حرکت مورچهی روی میز را دنبال میکردم.
باد کولر به صورتم میخورد.
صفحهی گوشیم را نگاه کردم و نیشم تا بناگوش باز شد.
چهارشنبهی کذایی در آزمایشگاه را به یاد آوردم.
یک قلپ چای خوردم و توی موهایم دست کشیدم
یک مشت دیگر از موهای ریختهام را مچاله کردم و بی توجه به موهایم، لپتاپم و خیلی چیزهای دیگر، باز لبخند زدم.
@abitpsycho
باد کولر به صورتم میخورد.
صفحهی گوشیم را نگاه کردم و نیشم تا بناگوش باز شد.
چهارشنبهی کذایی در آزمایشگاه را به یاد آوردم.
یک قلپ چای خوردم و توی موهایم دست کشیدم
یک مشت دیگر از موهای ریختهام را مچاله کردم و بی توجه به موهایم، لپتاپم و خیلی چیزهای دیگر، باز لبخند زدم.
@abitpsycho
Forwarded from Under Exposed
چرا خانمگل باید میومد این ور پل؟
چرا ابی نمیرفت اون ور؟
چرا ابی نمیرفت اون ور؟
آرشام میگوید:
Voice message
ابتهاج روایت میکند:
فریدون مشیری به من گفت:«سایه، این بیتت ثقیله.»
گفتم:«کدوم بیت فریدون؟»
«خون میرود نهفته ازین زخم اندرون...
ماندم خموش و آه که فریاد داشت درد....»
گفتم:«آره فریدون...
خیلی ثقیله...
تو بودی حتماً میگفتی: ماندم خموش و آه که بس ناله داشت درد...»
گفت: «آره»
گفتم:«نه فریدون...ناسلامتی خودت شاعری!
ماندم خموش آه که فریاد داشت درد...
این دال ها رو نگاه کنید چه تشنجی توش هست...»
@abitpsycho
فریدون مشیری به من گفت:«سایه، این بیتت ثقیله.»
گفتم:«کدوم بیت فریدون؟»
«خون میرود نهفته ازین زخم اندرون...
ماندم خموش و آه که فریاد داشت درد....»
گفتم:«آره فریدون...
خیلی ثقیله...
تو بودی حتماً میگفتی: ماندم خموش و آه که بس ناله داشت درد...»
گفت: «آره»
گفتم:«نه فریدون...ناسلامتی خودت شاعری!
ماندم خموش آه که فریاد داشت درد...
این دال ها رو نگاه کنید چه تشنجی توش هست...»
@abitpsycho
Forwarded from نمیشه در این کادر چیزی ننویسیم؟
روی صندلی نشسته ام و به باقیماندهی خیارشورهایی که برای ساندویچ مرغ خرد کرده ام نگاه میکنم. زانویم تیر میکشد و با این حال خیلی چیزها بهتر است.
خانه و زندگیم سر و سامانی دارند و کمی بهتر از قبل میدانم که از زندگیم چه میخواهم و حالا تصمیمات پیش رویم بد و بدتر نیستند.
با این حال ترجیح میدادم مست باشم و موزیک روی اعصابم باشد. میان دود غلیظ توی خانه لطافت پوستی سبزه و زنده را حس کنم و علی روی زمین دراز کشیده باشد و به دنبال باقی ماندهی بطری مشروب بگردد.
@abitpsycho
خانه و زندگیم سر و سامانی دارند و کمی بهتر از قبل میدانم که از زندگیم چه میخواهم و حالا تصمیمات پیش رویم بد و بدتر نیستند.
با این حال ترجیح میدادم مست باشم و موزیک روی اعصابم باشد. میان دود غلیظ توی خانه لطافت پوستی سبزه و زنده را حس کنم و علی روی زمین دراز کشیده باشد و به دنبال باقی ماندهی بطری مشروب بگردد.
@abitpsycho
Audio
ادامهی صحبتهای من دربارهی دانشگاهه بعد از 2-3 سالی که از آخرین وویس گذشت.
امیدوارم اینبار در ادامه تا این حد وقفهی طولانی ای نیفته.
اگر وییس های قبلی رو نشنیدین و دوست دارید که بشنوید، یه مقدار بالاتر دوباره گذاشتمشون.
دانشگاه_قسمت_ششم
@abitpsycho
امیدوارم اینبار در ادامه تا این حد وقفهی طولانی ای نیفته.
اگر وییس های قبلی رو نشنیدین و دوست دارید که بشنوید، یه مقدار بالاتر دوباره گذاشتمشون.
دانشگاه_قسمت_ششم
@abitpsycho
آرشام میگوید:
ادامهی صحبتهای من دربارهی دانشگاهه بعد از 2-3 سالی که از آخرین وویس گذشت. امیدوارم اینبار در ادامه تا این حد وقفهی طولانی ای نیفته. اگر وییس های قبلی رو نشنیدین و دوست دارید که بشنوید، یه مقدار بالاتر دوباره گذاشتمشون. دانشگاه_قسمت_ششم @abitpsycho
این وویس تنها مقدمهی نسبتاً طولانیایه دربارهی این که چطور دوباره حرف زدن درمورد دانشگاه رو شروع کنم و شاید بسیار پراکندهگویی داشته باشه و کمی هم جدی تر از وویسهای پیشین باشه.
همچنین ممکنه چندان روان نباشه، چرا که متن رو از قبل ننوشتم و دلیلی هم جز نبود حوصله نداشته و سعی میکنم زینپس متنی رو از قبل آماده کنم تا منسجمتر و روانتر باشه وویسهای بعدی که میگذارم. همچنین از ایرادات کیفی و کمی صدا هم چشمپوشی کنید و بگذارید به حساب همون بیحوصلگی.
بشنوید و اگر چیزی خوشایند یا ناخوشایند هست از نظرتون، لطفاً، حتماً باهام درمیون بگذارید.
@abitpsycho
همچنین ممکنه چندان روان نباشه، چرا که متن رو از قبل ننوشتم و دلیلی هم جز نبود حوصله نداشته و سعی میکنم زینپس متنی رو از قبل آماده کنم تا منسجمتر و روانتر باشه وویسهای بعدی که میگذارم. همچنین از ایرادات کیفی و کمی صدا هم چشمپوشی کنید و بگذارید به حساب همون بیحوصلگی.
بشنوید و اگر چیزی خوشایند یا ناخوشایند هست از نظرتون، لطفاً، حتماً باهام درمیون بگذارید.
@abitpsycho
آرشام میگوید:
ادامهی صحبتهای من دربارهی دانشگاهه بعد از 2-3 سالی که از آخرین وویس گذشت. امیدوارم اینبار در ادامه تا این حد وقفهی طولانی ای نیفته. اگر وییس های قبلی رو نشنیدین و دوست دارید که بشنوید، یه مقدار بالاتر دوباره گذاشتمشون. دانشگاه_قسمت_ششم @abitpsycho
Audio
حالا که شاید اینجا عده ای تازه دانشجو شده باشید و شاید هم بین دوست و آشناهاتون کسی تازه دانشجو شده باشه و بنظرتون شنیدن تجربه و نظرات شخصی یک نفر برای یک تازه دانشجو بد نباشه، احتمالا زمان مناسبیه برای منتشر کردن این وویس.
کم و بیش از این گفتم که چطور دانشجوی طراحی صنعتی دانشگاه تهران شدم و حالا صرفا میخوام چندتا از مواردی رو که خیلی ها باهاش رو به رو میشن رو خیلی خلاصه تجربیات و نظرات شخصی خودم رو درموردشون بگم و بیشتر هم درمورد دانشجویی دور از خانواده صحبت کنم.
چیزهایی مثل زندگی دور از خانواده، زندگی توی خوابگاه دانشجویی، مدیریت و مخارج زندگی، تفریح و فراغت ها، کار در دوران دانشجویی و از همه مهمتر چطور دانشجوی خوبی باشیم...
@abitpsycho
کم و بیش از این گفتم که چطور دانشجوی طراحی صنعتی دانشگاه تهران شدم و حالا صرفا میخوام چندتا از مواردی رو که خیلی ها باهاش رو به رو میشن رو خیلی خلاصه تجربیات و نظرات شخصی خودم رو درموردشون بگم و بیشتر هم درمورد دانشجویی دور از خانواده صحبت کنم.
چیزهایی مثل زندگی دور از خانواده، زندگی توی خوابگاه دانشجویی، مدیریت و مخارج زندگی، تفریح و فراغت ها، کار در دوران دانشجویی و از همه مهمتر چطور دانشجوی خوبی باشیم...
@abitpsycho
اگر میدونستم مترو گلشهر چقدر میتونه معنای دلتنگی باشه، امکان نداشت پام رو بذارم اینجا.
@abitpsycho
@abitpsycho