وزیر خارجه آلمان خطاب به مدیران بنگاههای تولیدی میگه دیگه ازین به بعد نباید «اول بیزینس، بعد امنیت ملی» رو در رأس سیاست تجاریمون قرار بدیم و از تجربهای که در مورد انرژی بدست اومد باید درباره رفع وابستگیمون به مواد معدنی چین هم استفاده بشه.
آلمانیها دیر تغییر میکنند، ولی اگه بخوان تغییر بکنند، میکنند. اشتباهات استراتژیک اینها، نباید خریت قدرتهای شرقی رو کمرنگ جلوه بده. دارایی فیزیکی، تعیینکنندهست. اما باید بلندمدت فکر کرد.
ثروت اینه که من در زمینم چشمه آب داشته باشم. بقیه هرچقدر هم پول داشته باشند، اگه آب نداشته باشند فایدهای براشون نداره. چون زمین رو نمیشه با اسکناس آبیاری کرد. اما اگه بیشعوربازی دربیارم و آب رو بشون نفروشم، در درازمدت شرایط علیه من خواهد شد. نه فقط به این دلیل که دیگه نمیتونم باشون رابطه اجتماعی داشته باشم، که خودش باخت بزرگیه؛ بلکه به این دلیل که ناخواسته هلشون میدم به سمت گرفتن تصمیماتی که اگه توش موفق بشن، به ضرر من تموم میشه.
آلمانیها دیر تغییر میکنند، ولی اگه بخوان تغییر بکنند، میکنند. اشتباهات استراتژیک اینها، نباید خریت قدرتهای شرقی رو کمرنگ جلوه بده. دارایی فیزیکی، تعیینکنندهست. اما باید بلندمدت فکر کرد.
ثروت اینه که من در زمینم چشمه آب داشته باشم. بقیه هرچقدر هم پول داشته باشند، اگه آب نداشته باشند فایدهای براشون نداره. چون زمین رو نمیشه با اسکناس آبیاری کرد. اما اگه بیشعوربازی دربیارم و آب رو بشون نفروشم، در درازمدت شرایط علیه من خواهد شد. نه فقط به این دلیل که دیگه نمیتونم باشون رابطه اجتماعی داشته باشم، که خودش باخت بزرگیه؛ بلکه به این دلیل که ناخواسته هلشون میدم به سمت گرفتن تصمیماتی که اگه توش موفق بشن، به ضرر من تموم میشه.
❤162
یه زمین خالی نسبتا بزرگ تو بهترین جای شهر وجود داشت، و داره؛ و قرار بود شهرداری مزایده بذاره تا بیان یه مجتمع فرهنگی تفریحی بسازند، که اصلش چند سالن سینما بهمراه فستفود و این چیزها باشه. حتی چندتا پروپوزال هم تحویل گرفته بودند (همه از استفراغات معماران). اما هنوز داره باد میاد و خاک رو بلند میکنه به اطراف. چون دیگه احداث سینمای جدید معنی نداره وقتی همونایی که وجود دارند هم درخواست ابطال جواز کردن. رستورانها و فستفودها هم در لوکیشنهای بهتر و پرترددتر، دارند به زور سر خودشون رو بالای آب نگه میدارند. چه برسه در جایی که قراره از صفر شروع کنه. تقریبا با هیچ محاسبهای ساخت چنین مجتمعی توجیه اقتصادی نداره. و این پدیده خاصیه که شاید در دنیا نمونه مشابه نداشته باشه. اینکه ارزش زمین انقدریه که با پولش تو شیکاگو میشه دفتر تجاری که ویوی صد و هشتاد درجه داره خرید، اما توش هیچکاری نمیشه کرد.
❤151
هیچکس نمیدونه عدد واقعی زائران اربعین چند نفره. چون دولت برای دروغ گفتن دربارهش انگیزههای زیادی داره. اما هرچقدر که باشه، حمل و نقلشون یک پروژه شقالقمر نیست. خود زائر، یک جهانسومی گیج است، بنابراین هیچوقت متوجه نمیشه که چرا هرسال سرگردان و گرفتار میشه. و با خودش میگه مسئولان رسیدگی نمیکنند! که البته رسیدگی نمیکنند، چون اون پست و مسئولیت رو برای دست یافتن به پول مفت قبول کردند، نه برای رسیدگی کردن؛ و از قضا اگه ایران یک نظام پادشاهی داشت، و اون پادشاه هم خودش پیرغلام امام حسین میبود، که در تاریخ ایران زیاد داشتیم، اگه شده مسئولان رو فلک میکرد تا رسیدگی کنند. اما مسئله مسئولان نیستند. مسئله لجبازی با بازار است. سیستم حمل و نقل اروپا، شب کریسمس فرو نمیپاشه، اتوبوسرانی چین در شب سال نوی چینی فرو نمیپاشه، اما اتوبوسرانی ایران هرسال از مسافر میلیونی شوکه میشود! به این دلیل ساده که ما اتوبوسرانی نداریم! همانطور که دانشگاه نداریم، و صنعت نداریم. اینها عناوینی هستند که به مدد پول نفت، به چیزهای فیک چسبانده شدهاند. از استخر پرورش ماهی بگیر، تا تولیدکننده مایع ظرفشویی، همه به مویی بندند. و اون مو، سوبسیدهای دولتی هستند. برای همین تا میکروفون رو میذاری جلو دهنشون فقط همین جمله «دولت حمایت کند» رو تکرار میکنند. دخالت دولتی، فقط باعث کج و معوج شدن همهچیز نشده. بلکه همهچیز رو عقیم کرده. دقیقا به همون دلیلی که خودروسازی عقیم است، سیستم حمل و نقل هم عقیم است. و مردم هم با همین موجودات عقیم همخو میشن. طوری که اگر بشون گفته بشه هزینه واقعی سفر شما این مقدار است، میپرسه آیا این درسته؟.. چون فکر میکنه برنامهای در کاره که زائر را تیغ بزنند، و گرنه باید مفتتر ازینها میشد! در این شرایط اگه مسئولان رو از بین حواریون عیسی هم انتخاب میکردیم، باز اوضاع همین میبود.
❤224
چقدر احتمال داره که بشه دریاچه ارومیه رو به روز اولش برگرداند؟ حتی لازم نیست کارشناس خاک و آب و کشاورزی بود تا جواب داد: صفر!
درست عین همین وضعیت رو با ایران مسلح به بمب اتم داریم. چقدر احتمال داره که بشه ایران رو به قبل از تبعات این تسلیح برگرداند؟ صفر!
ممکنه بپرسید آیا آمریکا اجازه خواهد داد؟ آیا اسراییل ساکت مینشیند؟ آیا چین تحمل میکند؟
اما اینها سوالات ما نیستند. وقتی خود ما فقط در حال نظارهایم، سوالمون درباره نظارهگری خارجیها بیمورده. بیقیدی نیهیلیستی جامعه ایرانی درباره دریاچه ارومیه، در بیقیدی نیهیلیستی درباره کرهشمالیزه شدن ایران ادامه پیدا میکنه. این بیقیدی فقط عدم واکنش سیاسی نیست. حتی در برنامهریزی برای زندگی هم دیده میشه. برنامه مردم درباره فردای خودشون، متناسب با برنامه کسی که میدونه دیگه دریاچه ارومیهای نخواهیم داشت نبود. به همین ترتیب برنامه مردم درباره فردای خودشون، اصلا تناسب نداره با برنامه کسی که میدونه ایران به ترکیبی از کرهشمالی و پاکستان میرسه. در حالی که حتی درک دقیقی ازین ترکیب ندارند. کرهشمالی یک کشور ایزولهست، اما در همانچه که هست، ثبات داشته. پاکستان با بیثباتی اقتصادی مواجهه اما با همه دنیا در حال تجارته. ایران در حالی که ایزوله است و ایزولهتر میشود، رشد نقدینگیاش حالت تابع نمایی پیدا کرده، که یعنی خود شتاب هم شتاب دارد! یعنی قسمت بد پاکستان، بعلاوه قسمت بد کرهشمالی! هنوز هیچ کشوری در دنیا این ترکیب رو تجربه نکرده. آیا برنامه مردم متناسب با برنامه کسیه که قراره ترکیبی رو تجربه کنه که هیچ ملتی در دنیا تجربهش نکرده؟
شاید باید با ایران خداحافظی کرد. دهه هفتاد نقطه نمادین دل کندن از ایران، سالن فرودگاه مهرآباد بود. چون خیلیها اونجا جگر خودشون رو سوزاندند و رفتند. اما طبق قاعده همهچیز بدتر خواهد شد، حتی نمادها هم از بین رفتند.. چون در داخل خود ایران، و بدون اینکه از جایی که هستیم جابجا بشیم هم باید با ایران خداحافظی کرد. و اگه لازمه خداحافظی کنیم باید مثل مرد خداحافظی کنیم، نه مثل کودکان. مثل مرد، یعنی قاطع، و بدون بازگشت. یعنی پذیرفتن اینکه ایران خوب بود، ولی هرچه بود تمام شد. ازین به بعد فقط خود زندگی باقی مونده که باید براش جنگید.
درست عین همین وضعیت رو با ایران مسلح به بمب اتم داریم. چقدر احتمال داره که بشه ایران رو به قبل از تبعات این تسلیح برگرداند؟ صفر!
ممکنه بپرسید آیا آمریکا اجازه خواهد داد؟ آیا اسراییل ساکت مینشیند؟ آیا چین تحمل میکند؟
اما اینها سوالات ما نیستند. وقتی خود ما فقط در حال نظارهایم، سوالمون درباره نظارهگری خارجیها بیمورده. بیقیدی نیهیلیستی جامعه ایرانی درباره دریاچه ارومیه، در بیقیدی نیهیلیستی درباره کرهشمالیزه شدن ایران ادامه پیدا میکنه. این بیقیدی فقط عدم واکنش سیاسی نیست. حتی در برنامهریزی برای زندگی هم دیده میشه. برنامه مردم درباره فردای خودشون، متناسب با برنامه کسی که میدونه دیگه دریاچه ارومیهای نخواهیم داشت نبود. به همین ترتیب برنامه مردم درباره فردای خودشون، اصلا تناسب نداره با برنامه کسی که میدونه ایران به ترکیبی از کرهشمالی و پاکستان میرسه. در حالی که حتی درک دقیقی ازین ترکیب ندارند. کرهشمالی یک کشور ایزولهست، اما در همانچه که هست، ثبات داشته. پاکستان با بیثباتی اقتصادی مواجهه اما با همه دنیا در حال تجارته. ایران در حالی که ایزوله است و ایزولهتر میشود، رشد نقدینگیاش حالت تابع نمایی پیدا کرده، که یعنی خود شتاب هم شتاب دارد! یعنی قسمت بد پاکستان، بعلاوه قسمت بد کرهشمالی! هنوز هیچ کشوری در دنیا این ترکیب رو تجربه نکرده. آیا برنامه مردم متناسب با برنامه کسیه که قراره ترکیبی رو تجربه کنه که هیچ ملتی در دنیا تجربهش نکرده؟
شاید باید با ایران خداحافظی کرد. دهه هفتاد نقطه نمادین دل کندن از ایران، سالن فرودگاه مهرآباد بود. چون خیلیها اونجا جگر خودشون رو سوزاندند و رفتند. اما طبق قاعده همهچیز بدتر خواهد شد، حتی نمادها هم از بین رفتند.. چون در داخل خود ایران، و بدون اینکه از جایی که هستیم جابجا بشیم هم باید با ایران خداحافظی کرد. و اگه لازمه خداحافظی کنیم باید مثل مرد خداحافظی کنیم، نه مثل کودکان. مثل مرد، یعنی قاطع، و بدون بازگشت. یعنی پذیرفتن اینکه ایران خوب بود، ولی هرچه بود تمام شد. ازین به بعد فقط خود زندگی باقی مونده که باید براش جنگید.
❤310
به این مسلط بود، به آن مسلط بود.. نتیجهاش شد کتاب فلان. خب کتاب فلان رو من زمانی خوندم که از جعفری خوشم میاومد. و درست در شرایطی که خوشم میاومد به آخر کتاب که رسیدم با خودم گفتم «این چی بود این نوشته؟». نه چیزی به اطلاعات آدم اضافه میکرد، نه چیزی از ابهامات رو کم میکرد.
و از همین میشد فهمید وقتی یک آخوند میگه یک آخوند دیگه به مباحث ایکس و ایگرگ مسلط است، اصلا نباید جدی گرفته بشه. چون اینها مفهوم تسلط علمی رو هم به لجن کشیدهاند.
متأسفانه این آخوند رو هم میشناسم. هیچوقت بلد نبود روضه بخونه. نهایتا رفت سراغ تولید کتابهای بیخاصیت، مثل «علامه». که به نظر میرسه درآمد خوبی نداره براش. از عکسی که ازش در اتاق مطالعهاش گرفتهاند، دور لوله شوفاژ اثر نمدادگی به دیوار دیده میشه. با جوردن پیترسون موافق نیستم، ولی این یک مورد خاص رو میشه بش ارجاع داد: اول یه دستی به اتاقت بکش، بعد درباره تسلط به فلسفه غرب نظر بده.
و از همین میشد فهمید وقتی یک آخوند میگه یک آخوند دیگه به مباحث ایکس و ایگرگ مسلط است، اصلا نباید جدی گرفته بشه. چون اینها مفهوم تسلط علمی رو هم به لجن کشیدهاند.
متأسفانه این آخوند رو هم میشناسم. هیچوقت بلد نبود روضه بخونه. نهایتا رفت سراغ تولید کتابهای بیخاصیت، مثل «علامه». که به نظر میرسه درآمد خوبی نداره براش. از عکسی که ازش در اتاق مطالعهاش گرفتهاند، دور لوله شوفاژ اثر نمدادگی به دیوار دیده میشه. با جوردن پیترسون موافق نیستم، ولی این یک مورد خاص رو میشه بش ارجاع داد: اول یه دستی به اتاقت بکش، بعد درباره تسلط به فلسفه غرب نظر بده.
❤138
Balabaristas
Tristeza
تو همون مورچهای نیستی که عضو قبیلهایه که یک سمت پیادهرو لانه کرده و غذا سمت دیگه پیادرو قرار داره و باید از زیر پای رهگذران عبور کنی تا بش برسی و همه همنوعانت دارند با فرودهای رندوم کفش له میشن و تو بعدی هستی؟
تو از همونهایی نیستی که میدونند در بستر مرگ دنیا رو طوری خواهند دید که افسوس خواهند خورد که کاش دنیا رو زودتر همونطور دیده بودند اما تا وقتی وقت مرگ نرسیده نمیتونند کاری کنند که دنیا رو اون طور ببینند؟
تو همونی نیستی که خاصیت مغزت فقط این بود که زندگی مورچهای رو بیجهت پیچیدهتر کرد؟
تو از همونهایی نیستی که میدونند در بستر مرگ دنیا رو طوری خواهند دید که افسوس خواهند خورد که کاش دنیا رو زودتر همونطور دیده بودند اما تا وقتی وقت مرگ نرسیده نمیتونند کاری کنند که دنیا رو اون طور ببینند؟
تو همونی نیستی که خاصیت مغزت فقط این بود که زندگی مورچهای رو بیجهت پیچیدهتر کرد؟
❤100
مارکتکپ اپل معادل مارکتکپ ۱۸۰ شرکت دیگه پایینتر از خودش تو لیست اسپی ۵۰۰ است! بعضیها میگن این خطرناکه، بترکه همه رو میبره زیر آب. بعضیها میگن خب مردم میخرن، چیه مگه؟ اما فارغ ازینکه باید نگرانش بود یا نبود، میشه ازش به عنوان یک مثال استفاده کرد. فرض کنید هر کدوم ازین شرکتها یک شخص هستند. در شرایط تقریبا برابر و آزاد و بدون تبعیض، یکی ازین افراد معادل صد و هشتادنفر دیگه به ثروت رسیده. کسی نمیتونه منکر این برابری بشه. پس در شرایط برابری و مساوات، باز بین افراد اختلاف طبقاتی شدید ایجاد شده.
عدالت، همیشه یک سلاح برای سرکوب بوده. هیچ شرایط طبیعی و ارگانیکی نمیتونه مانع این بشه که عدهای کم، به ثروتی خیلی بیشتر از بقیه برسند. پس اگه بخوای نرسند، باید فقط سرکوب کنی.
عدالت، همیشه یک سلاح برای سرکوب بوده. هیچ شرایط طبیعی و ارگانیکی نمیتونه مانع این بشه که عدهای کم، به ثروتی خیلی بیشتر از بقیه برسند. پس اگه بخوای نرسند، باید فقط سرکوب کنی.
❤151
تعداد گرمازدههای از نیمه راه کربلا برگشته انقدر زیاده که در خیابون هم میشه به شکل رندوم صدای گلایهشون از شدت گرما رو شنید. اما گرمای عراق در حدی نیست که آدم رو از کار بندازه. حتی در اینترنت هم حوصله غلطگیری از مردم رو ندارم، چه برسه در خیابان، و گرنه بشون میگفتم مشکل شما عادت نداشتن به گرما نیست. مشکل شما عادت نداشتن به تعریق طولانی و بیبهره بودن از دیسیپلین پیادهرویه. «هروقت تشنهم شد آب میخورم» فقط تو شهر کار میکنه. تو برهوت و در حین فعالیت، اگه تشنه شدی، یعنی دیر شده.
❤184
کلیه به دلایل مختلفی میتونه از کار بیفته. میتونه دلیل ژنتیکی داشته باشه و بدون اینکه کار خطایی از فرد سر بزنه از کار بیفته. و میتونه دلیلش یه حادثه باشه، مثل افتادن در آب دریا و قورت دادن مقادیر زیادی آب شور که آلوده به گازوییل مصرفی قایق هم بوده. چون فرجام هر دو یکیه، معنیش این نیست که از یه جنس هستند.
اگه تو فرانسه به سختی میشه کسی رو پیدا کرد که بیاد کاشی حمام خونه رو نصب کنه چون سرشون شلوغه، و اینجا هم به سختی میشه کسی رو پیدا کرد که همون کارو بکنه، چون سرشون شلوغه؛ معنیش این نیست که یک شرایط مشترک در این دو کشور حاکمه.
اونجا سرشون شلوغه، چون خود فرانسویها کارهای دیگهای میتونند انجام بدن که درآمدش بالاتره، و بیشتر تازهمهاجرها انقدر مهارت ندارند که شرکتهای ساختمانی استخدامشون کنند، یا اونها رو بفرستند برای کارهایی که باید تمیز انجام بشه. پس تا زمانی که افراد کافی به مهارت لازم نرسیدهاند، عرضه با تقاضا هماهنگ نیست، و کاشیکار میتونه افاده کنه.
اینجا سرشون شلوغه چون شرکت نداریم. اشخاص، اشخاص رو بهمدیگه معرفی میکنند. و کسی رو به شما معرفی میکنند که به بقیه هم معرفی کردن. بنابراین کاشیکار کم نیست. شما هیچوقت نمیبینیشون. چون نمیذارن ببینیشون.
خیلیها اون بیرون هستند که چهل سال در داخل جامعه فعالیت اقتصادی میکنند، اما ازینکه چه چیزهایی به چه چیزهای ربط داره و همهچی داره چطور پیش میره، درکی پیدا نمیکنند.
اگه تو فرانسه به سختی میشه کسی رو پیدا کرد که بیاد کاشی حمام خونه رو نصب کنه چون سرشون شلوغه، و اینجا هم به سختی میشه کسی رو پیدا کرد که همون کارو بکنه، چون سرشون شلوغه؛ معنیش این نیست که یک شرایط مشترک در این دو کشور حاکمه.
اونجا سرشون شلوغه، چون خود فرانسویها کارهای دیگهای میتونند انجام بدن که درآمدش بالاتره، و بیشتر تازهمهاجرها انقدر مهارت ندارند که شرکتهای ساختمانی استخدامشون کنند، یا اونها رو بفرستند برای کارهایی که باید تمیز انجام بشه. پس تا زمانی که افراد کافی به مهارت لازم نرسیدهاند، عرضه با تقاضا هماهنگ نیست، و کاشیکار میتونه افاده کنه.
اینجا سرشون شلوغه چون شرکت نداریم. اشخاص، اشخاص رو بهمدیگه معرفی میکنند. و کسی رو به شما معرفی میکنند که به بقیه هم معرفی کردن. بنابراین کاشیکار کم نیست. شما هیچوقت نمیبینیشون. چون نمیذارن ببینیشون.
خیلیها اون بیرون هستند که چهل سال در داخل جامعه فعالیت اقتصادی میکنند، اما ازینکه چه چیزهایی به چه چیزهای ربط داره و همهچی داره چطور پیش میره، درکی پیدا نمیکنند.
❤116
در استرالیا اگه قیمت ماشینی که میخوای وارد کنی بالای ۷۰ هزار دلار استرالیا باشه، شامل مالیات بر خودروهای لوکس میشه. ۳۳ درصد بر روی مازاد بر ۷۰ هزارتا. هدف این قانون حمایت از تولید داخلی برندهای لوکس بوده. اما یه مشکلی هست. استرالیا تولید داخلی خودروی لوکس نداره!
کم مونده رندوم بکشن بیرون بگن انگشتاتو نشون بده ببینم.. بعد نشون بدی، بگن ناخن انگشت اشارهت اندازه ناخن انگشت وسطت رشد نکرده، هزار دلار واریز کن به خزانه.
کم مونده رندوم بکشن بیرون بگن انگشتاتو نشون بده ببینم.. بعد نشون بدی، بگن ناخن انگشت اشارهت اندازه ناخن انگشت وسطت رشد نکرده، هزار دلار واریز کن به خزانه.
❤109
خاطر شریفتان هست گفتم مثل سوریه، در اوکراین هم با جنگ نقشههای رنگی روبرو میشویم که هدفش اثرگذاری روی افکار عمومی میباشد؟ خب الان شواهدش رو دارید میبینید. نیروهای اوکراینی صبح یک شهر رو آزاد میکنند، و ظهر میرسند به شهری که بیست کیلومتر جلوتره! که یعنی اون اشکال رنگی که در نقشه مدعی تسلط روسها بودند، اشکال فیک هستند (برعکسش هم صادقه).
واقعیت جبهه رو باید با نقشه یکبعدی ترسیم کرد. یعنی این نقطه باشه که تعیین کنه تسلط بر کجا برقراره. وصل کردن نقاط بهمدیگه، پروپاگانداست.
البته گاهی اثرگذاری از افکار عمومی هم فراتر میره و خود رهبران سیاسی هم با دیدن این اشکال رنگی خر میشن.
واقعیت جبهه رو باید با نقشه یکبعدی ترسیم کرد. یعنی این نقطه باشه که تعیین کنه تسلط بر کجا برقراره. وصل کردن نقاط بهمدیگه، پروپاگانداست.
البته گاهی اثرگذاری از افکار عمومی هم فراتر میره و خود رهبران سیاسی هم با دیدن این اشکال رنگی خر میشن.
❤91
شرط بستن علیه برق خورشیدی خریته.
شرکت استارتآپ پیویتو پلاس، که از دانشگاه فرایبورگ بیرون اومده، با یه روش مبتکرانه نقرهای که برای تولید پنلهای خورشیدی لازم بود رو با مس جایگزین کرده، و این در تولید انبوه میتونه تا ۳۰ درصد هزینه تمامشده رو پایین بیاره.
میتونی بگی کافی نیست، باید برق هستهای هم باشه. اما علیهش شرط نبند.
شرکت استارتآپ پیویتو پلاس، که از دانشگاه فرایبورگ بیرون اومده، با یه روش مبتکرانه نقرهای که برای تولید پنلهای خورشیدی لازم بود رو با مس جایگزین کرده، و این در تولید انبوه میتونه تا ۳۰ درصد هزینه تمامشده رو پایین بیاره.
میتونی بگی کافی نیست، باید برق هستهای هم باشه. اما علیهش شرط نبند.
❤105
این یه وسیلهست که یکیش رو وصل میکنی به خروجی اچدیامآی دوربین فیلمبرداری، و اون یکی رو وصل میکنی به مانیتور پرتابل، و ویدئو فورکِی رو به صورت بیسیم از دوربین میفرسته به اون مانیتوره، تا فاصله ۱۵۰ متر، و با ۶ صدم ثانیه تأخیر! تا کارگردان از دور ببینه داری چی میگیری. کلش فقط ۷۰۰ دلار. که آدم هرچقدر تدبر و تفکر میکنه درک نمیکنه چینیها تو شنزن اینو چجوری این قیمت درمیارن.
بعد تو تلویزیون ایران کلیپهای ما میتوانیم پخش میکنند که خود اون مثلا کارآفرین میگه پهپاد ساختیم ولی اولهاش سخت بود، چون ولتاژ بیش از حد به موتور دادیم، سوخت!
بچه مهندسهای اونها دارند بیسر و صدا و بیادعا، با ۷۰۰ دلار چنین چیزی میدن دست مردم، و بچه مهندس اینجا اینکه فرق ۱۲ ولت و ۴۸ ولت رو نمیفهمه رو با افتخار تو رسانه کشور اعلام میکنه!
بعد تو تلویزیون ایران کلیپهای ما میتوانیم پخش میکنند که خود اون مثلا کارآفرین میگه پهپاد ساختیم ولی اولهاش سخت بود، چون ولتاژ بیش از حد به موتور دادیم، سوخت!
بچه مهندسهای اونها دارند بیسر و صدا و بیادعا، با ۷۰۰ دلار چنین چیزی میدن دست مردم، و بچه مهندس اینجا اینکه فرق ۱۲ ولت و ۴۸ ولت رو نمیفهمه رو با افتخار تو رسانه کشور اعلام میکنه!
❤146
«سرعت رها کردن منطقههایی که روسیه اجازه داد سربازان اوکراین در اون پیشروی کنند باید ثابت کنه که یه تلهست، باور کنید. من اینجا چندنفری میشناسم که تجربه رزمی دارند. خوب فکر کنید».
نه فقط اونایی که میشناسه، بلکه خودش هم تجربه رزم داره. داره در آفریقا با داعش میجنگه.
این ذهنیت که «روسیه با اون عظمت نظامی و دولتی، و با اون همه نخبه رزمی، همیشه دو قدم جلوتر رو پیشبینی میکنه و برنامه داره» به راحتی از سر همه بیرون نمیاد، برای همین فکر میکنه عقبنشینی عمدیه و زیر کاسه نیمکاسهای هست. سرعت زیاد عقبنشینی میتونه به دلیل نداشتن ساپورت هوایی، و نداشتن نیروی کمکی در پشت خط باشه. اونی که با داعش جنگیده اینو میدونه. اما از تجربه رزمی که میگه داره، و داره، استفاده نمیکنه. فقط از اعتبار تجربهش استفاده میکنه، تا به استناد به اون اعتبار، ناباوریش رو یک نظر تخصصی در نظر بگیرید، نه یک نظر شخصی که حاصل فروریختن تصورات تثبیتشده درباره روسیهست.
امیدوارم واضح باشه در حال تحلیل صحنه نبرد نیستم و دارم طرز کار ذهن انسان رو توضیح میدم.
نه فقط اونایی که میشناسه، بلکه خودش هم تجربه رزم داره. داره در آفریقا با داعش میجنگه.
این ذهنیت که «روسیه با اون عظمت نظامی و دولتی، و با اون همه نخبه رزمی، همیشه دو قدم جلوتر رو پیشبینی میکنه و برنامه داره» به راحتی از سر همه بیرون نمیاد، برای همین فکر میکنه عقبنشینی عمدیه و زیر کاسه نیمکاسهای هست. سرعت زیاد عقبنشینی میتونه به دلیل نداشتن ساپورت هوایی، و نداشتن نیروی کمکی در پشت خط باشه. اونی که با داعش جنگیده اینو میدونه. اما از تجربه رزمی که میگه داره، و داره، استفاده نمیکنه. فقط از اعتبار تجربهش استفاده میکنه، تا به استناد به اون اعتبار، ناباوریش رو یک نظر تخصصی در نظر بگیرید، نه یک نظر شخصی که حاصل فروریختن تصورات تثبیتشده درباره روسیهست.
امیدوارم واضح باشه در حال تحلیل صحنه نبرد نیستم و دارم طرز کار ذهن انسان رو توضیح میدم.
❤126
این دقیقا فضاییه که در خوابهام میبینم. نیهیلیسم سرد در دریای بیکرانی از تنهایی. پسر چطور تونستی کابوس رو آرماتوربندی کنی؟
#استفراغات_معماران
#استفراغات_معماران
❤107