آرشام می‌گوید: – Telegram
آرشام می‌گوید:
286 subscribers
381 photos
69 videos
6 files
29 links
مستی بهانه کردم و چندان گریستم...تا کس نداندم که
گرفتار چیستم...
@arsham76

ناشناس:
https://news.1rj.ru/str/BiChatBot?start=sc-6a4df3052e

توییتر:
Sad_Rend
Download Telegram
در نزدیکی کلاردشت، جنگل هست.
درختان زیاد.
درختان بلند.
درختان کهنسال.
درختان بزرگ.
درختان سبز.
مه!

این جنگل ها همان هایی هستند که بنیان اصلی هارر مووی بر آن ها استوار است، گویی!

برای من که به قصدِ دریا جهت شمال قطب نما را دنبال میکردم، این ماندگار شدن در کوه و جنگل در ذهنیتم آن چنان خواستنی نبود اما حضور در میان انبوه درختان تصورم را از جنگل تغییر داد.
جنگل های مازندران و گیلان در ارتفاعات با هر آن چه من از جنگل در ارتفاعات زاگرس و کهگلویه و بویراحمد یا کردستان و چهارمحال و بختیاری . اصفهان و گرگان و هرکجا دیده بودممتفاوت است.
سرد است. نم دارد، و وسعت دیدت در مه به شعاع 20متری هم نمیرسد گاهی.
در میان آن همه سبز، کوچکی و عظمت جنگل، غرقت میکند.

منکر نمیشوم که نزدیکی غروب، وقتی هوا کمی مرطوب است و باد سردی میوزد که گویی سرما و "مه" تنت را لمس میکنند،شنیدن صدای جنگل، ترسناک است.

جنگل های اطراف کلاردشت درنهایت زیبا هستند!

@abitpsycho
درباره ی جنگل.

@abitpsycho
‏من عموما دلم براي اشيا تنگ ميشه.
‏ميرم از جاشون درشون ميارم و ميبينمشون و لمسشون ميكنم و ميزارم سر جاشون.

‏اين اشيا ميتونن چاقو باشن يا ساعت يا گوشي قديمي يا صدف يا قطعه هاي چوبي يا هرچي.

@abitpsycho
🔥1
علي رغم دلتنگي و فشار رواني اي كه تحمل ميكردم بخاطر دور بودن از تهران داشتم از حضور در كلاردشت لذت ميبردم كه كلاردشت را به مقصد نمك آبرود ترك كردم.
نمك آبرود اما كمتر بكر است.
هوايش گرم تر است.

زندگي لوكس و شمال شهري تهران به اينجا رسيده است و آن چنان كه بايد حس طبيعت را ندارد.
پر است از مدرنيته و شهريت اصطلاحا لاكچري تهران.
برند استورها و كافه ها و ... همان تهران دهه ٩٠ امروزند، فقط در فضايي سبزتر و مرطوب تر.

@abitpsycho
درباره ي لاهيجان.

@abitpsycho
اصولا رفتن براي من راحتتر است

برگشتن به هركجا كه باشد، دلگير است انگار....

چنان كه گويي يك بغض ٤٠كيلويي را مستقيم روي قلبم ميگذارند.

درست است كه من سيب دوست ندارم و خوردنش هميشه برايم همراه با دلدرد است.

اما اين خانم كناري كه خيلي هم مهربان است، با لبخندش و سيب تعارف كردنش، انگار كه بغض ٤٠كيلويي مذكور وا ديده باشد، كمي از آن را از روي قلبم كنار زد و حداقل لبخند محوي را به چهره ام آورد، براي دقايقي!

@abitpsycho
و باز، تهران

@abitpsycho
جوری خسته ام که حاضرم یه پیرمرد پولدار بیاد منو بگیره...

@abitpsycho