Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.1K subscribers
6.76K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
روزها تو روستا انقدر کار زیاد بود که کسی نمی‌تونست بیش از یک دقیقه یکجا قرار بگیره و هیچ کاری نکنه. اما هوا که تاریک می‌شد و می‌چپیدند تو خونه، تقریبا هیچ‌کاری وجود نداشت. حداقل برای مردها، و بیشتر زن‌هایی که جوان نبودند. دولت هنوز حتی برق هم نکشیده بود. یک فانوس از وسط سقف آویزان بود و دو سه متر اطرافش رو روشن نگه میداشت. بقیه گوشه‌های خونه، به دهانه غار شبیه می‌شدند، که میترسیدی واردش بشی، با اینکه در روشنایی همون روز اون گوشه خونه رو دیده بودی، و می‌دونستی عمق زیادی نداره. سه شب در سکونتگاهی بمونی که برق ندارند، خوب درک می‌کنی که چرا به جن و شبح و این چیزها باور داشتند. ازونجایی که نه رادیویی وجود داشت و نه تلویزیونی، هیچ کاری جز اینکه به پشتی‌ها تکیه بدن و زیر نور همون فانوس درباره موضوعات سطحی وراجی کنند، نداشتند. الکل به شکل تاریخی در جامعه نقش مخربی داشت، ولی اگه دست و پا زدن انسان مفلوک در شب‌هایی که کاری برای انجام دادن نداره رو ببینی، درک می‌کنی که چرا میخانه‌ها ساخته شدند. اگه قراره از سر بیکاری یه بند زر بزنی، بهتره یه گوشه کار رو الکل بعهده بگیره.
وقتی تیر برق‌های سیمانی رو کنار جاده کاشتند، تا بالاخره روستا به شبکه برق کشور وصل بشه، منم مثل اهل دهات منطقه ذوق داشتم، با اینکه به من ربطی نداشت و اونجا حکم یک توریست رو داشتم. چون تصورم این بود که داریم به ته گذشته می‌رسیم و این لایف‌استایل مسخره که این‌ها دارند، منسوخ میشه. و تا حد زیادی شد. اما اون بیچارگی برای زر زدن، نه. هنوز نیاز به حرف درمانی دارند. هنوز خفه میشن اگه وراجی نکنند. هنوز کمبود سوژه رو با فوکوس روی زندگی دیگران جبران می‌کنند. هنوز درباره چیزهایی که هیچ درکی ازش ندارند، قصه می‌بافند. چه آفلاین، و چه آنلاین.

سال‌ها قبل‌تر ازینکه من متولد شده باشم، همونجا، یک شب، سه کشاورز، یک گوسفند که گرگ بش زده بوده رو ذبح می‌کنند تا به قول خودشون نجس نشه. چون کسی در اطراف نبوده که باش قسمت کنند، همه گوشت و دنبه‌ش رو کباب می‌کنند و میخورند. که حتی برای اون‌ها که به خاطر کار زیاد همیشه پر اشتها بودند، پرخوری محسوب می‌شد. یکی‌شون به بقیه میگه بدن‌مون تا حالا با چنین حجمی از گوشت و چربی مواجه نبوده، اگه امشب بخوابیم دخل‌مون اومده و صبح بیدار نمیشیم. دو نفر دیگه هم تأیید می‌کنند.‌ اما باید چطور تا صبح بیدار موند؟ همه خوابند و نمیشه نشست دور فانوس و صحبت کرد. پس به اتفاق برگشتند به زمین. و تا خود صبح درو کردند! یکجا نشستن و سکوت، چنان عملیات غیرممکنی بود براشون که ترجیح دادند تا صبح کمر خم کنند و با داس برقصند. که ستون فقرات من حتی بش فکر هم نمیتونه بکنه.

بعضی چیزها تغییر نمی‌کنه. آدم‌ها همینند.
158
المپیاد تاریخ هم داریم؟
بهرحال من یه سوال براش طراحی می‌کنم، هروقت خواستن برگزار کنند:
- چرا ارمنستان هیچوقت در طول تاریخ خود یاد نگرفت با کی متحد بشه بهتره؟
120
Anarchonomy
چه شد آن تشیعی که وضویی که اگه آب رو یکی دیگه برات بریزه، قبول نداشت، اما حالا آب و شربت و شام و ناهار و صبحانه و جای خواب و اتوبوس مجانی در کل طول زیارت میخواد و بش افتخار می‌کنه که فراهمه؟ وقتی این سوال رو میپرسی میگه وضو فرق داره، یه عمل واجبه و گفته شده…
موضوع مباشرته. حضرات در تفسیر مباشرت اختلاف داشتند، که شامل ریختن آب هم میشه یا نه. چون به نظرشون منطقی نبود، گفتند باطل نمی‌کنه اما مکروهه.

طراحان اولیه به نذری تأکید نداشتند، به انفاق تأکید داشتند. نذری سنت شیعی نیست، سنت دستگاه صفوی و آل‌بویه‌ست. و انفاق رفع گرفتاری گرفتارانه، نه توزیع غذا بین جامعه شهری که انقدر بیکارند که یک هفته در خیابان‌های عراق ول بچرخند.
144
اگه دانشجوی سال پنجم رو مجبور می‌کنی ۷۵۰ میلیون برای وثیقه بده که یعنی از خانواده‌ش بخواد ماشین‌ خارجی‌شون رو بفروشند، یعنی داری اعلام می‌کنی فقط خانواده‌هایی حق دارند بچه‌شون رو بفرستند اونور که ماشین خارجی دارند.

ایراد این که دولت نباید پزشک تربیت کنه، فقط این نیست که نمیتونه درست انجامش بده. ایرادش اینه که وقتی حس کرد داره بازی رو میبازه، ری‌اکشن‌هایی نشون میده که باخت رو سنگین‌تر می‌کنه. چون هر ری‌اکشنی، روی انگیزه‌ها اثر میذاره. بهم زدن انگیزه تحصیل در رشته پزشکی، از همون سنگ‌هاییه که یک نادان میندازه تو چاه و ده نفر آدم عاقل نمی‌تونند درش بیارن. وقتی انگیزه بهم خورد، حتی بخش خصوصی هم نمیتونه به راحتی احیاش کنه.
152
حرکت داریوش برای برپایی تجمع در نیویورک در اعتراض به حضور رئیسی در این شهر، از هیچی بهتره و باید غنیمت دونست، ولی آیا خودش متوجه نمیشه که یه ایرادی در کار است؟ الان که سال ۵۹ نیست که بخوایم به دنیا بگیم نظام مخالف هم دارد. اینو الان همه می‌دونند. قاعدتا الان باید فعالیت سیاسی انجام می‌شد، نه فعالیت خیابانی؛ هرچند که فعالیت خیابانی هم ضرری نداره. شما به عنوان کسی که چهل و اندی ساله اونجایی، نباید تا الان یه سازمانی حزبی چیزی تشکیل می‌دادی که بتونه در موضوع صدور ویزا به آدم‌کش‌ها، به دولت آمریکا و خود سازمان ملل فشار بیاره؟
اون قضیه «سنگ بزرگ نشانه نزدنه» رو جای اشتباهی دارید استفاده می‌کنید. تو سیاست اگه دنبال سنگ کوچکی، یعنی میخوای نزنی. جلوی یه آسمون‌خراش پرچم شیر و خورشید رو چرخاندن، برای تکمیل پروژه شخصی «من وظیفه‌م رو نسبت به میهن انجام دادم آخر عمری» کفایت می‌کنه فقط، نه برای مبارزه سیاسی.
236
«عمیقا پشیمونم که چرا زودتر ویولن رو ول نکردم. قشنگ بالای ده هزار ساعت وقت برای تمرین و ازینور به اونور رفتن به خاطرش صرف کردم. نهایتا یک اتلاف وقت کامل بود».

موسیقی و هنر هم جزء آموختنی‌هایی بود که دهک‌های بالای جامعه برای فرزندان‌شون، که نیاز ندارند کار کنند، مهیا کرده بودند، که به نظر بیاد دارند کار می‌کنند. اما طی چند دهه دولت رفاه، طی فرآیندی که خیلی چیزها در اون دخیل بود، اشتباها به دهک‌های پایین‌تر هم معرفی شد، و خیلی‌ها فکر کردند این هم یا یک نوع شغل است، یا ارزش وقت گذاشتن دارد.
نوازندگی، چیزیه که باید از بچگی وقت زیادی براش صرف بشه، تا بشه خودی نشون داد. و باید بتونی خودی نشون بدی تا یک عمر زحمت، بی‌ثمر نبوده باشه.‌ و فقط یک اقلیت می‌تونند خودی نشون بدن. مابقی فقط وقت می‌کشند. اما فرزندان دهک‌های بالا، مشکلی با این وقت‌کشی ندارند، چون بخشی از هدف بوده. این فرزند دهک‌های پایین‌تره که انقدر در معیشت دستش باز نیست که بتونه به راحتی وقتش رو صرف چیزی کنه که بازدهی براش نداره.‌ اعتراف به اینکه تصمیم اشتباهی گرفتند، شجاعت میخواد. اما این رو باید از شجاعت فردی ارتقائش داد به شجاعت جمعی.
204
پسرها وقتی میخوان درباره دوره خدمت صحبت کنند، یک تراژدی کامل رو روایت می‌کنند، اما کنارش میگن «بهترین دوستانم هم اونجا پیدا کردم». این قسمت دوم، یه ساز و کار دفاعیه که ذهن انسان طراحیش می‌کنه، تا ضرب خسارت رو بگیره. اینکه دو سال تمام اسارت کشیدی و بازدهی مثبتش برات صفر مطلق بوده، خسارت سنگینیه که به راحتی نمیشه هضمش کرد. حس می‌کنی نورون‌های مغزت به شکل میخ دراومدن‌. بنابراین مغز قصه «بهترین دوستان زندگیم» رو از خودش درمیاره. در حالی که در هر موقعیت آلترناتیو دیگه‌ای هم میشه بهترین دوستان زندگی رو پیدا کرد. آدم حتی تو بیمارستان وقتی بستری شده و شکمش پاره‌ست، میتونه بهترین دوستش رو از تخت کناری که اونم ماتحتش پاره‌ست، پیدا کنه.
کسی که سال‌ها خودش رو درگیر ساز یا بوم کرده هم، میتونه قصه «خاطرات انفرادی خوبی برای خودم ایجاد کردم» رو بسازه. اما اگه میرفت ایتالیا و تو شرکت‌هایی که آجر شیروونی نصب می‌کنند با حداقل حقوق کار می‌کرد هم براش خاطره‌های انفرادی خوبی ایجاد می‌شد.. تازه اگه قفل شده بود رو موسیقی، می‌تونست همونجا یه گیتار بخره و دم غروب بعد تموم کردن کار سقف بشینه همون بالا و واسه دل خودش بزنه.. اون هم با بک‌گراند دریای مدیترانه.
207
ظاهرا هرهفته یکی از خرپول‌های روس، از جمله مدیران نفتی، سرشون میره زیر آب. این آخری که کاملا فیزیکی رفت زیر آب. گفتن از قایق افتاده چی شده فلان. ولی هنوز پرش از پنجره در صدر علت فوت قرار داره. غربی‌ها هم این‌ها رو دونه دونه گزارش میدن که حالا انگار چی شده.‌ یکی نیست بگه بابا بذار بکشه چیکار دارید؟ اولا که تو روسیه همه این خرپول‌ها دزدند، چون اگه دزد نبودند کله‌گنده نمی‌شدند، که بعد شما اسم‌شون رو بشنوید. از مرگ مشکوک یه مشت دزد ناراحتید؟ ثانیا، می‌دونید چقدر به نفع دنیا و ملت‌های ستمدیده‌ست که آدم‌های کاربلد روسیه حذف بشن؟ فکر کن الان به جای این فرمانده ارتش که دارند، یه ژنرال باتجربه بود که جنگیدن رو بلد بود. اوکراین رو در یک هفته تسلیم می‌کرد. البته الانشم این کشور اگه کاملا نابود نشه، تا مرز نابودی کامل میره. ولی عوضش الان فرصت پیدا کرد یه هویت و حیثیت ملی برای خودش بسازه، که بعضی وقت‌ها از داشتن خاک مهم‌تره. اوکراین از ماتحت شانس آورد که پوتین قبلا کاربلدها رو حذف کرده بود و این خایه‌مال رو آورد گذاشت بالاسر ارتش. تو بقیه قسمت‌ها هم همینه. فقط ارتش الان جلو چشم قرار گرفته. حذف خرپول‌های دزد، به این معنیه که حرف گوش ندادن. حالا هر حرفی که بوده. پس حرف‌گوش‌نده‌ها حذف میشن و حرف‌گوش‌بده‌ها و خایه‌مال‌های بی‌عرضه میمونند. چه فیلتری ازین بهتر؟ بذار بکشه ننه‌شون رو فلان کنه بابا. روتو کن اونور اصلا.
185
خودروسازهای آمریکایی حالا که می‌دونند به خاطر چماق دولت، تا ده سال بعد باید موتور بنزینی رو ببوسن بذارن کنار، دارند به شکلی که میشه بش گفت «جنون در اعداد»، نسل‌های آخر این تکنولوژی رو به بازار وارد می‌کنند. هشت سیلندر و شش سیلندر. پنج لیتر و شش لیتر. توربوشارژ. سوپرشارژ. صفر تا صد چهار ثانیه. مثل وانت میوه‌فروشی که دم غروب میدونه میوه‌هاش تا فردا خراب میشه و آخروقت داد میزنه «بیایید ببرید». پترول‌هدها هم چهار پنج سال فرصت دارند هرچی هیولای بنزینی که میخوان بردارند ببرند.
اما مثل یک بازی کودکانه شده.. مگه قرار نبود کمتر انرژی مصرف کنیم؟ با میدان دادن به عطش «پرفرمنس» پدال گاز داره بیشتر فشار داده میشه. این عطش داره به خودروهای برقی هم منتقل میشه. ۴۵۰ اسب بخار برای مسیر خونه تا دانشگاه یکم زیاد نیست؟ انگار همه یادشون رفته که موضوع خود انرژیه. منبع و حامل عوض بشه، تغییری در اصل موضوع رخ نمیده.
142
Anarchonomy
خودروسازهای آمریکایی حالا که می‌دونند به خاطر چماق دولت، تا ده سال بعد باید موتور بنزینی رو ببوسن بذارن کنار، دارند به شکلی که میشه بش گفت «جنون در اعداد»، نسل‌های آخر این تکنولوژی رو به بازار وارد می‌کنند. هشت سیلندر و شش سیلندر. پنج لیتر و شش لیتر. توربوشارژ.…
در دوره ما demolishism یک ترند اجتماعی فلسفی شده. (دمالیش، به معنی کوبیدن و داغون کردن، از ریشه کندن). چپ و راست و لیبرال و محافظه‌کار و مدرنیست و سنت‌گرا و مذهبی و لائیک هم نداره. هر چیزی که ابعادی ازش باعث ناخوشایندی میشه، میگن بکنید بندازید دور!
ماشین بنزینی آلودگی ایجاد می‌کنه؟ همه صنعت موتور درونسوز رو از ریشه بزنید!
پلیس یه سیاهپوست رو به ناحق کشت؟ کل پلیس رو منحل کنید!
اف‌بی‌آی به دفتر رئیس‌جمهور محبوب ما حمله کرد؟ کل اف‌بی‌آی رو از ریشه بزنید!
مذهبی‌ها مثل الاغ رفتار می‌کنند؟ دین رو بریزید تو سطل آشغال.
تو اقیانوس کیسه پلاستیک جمع شده؟ پلاستیک رو از کل زندگی حذف کنید!
ویروس جدید یک میلیون نفر رو کشت؟ کلا در لابراتورهای ویروس‌شناسی رو تخته کنید!
هزارنفر واکسن زدند فوت کردند؟ کلا واکسناسیون رو از بیخ تعطیل کنید.
یه جا به اپوزیسیون کمک نقدی کردیم، تروریست از آب دراومدن؟ کل برنامه‌ کمک‌های خارجی رو از ریشه بزنید!
این حتی به بدن‌شون هم میرسه: آلت مردانه داری ولی حس مردانه اذیتت می‌کنه؟ آلت رو بکن بنداز دور!

کلا در هیچ‌موردی به برگ و ساقه و تنه هیچ کاری ندارند، یا پرداختن بش رو بی‌فایده می‌دونند و مستقیم میرن سراغ ریشه. غیر از یک استثناء. در مورد دولت مرکزی دیگه به کوبیدن و از ریشه زدن اعتقادی ندارند! و از قضا ادعا می‌کنند حتی فکر کردن به اینکه ریشه دولت رو بزنیم، خیلی خطرناکه!
مردمان قدیم فکر می‌کردن زمین روی یک لاکپشت قرار گرفته و اون لاکپشت روی یک فیل قرار گرفته. یه همچین چیزی. آدم امروزی هم فکر می‌کنه حیات روی دولت قرار گرفته. اگه اونو بزنیم، همه‌چی نابود میشه. ولی غیر ازون، که فندانسیونه؛ کل حیات رو می‌تونیم بتکونیم و از نو درست کنیم!

اما در بین تمام چیزهایی که یک‌شبه تصمیم می‌گیرند که بهتره دیگه وجود نداشته باشه، دولت متمرکز غول‌پیکر قلدر، از همه غیرطبیعی‌تر و سرطانی‌تره.

رویکرد درست کاملا معکوسه: به جای از ریشه زدن نهادها، باید ایرادات‌شون رو برطرف کرد. و وقتی میشه فهمید ایراداتش برطرف شده که بتونی بگی این نهاد، در فضایی که قلدر مرکزی وجود ندارد هم، می‌تواند به وظایف خود عمل کند.
105
اینو قرن هجدهم ساخته بودند که همزمان هفت‌تا کتاب رو میشد روش قرار داد و چرخوند و به کتاب بعدی یا قبلی مراجعه کرد. نسخه آنالوگ باز کردن تب‌های جدید در‌ گوگل کروم.
خود این وسیله به تنهایی نشانه‌ایه از شروع پیچیده شدن کار پژوهشی در اون دوران.
235
اینکه بگیم «تبریک به اتریوم که با انتقال از الگوریتم اثبات کار به اثبات سهم، مصرف برق شبکه خود را ۹۶ درصد کاهش داد» مثل اینه که بگن «تبریک به زندانیان که با زندگی در زندان خود را از خطر تصادفات رانندگی حفظ کردند». اون جمله به مسخرگی این جمله‌ست. انرژی رو مصرف می‌کنیم که سیستمی داشته باشیم که نیاز به مدیریت مرکزی نداشته باشه. وقتی مدیریت مرکزی داری، خب انرژی کمتری مصرف می‌کنی، تبریک چه معنی داره؟ این‌ها ریتارد هستند یا دارن فیلم بازی می‌کنند؟

البته انتقالی هم صورت نگرفت. یک فورک صورت گرفت. رمرارزی که میخواست یک بیت‌کوین بهتر باشه، و نتونست، یک کوین جدید که ترکیب سرویس ابری آمازون و ویزا کارت است، منتشر کرد، که بهتر از هیچ‌چیز نیست. اما اسم جدیدی روش نذاشت تا به نظر برسه تکامل پیدا کرده!
103
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برج جای امنی برای زندگی نیست، مخصوصا وقتی چینی‌ها ساخته باشندش.
55
چطور؟ اینطور که دیگه آدم مومن نداریم.
وقتی اوباش بلشویک‌ داشتن انقلاب می‌کردند، پیوتر رنگل تصمیم گرفت نیرو جمع کنه برای مقاومت. کتابش که درباره این مبارزاته رو حتما بخونید
"Always with honor"

امپریالیست‌های امروزی روسیه، دارند این کتاب رو به عنوان کتاب مقدس میخونند. چون احمقند. شما برای شناخت جامعه بخونید.
تلاش این افسر نظامی نتیجه نداد و مجبور شد روسیه رو ترک کنه و بره مابقی عمرش رو در اروپا سپری کنه. یکی از مشکلاتی که در قیام براش پیش اومد، این بود که نمیشد مردم رو متوجه کرد که چه چیزی باید اولویت‌شون باشه. سربازش میرفت به دختر مردم دست‌درازی می‌کرد، و وسط اون بلبشو که با مخرب‌ترین اتفاق سیاسی تاریخ مملکت‌شون مواجه بودند، مجبور بود بره به شکایت مردم از سربازش رسیدگی کنه، و حتی مجازاتش کنه، تا ذهنیت مردم از نیروهای مقاومت تخریب نشه.

بلشویک‌ها کلیساها رو خراب کردند، اما کلیسا از خیلی وقت قبل‌تر خراب شده بود. این فقدان آدم مومن بود که باعث شد رنگل ناکام بمونه. این ضعف تو حالت عادی خودشو نشون نمیده. اما وقتی طرف مقابلت اوباشی هستند که هدف‌شون نابود کردن همه‌چیزه، فقط با معامله با خدا میشه شانس غلبه پیدا کرد.
136
«قبل از جنگ، از طریق ارتباطاتی که با روس‌ها داشتیم، این ذهنیت برامون ایجاد شده بود که بربرهای پولدار هستند. اما الان معلوم شده نود درصدشون عوضی‌های گشنه‌ای هستند که حاضرند جون‌شون رو برای یه کتری برقی دزدی فدا کنند».

برداشت امروزت خیلی دقیق‌تره بزرگوار و تأیید می‌کنم، اما نباید از خودتون بپرسید چطور منی که زبان‌تون رو بلد نیستم و چندهزار کیلومتر دورترم، اینو می‌دونستم، و شما که تقریبا هم‌زبانید و همسایه‌اید و اشتراکات فرهنگی دارید و با هم تجارت می‌کردید، بعد جنگ اینو فهمیدید؟ نباید حس کنید یه جای کار ایراد داشته؟
139
مشابه «میز طب اسلامی» که تو بیمارستان‌های ایران گذاشتند، در کشورهای غربی هم وجود داره، اما روانشناس‌ها به عهده گرفتنش. نهادهای مدیریت شهری بخش بهداشت و درمان دارند. اون بخش خودش یه بخش سلامت روان داره. اون بخش خودش یه بخش پیشگیری داره. که روانشناس‌ها باید بشینند برای جرم‌‌خیزی محلات تز بدن. تز اخیرشون هم اینه که هرجا خونه‌ها مصادره شدند، ارتکاب خشونت هم بیشتر شده! هر ملکی داشته باشی باید هرسال مالیات بدی. اگه ندی جریمه میخوره. اگه چندسال ندی، جمع بدهی بعلاوه جریمه‌ها انقدر میشه که دولت محلی مصادره‌ش می‌کنه و میذاره برای مزایده. بعضی از کسانی که آپارتمان‌ها رو دادن اجاره، انقدر مالیاته رو نمیدن که دولت به همین شکل صاحب‌شون میشه، اما چون میخواد سریع پولش کنه، میفروشدش، و اینجوری مستأجرها مجبور میشن تخلیه کنند. میگه این تخلیه کردن‌ها باعث میشه خشونت زیاد بشه!.. این‌ها اگه بیان ایران رو ببینند که ملت یک شبه سقوط می‌کنند به دهک آخر اما هیچ واکنشی ندارند احتمالا نتیجه بگیرند ما فرشته‌ای چیزی هستیم!

جامعه اون‌ها چون خیلی پیشرفته‌تر و متمدن‌تره، مهملاتی که می‌بافند هم پیچیده‌تره.
91
یه واکسن کرونای جدید تست کردن رو همسترها که برخلاف واکسن‌های فعلی، هم پروتئین اسپایک رو هدف قرار میده هم نئوکلوکپسید رو. در نتیجه هم احتمال ابتلا به بیماری رو خیلی کاهش میده، هم در صورت ابتلا، شدتش رو.
تو کار علمی نمیشه گفت «کاش». ولی اگه اینکارو دو سال زودتر شروع می‌کردن اوضاع خیلی فرق می‌کرد.
109
۷ سال پیش با ۵۵ هزار لیر می‌شد ولکس‌واگن گلف خرید. الان با ۵۵ هزار لیر یه آیفون ۱۴ پرو مکس نمیدن. چون ۵۷ هزارتا میخواد! ۵۷ هزارتا میشه ۳ هزار و خورده‌ای دلار، که دو برابر قیمت آمریکاست. چون تعرفه واردات موبایل در ترکیه ۱۰۰ درصده!

بعبارتی یک بار دولت ارزش پولی که با کار کردن بدست آوردی پایین میاره، و بعد میگه همون پول کم‌ارزش‌تر شده رو دو برابر بده! و مردم هم فکر می‌کنند اقتصاد یعنی همین دیگه.
175