰٪): بین ۱.۵ تا ۳ میلیون تومان در شب. میانگین ۲ میلیون تومان (با توجه به افزایش قیمت هتلها و خانههای مسافری) را در نظر میگیریم.
- هزینه کل اقامت = ۳۰,۴۸۵,۲۶۲ × ۲,۰۰۰,۰۰۰ تومان = ۶۰,۹۷۰,۵۲۴ میلیون تومان (۶۰.۹۷ تریلیون تومان).
- غذا و خوراکی (برای همه سفرها):
- هزینه روزانه غذا با احتساب تورم و هزینههای بیرون از خانه: ۳۰۰-۵۰۰ هزار تومان. میانگین ۴۰۰ هزار تومان منطقی است.
- کل نفر-روز = ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ × ۲ روز (میانگین محافظهکارانه با توجه به ۱.۶۸ شب) = ۷۳,۰۳۹,۳۴۲ نفر-روز.
- هزینه کل غذا = ۷۳,۰۳۹,۳۴۲ × ۴۰۰,۰۰۰ تومان = ۲۹,۲۱۵,۷۳۷ میلیون تومان (۲۹.۲ تریلیون تومان).
- حملونقل (بنزین):
- مصرف متوسط بنزین برای هر سفر (با احتساب مسافت ۵۰۰-۱۰۰۰ کیلومتر و خودروهای خانوادگی): ۷۵ لیتر.
- هزینه بنزین = ۷۵ × ۲,۲۵۰ تومان = ۱۶۸,۷۵۰ تومان در هر سفر.
- هزینه کل بنزین = ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ × ۱۶۸,۷۵۰ تومان = ۶,۱۶۲,۶۰۲,۴۱۲,۵۰۰ تومان (۶.۱۶ تریلیون تومان).
- ارزش واقعی بنزین (با قیمت آزاد ۳۰,۰۰۰ تومان در لیتر) = ۷۵ × ۳۰,۰۰۰ × ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ ÷ ۹۰,۰۰۰ ≈ ۹۳.۲ تریلیون تومان، اما با یارانه، هزینه پرداختی ۶.۱۶ تریلیون تومان است.
- حمل و نقل دیگر (عوارض آزادراهی، تاکسی):
- عوارض جادهای و هزینههای محلی: میانگین ۲۵۰ هزار تومان برای هر سفر (با احتساب افزایش ۳۰٪ در نوروز).
- هزینه کل = ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ × ۲۵۰,۰۰۰ تومان = ۹,۱۲۹,۹۱۷,۷۵۰,۰۰۰ تومان (۹.۱۳ تریلیون تومان).
- سایر هزینهها (ورودی اماکن گردشگری، خرید و سوغات):
- میانگین ۲۵۰ هزار تومان برای هر سفر (با تورم و افزایش تقاضا).
- هزینه کل = ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ × ۲۵۰,۰۰۰ تومان = ۹,۱۲۹,۹۱۷,۷۵۰,۰۰۰ تومان (۹.۱۳ تریلیون تومان).
3. جمع کل هزینهها:
- اقامت: ۶۰.۹۷ تریلیون تومان
- غذا: ۲۹.۲ تریلیون تومان
- بنزین: ۶.۱۶ تریلیون تومان
- حملونقل دیگر: ۹.۱۳ تریلیون تومان
- سایر هزینهها: ۹.۱۳ تریلیون تومان
- جمع کل: ۶۰.۹۷ + ۲۹.۲ + ۶.۱۶ + ۹.۱۳ + ۹.۱۳ = ۱۱۴.۵۹ تریلیون تومان.
4. جمع بندی:
- گردش مالی سفرهای تعطیلات نوروز ۱۴۰۴ در ایران، با فرض ۲۰٪ اقامت رسمی (۳۰.۴۸ میلیون نفر-شب)، ۸۰٪ بدون اقامت، قیمت بنزین ۲,۲۵۰ تومان، حدود ۱۱۵ تریلیون تومان (با فرض دلار ۱۰۰ هزار تومانی حدود ۱.۱۵ میلیارد دلار) برآورد میشود.
- میانگین هزینه هر نفر-سفر: ۱۱۵,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ÷ ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ ≈ ۳.۱۵ میلیون تومان (۳۱.۵ دلار).
- این مقدار با افزایش ۳۰-۴۰٪ هزینهها نسبت به ۱۴۰۳، مصرف بنزین، و الگوی سفرهای خانوادگی/اقامت نزد اقوام سازگار است.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/17
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
گردش مالی سفرهای تعطیلات نوروز ۱۴۰۴ (از ۲۵ اسفند ۱۴۰۳ تا ۱۶ فروردین ۱۴۰۴) را با در نظر گرفتن آمار ستاد سفر (۳۶,۵۱۹,۶۷۱ نفر سفر و ۶۰,۹۷۰,۵۲۳ نفر-شب اقامت) و فرض ۲۰٪ سفرها با هزینه اقامت شبانه، ۸۰٪ بدون هزینه اقامت، قیمت متوسط بنزین ۲,۲۵۰ تومان در لیتر نشان از گردش مالی حدود ۱۱۵ تریلیون تومان در این مدت دارد. جزییات این برآورد به شرح زیر است:
1. توزیع سفرها و اقامتها:
- آمار اولیه: ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ نفر سفر و ۶۰,۹۷۰,۵۲۳ نفر-شب اقامت.
- میانگین مدت اقامت: ۶۰,۹۷۰,۵۲۳ ÷ ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ ≈ ۱.۶۸ شب (تقریباً ۲ روز).
- با فرض ۲۰٪ سفرها (۷,۳۰۳,۹۳۴ نفر) با هزینه اقامت رسمی و ۸۰٪ (۲۹,۲۱۵,۷۳۷ نفر) بدون هزینه اقامت (مثلاً اقامت نزد اقوام یا در تفرجگاه های عمومی)، باید نفر-شبها را تخصیص دهیم. گزارشهای جدید نشان میدهند اقامتهای رسمی حدود ۱۰ میلیون نفر-شب (۱۶.۵٪ کل) و بقیه (۵۰ میلیون نفر-شب) ممکن است شامل اقامتهای غیررسمی باشد. با این حال، فرض ۲۰٪ سفرها (۳۰.۴۸ میلیون نفر-شب) با اقامت رسمی همچنان منطقی است، زیرا سفرهای چندشبانه (مثلاً ۴-۵ روز) در این گروه متمرکزند.
2. هزینههای اجزای سفر (با تعدیل):
- اقامت (برای ۲۰٪ سفرها):
- با فرض ۳۰,۴۸۵,۲۶۲ نفر-شب (۵۰٪ کل نفر-شبها) برای ۲۰٪ سفرها، میانگین ۴.۱۷ شب اقامت در هر نفر منطقی است (بر اساس سفرهای چندروزه به مقاصد پرطرفدار مثل مازندران، گیلان و کیش).
- هزینه متوسط اقامت در نوروز ۱۴۰۴ (با تورم ۳۰-۴۰٪): بین ۱.۵ تا ۳ میلیون تومان در شب. میانگین ۲ میلیون تومان (با توجه به افزایش قیمت هتلها و خانههای مسافری) را در نظر میگیریم.
- هزینه کل اقامت = ۳۰,۴۸۵,۲۶۲ × ۲,۰۰۰,۰۰۰ تومان = ۶۰,۹۷۰,۵۲۴ میلیون تومان (۶۰.۹۷ تریلیون تومان).
- غذا و خوراکی (برای همه سفرها):
- هزینه روزانه غذا با احتساب تورم و هزینههای بیرون از خانه: ۳۰۰-۵۰۰ هزار تومان. میانگین ۴۰۰ هزار تومان منطقی است.
- کل نفر-روز = ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ × ۲ روز (میانگین محافظهکارانه با توجه به ۱.۶۸ شب) = ۷۳,۰۳۹,۳۴۲ نفر-روز.
- هزینه کل غذا = ۷۳,۰۳۹,۳۴۲ × ۴۰۰,۰۰۰ تومان = ۲۹,۲۱۵,۷۳۷ میلیون تومان (۲۹.۲ تریلیون تومان).
- حملونقل (بنزین):
- مصرف متوسط بنزین برای هر سفر (با احتساب مسافت ۵۰۰-۱۰۰۰ کیلومتر و خودروهای خانوادگی): ۷۵ لیتر.
- هزینه بنزین = ۷۵ × ۲,۲۵۰ تومان = ۱۶۸,۷۵۰ تومان در هر سفر.
- هزینه کل بنزین = ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ × ۱۶۸,۷۵۰ تومان = ۶,۱۶۲,۶۰۲,۴۱۲,۵۰۰ تومان (۶.۱۶ تریلیون تومان).
- ارزش واقعی بنزین (با قیمت آزاد ۳۰,۰۰۰ تومان در لیتر) = ۷۵ × ۳۰,۰۰۰ × ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ ÷ ۹۰,۰۰۰ ≈ ۹۳.۲ تریلیون تومان، اما با یارانه، هزینه پرداختی ۶.۱۶ تریلیون تومان است.
- حمل و نقل دیگر (عوارض آزادراهی، تاکسی):
- عوارض جادهای و هزینههای محلی: میانگین ۲۵۰ هزار تومان برای هر سفر (با احتساب افزایش ۳۰٪ در نوروز).
- هزینه کل = ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ × ۲۵۰,۰۰۰ تومان = ۹,۱۲۹,۹۱۷,۷۵۰,۰۰۰ تومان (۹.۱۳ تریلیون تومان).
- سایر هزینهها (ورودی اماکن گردشگری، خرید و سوغات):
- میانگین ۲۵۰ هزار تومان برای هر سفر (با تورم و افزایش تقاضا).
- هزینه کل = ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ × ۲۵۰,۰۰۰ تومان = ۹,۱۲۹,۹۱۷,۷۵۰,۰۰۰ تومان (۹.۱۳ تریلیون تومان).
3. جمع کل هزینهها:
- اقامت: ۶۰.۹۷ تریلیون تومان
- غذا: ۲۹.۲ تریلیون تومان
- بنزین: ۶.۱۶ تریلیون تومان
- حملونقل دیگر: ۹.۱۳ تریلیون تومان
- سایر هزینهها: ۹.۱۳ تریلیون تومان
- جمع کل: ۶۰.۹۷ + ۲۹.۲ + ۶.۱۶ + ۹.۱۳ + ۹.۱۳ = ۱۱۴.۵۹ تریلیون تومان.
4. جمع بندی:
- گردش مالی سفرهای تعطیلات نوروز ۱۴۰۴ در ایران، با فرض ۲۰٪ اقامت رسمی (۳۰.۴۸ میلیون نفر-شب)، ۸۰٪ بدون اقامت، قیمت بنزین ۲,۲۵۰ تومان، حدود ۱۱۵ تریلیون تومان (با فرض دلار ۱۰۰ هزار تومانی حدود ۱.۱۵ میلیارد دلار) برآورد میشود.
- میانگین هزینه هر نفر-سفر: ۱۱۵,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ÷ ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ ≈ ۳.۱۵ میلیون تومان (۳۱.۵ دلار).
- این مقدار با افزایش ۳۰-۴۰٪ هزینهها نسبت به ۱۴۰۳، مصرف بنزین، و الگوی سفرهای خانوادگی/اقامت نزد اقوام سازگار است.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/17
Telegram
پالس آب
* گردش مالی سفرهای تعطیلات نوروز ۱۴۰۴
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
گردش مالی سفرهای تعطیلات نوروز ۱۴۰۴ (از ۲۵ اسفند ۱۴۰۳ تا ۱۶ فروردین ۱۴۰۴) را با در نظر گرفتن آمار ستاد سفر (۳۶,۵۱۹,۶۷۱ نفر سفر و ۶۰,۹۷۰,۵۲۳ نفر-شب اقامت) و فرض ۲۰٪ سفرها…
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
گردش مالی سفرهای تعطیلات نوروز ۱۴۰۴ (از ۲۵ اسفند ۱۴۰۳ تا ۱۶ فروردین ۱۴۰۴) را با در نظر گرفتن آمار ستاد سفر (۳۶,۵۱۹,۶۷۱ نفر سفر و ۶۰,۹۷۰,۵۲۳ نفر-شب اقامت) و فرض ۲۰٪ سفرها…
* تأثیر انتقال بخشی از تعطیلات نوروزی به تابستان بر میزان مصرف آب و انرژی در کشور
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
تعطیلات نوروزی (حدود دو هفته ابتدای بهار) با افزایش سفرهای بینشهری، مصرف آب در بخش خانگی و گردشگری، و مصرف انرژی در حملونقل همراه است. انتقال 10 روز از این تعطیلات به تابستان میتواند با کاهش فعالیتهای صنعتی، اداری، و خانگی در فصل گرم، به صرفهجویی در مصرف آب و انرژی منجر شود. با این حال، افزایش سفرهای تابستانی و مصرف در مناطق توریستی ممکن است بخشی از این صرفهجویی را خنثی کند. تابستان در ایران با دماهای بالا (1 تا 2 درجه بالاتر از میانگین بلندمدت در سال 1404)، مصرف بالای برق برای سرمایش (کولرهای گازی و آبی)، و افزایش تقاضای آب همراه است. تعطیلی 10 روزه در این فصل میتواند اثرات زیر را بر مصرف انرژی داشته باشد:
1. کاهش مصرف برق در بخشهای اداری و صنعتی
ادارات و بانکها: این بخشها در تابستان به دلیل استفاده از سیستمهای سرمایشی، روشنایی، و تجهیزات الکترونیکی، مصرف برق قابلتوجهی دارند. تعطیلی ادارات میتواند مصرف برق را بهطور قابلتوجهی کاهش دهد. بر اساس تجربههای قبلی (مانند تعطیلی ادارات در تابستان 1403 برای مدیریت خاموشی)، هر روز تعطیلی میتواند حدود 500 مگاوات در پیک مصرف برق کاهش ایجاد کند. برای 10 روز، این میزان به حدود 5000 مگاواتساعت میرسد. وسایل سرمایشی حدود 46 درصد از مصرف برق را تشکیل میدهند. حذف کامل نیاز به سرمایش در ادارات (به دلیل تعطیلی) میتواند صرفهجویی قابلتوجهی ایجاد کند. همچنین کاهش فعالیتهای صنعتی در این 10 روز میتواند مصرف برق را در کارخانهها و کارگاهها کاهش دهد. با توجه به اینکه بخش صنعت حدود 30 درصد از کل مصرف برق کشور را تشکیل میدهد، کاهش 5 تا 10 درصدی فعالیتهای صنعتی میتواند صرفهجویی قابلتوجهی ایجاد کند. اگر 10 درصد از مصرف برق صنعتی (حدود 15 هزار مگاوات در روز) به مدت 10 روز کاهش یابد، صرفهجویی حدود 1.5 میلیون کیلوواتساعت ممکن است.
2. کاهش مصرف برق در بخش خانگی
در تعطیلات تابستانی، خانوارها ممکن است به سفر بروند یا مصرف برق خانگی را با خاموش کردن وسایل غیرضروری (مانند کولرها در خانههای خالی) کاهش دهند. مصرف متوسط برق هر خانوار در تابستان حدود 3000 کیلوواتساعت در ماه است. اگر 20 درصد خانوارها (حدود 5 میلیون خانوار) در این 10 روز مصرف برق خود را 10 درصد کاهش دهند، صرفهجویی حدود 1 تا 2 میلیون کیلوواتساعت در بخش خانگی ممکن است. با این حال، خانوارهایی که در خانه میمانند ممکن است همچنان از کولرها استفاده کنند، که اثر صرفهجویی را محدود میکند.
3. افزایش مصرف سوخت (بنزین)
تعطیلات تابستانی با افزایش سفرهای جادهای همراه است، که مصرف بنزین را افزایش میدهد. در سال 1400، مصرف روزانه بنزین حدود 100 میلیون لیتر بود، و تعطیلات میتواند این رقم را 5 تا 10 درصد (معادل 5 تا 10 میلیون لیتر در روز) افزایش دهد. برای 10 روز، مصرف اضافی بنزین حدود 50 تا 100 میلیون لیتر خواهد بود، که باید در محاسبات کلی صرفهجویی انرژی لحاظ شود. ارزش مالی این افزایش مصرف (با فرض قیمت آزاد 0.5 دلار به ازای هر لیتر بنزین) حدود 25 تا 50 میلیون دلار است.
4. تأثیر بر مصرف گاز
مصرف گاز در تابستان عمدتاً برای تولید برق در نیروگاهها (حدود 300 میلیون مترمکعب در روز) است. کاهش مصرف برق در بخشهای اداری و خانگی میتواند تقاضای گاز برای تولید برق را کاهش دهد. اگر 10 درصد از مصرف گاز نیروگاهها (30 میلیون مترمکعب در روز) به مدت 10 روز کاهش یابد، صرفهجویی حدود 300 میلیون مترمکعب ممکن است.
- تحلیل صرفهجویی در مصرف آب
تابستان فصل پرمصرف آب است، بهویژه به دلیل کشاورزی (90 درصد از کل مصرف آب) و افزایش مصرف خانگی (7 درصد). تعطیلی 10 روزه میتواند اثرات زیر را بر مصرف آب داشته باشد:
1. کاهش مصرف آب در بخش خانگی
تعطیلات میتواند با کاهش حضور در شهرها و سفر به مناطق روستایی یا توریستی، مصرف آب شهری را کاهش دهد. مصرف متوسط آب هر نفر در روز حدود 150 لیتر است. اگر 20 درصد خانوارها (حدود 5 میلیون خانوار یا 15 میلیون نفر) در این 10 روز مصرف آب خود را 10 درصد کاهش دهند، صرفهجویی حدود 200 تا 300 میلیون لیتر در بخش خانگی ممکن است. با این حال، افزایش گردشگری در مناطق توریستی (مانند شمال ایران) میتواند مصرف آب را در این مناطق افزایش دهد. گردشگران بهطور متوسط سه برابر شهروندان محلی آب مصرف میکنند.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/18
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
تعطیلات نوروزی (حدود دو هفته ابتدای بهار) با افزایش سفرهای بینشهری، مصرف آب در بخش خانگی و گردشگری، و مصرف انرژی در حملونقل همراه است. انتقال 10 روز از این تعطیلات به تابستان میتواند با کاهش فعالیتهای صنعتی، اداری، و خانگی در فصل گرم، به صرفهجویی در مصرف آب و انرژی منجر شود. با این حال، افزایش سفرهای تابستانی و مصرف در مناطق توریستی ممکن است بخشی از این صرفهجویی را خنثی کند. تابستان در ایران با دماهای بالا (1 تا 2 درجه بالاتر از میانگین بلندمدت در سال 1404)، مصرف بالای برق برای سرمایش (کولرهای گازی و آبی)، و افزایش تقاضای آب همراه است. تعطیلی 10 روزه در این فصل میتواند اثرات زیر را بر مصرف انرژی داشته باشد:
1. کاهش مصرف برق در بخشهای اداری و صنعتی
ادارات و بانکها: این بخشها در تابستان به دلیل استفاده از سیستمهای سرمایشی، روشنایی، و تجهیزات الکترونیکی، مصرف برق قابلتوجهی دارند. تعطیلی ادارات میتواند مصرف برق را بهطور قابلتوجهی کاهش دهد. بر اساس تجربههای قبلی (مانند تعطیلی ادارات در تابستان 1403 برای مدیریت خاموشی)، هر روز تعطیلی میتواند حدود 500 مگاوات در پیک مصرف برق کاهش ایجاد کند. برای 10 روز، این میزان به حدود 5000 مگاواتساعت میرسد. وسایل سرمایشی حدود 46 درصد از مصرف برق را تشکیل میدهند. حذف کامل نیاز به سرمایش در ادارات (به دلیل تعطیلی) میتواند صرفهجویی قابلتوجهی ایجاد کند. همچنین کاهش فعالیتهای صنعتی در این 10 روز میتواند مصرف برق را در کارخانهها و کارگاهها کاهش دهد. با توجه به اینکه بخش صنعت حدود 30 درصد از کل مصرف برق کشور را تشکیل میدهد، کاهش 5 تا 10 درصدی فعالیتهای صنعتی میتواند صرفهجویی قابلتوجهی ایجاد کند. اگر 10 درصد از مصرف برق صنعتی (حدود 15 هزار مگاوات در روز) به مدت 10 روز کاهش یابد، صرفهجویی حدود 1.5 میلیون کیلوواتساعت ممکن است.
2. کاهش مصرف برق در بخش خانگی
در تعطیلات تابستانی، خانوارها ممکن است به سفر بروند یا مصرف برق خانگی را با خاموش کردن وسایل غیرضروری (مانند کولرها در خانههای خالی) کاهش دهند. مصرف متوسط برق هر خانوار در تابستان حدود 3000 کیلوواتساعت در ماه است. اگر 20 درصد خانوارها (حدود 5 میلیون خانوار) در این 10 روز مصرف برق خود را 10 درصد کاهش دهند، صرفهجویی حدود 1 تا 2 میلیون کیلوواتساعت در بخش خانگی ممکن است. با این حال، خانوارهایی که در خانه میمانند ممکن است همچنان از کولرها استفاده کنند، که اثر صرفهجویی را محدود میکند.
3. افزایش مصرف سوخت (بنزین)
تعطیلات تابستانی با افزایش سفرهای جادهای همراه است، که مصرف بنزین را افزایش میدهد. در سال 1400، مصرف روزانه بنزین حدود 100 میلیون لیتر بود، و تعطیلات میتواند این رقم را 5 تا 10 درصد (معادل 5 تا 10 میلیون لیتر در روز) افزایش دهد. برای 10 روز، مصرف اضافی بنزین حدود 50 تا 100 میلیون لیتر خواهد بود، که باید در محاسبات کلی صرفهجویی انرژی لحاظ شود. ارزش مالی این افزایش مصرف (با فرض قیمت آزاد 0.5 دلار به ازای هر لیتر بنزین) حدود 25 تا 50 میلیون دلار است.
4. تأثیر بر مصرف گاز
مصرف گاز در تابستان عمدتاً برای تولید برق در نیروگاهها (حدود 300 میلیون مترمکعب در روز) است. کاهش مصرف برق در بخشهای اداری و خانگی میتواند تقاضای گاز برای تولید برق را کاهش دهد. اگر 10 درصد از مصرف گاز نیروگاهها (30 میلیون مترمکعب در روز) به مدت 10 روز کاهش یابد، صرفهجویی حدود 300 میلیون مترمکعب ممکن است.
- تحلیل صرفهجویی در مصرف آب
تابستان فصل پرمصرف آب است، بهویژه به دلیل کشاورزی (90 درصد از کل مصرف آب) و افزایش مصرف خانگی (7 درصد). تعطیلی 10 روزه میتواند اثرات زیر را بر مصرف آب داشته باشد:
1. کاهش مصرف آب در بخش خانگی
تعطیلات میتواند با کاهش حضور در شهرها و سفر به مناطق روستایی یا توریستی، مصرف آب شهری را کاهش دهد. مصرف متوسط آب هر نفر در روز حدود 150 لیتر است. اگر 20 درصد خانوارها (حدود 5 میلیون خانوار یا 15 میلیون نفر) در این 10 روز مصرف آب خود را 10 درصد کاهش دهند، صرفهجویی حدود 200 تا 300 میلیون لیتر در بخش خانگی ممکن است. با این حال، افزایش گردشگری در مناطق توریستی (مانند شمال ایران) میتواند مصرف آب را در این مناطق افزایش دهد. گردشگران بهطور متوسط سه برابر شهروندان محلی آب مصرف میکنند.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/18
Telegram
پالس آب
* تأثیر انتقال بخشی از تعطیلات نوروزی به تابستان بر میزان مصرف آب و انرژی در کشور
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
تعطیلات نوروزی (حدود دو هفته ابتدای بهار) با افزایش سفرهای بینشهری، مصرف آب در بخش خانگی و گردشگری، و مصرف انرژی در حملونقل…
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
تعطیلات نوروزی (حدود دو هفته ابتدای بهار) با افزایش سفرهای بینشهری، مصرف آب در بخش خانگی و گردشگری، و مصرف انرژی در حملونقل…
👍1👎1
2. تأثیر بر مصرف آب در بخش کشاورزی
کشاورزی 90 درصد از آب کشور را مصرف میکند. تعطیلات تابستانی ممکن است فعالیتهای کشاورزی را بهطور موقت کاهش دهد، بهویژه اگر کشاورزان به سفر بروند یا آبیاری را محدود کنند. با این حال، تأثیر بر کشاورزی محدود است، زیرا آبیاری به شرایط جوی و نیاز محصولات بستگی دارد. کاهش 1 درصدی مصرف آب کشاورزی (حدود 1 میلیارد لیتر در روز) به مدت 10 روز میتواند صرفهجویی 10 میلیارد لیتری ایجاد کند، اما این سناریو خوشبینانه است و احتمالاً تأثیر واقعی کمتر خواهد بود.
3. تأثیر بر مصرف آب در مناطق توریستی
مناطق توریستی مانند مازندران و گیلان در تابستان با افزایش مصرف آب مواجه میشوند. اگر 10 درصد از جمعیت (حدود 8 میلیون نفر) در این 10 روز به این مناطق سفر کنند و هر نفر 300 لیتر آب در روز مصرف کند، مصرف اضافی آب حدود 2.4 میلیارد لیتر خواهد بود. این افزایش میتواند صرفهجویی در بخش خانگی را تا حدی خنثی کند.
تخمین کلی صرفهجویی در مصرف آب و انرژی با انتقال 10 روز تعطیلات نوروزی به تابستان:
- صرفهجویی در مصرف انرژی
- کاهش مصرف برق:
- کاهش پیک مصرف برق: حدود 5000 مگاواتساعت (500 مگاوات در روز).
- صرفهجویی در بخش خانگی: 1 تا 2 میلیون کیلوواتساعت.
- صرفهجویی در بخش صنعتی: 1.5 میلیون کیلوواتساعت.
- کاهش مصرف گاز:
- صرفهجویی در مصرف گاز نیروگاهها: حدود 300 میلیون مترمکعب (30 میلیون مترمکعب در روز).
- افزایش مصرف بنزین:
- مصرف اضافی بنزین: 50 تا 100 میلیون لیتر (5 تا 10 میلیون لیتر در روز).
- ارزش مالی صرفهجویی انرژی:
- با فرض هزینه 0.1 دلار به ازای هر کیلوواتساعت برق و 0.5 دلار به ازای هر مترمکعب گاز، صرفهجویی خالص انرژی (با کسر هزینه بنزین) حدود 150 تا 175 میلیون دلار.
- صرفهجویی در مصرف آب
- کاهش مصرف آب خانگی:
- صرفهجویی: 200 تا 300 میلیون لیتر.
- کاهش احتمالی مصرف آب کشاورزی:
- صرفهجویی خوشبینانه: تا 10 میلیارد لیتر (محتملتر: 1 تا 2 میلیارد لیتر).
- افزایش مصرف آب در مناطق توریستی:
- مصرف اضافی: حدود 2.4 میلیارد لیتر.
- صرفهجویی خالص آب:
- با کسر مصرف توریستی، صرفهجویی خالص: تا 7.9 میلیارد لیتر.
- ارزش مالی صرفهجویی آب:
- با فرض هزینه 0.001 دلار به ازای هر لیتر آب، صرفهجویی خالص: تا 7.9 میلیون دلار.
- ملاحظات
- افزایش گردشگری ممکن است مصرف آب و بنزین را در مناطق توریستی به شدت افزایش دهد، که بخشی از صرفهجویی را خنثی میکند.
- مدیریت مصرف با برنامههای تشویقی و اطلاعرسانی عمومی برای حداکثر صرفهجویی ضروری است.
- تأثیر تغییرات اقلیمی باید در برنامهریزی لحاظ شود.
- نیاز به مطالعات دقیقتر برای ارزیابی اثرات اجتماعی و اقتصادی این تغییر.
- نتیجهگیری
انتقال 10 روز از تعطیلات نوروزی به تابستان میتواند صرفهجویی قابلتوجهی در مصرف انرژی و آب ایجاد کند. تخمینها نشان میدهد:
- صرفهجویی انرژی: حدود 5000 مگاواتساعت در پیک مصرف برق، 2.5 تا 3.5 میلیون کیلوواتساعت در مصرف کلی برق، و 300 میلیون مترمکعب گاز، با ارزش مالی خالص 150 تا 175 میلیون دلار (با کسر هزینه بنزین اضافی).
- صرفهجویی آب: 200 تا 300 میلیون لیتر در بخش خانگی و تا 7.9 میلیارد لیتر در حالت خوشبینانه (با کسر مصرف توریستی)، با ارزش مالی تا 7.9 میلیون دلار.
با این حال، افزایش مصرف بنزین و آب در مناطق توریستی چالش مهمی است. برای حداکثر اثربخشی، پیشنهاد میشود:
- اجرای برنامههای تشویقی برای کاهش مصرف آب و انرژی.
- بهبود زیرساختهای گردشگری برای مدیریت مصرف.
- انجام مطالعات جامع برای ارزیابی دقیقتر اثرات این تغییر.
- هماهنگی با سیاستهای مدیریت بحران آب و انرژی در شرایط تغییر اقلیم.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/18
کشاورزی 90 درصد از آب کشور را مصرف میکند. تعطیلات تابستانی ممکن است فعالیتهای کشاورزی را بهطور موقت کاهش دهد، بهویژه اگر کشاورزان به سفر بروند یا آبیاری را محدود کنند. با این حال، تأثیر بر کشاورزی محدود است، زیرا آبیاری به شرایط جوی و نیاز محصولات بستگی دارد. کاهش 1 درصدی مصرف آب کشاورزی (حدود 1 میلیارد لیتر در روز) به مدت 10 روز میتواند صرفهجویی 10 میلیارد لیتری ایجاد کند، اما این سناریو خوشبینانه است و احتمالاً تأثیر واقعی کمتر خواهد بود.
3. تأثیر بر مصرف آب در مناطق توریستی
مناطق توریستی مانند مازندران و گیلان در تابستان با افزایش مصرف آب مواجه میشوند. اگر 10 درصد از جمعیت (حدود 8 میلیون نفر) در این 10 روز به این مناطق سفر کنند و هر نفر 300 لیتر آب در روز مصرف کند، مصرف اضافی آب حدود 2.4 میلیارد لیتر خواهد بود. این افزایش میتواند صرفهجویی در بخش خانگی را تا حدی خنثی کند.
تخمین کلی صرفهجویی در مصرف آب و انرژی با انتقال 10 روز تعطیلات نوروزی به تابستان:
- صرفهجویی در مصرف انرژی
- کاهش مصرف برق:
- کاهش پیک مصرف برق: حدود 5000 مگاواتساعت (500 مگاوات در روز).
- صرفهجویی در بخش خانگی: 1 تا 2 میلیون کیلوواتساعت.
- صرفهجویی در بخش صنعتی: 1.5 میلیون کیلوواتساعت.
- کاهش مصرف گاز:
- صرفهجویی در مصرف گاز نیروگاهها: حدود 300 میلیون مترمکعب (30 میلیون مترمکعب در روز).
- افزایش مصرف بنزین:
- مصرف اضافی بنزین: 50 تا 100 میلیون لیتر (5 تا 10 میلیون لیتر در روز).
- ارزش مالی صرفهجویی انرژی:
- با فرض هزینه 0.1 دلار به ازای هر کیلوواتساعت برق و 0.5 دلار به ازای هر مترمکعب گاز، صرفهجویی خالص انرژی (با کسر هزینه بنزین) حدود 150 تا 175 میلیون دلار.
- صرفهجویی در مصرف آب
- کاهش مصرف آب خانگی:
- صرفهجویی: 200 تا 300 میلیون لیتر.
- کاهش احتمالی مصرف آب کشاورزی:
- صرفهجویی خوشبینانه: تا 10 میلیارد لیتر (محتملتر: 1 تا 2 میلیارد لیتر).
- افزایش مصرف آب در مناطق توریستی:
- مصرف اضافی: حدود 2.4 میلیارد لیتر.
- صرفهجویی خالص آب:
- با کسر مصرف توریستی، صرفهجویی خالص: تا 7.9 میلیارد لیتر.
- ارزش مالی صرفهجویی آب:
- با فرض هزینه 0.001 دلار به ازای هر لیتر آب، صرفهجویی خالص: تا 7.9 میلیون دلار.
- ملاحظات
- افزایش گردشگری ممکن است مصرف آب و بنزین را در مناطق توریستی به شدت افزایش دهد، که بخشی از صرفهجویی را خنثی میکند.
- مدیریت مصرف با برنامههای تشویقی و اطلاعرسانی عمومی برای حداکثر صرفهجویی ضروری است.
- تأثیر تغییرات اقلیمی باید در برنامهریزی لحاظ شود.
- نیاز به مطالعات دقیقتر برای ارزیابی اثرات اجتماعی و اقتصادی این تغییر.
- نتیجهگیری
انتقال 10 روز از تعطیلات نوروزی به تابستان میتواند صرفهجویی قابلتوجهی در مصرف انرژی و آب ایجاد کند. تخمینها نشان میدهد:
- صرفهجویی انرژی: حدود 5000 مگاواتساعت در پیک مصرف برق، 2.5 تا 3.5 میلیون کیلوواتساعت در مصرف کلی برق، و 300 میلیون مترمکعب گاز، با ارزش مالی خالص 150 تا 175 میلیون دلار (با کسر هزینه بنزین اضافی).
- صرفهجویی آب: 200 تا 300 میلیون لیتر در بخش خانگی و تا 7.9 میلیارد لیتر در حالت خوشبینانه (با کسر مصرف توریستی)، با ارزش مالی تا 7.9 میلیون دلار.
با این حال، افزایش مصرف بنزین و آب در مناطق توریستی چالش مهمی است. برای حداکثر اثربخشی، پیشنهاد میشود:
- اجرای برنامههای تشویقی برای کاهش مصرف آب و انرژی.
- بهبود زیرساختهای گردشگری برای مدیریت مصرف.
- انجام مطالعات جامع برای ارزیابی دقیقتر اثرات این تغییر.
- هماهنگی با سیاستهای مدیریت بحران آب و انرژی در شرایط تغییر اقلیم.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/18
Telegram
پالس آب
* تأثیر انتقال بخشی از تعطیلات نوروزی به تابستان بر میزان مصرف آب و انرژی در کشور
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
تعطیلات نوروزی (حدود دو هفته ابتدای بهار) با افزایش سفرهای بینشهری، مصرف آب در بخش خانگی و گردشگری، و مصرف انرژی در حملونقل…
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
تعطیلات نوروزی (حدود دو هفته ابتدای بهار) با افزایش سفرهای بینشهری، مصرف آب در بخش خانگی و گردشگری، و مصرف انرژی در حملونقل…
👍1
Audio
🔴صفحه اقتصادی
بیستوهفتم فروردینماه
🎧پادکست «صفحه اقتصادی» به مرور گزیدهای از مطالب «هفتهنامه تجارت فردا» میپردازد.
🔹 «هژمونی خشکسالی» عنوان یکی از مطالب این هفته تجارت فرداست که در گفتگو با دکتر مجتبی شوریان (استاد دانشگاه و متخصّص آب و محیط زیست) به بررسی علّتها و پیامدهای تنش آبی پرداخته است.
👤«صفحه اقتصادی» را یکشنبه تا چهارشنبه، ساعت ۲۲:۳۰ با امیررضا عبدلی، در «دنیای اقتصاد» بشنوید.
#صفحه_اقتصادی
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
بیستوهفتم فروردینماه
🎧پادکست «صفحه اقتصادی» به مرور گزیدهای از مطالب «هفتهنامه تجارت فردا» میپردازد.
🔹 «هژمونی خشکسالی» عنوان یکی از مطالب این هفته تجارت فرداست که در گفتگو با دکتر مجتبی شوریان (استاد دانشگاه و متخصّص آب و محیط زیست) به بررسی علّتها و پیامدهای تنش آبی پرداخته است.
👤«صفحه اقتصادی» را یکشنبه تا چهارشنبه، ساعت ۲۲:۳۰ با امیررضا عبدلی، در «دنیای اقتصاد» بشنوید.
#صفحه_اقتصادی
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
👍3❤2
در سوگ ستارگان در خون غلتیده هستهای ایران
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
در شبی که آسمان تهران زیر باران آتش و آهن میلرزید، سحرگاه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، ستارگان علم ایران، آن فرزندان پاکنهاد وطن، در هجوم ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی به خاک میهن، یکییکی به خون خفتند. دانشمندانی که قلمشان سپر پیشرفت بود و ذهنشان چراغ راه استقلال، در سکوتی مظلومانه، قربانی دسیسهای شدند که نهتنها جسمشان را، که رویای سربلندی ایران را نشانه رفت. آنان که شبها را به روز دوختند و در آزمایشگاههای خاموش، با معادلات پیچیده و ارادهای پولادین، برای عزت ایران کوشیدند، اکنون در خاک خفتهاند.
نامهایی چون دکتر محمدمهدی طهرانچی، دکتر فریدون عباسی، دکتر عبدالحمید مینوچهر، دکتر احمدرضا ذوالفقاری، دکتر سید امیرحسین فقهی و دیگر یاران گمنامشان، نهفقط در قلب ملت، که در تاریخ این سرزمین جاویدان ماندهاند. اینان، با خون خود، خط سرخی کشیدند بر صفحه روزگار، که هرگز محو نخواهد شد. مظلومیتشان نه در شهادتشان، که در سکوت جهانی بود که چشم بر جنایت بست. جهانی که فریاد عدالتش گوش فلک را کر کرده بود، اما در برابر این ظلم، کور و لال شد و خاموش ماند. دانشمندانی که جز قلم و دانش، سلاحی نداشتند، در برابر موشکهای بیرحم، جز ایمان و عشق به وطن، سپری نیافتند. آنان که میتوانستند در آسایش غربت، زندگی را به خوشی بگذرانند، ماندند و سوختند تا ایران، سربلند بماند.
ای شهدای علم، ای ستارگان در خون غلتیده! خون شما، بذر بیداری است که در خاک این سرزمین جوانه خواهد زد. هر قطره خونتان، فریادی است که در گوش تاریخ طنینانداز خواهد شد. شما نهتنها دانشمند بودید، که پرچمداران عزت و شرف این ملت بودید. مظلومیت شما، آتشی است که در دلهایمان شعلهور خواهد ماند و راهتان، مسیری که نسلهای آینده با افتخار ادامه خواهند داد.
ای ایران، ای مادر زخمخورده! فرزندانت را در آغوش بگیر، که آنان برای سربلندیات، جان خویش را فدا کردند. و ای جهانیان، بدانید که این خاک، از خون این مظلومان، بارورتر خواهد شد و روزی، آفتاب حقیقت، بر این مظلومیت خواهد تابید.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/21
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
در شبی که آسمان تهران زیر باران آتش و آهن میلرزید، سحرگاه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، ستارگان علم ایران، آن فرزندان پاکنهاد وطن، در هجوم ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی به خاک میهن، یکییکی به خون خفتند. دانشمندانی که قلمشان سپر پیشرفت بود و ذهنشان چراغ راه استقلال، در سکوتی مظلومانه، قربانی دسیسهای شدند که نهتنها جسمشان را، که رویای سربلندی ایران را نشانه رفت. آنان که شبها را به روز دوختند و در آزمایشگاههای خاموش، با معادلات پیچیده و ارادهای پولادین، برای عزت ایران کوشیدند، اکنون در خاک خفتهاند.
نامهایی چون دکتر محمدمهدی طهرانچی، دکتر فریدون عباسی، دکتر عبدالحمید مینوچهر، دکتر احمدرضا ذوالفقاری، دکتر سید امیرحسین فقهی و دیگر یاران گمنامشان، نهفقط در قلب ملت، که در تاریخ این سرزمین جاویدان ماندهاند. اینان، با خون خود، خط سرخی کشیدند بر صفحه روزگار، که هرگز محو نخواهد شد. مظلومیتشان نه در شهادتشان، که در سکوت جهانی بود که چشم بر جنایت بست. جهانی که فریاد عدالتش گوش فلک را کر کرده بود، اما در برابر این ظلم، کور و لال شد و خاموش ماند. دانشمندانی که جز قلم و دانش، سلاحی نداشتند، در برابر موشکهای بیرحم، جز ایمان و عشق به وطن، سپری نیافتند. آنان که میتوانستند در آسایش غربت، زندگی را به خوشی بگذرانند، ماندند و سوختند تا ایران، سربلند بماند.
ای شهدای علم، ای ستارگان در خون غلتیده! خون شما، بذر بیداری است که در خاک این سرزمین جوانه خواهد زد. هر قطره خونتان، فریادی است که در گوش تاریخ طنینانداز خواهد شد. شما نهتنها دانشمند بودید، که پرچمداران عزت و شرف این ملت بودید. مظلومیت شما، آتشی است که در دلهایمان شعلهور خواهد ماند و راهتان، مسیری که نسلهای آینده با افتخار ادامه خواهند داد.
ای ایران، ای مادر زخمخورده! فرزندانت را در آغوش بگیر، که آنان برای سربلندیات، جان خویش را فدا کردند. و ای جهانیان، بدانید که این خاک، از خون این مظلومان، بارورتر خواهد شد و روزی، آفتاب حقیقت، بر این مظلومیت خواهد تابید.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/21
Telegram
پالس آب
در سوگ ستارگان در خون غلتیده هستهای ایران
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
در شبی که آسمان تهران زیر باران آتش و آهن میلرزید، سحرگاه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، ستارگان علم ایران، آن فرزندان پاکنهاد وطن، در هجوم ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی به خاک میهن،…
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
در شبی که آسمان تهران زیر باران آتش و آهن میلرزید، سحرگاه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، ستارگان علم ایران، آن فرزندان پاکنهاد وطن، در هجوم ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی به خاک میهن،…
❤4🤮1
پیشبینی وضعیت تأمین آب تهران در تابستان 1404
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
با توجه به اطلاعات موجود و شرایط بحرانی منابع آبی تهران در تابستان 1404، پیشبینی وضعیت تأمین آب پایتخت در ماههای پیش رو به شدت نگرانکننده است. ذخایر سدهای پنجگانه تهران (امیرکبیر، لتیان، لار، طالقان و ماملو) به پایینترین سطح خود در یک قرن اخیر رسیدهاند و تنها حدود 14 درصد ظرفیت مخازن آب قابل استفاده دارند. کاهش 48 درصدی بارندگی نسبت به میانگین بلندمدت، همراه با پنجمین سال متوالی خشکسالی، منابع آب سطحی و زیرزمینی را به شدت تحت فشار قرار داده است. این شرایط با افزایش مصرف آب در تابستان (به دلیل گرمای بیسابقه و افزایش تقاضا تا 5 درصد به ازای هر درجه دمای بالای 40 درجه) تشدید شده است.
با ادامه روند کنونی مصرف آب در تهران، از شهریورماه سدهای اصلی تهران (بهویژه سد ماملو، لار، لتیان و کرج) به ترتیب از مدار بهرهبرداری خارج خواهند شد. تجربه مشابه در همدان (قطعی طولانی به دلیل اتمام ذخایر سد اکباتان) نشاندهنده احتمال تکرار این سناریو در تهران است. در صورت عدم صرفهجویی حداقل 20 درصدی در مصرف خانگی، احتمال قطعی کامل آب در برخی مناطق، بهویژه در ساعات اوج مصرف، بسیار بالا خواهد بود. هماکنون مدیریت فشار شبکه در مناطق مختلف تهران اعمال شده و در برخی محلهها، افت فشار به حدی است که عملاً جریان آب در شیرها وجود ندارد. این وضعیت بهویژه در طبقات بالای ساختمانهای چندطبقه (بدون مخزن و پمپ) تشدید خواهد شد، زیرا تأمین آب تنها برای طبقات همکف تضمین شده است.
مناطقی که در پهنهبندی آبی با کمبود شدید مواجهاند، احتمالاً با محدودیتهای مقطعی بیشتری روبرو خواهند شد. حدود 70 درصد آب تهران از چاههای عمیق تأمین میشود، اما سفرههای زیرزمینی نیز به دلیل برداشت بیش از حد در وضعیت شکنندهای قرار دارند. ادامه این روند میتواند فرونشست زمین را در مناطق جنوب و جنوب شرق تهران (مانند ورامین با نرخ فرونشست تا 36 سانتیمتر در سال) تشدید کند، که خود تهدیدی بلندمدت برای زیرساختهای شهری است. اگرچه مقامات آبفای تهران جیرهبندی برنامهریزیشده را رد کردهاند، اما کاهش فشار شبکه و قطع مقطعی آب در برخی مناطق میتواند بهعنوان نوعی جیرهبندی غیررسمی عمل کند. همچنین، قطع دورهای برق پمپهای خانگی (که در برخی مناطق گسترش یافتهاند) میتواند محدودیتهای بیشتری بر دسترسی به آب تحمیل کند.
تجربه اعتراضات آبی در خوزستان نشان میدهد که قطعیهای طولانیمدت آب میتواند به نارضایتی عمومی و حتی بحرانهای امنیتی منجر شود. در تهران، با جمعیت بیش از 8 میلیون نفر و تراکم بالای جمعیتی، هرگونه اختلال گسترده در تأمین آب میتواند تبعات اجتماعی قابلتوجهی داشته باشد. راهکارهای ارائهشده تا کنون مانند صرفهجویی، مدیریت فشار، و استفاده از منابع جایگزین در شرایط کنونی به دلیل شدت بحران و محدودیتهای زیرساختها احتمالاً تأثیر محدودی خواهند داشت. میانگین مصرف سرانه آب در تهران حدود 190 لیتر در روز است، در حالی که الگوی بهینه 130 لیتر تعریف شده است. کاهش 20 درصدی مصرف خانگی نیازمند همکاری گسترده شهروندان است، اما تجربه نشان میدهد که بدون اجبار یا مشوقهای قوی، دستیابی به این هدف دشوار است. مدیریت فشار و توزیع نوبتی تنها توزیع کمبود را عادلانهتر میکند و نمیتواند مشکل اصلی (کمبود منابع) را حل کند. برداشت بیشتر از چاهها به دلیل وضعیت بحرانی سفرههای زیرزمینی پایدار نیست، و پروژههای بازچرخانی آب یا انتقال آب (مانند خط دوم طالقان) هنوز به بهرهبرداری کامل نرسیدهاند. تکمیل پروژههای زیرساختی بلندمدت مانند انتقال آب طالقان یا بازیافت فاضلاب برای تابستان 1404 عملیاتی نخواهد شد و در بهترین حالت، تأثیر آنها در سالهای آینده قابل انتظار است.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/22
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
با توجه به اطلاعات موجود و شرایط بحرانی منابع آبی تهران در تابستان 1404، پیشبینی وضعیت تأمین آب پایتخت در ماههای پیش رو به شدت نگرانکننده است. ذخایر سدهای پنجگانه تهران (امیرکبیر، لتیان، لار، طالقان و ماملو) به پایینترین سطح خود در یک قرن اخیر رسیدهاند و تنها حدود 14 درصد ظرفیت مخازن آب قابل استفاده دارند. کاهش 48 درصدی بارندگی نسبت به میانگین بلندمدت، همراه با پنجمین سال متوالی خشکسالی، منابع آب سطحی و زیرزمینی را به شدت تحت فشار قرار داده است. این شرایط با افزایش مصرف آب در تابستان (به دلیل گرمای بیسابقه و افزایش تقاضا تا 5 درصد به ازای هر درجه دمای بالای 40 درجه) تشدید شده است.
با ادامه روند کنونی مصرف آب در تهران، از شهریورماه سدهای اصلی تهران (بهویژه سد ماملو، لار، لتیان و کرج) به ترتیب از مدار بهرهبرداری خارج خواهند شد. تجربه مشابه در همدان (قطعی طولانی به دلیل اتمام ذخایر سد اکباتان) نشاندهنده احتمال تکرار این سناریو در تهران است. در صورت عدم صرفهجویی حداقل 20 درصدی در مصرف خانگی، احتمال قطعی کامل آب در برخی مناطق، بهویژه در ساعات اوج مصرف، بسیار بالا خواهد بود. هماکنون مدیریت فشار شبکه در مناطق مختلف تهران اعمال شده و در برخی محلهها، افت فشار به حدی است که عملاً جریان آب در شیرها وجود ندارد. این وضعیت بهویژه در طبقات بالای ساختمانهای چندطبقه (بدون مخزن و پمپ) تشدید خواهد شد، زیرا تأمین آب تنها برای طبقات همکف تضمین شده است.
مناطقی که در پهنهبندی آبی با کمبود شدید مواجهاند، احتمالاً با محدودیتهای مقطعی بیشتری روبرو خواهند شد. حدود 70 درصد آب تهران از چاههای عمیق تأمین میشود، اما سفرههای زیرزمینی نیز به دلیل برداشت بیش از حد در وضعیت شکنندهای قرار دارند. ادامه این روند میتواند فرونشست زمین را در مناطق جنوب و جنوب شرق تهران (مانند ورامین با نرخ فرونشست تا 36 سانتیمتر در سال) تشدید کند، که خود تهدیدی بلندمدت برای زیرساختهای شهری است. اگرچه مقامات آبفای تهران جیرهبندی برنامهریزیشده را رد کردهاند، اما کاهش فشار شبکه و قطع مقطعی آب در برخی مناطق میتواند بهعنوان نوعی جیرهبندی غیررسمی عمل کند. همچنین، قطع دورهای برق پمپهای خانگی (که در برخی مناطق گسترش یافتهاند) میتواند محدودیتهای بیشتری بر دسترسی به آب تحمیل کند.
تجربه اعتراضات آبی در خوزستان نشان میدهد که قطعیهای طولانیمدت آب میتواند به نارضایتی عمومی و حتی بحرانهای امنیتی منجر شود. در تهران، با جمعیت بیش از 8 میلیون نفر و تراکم بالای جمعیتی، هرگونه اختلال گسترده در تأمین آب میتواند تبعات اجتماعی قابلتوجهی داشته باشد. راهکارهای ارائهشده تا کنون مانند صرفهجویی، مدیریت فشار، و استفاده از منابع جایگزین در شرایط کنونی به دلیل شدت بحران و محدودیتهای زیرساختها احتمالاً تأثیر محدودی خواهند داشت. میانگین مصرف سرانه آب در تهران حدود 190 لیتر در روز است، در حالی که الگوی بهینه 130 لیتر تعریف شده است. کاهش 20 درصدی مصرف خانگی نیازمند همکاری گسترده شهروندان است، اما تجربه نشان میدهد که بدون اجبار یا مشوقهای قوی، دستیابی به این هدف دشوار است. مدیریت فشار و توزیع نوبتی تنها توزیع کمبود را عادلانهتر میکند و نمیتواند مشکل اصلی (کمبود منابع) را حل کند. برداشت بیشتر از چاهها به دلیل وضعیت بحرانی سفرههای زیرزمینی پایدار نیست، و پروژههای بازچرخانی آب یا انتقال آب (مانند خط دوم طالقان) هنوز به بهرهبرداری کامل نرسیدهاند. تکمیل پروژههای زیرساختی بلندمدت مانند انتقال آب طالقان یا بازیافت فاضلاب برای تابستان 1404 عملیاتی نخواهد شد و در بهترین حالت، تأثیر آنها در سالهای آینده قابل انتظار است.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/22
Telegram
پالس آب
پیشبینی وضعیت تأمین آب تهران در تابستان 1404
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
با توجه به اطلاعات موجود و شرایط بحرانی منابع آبی تهران در تابستان 1404، پیشبینی وضعیت تأمین آب پایتخت در ماههای پیش رو به شدت نگرانکننده است. ذخایر سدهای پنجگانه…
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
با توجه به اطلاعات موجود و شرایط بحرانی منابع آبی تهران در تابستان 1404، پیشبینی وضعیت تأمین آب پایتخت در ماههای پیش رو به شدت نگرانکننده است. ذخایر سدهای پنجگانه…
* پیشبینی سناریوهای محتمل وضعیت تأمین آب تهران در تابستان 1404
با توجه به دادهها و هشدارهای موجود، سه سناریو برای تابستان 1404 محتمل است:
1. سناریوی خوشبینانه: با همکاری گسترده شهروندان و کاهش 20-30 درصدی مصرف آب، همراه با بارندگیهای غیرمنتظره در اواخر تابستان، تهران میتواند با افت فشار شدید و قطعیهای محدود از تابستان عبور کند. این سناریو نیازمند کمپینهای مؤثر آگاهیرسانی و اجرای دقیق سیاستهای مدیریت مصرف است.
2. سناریوی محتمل: ادامه روند کنونی مصرف و عدم موفقیت در کاهش تقاضا منجر به قطعیهای مقطعی آب در مناطق مختلف، بهویژه در ساعات اوج مصرف، خواهد شد. سد ماملو احتمالاً تا پایان تابستان از مدار خارج میشود، و فشار بر سایر سدها و منابع زیرزمینی افزایش خواهد یافت. این سناریو میتواند به نارضایتی عمومی و مشکلات اجتماعی منجر شود.
3. سناریوی بدبینانه: در صورت تداوم گرمای شدید و عدم کاهش مصرف، تهران ممکن است با شرایطی مشابه همدان (قطعیهای طولانیمدت) مواجه شود، بهویژه از شهریورماه که سدهای اصلی یکی پس از دیگری از دسترس خارج میشوند. این وضعیت میتواند به استفاده گسترده از تانکرهای آب، افزایش تنشهای اجتماعی و حتی بحرانهای امنیتی منجر شود.
با توجه به نقطه بحرانی کنونی که نزدیک به نقطه صفر منابع آبی است، اقدامات زیر میتوانند به کاهش شدت بحران کمک کنند، هرچند تأثیر آنها محدود خواهد بود:
تشدید نظارت بر پرمصرفها: اعمال جریمههای سنگین و قطع موقت آب برای مشترکین پرمصرف (مانند کسانی که بیش از 150 لیتر در روز مصرف میکنند) میتواند انگیزه صرفهجویی را افزایش دهد.
توسعه سریع زیرساختهای موقت: استقرار گستردهتر تانکرهای سیار آب در مناطق پرتنش و تسریع در نصب مخازن و پمپهای خانگی در مجتمعهای مسکونی.
بازچرخانی فاضلاب برای مصارف غیرشرب: تسریع در استفاده از پساب تصفیهشده برای آبیاری فضای سبز و صنایع، بهمنظور کاهش فشار بر منابع شرب.
مدیریت شرایط اضطراری و بحران: برنامهریزی برای توزیع نوبتی آب در مناطق بحرانی و اطلاعرسانی شفاف به شهروندان برای جلوگیری از تنشهای اجتماعی.
* مناطق بیشتر در معرض قطعی آب در تهران در تابستان 1404
مناطق زیر به دلایل مختلف در معرض قطعی یا افت فشار آب قرار دارند:
- مناطق جنوبی و جنوب شرقی تهران: مناطق شامل شوش، جوادیه، قزوین، رشیدی، یافتآباد (شمالی و جنوبی)، شهرک ولیعصر (شمالی و جنوبی)، شادآباد، سعیدآباد، تولیددارو، شهرک فردوس، خلیجفارس، ابراهیمآباد، عربآباد، پاکدشت، ورامین، قرچک، پیشوا، فلآح، امامزاده حسن، قلعه مرغی، و محدوده جاده خاوران و بزرگراه آزادگان به دلیل وابستگی به سد ماملو که طبق گزارشها کاملاً خشک شده یا در آستانه اتمام ذخایر است و فرسودگی شبکههای آبرسانی و هدررفت بالای آب (تا 30 درصد در برخی مناطق) در معرض قطعی شدید آب قرار دارند.
- مناطق غربی و شمال غربی تهران: مناطق شامل ستارخان، صادقیه، گیشا، اشرفی اصفهانی، پونک، جنتآباد (جنوبی و شمالی)، مرزداران، شهرآرا، شهران، بلوار سردار جنگل، و شهرک ولیعصر به دلیل وابستگی به سد امیرکبیر (کرج) که تنها 7 درصد ظرفیت پرشدگی دارد و مصرف بالای آب در این مناطق، بهویژه توسط مشترکین پرمصرف (5 درصد مشترکین که 10-15 درصد آب تهران را مصرف میکنند، عمدتاً در شمال غرب)
- مناطق مرکزی تهران: مناطق شامل فاطمی، شریعتی، سهروردی، خیابان مطهری، قائممقام فراهانی، میرزای شیرازی، خیابان ولیعصر (محدوده چهارراه زرتشت)، بهجتآباد، خیابان کارگر، میدان انقلاب، و خیابان بهار (محدوده طالقانی) به دلیل افت فشار شبکه به دلیل کاهش ورودی آب به مخازن
- مناطق شرقی تهران: مناطق شامل تهران نو، دوشانتپه، خیابان عادلی، خیابان افراسیابی، خیابان غفارینسب، قلهک، نارمک، و چهارراه لشگر (نظامآباد). به دلیل وابستگی به سدهای لتیان (12 درصد ظرفیت پرشدگی) و لار (تقریباً خالی)، که در آستانه اتمام ذخایر هستند.
* شدت احتمال قطعی آب به تفکیک مناطق تهران
بسیار بالا: مناطق جنوبی و جنوب شرقی (به دلیل اتمام ذخایر سد ماملو و زیرساختهای ضعیف).
بالا: مناطق غربی و شمال غربی (به دلیل مصرف بالا و مشکلات انتقال از سد کرج).
متوسط تا بالا: مناطق مرکزی (به دلیل تراکم و مشکلات شبکه).
متوسط: مناطق شرقی (به دلیل وابستگی به سدهای کمآب).
* توصیه برای ساکنان مناطق با احتمال زیاد قطعی آب
- نصب مخازن و پمپ: آبفا به ساکنان ساختمانهای چندطبقه توصیه کرده از مخازن ذخیره و پمپ استفاده کنند، زیرا تأمین فشار تنها تا طبقات اول تضمین شده است.
- صرفهجویی در مصرف: کاهش مصرف به زیر 130 لیتر سرانه در روز (در مقابل 190 لیتر کنونی) میتواند فشار بر شبکه را کاهش دهد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/22
با توجه به دادهها و هشدارهای موجود، سه سناریو برای تابستان 1404 محتمل است:
1. سناریوی خوشبینانه: با همکاری گسترده شهروندان و کاهش 20-30 درصدی مصرف آب، همراه با بارندگیهای غیرمنتظره در اواخر تابستان، تهران میتواند با افت فشار شدید و قطعیهای محدود از تابستان عبور کند. این سناریو نیازمند کمپینهای مؤثر آگاهیرسانی و اجرای دقیق سیاستهای مدیریت مصرف است.
2. سناریوی محتمل: ادامه روند کنونی مصرف و عدم موفقیت در کاهش تقاضا منجر به قطعیهای مقطعی آب در مناطق مختلف، بهویژه در ساعات اوج مصرف، خواهد شد. سد ماملو احتمالاً تا پایان تابستان از مدار خارج میشود، و فشار بر سایر سدها و منابع زیرزمینی افزایش خواهد یافت. این سناریو میتواند به نارضایتی عمومی و مشکلات اجتماعی منجر شود.
3. سناریوی بدبینانه: در صورت تداوم گرمای شدید و عدم کاهش مصرف، تهران ممکن است با شرایطی مشابه همدان (قطعیهای طولانیمدت) مواجه شود، بهویژه از شهریورماه که سدهای اصلی یکی پس از دیگری از دسترس خارج میشوند. این وضعیت میتواند به استفاده گسترده از تانکرهای آب، افزایش تنشهای اجتماعی و حتی بحرانهای امنیتی منجر شود.
با توجه به نقطه بحرانی کنونی که نزدیک به نقطه صفر منابع آبی است، اقدامات زیر میتوانند به کاهش شدت بحران کمک کنند، هرچند تأثیر آنها محدود خواهد بود:
تشدید نظارت بر پرمصرفها: اعمال جریمههای سنگین و قطع موقت آب برای مشترکین پرمصرف (مانند کسانی که بیش از 150 لیتر در روز مصرف میکنند) میتواند انگیزه صرفهجویی را افزایش دهد.
توسعه سریع زیرساختهای موقت: استقرار گستردهتر تانکرهای سیار آب در مناطق پرتنش و تسریع در نصب مخازن و پمپهای خانگی در مجتمعهای مسکونی.
بازچرخانی فاضلاب برای مصارف غیرشرب: تسریع در استفاده از پساب تصفیهشده برای آبیاری فضای سبز و صنایع، بهمنظور کاهش فشار بر منابع شرب.
مدیریت شرایط اضطراری و بحران: برنامهریزی برای توزیع نوبتی آب در مناطق بحرانی و اطلاعرسانی شفاف به شهروندان برای جلوگیری از تنشهای اجتماعی.
* مناطق بیشتر در معرض قطعی آب در تهران در تابستان 1404
مناطق زیر به دلایل مختلف در معرض قطعی یا افت فشار آب قرار دارند:
- مناطق جنوبی و جنوب شرقی تهران: مناطق شامل شوش، جوادیه، قزوین، رشیدی، یافتآباد (شمالی و جنوبی)، شهرک ولیعصر (شمالی و جنوبی)، شادآباد، سعیدآباد، تولیددارو، شهرک فردوس، خلیجفارس، ابراهیمآباد، عربآباد، پاکدشت، ورامین، قرچک، پیشوا، فلآح، امامزاده حسن، قلعه مرغی، و محدوده جاده خاوران و بزرگراه آزادگان به دلیل وابستگی به سد ماملو که طبق گزارشها کاملاً خشک شده یا در آستانه اتمام ذخایر است و فرسودگی شبکههای آبرسانی و هدررفت بالای آب (تا 30 درصد در برخی مناطق) در معرض قطعی شدید آب قرار دارند.
- مناطق غربی و شمال غربی تهران: مناطق شامل ستارخان، صادقیه، گیشا، اشرفی اصفهانی، پونک، جنتآباد (جنوبی و شمالی)، مرزداران، شهرآرا، شهران، بلوار سردار جنگل، و شهرک ولیعصر به دلیل وابستگی به سد امیرکبیر (کرج) که تنها 7 درصد ظرفیت پرشدگی دارد و مصرف بالای آب در این مناطق، بهویژه توسط مشترکین پرمصرف (5 درصد مشترکین که 10-15 درصد آب تهران را مصرف میکنند، عمدتاً در شمال غرب)
- مناطق مرکزی تهران: مناطق شامل فاطمی، شریعتی، سهروردی، خیابان مطهری، قائممقام فراهانی، میرزای شیرازی، خیابان ولیعصر (محدوده چهارراه زرتشت)، بهجتآباد، خیابان کارگر، میدان انقلاب، و خیابان بهار (محدوده طالقانی) به دلیل افت فشار شبکه به دلیل کاهش ورودی آب به مخازن
- مناطق شرقی تهران: مناطق شامل تهران نو، دوشانتپه، خیابان عادلی، خیابان افراسیابی، خیابان غفارینسب، قلهک، نارمک، و چهارراه لشگر (نظامآباد). به دلیل وابستگی به سدهای لتیان (12 درصد ظرفیت پرشدگی) و لار (تقریباً خالی)، که در آستانه اتمام ذخایر هستند.
* شدت احتمال قطعی آب به تفکیک مناطق تهران
بسیار بالا: مناطق جنوبی و جنوب شرقی (به دلیل اتمام ذخایر سد ماملو و زیرساختهای ضعیف).
بالا: مناطق غربی و شمال غربی (به دلیل مصرف بالا و مشکلات انتقال از سد کرج).
متوسط تا بالا: مناطق مرکزی (به دلیل تراکم و مشکلات شبکه).
متوسط: مناطق شرقی (به دلیل وابستگی به سدهای کمآب).
* توصیه برای ساکنان مناطق با احتمال زیاد قطعی آب
- نصب مخازن و پمپ: آبفا به ساکنان ساختمانهای چندطبقه توصیه کرده از مخازن ذخیره و پمپ استفاده کنند، زیرا تأمین فشار تنها تا طبقات اول تضمین شده است.
- صرفهجویی در مصرف: کاهش مصرف به زیر 130 لیتر سرانه در روز (در مقابل 190 لیتر کنونی) میتواند فشار بر شبکه را کاهش دهد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/22
Telegram
پالس آب
پیشبینی وضعیت تأمین آب تهران در تابستان 1404
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
با توجه به اطلاعات موجود و شرایط بحرانی منابع آبی تهران در تابستان 1404، پیشبینی وضعیت تأمین آب پایتخت در ماههای پیش رو به شدت نگرانکننده است. ذخایر سدهای پنجگانه…
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
با توجه به اطلاعات موجود و شرایط بحرانی منابع آبی تهران در تابستان 1404، پیشبینی وضعیت تأمین آب پایتخت در ماههای پیش رو به شدت نگرانکننده است. ذخایر سدهای پنجگانه…
😢3