* چاره اندیشی برای تنش آبی تهران
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
وضعیت بحرانی تأمین آب تهران و فرونشست زمین در جنوب این شهر، چالشی چندوجهی است که نیازمند راهکارهای جامع، پایدار و هماهنگ میان نهادهای مختلف است. حفر چاه های عمیق به منظور تأمین آب برای شبکه آبرسانی تهران، اگرچه ممکن است بهصورت موقت بخشی از نیاز آب شرب را تأمین کند، اما با توجه به افت شدید سطح آبهای زیرزمینی و تشدید فرونشست، راهحلی کوتاهمدت و پرخطر به شمار میرود. در ادامه، راهکارهایی برای مدیریت این بحران پیشنهاد میشود که هم به کاهش فشار بر منابع زیرزمینی کمک کند و هم از تشدید فرونشست زمین جلوگیری نماید:
1. مدیریت مصرف آب و فرهنگسازی
- کاهش مصرف خانگی: با توجه به خالی بودن سدهای اطراف تهران، باید کمپینهای گسترده آموزشی برای صرفهجویی در مصرف آب راهاندازی شود. نصب کنتورهای هوشمند، تشویق به استفاده از تجهیزات کاهنده مصرف (مانند سردوشهای کمفشار) و وضع جریمه برای مصرف بیرویه میتواند مؤثر باشد.
- آموزش عمومی: از طریق رسانهها و مدارس، آگاهی مردم نسبت به بحران آب و ارتباط آن با فرونشست زمین افزایش یابد تا مشارکت جمعی در کاهش مصرف شکل گیرد.
2. بازچرخانی و استفاده مجدد از آب
- تصفیه فاضلاب: توسعه سیستمهای تصفیه فاضلاب شهری و استفاده از آب بازیافتشده برای مصارف غیرشرب (مانند آبیاری فضای سبز و صنعت) میتواند فشار بر منابع زیرزمینی را کاهش دهد. در حال حاضر، بخش زیادی از فاضلاب تهران بدون استفاده هدر میرود.
- جمعآوری آب خاکستری: در ساختمانها، سیستمهای جمعآوری آب خاکستری (مانند آب ناشی از شستوشو) پیادهسازی شود تا برای مصارف غیرشرب بازاستفاده گردد.
3. اصلاح الگوی مصرف در کشاورزی
- تغییر روشهای آبیاری: بخش عمده آب تهران و اطراف آن در کشاورزی مصرف میشود. جایگزینی آبیاری سنتی با روشهای مدرن مانند آبیاری قطرهای و تحتفشار، میتواند مصرف آب را تا 50 درصد کاهش دهد.
- کشت محصولات کمآببر: تشویق کشاورزان به کشت محصولاتی که نیاز آبی کمتری دارند (مانند زعفران بهجای برنج) با ارائه یارانه و حمایتهای مالی، تقاضای آب را کاهش خواهد داد.
4. تغذیه مصنوعی سفرههای زیرزمینی
- جمعآوری آب باران: احداث سیستمهای جمعآوری آب باران در سطح شهر و هدایت آن به سفرههای زیرزمینی، راهکاری پایدار برای جبران بخشی از افت سطح آب است. این روش بهویژه در فصل بارندگی میتواند مؤثر باشد.
- انتقال آب مازاد: در صورت وجود آب مازاد در سدها یا رودخانههای فصلی، میتوان آن را به مناطق دچار فرونشست هدایت کرد تا آبخوانها تغذیه شوند.
5. کنترل چاههای غیرمجاز و بازنگری مجوزها
- انسداد چاههای غیرمجاز: تخمین زده میشود که هزاران چاه غیرمجاز در اطراف تهران فعال باشند. شناسایی و مسدود کردن این چاهها باید در اولویت قرار گیرد.
- کاهش برداشت از چاههای مجاز: بازنگری در پروانههای بهرهبرداری چاهها و کاهش سهمیه برداشت آب، میتواند به تعادلبخشی منابع زیرزمینی کمک کند.
6. انتقال آب از منابع دیگر با احتیاط
- انتقال بینحوزهای: انتقال آب از مناطقی که منابع آبی مازاد دارند (مانند سواحل شمالی) میتواند بهعنوان راهکاری میانمدت بررسی شود، اما باید با مطالعات دقیق زیستمحیطی همراه باشد تا مشکلات جدیدی ایجاد نشود.
- شیرینسازی آب دریا: هرچند هزینهبر است، اما سرمایهگذاری در پروژههای شیرینسازی آب خلیج فارس و انتقال آن به تهران میتواند در بلندمدت بخشی از نیاز را تأمین کند.
7. مدیریت یکپارچه و هماهنگی بینسازمانی
- تشکیل ستاد بحران آب: ایجاد یک ستاد متشکل از کارشناسان آب، محیطزیست، کشاورزی و مدیریت شهری برای تصمیمگیری سریع و هماهنگ ضروری است. این ستاد باید برنامههای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت را تدوین و اجرا کند.
- ممنوعیت حفر چاه جدید: با توجه به وضعیت بحرانی فرونشست در جنوب تهران، هرگونه حفر چاه جدید باید متوقف شود و تمرکز بر راهکارهای جایگزین قرار گیرد.
8. پایش و تحقیق مستمر
- نظارت بر فرونشست: نصب تجهیزات پایش مداوم فرونشست زمین در مناطق بحرانی و تحلیل دادهها برای تصمیمگیری دقیقتر ضروری است.
- مطالعات علمی: سرمایهگذاری در تحقیقات علمی برای یافتن روشهای نوین مدیریت آب و کاهش اثرات فرونشست، میتواند راهگشا باشد.
حفر چاههای عمیق جدید، مانند نوشیدن آب شور در بیابان است؛ تشنگی را موقتاً رفع میکند، اما عطش را در بلندمدت تشدید میکند. مدیریت بحران آب تهران نیازمند رویکردی چندجانبه است که از یک سو مصرف را کاهش دهد و از سوی دیگر منابع موجود را حفظ و تقویت کند. بدون اقدام فوری و هماهنگ، نه تنها تأمین آب شرب تهران در سال آینده به مخاطره میافتد، بلکه فرونشست زمین میتواند به فاجعهای غیرقابلجبران برای پایتخت تبدیل شود.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/12
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
وضعیت بحرانی تأمین آب تهران و فرونشست زمین در جنوب این شهر، چالشی چندوجهی است که نیازمند راهکارهای جامع، پایدار و هماهنگ میان نهادهای مختلف است. حفر چاه های عمیق به منظور تأمین آب برای شبکه آبرسانی تهران، اگرچه ممکن است بهصورت موقت بخشی از نیاز آب شرب را تأمین کند، اما با توجه به افت شدید سطح آبهای زیرزمینی و تشدید فرونشست، راهحلی کوتاهمدت و پرخطر به شمار میرود. در ادامه، راهکارهایی برای مدیریت این بحران پیشنهاد میشود که هم به کاهش فشار بر منابع زیرزمینی کمک کند و هم از تشدید فرونشست زمین جلوگیری نماید:
1. مدیریت مصرف آب و فرهنگسازی
- کاهش مصرف خانگی: با توجه به خالی بودن سدهای اطراف تهران، باید کمپینهای گسترده آموزشی برای صرفهجویی در مصرف آب راهاندازی شود. نصب کنتورهای هوشمند، تشویق به استفاده از تجهیزات کاهنده مصرف (مانند سردوشهای کمفشار) و وضع جریمه برای مصرف بیرویه میتواند مؤثر باشد.
- آموزش عمومی: از طریق رسانهها و مدارس، آگاهی مردم نسبت به بحران آب و ارتباط آن با فرونشست زمین افزایش یابد تا مشارکت جمعی در کاهش مصرف شکل گیرد.
2. بازچرخانی و استفاده مجدد از آب
- تصفیه فاضلاب: توسعه سیستمهای تصفیه فاضلاب شهری و استفاده از آب بازیافتشده برای مصارف غیرشرب (مانند آبیاری فضای سبز و صنعت) میتواند فشار بر منابع زیرزمینی را کاهش دهد. در حال حاضر، بخش زیادی از فاضلاب تهران بدون استفاده هدر میرود.
- جمعآوری آب خاکستری: در ساختمانها، سیستمهای جمعآوری آب خاکستری (مانند آب ناشی از شستوشو) پیادهسازی شود تا برای مصارف غیرشرب بازاستفاده گردد.
3. اصلاح الگوی مصرف در کشاورزی
- تغییر روشهای آبیاری: بخش عمده آب تهران و اطراف آن در کشاورزی مصرف میشود. جایگزینی آبیاری سنتی با روشهای مدرن مانند آبیاری قطرهای و تحتفشار، میتواند مصرف آب را تا 50 درصد کاهش دهد.
- کشت محصولات کمآببر: تشویق کشاورزان به کشت محصولاتی که نیاز آبی کمتری دارند (مانند زعفران بهجای برنج) با ارائه یارانه و حمایتهای مالی، تقاضای آب را کاهش خواهد داد.
4. تغذیه مصنوعی سفرههای زیرزمینی
- جمعآوری آب باران: احداث سیستمهای جمعآوری آب باران در سطح شهر و هدایت آن به سفرههای زیرزمینی، راهکاری پایدار برای جبران بخشی از افت سطح آب است. این روش بهویژه در فصل بارندگی میتواند مؤثر باشد.
- انتقال آب مازاد: در صورت وجود آب مازاد در سدها یا رودخانههای فصلی، میتوان آن را به مناطق دچار فرونشست هدایت کرد تا آبخوانها تغذیه شوند.
5. کنترل چاههای غیرمجاز و بازنگری مجوزها
- انسداد چاههای غیرمجاز: تخمین زده میشود که هزاران چاه غیرمجاز در اطراف تهران فعال باشند. شناسایی و مسدود کردن این چاهها باید در اولویت قرار گیرد.
- کاهش برداشت از چاههای مجاز: بازنگری در پروانههای بهرهبرداری چاهها و کاهش سهمیه برداشت آب، میتواند به تعادلبخشی منابع زیرزمینی کمک کند.
6. انتقال آب از منابع دیگر با احتیاط
- انتقال بینحوزهای: انتقال آب از مناطقی که منابع آبی مازاد دارند (مانند سواحل شمالی) میتواند بهعنوان راهکاری میانمدت بررسی شود، اما باید با مطالعات دقیق زیستمحیطی همراه باشد تا مشکلات جدیدی ایجاد نشود.
- شیرینسازی آب دریا: هرچند هزینهبر است، اما سرمایهگذاری در پروژههای شیرینسازی آب خلیج فارس و انتقال آن به تهران میتواند در بلندمدت بخشی از نیاز را تأمین کند.
7. مدیریت یکپارچه و هماهنگی بینسازمانی
- تشکیل ستاد بحران آب: ایجاد یک ستاد متشکل از کارشناسان آب، محیطزیست، کشاورزی و مدیریت شهری برای تصمیمگیری سریع و هماهنگ ضروری است. این ستاد باید برنامههای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت را تدوین و اجرا کند.
- ممنوعیت حفر چاه جدید: با توجه به وضعیت بحرانی فرونشست در جنوب تهران، هرگونه حفر چاه جدید باید متوقف شود و تمرکز بر راهکارهای جایگزین قرار گیرد.
8. پایش و تحقیق مستمر
- نظارت بر فرونشست: نصب تجهیزات پایش مداوم فرونشست زمین در مناطق بحرانی و تحلیل دادهها برای تصمیمگیری دقیقتر ضروری است.
- مطالعات علمی: سرمایهگذاری در تحقیقات علمی برای یافتن روشهای نوین مدیریت آب و کاهش اثرات فرونشست، میتواند راهگشا باشد.
حفر چاههای عمیق جدید، مانند نوشیدن آب شور در بیابان است؛ تشنگی را موقتاً رفع میکند، اما عطش را در بلندمدت تشدید میکند. مدیریت بحران آب تهران نیازمند رویکردی چندجانبه است که از یک سو مصرف را کاهش دهد و از سوی دیگر منابع موجود را حفظ و تقویت کند. بدون اقدام فوری و هماهنگ، نه تنها تأمین آب شرب تهران در سال آینده به مخاطره میافتد، بلکه فرونشست زمین میتواند به فاجعهای غیرقابلجبران برای پایتخت تبدیل شود.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/12
Telegram
پالس آب
* چاره اندیشی برای تنش آبی تهران
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
وضعیت بحرانی تأمین آب تهران و فرونشست زمین در جنوب این شهر، چالشی چندوجهی است که نیازمند راهکارهای جامع، پایدار و هماهنگ میان نهادهای مختلف است. حفر چاه های عمیق به منظور تأمین…
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
وضعیت بحرانی تأمین آب تهران و فرونشست زمین در جنوب این شهر، چالشی چندوجهی است که نیازمند راهکارهای جامع، پایدار و هماهنگ میان نهادهای مختلف است. حفر چاه های عمیق به منظور تأمین…
* یک راهکار عملی-فوری برای کاهش تنش آبی در تهران
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
با توجه به وضعیت بحرانی کمبود آب در تهران، بهویژه خالی بودن سدهای اطراف و تشدید فرونشست زمین، یک راهکار نوین، عملیاتی و فوری میتواند "مهار و بازچرخانی آب باران با استفاده از سیستمهای مدولار جمعآوری و تصفیه سریع" باشد. این راهکار به شرح زیر است:
سیستمهای مدولار جمعآوری و تصفیه آب باران (Rain Harvesting Modules)
شرح راهکار:
- نصب سریع سیستمها: واحدهای پیشساخته و قابلحمل جمعآوری آب باران در پشتبامها، معابر و فضاهای باز شهری نصب شوند. این سیستمها شامل مخازن کوچک، فیلترهای ساده و پمپهای کممصرف هستند که بهسرعت قابلراهاندازیاند.
- تصفیه فوری: آب جمعآوریشده با استفاده از فیلترهای نانویی یا UV ساده (که هزینه و زمان نصب کمی دارند) تصفیه شده و برای مصارف غیرشرب (مانند آبیاری فضای سبز، شستوشو و خنکسازی) آماده میشود.
- هدایت به سفرههای زیرزمینی: بخشی از آب تصفیهشده از طریق چاههای جذبی کمعمق (با رعایت ملاحظات زیستمحیطی) به آبخوانها تزریق شود تا هم سطح آب زیرزمینی بالا بیاید و هم از فرونشست بیشتر جلوگیری کند.
چرا عملیاتی است؟
- سرعت اجرا: این سیستمها پیشساخته هستند و نیازی به پروژههای عمرانی طولانی ندارند. در عرض چند هفته میتوان هزاران واحد را در تهران نصب کرد.
- هزینه پایین: استفاده از فناوریهای ساده و مواد محلی، هزینه را نسبت به پروژههای بزرگ مانند انتقال آب کاهش میدهد.
- اثر فوری: با شروع بارندگیهای فصلی (بهویژه پاییز و زمستان)، این سیستم میتواند حجم قابلتوجهی از آب را مهار کند و فشار بر منابع فعلی را کم کند.
برآورد اولیه:
- حجم آب قابلجمعآوری: تهران سالانه حدود 250 میلیمتر بارندگی دارد. با سطح شهری حدود 700 کیلومتر مربع، حتی اگر 20 درصد این باران جمعآوری شود، سالانه بیش از 35 میلیون مترمکعب آب قابلاستفاده خواهد بود.
- نیاز اجرایی: همکاری شهرداری، شرکت آب منطقهای و بخش خصوصی برای تأمین و نصب سریع این واحدها.
مزایا:
- کاهش وابستگی به سدها و چاههای عمیق در کوتاهمدت.
- کمک به تغذیه آبخوانها و کاهش ریزگردها.
- قابلیت گسترش به سایر شهرها با شرایط مشابه.
چالشها و راهحل:
- چالش: بارندگی نامنظم تهران.
- راهحل: تمرکز بر ذخیرهسازی در مخازن کوچک و استفاده فوری از آب جمعشده.
- چالش: آلودگی باران در کلانشهر.
- راهحل: استفاده از فیلترهای چندمرحلهای برای حذف آلایندهها.
این راهکار، با توجه به فوریت بحران آب تهران، میتواند بهعنوان یک اقدام ضربتی و مکمل عمل کند. نصب سیستمهای مدولار جمعآوری و تصفیه آب باران، نه تنها بخشی از نیاز آب غیرشرب را تأمین میکند، بلکه با تغذیه مصنوعی آبخوانها، از تشدید فرونشست زمین نیز جلوگیری میکند. اجرای آزمایشی آن در مناطق پربارش تهران (شمال شهر) میتواند بهسرعت اثربخشیاش را نشان دهد و سپس به کل شهر گسترش یابد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/13
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
با توجه به وضعیت بحرانی کمبود آب در تهران، بهویژه خالی بودن سدهای اطراف و تشدید فرونشست زمین، یک راهکار نوین، عملیاتی و فوری میتواند "مهار و بازچرخانی آب باران با استفاده از سیستمهای مدولار جمعآوری و تصفیه سریع" باشد. این راهکار به شرح زیر است:
سیستمهای مدولار جمعآوری و تصفیه آب باران (Rain Harvesting Modules)
شرح راهکار:
- نصب سریع سیستمها: واحدهای پیشساخته و قابلحمل جمعآوری آب باران در پشتبامها، معابر و فضاهای باز شهری نصب شوند. این سیستمها شامل مخازن کوچک، فیلترهای ساده و پمپهای کممصرف هستند که بهسرعت قابلراهاندازیاند.
- تصفیه فوری: آب جمعآوریشده با استفاده از فیلترهای نانویی یا UV ساده (که هزینه و زمان نصب کمی دارند) تصفیه شده و برای مصارف غیرشرب (مانند آبیاری فضای سبز، شستوشو و خنکسازی) آماده میشود.
- هدایت به سفرههای زیرزمینی: بخشی از آب تصفیهشده از طریق چاههای جذبی کمعمق (با رعایت ملاحظات زیستمحیطی) به آبخوانها تزریق شود تا هم سطح آب زیرزمینی بالا بیاید و هم از فرونشست بیشتر جلوگیری کند.
چرا عملیاتی است؟
- سرعت اجرا: این سیستمها پیشساخته هستند و نیازی به پروژههای عمرانی طولانی ندارند. در عرض چند هفته میتوان هزاران واحد را در تهران نصب کرد.
- هزینه پایین: استفاده از فناوریهای ساده و مواد محلی، هزینه را نسبت به پروژههای بزرگ مانند انتقال آب کاهش میدهد.
- اثر فوری: با شروع بارندگیهای فصلی (بهویژه پاییز و زمستان)، این سیستم میتواند حجم قابلتوجهی از آب را مهار کند و فشار بر منابع فعلی را کم کند.
برآورد اولیه:
- حجم آب قابلجمعآوری: تهران سالانه حدود 250 میلیمتر بارندگی دارد. با سطح شهری حدود 700 کیلومتر مربع، حتی اگر 20 درصد این باران جمعآوری شود، سالانه بیش از 35 میلیون مترمکعب آب قابلاستفاده خواهد بود.
- نیاز اجرایی: همکاری شهرداری، شرکت آب منطقهای و بخش خصوصی برای تأمین و نصب سریع این واحدها.
مزایا:
- کاهش وابستگی به سدها و چاههای عمیق در کوتاهمدت.
- کمک به تغذیه آبخوانها و کاهش ریزگردها.
- قابلیت گسترش به سایر شهرها با شرایط مشابه.
چالشها و راهحل:
- چالش: بارندگی نامنظم تهران.
- راهحل: تمرکز بر ذخیرهسازی در مخازن کوچک و استفاده فوری از آب جمعشده.
- چالش: آلودگی باران در کلانشهر.
- راهحل: استفاده از فیلترهای چندمرحلهای برای حذف آلایندهها.
این راهکار، با توجه به فوریت بحران آب تهران، میتواند بهعنوان یک اقدام ضربتی و مکمل عمل کند. نصب سیستمهای مدولار جمعآوری و تصفیه آب باران، نه تنها بخشی از نیاز آب غیرشرب را تأمین میکند، بلکه با تغذیه مصنوعی آبخوانها، از تشدید فرونشست زمین نیز جلوگیری میکند. اجرای آزمایشی آن در مناطق پربارش تهران (شمال شهر) میتواند بهسرعت اثربخشیاش را نشان دهد و سپس به کل شهر گسترش یابد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/13
Telegram
پالس آب
* یک راهکار عملی-فوری برای کاهش تنش آبی در تهران
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
با توجه به وضعیت بحرانی کمبود آب در تهران، بهویژه خالی بودن سدهای اطراف و تشدید فرونشست زمین، یک راهکار نوین، عملیاتی و فوری میتواند "مهار و بازچرخانی آب باران…
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
با توجه به وضعیت بحرانی کمبود آب در تهران، بهویژه خالی بودن سدهای اطراف و تشدید فرونشست زمین، یک راهکار نوین، عملیاتی و فوری میتواند "مهار و بازچرخانی آب باران…
* نواقص معاهده 1351 هیرمند
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
معاهده 1351 هیرمند بین ایران و افغانستان، که در 22 اسفند 1351 (13 مارس 1973) در کابل امضا شد، با هدف تنظیم حقآبه ایران از رودخانه هیرمند و کاهش تنشهای تاریخی میان دو کشور تدوین شد. با این حال، این معاهده دارای نواقص و کاستیهایی است که در عمل اجرای آن را با چالش مواجه کرده است. مهمترین نواقص این معاهده موارد ذیل هستند:
1. عدم توجه به حقآبه زیستمحیطی تالاب هامون
- مشکل: معاهده 1351 صرفاً حقآبه ایران را به میزان 26 مترمکعب در ثانیه (معادل 820 میلیون مترمکعب در سال در شرایط نرمال آبی) برای مصارف شرب و کشاورزی تعیین کرده و هیچ اشارهای به نیازهای زیستمحیطی تالاب بینالمللی هامون ندارد.
- پیامد: تالاب هامون، که وابسته به جریان آب هیرمند است، به دلیل عدم تخصیص حقآبه زیستمحیطی در سالهای کمآبی خشک شده و این امر به مشکلات زیستمحیطی مانند ریزگردها و نابودی اکوسیستم منطقه منجر شده است.
- علت: در زمان تنظیم معاهده، مسائل زیستمحیطی هنوز در سطح جهانی اولویت نداشتند و این موضوع در مذاکرات نادیده گرفته شد.
2. ابهام در تعریف سال نرمال آبی
- مشکل: معاهده میزان حقآبه ایران را به «سال نرمال آبی» مشروط کرده و این مقدار را بر اساس سنجش ایستگاه دهراوود در بالادست سد کجکی تعیین میکند. اما تعریف دقیق و معیارهای مشخص برای «نرمال بودن» سال آبی بهطور کامل شفاف نیست.
- پیامد: این ابهام به افغانستان اجازه داده که در سالهای کمآبی، با استناد به کاهش بارندگی، از تحویل حقآبه کامل ایران خودداری کند، در حالی که دادههای ماهوارهای نشان میدهد بارندگی در حوضه هیرمند طی دهههای اخیر کاهش معنیداری نداشته است.
- چالش: نبود مکانیزم نظارتی قوی برای راستیآزمایی ادعاهای طرف افغانستانی، اجرای معاهده را دشوار کرده است.
3. فقدان ضمانت اجرایی قوی
- مشکل: معاهده فاقد سازوکارهای الزامآور و جریمههای مشخص برای عدم رعایت تعهدات است. ماده پنجم معاهده میگوید افغانستان نباید حقآبه ایران را بهطور کامل یا جزئی سلب کند، اما هیچ ابزار تنبیهی برای نقض این ماده پیشبینی نشده است.
- پیامد: افغانستان در سالهای مختلف (مثلاً سال آبی 95-96) به تعهدات خود عمل نکرده و ایران ابزار حقوقی یا عملی مؤثری برای اجبار طرف مقابل نداشته است.
- علت: مذاکرات بیشتر بر حسن نیت دوجانبه متکی بوده تا ایجاد یک رژیم حقوقی محکم با ضمانت اجرایی.
4. عدم پیشبینی توسعه سدها و پروژههای آبی در افغانستان
- مشکل: معاهده 1351 به امکان ساخت سدهای جدید (مانند سد کمالخان یا توسعه سد کجکی) توسط افغانستان و تأثیر آن بر حقآبه ایران توجه نکرده است.
- پیامد: احداث این سدها جریان آب به ایران را کاهش داده و تالاب هامون و کشاورزی سیستان را تحت تأثیر قرار داده، اما معاهده هیچ مادهای برای تنظیم یا جبران این اقدامات ندارد.
- چالش: این نقص باعث شده که ایران نتواند بهطور قانونی مانع پروژههای آبی افغانستان شود، حتی اگر این پروژهها حقآبهاش را نقض کنند.
5. نادیده گرفتن تغییرات اقلیمی و نیازهای آینده
- مشکل: معاهده بر اساس شرایط اقلیمی و جمعیتی دهه 1350 تنظیم شده و تغییرات اقلیمی، افزایش جمعیت و نیازهای جدید (مثل صنعت یا گسترش کشاورزی) را در نظر نگرفته است.
- پیامد: مقدار 820 میلیون مترمکعب در سال، که در آن زمان برای شرب و کشاورزی کافی به نظر میرسید، امروز با توجه به خشکسالیهای مکرر و رشد نیازها ناکافی است.
- علت: نگاه کوتاهمدت در زمان انعقاد معاهده و عدم پیشبینی تحولات بلندمدت.
6. ضعف در مکانیزم حل اختلاف
- مشکل: معاهده در ماده 11 پیشبینی کرده که اختلافات از طریق مذاکره، میانجیگری یا داوری حل شود، اما این مکانیزمها بهطور دقیق تعریف نشدهاند و روند مشخصی برای اجرا ندارند.
- پیامد: در مواردی که افغانستان حقآبه را تحویل نداده، ایران نتوانسته از طریق این سازوکار به نتیجه سریع و مؤثری برسد.
- چالش: نبود یک نهاد بیطرف دائمی یا پروتکل اجرایی مشخص، حل اختلافات را به تعویق انداخته است.
معاهده 1351 هیرمند در زمان خود گامی مثبت برای کاهش تنشها بود، اما نواقص آن، از جمله تمرکز صرف بر مصارف شرب و کشاورزی، نبود ضمانت اجرایی، و عدم پیشبینی تغییرات آینده، باعث شده که در عمل نتواند نیازهای ایران را بهطور کامل تأمین کند. این کاستیها بهویژه در شرایطی که افغانستان با ساخت سدها و مدیریت یکجانبه آب، جریان هیرمند را کنترل میکند، آشکارتر شده است. برای رفع این نواقص، بازنگری معاهده یا تدوین پروتکلهای تکمیلی با در نظر گرفتن مسائل زیستمحیطی، تغییرات اقلیمی و ضمانتهای اجرایی ضروری به نظر میرسد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/14
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
معاهده 1351 هیرمند بین ایران و افغانستان، که در 22 اسفند 1351 (13 مارس 1973) در کابل امضا شد، با هدف تنظیم حقآبه ایران از رودخانه هیرمند و کاهش تنشهای تاریخی میان دو کشور تدوین شد. با این حال، این معاهده دارای نواقص و کاستیهایی است که در عمل اجرای آن را با چالش مواجه کرده است. مهمترین نواقص این معاهده موارد ذیل هستند:
1. عدم توجه به حقآبه زیستمحیطی تالاب هامون
- مشکل: معاهده 1351 صرفاً حقآبه ایران را به میزان 26 مترمکعب در ثانیه (معادل 820 میلیون مترمکعب در سال در شرایط نرمال آبی) برای مصارف شرب و کشاورزی تعیین کرده و هیچ اشارهای به نیازهای زیستمحیطی تالاب بینالمللی هامون ندارد.
- پیامد: تالاب هامون، که وابسته به جریان آب هیرمند است، به دلیل عدم تخصیص حقآبه زیستمحیطی در سالهای کمآبی خشک شده و این امر به مشکلات زیستمحیطی مانند ریزگردها و نابودی اکوسیستم منطقه منجر شده است.
- علت: در زمان تنظیم معاهده، مسائل زیستمحیطی هنوز در سطح جهانی اولویت نداشتند و این موضوع در مذاکرات نادیده گرفته شد.
2. ابهام در تعریف سال نرمال آبی
- مشکل: معاهده میزان حقآبه ایران را به «سال نرمال آبی» مشروط کرده و این مقدار را بر اساس سنجش ایستگاه دهراوود در بالادست سد کجکی تعیین میکند. اما تعریف دقیق و معیارهای مشخص برای «نرمال بودن» سال آبی بهطور کامل شفاف نیست.
- پیامد: این ابهام به افغانستان اجازه داده که در سالهای کمآبی، با استناد به کاهش بارندگی، از تحویل حقآبه کامل ایران خودداری کند، در حالی که دادههای ماهوارهای نشان میدهد بارندگی در حوضه هیرمند طی دهههای اخیر کاهش معنیداری نداشته است.
- چالش: نبود مکانیزم نظارتی قوی برای راستیآزمایی ادعاهای طرف افغانستانی، اجرای معاهده را دشوار کرده است.
3. فقدان ضمانت اجرایی قوی
- مشکل: معاهده فاقد سازوکارهای الزامآور و جریمههای مشخص برای عدم رعایت تعهدات است. ماده پنجم معاهده میگوید افغانستان نباید حقآبه ایران را بهطور کامل یا جزئی سلب کند، اما هیچ ابزار تنبیهی برای نقض این ماده پیشبینی نشده است.
- پیامد: افغانستان در سالهای مختلف (مثلاً سال آبی 95-96) به تعهدات خود عمل نکرده و ایران ابزار حقوقی یا عملی مؤثری برای اجبار طرف مقابل نداشته است.
- علت: مذاکرات بیشتر بر حسن نیت دوجانبه متکی بوده تا ایجاد یک رژیم حقوقی محکم با ضمانت اجرایی.
4. عدم پیشبینی توسعه سدها و پروژههای آبی در افغانستان
- مشکل: معاهده 1351 به امکان ساخت سدهای جدید (مانند سد کمالخان یا توسعه سد کجکی) توسط افغانستان و تأثیر آن بر حقآبه ایران توجه نکرده است.
- پیامد: احداث این سدها جریان آب به ایران را کاهش داده و تالاب هامون و کشاورزی سیستان را تحت تأثیر قرار داده، اما معاهده هیچ مادهای برای تنظیم یا جبران این اقدامات ندارد.
- چالش: این نقص باعث شده که ایران نتواند بهطور قانونی مانع پروژههای آبی افغانستان شود، حتی اگر این پروژهها حقآبهاش را نقض کنند.
5. نادیده گرفتن تغییرات اقلیمی و نیازهای آینده
- مشکل: معاهده بر اساس شرایط اقلیمی و جمعیتی دهه 1350 تنظیم شده و تغییرات اقلیمی، افزایش جمعیت و نیازهای جدید (مثل صنعت یا گسترش کشاورزی) را در نظر نگرفته است.
- پیامد: مقدار 820 میلیون مترمکعب در سال، که در آن زمان برای شرب و کشاورزی کافی به نظر میرسید، امروز با توجه به خشکسالیهای مکرر و رشد نیازها ناکافی است.
- علت: نگاه کوتاهمدت در زمان انعقاد معاهده و عدم پیشبینی تحولات بلندمدت.
6. ضعف در مکانیزم حل اختلاف
- مشکل: معاهده در ماده 11 پیشبینی کرده که اختلافات از طریق مذاکره، میانجیگری یا داوری حل شود، اما این مکانیزمها بهطور دقیق تعریف نشدهاند و روند مشخصی برای اجرا ندارند.
- پیامد: در مواردی که افغانستان حقآبه را تحویل نداده، ایران نتوانسته از طریق این سازوکار به نتیجه سریع و مؤثری برسد.
- چالش: نبود یک نهاد بیطرف دائمی یا پروتکل اجرایی مشخص، حل اختلافات را به تعویق انداخته است.
معاهده 1351 هیرمند در زمان خود گامی مثبت برای کاهش تنشها بود، اما نواقص آن، از جمله تمرکز صرف بر مصارف شرب و کشاورزی، نبود ضمانت اجرایی، و عدم پیشبینی تغییرات آینده، باعث شده که در عمل نتواند نیازهای ایران را بهطور کامل تأمین کند. این کاستیها بهویژه در شرایطی که افغانستان با ساخت سدها و مدیریت یکجانبه آب، جریان هیرمند را کنترل میکند، آشکارتر شده است. برای رفع این نواقص، بازنگری معاهده یا تدوین پروتکلهای تکمیلی با در نظر گرفتن مسائل زیستمحیطی، تغییرات اقلیمی و ضمانتهای اجرایی ضروری به نظر میرسد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/14
Telegram
پالس آب
* نواقص معاهده 1351 هیرمند
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
معاهده 1351 هیرمند بین ایران و افغانستان، که در 22 اسفند 1351 (13 مارس 1973) در کابل امضا شد، با هدف تنظیم حقآبه ایران از رودخانه هیرمند و کاهش تنشهای تاریخی میان دو کشور تدوین شد.…
مجتبی شوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
معاهده 1351 هیرمند بین ایران و افغانستان، که در 22 اسفند 1351 (13 مارس 1973) در کابل امضا شد، با هدف تنظیم حقآبه ایران از رودخانه هیرمند و کاهش تنشهای تاریخی میان دو کشور تدوین شد.…
* ضرورت به روزرسانی معاهده 1351 هیرمند
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
برای بازنگری و به روزرسانی معاهده 1351 هیرمند، با توجه به نواقص موجود و تحولات اقلیمی، سیاسی و اجتماعی دهههای اخیر، باید مواردی به آن افزوده شود که هم نیازهای فعلی و آینده ایران و افغانستان را تأمین کند و هم از تنشهای احتمالی جلوگیری کند. پیشنهادهای کاربردی برای بازنگری این معاهده موارد ذیل هستند:
1. تعیین حقآبه زیستمحیطی برای تالاب هامون
- ضرورت: تالاب هامون، بهعنوان یک اکوسیستم بینالمللی ثبتشده در کنوانسیون رامسر، به دلیل کاهش جریان آب هیرمند در معرض نابودی است و این موضوع ریزگردها و مشکلات زیستمحیطی را برای هر دو کشور به دنبال دارد.
- پیشنهاد: تخصیص حداقل 300-400 میلیون مترمکعب آب در سال بهعنوان حقآبه زیستمحیطی تالاب، جدا از حقآبه کشاورزی و شرب ایران (820 میلیون مترمکعب).
- مکانیزم: نصب ایستگاههای پایش مشترک در مسیر رودخانه برای اطمینان از تحویل این مقدار.
2. تعریف دقیقتر سال نرمال آبی و شرایط خشکسالی
- ضرورت: ابهام در تعریف «سال نرمال آبی» باعث اختلافنظر و عدم اجرای تعهدات شده است.
- پیشنهاد: تعیین معیارهای مشخص (مثلاً میانگین بارش 30 ساله در حوضه هیرمند یا حجم آب ورودی به سد کجکی) و تنظیم حقآبه متغیر بر اساس شرایط اقلیمی (مثلاً 50% حقآبه در خشکسالی شدید، 75% در خشکسالی متوسط).
- مکانیزم: استفاده از دادههای ماهوارهای و ایستگاههای هواشناسی مشترک برای شفافیت.
3. ایجاد ضمانت اجرایی و جریمه برای نقض تعهدات
- ضرورت: نبود ابزار تنبیهی، افغانستان را از پایبندی به معاهده باز داشته است.
- پیشنهاد: افزودن بندهایی برای جبران خسارت (مثلاً پرداخت مالی یا تخصیص آب اضافی در سال بعد) در صورت عدم تحویل حقآبه.
- مکانیزم: تشکیل یک نهاد نظارتی مشترک یا سپردن نظارت به سازمان بینالمللی (مثل سازمان ملل) برای داوری و اجرای جریمهها.
4. تنظیم مقررات برای پروژههای آبی جدید در افغانستان
- ضرورت: سدهایی مثل کمالخان و توسعه سد کجکی جریان آب به ایران را کاهش دادهاند، اما معاهده فعلی این موضوع را پوشش نمیدهد.
- پیشنهاد: الزام به اطلاعرسانی و توافق دوجانبه پیش از ساخت هر سد یا پروژه آبی جدید در حوضه هیرمند، با تضمین حفظ حقآبه ایران.
- مکانیزم: تعیین سقف انحراف آب توسط سدها (مثلاً حداکثر 20% از جریان طبیعی) و جبران کاهش آب از طریق منابع جایگزین.
5. در نظر گرفتن تغییرات اقلیمی و نیازهای آینده
- ضرورت: افزایش دما، تغییر الگوی بارش و رشد جمعیت نیاز به بازنگری در مقدار و نحوه تخصیص آب دارد.
- پیشنهاد: تنظیم حقآبه پویا (Dynamic Allocation) بر اساس مدلهای اقلیمی و پیشبینیهای بلندمدت، بهجای مقدار ثابت 820 میلیون مترمکعب.
- مکانیزم: تشکیل کمیته علمی مشترک برای بهروزرسانی معاهده هر 5 یا 10 سال یکبار بر اساس دادههای اقلیمی.
6. تقویت مکانیزم حل اختلاف
- ضرورت: روند فعلی حل اختلاف (مذاکره، میانجیگری، داوری) کند و مبهم است.
- پیشنهاد: ایجاد یک کمیسیون دائمی مشترک با نمایندگان ایران، افغانستان و یک میانجی بیطرف (مثلاً سازمان ملل یا کشور ثالث) برای رسیدگی سریع به اختلافات.
- مکانیزم: تعیین مهلت حداکثر 3 ماهه برای حل اختلافات و اجرای تصمیمات الزامآور.
7. همکاری در مدیریت حوضه آبریز هیرمند
- ضرورت: مدیریت یکجانبه توسط افغانستان به ضرر هر دو کشور است، در حالی که همکاری میتواند بهرهوری آب را افزایش دهد.
- پیشنهاد: تشکیل یک نهاد مشترک برای مدیریت کل حوضه هیرمند، شامل برنامهریزی آبیاری، کنترل سیلاب و پروژههای توسعه پایدار.
- مکانیزم: سرمایهگذاری مشترک در پروژههای آبی (مثلاً کانالکشی یا ذخیرهسازی آب) که به نفع هر دو طرف باشد.
8. شفافیت در پایش و گزارشدهی
- ضرورت: نبود دادههای قابل اعتماد از جریان آب، اعتماد بین دو کشور را کاهش داده است.
- پیشنهاد: نصب ایستگاههای پایش جریان آب در نقاط کلیدی (مثل سد کجکی، کمالخان و مرز ایران) با دسترسی آنلاین برای هر دو طرف.
- مکانیزم: انتشار گزارشهای سالانه توسط یک نهاد بیطرف برای تأیید پایبندی به معاهده.
به روزرسانی معاهده 1351 هیرمند باید بر سه اصل استوار باشد: شفافیت (در دادهها و تعهدات)، انعطافپذیری (برای تطبیق با تغییرات اقلیمی و نیازها)، و الزامآوری (با ضمانت اجرایی). این موارد نهتنها حقآبه ایران را تضمین میکند، بلکه برای افغانستان نیز انگیزههایی (مثل همکاری اقتصادی یا جبران خسارت) ایجاد میکند تا به تعهداتش پایبند بماند. بدون این اصلاحات، معاهده فعلی در برابر چالشهای امروزی ناکارآمد باقی خواهد ماند.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/15
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
برای بازنگری و به روزرسانی معاهده 1351 هیرمند، با توجه به نواقص موجود و تحولات اقلیمی، سیاسی و اجتماعی دهههای اخیر، باید مواردی به آن افزوده شود که هم نیازهای فعلی و آینده ایران و افغانستان را تأمین کند و هم از تنشهای احتمالی جلوگیری کند. پیشنهادهای کاربردی برای بازنگری این معاهده موارد ذیل هستند:
1. تعیین حقآبه زیستمحیطی برای تالاب هامون
- ضرورت: تالاب هامون، بهعنوان یک اکوسیستم بینالمللی ثبتشده در کنوانسیون رامسر، به دلیل کاهش جریان آب هیرمند در معرض نابودی است و این موضوع ریزگردها و مشکلات زیستمحیطی را برای هر دو کشور به دنبال دارد.
- پیشنهاد: تخصیص حداقل 300-400 میلیون مترمکعب آب در سال بهعنوان حقآبه زیستمحیطی تالاب، جدا از حقآبه کشاورزی و شرب ایران (820 میلیون مترمکعب).
- مکانیزم: نصب ایستگاههای پایش مشترک در مسیر رودخانه برای اطمینان از تحویل این مقدار.
2. تعریف دقیقتر سال نرمال آبی و شرایط خشکسالی
- ضرورت: ابهام در تعریف «سال نرمال آبی» باعث اختلافنظر و عدم اجرای تعهدات شده است.
- پیشنهاد: تعیین معیارهای مشخص (مثلاً میانگین بارش 30 ساله در حوضه هیرمند یا حجم آب ورودی به سد کجکی) و تنظیم حقآبه متغیر بر اساس شرایط اقلیمی (مثلاً 50% حقآبه در خشکسالی شدید، 75% در خشکسالی متوسط).
- مکانیزم: استفاده از دادههای ماهوارهای و ایستگاههای هواشناسی مشترک برای شفافیت.
3. ایجاد ضمانت اجرایی و جریمه برای نقض تعهدات
- ضرورت: نبود ابزار تنبیهی، افغانستان را از پایبندی به معاهده باز داشته است.
- پیشنهاد: افزودن بندهایی برای جبران خسارت (مثلاً پرداخت مالی یا تخصیص آب اضافی در سال بعد) در صورت عدم تحویل حقآبه.
- مکانیزم: تشکیل یک نهاد نظارتی مشترک یا سپردن نظارت به سازمان بینالمللی (مثل سازمان ملل) برای داوری و اجرای جریمهها.
4. تنظیم مقررات برای پروژههای آبی جدید در افغانستان
- ضرورت: سدهایی مثل کمالخان و توسعه سد کجکی جریان آب به ایران را کاهش دادهاند، اما معاهده فعلی این موضوع را پوشش نمیدهد.
- پیشنهاد: الزام به اطلاعرسانی و توافق دوجانبه پیش از ساخت هر سد یا پروژه آبی جدید در حوضه هیرمند، با تضمین حفظ حقآبه ایران.
- مکانیزم: تعیین سقف انحراف آب توسط سدها (مثلاً حداکثر 20% از جریان طبیعی) و جبران کاهش آب از طریق منابع جایگزین.
5. در نظر گرفتن تغییرات اقلیمی و نیازهای آینده
- ضرورت: افزایش دما، تغییر الگوی بارش و رشد جمعیت نیاز به بازنگری در مقدار و نحوه تخصیص آب دارد.
- پیشنهاد: تنظیم حقآبه پویا (Dynamic Allocation) بر اساس مدلهای اقلیمی و پیشبینیهای بلندمدت، بهجای مقدار ثابت 820 میلیون مترمکعب.
- مکانیزم: تشکیل کمیته علمی مشترک برای بهروزرسانی معاهده هر 5 یا 10 سال یکبار بر اساس دادههای اقلیمی.
6. تقویت مکانیزم حل اختلاف
- ضرورت: روند فعلی حل اختلاف (مذاکره، میانجیگری، داوری) کند و مبهم است.
- پیشنهاد: ایجاد یک کمیسیون دائمی مشترک با نمایندگان ایران، افغانستان و یک میانجی بیطرف (مثلاً سازمان ملل یا کشور ثالث) برای رسیدگی سریع به اختلافات.
- مکانیزم: تعیین مهلت حداکثر 3 ماهه برای حل اختلافات و اجرای تصمیمات الزامآور.
7. همکاری در مدیریت حوضه آبریز هیرمند
- ضرورت: مدیریت یکجانبه توسط افغانستان به ضرر هر دو کشور است، در حالی که همکاری میتواند بهرهوری آب را افزایش دهد.
- پیشنهاد: تشکیل یک نهاد مشترک برای مدیریت کل حوضه هیرمند، شامل برنامهریزی آبیاری، کنترل سیلاب و پروژههای توسعه پایدار.
- مکانیزم: سرمایهگذاری مشترک در پروژههای آبی (مثلاً کانالکشی یا ذخیرهسازی آب) که به نفع هر دو طرف باشد.
8. شفافیت در پایش و گزارشدهی
- ضرورت: نبود دادههای قابل اعتماد از جریان آب، اعتماد بین دو کشور را کاهش داده است.
- پیشنهاد: نصب ایستگاههای پایش جریان آب در نقاط کلیدی (مثل سد کجکی، کمالخان و مرز ایران) با دسترسی آنلاین برای هر دو طرف.
- مکانیزم: انتشار گزارشهای سالانه توسط یک نهاد بیطرف برای تأیید پایبندی به معاهده.
به روزرسانی معاهده 1351 هیرمند باید بر سه اصل استوار باشد: شفافیت (در دادهها و تعهدات)، انعطافپذیری (برای تطبیق با تغییرات اقلیمی و نیازها)، و الزامآوری (با ضمانت اجرایی). این موارد نهتنها حقآبه ایران را تضمین میکند، بلکه برای افغانستان نیز انگیزههایی (مثل همکاری اقتصادی یا جبران خسارت) ایجاد میکند تا به تعهداتش پایبند بماند. بدون این اصلاحات، معاهده فعلی در برابر چالشهای امروزی ناکارآمد باقی خواهد ماند.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/15
Telegram
پالس آب
* ضرورت به روزرسانی معاهده 1351 هیرمند
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
برای بازنگری و به روزرسانی معاهده 1351 هیرمند، با توجه به نواقص موجود و تحولات اقلیمی، سیاسی و اجتماعی دهههای اخیر، باید مواردی به آن افزوده شود که هم نیازهای فعلی و آینده…
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
برای بازنگری و به روزرسانی معاهده 1351 هیرمند، با توجه به نواقص موجود و تحولات اقلیمی، سیاسی و اجتماعی دهههای اخیر، باید مواردی به آن افزوده شود که هم نیازهای فعلی و آینده…
* فشار مضاعف بر سفره های آب زیرزمینی تهران در سال 1404
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
طبق آمار اعلام شده، حجم کل ذخیره مخازن سدهای چهارگانه تهران (امیرکبیر، لتیان، لار و ماملو) در حال حاضر در حدود 112 میلیون مترمکعب است. در خوش بینانه ترین حالت فرض کنیم که با ادامه بارشهای بهار امسال، این مقدار به 150 میلیون مترمکعب افزایش یابد. از سد طالقان نیز جریان ۲.۵ مترمکعب بر ثانیه به شبکه آب تهران منتقل میشود که در صورت تداوم برای یک سال در حدود 80 میلیون متر مکعب می شود. بنابراین کل ذخایر آب سطحی قابل استفاده برای شهر تهران در خوش بینانه ترین حالت در حدود 230 میلیون متر مکعب خواهد بود. تهران سالانه در حدود 1.1 میلیارد مترمکعب نیاز آبی دارد. بنابراین متوسط نیاز روزانه آبی شهر تهران در حدود 3 میلیون متر مکعب است. یعنی اگر تنها از سدهای چهارگانه اطراف تهران و انتقال از سد طالقان برای تأمین آب تهران استفاده میشد، این ذخیره در حدود 77 روز (۲.۵ ماه) و تا اواخر خرداد 1404 جوابگوی تأمین نیاز آبی تهران بود. اما در سالهای اخیر و بدلیل شرایط خشکسالی متوالی، سهم سدها به حدود ۴۰٪ تأمین نیاز سالانه شهر تهران (440 میلیون متر مکعب در سال معادل 1.2 میلیون متر مکعب در روز) کاهش یافته است و مابقی نیاز توسط منابع آب زیرزمینی تأمین شده است. اگر همین نسبت در سال جاری نیز برقرار باشد، ذخیره سدهای تهران تا حدود 190 روز دیگر (اواخر مهر 1404) جوابگوی تأمین نیاز آبی است. این به این معنی است که با فرض همین شرایط بسیار خوش بینانه و با توجه به پیش بینی سالی کم بارش برای سال 1404، کلیه سدهای اطراف تهران در اوایل پاییز به کف مخزن خواهند رسید و پس از آن تمام فشار تآمین آب مورد نیاز تهران بر سفره های آب زیرزمینی وارد خواهد شد. در سالهای اخیر، حدود 60% نیاز آبی تهران از منابع آب زیرزمینی تأمین می شده که حجمی در حدود 660 میلیون متر مکعب در سال است. اما با توجه به ذخیره سطحی در دسترس 230 میلیون متر مکعبی، امسال حجم مورد نیاز برداشت از آبخوانهای اطراف تهران به رقمی در حدود 870 میلیون متر مکعب خواهد رسید که شرایط بحرانی فرونشست در مناطق جنوبی تهران را بسیار حادتر خواهد کرد. قطعاً از همین حالا بایستی به فکر این بحران و پیش بینی راهکارهای مؤثر برای کاهش فشار بر آبخوانها بود. تکمیل احداث و بهره برداری از خط دوم انتقال از سد طالقان و انتقال جریان نشتی از سد لار هر چند راهکارهای پایدار و منطبق با اصول توسعه پایدار نیستند ولی به کاهش فشار بر سفره های آب زیرزمینی تهران کمک خواهند کرد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/16
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
طبق آمار اعلام شده، حجم کل ذخیره مخازن سدهای چهارگانه تهران (امیرکبیر، لتیان، لار و ماملو) در حال حاضر در حدود 112 میلیون مترمکعب است. در خوش بینانه ترین حالت فرض کنیم که با ادامه بارشهای بهار امسال، این مقدار به 150 میلیون مترمکعب افزایش یابد. از سد طالقان نیز جریان ۲.۵ مترمکعب بر ثانیه به شبکه آب تهران منتقل میشود که در صورت تداوم برای یک سال در حدود 80 میلیون متر مکعب می شود. بنابراین کل ذخایر آب سطحی قابل استفاده برای شهر تهران در خوش بینانه ترین حالت در حدود 230 میلیون متر مکعب خواهد بود. تهران سالانه در حدود 1.1 میلیارد مترمکعب نیاز آبی دارد. بنابراین متوسط نیاز روزانه آبی شهر تهران در حدود 3 میلیون متر مکعب است. یعنی اگر تنها از سدهای چهارگانه اطراف تهران و انتقال از سد طالقان برای تأمین آب تهران استفاده میشد، این ذخیره در حدود 77 روز (۲.۵ ماه) و تا اواخر خرداد 1404 جوابگوی تأمین نیاز آبی تهران بود. اما در سالهای اخیر و بدلیل شرایط خشکسالی متوالی، سهم سدها به حدود ۴۰٪ تأمین نیاز سالانه شهر تهران (440 میلیون متر مکعب در سال معادل 1.2 میلیون متر مکعب در روز) کاهش یافته است و مابقی نیاز توسط منابع آب زیرزمینی تأمین شده است. اگر همین نسبت در سال جاری نیز برقرار باشد، ذخیره سدهای تهران تا حدود 190 روز دیگر (اواخر مهر 1404) جوابگوی تأمین نیاز آبی است. این به این معنی است که با فرض همین شرایط بسیار خوش بینانه و با توجه به پیش بینی سالی کم بارش برای سال 1404، کلیه سدهای اطراف تهران در اوایل پاییز به کف مخزن خواهند رسید و پس از آن تمام فشار تآمین آب مورد نیاز تهران بر سفره های آب زیرزمینی وارد خواهد شد. در سالهای اخیر، حدود 60% نیاز آبی تهران از منابع آب زیرزمینی تأمین می شده که حجمی در حدود 660 میلیون متر مکعب در سال است. اما با توجه به ذخیره سطحی در دسترس 230 میلیون متر مکعبی، امسال حجم مورد نیاز برداشت از آبخوانهای اطراف تهران به رقمی در حدود 870 میلیون متر مکعب خواهد رسید که شرایط بحرانی فرونشست در مناطق جنوبی تهران را بسیار حادتر خواهد کرد. قطعاً از همین حالا بایستی به فکر این بحران و پیش بینی راهکارهای مؤثر برای کاهش فشار بر آبخوانها بود. تکمیل احداث و بهره برداری از خط دوم انتقال از سد طالقان و انتقال جریان نشتی از سد لار هر چند راهکارهای پایدار و منطبق با اصول توسعه پایدار نیستند ولی به کاهش فشار بر سفره های آب زیرزمینی تهران کمک خواهند کرد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/16
Telegram
پالس آب
* فشار مضاعف بر سفره های آب زیرزمینی تهران در سال 1404
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
طبق آمار اعلام شده، حجم کل ذخیره مخازن سدهای چهارگانه تهران (امیرکبیر، لتیان، لار و ماملو) در حال حاضر در حدود 112 میلیون مترمکعب است. در خوش بینانه ترین…
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
طبق آمار اعلام شده، حجم کل ذخیره مخازن سدهای چهارگانه تهران (امیرکبیر، لتیان، لار و ماملو) در حال حاضر در حدود 112 میلیون مترمکعب است. در خوش بینانه ترین…
😢1
* گردش مالی سفرهای تعطیلات نوروز ۱۴۰۴
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
گردش مالی سفرهای تعطیلات نوروز ۱۴۰۴ (از ۲۵ اسفند ۱۴۰۳ تا ۱۶ فروردین ۱۴۰۴) را با در نظر گرفتن آمار ستاد سفر (۳۶,۵۱۹,۶۷۱ نفر سفر و ۶۰,۹۷۰,۵۲۳ نفر-شب اقامت) و فرض ۲۰٪ سفرها با هزینه اقامت شبانه، ۸۰٪ بدون هزینه اقامت، قیمت متوسط بنزین ۲,۲۵۰ تومان در لیتر نشان از گردش مالی حدود ۱۱۵ تریلیون تومان در این مدت دارد. جزییات این برآورد به شرح زیر است:
1. توزیع سفرها و اقامتها:
- آمار اولیه: ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ نفر سفر و ۶۰,۹۷۰,۵۲۳ نفر-شب اقامت.
- میانگین مدت اقامت: ۶۰,۹۷۰,۵۲۳ ÷ ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ ≈ ۱.۶۸ شب (تقریباً ۲ روز).
- با فرض ۲۰٪ سفرها (۷,۳۰۳,۹۳۴ نفر) با هزینه اقامت رسمی و ۸۰٪ (۲۹,۲۱۵,۷۳۷ نفر) بدون هزینه اقامت (مثلاً اقامت نزد اقوام یا در تفرجگاه های عمومی)، باید نفر-شبها را تخصیص دهیم. گزارشهای جدید نشان میدهند اقامتهای رسمی حدود ۱۰ میلیون نفر-شب (۱۶.۵٪ کل) و بقیه (۵۰ میلیون نفر-شب) ممکن است شامل اقامتهای غیررسمی باشد. با این حال، فرض ۲۰٪ سفرها (۳۰.۴۸ میلیون نفر-شب) با اقامت رسمی همچنان منطقی است، زیرا سفرهای چندشبانه (مثلاً ۴-۵ روز) در این گروه متمرکزند.
2. هزینههای اجزای سفر (با تعدیل):
- اقامت (برای ۲۰٪ سفرها):
- با فرض ۳۰,۴۸۵,۲۶۲ نفر-شب (۵۰٪ کل نفر-شبها) برای ۲۰٪ سفرها، میانگین ۴.۱۷ شب اقامت در هر نفر منطقی است (بر اساس سفرهای چندروزه به مقاصد پرطرفدار مثل مازندران، گیلان و کیش).
- هزینه متوسط اقامت در نوروز ۱۴۰۴ (با تورم ۳۰-۴۰٪): بین ۱.۵ تا ۳ میلیون تومان در شب. میانگین ۲ میلیون تومان (با توجه به افزایش قیمت هتلها و خانههای مسافری) را در نظر میگیریم.
- هزینه کل اقامت = ۳۰,۴۸۵,۲۶۲ × ۲,۰۰۰,۰۰۰ تومان = ۶۰,۹۷۰,۵۲۴ میلیون تومان (۶۰.۹۷ تریلیون تومان).
- غذا و خوراکی (برای همه سفرها):
- هزینه روزانه غذا با احتساب تورم و هزینههای بیرون از خانه: ۳۰۰-۵۰۰ هزار تومان. میانگین ۴۰۰ هزار تومان منطقی است.
- کل نفر-روز = ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ × ۲ روز (میانگین محافظهکارانه با توجه به ۱.۶۸ شب) = ۷۳,۰۳۹,۳۴۲ نفر-روز.
- هزینه کل غذا = ۷۳,۰۳۹,۳۴۲ × ۴۰۰,۰۰۰ تومان = ۲۹,۲۱۵,۷۳۷ میلیون تومان (۲۹.۲ تریلیون تومان).
- حملونقل (بنزین):
- مصرف متوسط بنزین برای هر سفر (با احتساب مسافت ۵۰۰-۱۰۰۰ کیلومتر و خودروهای خانوادگی): ۷۵ لیتر.
- هزینه بنزین = ۷۵ × ۲,۲۵۰ تومان = ۱۶۸,۷۵۰ تومان در هر سفر.
- هزینه کل بنزین = ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ × ۱۶۸,۷۵۰ تومان = ۶,۱۶۲,۶۰۲,۴۱۲,۵۰۰ تومان (۶.۱۶ تریلیون تومان).
- ارزش واقعی بنزین (با قیمت آزاد ۳۰,۰۰۰ تومان در لیتر) = ۷۵ × ۳۰,۰۰۰ × ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ ÷ ۹۰,۰۰۰ ≈ ۹۳.۲ تریلیون تومان، اما با یارانه، هزینه پرداختی ۶.۱۶ تریلیون تومان است.
- حمل و نقل دیگر (عوارض آزادراهی، تاکسی):
- عوارض جادهای و هزینههای محلی: میانگین ۲۵۰ هزار تومان برای هر سفر (با احتساب افزایش ۳۰٪ در نوروز).
- هزینه کل = ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ × ۲۵۰,۰۰۰ تومان = ۹,۱۲۹,۹۱۷,۷۵۰,۰۰۰ تومان (۹.۱۳ تریلیون تومان).
- سایر هزینهها (ورودی اماکن گردشگری، خرید و سوغات):
- میانگین ۲۵۰ هزار تومان برای هر سفر (با تورم و افزایش تقاضا).
- هزینه کل = ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ × ۲۵۰,۰۰۰ تومان = ۹,۱۲۹,۹۱۷,۷۵۰,۰۰۰ تومان (۹.۱۳ تریلیون تومان).
3. جمع کل هزینهها:
- اقامت: ۶۰.۹۷ تریلیون تومان
- غذا: ۲۹.۲ تریلیون تومان
- بنزین: ۶.۱۶ تریلیون تومان
- حملونقل دیگر: ۹.۱۳ تریلیون تومان
- سایر هزینهها: ۹.۱۳ تریلیون تومان
- جمع کل: ۶۰.۹۷ + ۲۹.۲ + ۶.۱۶ + ۹.۱۳ + ۹.۱۳ = ۱۱۴.۵۹ تریلیون تومان.
4. جمع بندی:
- گردش مالی سفرهای تعطیلات نوروز ۱۴۰۴ در ایران، با فرض ۲۰٪ اقامت رسمی (۳۰.۴۸ میلیون نفر-شب)، ۸۰٪ بدون اقامت، قیمت بنزین ۲,۲۵۰ تومان، حدود ۱۱۵ تریلیون تومان (با فرض دلار ۱۰۰ هزار تومانی حدود ۱.۱۵ میلیارد دلار) برآورد میشود.
- میانگین هزینه هر نفر-سفر: ۱۱۵,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ÷ ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ ≈ ۳.۱۵ میلیون تومان (۳۱.۵ دلار).
- این مقدار با افزایش ۳۰-۴۰٪ هزینهها نسبت به ۱۴۰۳، مصرف بنزین، و الگوی سفرهای خانوادگی/اقامت نزد اقوام سازگار است.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/17
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
گردش مالی سفرهای تعطیلات نوروز ۱۴۰۴ (از ۲۵ اسفند ۱۴۰۳ تا ۱۶ فروردین ۱۴۰۴) را با در نظر گرفتن آمار ستاد سفر (۳۶,۵۱۹,۶۷۱ نفر سفر و ۶۰,۹۷۰,۵۲۳ نفر-شب اقامت) و فرض ۲۰٪ سفرها با هزینه اقامت شبانه، ۸۰٪ بدون هزینه اقامت، قیمت متوسط بنزین ۲,۲۵۰ تومان در لیتر نشان از گردش مالی حدود ۱۱۵ تریلیون تومان در این مدت دارد. جزییات این برآورد به شرح زیر است:
1. توزیع سفرها و اقامتها:
- آمار اولیه: ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ نفر سفر و ۶۰,۹۷۰,۵۲۳ نفر-شب اقامت.
- میانگین مدت اقامت: ۶۰,۹۷۰,۵۲۳ ÷ ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ ≈ ۱.۶۸ شب (تقریباً ۲ روز).
- با فرض ۲۰٪ سفرها (۷,۳۰۳,۹۳۴ نفر) با هزینه اقامت رسمی و ۸۰٪ (۲۹,۲۱۵,۷۳۷ نفر) بدون هزینه اقامت (مثلاً اقامت نزد اقوام یا در تفرجگاه های عمومی)، باید نفر-شبها را تخصیص دهیم. گزارشهای جدید نشان میدهند اقامتهای رسمی حدود ۱۰ میلیون نفر-شب (۱۶.۵٪ کل) و بقیه (۵۰ میلیون نفر-شب) ممکن است شامل اقامتهای غیررسمی باشد. با این حال، فرض ۲۰٪ سفرها (۳۰.۴۸ میلیون نفر-شب) با اقامت رسمی همچنان منطقی است، زیرا سفرهای چندشبانه (مثلاً ۴-۵ روز) در این گروه متمرکزند.
2. هزینههای اجزای سفر (با تعدیل):
- اقامت (برای ۲۰٪ سفرها):
- با فرض ۳۰,۴۸۵,۲۶۲ نفر-شب (۵۰٪ کل نفر-شبها) برای ۲۰٪ سفرها، میانگین ۴.۱۷ شب اقامت در هر نفر منطقی است (بر اساس سفرهای چندروزه به مقاصد پرطرفدار مثل مازندران، گیلان و کیش).
- هزینه متوسط اقامت در نوروز ۱۴۰۴ (با تورم ۳۰-۴۰٪): بین ۱.۵ تا ۳ میلیون تومان در شب. میانگین ۲ میلیون تومان (با توجه به افزایش قیمت هتلها و خانههای مسافری) را در نظر میگیریم.
- هزینه کل اقامت = ۳۰,۴۸۵,۲۶۲ × ۲,۰۰۰,۰۰۰ تومان = ۶۰,۹۷۰,۵۲۴ میلیون تومان (۶۰.۹۷ تریلیون تومان).
- غذا و خوراکی (برای همه سفرها):
- هزینه روزانه غذا با احتساب تورم و هزینههای بیرون از خانه: ۳۰۰-۵۰۰ هزار تومان. میانگین ۴۰۰ هزار تومان منطقی است.
- کل نفر-روز = ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ × ۲ روز (میانگین محافظهکارانه با توجه به ۱.۶۸ شب) = ۷۳,۰۳۹,۳۴۲ نفر-روز.
- هزینه کل غذا = ۷۳,۰۳۹,۳۴۲ × ۴۰۰,۰۰۰ تومان = ۲۹,۲۱۵,۷۳۷ میلیون تومان (۲۹.۲ تریلیون تومان).
- حملونقل (بنزین):
- مصرف متوسط بنزین برای هر سفر (با احتساب مسافت ۵۰۰-۱۰۰۰ کیلومتر و خودروهای خانوادگی): ۷۵ لیتر.
- هزینه بنزین = ۷۵ × ۲,۲۵۰ تومان = ۱۶۸,۷۵۰ تومان در هر سفر.
- هزینه کل بنزین = ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ × ۱۶۸,۷۵۰ تومان = ۶,۱۶۲,۶۰۲,۴۱۲,۵۰۰ تومان (۶.۱۶ تریلیون تومان).
- ارزش واقعی بنزین (با قیمت آزاد ۳۰,۰۰۰ تومان در لیتر) = ۷۵ × ۳۰,۰۰۰ × ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ ÷ ۹۰,۰۰۰ ≈ ۹۳.۲ تریلیون تومان، اما با یارانه، هزینه پرداختی ۶.۱۶ تریلیون تومان است.
- حمل و نقل دیگر (عوارض آزادراهی، تاکسی):
- عوارض جادهای و هزینههای محلی: میانگین ۲۵۰ هزار تومان برای هر سفر (با احتساب افزایش ۳۰٪ در نوروز).
- هزینه کل = ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ × ۲۵۰,۰۰۰ تومان = ۹,۱۲۹,۹۱۷,۷۵۰,۰۰۰ تومان (۹.۱۳ تریلیون تومان).
- سایر هزینهها (ورودی اماکن گردشگری، خرید و سوغات):
- میانگین ۲۵۰ هزار تومان برای هر سفر (با تورم و افزایش تقاضا).
- هزینه کل = ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ × ۲۵۰,۰۰۰ تومان = ۹,۱۲۹,۹۱۷,۷۵۰,۰۰۰ تومان (۹.۱۳ تریلیون تومان).
3. جمع کل هزینهها:
- اقامت: ۶۰.۹۷ تریلیون تومان
- غذا: ۲۹.۲ تریلیون تومان
- بنزین: ۶.۱۶ تریلیون تومان
- حملونقل دیگر: ۹.۱۳ تریلیون تومان
- سایر هزینهها: ۹.۱۳ تریلیون تومان
- جمع کل: ۶۰.۹۷ + ۲۹.۲ + ۶.۱۶ + ۹.۱۳ + ۹.۱۳ = ۱۱۴.۵۹ تریلیون تومان.
4. جمع بندی:
- گردش مالی سفرهای تعطیلات نوروز ۱۴۰۴ در ایران، با فرض ۲۰٪ اقامت رسمی (۳۰.۴۸ میلیون نفر-شب)، ۸۰٪ بدون اقامت، قیمت بنزین ۲,۲۵۰ تومان، حدود ۱۱۵ تریلیون تومان (با فرض دلار ۱۰۰ هزار تومانی حدود ۱.۱۵ میلیارد دلار) برآورد میشود.
- میانگین هزینه هر نفر-سفر: ۱۱۵,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ÷ ۳۶,۵۱۹,۶۷۱ ≈ ۳.۱۵ میلیون تومان (۳۱.۵ دلار).
- این مقدار با افزایش ۳۰-۴۰٪ هزینهها نسبت به ۱۴۰۳، مصرف بنزین، و الگوی سفرهای خانوادگی/اقامت نزد اقوام سازگار است.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/17
Telegram
پالس آب
* گردش مالی سفرهای تعطیلات نوروز ۱۴۰۴
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
گردش مالی سفرهای تعطیلات نوروز ۱۴۰۴ (از ۲۵ اسفند ۱۴۰۳ تا ۱۶ فروردین ۱۴۰۴) را با در نظر گرفتن آمار ستاد سفر (۳۶,۵۱۹,۶۷۱ نفر سفر و ۶۰,۹۷۰,۵۲۳ نفر-شب اقامت) و فرض ۲۰٪ سفرها…
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
گردش مالی سفرهای تعطیلات نوروز ۱۴۰۴ (از ۲۵ اسفند ۱۴۰۳ تا ۱۶ فروردین ۱۴۰۴) را با در نظر گرفتن آمار ستاد سفر (۳۶,۵۱۹,۶۷۱ نفر سفر و ۶۰,۹۷۰,۵۲۳ نفر-شب اقامت) و فرض ۲۰٪ سفرها…
* تأثیر انتقال بخشی از تعطیلات نوروزی به تابستان بر میزان مصرف آب و انرژی در کشور
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
تعطیلات نوروزی (حدود دو هفته ابتدای بهار) با افزایش سفرهای بینشهری، مصرف آب در بخش خانگی و گردشگری، و مصرف انرژی در حملونقل همراه است. انتقال 10 روز از این تعطیلات به تابستان میتواند با کاهش فعالیتهای صنعتی، اداری، و خانگی در فصل گرم، به صرفهجویی در مصرف آب و انرژی منجر شود. با این حال، افزایش سفرهای تابستانی و مصرف در مناطق توریستی ممکن است بخشی از این صرفهجویی را خنثی کند. تابستان در ایران با دماهای بالا (1 تا 2 درجه بالاتر از میانگین بلندمدت در سال 1404)، مصرف بالای برق برای سرمایش (کولرهای گازی و آبی)، و افزایش تقاضای آب همراه است. تعطیلی 10 روزه در این فصل میتواند اثرات زیر را بر مصرف انرژی داشته باشد:
1. کاهش مصرف برق در بخشهای اداری و صنعتی
ادارات و بانکها: این بخشها در تابستان به دلیل استفاده از سیستمهای سرمایشی، روشنایی، و تجهیزات الکترونیکی، مصرف برق قابلتوجهی دارند. تعطیلی ادارات میتواند مصرف برق را بهطور قابلتوجهی کاهش دهد. بر اساس تجربههای قبلی (مانند تعطیلی ادارات در تابستان 1403 برای مدیریت خاموشی)، هر روز تعطیلی میتواند حدود 500 مگاوات در پیک مصرف برق کاهش ایجاد کند. برای 10 روز، این میزان به حدود 5000 مگاواتساعت میرسد. وسایل سرمایشی حدود 46 درصد از مصرف برق را تشکیل میدهند. حذف کامل نیاز به سرمایش در ادارات (به دلیل تعطیلی) میتواند صرفهجویی قابلتوجهی ایجاد کند. همچنین کاهش فعالیتهای صنعتی در این 10 روز میتواند مصرف برق را در کارخانهها و کارگاهها کاهش دهد. با توجه به اینکه بخش صنعت حدود 30 درصد از کل مصرف برق کشور را تشکیل میدهد، کاهش 5 تا 10 درصدی فعالیتهای صنعتی میتواند صرفهجویی قابلتوجهی ایجاد کند. اگر 10 درصد از مصرف برق صنعتی (حدود 15 هزار مگاوات در روز) به مدت 10 روز کاهش یابد، صرفهجویی حدود 1.5 میلیون کیلوواتساعت ممکن است.
2. کاهش مصرف برق در بخش خانگی
در تعطیلات تابستانی، خانوارها ممکن است به سفر بروند یا مصرف برق خانگی را با خاموش کردن وسایل غیرضروری (مانند کولرها در خانههای خالی) کاهش دهند. مصرف متوسط برق هر خانوار در تابستان حدود 3000 کیلوواتساعت در ماه است. اگر 20 درصد خانوارها (حدود 5 میلیون خانوار) در این 10 روز مصرف برق خود را 10 درصد کاهش دهند، صرفهجویی حدود 1 تا 2 میلیون کیلوواتساعت در بخش خانگی ممکن است. با این حال، خانوارهایی که در خانه میمانند ممکن است همچنان از کولرها استفاده کنند، که اثر صرفهجویی را محدود میکند.
3. افزایش مصرف سوخت (بنزین)
تعطیلات تابستانی با افزایش سفرهای جادهای همراه است، که مصرف بنزین را افزایش میدهد. در سال 1400، مصرف روزانه بنزین حدود 100 میلیون لیتر بود، و تعطیلات میتواند این رقم را 5 تا 10 درصد (معادل 5 تا 10 میلیون لیتر در روز) افزایش دهد. برای 10 روز، مصرف اضافی بنزین حدود 50 تا 100 میلیون لیتر خواهد بود، که باید در محاسبات کلی صرفهجویی انرژی لحاظ شود. ارزش مالی این افزایش مصرف (با فرض قیمت آزاد 0.5 دلار به ازای هر لیتر بنزین) حدود 25 تا 50 میلیون دلار است.
4. تأثیر بر مصرف گاز
مصرف گاز در تابستان عمدتاً برای تولید برق در نیروگاهها (حدود 300 میلیون مترمکعب در روز) است. کاهش مصرف برق در بخشهای اداری و خانگی میتواند تقاضای گاز برای تولید برق را کاهش دهد. اگر 10 درصد از مصرف گاز نیروگاهها (30 میلیون مترمکعب در روز) به مدت 10 روز کاهش یابد، صرفهجویی حدود 300 میلیون مترمکعب ممکن است.
- تحلیل صرفهجویی در مصرف آب
تابستان فصل پرمصرف آب است، بهویژه به دلیل کشاورزی (90 درصد از کل مصرف آب) و افزایش مصرف خانگی (7 درصد). تعطیلی 10 روزه میتواند اثرات زیر را بر مصرف آب داشته باشد:
1. کاهش مصرف آب در بخش خانگی
تعطیلات میتواند با کاهش حضور در شهرها و سفر به مناطق روستایی یا توریستی، مصرف آب شهری را کاهش دهد. مصرف متوسط آب هر نفر در روز حدود 150 لیتر است. اگر 20 درصد خانوارها (حدود 5 میلیون خانوار یا 15 میلیون نفر) در این 10 روز مصرف آب خود را 10 درصد کاهش دهند، صرفهجویی حدود 200 تا 300 میلیون لیتر در بخش خانگی ممکن است. با این حال، افزایش گردشگری در مناطق توریستی (مانند شمال ایران) میتواند مصرف آب را در این مناطق افزایش دهد. گردشگران بهطور متوسط سه برابر شهروندان محلی آب مصرف میکنند.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/18
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
تعطیلات نوروزی (حدود دو هفته ابتدای بهار) با افزایش سفرهای بینشهری، مصرف آب در بخش خانگی و گردشگری، و مصرف انرژی در حملونقل همراه است. انتقال 10 روز از این تعطیلات به تابستان میتواند با کاهش فعالیتهای صنعتی، اداری، و خانگی در فصل گرم، به صرفهجویی در مصرف آب و انرژی منجر شود. با این حال، افزایش سفرهای تابستانی و مصرف در مناطق توریستی ممکن است بخشی از این صرفهجویی را خنثی کند. تابستان در ایران با دماهای بالا (1 تا 2 درجه بالاتر از میانگین بلندمدت در سال 1404)، مصرف بالای برق برای سرمایش (کولرهای گازی و آبی)، و افزایش تقاضای آب همراه است. تعطیلی 10 روزه در این فصل میتواند اثرات زیر را بر مصرف انرژی داشته باشد:
1. کاهش مصرف برق در بخشهای اداری و صنعتی
ادارات و بانکها: این بخشها در تابستان به دلیل استفاده از سیستمهای سرمایشی، روشنایی، و تجهیزات الکترونیکی، مصرف برق قابلتوجهی دارند. تعطیلی ادارات میتواند مصرف برق را بهطور قابلتوجهی کاهش دهد. بر اساس تجربههای قبلی (مانند تعطیلی ادارات در تابستان 1403 برای مدیریت خاموشی)، هر روز تعطیلی میتواند حدود 500 مگاوات در پیک مصرف برق کاهش ایجاد کند. برای 10 روز، این میزان به حدود 5000 مگاواتساعت میرسد. وسایل سرمایشی حدود 46 درصد از مصرف برق را تشکیل میدهند. حذف کامل نیاز به سرمایش در ادارات (به دلیل تعطیلی) میتواند صرفهجویی قابلتوجهی ایجاد کند. همچنین کاهش فعالیتهای صنعتی در این 10 روز میتواند مصرف برق را در کارخانهها و کارگاهها کاهش دهد. با توجه به اینکه بخش صنعت حدود 30 درصد از کل مصرف برق کشور را تشکیل میدهد، کاهش 5 تا 10 درصدی فعالیتهای صنعتی میتواند صرفهجویی قابلتوجهی ایجاد کند. اگر 10 درصد از مصرف برق صنعتی (حدود 15 هزار مگاوات در روز) به مدت 10 روز کاهش یابد، صرفهجویی حدود 1.5 میلیون کیلوواتساعت ممکن است.
2. کاهش مصرف برق در بخش خانگی
در تعطیلات تابستانی، خانوارها ممکن است به سفر بروند یا مصرف برق خانگی را با خاموش کردن وسایل غیرضروری (مانند کولرها در خانههای خالی) کاهش دهند. مصرف متوسط برق هر خانوار در تابستان حدود 3000 کیلوواتساعت در ماه است. اگر 20 درصد خانوارها (حدود 5 میلیون خانوار) در این 10 روز مصرف برق خود را 10 درصد کاهش دهند، صرفهجویی حدود 1 تا 2 میلیون کیلوواتساعت در بخش خانگی ممکن است. با این حال، خانوارهایی که در خانه میمانند ممکن است همچنان از کولرها استفاده کنند، که اثر صرفهجویی را محدود میکند.
3. افزایش مصرف سوخت (بنزین)
تعطیلات تابستانی با افزایش سفرهای جادهای همراه است، که مصرف بنزین را افزایش میدهد. در سال 1400، مصرف روزانه بنزین حدود 100 میلیون لیتر بود، و تعطیلات میتواند این رقم را 5 تا 10 درصد (معادل 5 تا 10 میلیون لیتر در روز) افزایش دهد. برای 10 روز، مصرف اضافی بنزین حدود 50 تا 100 میلیون لیتر خواهد بود، که باید در محاسبات کلی صرفهجویی انرژی لحاظ شود. ارزش مالی این افزایش مصرف (با فرض قیمت آزاد 0.5 دلار به ازای هر لیتر بنزین) حدود 25 تا 50 میلیون دلار است.
4. تأثیر بر مصرف گاز
مصرف گاز در تابستان عمدتاً برای تولید برق در نیروگاهها (حدود 300 میلیون مترمکعب در روز) است. کاهش مصرف برق در بخشهای اداری و خانگی میتواند تقاضای گاز برای تولید برق را کاهش دهد. اگر 10 درصد از مصرف گاز نیروگاهها (30 میلیون مترمکعب در روز) به مدت 10 روز کاهش یابد، صرفهجویی حدود 300 میلیون مترمکعب ممکن است.
- تحلیل صرفهجویی در مصرف آب
تابستان فصل پرمصرف آب است، بهویژه به دلیل کشاورزی (90 درصد از کل مصرف آب) و افزایش مصرف خانگی (7 درصد). تعطیلی 10 روزه میتواند اثرات زیر را بر مصرف آب داشته باشد:
1. کاهش مصرف آب در بخش خانگی
تعطیلات میتواند با کاهش حضور در شهرها و سفر به مناطق روستایی یا توریستی، مصرف آب شهری را کاهش دهد. مصرف متوسط آب هر نفر در روز حدود 150 لیتر است. اگر 20 درصد خانوارها (حدود 5 میلیون خانوار یا 15 میلیون نفر) در این 10 روز مصرف آب خود را 10 درصد کاهش دهند، صرفهجویی حدود 200 تا 300 میلیون لیتر در بخش خانگی ممکن است. با این حال، افزایش گردشگری در مناطق توریستی (مانند شمال ایران) میتواند مصرف آب را در این مناطق افزایش دهد. گردشگران بهطور متوسط سه برابر شهروندان محلی آب مصرف میکنند.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/18
Telegram
پالس آب
* تأثیر انتقال بخشی از تعطیلات نوروزی به تابستان بر میزان مصرف آب و انرژی در کشور
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
تعطیلات نوروزی (حدود دو هفته ابتدای بهار) با افزایش سفرهای بینشهری، مصرف آب در بخش خانگی و گردشگری، و مصرف انرژی در حملونقل…
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
تعطیلات نوروزی (حدود دو هفته ابتدای بهار) با افزایش سفرهای بینشهری، مصرف آب در بخش خانگی و گردشگری، و مصرف انرژی در حملونقل…
👍1👎1
2. تأثیر بر مصرف آب در بخش کشاورزی
کشاورزی 90 درصد از آب کشور را مصرف میکند. تعطیلات تابستانی ممکن است فعالیتهای کشاورزی را بهطور موقت کاهش دهد، بهویژه اگر کشاورزان به سفر بروند یا آبیاری را محدود کنند. با این حال، تأثیر بر کشاورزی محدود است، زیرا آبیاری به شرایط جوی و نیاز محصولات بستگی دارد. کاهش 1 درصدی مصرف آب کشاورزی (حدود 1 میلیارد لیتر در روز) به مدت 10 روز میتواند صرفهجویی 10 میلیارد لیتری ایجاد کند، اما این سناریو خوشبینانه است و احتمالاً تأثیر واقعی کمتر خواهد بود.
3. تأثیر بر مصرف آب در مناطق توریستی
مناطق توریستی مانند مازندران و گیلان در تابستان با افزایش مصرف آب مواجه میشوند. اگر 10 درصد از جمعیت (حدود 8 میلیون نفر) در این 10 روز به این مناطق سفر کنند و هر نفر 300 لیتر آب در روز مصرف کند، مصرف اضافی آب حدود 2.4 میلیارد لیتر خواهد بود. این افزایش میتواند صرفهجویی در بخش خانگی را تا حدی خنثی کند.
تخمین کلی صرفهجویی در مصرف آب و انرژی با انتقال 10 روز تعطیلات نوروزی به تابستان:
- صرفهجویی در مصرف انرژی
- کاهش مصرف برق:
- کاهش پیک مصرف برق: حدود 5000 مگاواتساعت (500 مگاوات در روز).
- صرفهجویی در بخش خانگی: 1 تا 2 میلیون کیلوواتساعت.
- صرفهجویی در بخش صنعتی: 1.5 میلیون کیلوواتساعت.
- کاهش مصرف گاز:
- صرفهجویی در مصرف گاز نیروگاهها: حدود 300 میلیون مترمکعب (30 میلیون مترمکعب در روز).
- افزایش مصرف بنزین:
- مصرف اضافی بنزین: 50 تا 100 میلیون لیتر (5 تا 10 میلیون لیتر در روز).
- ارزش مالی صرفهجویی انرژی:
- با فرض هزینه 0.1 دلار به ازای هر کیلوواتساعت برق و 0.5 دلار به ازای هر مترمکعب گاز، صرفهجویی خالص انرژی (با کسر هزینه بنزین) حدود 150 تا 175 میلیون دلار.
- صرفهجویی در مصرف آب
- کاهش مصرف آب خانگی:
- صرفهجویی: 200 تا 300 میلیون لیتر.
- کاهش احتمالی مصرف آب کشاورزی:
- صرفهجویی خوشبینانه: تا 10 میلیارد لیتر (محتملتر: 1 تا 2 میلیارد لیتر).
- افزایش مصرف آب در مناطق توریستی:
- مصرف اضافی: حدود 2.4 میلیارد لیتر.
- صرفهجویی خالص آب:
- با کسر مصرف توریستی، صرفهجویی خالص: تا 7.9 میلیارد لیتر.
- ارزش مالی صرفهجویی آب:
- با فرض هزینه 0.001 دلار به ازای هر لیتر آب، صرفهجویی خالص: تا 7.9 میلیون دلار.
- ملاحظات
- افزایش گردشگری ممکن است مصرف آب و بنزین را در مناطق توریستی به شدت افزایش دهد، که بخشی از صرفهجویی را خنثی میکند.
- مدیریت مصرف با برنامههای تشویقی و اطلاعرسانی عمومی برای حداکثر صرفهجویی ضروری است.
- تأثیر تغییرات اقلیمی باید در برنامهریزی لحاظ شود.
- نیاز به مطالعات دقیقتر برای ارزیابی اثرات اجتماعی و اقتصادی این تغییر.
- نتیجهگیری
انتقال 10 روز از تعطیلات نوروزی به تابستان میتواند صرفهجویی قابلتوجهی در مصرف انرژی و آب ایجاد کند. تخمینها نشان میدهد:
- صرفهجویی انرژی: حدود 5000 مگاواتساعت در پیک مصرف برق، 2.5 تا 3.5 میلیون کیلوواتساعت در مصرف کلی برق، و 300 میلیون مترمکعب گاز، با ارزش مالی خالص 150 تا 175 میلیون دلار (با کسر هزینه بنزین اضافی).
- صرفهجویی آب: 200 تا 300 میلیون لیتر در بخش خانگی و تا 7.9 میلیارد لیتر در حالت خوشبینانه (با کسر مصرف توریستی)، با ارزش مالی تا 7.9 میلیون دلار.
با این حال، افزایش مصرف بنزین و آب در مناطق توریستی چالش مهمی است. برای حداکثر اثربخشی، پیشنهاد میشود:
- اجرای برنامههای تشویقی برای کاهش مصرف آب و انرژی.
- بهبود زیرساختهای گردشگری برای مدیریت مصرف.
- انجام مطالعات جامع برای ارزیابی دقیقتر اثرات این تغییر.
- هماهنگی با سیاستهای مدیریت بحران آب و انرژی در شرایط تغییر اقلیم.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/18
کشاورزی 90 درصد از آب کشور را مصرف میکند. تعطیلات تابستانی ممکن است فعالیتهای کشاورزی را بهطور موقت کاهش دهد، بهویژه اگر کشاورزان به سفر بروند یا آبیاری را محدود کنند. با این حال، تأثیر بر کشاورزی محدود است، زیرا آبیاری به شرایط جوی و نیاز محصولات بستگی دارد. کاهش 1 درصدی مصرف آب کشاورزی (حدود 1 میلیارد لیتر در روز) به مدت 10 روز میتواند صرفهجویی 10 میلیارد لیتری ایجاد کند، اما این سناریو خوشبینانه است و احتمالاً تأثیر واقعی کمتر خواهد بود.
3. تأثیر بر مصرف آب در مناطق توریستی
مناطق توریستی مانند مازندران و گیلان در تابستان با افزایش مصرف آب مواجه میشوند. اگر 10 درصد از جمعیت (حدود 8 میلیون نفر) در این 10 روز به این مناطق سفر کنند و هر نفر 300 لیتر آب در روز مصرف کند، مصرف اضافی آب حدود 2.4 میلیارد لیتر خواهد بود. این افزایش میتواند صرفهجویی در بخش خانگی را تا حدی خنثی کند.
تخمین کلی صرفهجویی در مصرف آب و انرژی با انتقال 10 روز تعطیلات نوروزی به تابستان:
- صرفهجویی در مصرف انرژی
- کاهش مصرف برق:
- کاهش پیک مصرف برق: حدود 5000 مگاواتساعت (500 مگاوات در روز).
- صرفهجویی در بخش خانگی: 1 تا 2 میلیون کیلوواتساعت.
- صرفهجویی در بخش صنعتی: 1.5 میلیون کیلوواتساعت.
- کاهش مصرف گاز:
- صرفهجویی در مصرف گاز نیروگاهها: حدود 300 میلیون مترمکعب (30 میلیون مترمکعب در روز).
- افزایش مصرف بنزین:
- مصرف اضافی بنزین: 50 تا 100 میلیون لیتر (5 تا 10 میلیون لیتر در روز).
- ارزش مالی صرفهجویی انرژی:
- با فرض هزینه 0.1 دلار به ازای هر کیلوواتساعت برق و 0.5 دلار به ازای هر مترمکعب گاز، صرفهجویی خالص انرژی (با کسر هزینه بنزین) حدود 150 تا 175 میلیون دلار.
- صرفهجویی در مصرف آب
- کاهش مصرف آب خانگی:
- صرفهجویی: 200 تا 300 میلیون لیتر.
- کاهش احتمالی مصرف آب کشاورزی:
- صرفهجویی خوشبینانه: تا 10 میلیارد لیتر (محتملتر: 1 تا 2 میلیارد لیتر).
- افزایش مصرف آب در مناطق توریستی:
- مصرف اضافی: حدود 2.4 میلیارد لیتر.
- صرفهجویی خالص آب:
- با کسر مصرف توریستی، صرفهجویی خالص: تا 7.9 میلیارد لیتر.
- ارزش مالی صرفهجویی آب:
- با فرض هزینه 0.001 دلار به ازای هر لیتر آب، صرفهجویی خالص: تا 7.9 میلیون دلار.
- ملاحظات
- افزایش گردشگری ممکن است مصرف آب و بنزین را در مناطق توریستی به شدت افزایش دهد، که بخشی از صرفهجویی را خنثی میکند.
- مدیریت مصرف با برنامههای تشویقی و اطلاعرسانی عمومی برای حداکثر صرفهجویی ضروری است.
- تأثیر تغییرات اقلیمی باید در برنامهریزی لحاظ شود.
- نیاز به مطالعات دقیقتر برای ارزیابی اثرات اجتماعی و اقتصادی این تغییر.
- نتیجهگیری
انتقال 10 روز از تعطیلات نوروزی به تابستان میتواند صرفهجویی قابلتوجهی در مصرف انرژی و آب ایجاد کند. تخمینها نشان میدهد:
- صرفهجویی انرژی: حدود 5000 مگاواتساعت در پیک مصرف برق، 2.5 تا 3.5 میلیون کیلوواتساعت در مصرف کلی برق، و 300 میلیون مترمکعب گاز، با ارزش مالی خالص 150 تا 175 میلیون دلار (با کسر هزینه بنزین اضافی).
- صرفهجویی آب: 200 تا 300 میلیون لیتر در بخش خانگی و تا 7.9 میلیارد لیتر در حالت خوشبینانه (با کسر مصرف توریستی)، با ارزش مالی تا 7.9 میلیون دلار.
با این حال، افزایش مصرف بنزین و آب در مناطق توریستی چالش مهمی است. برای حداکثر اثربخشی، پیشنهاد میشود:
- اجرای برنامههای تشویقی برای کاهش مصرف آب و انرژی.
- بهبود زیرساختهای گردشگری برای مدیریت مصرف.
- انجام مطالعات جامع برای ارزیابی دقیقتر اثرات این تغییر.
- هماهنگی با سیاستهای مدیریت بحران آب و انرژی در شرایط تغییر اقلیم.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/18
Telegram
پالس آب
* تأثیر انتقال بخشی از تعطیلات نوروزی به تابستان بر میزان مصرف آب و انرژی در کشور
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
تعطیلات نوروزی (حدود دو هفته ابتدای بهار) با افزایش سفرهای بینشهری، مصرف آب در بخش خانگی و گردشگری، و مصرف انرژی در حملونقل…
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
تعطیلات نوروزی (حدود دو هفته ابتدای بهار) با افزایش سفرهای بینشهری، مصرف آب در بخش خانگی و گردشگری، و مصرف انرژی در حملونقل…
👍1
Audio
🔴صفحه اقتصادی
بیستوهفتم فروردینماه
🎧پادکست «صفحه اقتصادی» به مرور گزیدهای از مطالب «هفتهنامه تجارت فردا» میپردازد.
🔹 «هژمونی خشکسالی» عنوان یکی از مطالب این هفته تجارت فرداست که در گفتگو با دکتر مجتبی شوریان (استاد دانشگاه و متخصّص آب و محیط زیست) به بررسی علّتها و پیامدهای تنش آبی پرداخته است.
👤«صفحه اقتصادی» را یکشنبه تا چهارشنبه، ساعت ۲۲:۳۰ با امیررضا عبدلی، در «دنیای اقتصاد» بشنوید.
#صفحه_اقتصادی
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
بیستوهفتم فروردینماه
🎧پادکست «صفحه اقتصادی» به مرور گزیدهای از مطالب «هفتهنامه تجارت فردا» میپردازد.
🔹 «هژمونی خشکسالی» عنوان یکی از مطالب این هفته تجارت فرداست که در گفتگو با دکتر مجتبی شوریان (استاد دانشگاه و متخصّص آب و محیط زیست) به بررسی علّتها و پیامدهای تنش آبی پرداخته است.
👤«صفحه اقتصادی» را یکشنبه تا چهارشنبه، ساعت ۲۲:۳۰ با امیررضا عبدلی، در «دنیای اقتصاد» بشنوید.
#صفحه_اقتصادی
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
👍3❤2
در سوگ ستارگان در خون غلتیده هستهای ایران
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
در شبی که آسمان تهران زیر باران آتش و آهن میلرزید، سحرگاه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، ستارگان علم ایران، آن فرزندان پاکنهاد وطن، در هجوم ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی به خاک میهن، یکییکی به خون خفتند. دانشمندانی که قلمشان سپر پیشرفت بود و ذهنشان چراغ راه استقلال، در سکوتی مظلومانه، قربانی دسیسهای شدند که نهتنها جسمشان را، که رویای سربلندی ایران را نشانه رفت. آنان که شبها را به روز دوختند و در آزمایشگاههای خاموش، با معادلات پیچیده و ارادهای پولادین، برای عزت ایران کوشیدند، اکنون در خاک خفتهاند.
نامهایی چون دکتر محمدمهدی طهرانچی، دکتر فریدون عباسی، دکتر عبدالحمید مینوچهر، دکتر احمدرضا ذوالفقاری، دکتر سید امیرحسین فقهی و دیگر یاران گمنامشان، نهفقط در قلب ملت، که در تاریخ این سرزمین جاویدان ماندهاند. اینان، با خون خود، خط سرخی کشیدند بر صفحه روزگار، که هرگز محو نخواهد شد. مظلومیتشان نه در شهادتشان، که در سکوت جهانی بود که چشم بر جنایت بست. جهانی که فریاد عدالتش گوش فلک را کر کرده بود، اما در برابر این ظلم، کور و لال شد و خاموش ماند. دانشمندانی که جز قلم و دانش، سلاحی نداشتند، در برابر موشکهای بیرحم، جز ایمان و عشق به وطن، سپری نیافتند. آنان که میتوانستند در آسایش غربت، زندگی را به خوشی بگذرانند، ماندند و سوختند تا ایران، سربلند بماند.
ای شهدای علم، ای ستارگان در خون غلتیده! خون شما، بذر بیداری است که در خاک این سرزمین جوانه خواهد زد. هر قطره خونتان، فریادی است که در گوش تاریخ طنینانداز خواهد شد. شما نهتنها دانشمند بودید، که پرچمداران عزت و شرف این ملت بودید. مظلومیت شما، آتشی است که در دلهایمان شعلهور خواهد ماند و راهتان، مسیری که نسلهای آینده با افتخار ادامه خواهند داد.
ای ایران، ای مادر زخمخورده! فرزندانت را در آغوش بگیر، که آنان برای سربلندیات، جان خویش را فدا کردند. و ای جهانیان، بدانید که این خاک، از خون این مظلومان، بارورتر خواهد شد و روزی، آفتاب حقیقت، بر این مظلومیت خواهد تابید.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/21
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
در شبی که آسمان تهران زیر باران آتش و آهن میلرزید، سحرگاه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، ستارگان علم ایران، آن فرزندان پاکنهاد وطن، در هجوم ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی به خاک میهن، یکییکی به خون خفتند. دانشمندانی که قلمشان سپر پیشرفت بود و ذهنشان چراغ راه استقلال، در سکوتی مظلومانه، قربانی دسیسهای شدند که نهتنها جسمشان را، که رویای سربلندی ایران را نشانه رفت. آنان که شبها را به روز دوختند و در آزمایشگاههای خاموش، با معادلات پیچیده و ارادهای پولادین، برای عزت ایران کوشیدند، اکنون در خاک خفتهاند.
نامهایی چون دکتر محمدمهدی طهرانچی، دکتر فریدون عباسی، دکتر عبدالحمید مینوچهر، دکتر احمدرضا ذوالفقاری، دکتر سید امیرحسین فقهی و دیگر یاران گمنامشان، نهفقط در قلب ملت، که در تاریخ این سرزمین جاویدان ماندهاند. اینان، با خون خود، خط سرخی کشیدند بر صفحه روزگار، که هرگز محو نخواهد شد. مظلومیتشان نه در شهادتشان، که در سکوت جهانی بود که چشم بر جنایت بست. جهانی که فریاد عدالتش گوش فلک را کر کرده بود، اما در برابر این ظلم، کور و لال شد و خاموش ماند. دانشمندانی که جز قلم و دانش، سلاحی نداشتند، در برابر موشکهای بیرحم، جز ایمان و عشق به وطن، سپری نیافتند. آنان که میتوانستند در آسایش غربت، زندگی را به خوشی بگذرانند، ماندند و سوختند تا ایران، سربلند بماند.
ای شهدای علم، ای ستارگان در خون غلتیده! خون شما، بذر بیداری است که در خاک این سرزمین جوانه خواهد زد. هر قطره خونتان، فریادی است که در گوش تاریخ طنینانداز خواهد شد. شما نهتنها دانشمند بودید، که پرچمداران عزت و شرف این ملت بودید. مظلومیت شما، آتشی است که در دلهایمان شعلهور خواهد ماند و راهتان، مسیری که نسلهای آینده با افتخار ادامه خواهند داد.
ای ایران، ای مادر زخمخورده! فرزندانت را در آغوش بگیر، که آنان برای سربلندیات، جان خویش را فدا کردند. و ای جهانیان، بدانید که این خاک، از خون این مظلومان، بارورتر خواهد شد و روزی، آفتاب حقیقت، بر این مظلومیت خواهد تابید.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/21
Telegram
پالس آب
در سوگ ستارگان در خون غلتیده هستهای ایران
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
در شبی که آسمان تهران زیر باران آتش و آهن میلرزید، سحرگاه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، ستارگان علم ایران، آن فرزندان پاکنهاد وطن، در هجوم ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی به خاک میهن،…
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
در شبی که آسمان تهران زیر باران آتش و آهن میلرزید، سحرگاه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، ستارگان علم ایران، آن فرزندان پاکنهاد وطن، در هجوم ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی به خاک میهن،…
❤4🤮1
پیشبینی وضعیت تأمین آب تهران در تابستان 1404
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
با توجه به اطلاعات موجود و شرایط بحرانی منابع آبی تهران در تابستان 1404، پیشبینی وضعیت تأمین آب پایتخت در ماههای پیش رو به شدت نگرانکننده است. ذخایر سدهای پنجگانه تهران (امیرکبیر، لتیان، لار، طالقان و ماملو) به پایینترین سطح خود در یک قرن اخیر رسیدهاند و تنها حدود 14 درصد ظرفیت مخازن آب قابل استفاده دارند. کاهش 48 درصدی بارندگی نسبت به میانگین بلندمدت، همراه با پنجمین سال متوالی خشکسالی، منابع آب سطحی و زیرزمینی را به شدت تحت فشار قرار داده است. این شرایط با افزایش مصرف آب در تابستان (به دلیل گرمای بیسابقه و افزایش تقاضا تا 5 درصد به ازای هر درجه دمای بالای 40 درجه) تشدید شده است.
با ادامه روند کنونی مصرف آب در تهران، از شهریورماه سدهای اصلی تهران (بهویژه سد ماملو، لار، لتیان و کرج) به ترتیب از مدار بهرهبرداری خارج خواهند شد. تجربه مشابه در همدان (قطعی طولانی به دلیل اتمام ذخایر سد اکباتان) نشاندهنده احتمال تکرار این سناریو در تهران است. در صورت عدم صرفهجویی حداقل 20 درصدی در مصرف خانگی، احتمال قطعی کامل آب در برخی مناطق، بهویژه در ساعات اوج مصرف، بسیار بالا خواهد بود. هماکنون مدیریت فشار شبکه در مناطق مختلف تهران اعمال شده و در برخی محلهها، افت فشار به حدی است که عملاً جریان آب در شیرها وجود ندارد. این وضعیت بهویژه در طبقات بالای ساختمانهای چندطبقه (بدون مخزن و پمپ) تشدید خواهد شد، زیرا تأمین آب تنها برای طبقات همکف تضمین شده است.
مناطقی که در پهنهبندی آبی با کمبود شدید مواجهاند، احتمالاً با محدودیتهای مقطعی بیشتری روبرو خواهند شد. حدود 70 درصد آب تهران از چاههای عمیق تأمین میشود، اما سفرههای زیرزمینی نیز به دلیل برداشت بیش از حد در وضعیت شکنندهای قرار دارند. ادامه این روند میتواند فرونشست زمین را در مناطق جنوب و جنوب شرق تهران (مانند ورامین با نرخ فرونشست تا 36 سانتیمتر در سال) تشدید کند، که خود تهدیدی بلندمدت برای زیرساختهای شهری است. اگرچه مقامات آبفای تهران جیرهبندی برنامهریزیشده را رد کردهاند، اما کاهش فشار شبکه و قطع مقطعی آب در برخی مناطق میتواند بهعنوان نوعی جیرهبندی غیررسمی عمل کند. همچنین، قطع دورهای برق پمپهای خانگی (که در برخی مناطق گسترش یافتهاند) میتواند محدودیتهای بیشتری بر دسترسی به آب تحمیل کند.
تجربه اعتراضات آبی در خوزستان نشان میدهد که قطعیهای طولانیمدت آب میتواند به نارضایتی عمومی و حتی بحرانهای امنیتی منجر شود. در تهران، با جمعیت بیش از 8 میلیون نفر و تراکم بالای جمعیتی، هرگونه اختلال گسترده در تأمین آب میتواند تبعات اجتماعی قابلتوجهی داشته باشد. راهکارهای ارائهشده تا کنون مانند صرفهجویی، مدیریت فشار، و استفاده از منابع جایگزین در شرایط کنونی به دلیل شدت بحران و محدودیتهای زیرساختها احتمالاً تأثیر محدودی خواهند داشت. میانگین مصرف سرانه آب در تهران حدود 190 لیتر در روز است، در حالی که الگوی بهینه 130 لیتر تعریف شده است. کاهش 20 درصدی مصرف خانگی نیازمند همکاری گسترده شهروندان است، اما تجربه نشان میدهد که بدون اجبار یا مشوقهای قوی، دستیابی به این هدف دشوار است. مدیریت فشار و توزیع نوبتی تنها توزیع کمبود را عادلانهتر میکند و نمیتواند مشکل اصلی (کمبود منابع) را حل کند. برداشت بیشتر از چاهها به دلیل وضعیت بحرانی سفرههای زیرزمینی پایدار نیست، و پروژههای بازچرخانی آب یا انتقال آب (مانند خط دوم طالقان) هنوز به بهرهبرداری کامل نرسیدهاند. تکمیل پروژههای زیرساختی بلندمدت مانند انتقال آب طالقان یا بازیافت فاضلاب برای تابستان 1404 عملیاتی نخواهد شد و در بهترین حالت، تأثیر آنها در سالهای آینده قابل انتظار است.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/22
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
با توجه به اطلاعات موجود و شرایط بحرانی منابع آبی تهران در تابستان 1404، پیشبینی وضعیت تأمین آب پایتخت در ماههای پیش رو به شدت نگرانکننده است. ذخایر سدهای پنجگانه تهران (امیرکبیر، لتیان، لار، طالقان و ماملو) به پایینترین سطح خود در یک قرن اخیر رسیدهاند و تنها حدود 14 درصد ظرفیت مخازن آب قابل استفاده دارند. کاهش 48 درصدی بارندگی نسبت به میانگین بلندمدت، همراه با پنجمین سال متوالی خشکسالی، منابع آب سطحی و زیرزمینی را به شدت تحت فشار قرار داده است. این شرایط با افزایش مصرف آب در تابستان (به دلیل گرمای بیسابقه و افزایش تقاضا تا 5 درصد به ازای هر درجه دمای بالای 40 درجه) تشدید شده است.
با ادامه روند کنونی مصرف آب در تهران، از شهریورماه سدهای اصلی تهران (بهویژه سد ماملو، لار، لتیان و کرج) به ترتیب از مدار بهرهبرداری خارج خواهند شد. تجربه مشابه در همدان (قطعی طولانی به دلیل اتمام ذخایر سد اکباتان) نشاندهنده احتمال تکرار این سناریو در تهران است. در صورت عدم صرفهجویی حداقل 20 درصدی در مصرف خانگی، احتمال قطعی کامل آب در برخی مناطق، بهویژه در ساعات اوج مصرف، بسیار بالا خواهد بود. هماکنون مدیریت فشار شبکه در مناطق مختلف تهران اعمال شده و در برخی محلهها، افت فشار به حدی است که عملاً جریان آب در شیرها وجود ندارد. این وضعیت بهویژه در طبقات بالای ساختمانهای چندطبقه (بدون مخزن و پمپ) تشدید خواهد شد، زیرا تأمین آب تنها برای طبقات همکف تضمین شده است.
مناطقی که در پهنهبندی آبی با کمبود شدید مواجهاند، احتمالاً با محدودیتهای مقطعی بیشتری روبرو خواهند شد. حدود 70 درصد آب تهران از چاههای عمیق تأمین میشود، اما سفرههای زیرزمینی نیز به دلیل برداشت بیش از حد در وضعیت شکنندهای قرار دارند. ادامه این روند میتواند فرونشست زمین را در مناطق جنوب و جنوب شرق تهران (مانند ورامین با نرخ فرونشست تا 36 سانتیمتر در سال) تشدید کند، که خود تهدیدی بلندمدت برای زیرساختهای شهری است. اگرچه مقامات آبفای تهران جیرهبندی برنامهریزیشده را رد کردهاند، اما کاهش فشار شبکه و قطع مقطعی آب در برخی مناطق میتواند بهعنوان نوعی جیرهبندی غیررسمی عمل کند. همچنین، قطع دورهای برق پمپهای خانگی (که در برخی مناطق گسترش یافتهاند) میتواند محدودیتهای بیشتری بر دسترسی به آب تحمیل کند.
تجربه اعتراضات آبی در خوزستان نشان میدهد که قطعیهای طولانیمدت آب میتواند به نارضایتی عمومی و حتی بحرانهای امنیتی منجر شود. در تهران، با جمعیت بیش از 8 میلیون نفر و تراکم بالای جمعیتی، هرگونه اختلال گسترده در تأمین آب میتواند تبعات اجتماعی قابلتوجهی داشته باشد. راهکارهای ارائهشده تا کنون مانند صرفهجویی، مدیریت فشار، و استفاده از منابع جایگزین در شرایط کنونی به دلیل شدت بحران و محدودیتهای زیرساختها احتمالاً تأثیر محدودی خواهند داشت. میانگین مصرف سرانه آب در تهران حدود 190 لیتر در روز است، در حالی که الگوی بهینه 130 لیتر تعریف شده است. کاهش 20 درصدی مصرف خانگی نیازمند همکاری گسترده شهروندان است، اما تجربه نشان میدهد که بدون اجبار یا مشوقهای قوی، دستیابی به این هدف دشوار است. مدیریت فشار و توزیع نوبتی تنها توزیع کمبود را عادلانهتر میکند و نمیتواند مشکل اصلی (کمبود منابع) را حل کند. برداشت بیشتر از چاهها به دلیل وضعیت بحرانی سفرههای زیرزمینی پایدار نیست، و پروژههای بازچرخانی آب یا انتقال آب (مانند خط دوم طالقان) هنوز به بهرهبرداری کامل نرسیدهاند. تکمیل پروژههای زیرساختی بلندمدت مانند انتقال آب طالقان یا بازیافت فاضلاب برای تابستان 1404 عملیاتی نخواهد شد و در بهترین حالت، تأثیر آنها در سالهای آینده قابل انتظار است.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/22
Telegram
پالس آب
پیشبینی وضعیت تأمین آب تهران در تابستان 1404
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
با توجه به اطلاعات موجود و شرایط بحرانی منابع آبی تهران در تابستان 1404، پیشبینی وضعیت تأمین آب پایتخت در ماههای پیش رو به شدت نگرانکننده است. ذخایر سدهای پنجگانه…
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
با توجه به اطلاعات موجود و شرایط بحرانی منابع آبی تهران در تابستان 1404، پیشبینی وضعیت تأمین آب پایتخت در ماههای پیش رو به شدت نگرانکننده است. ذخایر سدهای پنجگانه…
* پیشبینی سناریوهای محتمل وضعیت تأمین آب تهران در تابستان 1404
با توجه به دادهها و هشدارهای موجود، سه سناریو برای تابستان 1404 محتمل است:
1. سناریوی خوشبینانه: با همکاری گسترده شهروندان و کاهش 20-30 درصدی مصرف آب، همراه با بارندگیهای غیرمنتظره در اواخر تابستان، تهران میتواند با افت فشار شدید و قطعیهای محدود از تابستان عبور کند. این سناریو نیازمند کمپینهای مؤثر آگاهیرسانی و اجرای دقیق سیاستهای مدیریت مصرف است.
2. سناریوی محتمل: ادامه روند کنونی مصرف و عدم موفقیت در کاهش تقاضا منجر به قطعیهای مقطعی آب در مناطق مختلف، بهویژه در ساعات اوج مصرف، خواهد شد. سد ماملو احتمالاً تا پایان تابستان از مدار خارج میشود، و فشار بر سایر سدها و منابع زیرزمینی افزایش خواهد یافت. این سناریو میتواند به نارضایتی عمومی و مشکلات اجتماعی منجر شود.
3. سناریوی بدبینانه: در صورت تداوم گرمای شدید و عدم کاهش مصرف، تهران ممکن است با شرایطی مشابه همدان (قطعیهای طولانیمدت) مواجه شود، بهویژه از شهریورماه که سدهای اصلی یکی پس از دیگری از دسترس خارج میشوند. این وضعیت میتواند به استفاده گسترده از تانکرهای آب، افزایش تنشهای اجتماعی و حتی بحرانهای امنیتی منجر شود.
با توجه به نقطه بحرانی کنونی که نزدیک به نقطه صفر منابع آبی است، اقدامات زیر میتوانند به کاهش شدت بحران کمک کنند، هرچند تأثیر آنها محدود خواهد بود:
تشدید نظارت بر پرمصرفها: اعمال جریمههای سنگین و قطع موقت آب برای مشترکین پرمصرف (مانند کسانی که بیش از 150 لیتر در روز مصرف میکنند) میتواند انگیزه صرفهجویی را افزایش دهد.
توسعه سریع زیرساختهای موقت: استقرار گستردهتر تانکرهای سیار آب در مناطق پرتنش و تسریع در نصب مخازن و پمپهای خانگی در مجتمعهای مسکونی.
بازچرخانی فاضلاب برای مصارف غیرشرب: تسریع در استفاده از پساب تصفیهشده برای آبیاری فضای سبز و صنایع، بهمنظور کاهش فشار بر منابع شرب.
مدیریت شرایط اضطراری و بحران: برنامهریزی برای توزیع نوبتی آب در مناطق بحرانی و اطلاعرسانی شفاف به شهروندان برای جلوگیری از تنشهای اجتماعی.
* مناطق بیشتر در معرض قطعی آب در تهران در تابستان 1404
مناطق زیر به دلایل مختلف در معرض قطعی یا افت فشار آب قرار دارند:
- مناطق جنوبی و جنوب شرقی تهران: مناطق شامل شوش، جوادیه، قزوین، رشیدی، یافتآباد (شمالی و جنوبی)، شهرک ولیعصر (شمالی و جنوبی)، شادآباد، سعیدآباد، تولیددارو، شهرک فردوس، خلیجفارس، ابراهیمآباد، عربآباد، پاکدشت، ورامین، قرچک، پیشوا، فلآح، امامزاده حسن، قلعه مرغی، و محدوده جاده خاوران و بزرگراه آزادگان به دلیل وابستگی به سد ماملو که طبق گزارشها کاملاً خشک شده یا در آستانه اتمام ذخایر است و فرسودگی شبکههای آبرسانی و هدررفت بالای آب (تا 30 درصد در برخی مناطق) در معرض قطعی شدید آب قرار دارند.
- مناطق غربی و شمال غربی تهران: مناطق شامل ستارخان، صادقیه، گیشا، اشرفی اصفهانی، پونک، جنتآباد (جنوبی و شمالی)، مرزداران، شهرآرا، شهران، بلوار سردار جنگل، و شهرک ولیعصر به دلیل وابستگی به سد امیرکبیر (کرج) که تنها 7 درصد ظرفیت پرشدگی دارد و مصرف بالای آب در این مناطق، بهویژه توسط مشترکین پرمصرف (5 درصد مشترکین که 10-15 درصد آب تهران را مصرف میکنند، عمدتاً در شمال غرب)
- مناطق مرکزی تهران: مناطق شامل فاطمی، شریعتی، سهروردی، خیابان مطهری، قائممقام فراهانی، میرزای شیرازی، خیابان ولیعصر (محدوده چهارراه زرتشت)، بهجتآباد، خیابان کارگر، میدان انقلاب، و خیابان بهار (محدوده طالقانی) به دلیل افت فشار شبکه به دلیل کاهش ورودی آب به مخازن
- مناطق شرقی تهران: مناطق شامل تهران نو، دوشانتپه، خیابان عادلی، خیابان افراسیابی، خیابان غفارینسب، قلهک، نارمک، و چهارراه لشگر (نظامآباد). به دلیل وابستگی به سدهای لتیان (12 درصد ظرفیت پرشدگی) و لار (تقریباً خالی)، که در آستانه اتمام ذخایر هستند.
* شدت احتمال قطعی آب به تفکیک مناطق تهران
بسیار بالا: مناطق جنوبی و جنوب شرقی (به دلیل اتمام ذخایر سد ماملو و زیرساختهای ضعیف).
بالا: مناطق غربی و شمال غربی (به دلیل مصرف بالا و مشکلات انتقال از سد کرج).
متوسط تا بالا: مناطق مرکزی (به دلیل تراکم و مشکلات شبکه).
متوسط: مناطق شرقی (به دلیل وابستگی به سدهای کمآب).
* توصیه برای ساکنان مناطق با احتمال زیاد قطعی آب
- نصب مخازن و پمپ: آبفا به ساکنان ساختمانهای چندطبقه توصیه کرده از مخازن ذخیره و پمپ استفاده کنند، زیرا تأمین فشار تنها تا طبقات اول تضمین شده است.
- صرفهجویی در مصرف: کاهش مصرف به زیر 130 لیتر سرانه در روز (در مقابل 190 لیتر کنونی) میتواند فشار بر شبکه را کاهش دهد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/22
با توجه به دادهها و هشدارهای موجود، سه سناریو برای تابستان 1404 محتمل است:
1. سناریوی خوشبینانه: با همکاری گسترده شهروندان و کاهش 20-30 درصدی مصرف آب، همراه با بارندگیهای غیرمنتظره در اواخر تابستان، تهران میتواند با افت فشار شدید و قطعیهای محدود از تابستان عبور کند. این سناریو نیازمند کمپینهای مؤثر آگاهیرسانی و اجرای دقیق سیاستهای مدیریت مصرف است.
2. سناریوی محتمل: ادامه روند کنونی مصرف و عدم موفقیت در کاهش تقاضا منجر به قطعیهای مقطعی آب در مناطق مختلف، بهویژه در ساعات اوج مصرف، خواهد شد. سد ماملو احتمالاً تا پایان تابستان از مدار خارج میشود، و فشار بر سایر سدها و منابع زیرزمینی افزایش خواهد یافت. این سناریو میتواند به نارضایتی عمومی و مشکلات اجتماعی منجر شود.
3. سناریوی بدبینانه: در صورت تداوم گرمای شدید و عدم کاهش مصرف، تهران ممکن است با شرایطی مشابه همدان (قطعیهای طولانیمدت) مواجه شود، بهویژه از شهریورماه که سدهای اصلی یکی پس از دیگری از دسترس خارج میشوند. این وضعیت میتواند به استفاده گسترده از تانکرهای آب، افزایش تنشهای اجتماعی و حتی بحرانهای امنیتی منجر شود.
با توجه به نقطه بحرانی کنونی که نزدیک به نقطه صفر منابع آبی است، اقدامات زیر میتوانند به کاهش شدت بحران کمک کنند، هرچند تأثیر آنها محدود خواهد بود:
تشدید نظارت بر پرمصرفها: اعمال جریمههای سنگین و قطع موقت آب برای مشترکین پرمصرف (مانند کسانی که بیش از 150 لیتر در روز مصرف میکنند) میتواند انگیزه صرفهجویی را افزایش دهد.
توسعه سریع زیرساختهای موقت: استقرار گستردهتر تانکرهای سیار آب در مناطق پرتنش و تسریع در نصب مخازن و پمپهای خانگی در مجتمعهای مسکونی.
بازچرخانی فاضلاب برای مصارف غیرشرب: تسریع در استفاده از پساب تصفیهشده برای آبیاری فضای سبز و صنایع، بهمنظور کاهش فشار بر منابع شرب.
مدیریت شرایط اضطراری و بحران: برنامهریزی برای توزیع نوبتی آب در مناطق بحرانی و اطلاعرسانی شفاف به شهروندان برای جلوگیری از تنشهای اجتماعی.
* مناطق بیشتر در معرض قطعی آب در تهران در تابستان 1404
مناطق زیر به دلایل مختلف در معرض قطعی یا افت فشار آب قرار دارند:
- مناطق جنوبی و جنوب شرقی تهران: مناطق شامل شوش، جوادیه، قزوین، رشیدی، یافتآباد (شمالی و جنوبی)، شهرک ولیعصر (شمالی و جنوبی)، شادآباد، سعیدآباد، تولیددارو، شهرک فردوس، خلیجفارس، ابراهیمآباد، عربآباد، پاکدشت، ورامین، قرچک، پیشوا، فلآح، امامزاده حسن، قلعه مرغی، و محدوده جاده خاوران و بزرگراه آزادگان به دلیل وابستگی به سد ماملو که طبق گزارشها کاملاً خشک شده یا در آستانه اتمام ذخایر است و فرسودگی شبکههای آبرسانی و هدررفت بالای آب (تا 30 درصد در برخی مناطق) در معرض قطعی شدید آب قرار دارند.
- مناطق غربی و شمال غربی تهران: مناطق شامل ستارخان، صادقیه، گیشا، اشرفی اصفهانی، پونک، جنتآباد (جنوبی و شمالی)، مرزداران، شهرآرا، شهران، بلوار سردار جنگل، و شهرک ولیعصر به دلیل وابستگی به سد امیرکبیر (کرج) که تنها 7 درصد ظرفیت پرشدگی دارد و مصرف بالای آب در این مناطق، بهویژه توسط مشترکین پرمصرف (5 درصد مشترکین که 10-15 درصد آب تهران را مصرف میکنند، عمدتاً در شمال غرب)
- مناطق مرکزی تهران: مناطق شامل فاطمی، شریعتی، سهروردی، خیابان مطهری، قائممقام فراهانی، میرزای شیرازی، خیابان ولیعصر (محدوده چهارراه زرتشت)، بهجتآباد، خیابان کارگر، میدان انقلاب، و خیابان بهار (محدوده طالقانی) به دلیل افت فشار شبکه به دلیل کاهش ورودی آب به مخازن
- مناطق شرقی تهران: مناطق شامل تهران نو، دوشانتپه، خیابان عادلی، خیابان افراسیابی، خیابان غفارینسب، قلهک، نارمک، و چهارراه لشگر (نظامآباد). به دلیل وابستگی به سدهای لتیان (12 درصد ظرفیت پرشدگی) و لار (تقریباً خالی)، که در آستانه اتمام ذخایر هستند.
* شدت احتمال قطعی آب به تفکیک مناطق تهران
بسیار بالا: مناطق جنوبی و جنوب شرقی (به دلیل اتمام ذخایر سد ماملو و زیرساختهای ضعیف).
بالا: مناطق غربی و شمال غربی (به دلیل مصرف بالا و مشکلات انتقال از سد کرج).
متوسط تا بالا: مناطق مرکزی (به دلیل تراکم و مشکلات شبکه).
متوسط: مناطق شرقی (به دلیل وابستگی به سدهای کمآب).
* توصیه برای ساکنان مناطق با احتمال زیاد قطعی آب
- نصب مخازن و پمپ: آبفا به ساکنان ساختمانهای چندطبقه توصیه کرده از مخازن ذخیره و پمپ استفاده کنند، زیرا تأمین فشار تنها تا طبقات اول تضمین شده است.
- صرفهجویی در مصرف: کاهش مصرف به زیر 130 لیتر سرانه در روز (در مقابل 190 لیتر کنونی) میتواند فشار بر شبکه را کاهش دهد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/22
Telegram
پالس آب
پیشبینی وضعیت تأمین آب تهران در تابستان 1404
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
با توجه به اطلاعات موجود و شرایط بحرانی منابع آبی تهران در تابستان 1404، پیشبینی وضعیت تأمین آب پایتخت در ماههای پیش رو به شدت نگرانکننده است. ذخایر سدهای پنجگانه…
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
با توجه به اطلاعات موجود و شرایط بحرانی منابع آبی تهران در تابستان 1404، پیشبینی وضعیت تأمین آب پایتخت در ماههای پیش رو به شدت نگرانکننده است. ذخایر سدهای پنجگانه…
😢3
نامه سرگشاده به شورای عالی آب
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
اعضای محترم شورای عالی آب ایران،
با سلام و احترام،
با توجه به بحران عمیق منابع آب و چالشهای زیستمحیطی در ایران، این نامه با هدف ارائه راهکارهای عملی و مؤثر برای مدیریت پایدار منابع آب کشور تقدیم میشود. بحران آب در ایران، از کاهش سطح آبهای زیرزمینی گرفته تا خشک شدن تالابها و رودخانهها، نیازمند اقدامات فوری و برنامهریزیهای دقیق در سه بازه زمانی کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت است. راهکارهای پیشنهادی با تأکید بر پایداری، مشارکت اجتماعی و بهرهگیری از فناوری تهیه شده است.
* راهکارهای کوتاهمدت (۶ ماه تا ۲ سال)
1. مدیریت اضطراری تقاضای آب: اجرای طرحهای فوری کاهش مصرف آب در بخشهای کشاورزی، صنعتی و خانگی از طریق اطلاعرسانی گسترده، ارائه مشوقهای مالی برای کاهش مصرف و نصب تجهیزات کاهنده مصرف (مانند شیرهای کممصرف).
2. توقف بهرهبرداری غیرمجاز از منابع آب: تقویت نظارت بر چاههای غیرمجاز و برداشتهای غیرقانونی از رودخانهها با استفاده از فناوریهای پایش ماهوارهای و جریمههای بازدارنده.
3. بازسازی زیرساختهای آبی: تعمیر و بهسازی شبکههای انتقال آب شهری و روستایی برای کاهش هدررفت آب (که در برخی مناطق تا ۳۰٪ گزارش شده است).
4. احیای اضطراری تالابها: تخصیص حقآبه زیستمحیطی برای تالابهای در معرض خطر (مانند هامون و گاوخونی) با اولویتبندی تخصیص منابع آب سطحی.
* راهکارهای میانمدت (۲ تا ۵ سال)
1. اصلاح الگوی کشت کشاورزی: توسعه کشاورزی پایدار با جایگزینی محصولات پرمصرف آب (مانند برنج) با محصولات کمآببر (مانند زعفران و پسته) و آموزش و حمایت مؤثر کشاورزان برای استفاده از روشهای آبیاری قطرهای با شرط عدم استفاده از آب صرفه جویی شده.
2. تقویت مدیریت حوضههای آبریز: ایجاد شوراهای محلی مدیریت حوضههای آبریز با مشارکت ذینفعان (کشاورزان، صنایع و جوامع محلی) برای تخصیص عادلانه آب.
3. توسعه فناوریهای بازچرخانی آب: سرمایهگذاری در تصفیه و بازچرخانی فاضلاب برای استفاده در صنعت و کشاورزی بهویژه در مناطق خشک.
4. ارتقای آگاهی عمومی و اصلاح الگوی مصرف: اجرای کمپینهای ملی آموزش همگانی برای ترویج فرهنگ صرفهجویی در مصرف آب و جلب مشارکت مردمی در حفاظت از منابع آب.
* راهکارهای بلندمدت (۵ تا ۲۰ سال)
1. بازنگری و تدوین سیاست نوین ملی آب مبتنی بر پایداری: بازنگری قوانین و سیاستهای مدیریت آب با تأکید بر حفاظت از منابع آب زیرزمینی و جلوگیری از برداشت بیش از حد.
2. توسعه آبشیرینکنها با استاده از انرژیهای تجدیدپذیر: استفاده از انرژی خورشیدی و بادی برای تأمین انرژی تأسیسات آبشیرینکن در سواحل خلیجفارس و دریای عمان، با هدف تأمین آب شرب.
3. احیای اکوسیستمهای آبی: اجرای برنامههای جامع احیای تالابها، دریاچهها و رودخانهها با همکاری سازمانهای بینالمللی و استفاده از تجربیات جهانی.
4. تقویت دیپلماسی آب: مذاکره با کشورهای همسایه برای مدیریت عادلانه منابع آب فرامرزی (مانند هیرمند و ارس) و جلوگیری از تنشهای منطقهای.
بحران آب در ایران نه تنها یک چالش زیستمحیطی، بلکه تهدیدی برای امنیت ملی، اقتصاد و معیشت میلیونها نفر از هموطنان است. از شورای عالی آب درخواست می شود با تشکیل کارگروههای تخصصی و مشارکت نخبگان، سازمانهای مردمنهاد و جوامع محلی، اجرای این راهکارها را در اولویت قرار دهد. زمان برای اقدامات فوری محدود است و با توجه به نزدیک بودن نقطه بی بازگشت، هرگونه تأخیر میتواند خسارات جبرانناپذیری به همراه داشته باشد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/25
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
اعضای محترم شورای عالی آب ایران،
با سلام و احترام،
با توجه به بحران عمیق منابع آب و چالشهای زیستمحیطی در ایران، این نامه با هدف ارائه راهکارهای عملی و مؤثر برای مدیریت پایدار منابع آب کشور تقدیم میشود. بحران آب در ایران، از کاهش سطح آبهای زیرزمینی گرفته تا خشک شدن تالابها و رودخانهها، نیازمند اقدامات فوری و برنامهریزیهای دقیق در سه بازه زمانی کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت است. راهکارهای پیشنهادی با تأکید بر پایداری، مشارکت اجتماعی و بهرهگیری از فناوری تهیه شده است.
* راهکارهای کوتاهمدت (۶ ماه تا ۲ سال)
1. مدیریت اضطراری تقاضای آب: اجرای طرحهای فوری کاهش مصرف آب در بخشهای کشاورزی، صنعتی و خانگی از طریق اطلاعرسانی گسترده، ارائه مشوقهای مالی برای کاهش مصرف و نصب تجهیزات کاهنده مصرف (مانند شیرهای کممصرف).
2. توقف بهرهبرداری غیرمجاز از منابع آب: تقویت نظارت بر چاههای غیرمجاز و برداشتهای غیرقانونی از رودخانهها با استفاده از فناوریهای پایش ماهوارهای و جریمههای بازدارنده.
3. بازسازی زیرساختهای آبی: تعمیر و بهسازی شبکههای انتقال آب شهری و روستایی برای کاهش هدررفت آب (که در برخی مناطق تا ۳۰٪ گزارش شده است).
4. احیای اضطراری تالابها: تخصیص حقآبه زیستمحیطی برای تالابهای در معرض خطر (مانند هامون و گاوخونی) با اولویتبندی تخصیص منابع آب سطحی.
* راهکارهای میانمدت (۲ تا ۵ سال)
1. اصلاح الگوی کشت کشاورزی: توسعه کشاورزی پایدار با جایگزینی محصولات پرمصرف آب (مانند برنج) با محصولات کمآببر (مانند زعفران و پسته) و آموزش و حمایت مؤثر کشاورزان برای استفاده از روشهای آبیاری قطرهای با شرط عدم استفاده از آب صرفه جویی شده.
2. تقویت مدیریت حوضههای آبریز: ایجاد شوراهای محلی مدیریت حوضههای آبریز با مشارکت ذینفعان (کشاورزان، صنایع و جوامع محلی) برای تخصیص عادلانه آب.
3. توسعه فناوریهای بازچرخانی آب: سرمایهگذاری در تصفیه و بازچرخانی فاضلاب برای استفاده در صنعت و کشاورزی بهویژه در مناطق خشک.
4. ارتقای آگاهی عمومی و اصلاح الگوی مصرف: اجرای کمپینهای ملی آموزش همگانی برای ترویج فرهنگ صرفهجویی در مصرف آب و جلب مشارکت مردمی در حفاظت از منابع آب.
* راهکارهای بلندمدت (۵ تا ۲۰ سال)
1. بازنگری و تدوین سیاست نوین ملی آب مبتنی بر پایداری: بازنگری قوانین و سیاستهای مدیریت آب با تأکید بر حفاظت از منابع آب زیرزمینی و جلوگیری از برداشت بیش از حد.
2. توسعه آبشیرینکنها با استاده از انرژیهای تجدیدپذیر: استفاده از انرژی خورشیدی و بادی برای تأمین انرژی تأسیسات آبشیرینکن در سواحل خلیجفارس و دریای عمان، با هدف تأمین آب شرب.
3. احیای اکوسیستمهای آبی: اجرای برنامههای جامع احیای تالابها، دریاچهها و رودخانهها با همکاری سازمانهای بینالمللی و استفاده از تجربیات جهانی.
4. تقویت دیپلماسی آب: مذاکره با کشورهای همسایه برای مدیریت عادلانه منابع آب فرامرزی (مانند هیرمند و ارس) و جلوگیری از تنشهای منطقهای.
بحران آب در ایران نه تنها یک چالش زیستمحیطی، بلکه تهدیدی برای امنیت ملی، اقتصاد و معیشت میلیونها نفر از هموطنان است. از شورای عالی آب درخواست می شود با تشکیل کارگروههای تخصصی و مشارکت نخبگان، سازمانهای مردمنهاد و جوامع محلی، اجرای این راهکارها را در اولویت قرار دهد. زمان برای اقدامات فوری محدود است و با توجه به نزدیک بودن نقطه بی بازگشت، هرگونه تأخیر میتواند خسارات جبرانناپذیری به همراه داشته باشد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/25
Telegram
پالس آب
نامه سرگشاده به شورای عالی آب
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
اعضای محترم شورای عالی آب ایران،
با سلام و احترام،
با توجه به بحران عمیق منابع آب و چالشهای زیستمحیطی در ایران، این نامه با هدف ارائه راهکارهای عملی و مؤثر برای مدیریت پایدار…
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
اعضای محترم شورای عالی آب ایران،
با سلام و احترام،
با توجه به بحران عمیق منابع آب و چالشهای زیستمحیطی در ایران، این نامه با هدف ارائه راهکارهای عملی و مؤثر برای مدیریت پایدار…
👍6👎2👏2
یک نفر به من بگوید چه کنم؟
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
جناب آقای پزشکیان،
اظهارات شما در مورد بحران جدی منابع آب در ایران، هشداری بهجا و دقیق است که نشاندهنده عمق چالشهایی است که کشور ما در حوزه مدیریت منابع آب با آن مواجه است. بحران آب در ایران نتیجه ترکیبی از عوامل طبیعی، مانند کاهش بارندگی و تغییرات اقلیمی، و عوامل انسانی، از جمله مدیریت ناکارآمد منابع، توسعه ناپایدار، و مصرف غیربهینه آب است. در پاسخ به درخواست شما برای ارائه راهکار، در ادامه یک برنامه جامع با تمرکز بر راهحلهای عملی و پایدار ارائه میشود که میتواند به عنوان نقشه راه برای مدیریت این بحران مورد استفاده قرار گیرد:
۱. تقویت مدیریت یکپارچه منابع آب (IWRM)
مدیریت یکپارچه منابع آب رویکردی جامع است که هماهنگی بین بخشهای مختلف (کشاورزی، صنعت، شرب، و محیط زیست) را تضمین میکند. اقدامات پیشنهادی:
- تشکیل شورای عالی آب با اختیارات اجرایی قوی: این شورا باید با حضور نمایندگان دولت، مجلس، بخش خصوصی، و جوامع محلی، سیاستگذاری کلان آب را هدایت کند.
- تدوین برنامه ملی مدیریت آب: این برنامه باید شامل اولویتبندی تخصیص آب، بازنگری در مجوزهای بهرهبرداری، و تعیین سقف برداشت از منابع زیرزمینی باشد.
- شفافیت دادهها: ایجاد سامانهای جامع برای پایش و انتشار دادههای منابع آب (سطحی و زیرزمینی) به منظور تصمیمگیری مبتنی بر اطلاعات دقیق.
۲. سازگاري با کاهش بارندگی و تغییرات اقلیمی
کاهش ۴۰ درصدی بارندگی و اثرات تغییرات اقلیمی نیازمند اقدامات فوری و بلندمدت است:
- سرمایهگذاری در فناوریهای نوین: استفاده از فناوریهایی مانند استحصال آب از مه، بارورسازی ابرها (با ارزیابی دقیق زیستمحیطی)، و بازچرخانی آب.
- توسعه زیرساختهای ذخیرهسازی آب: بازسازی و بهینهسازی سدها و مخازن موجود برای کاهش هدررفت آب و افزایش کارایی ذخیرهسازی.
- حفاظت از تالابها و اکوسیستمهای آبی: احیای تالابهایی مانند هامون، گاوخونی، و بختگان برای حفظ تعادل اکولوژیکی و جلوگیری از تشدید بیابانزایی.
۳. اصلاح الگوی مصرف در بخش کشاورزی
بخش کشاورزی با مصرف بیش از ۸۰ درصد منابع آب کشور، بزرگترین چالش در مدیریت آب است. راهکارها:
- ترویج کشاورزی هوشمند: استفاده از روشهای آبیاری قطرهای و تحتفشار به جای روشهای سنتی مانند غرقابی با شرط عدم توسعه سطح زیر کشت و یا فروش حجم آب ذخیره شده. دولت میتواند با ارائه یارانه و تسهیلات، این فناوریها را در دسترس کشاورزان قرار دهد.
- تغییر الگوی کشت: ترویج کشت محصولات کمآببر (مانند زعفران، پسته، و گیاهان دارویی) به جای محصولات پرآببر مانند برنج و هندوانه در مناطق خشک.
- آموزش و توانمندسازی کشاورزان: برگزاری دورههای آموزشی برای کشاورزان در زمینه مدیریت آب و معرفی ارقام مقاوم به خشکی.
۴. مدیریت منابع آب زیرزمینی
برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، بسیاری از دشتهای ایران را در وضعیت بحرانی قرار داده است. اقدامات پیشنهادی:
- نصب کنتورهای هوشمند: نظارت دقیق بر برداشت آب از چاههای مجاز و برخورد قاطع با چاههای غیرمجاز.
- طرحهای تغذیه مصنوعی سفرههای زیرزمینی: اجرای پروژههای تزریق آب به سفرههای زیرزمینی در مناطق مستعد.
- حفاظت از دشتهای ممنوعه: اعمال محدودیتهای سختگیرانه در دشتهایی که با افت شدید سطح آب زیرزمینی مواجهاند.
۵. بهینهسازی مصرف آب در بخش خانگی و صنعتی
- فرهنگسازی و آموزش عمومی: اجرای کمپینهای رسانهای برای ترویج صرفهجویی در مصرف آب در خانوارها.
- نوسازی شبکههای توزیع آب شهری: کاهش هدررفت آب در شبکههای فرسوده که در برخی مناطق تا ۳۰ درصد آب را تلف میکند.
- تشویق صنایع به بازچرخانی آب: ارائه مشوقهای مالی برای صنایعی که از فناوریهای بازیافت آب استفاده کنند.
۶. دیپلماسی آب و همکاریهای منطقهای
بخش قابلتوجهی از منابع آب ایران از رودخانههای مرزی تأمین میشود. برای مدیریت این منابع:
- مذاکره با کشورهای همسایه: تقویت دیپلماسی آب با کشورهایی مانند افغانستان (رودخانه هیرمند) و ترکیه (رودخانههای ارس و دجله) برای تضمین حقآبه ایران.
- مشارکت در پروژههای منطقهای: همکاری با کشورهای منطقه برای مدیریت پایدار حوضههای آبریز مشترک.
۷. تقویت زیرساختهای قانونی و نظارتی
- بازنگری قوانین آب: بهروزرسانی قوانین مربوط به مالکیت و بهرهبرداری از منابع آب برای جلوگیری از سوءاستفاده و تضمین عدالت در توزیع.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/26
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
جناب آقای پزشکیان،
اظهارات شما در مورد بحران جدی منابع آب در ایران، هشداری بهجا و دقیق است که نشاندهنده عمق چالشهایی است که کشور ما در حوزه مدیریت منابع آب با آن مواجه است. بحران آب در ایران نتیجه ترکیبی از عوامل طبیعی، مانند کاهش بارندگی و تغییرات اقلیمی، و عوامل انسانی، از جمله مدیریت ناکارآمد منابع، توسعه ناپایدار، و مصرف غیربهینه آب است. در پاسخ به درخواست شما برای ارائه راهکار، در ادامه یک برنامه جامع با تمرکز بر راهحلهای عملی و پایدار ارائه میشود که میتواند به عنوان نقشه راه برای مدیریت این بحران مورد استفاده قرار گیرد:
۱. تقویت مدیریت یکپارچه منابع آب (IWRM)
مدیریت یکپارچه منابع آب رویکردی جامع است که هماهنگی بین بخشهای مختلف (کشاورزی، صنعت، شرب، و محیط زیست) را تضمین میکند. اقدامات پیشنهادی:
- تشکیل شورای عالی آب با اختیارات اجرایی قوی: این شورا باید با حضور نمایندگان دولت، مجلس، بخش خصوصی، و جوامع محلی، سیاستگذاری کلان آب را هدایت کند.
- تدوین برنامه ملی مدیریت آب: این برنامه باید شامل اولویتبندی تخصیص آب، بازنگری در مجوزهای بهرهبرداری، و تعیین سقف برداشت از منابع زیرزمینی باشد.
- شفافیت دادهها: ایجاد سامانهای جامع برای پایش و انتشار دادههای منابع آب (سطحی و زیرزمینی) به منظور تصمیمگیری مبتنی بر اطلاعات دقیق.
۲. سازگاري با کاهش بارندگی و تغییرات اقلیمی
کاهش ۴۰ درصدی بارندگی و اثرات تغییرات اقلیمی نیازمند اقدامات فوری و بلندمدت است:
- سرمایهگذاری در فناوریهای نوین: استفاده از فناوریهایی مانند استحصال آب از مه، بارورسازی ابرها (با ارزیابی دقیق زیستمحیطی)، و بازچرخانی آب.
- توسعه زیرساختهای ذخیرهسازی آب: بازسازی و بهینهسازی سدها و مخازن موجود برای کاهش هدررفت آب و افزایش کارایی ذخیرهسازی.
- حفاظت از تالابها و اکوسیستمهای آبی: احیای تالابهایی مانند هامون، گاوخونی، و بختگان برای حفظ تعادل اکولوژیکی و جلوگیری از تشدید بیابانزایی.
۳. اصلاح الگوی مصرف در بخش کشاورزی
بخش کشاورزی با مصرف بیش از ۸۰ درصد منابع آب کشور، بزرگترین چالش در مدیریت آب است. راهکارها:
- ترویج کشاورزی هوشمند: استفاده از روشهای آبیاری قطرهای و تحتفشار به جای روشهای سنتی مانند غرقابی با شرط عدم توسعه سطح زیر کشت و یا فروش حجم آب ذخیره شده. دولت میتواند با ارائه یارانه و تسهیلات، این فناوریها را در دسترس کشاورزان قرار دهد.
- تغییر الگوی کشت: ترویج کشت محصولات کمآببر (مانند زعفران، پسته، و گیاهان دارویی) به جای محصولات پرآببر مانند برنج و هندوانه در مناطق خشک.
- آموزش و توانمندسازی کشاورزان: برگزاری دورههای آموزشی برای کشاورزان در زمینه مدیریت آب و معرفی ارقام مقاوم به خشکی.
۴. مدیریت منابع آب زیرزمینی
برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، بسیاری از دشتهای ایران را در وضعیت بحرانی قرار داده است. اقدامات پیشنهادی:
- نصب کنتورهای هوشمند: نظارت دقیق بر برداشت آب از چاههای مجاز و برخورد قاطع با چاههای غیرمجاز.
- طرحهای تغذیه مصنوعی سفرههای زیرزمینی: اجرای پروژههای تزریق آب به سفرههای زیرزمینی در مناطق مستعد.
- حفاظت از دشتهای ممنوعه: اعمال محدودیتهای سختگیرانه در دشتهایی که با افت شدید سطح آب زیرزمینی مواجهاند.
۵. بهینهسازی مصرف آب در بخش خانگی و صنعتی
- فرهنگسازی و آموزش عمومی: اجرای کمپینهای رسانهای برای ترویج صرفهجویی در مصرف آب در خانوارها.
- نوسازی شبکههای توزیع آب شهری: کاهش هدررفت آب در شبکههای فرسوده که در برخی مناطق تا ۳۰ درصد آب را تلف میکند.
- تشویق صنایع به بازچرخانی آب: ارائه مشوقهای مالی برای صنایعی که از فناوریهای بازیافت آب استفاده کنند.
۶. دیپلماسی آب و همکاریهای منطقهای
بخش قابلتوجهی از منابع آب ایران از رودخانههای مرزی تأمین میشود. برای مدیریت این منابع:
- مذاکره با کشورهای همسایه: تقویت دیپلماسی آب با کشورهایی مانند افغانستان (رودخانه هیرمند) و ترکیه (رودخانههای ارس و دجله) برای تضمین حقآبه ایران.
- مشارکت در پروژههای منطقهای: همکاری با کشورهای منطقه برای مدیریت پایدار حوضههای آبریز مشترک.
۷. تقویت زیرساختهای قانونی و نظارتی
- بازنگری قوانین آب: بهروزرسانی قوانین مربوط به مالکیت و بهرهبرداری از منابع آب برای جلوگیری از سوءاستفاده و تضمین عدالت در توزیع.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/26
❤2👍2
- تشدید نظارت بر پروژههای عمرانی: جلوگیری از توسعه بیرویه پروژههایی مانند سدسازی بدون ارزیابی دقیق زیستمحیطی و اجتماعی.
- حمایت از طرحهای تحقیقاتی: تخصیص بودجه به دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی برای توسعه راهکارهای نوین مدیریت آب.
۸. مشارکت جوامع محلی و بخش خصوصی
- تشکیل تعاونیهای آب: جلب مشارکت کشاورزان و جوامع محلی در مدیریت منابع آب منطقهای.
- مشوقهای اقتصادی: ارائه تسهیلات به شرکتهای خصوصی برای سرمایهگذاری در فناوریهای مدیریت آب (مانند تصفیه و بازیافت آب).
- آموزش و توانمندسازی زنان روستایی: زنان نقش کلیدی در مدیریت مصرف آب در جوامع روستایی دارند و میتوانند در ترویج فرهنگ صرفهجویی مؤثر باشند.
۹. مواجهه با واقعیتهای اجتماعی و اقتصادی
شعار و انتقاد، همانطور که اشاره کردید، مشکلی را حل نمیکند. برای جلب اعتماد عمومی و اجرای موفق این سیاستها:
- شفافیت در اجرا: گزارشدهی منظم به مردم درباره پیشرفت برنامههای مدیریت آب.
- حمایت از اقشار آسیبپذیر: ارائه بستههای حمایتی به کشاورزانی که به دلیل تغییر الگوی کشت یا محدودیتهای آبی دچار ضرر میشوند.
- ایجاد اشتغال جایگزین: توسعه صنایع کمآببر و مشاغل سبز برای کاهش وابستگی معیشتی به کشاورزی پرآببر.
حل بحران آب نیازمند عزم ملی، هماهنگی بیندستگاهی، و مشارکت همهجانبه مردم و بخش خصوصی است. اقدامات پیشنهادی فوق، ترکیبی از راهکارهای کوتاهمدت (مانند نصب کنتورهای هوشمند و کاهش هدررفت) و بلندمدت (مانند تغییر الگوی کشت و دیپلماسی آب) است که میتواند کشور را از این بحران عبور دهد. پیشنهاد میشود یک کارگروه ویژه با حضور کارشناسان و اساتید دانشگاه، نمایندگان مجلس، و فعالان محیط زیست تشکیل شود تا این برنامهها را با جدیت پیگیری کند. همچنین، جلب حمایت عمومی از طریق اطلاعرسانی شفاف و مشارکتمحور، کلید موفقیت این اقدامات خواهد بود
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/26
- حمایت از طرحهای تحقیقاتی: تخصیص بودجه به دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی برای توسعه راهکارهای نوین مدیریت آب.
۸. مشارکت جوامع محلی و بخش خصوصی
- تشکیل تعاونیهای آب: جلب مشارکت کشاورزان و جوامع محلی در مدیریت منابع آب منطقهای.
- مشوقهای اقتصادی: ارائه تسهیلات به شرکتهای خصوصی برای سرمایهگذاری در فناوریهای مدیریت آب (مانند تصفیه و بازیافت آب).
- آموزش و توانمندسازی زنان روستایی: زنان نقش کلیدی در مدیریت مصرف آب در جوامع روستایی دارند و میتوانند در ترویج فرهنگ صرفهجویی مؤثر باشند.
۹. مواجهه با واقعیتهای اجتماعی و اقتصادی
شعار و انتقاد، همانطور که اشاره کردید، مشکلی را حل نمیکند. برای جلب اعتماد عمومی و اجرای موفق این سیاستها:
- شفافیت در اجرا: گزارشدهی منظم به مردم درباره پیشرفت برنامههای مدیریت آب.
- حمایت از اقشار آسیبپذیر: ارائه بستههای حمایتی به کشاورزانی که به دلیل تغییر الگوی کشت یا محدودیتهای آبی دچار ضرر میشوند.
- ایجاد اشتغال جایگزین: توسعه صنایع کمآببر و مشاغل سبز برای کاهش وابستگی معیشتی به کشاورزی پرآببر.
حل بحران آب نیازمند عزم ملی، هماهنگی بیندستگاهی، و مشارکت همهجانبه مردم و بخش خصوصی است. اقدامات پیشنهادی فوق، ترکیبی از راهکارهای کوتاهمدت (مانند نصب کنتورهای هوشمند و کاهش هدررفت) و بلندمدت (مانند تغییر الگوی کشت و دیپلماسی آب) است که میتواند کشور را از این بحران عبور دهد. پیشنهاد میشود یک کارگروه ویژه با حضور کارشناسان و اساتید دانشگاه، نمایندگان مجلس، و فعالان محیط زیست تشکیل شود تا این برنامهها را با جدیت پیگیری کند. همچنین، جلب حمایت عمومی از طریق اطلاعرسانی شفاف و مشارکتمحور، کلید موفقیت این اقدامات خواهد بود
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/26
👍5👏1
آیا دادههای تاریخی آبدهی رودخانهها برای برنامهریزی منابع آب و طراحی سدهای جدید در ایران مناسب هستند؟
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
تغییر اقلیم یکی از چالشهای اصلی قرن حاضر است که اثرات عمیقی بر چرخههای هیدرولوژیکی، الگوهای بارش، و آبدهی رودخانهها در سراسر جهان، از جمله ایران، گذاشته است. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و اقلیمی خود، که عمدتاً خشک و نیمهخشک است، به شدت در برابر تغییرات اقلیمی آسیبپذیر است. در این شرایط، استفاده از دادههای تاریخی آبدهی رودخانهها برای برنامهریزی منابع آب یا طراحی زیرساختهایی مانند سدها ممکن است نادرست و گمراهکننده باشد، زیرا این دادهها دیگر نماینده شرایط آینده نیستند. در عوض، استفاده از مدلهای تغییر اقلیم برای پیشبینی آبدهی آینده رودخانهها ضروری است تا تصمیمگیریهای پایدار و دقیقتری انجام شود.
دلایل اینکه دادههای تاریخی آبدهی رودخانهها دیگر کافی نیستند عبارتند از:
۱. تغییر در الگوهای بارش:
تغییر اقلیم باعث تغییر در توزیع زمانی و مکانی بارشها شده است. در ایران، مطالعات نشان دادهاند که بارشها در بسیاری از مناطق کاهش یافته و دورههای خشکسالی طولانیتر و شدیدتر شدهاند. دادههای تاریخی که بر اساس میانگینهای بلندمدت بارش و آبدهی محاسبه شدهاند، نمیتوانند این تغییرات جدید را منعکس کنند. برای مثال، گزارشهای سازمان هواشناسی ایران و مطالعات اقلیمی نشان میدهند که در دهههای اخیر، بارشهای فصلی در حوضههای آبریز زایندهرود و کارون کاهش قابلتوجهی داشته و این روند احتمالاً در آینده تشدید خواهد شد.
۲. افزایش دما و تبخیر:
افزایش دمای ناشی از تغییر اقلیم منجر به افزایش نرخ تبخیر و تعرق در حوضههای آبریز شده است. این امر بهویژه در مناطق گرم و خشک ایران، مانند حوضههای آبریز مرکزی و خلیجفارس، تأثیر قابلتوجهی بر کاهش آبدهی رودخانهها داشته است. دادههای تاریخی که این افزایش دما و اثرات آن را در نظر نمیگیرند، نمیتوانند کاهش جریانهای سطحی آینده را پیشبینی کنند.
۳. تغییر در زمانبندی جریانها:
تغییر اقلیم باعث تغییر در زمانبندی ذوب برف و جریانهای فصلی شده است. در ایران، بسیاری از رودخانههای مهم مانند سفیدرود و کرخه به ذوب برف در مناطق کوهستانی وابسته هستند. با افزایش دما، ذوب برف زودتر رخ میدهد و اوج جریانهای بهاری به ماههای زودتر منتقل شده است. این تغییرات در دادههای تاریخی ثبت نشدهاند و برنامهریزی بر اساس آنها ممکن است منجر به طراحی سدهایی شود که ظرفیت ذخیرهسازی یا مدیریت جریان آنها با شرایط واقعی همخوانی ندارد.
۴. افزایش رخدادهای حدی:
تغییر اقلیم باعث افزایش فراوانی و شدت رخدادهای حدی مانند سیلهای ناگهانی و خشکسالیهای طولانی شده است. دادههای تاریخی که معمولاً بر اساس میانگینهای بلندمدت هستند، نمیتوانند این تغییرات غیرخطی و ناپیوستگیها را بهخوبی منعکس کنند. برای مثال، سیلهای اخیر در خوزستان (مانند سیل ۱۳۹۸) و خشکسالیهای شدید در سیستان و بلوچستان نشاندهنده تغییر در الگوهای هیدرولوژیکی است که در دادههای گذشته به ندرت دیده شدهاند.
۵. تغییرات کاربری زمین و اثرات انسانی:
علاوه بر تغییر اقلیم، تغییرات کاربری زمین (مانند کشاورزی گسترده، توسعه شهری، و جنگلزدایی) و برداشت بیش از حد آب در ایران اثرات قابلتوجهی بر آبدهی رودخانهها داشتهاند. دادههای تاریخی که قبل از این تغییرات ثبت شدهاند، نمیتوانند شرایط کنونی و آینده را که تحت تأثیر این عوامل هستند، نشان دهند.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/28
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
تغییر اقلیم یکی از چالشهای اصلی قرن حاضر است که اثرات عمیقی بر چرخههای هیدرولوژیکی، الگوهای بارش، و آبدهی رودخانهها در سراسر جهان، از جمله ایران، گذاشته است. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و اقلیمی خود، که عمدتاً خشک و نیمهخشک است، به شدت در برابر تغییرات اقلیمی آسیبپذیر است. در این شرایط، استفاده از دادههای تاریخی آبدهی رودخانهها برای برنامهریزی منابع آب یا طراحی زیرساختهایی مانند سدها ممکن است نادرست و گمراهکننده باشد، زیرا این دادهها دیگر نماینده شرایط آینده نیستند. در عوض، استفاده از مدلهای تغییر اقلیم برای پیشبینی آبدهی آینده رودخانهها ضروری است تا تصمیمگیریهای پایدار و دقیقتری انجام شود.
دلایل اینکه دادههای تاریخی آبدهی رودخانهها دیگر کافی نیستند عبارتند از:
۱. تغییر در الگوهای بارش:
تغییر اقلیم باعث تغییر در توزیع زمانی و مکانی بارشها شده است. در ایران، مطالعات نشان دادهاند که بارشها در بسیاری از مناطق کاهش یافته و دورههای خشکسالی طولانیتر و شدیدتر شدهاند. دادههای تاریخی که بر اساس میانگینهای بلندمدت بارش و آبدهی محاسبه شدهاند، نمیتوانند این تغییرات جدید را منعکس کنند. برای مثال، گزارشهای سازمان هواشناسی ایران و مطالعات اقلیمی نشان میدهند که در دهههای اخیر، بارشهای فصلی در حوضههای آبریز زایندهرود و کارون کاهش قابلتوجهی داشته و این روند احتمالاً در آینده تشدید خواهد شد.
۲. افزایش دما و تبخیر:
افزایش دمای ناشی از تغییر اقلیم منجر به افزایش نرخ تبخیر و تعرق در حوضههای آبریز شده است. این امر بهویژه در مناطق گرم و خشک ایران، مانند حوضههای آبریز مرکزی و خلیجفارس، تأثیر قابلتوجهی بر کاهش آبدهی رودخانهها داشته است. دادههای تاریخی که این افزایش دما و اثرات آن را در نظر نمیگیرند، نمیتوانند کاهش جریانهای سطحی آینده را پیشبینی کنند.
۳. تغییر در زمانبندی جریانها:
تغییر اقلیم باعث تغییر در زمانبندی ذوب برف و جریانهای فصلی شده است. در ایران، بسیاری از رودخانههای مهم مانند سفیدرود و کرخه به ذوب برف در مناطق کوهستانی وابسته هستند. با افزایش دما، ذوب برف زودتر رخ میدهد و اوج جریانهای بهاری به ماههای زودتر منتقل شده است. این تغییرات در دادههای تاریخی ثبت نشدهاند و برنامهریزی بر اساس آنها ممکن است منجر به طراحی سدهایی شود که ظرفیت ذخیرهسازی یا مدیریت جریان آنها با شرایط واقعی همخوانی ندارد.
۴. افزایش رخدادهای حدی:
تغییر اقلیم باعث افزایش فراوانی و شدت رخدادهای حدی مانند سیلهای ناگهانی و خشکسالیهای طولانی شده است. دادههای تاریخی که معمولاً بر اساس میانگینهای بلندمدت هستند، نمیتوانند این تغییرات غیرخطی و ناپیوستگیها را بهخوبی منعکس کنند. برای مثال، سیلهای اخیر در خوزستان (مانند سیل ۱۳۹۸) و خشکسالیهای شدید در سیستان و بلوچستان نشاندهنده تغییر در الگوهای هیدرولوژیکی است که در دادههای گذشته به ندرت دیده شدهاند.
۵. تغییرات کاربری زمین و اثرات انسانی:
علاوه بر تغییر اقلیم، تغییرات کاربری زمین (مانند کشاورزی گسترده، توسعه شهری، و جنگلزدایی) و برداشت بیش از حد آب در ایران اثرات قابلتوجهی بر آبدهی رودخانهها داشتهاند. دادههای تاریخی که قبل از این تغییرات ثبت شدهاند، نمیتوانند شرایط کنونی و آینده را که تحت تأثیر این عوامل هستند، نشان دهند.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/28
👍3❤2
چرا باید از مدلهای تغییر اقلیم استفاده کرد؟
۱. پیشبینی شرایط آینده:
مدلهای تغییر اقلیم، مانند مدلهای اقلیمی جهانی (GCMs) و مدلهای مقیاسکاهشیافته منطقهای (RCMs)، با استفاده از سناریوهای مختلف انتشار گازهای گلخانهای میتوانند تغییرات آینده در بارش، دما، و آبدهی رودخانهها را پیشبینی کنند. این مدلها امکان شبیهسازی الگوهای هیدرولوژیکی در دهههای آینده را فراهم میکنند و به مهندسان کمک میکنند تا طراحی سدها و سیستمهای مدیریت آب را با شرایط اقلیمی آینده هماهنگ کنند. برای مثال، مدلهای اقلیمی نشان دادهاند که در ایران تا سال ۲۰۵۰، کاهش ۱۰ تا ۲۰ درصدی بارش در برخی حوضهها و افزایش دما تا ۲ درجه سانتیگراد محتمل است.
۲. مدلسازی عدم قطعیت:
مدلهای تغییر اقلیم با ارائه سناریوهای مختلف، امکان بررسی عدم قطعیتها را فراهم میکنند. این امر به برنامهریزان اجازه میدهد تا بدترین حالتهای محتمل را در نظر بگیرند. این رویکرد به جای تکیه بر دادههای تاریخی ثابت، طراحیهای انعطافپذیرتری را ممکن میسازد.
۳. تطبیق با تغییرات هیدرولوژیکی:
مدلهای هیدرولوژیکی مانند SWAT یا HEC-HMS که با دادههای اقلیمی تغذیه میشوند، میتوانند اثرات تغییر اقلیم بر آبدهی رودخانهها را شبیهسازی کنند. این مدلها با در نظر گرفتن تغییرات بارش، تبخیر، و ذوب برف، جریانهای سطحی و زیرزمینی آینده را پیشبینی میکنند. برای مثال، در حوضه زایندهرود، مدلهای هیدرولوژیکی پیشبینی کردهاند که کاهش جریان ورودی به سد زایندهرود تا سال ۲۰۴۰ ممکن است تا ۳۰ درصد باشد، که این امر در دادههای تاریخی دیده نمیشود.
۴. مدیریت ریسک و پایداری:
استفاده از مدلهای تغییر اقلیم به برنامهریزان کمک میکند تا ریسکهای مرتبط با کمبود آب یا سیل را بهتر مدیریت کنند. برای مثال، طراحی سد با ظرفیت ذخیرهسازی بیش از حد بر اساس دادههای تاریخی ممکن است در آینده به دلیل کاهش جریان، غیراقتصادی باشد. در مقابل، مدلهای اقلیمی میتوانند به طراحی سدهایی با ظرفیت بهینه و سازگار با تغییرات آینده کمک کنند.
مثال عملی:
فرض کنید برای طراحی سد جدید در حوضه کارون بزرگ از دادههای تاریخی آبدهی (مثلاً میانگین ۵۰۰ متر مکعب در ثانیه در دهههای گذشته) استفاده شود. اما مدلهای تغییر اقلیم پیشبینی میکنند که تا سال ۲۰۵۰، آبدهی این رودخانه به دلیل کاهش بارش و افزایش تبخیر ممکن است به ۳۵۰ متر مکعب در ثانیه کاهش یابد. اگر سد بر اساس دادههای تاریخی طراحی شود، ظرفیت ذخیرهسازی آن بیش از حد خواهد بود، که منجر به هزینههای غیرضروری و ناکارآمدی اقتصادی میشود. در مقابل، استفاده از مدلهای اقلیمی میتواند ظرفیت بهینهای را پیشنهاد دهد که با جریانهای آینده سازگار باشد و ریسکهای کمبود آب یا سیل را بهتر مدیریت کند.
نتیجهگیری:
دادههای تاریخی آبدهی رودخانهها در ایران به دلیل اثرات تغییر اقلیم، از جمله کاهش بارش، افزایش دما، تغییر زمانبندی جریانها، و رخدادهای حدی، دیگر ملاک مناسبی برای برنامهریزی منابع آب و یا طراحی سدهایی جدید نیستند. این دادهها شرایط گذشته را نشان میدهند، اما نمیتوانند تغییرات آینده را نمایندگی کنند. در مقابل، مدلهای تغییر اقلیم با شبیهسازی سناریوهای مختلف و تلفیق با مدلهای هیدرولوژیکی، ابزار قدرتمندتری برای پیشبینی آبدهی آینده و طراحی زیرساختهای پایدار ارائه میدهند. در ایران، با توجه به آسیبپذیری بالای اقلیمی، استفاده از این مدلها نه تنها توصیه میشود، بلکه برای تضمین پایداری منابع آب و کاهش ریسکهای اقتصادی و زیستمحیطی ضروری است. برنامهریزان و تصمیم گیران بایستی با توجه بیش از پیش به مدلسازی تغییرات اقلیمی در کنار استفاده از داده های تاریخی، تصمیمگیریهای مبتنی بر روندهای آینده را در اولویت قرار دهند.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/28
۱. پیشبینی شرایط آینده:
مدلهای تغییر اقلیم، مانند مدلهای اقلیمی جهانی (GCMs) و مدلهای مقیاسکاهشیافته منطقهای (RCMs)، با استفاده از سناریوهای مختلف انتشار گازهای گلخانهای میتوانند تغییرات آینده در بارش، دما، و آبدهی رودخانهها را پیشبینی کنند. این مدلها امکان شبیهسازی الگوهای هیدرولوژیکی در دهههای آینده را فراهم میکنند و به مهندسان کمک میکنند تا طراحی سدها و سیستمهای مدیریت آب را با شرایط اقلیمی آینده هماهنگ کنند. برای مثال، مدلهای اقلیمی نشان دادهاند که در ایران تا سال ۲۰۵۰، کاهش ۱۰ تا ۲۰ درصدی بارش در برخی حوضهها و افزایش دما تا ۲ درجه سانتیگراد محتمل است.
۲. مدلسازی عدم قطعیت:
مدلهای تغییر اقلیم با ارائه سناریوهای مختلف، امکان بررسی عدم قطعیتها را فراهم میکنند. این امر به برنامهریزان اجازه میدهد تا بدترین حالتهای محتمل را در نظر بگیرند. این رویکرد به جای تکیه بر دادههای تاریخی ثابت، طراحیهای انعطافپذیرتری را ممکن میسازد.
۳. تطبیق با تغییرات هیدرولوژیکی:
مدلهای هیدرولوژیکی مانند SWAT یا HEC-HMS که با دادههای اقلیمی تغذیه میشوند، میتوانند اثرات تغییر اقلیم بر آبدهی رودخانهها را شبیهسازی کنند. این مدلها با در نظر گرفتن تغییرات بارش، تبخیر، و ذوب برف، جریانهای سطحی و زیرزمینی آینده را پیشبینی میکنند. برای مثال، در حوضه زایندهرود، مدلهای هیدرولوژیکی پیشبینی کردهاند که کاهش جریان ورودی به سد زایندهرود تا سال ۲۰۴۰ ممکن است تا ۳۰ درصد باشد، که این امر در دادههای تاریخی دیده نمیشود.
۴. مدیریت ریسک و پایداری:
استفاده از مدلهای تغییر اقلیم به برنامهریزان کمک میکند تا ریسکهای مرتبط با کمبود آب یا سیل را بهتر مدیریت کنند. برای مثال، طراحی سد با ظرفیت ذخیرهسازی بیش از حد بر اساس دادههای تاریخی ممکن است در آینده به دلیل کاهش جریان، غیراقتصادی باشد. در مقابل، مدلهای اقلیمی میتوانند به طراحی سدهایی با ظرفیت بهینه و سازگار با تغییرات آینده کمک کنند.
مثال عملی:
فرض کنید برای طراحی سد جدید در حوضه کارون بزرگ از دادههای تاریخی آبدهی (مثلاً میانگین ۵۰۰ متر مکعب در ثانیه در دهههای گذشته) استفاده شود. اما مدلهای تغییر اقلیم پیشبینی میکنند که تا سال ۲۰۵۰، آبدهی این رودخانه به دلیل کاهش بارش و افزایش تبخیر ممکن است به ۳۵۰ متر مکعب در ثانیه کاهش یابد. اگر سد بر اساس دادههای تاریخی طراحی شود، ظرفیت ذخیرهسازی آن بیش از حد خواهد بود، که منجر به هزینههای غیرضروری و ناکارآمدی اقتصادی میشود. در مقابل، استفاده از مدلهای اقلیمی میتواند ظرفیت بهینهای را پیشنهاد دهد که با جریانهای آینده سازگار باشد و ریسکهای کمبود آب یا سیل را بهتر مدیریت کند.
نتیجهگیری:
دادههای تاریخی آبدهی رودخانهها در ایران به دلیل اثرات تغییر اقلیم، از جمله کاهش بارش، افزایش دما، تغییر زمانبندی جریانها، و رخدادهای حدی، دیگر ملاک مناسبی برای برنامهریزی منابع آب و یا طراحی سدهایی جدید نیستند. این دادهها شرایط گذشته را نشان میدهند، اما نمیتوانند تغییرات آینده را نمایندگی کنند. در مقابل، مدلهای تغییر اقلیم با شبیهسازی سناریوهای مختلف و تلفیق با مدلهای هیدرولوژیکی، ابزار قدرتمندتری برای پیشبینی آبدهی آینده و طراحی زیرساختهای پایدار ارائه میدهند. در ایران، با توجه به آسیبپذیری بالای اقلیمی، استفاده از این مدلها نه تنها توصیه میشود، بلکه برای تضمین پایداری منابع آب و کاهش ریسکهای اقتصادی و زیستمحیطی ضروری است. برنامهریزان و تصمیم گیران بایستی با توجه بیش از پیش به مدلسازی تغییرات اقلیمی در کنار استفاده از داده های تاریخی، تصمیمگیریهای مبتنی بر روندهای آینده را در اولویت قرار دهند.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/28
❤2👍2
Forwarded from IRCOLD_ClimateChange
کمیته تخصصی تغییر اقلیم برگزار می کند:
ششمین وبینار علمی:
چالشها و دیدگاههای جهانی در امنیت آبی و غذایی
ارائه دهنده:
دکتر دینش کومار
مدیر موسسه تحلیل و سیاست گذاری منابع هندوستان
Dr. Dinesh Kumar
Executive Director
Institute for Resource Analysis and Policy (IRAP India)
زمان برگزاری:
سه شنبه 18 شهریور 1404، ساعت 14:00
آدرس وبینار:
https://www.skyroom.online/ch/wrm/ircold
وبینار به زبان انگلیسی برگزار می شود.
شرکت در وبینار برای کلیه علاقمندان آزاد است.
کانال تغییر اقلیم کمیته ملی سدهای بزرگ ایران:
https://news.1rj.ru/str/IRCOLD_ClimateChange
ششمین وبینار علمی:
چالشها و دیدگاههای جهانی در امنیت آبی و غذایی
ارائه دهنده:
دکتر دینش کومار
مدیر موسسه تحلیل و سیاست گذاری منابع هندوستان
Dr. Dinesh Kumar
Executive Director
Institute for Resource Analysis and Policy (IRAP India)
زمان برگزاری:
سه شنبه 18 شهریور 1404، ساعت 14:00
آدرس وبینار:
https://www.skyroom.online/ch/wrm/ircold
وبینار به زبان انگلیسی برگزار می شود.
شرکت در وبینار برای کلیه علاقمندان آزاد است.
کانال تغییر اقلیم کمیته ملی سدهای بزرگ ایران:
https://news.1rj.ru/str/IRCOLD_ClimateChange
Forwarded from IRCOLD_ClimateChange
کمیته تخصصی تغییر اقلیم برگزار می کند:
هفتمین وبینار علمی:
نقش سدها در سارگاری با تغییر اقلیم
ارائه دهنده:
دکتر لوئیز گاروت
استاد دانشگاه پلی تکنیک مادرید اسپانیا
رئیس کمیته فنی سد و سیلاب کمیته ملی سدهای بزرگ اسپانبا
Dr. Luis Garrote
Professor at Poly-Technical University of Madrid, Spain
Director of the Dams and Floods Committee of SPANCOLD
زمان برگزاری:
سه شنبه 25 شهریور 1404، ساعت 15:00
آدرس وبینار:
https://www.skyroom.online/ch/wrm/ircold
وبینار به زبان انگلیسی برگزار می شود.
شرکت در وبینار برای کلیه علاقمندان آزاد است.
کانال تغییر اقلیم کمیته ملی سدهای بزرگ ایران:
https://news.1rj.ru/str/IRCOLD_ClimateChange
هفتمین وبینار علمی:
نقش سدها در سارگاری با تغییر اقلیم
ارائه دهنده:
دکتر لوئیز گاروت
استاد دانشگاه پلی تکنیک مادرید اسپانیا
رئیس کمیته فنی سد و سیلاب کمیته ملی سدهای بزرگ اسپانبا
Dr. Luis Garrote
Professor at Poly-Technical University of Madrid, Spain
Director of the Dams and Floods Committee of SPANCOLD
زمان برگزاری:
سه شنبه 25 شهریور 1404، ساعت 15:00
آدرس وبینار:
https://www.skyroom.online/ch/wrm/ircold
وبینار به زبان انگلیسی برگزار می شود.
شرکت در وبینار برای کلیه علاقمندان آزاد است.
کانال تغییر اقلیم کمیته ملی سدهای بزرگ ایران:
https://news.1rj.ru/str/IRCOLD_ClimateChange
❤1
لزوم انقلاب در حکمرانی آب ایران
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
بحران حکمرانی آب در ایران که ریشه در عوامل ساختاری، مدیریتی و انسانی دارد، یکی از پیچیدهترین چالشهای کشور است. برای حل این چالش برگزاری جلسات متعدد با مدیران قدیمی (که اغلب از دوران پیشین سیاستگذاری آب در دهههای ۱۳۳۰ تا ۱۳۸۰ سابقه دارند) معمولاً به دلیل وابستگی این جلسات به الگوهای تکراری و عدم مواجهه با ریشههای عمیقتر مشکل، به نتیجه مطلوب نرسیده است. در این جلسات بیشتر به تکرار تجربیات گذشته پرداخته می شود بدون اینکه تغییرات ساختاری یا نوآوریهای لازم را ایجاد کنند. دلایل اصلی این ناکارآمدی و نقش مدیران قدیمی در وضعیت وخیم فعلی حکمرانی آب در ایران موارد ذیل هستند:
۱. عدم وجود متولی واحد و پراکندگی مسئولیتها
حکمرانی آب در ایران فاقد یک نهاد مرکزی و پاسخگو است. مدیران قدیمی اغلب از دورانی میآیند که سیاستها بر اساس مدلهای منطقهای یا استانی (مانند تغییرات در سالهای ۱۳۸۲-۱۳۸۳ از مدیریت حوضهمحور به استانی) اجرا شده، اما این تغییرات بدون ارزیابی اثرات بلند مدت بوده و منجر به ناکارآمدی شده است. جلسات با مدیران قدیمی، بدون ایجاد یک ساختار یکپارچه، فقط به بحثهای پراکنده ختم میشود و فرصت برای تصمیمگیری قاطع را از دست میدهد. هشدارهای مکرر درباره نیاز به حکمرانی مبتنی بر حوضههای آبریز و آمایش سرزمین نادیده گرفته شده و جلسات به جای حل این خلأ به تکرار سیاستهای گذشته میپردازد.
۲. ذینفعان و منافع متعارض در عدم اصلاح حکمرانی آب
بحران آب نه تنها ناشی از کمبود منابع، بلکه از سوءمدیریت و نقش ذینفعان (مانند شرکتهای پیمانکار، مشاوران و مافیای آب وابسته به نهادهای حکومتی) است. مدیران قدیمی، که اغلب بخشی از این سیستم هستند، در جلسات تمایل به حفظ وضعیت موجود دارند، زیرا تغییرات میتواند منافع اقتصادی گروههای خاص (مانند سدسازی و انتقال آب پرهزینه) را تهدید کند. این جلسات به جای چالش با این ذینفعان، به روایتهای "رویافروشی" (مانند تکیه بر شیرینسازی آب دریا بدون ارزیابی اثرات زیستمحیطی) دامن میزند.
۳. ایدئولوژیک شدن مسئله و عدم توجه به عوامل انسانی و اقلیمی
سیاستهای نادرست، مانند توسعه صنایع آببر در مناطق کمآب (مثل اصفهان و یزد) یا نبود سند آمایش سرزمین، ریشه در تصمیمگیریهای ایدئولوژیک و سیاسی دارد. مدیران قدیمی، که تجربیاتشان بر اساس مدلهای توسعه دهههای پیش (مانند اصلاحات ارضی با عوامل سیاسی) است، اغلب این عوامل را نادیده میگیرند و جلسات را به سطح فنی محدود میکنند، در حالی که بحران آب پدیدهای اقتصادی، اجتماعی و دیپلماتیک است. در وضعیت فعلی منابع آب تغییرات اقلیمی نقش دارد، اما سوءمدیریت (مانند توسعه بی رویه صنایع و یا خودکفایی در کشاورزی) عامل اصلی است. جلسات بدون ادغام دانش نوین نمیتواند این تعارضات را حل کند.
بر اساس آنچه که تا کنون رخ داده، نظرات مدیران قدیمی میتواند کمککننده باشد، اما تنها در صورتی که به عنوان درسهای تاریخی برای جلوگیری از تکرار اشتباهات استفاده شود، نه به عنوان الگوی غالب. استفاده از نظرات مدیران قدیمی برای اصلاح حکمرانی آب بدون ترکیب با نوآوریهای مدرن (مانند مدیریت مشارکتی مبتنی بر مردم و فناوریهای هوشمند)، به "بحران رهاشدگی مصرف" دامن میزند، جایی که مردم از تصمیمگیری حذف میشوند. این نظرات اغلب به دلیل وابستگی به پارادایمهای شکستخورده (مانند هویتی کردن مسئله با تکیه بر انتقال آب)، مانع پیشرفت میشود. حکمرانی خوب نیاز به مدیران متخصص و آگاه به علم روز دارد، نه تکرار تجربیات قدیمی. برای خروج از این چرخه، نیاز به انقلاب در حکمرانی است که لازمه آن ایجاد متولی واحد آب، ارزیابی اثرات زیستمحیطی واقعی برای پروژهها، مشارکت مردمی در تصمیمگیری، و تمرکز بر مدیریت محلی و پایدار (مانند تبدیل سیلاب به ذخایر زیرزمینی) است. بدون تغییرات ساختاری، برگزاری جلسات هرچند متعدد فقط زمان را هدر میدهد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/32
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
بحران حکمرانی آب در ایران که ریشه در عوامل ساختاری، مدیریتی و انسانی دارد، یکی از پیچیدهترین چالشهای کشور است. برای حل این چالش برگزاری جلسات متعدد با مدیران قدیمی (که اغلب از دوران پیشین سیاستگذاری آب در دهههای ۱۳۳۰ تا ۱۳۸۰ سابقه دارند) معمولاً به دلیل وابستگی این جلسات به الگوهای تکراری و عدم مواجهه با ریشههای عمیقتر مشکل، به نتیجه مطلوب نرسیده است. در این جلسات بیشتر به تکرار تجربیات گذشته پرداخته می شود بدون اینکه تغییرات ساختاری یا نوآوریهای لازم را ایجاد کنند. دلایل اصلی این ناکارآمدی و نقش مدیران قدیمی در وضعیت وخیم فعلی حکمرانی آب در ایران موارد ذیل هستند:
۱. عدم وجود متولی واحد و پراکندگی مسئولیتها
حکمرانی آب در ایران فاقد یک نهاد مرکزی و پاسخگو است. مدیران قدیمی اغلب از دورانی میآیند که سیاستها بر اساس مدلهای منطقهای یا استانی (مانند تغییرات در سالهای ۱۳۸۲-۱۳۸۳ از مدیریت حوضهمحور به استانی) اجرا شده، اما این تغییرات بدون ارزیابی اثرات بلند مدت بوده و منجر به ناکارآمدی شده است. جلسات با مدیران قدیمی، بدون ایجاد یک ساختار یکپارچه، فقط به بحثهای پراکنده ختم میشود و فرصت برای تصمیمگیری قاطع را از دست میدهد. هشدارهای مکرر درباره نیاز به حکمرانی مبتنی بر حوضههای آبریز و آمایش سرزمین نادیده گرفته شده و جلسات به جای حل این خلأ به تکرار سیاستهای گذشته میپردازد.
۲. ذینفعان و منافع متعارض در عدم اصلاح حکمرانی آب
بحران آب نه تنها ناشی از کمبود منابع، بلکه از سوءمدیریت و نقش ذینفعان (مانند شرکتهای پیمانکار، مشاوران و مافیای آب وابسته به نهادهای حکومتی) است. مدیران قدیمی، که اغلب بخشی از این سیستم هستند، در جلسات تمایل به حفظ وضعیت موجود دارند، زیرا تغییرات میتواند منافع اقتصادی گروههای خاص (مانند سدسازی و انتقال آب پرهزینه) را تهدید کند. این جلسات به جای چالش با این ذینفعان، به روایتهای "رویافروشی" (مانند تکیه بر شیرینسازی آب دریا بدون ارزیابی اثرات زیستمحیطی) دامن میزند.
۳. ایدئولوژیک شدن مسئله و عدم توجه به عوامل انسانی و اقلیمی
سیاستهای نادرست، مانند توسعه صنایع آببر در مناطق کمآب (مثل اصفهان و یزد) یا نبود سند آمایش سرزمین، ریشه در تصمیمگیریهای ایدئولوژیک و سیاسی دارد. مدیران قدیمی، که تجربیاتشان بر اساس مدلهای توسعه دهههای پیش (مانند اصلاحات ارضی با عوامل سیاسی) است، اغلب این عوامل را نادیده میگیرند و جلسات را به سطح فنی محدود میکنند، در حالی که بحران آب پدیدهای اقتصادی، اجتماعی و دیپلماتیک است. در وضعیت فعلی منابع آب تغییرات اقلیمی نقش دارد، اما سوءمدیریت (مانند توسعه بی رویه صنایع و یا خودکفایی در کشاورزی) عامل اصلی است. جلسات بدون ادغام دانش نوین نمیتواند این تعارضات را حل کند.
بر اساس آنچه که تا کنون رخ داده، نظرات مدیران قدیمی میتواند کمککننده باشد، اما تنها در صورتی که به عنوان درسهای تاریخی برای جلوگیری از تکرار اشتباهات استفاده شود، نه به عنوان الگوی غالب. استفاده از نظرات مدیران قدیمی برای اصلاح حکمرانی آب بدون ترکیب با نوآوریهای مدرن (مانند مدیریت مشارکتی مبتنی بر مردم و فناوریهای هوشمند)، به "بحران رهاشدگی مصرف" دامن میزند، جایی که مردم از تصمیمگیری حذف میشوند. این نظرات اغلب به دلیل وابستگی به پارادایمهای شکستخورده (مانند هویتی کردن مسئله با تکیه بر انتقال آب)، مانع پیشرفت میشود. حکمرانی خوب نیاز به مدیران متخصص و آگاه به علم روز دارد، نه تکرار تجربیات قدیمی. برای خروج از این چرخه، نیاز به انقلاب در حکمرانی است که لازمه آن ایجاد متولی واحد آب، ارزیابی اثرات زیستمحیطی واقعی برای پروژهها، مشارکت مردمی در تصمیمگیری، و تمرکز بر مدیریت محلی و پایدار (مانند تبدیل سیلاب به ذخایر زیرزمینی) است. بدون تغییرات ساختاری، برگزاری جلسات هرچند متعدد فقط زمان را هدر میدهد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/32
Telegram
پالس آب
لزوم انقلاب در حکمرانی آب ایران
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
بحران حکمرانی آب در ایران که ریشه در عوامل ساختاری، مدیریتی و انسانی دارد، یکی از پیچیدهترین چالشهای کشور است. برای حل این چالش برگزاری جلسات متعدد با مدیران قدیمی (که اغلب از…
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
بحران حکمرانی آب در ایران که ریشه در عوامل ساختاری، مدیریتی و انسانی دارد، یکی از پیچیدهترین چالشهای کشور است. برای حل این چالش برگزاری جلسات متعدد با مدیران قدیمی (که اغلب از…
❤3