تو یه مسجد هستم که در یک محله متراکم و سنتی قرار گرفته. بیست و پنج نفر اومده بودند برای نماز جماعت. ازون بیست و پنج نفر شونزده نفر بعد از نماز رفتند، ۹ نفر موندن برای منبر. یعنی اندازه یک کلاس رفع اشکال پیانو.
❤4
آهای.. شمایی که ویدئوی لکچر چند سال پیش اون یارو استاد دانشگاهه رو هی برام میفرستادید که میگفت اگه روسیه ممکنه اوکراین رو از بین ببره تقصیر ناتوعه! خب اخیرا یه مصاحبه انجام داده و نه تنها جنایات جنگی روسها رو منکر شده بلکه میگه چون آمریکا به اوکراینیهای غیرنظامی اسلحه داد، که از خودشون دفاع کنند، پس تقصیر آمریکاست که روسیه غیرنظامیها رو میکشه!
میبینید؟ من آشغالها رو از فاصله خیلی دور میشناسم، اما شما باید هی گوش بدید چی میگن تا یواش یواش بفهمید که آشغالن. این فرق من و شماست.
میبینید؟ من آشغالها رو از فاصله خیلی دور میشناسم، اما شما باید هی گوش بدید چی میگن تا یواش یواش بفهمید که آشغالن. این فرق من و شماست.
❤3
برای آلمان، نابودی اوکراین انقدر مهم نبود که خرید گاز از روسیه رو متوقف کنه، با این استدلال که خسارت بزرگی به صنعتش وارد میشه. الان خسارت بزرگی به صنعتش وارد شده چون چین مهمترین بندرش رو قرنطینه کرده.
مایلند تفسیر مذهبی بشه ازین اتفاقات؟ چون تفسیر مذهبیش آماده و حاضره.
مایلند تفسیر مذهبی بشه ازین اتفاقات؟ چون تفسیر مذهبیش آماده و حاضره.
❤2
آخونده میگه «متأسفانه کار یک سری از پزشکها این شده که ویزیت انجام میدهند صرفا با این هدف که به شخص بگویند روزه برایش ضرر دارد. یعنی برای کلاه شرعی میروند پول ویزیت میدهند که دکتر بگوید تو نگیر! اما ملاک برای روزه نظر پزشک نیست. خود فرد تشخیص میدهد که میتواند روزه بگیرد یا نه».
نادان فکر میکنه تصمیم اون فرد برای اینکه فکر کنه نمیتونه بگیره، بعد از بافتن کلاه شرعیش اتفاق میفته.
خود کلاه شرعی، یعنی تصمیم قبلا گرفته شده. اگه کسی اراده میکنه که از دکتر «تو نگیر» بشنوه، یعنی قبل ازینکه به دکتر مراجعه کنه تصمیم گرفته که نگیره. اما چون مرجعیت دینی مثل یک صغیر باش برخورد کرده، جرئت نداره بگه تصمیم خودمه. مجبوره نظر دکتر رو به تصمیم خودش پیوست کنه.
و تمام این مکانیزم روانشناختی-اجتماعی، کاملا جداست ازین مسئله علمی-تخصصی که روزه اسلامی از لحاظ پزشکی غیرقابل توصیهست.
نادان فکر میکنه تصمیم اون فرد برای اینکه فکر کنه نمیتونه بگیره، بعد از بافتن کلاه شرعیش اتفاق میفته.
خود کلاه شرعی، یعنی تصمیم قبلا گرفته شده. اگه کسی اراده میکنه که از دکتر «تو نگیر» بشنوه، یعنی قبل ازینکه به دکتر مراجعه کنه تصمیم گرفته که نگیره. اما چون مرجعیت دینی مثل یک صغیر باش برخورد کرده، جرئت نداره بگه تصمیم خودمه. مجبوره نظر دکتر رو به تصمیم خودش پیوست کنه.
و تمام این مکانیزم روانشناختی-اجتماعی، کاملا جداست ازین مسئله علمی-تخصصی که روزه اسلامی از لحاظ پزشکی غیرقابل توصیهست.
❤3
اوکراینیها که خودشون رو یک ملت کشاورز میدونند همون داعش هستند و روسیه رو اشغال کردن و الان مسکو محاصرهست! :-)
حقیقتا بعضیها هیچ مرزی برای الاغ بودن قائل نیستند. یعنی یک خطی که با خودش بگه دیگه ازین حد بیشتر نمیتونم بپذیرم که الاغ باشم. نداره این خط رو.
آمریکا پدیده شگفتآوری است. تعداد زیادی از آدمها مغز خودشون رو از دست دادند تا آمریکاستیز باشند. هر گوه و کثافتی رو به سر و صورتشون مالیدند تا آمریکاستیز باشند. خودشون رو جنده شبانهروزی خلافکارها و متجاوزها و قمهکشها کردند تا آمریکاستیز باشند. خودشون رو به خوک، کفتار، سگ، موش، سوسک سرگین غلتان، و کلاغهای دلقک، تبدیل کردند، تا آمریکاستیز باشند.
پدیده آمریکا هرکسی رو که سالم نبود از تو پوسوند.
حقیقتا بعضیها هیچ مرزی برای الاغ بودن قائل نیستند. یعنی یک خطی که با خودش بگه دیگه ازین حد بیشتر نمیتونم بپذیرم که الاغ باشم. نداره این خط رو.
آمریکا پدیده شگفتآوری است. تعداد زیادی از آدمها مغز خودشون رو از دست دادند تا آمریکاستیز باشند. هر گوه و کثافتی رو به سر و صورتشون مالیدند تا آمریکاستیز باشند. خودشون رو جنده شبانهروزی خلافکارها و متجاوزها و قمهکشها کردند تا آمریکاستیز باشند. خودشون رو به خوک، کفتار، سگ، موش، سوسک سرگین غلتان، و کلاغهای دلقک، تبدیل کردند، تا آمریکاستیز باشند.
پدیده آمریکا هرکسی رو که سالم نبود از تو پوسوند.
❤5
ما که تو ایران نشستیم و ممکنه فقط دوست دخترمون اسلاو بوده باشه، از همون روز اول داشتیم میگفتیم هدف جنگ نابود کردن اوکراینه، تا کسی هوس دموکراسی نکنه. یه عده زیادی در اوکراین این رو بدبینی میدونستند، نه به این دلیل که روسها رو نمیشناسند، بلکه به این دلیل که فکر میکردند پوتین فقط میخواد نظام حاکم بر اوکراین رو تغییر بده. اما الان همشون فهمیدن که موضوع این نیست و همون نابودی حداکثری هدفه.
قدر فضای ایران رو بدونید. اینجا یه مهدکودک بزرگه، اما همزمان یه شکنجهگاه فکری هم است. ما در مقایسه با همه دنیا، پتانسیل این رو داریم که در تحلیل مسائل، در جایگاه گندالف در ارباب حلقهها قرار بگیریم. دقیقا به خاطر شکنجه یونیکی که اینجا وجود داره.
قدر فضای ایران رو بدونید. اینجا یه مهدکودک بزرگه، اما همزمان یه شکنجهگاه فکری هم است. ما در مقایسه با همه دنیا، پتانسیل این رو داریم که در تحلیل مسائل، در جایگاه گندالف در ارباب حلقهها قرار بگیریم. دقیقا به خاطر شکنجه یونیکی که اینجا وجود داره.
❤5
برنی سندرز ناراحته که ممکنه اولین انسانی که پاش رو میذاره روی مریخ، به جای پرچم آمریکا، پرچم یه شرکت خصوصی رو نصب کنه اونجا. و منظورش اینه که باید دولت این کارها رو انجام بده نه میلیاردرهامون.
وقتی موضوع دزدی از مردم به عنوان مالیاته، صحبت از درمان رایگان و آموزش رایگان و مسکن رایگان و این چیزها میکنند و میگن آمریکا فقیر زیاد داره بدبختیم و مردم گشنه و لختن و باید مالیات جمع کرد داد به اینا. اما همزمان به نظرشون دولت انقدر پول اضافه داره که آدم بفرسته به مریخ!
وقتی موضوع دزدی از مردم به عنوان مالیاته، صحبت از درمان رایگان و آموزش رایگان و مسکن رایگان و این چیزها میکنند و میگن آمریکا فقیر زیاد داره بدبختیم و مردم گشنه و لختن و باید مالیات جمع کرد داد به اینا. اما همزمان به نظرشون دولت انقدر پول اضافه داره که آدم بفرسته به مریخ!
❤3
دو سال پیش دوستان کریپتویی در چهارگوشه جهان از اخبار غلط انداز ایران درباره بیتکوین ذوقزده میشدند، و من فقط ایموجی لبخند براشون میفرستادم. امروز دارند پشت سر هم در معرض تیترهای ناامیدکننده قرار میگیرند. این ممنوع شد، اون رو مخالفت کردند، اون بهمان شد.
دولت چین یه برنامه جدید داده برای خود متکی شدن اقتصاد این کشور و «باز و آزاد و شفاف»شدن بازارش! یعنی اگه تا الان ترکیب سرمایهداری و کمونیسم بود، ازین به بعد بشه ترکیبی از مکتب اتریشی اقتصاد و کمونیسم!
به نظر جالب میاومد. تا اینکه چینیهای اونجا که به ویپیان دسترسی دارند برام ایموجی لبخند گذاشتن!
دولت چین یه برنامه جدید داده برای خود متکی شدن اقتصاد این کشور و «باز و آزاد و شفاف»شدن بازارش! یعنی اگه تا الان ترکیب سرمایهداری و کمونیسم بود، ازین به بعد بشه ترکیبی از مکتب اتریشی اقتصاد و کمونیسم!
به نظر جالب میاومد. تا اینکه چینیهای اونجا که به ویپیان دسترسی دارند برام ایموجی لبخند گذاشتن!
❤3
Anarchonomy
دو سال پیش دوستان کریپتویی در چهارگوشه جهان از اخبار غلط انداز ایران درباره بیتکوین ذوقزده میشدند، و من فقط ایموجی لبخند براشون میفرستادم. امروز دارند پشت سر هم در معرض تیترهای ناامیدکننده قرار میگیرند. این ممنوع شد، اون رو مخالفت کردند، اون بهمان شد.…
اون چیزی که ابتدای سال میلادی گفتم رو باز تکرار میکنم: همواره وضع بدتر خواهد شد.
❤2
باز یه عده تو شانگهای به قرنطینه اعتراض کردن، ناظر جهانی فکر کرد خبریه و الانه که انقلاب کنند، و هربار باید بش گوشزد کرد هیجانزده نشو عزیزم، خبری نیست.
ذهن چینی میانگین لزوما همهچیز رو اونطور که شما میبینید، نمیبینه. چینیها هیچوقت چیزی جز حکومت متمرکز که صلاح مردم رو تشخیص بده ندیدند. اونها تصوری از براندازی ندارند، هرچند که حکومت فوبیای براندازی داره (چون همیشه نگرانه اتفاقات بیرون چین به داخل چین سرایت کنه، و براندازی هم یک پدیده خارجیه). اونها اگه در جهنم هم قرار بگیرند، نتیجه نمیگیرند که تقصیر پکنه. برخلاف ما که تو شوشتر باد میزنه یه تیر برق میفته روی ماشین، همه نتیجه میگیرند که باید حکومت رو عوض کرد!
دولت به شدت متمرکز چین خیلی از امورات رو بین نیروهای بسیجش تقسیم میکنه. یکم متناقض به نظر میاد ولی میشه اسمش رو گذاشت توزیعگرایی متمرکز! و قرنطینه هم یکی ازون اموراته. وقتی شهر رو تعطیل میکنند و یه جا غذا کم میاد، مردم نمیگن تقصیر پکنه، میگن تقصیر مسئول مجتمعمونه، که نتونست به موقع غذا رو بخره بیاره پخش کنه تو مجتمع، بقیه مجتمعها تونستند چون مدیرشون باعرضهتر بود.
دولتپرستی و تمرکزگرایی که در عمق یک جامعه ریشه دوانده رو نمیشه با چندتا اتفاق بد و نارضایتیهای متعاقبش، شست. برخلاف تصور عموم، در چین اعتراضات خیلی زیادی وجود داره. حتی همین کشتن سگها و گربهها هم با اعتراضات مردم متوقف شد. اما هیچوقت روی کل سیستم فوکوس نمیشه.
ذهن چینی میانگین لزوما همهچیز رو اونطور که شما میبینید، نمیبینه. چینیها هیچوقت چیزی جز حکومت متمرکز که صلاح مردم رو تشخیص بده ندیدند. اونها تصوری از براندازی ندارند، هرچند که حکومت فوبیای براندازی داره (چون همیشه نگرانه اتفاقات بیرون چین به داخل چین سرایت کنه، و براندازی هم یک پدیده خارجیه). اونها اگه در جهنم هم قرار بگیرند، نتیجه نمیگیرند که تقصیر پکنه. برخلاف ما که تو شوشتر باد میزنه یه تیر برق میفته روی ماشین، همه نتیجه میگیرند که باید حکومت رو عوض کرد!
دولت به شدت متمرکز چین خیلی از امورات رو بین نیروهای بسیجش تقسیم میکنه. یکم متناقض به نظر میاد ولی میشه اسمش رو گذاشت توزیعگرایی متمرکز! و قرنطینه هم یکی ازون اموراته. وقتی شهر رو تعطیل میکنند و یه جا غذا کم میاد، مردم نمیگن تقصیر پکنه، میگن تقصیر مسئول مجتمعمونه، که نتونست به موقع غذا رو بخره بیاره پخش کنه تو مجتمع، بقیه مجتمعها تونستند چون مدیرشون باعرضهتر بود.
دولتپرستی و تمرکزگرایی که در عمق یک جامعه ریشه دوانده رو نمیشه با چندتا اتفاق بد و نارضایتیهای متعاقبش، شست. برخلاف تصور عموم، در چین اعتراضات خیلی زیادی وجود داره. حتی همین کشتن سگها و گربهها هم با اعتراضات مردم متوقف شد. اما هیچوقت روی کل سیستم فوکوس نمیشه.
میگوید «آمار خودکشی در چین خیلی بالاست ولی نمیذارن مستندسازی بشه. البته خیلیهاشون از فلاکت نیست. از ناامیدیهای آنیه».
متوجه نیستید ظاهرا که بیمعنی شدن امید، به معنیدار شدن ناامیدی منجر نمیشه. حتی اگه در شرایطی قرار بگیرید که امید هیچ معنایی نداشته باشه، باز هم ناامیدی بیمعناست. چون قراره همهچیز تمام بشه. در تایملاینی که به زودی انتهاش فرا میرسه، ناامیدی بیمعناست.
اون زن چینی که خودش رو از طبقه بیست و پنجم پرت کرده پایین چون خسته شده از بس تو خونه حبس بوده، فکر کرده بود بین اون روز، و روزی که میره سونوگرافی و میگن یه توده مشکوک وجود داره و باید امآرآی انجام بده تا ببینند سرطان نباشه، چقدر فاصلهست؟
ناامیدی، خلاء امید نیست. خودمجازاتگری به جرم از دست دادن امیده، که به تخریبهای سنگین منجر میشه. خلاء امید، خیلی سادهتر و صادقانهتره؛ چون به بیاعتنایی تبدیل میشه. برای همین میشه امید نداشت و باز هم جنگید، و باز هم درس خوند، و باز هم کار کرد، و باز هم نوشت. اما ناامید نه میتونه بجنگه نه میتونه درس بخونه نه میتونه کار کنه نه میتونه بنویسه. فقط میتونه زودتر تمومش کنه، که یک عمل بیمعنیه.
متوجه نیستید ظاهرا که بیمعنی شدن امید، به معنیدار شدن ناامیدی منجر نمیشه. حتی اگه در شرایطی قرار بگیرید که امید هیچ معنایی نداشته باشه، باز هم ناامیدی بیمعناست. چون قراره همهچیز تمام بشه. در تایملاینی که به زودی انتهاش فرا میرسه، ناامیدی بیمعناست.
اون زن چینی که خودش رو از طبقه بیست و پنجم پرت کرده پایین چون خسته شده از بس تو خونه حبس بوده، فکر کرده بود بین اون روز، و روزی که میره سونوگرافی و میگن یه توده مشکوک وجود داره و باید امآرآی انجام بده تا ببینند سرطان نباشه، چقدر فاصلهست؟
ناامیدی، خلاء امید نیست. خودمجازاتگری به جرم از دست دادن امیده، که به تخریبهای سنگین منجر میشه. خلاء امید، خیلی سادهتر و صادقانهتره؛ چون به بیاعتنایی تبدیل میشه. برای همین میشه امید نداشت و باز هم جنگید، و باز هم درس خوند، و باز هم کار کرد، و باز هم نوشت. اما ناامید نه میتونه بجنگه نه میتونه درس بخونه نه میتونه کار کنه نه میتونه بنویسه. فقط میتونه زودتر تمومش کنه، که یک عمل بیمعنیه.
❤5
«اگه اجازه بدیم تسلیحات اتمی (روسیه) مانع تحرکاتمون (در اوکراین) بشه باید انتظار داشته باشیم در چند سال آینده تقریبا هر کشوری بیفته دنبال بمب هستهای».
این آقا کسیه که سایه ترامپ رو با تیر میزد، و نزدیک بود از لحاظ قانونی خودش هم با تیر بزنه، اما الان داره با ادبیات ترامپ صحبت میکنه.
مشکل خیلیهاشون با ترامپ این بود که با استاندارد خودشون حرف نمیزد، و گرنه با این جنبه سیاسی که به خلافکارهای جهانی چنگ و دندان نشون بدن، حال میکردند.
این آقا کسیه که سایه ترامپ رو با تیر میزد، و نزدیک بود از لحاظ قانونی خودش هم با تیر بزنه، اما الان داره با ادبیات ترامپ صحبت میکنه.
مشکل خیلیهاشون با ترامپ این بود که با استاندارد خودشون حرف نمیزد، و گرنه با این جنبه سیاسی که به خلافکارهای جهانی چنگ و دندان نشون بدن، حال میکردند.
❤2
مثل صداسیمای جمهوری اسلامی که وقتی برف میاد یه جوری گزارش تهیه میکنه که انگار برف هم از دستاوردهای نظام بوده، عملههای سایبری چین هم تشکیل مه رو تبلیغ میکنند!
#لبخند_شبانه
#لبخند_شبانه
❤3
زمانی که اسد از سلاح شیمیایی استفاده کرد، سازمان ملل تیمی رو برای تحقیق فرستاد که توشون مالهکشهای پوتین وجود داشتند! خیلی حیرتانگیز بود. تصور کن مالهکش یکی از طرفین درگیری باشی، و بری در محل درگیری، تا ببینی اونی که مالهکشش هستی مرتکب جنایت شده یا نه! اما طرفداران ترامپ و جمعی از لیبرتارینهای ضدجنگ، چنان اعتماد داشتند به این تیم که انگار فرزندان ابراهیم نبی هستند! چون دوست نداشتند ثابت بشه جبهه روسیه-سوریه، جنایتکاره؛ چون تو ذهنشون یه چیزی ساختن به نام «نظام آمریکا» و معتقدند اون نظام همش دنبال جنگه، پس هر اتفاقی که در دنیا میفته بهانه اونهاست برای راه انداختن جنگ. از طرفی یه طرفداری زیرپوستی هم از پوتین و اوباش مشابه دارند، که در نسخه داخلی به ترامپپرستیشون منجر شده بود؛ به این دلیل که عقاید محافظهکاری و موضع تدافعیشون در برابر لیبرالیسم باعث شده نتونند در انتخابات برنده قطعی بشن و این میلشون رو به فاشیسم و اقتدارگرایی افزایش داده. اما بهرحال دلایل و انگیزهها هرچه که بود، اون موقع سازمان ملل برای اینها مرجع خوبی بود! ولی به محض شیوع کرونا و برنامههای سازمان بهداشت جهانی برای قرنطینهها و پروتکلها و واکسنها، نه تنها دیگه مرجع خوبی نبود، بلکه پایگاه شیطان بود، و عزیزان منحل کردن کل سازمان ملل رو خواستار شدند!
این خلاصهای از ارتجاع واکنشی است.
پایبندی به هر بستهای از اصول، قهرا منجر میشه به واکنش به خیلی چیزها. اما در ارتجاع واکنشگرا، خود واکنش، تمام اصولته! به این معنی که همون لحظهای که لجبازی میکنه، به آرمان دست پیدا کرده. اینکه دولت عطش جنگ داره، آرمانش میشه لجبازی با طرح جنگ، حتی اگه اون بیرون واقعا نیاز به جنگیدن با خلافکارها وجود داشته باشه. اینکه دولت عطش فروش واکسن داره، آرمانش میشه لجبازی با طرح واکسن، حتی اگه اون بیرون بهترین راه موثر برای مقابله با بیماری، واکسن باشه.
در این شرایط ارتباط با دنیای واقعی دیسکانکت میشه، و یک پل دیگه زده میشه. و این پل، چیزهایی هستند که باید بشون واکنش نشون داد. اگه باید به دولت واکنش نشون داد، پل بین خودش و واقعیت میشه دولت! به این شکل که «واقعیت آن چیزیست که دولت نمیگوید!».
چرا این حالت ارتجاعی پرطرفداره؟ چون ذهنهای تنبل رو جذب میکنه.
فرض کنیم ما یک سازمان ملل فاسد داریم، که البته فرض کردن نمیخواد، فاسد است حقیقتا، و پر از آدم های مزخرف و بیعرضه. در برابر این سازمان فاسد و بیکفایت، دو راهکار بیشتر وجود نداره. یا باش لج کنیم، یا درستش کنیم. بسیار بدیهیه که ذهن تنبل اولی رو انتخاب میکنه. چون برای درست کردن سازمان ملل، نیاز داریم که آدمهای درست بسازیم، سپس این آدمهای درست رو بفرستیم اونجا. و کی حاضره زحمت و سرمایهگذاری لازم برای تربیت آدمهای درست رو به عهده بگیره؟
البته این بهانه وجود داره که «نمیذارن آدم درست، به نهادهای مدنی وارد بشن»، اما فقط بهانهست، چون از لحاظ دشواری کاملا برعکسه. وانمود میکنند آدم درست فراوانه، قسمت ورود به نهاده که سخته. اما در واقعیت، تربیت آدمهای درسته که سخته، قسمت وارد شدنشون به نهادها آسونه. چون آدم درست، خودش راههای برنده شدن رو هم بلده، و مسیر خودش رو به نهادها باز میکنه.
اشرار به راحتی تکثیر میشن، اما آدمهای درست سرمایهگذاری لازم دارند. پس در این کشاکش، همواره یک مسابقه غیرمنصفانه برقراره. و غیرمنصفانه بودنش رو باید از همون لحظه صفر، پذیرفت. و سپس با علم به این غیرمنصفانگی، برنامه برای برنده شدن طراحی کرد.
دنیا میتونه فضای اکوی گستردهای برای لجبازها فراهم کنه، اما در بلند مدت زمین به آدمهای درست به ارث خواهد رسید.
این خلاصهای از ارتجاع واکنشی است.
پایبندی به هر بستهای از اصول، قهرا منجر میشه به واکنش به خیلی چیزها. اما در ارتجاع واکنشگرا، خود واکنش، تمام اصولته! به این معنی که همون لحظهای که لجبازی میکنه، به آرمان دست پیدا کرده. اینکه دولت عطش جنگ داره، آرمانش میشه لجبازی با طرح جنگ، حتی اگه اون بیرون واقعا نیاز به جنگیدن با خلافکارها وجود داشته باشه. اینکه دولت عطش فروش واکسن داره، آرمانش میشه لجبازی با طرح واکسن، حتی اگه اون بیرون بهترین راه موثر برای مقابله با بیماری، واکسن باشه.
در این شرایط ارتباط با دنیای واقعی دیسکانکت میشه، و یک پل دیگه زده میشه. و این پل، چیزهایی هستند که باید بشون واکنش نشون داد. اگه باید به دولت واکنش نشون داد، پل بین خودش و واقعیت میشه دولت! به این شکل که «واقعیت آن چیزیست که دولت نمیگوید!».
چرا این حالت ارتجاعی پرطرفداره؟ چون ذهنهای تنبل رو جذب میکنه.
فرض کنیم ما یک سازمان ملل فاسد داریم، که البته فرض کردن نمیخواد، فاسد است حقیقتا، و پر از آدم های مزخرف و بیعرضه. در برابر این سازمان فاسد و بیکفایت، دو راهکار بیشتر وجود نداره. یا باش لج کنیم، یا درستش کنیم. بسیار بدیهیه که ذهن تنبل اولی رو انتخاب میکنه. چون برای درست کردن سازمان ملل، نیاز داریم که آدمهای درست بسازیم، سپس این آدمهای درست رو بفرستیم اونجا. و کی حاضره زحمت و سرمایهگذاری لازم برای تربیت آدمهای درست رو به عهده بگیره؟
البته این بهانه وجود داره که «نمیذارن آدم درست، به نهادهای مدنی وارد بشن»، اما فقط بهانهست، چون از لحاظ دشواری کاملا برعکسه. وانمود میکنند آدم درست فراوانه، قسمت ورود به نهاده که سخته. اما در واقعیت، تربیت آدمهای درسته که سخته، قسمت وارد شدنشون به نهادها آسونه. چون آدم درست، خودش راههای برنده شدن رو هم بلده، و مسیر خودش رو به نهادها باز میکنه.
اشرار به راحتی تکثیر میشن، اما آدمهای درست سرمایهگذاری لازم دارند. پس در این کشاکش، همواره یک مسابقه غیرمنصفانه برقراره. و غیرمنصفانه بودنش رو باید از همون لحظه صفر، پذیرفت. و سپس با علم به این غیرمنصفانگی، برنامه برای برنده شدن طراحی کرد.
دنیا میتونه فضای اکوی گستردهای برای لجبازها فراهم کنه، اما در بلند مدت زمین به آدمهای درست به ارث خواهد رسید.
❤9
شعر این شاعر اوکراینی (که به دست اوباش شوروی کشته شد) به درد این روزهای ملتش میخوره، که خطاب به متجاوزان میگه هر غلطی بکنید مردم من باقی میمونند.
اما از کلیتش که بگذریم یک عبارت استفاده کرده برای توصیف دشمن، که فوقالعادهست: ای شما «فرزندان حرامزاده اعدامکنندههایی که اعدام شدند!».
انگار سفارش ساخت این عبارت خوش تراش رو ما ایرانیها دادیم و واسیل سیموننکو برامون ساخته بوده.
اما از کلیتش که بگذریم یک عبارت استفاده کرده برای توصیف دشمن، که فوقالعادهست: ای شما «فرزندان حرامزاده اعدامکنندههایی که اعدام شدند!».
انگار سفارش ساخت این عبارت خوش تراش رو ما ایرانیها دادیم و واسیل سیموننکو برامون ساخته بوده.
❤7
Economist 1854.pdf
113.7 KB
در آرشیو مجله اکونومیست یه مقاله وجود داره درباره روسیه و جنگ کریمه که حیرتانگیزه. کی منتشر شده؟ ۱۸۵۴ میلادی. فاکینگ ۱۶۸ سال پیش، و به طور خلاصه میگه روسها گاوتر ازونی هستند که فکر میکنید و میشه شکستشون داد! دلایلی که نوشته یه جوریه که انگار مقاله رو امروز نوشتن: لجستیک ندارن، درباره توانایی ارتششون دروغ زیاد بافتن، سربازانش یه مشت بچه دهقان بیانگیزه هستند، و روسیه اساسا یک ملت نیست، یک لحاف چهل تکه از اقوامه.
مو رو به تن آدم سیخ میکنه تاریخ.
مو رو به تن آدم سیخ میکنه تاریخ.
🤔3