تحریم رو اونجوری که خود اوکراینیها توقع داشتند اجرا نکردند که. مثلا هنوز داره با پرچم یونان نفت میفروشه. اگه اجرا میکردند، الان شرایط خیلی فرق داشت.
واقعیت اینه که تا وقتی در کرملین اتفاق سیاسی خاصی نیفته، هنوز هم مقابله با ارتش روسیه دستیافتنی نیست. میبینید که به راحتی نیروگاههای برق رو میزنند. وقتی مردم نتونند زندگی رو ادامه بدن نمیشه جنگ رو مدیریت کرد.
اما در اینکه چه بلایی سر حیثیت نظامی روسیه میاد اشتباه کردم، و چه اشتباه خوبی. کاش همیشه ازین اشتباهات پیش بیاد.
واقعیت اینه که تا وقتی در کرملین اتفاق سیاسی خاصی نیفته، هنوز هم مقابله با ارتش روسیه دستیافتنی نیست. میبینید که به راحتی نیروگاههای برق رو میزنند. وقتی مردم نتونند زندگی رو ادامه بدن نمیشه جنگ رو مدیریت کرد.
اما در اینکه چه بلایی سر حیثیت نظامی روسیه میاد اشتباه کردم، و چه اشتباه خوبی. کاش همیشه ازین اشتباهات پیش بیاد.
❤168
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«هر عنی که هستی خودت باش» ازونجایی شروع شد که قطبنمای انجیل رو گذاشتن کنار. انجیل تعیین میکرد «آدم درست» یعنی چه کسی. و میتونستی همه، از جمله خودت، رو بسنجی که چقدر بش میخوره آدم درست باشه. در فقدان استاندارد محکم انجیل، به عدد انسانها، کاندید برای آدم درست وجود داره، و در برابر بیشمار کاندید، چه کسی به کسی غیر از خودش رأی میده؟
اما این یک وضعیت نرمال نیست. دقیقا به این دلیل که نمیتونی توضیح بدی که چرا به خودت رأی میدی، از توضیح دادن فرار میکنی؛ و سپس وانمود میکنی این فرار یک وضعیت نرماله. اما نیست. یک بیماریه. با بیماری میشه سالها کنار اومد، اما در دراز مدت پایداری نداره. یا باید عقبنشینی کنه، یا بیمار از پا بیفته.
پسر نوح فکر میکرد همینکه شنا بلده کافیه.
اما این یک وضعیت نرمال نیست. دقیقا به این دلیل که نمیتونی توضیح بدی که چرا به خودت رأی میدی، از توضیح دادن فرار میکنی؛ و سپس وانمود میکنی این فرار یک وضعیت نرماله. اما نیست. یک بیماریه. با بیماری میشه سالها کنار اومد، اما در دراز مدت پایداری نداره. یا باید عقبنشینی کنه، یا بیمار از پا بیفته.
پسر نوح فکر میکرد همینکه شنا بلده کافیه.
❤93
اینکه تو هر شعبه یه آخوند بذارن، خیلیها رو عصبانی میکنه، و این خوبه. چون عصبانیت جمعی ازینها به نفع همهست. از خوششانسیهای ما این بود که آخوند شیعه در نفرتپراکنی علیه خودش، از دشمنانش پیشی گرفت. اما اگه موضوع مفتخوریه، اون یک نفر اونجا تنها نیست. بیشتر شعبهها اضافیاند، و اونهایی که اضافه نیستند رو میشه با نصف کارمندهایی که دارند اداره کرد. و این در همه سازمان و ادارات دولتی جریان داره. خیلیها هستند که از خیلی وقت پیش نشستهاند اونجا و بابت نشستنشون پول میگیرند. اما عمامه ندارند.
عدهای رفتاری دارند که انگار اگه فقط پول توسط آخوند هدر بره، هدر رفته. اگه هدر رفتن پول برای کسی مهمه، نباید اینجوری رفتار کنه.
عدهای رفتاری دارند که انگار اگه فقط پول توسط آخوند هدر بره، هدر رفته. اگه هدر رفتن پول برای کسی مهمه، نباید اینجوری رفتار کنه.
❤224
۱- یه دونه عکس ازون دیدار بده آقای حقیقتنژاد.
۲- یه دونه ضرر برای جدی گرفتن این شایعه نام ببر.
۳- مخالفان مرتب منتظر مرگش باشن چی میشه مگه؟
۴- وضع داشت بدتر میشد، و وسطش خمینی هم مرد. نه اینکه چون خمینی مرد وضع بدتر شد.
۵- مگه باید خروجی مرگش براندازی باشه تا مهم باشه؟ مگه وقتی استالین مرد شوروی سقوط کرد؟ خیر. ولی خیلی چیزها در شوروی تغییر کرد. خاصیت سیستم بسته همینه.
میخوای بگی رفتار هیجانی نداشته باشید. اوکی، ولی رفتار هیجانی باعث نوشتن همین توعیت میشه.
۲- یه دونه ضرر برای جدی گرفتن این شایعه نام ببر.
۳- مخالفان مرتب منتظر مرگش باشن چی میشه مگه؟
۴- وضع داشت بدتر میشد، و وسطش خمینی هم مرد. نه اینکه چون خمینی مرد وضع بدتر شد.
۵- مگه باید خروجی مرگش براندازی باشه تا مهم باشه؟ مگه وقتی استالین مرد شوروی سقوط کرد؟ خیر. ولی خیلی چیزها در شوروی تغییر کرد. خاصیت سیستم بسته همینه.
میخوای بگی رفتار هیجانی نداشته باشید. اوکی، ولی رفتار هیجانی باعث نوشتن همین توعیت میشه.
❤283
جنگ سرد، یک جنگ بود چون روسها باور کرده بودند رقیب آمریکا هستند. و پشتوانه این باور توسعه صنعتی بود که استالین پیاده کرد. و اون توسعه صنعتی رو آمریکاییها پایهریزی کردند. «ما میتوانیم» استالین نتیجهای بود از آوردن مهندسان آمریکایی تا صنایع بالادستی رو در روسیه مدرنیزه کنند. آدم عادی چه میدونست چه خبره؟ با خودش میگفت موشک داریم، کمباین هم داریم. آمریکا خر کی باشه؟ همینطور زمان بود که داشت میگذشت. تا اینکه به قرن بیست و یکم رسید. این بار روسها باور کردند که رقیب ناتو هستند. و پشتوانه این باور توسعه صنعتی بود که پوتین و رفقاش پیاده کردند. و اون توسعه صنعتی رو غربیها پایهریزی کردند. از ابزار دقیقی که شرکتهای آلمانی براشون نصب میکردند، تا چیپهای آمریکایی که از تایوان میخریدند. آدم عادی چه میدونست چه خبره؟ با خودش میگفت جنگنده نسل پنج داریم، بیامو هم داریم. ناتو خر کی باشه؟
اینکه چند نسل آدم اومدند و رفتند و در وهم و خیال زندگی کردند و با همون وهم و خیال از دنیا رفتند، مغز انسان رو دچار چالش فلسفی میکنه. ولی باید بش اهمیت داد. چون یه جا میخوره تو صورت آدم.
اینکه سربازان روسیه در جبهه تا با ضدحمله مواجه میشن، فلهای فرار میکنند، فقط دلایل نظامی نداره. جامعه متوهم هیچوقت برای روز واقعه آمادگی نداره. یک عمره از ادوات جنگی استفاده کردهاند اما با کسانی مواجه نشدهاند که جنگیدن بلد باشند. دستگاه توهم فقط برای موقعیت «ما خیلی قویایم، بقیه توسریخور هستند» آمادهشون کرده بود.
اینکه چند نسل آدم اومدند و رفتند و در وهم و خیال زندگی کردند و با همون وهم و خیال از دنیا رفتند، مغز انسان رو دچار چالش فلسفی میکنه. ولی باید بش اهمیت داد. چون یه جا میخوره تو صورت آدم.
اینکه سربازان روسیه در جبهه تا با ضدحمله مواجه میشن، فلهای فرار میکنند، فقط دلایل نظامی نداره. جامعه متوهم هیچوقت برای روز واقعه آمادگی نداره. یک عمره از ادوات جنگی استفاده کردهاند اما با کسانی مواجه نشدهاند که جنگیدن بلد باشند. دستگاه توهم فقط برای موقعیت «ما خیلی قویایم، بقیه توسریخور هستند» آمادهشون کرده بود.
❤181
تغییر ادبیات خوبه ولی کافی نیست. هنوز با یقین فاصله داریم. نتیجه فقدان یقین رو دارید در مرز مهران میبینید. هنوز باور ندارند که همهچیز تحت مدیریت گاوهاست. حتی اونهایی که معتقدند فلاکت در سفر، ثواب داره، دارند در کانالهای شخصیشون فحش میدن. ولی تقلیلش میدن به فلان مسئول و بهمان وزیر. همونطور که در روسیه دارند میگن فلان فرمانده بیعرضه بود، اونو عوض کنیم درست میشه.
❤124
چه شد آن تشیعی که وضویی که اگه آب رو یکی دیگه برات بریزه، قبول نداشت، اما حالا آب و شربت و شام و ناهار و صبحانه و جای خواب و اتوبوس مجانی در کل طول زیارت میخواد و بش افتخار میکنه که فراهمه؟
وقتی این سوال رو میپرسی میگه وضو فرق داره، یه عمل واجبه و گفته شده باید خودت انجام بدی. اما زیارت مستحبه! انگار طراح اولیه مذهب، داشته یه چیزی در حد دستور آشپزی مینوشته و هیچ منظور دیگهای نداشته. خودبینی جاهلانه چنان به اوج میرسه که به رفتار پلشت خودش مثل دراز کشیدن رو آسفالت و دهنکجی به بهداشت میگه فرهنگ، اما برای طراح اولیه مذهب هیچ فرهنگی قائل نیست.
برخلاف تصور دوزاریهای مدرن، اون طراحان اولیه، هم منظور داشتند، هم دنبال یک فرهنگ تعریفشده بودند: کسی نباید خرج دینداری تو رو بده. بنابراین وقتی میگفت امر مناسکی خودت رو خودت بعهده بگیر، در حال ثبت دستور آشپزی نبود، که فقط در یک چارچوب خاص رعایت کنی، و خارج ازون چارچوب وانمود کنی هیچ کارکردی نداره.
اما چرا منظور طراح رو دور انداختهاند؟
چون با طراح حس قرابتی ندارند. با دستگاه امپراتوری حس قرابت دارند. و این دستگاه، فرمالیسم در قانون رو در فرهنگ عمومی جاسازی میکرد. طراح مذهب دنبال تربیت بود، و امپراتور دنبال رعیتی که قانون رو مو به مو اجرا کنه، بدون اینکه دلیلش رو بدونه.
وقتی این سوال رو میپرسی میگه وضو فرق داره، یه عمل واجبه و گفته شده باید خودت انجام بدی. اما زیارت مستحبه! انگار طراح اولیه مذهب، داشته یه چیزی در حد دستور آشپزی مینوشته و هیچ منظور دیگهای نداشته. خودبینی جاهلانه چنان به اوج میرسه که به رفتار پلشت خودش مثل دراز کشیدن رو آسفالت و دهنکجی به بهداشت میگه فرهنگ، اما برای طراح اولیه مذهب هیچ فرهنگی قائل نیست.
برخلاف تصور دوزاریهای مدرن، اون طراحان اولیه، هم منظور داشتند، هم دنبال یک فرهنگ تعریفشده بودند: کسی نباید خرج دینداری تو رو بده. بنابراین وقتی میگفت امر مناسکی خودت رو خودت بعهده بگیر، در حال ثبت دستور آشپزی نبود، که فقط در یک چارچوب خاص رعایت کنی، و خارج ازون چارچوب وانمود کنی هیچ کارکردی نداره.
اما چرا منظور طراح رو دور انداختهاند؟
چون با طراح حس قرابتی ندارند. با دستگاه امپراتوری حس قرابت دارند. و این دستگاه، فرمالیسم در قانون رو در فرهنگ عمومی جاسازی میکرد. طراح مذهب دنبال تربیت بود، و امپراتور دنبال رعیتی که قانون رو مو به مو اجرا کنه، بدون اینکه دلیلش رو بدونه.
❤176
شرکت خودروسازی استلانتیس که صاحب پژو و ده دوازده تا برند دیگهست، تو ارائه استراتژی خودش تا سال ۲۰۳۰ برای قسمت خاورمیانه و شمال آفریقا، ایران رو جدا کرده. این کار گرافیست نیست، کاملا آگاهانهست. نقشه بالایی رو نگاه کنید، پاکستان هست، ترکیه هست، و وسطشون که ایرانه، نیست! یعنی در چشمانداز این شرکت هیچ برنامهای برای همکاری با ایران تا یک دهه آینده وجود نداره.
❤108
روزها تو روستا انقدر کار زیاد بود که کسی نمیتونست بیش از یک دقیقه یکجا قرار بگیره و هیچ کاری نکنه. اما هوا که تاریک میشد و میچپیدند تو خونه، تقریبا هیچکاری وجود نداشت. حداقل برای مردها، و بیشتر زنهایی که جوان نبودند. دولت هنوز حتی برق هم نکشیده بود. یک فانوس از وسط سقف آویزان بود و دو سه متر اطرافش رو روشن نگه میداشت. بقیه گوشههای خونه، به دهانه غار شبیه میشدند، که میترسیدی واردش بشی، با اینکه در روشنایی همون روز اون گوشه خونه رو دیده بودی، و میدونستی عمق زیادی نداره. سه شب در سکونتگاهی بمونی که برق ندارند، خوب درک میکنی که چرا به جن و شبح و این چیزها باور داشتند. ازونجایی که نه رادیویی وجود داشت و نه تلویزیونی، هیچ کاری جز اینکه به پشتیها تکیه بدن و زیر نور همون فانوس درباره موضوعات سطحی وراجی کنند، نداشتند. الکل به شکل تاریخی در جامعه نقش مخربی داشت، ولی اگه دست و پا زدن انسان مفلوک در شبهایی که کاری برای انجام دادن نداره رو ببینی، درک میکنی که چرا میخانهها ساخته شدند. اگه قراره از سر بیکاری یه بند زر بزنی، بهتره یه گوشه کار رو الکل بعهده بگیره.
وقتی تیر برقهای سیمانی رو کنار جاده کاشتند، تا بالاخره روستا به شبکه برق کشور وصل بشه، منم مثل اهل دهات منطقه ذوق داشتم، با اینکه به من ربطی نداشت و اونجا حکم یک توریست رو داشتم. چون تصورم این بود که داریم به ته گذشته میرسیم و این لایفاستایل مسخره که اینها دارند، منسوخ میشه. و تا حد زیادی شد. اما اون بیچارگی برای زر زدن، نه. هنوز نیاز به حرف درمانی دارند. هنوز خفه میشن اگه وراجی نکنند. هنوز کمبود سوژه رو با فوکوس روی زندگی دیگران جبران میکنند. هنوز درباره چیزهایی که هیچ درکی ازش ندارند، قصه میبافند. چه آفلاین، و چه آنلاین.
سالها قبلتر ازینکه من متولد شده باشم، همونجا، یک شب، سه کشاورز، یک گوسفند که گرگ بش زده بوده رو ذبح میکنند تا به قول خودشون نجس نشه. چون کسی در اطراف نبوده که باش قسمت کنند، همه گوشت و دنبهش رو کباب میکنند و میخورند. که حتی برای اونها که به خاطر کار زیاد همیشه پر اشتها بودند، پرخوری محسوب میشد. یکیشون به بقیه میگه بدنمون تا حالا با چنین حجمی از گوشت و چربی مواجه نبوده، اگه امشب بخوابیم دخلمون اومده و صبح بیدار نمیشیم. دو نفر دیگه هم تأیید میکنند. اما باید چطور تا صبح بیدار موند؟ همه خوابند و نمیشه نشست دور فانوس و صحبت کرد. پس به اتفاق برگشتند به زمین. و تا خود صبح درو کردند! یکجا نشستن و سکوت، چنان عملیات غیرممکنی بود براشون که ترجیح دادند تا صبح کمر خم کنند و با داس برقصند. که ستون فقرات من حتی بش فکر هم نمیتونه بکنه.
بعضی چیزها تغییر نمیکنه. آدمها همینند.
وقتی تیر برقهای سیمانی رو کنار جاده کاشتند، تا بالاخره روستا به شبکه برق کشور وصل بشه، منم مثل اهل دهات منطقه ذوق داشتم، با اینکه به من ربطی نداشت و اونجا حکم یک توریست رو داشتم. چون تصورم این بود که داریم به ته گذشته میرسیم و این لایفاستایل مسخره که اینها دارند، منسوخ میشه. و تا حد زیادی شد. اما اون بیچارگی برای زر زدن، نه. هنوز نیاز به حرف درمانی دارند. هنوز خفه میشن اگه وراجی نکنند. هنوز کمبود سوژه رو با فوکوس روی زندگی دیگران جبران میکنند. هنوز درباره چیزهایی که هیچ درکی ازش ندارند، قصه میبافند. چه آفلاین، و چه آنلاین.
سالها قبلتر ازینکه من متولد شده باشم، همونجا، یک شب، سه کشاورز، یک گوسفند که گرگ بش زده بوده رو ذبح میکنند تا به قول خودشون نجس نشه. چون کسی در اطراف نبوده که باش قسمت کنند، همه گوشت و دنبهش رو کباب میکنند و میخورند. که حتی برای اونها که به خاطر کار زیاد همیشه پر اشتها بودند، پرخوری محسوب میشد. یکیشون به بقیه میگه بدنمون تا حالا با چنین حجمی از گوشت و چربی مواجه نبوده، اگه امشب بخوابیم دخلمون اومده و صبح بیدار نمیشیم. دو نفر دیگه هم تأیید میکنند. اما باید چطور تا صبح بیدار موند؟ همه خوابند و نمیشه نشست دور فانوس و صحبت کرد. پس به اتفاق برگشتند به زمین. و تا خود صبح درو کردند! یکجا نشستن و سکوت، چنان عملیات غیرممکنی بود براشون که ترجیح دادند تا صبح کمر خم کنند و با داس برقصند. که ستون فقرات من حتی بش فکر هم نمیتونه بکنه.
بعضی چیزها تغییر نمیکنه. آدمها همینند.
❤157
المپیاد تاریخ هم داریم؟
بهرحال من یه سوال براش طراحی میکنم، هروقت خواستن برگزار کنند:
- چرا ارمنستان هیچوقت در طول تاریخ خود یاد نگرفت با کی متحد بشه بهتره؟
بهرحال من یه سوال براش طراحی میکنم، هروقت خواستن برگزار کنند:
- چرا ارمنستان هیچوقت در طول تاریخ خود یاد نگرفت با کی متحد بشه بهتره؟
❤120
Anarchonomy
چه شد آن تشیعی که وضویی که اگه آب رو یکی دیگه برات بریزه، قبول نداشت، اما حالا آب و شربت و شام و ناهار و صبحانه و جای خواب و اتوبوس مجانی در کل طول زیارت میخواد و بش افتخار میکنه که فراهمه؟ وقتی این سوال رو میپرسی میگه وضو فرق داره، یه عمل واجبه و گفته شده…
موضوع مباشرته. حضرات در تفسیر مباشرت اختلاف داشتند، که شامل ریختن آب هم میشه یا نه. چون به نظرشون منطقی نبود، گفتند باطل نمیکنه اما مکروهه.
طراحان اولیه به نذری تأکید نداشتند، به انفاق تأکید داشتند. نذری سنت شیعی نیست، سنت دستگاه صفوی و آلبویهست. و انفاق رفع گرفتاری گرفتارانه، نه توزیع غذا بین جامعه شهری که انقدر بیکارند که یک هفته در خیابانهای عراق ول بچرخند.
طراحان اولیه به نذری تأکید نداشتند، به انفاق تأکید داشتند. نذری سنت شیعی نیست، سنت دستگاه صفوی و آلبویهست. و انفاق رفع گرفتاری گرفتارانه، نه توزیع غذا بین جامعه شهری که انقدر بیکارند که یک هفته در خیابانهای عراق ول بچرخند.
❤144
اگه دانشجوی سال پنجم رو مجبور میکنی ۷۵۰ میلیون برای وثیقه بده که یعنی از خانوادهش بخواد ماشین خارجیشون رو بفروشند، یعنی داری اعلام میکنی فقط خانوادههایی حق دارند بچهشون رو بفرستند اونور که ماشین خارجی دارند.
ایراد این که دولت نباید پزشک تربیت کنه، فقط این نیست که نمیتونه درست انجامش بده. ایرادش اینه که وقتی حس کرد داره بازی رو میبازه، ریاکشنهایی نشون میده که باخت رو سنگینتر میکنه. چون هر ریاکشنی، روی انگیزهها اثر میذاره. بهم زدن انگیزه تحصیل در رشته پزشکی، از همون سنگهاییه که یک نادان میندازه تو چاه و ده نفر آدم عاقل نمیتونند درش بیارن. وقتی انگیزه بهم خورد، حتی بخش خصوصی هم نمیتونه به راحتی احیاش کنه.
ایراد این که دولت نباید پزشک تربیت کنه، فقط این نیست که نمیتونه درست انجامش بده. ایرادش اینه که وقتی حس کرد داره بازی رو میبازه، ریاکشنهایی نشون میده که باخت رو سنگینتر میکنه. چون هر ریاکشنی، روی انگیزهها اثر میذاره. بهم زدن انگیزه تحصیل در رشته پزشکی، از همون سنگهاییه که یک نادان میندازه تو چاه و ده نفر آدم عاقل نمیتونند درش بیارن. وقتی انگیزه بهم خورد، حتی بخش خصوصی هم نمیتونه به راحتی احیاش کنه.
❤152
حرکت داریوش برای برپایی تجمع در نیویورک در اعتراض به حضور رئیسی در این شهر، از هیچی بهتره و باید غنیمت دونست، ولی آیا خودش متوجه نمیشه که یه ایرادی در کار است؟ الان که سال ۵۹ نیست که بخوایم به دنیا بگیم نظام مخالف هم دارد. اینو الان همه میدونند. قاعدتا الان باید فعالیت سیاسی انجام میشد، نه فعالیت خیابانی؛ هرچند که فعالیت خیابانی هم ضرری نداره. شما به عنوان کسی که چهل و اندی ساله اونجایی، نباید تا الان یه سازمانی حزبی چیزی تشکیل میدادی که بتونه در موضوع صدور ویزا به آدمکشها، به دولت آمریکا و خود سازمان ملل فشار بیاره؟
اون قضیه «سنگ بزرگ نشانه نزدنه» رو جای اشتباهی دارید استفاده میکنید. تو سیاست اگه دنبال سنگ کوچکی، یعنی میخوای نزنی. جلوی یه آسمونخراش پرچم شیر و خورشید رو چرخاندن، برای تکمیل پروژه شخصی «من وظیفهم رو نسبت به میهن انجام دادم آخر عمری» کفایت میکنه فقط، نه برای مبارزه سیاسی.
اون قضیه «سنگ بزرگ نشانه نزدنه» رو جای اشتباهی دارید استفاده میکنید. تو سیاست اگه دنبال سنگ کوچکی، یعنی میخوای نزنی. جلوی یه آسمونخراش پرچم شیر و خورشید رو چرخاندن، برای تکمیل پروژه شخصی «من وظیفهم رو نسبت به میهن انجام دادم آخر عمری» کفایت میکنه فقط، نه برای مبارزه سیاسی.
❤236
«عمیقا پشیمونم که چرا زودتر ویولن رو ول نکردم. قشنگ بالای ده هزار ساعت وقت برای تمرین و ازینور به اونور رفتن به خاطرش صرف کردم. نهایتا یک اتلاف وقت کامل بود».
موسیقی و هنر هم جزء آموختنیهایی بود که دهکهای بالای جامعه برای فرزندانشون، که نیاز ندارند کار کنند، مهیا کرده بودند، که به نظر بیاد دارند کار میکنند. اما طی چند دهه دولت رفاه، طی فرآیندی که خیلی چیزها در اون دخیل بود، اشتباها به دهکهای پایینتر هم معرفی شد، و خیلیها فکر کردند این هم یا یک نوع شغل است، یا ارزش وقت گذاشتن دارد.
نوازندگی، چیزیه که باید از بچگی وقت زیادی براش صرف بشه، تا بشه خودی نشون داد. و باید بتونی خودی نشون بدی تا یک عمر زحمت، بیثمر نبوده باشه. و فقط یک اقلیت میتونند خودی نشون بدن. مابقی فقط وقت میکشند. اما فرزندان دهکهای بالا، مشکلی با این وقتکشی ندارند، چون بخشی از هدف بوده. این فرزند دهکهای پایینتره که انقدر در معیشت دستش باز نیست که بتونه به راحتی وقتش رو صرف چیزی کنه که بازدهی براش نداره. اعتراف به اینکه تصمیم اشتباهی گرفتند، شجاعت میخواد. اما این رو باید از شجاعت فردی ارتقائش داد به شجاعت جمعی.
موسیقی و هنر هم جزء آموختنیهایی بود که دهکهای بالای جامعه برای فرزندانشون، که نیاز ندارند کار کنند، مهیا کرده بودند، که به نظر بیاد دارند کار میکنند. اما طی چند دهه دولت رفاه، طی فرآیندی که خیلی چیزها در اون دخیل بود، اشتباها به دهکهای پایینتر هم معرفی شد، و خیلیها فکر کردند این هم یا یک نوع شغل است، یا ارزش وقت گذاشتن دارد.
نوازندگی، چیزیه که باید از بچگی وقت زیادی براش صرف بشه، تا بشه خودی نشون داد. و باید بتونی خودی نشون بدی تا یک عمر زحمت، بیثمر نبوده باشه. و فقط یک اقلیت میتونند خودی نشون بدن. مابقی فقط وقت میکشند. اما فرزندان دهکهای بالا، مشکلی با این وقتکشی ندارند، چون بخشی از هدف بوده. این فرزند دهکهای پایینتره که انقدر در معیشت دستش باز نیست که بتونه به راحتی وقتش رو صرف چیزی کنه که بازدهی براش نداره. اعتراف به اینکه تصمیم اشتباهی گرفتند، شجاعت میخواد. اما این رو باید از شجاعت فردی ارتقائش داد به شجاعت جمعی.
❤204
پسرها وقتی میخوان درباره دوره خدمت صحبت کنند، یک تراژدی کامل رو روایت میکنند، اما کنارش میگن «بهترین دوستانم هم اونجا پیدا کردم». این قسمت دوم، یه ساز و کار دفاعیه که ذهن انسان طراحیش میکنه، تا ضرب خسارت رو بگیره. اینکه دو سال تمام اسارت کشیدی و بازدهی مثبتش برات صفر مطلق بوده، خسارت سنگینیه که به راحتی نمیشه هضمش کرد. حس میکنی نورونهای مغزت به شکل میخ دراومدن. بنابراین مغز قصه «بهترین دوستان زندگیم» رو از خودش درمیاره. در حالی که در هر موقعیت آلترناتیو دیگهای هم میشه بهترین دوستان زندگی رو پیدا کرد. آدم حتی تو بیمارستان وقتی بستری شده و شکمش پارهست، میتونه بهترین دوستش رو از تخت کناری که اونم ماتحتش پارهست، پیدا کنه.
کسی که سالها خودش رو درگیر ساز یا بوم کرده هم، میتونه قصه «خاطرات انفرادی خوبی برای خودم ایجاد کردم» رو بسازه. اما اگه میرفت ایتالیا و تو شرکتهایی که آجر شیروونی نصب میکنند با حداقل حقوق کار میکرد هم براش خاطرههای انفرادی خوبی ایجاد میشد.. تازه اگه قفل شده بود رو موسیقی، میتونست همونجا یه گیتار بخره و دم غروب بعد تموم کردن کار سقف بشینه همون بالا و واسه دل خودش بزنه.. اون هم با بکگراند دریای مدیترانه.
کسی که سالها خودش رو درگیر ساز یا بوم کرده هم، میتونه قصه «خاطرات انفرادی خوبی برای خودم ایجاد کردم» رو بسازه. اما اگه میرفت ایتالیا و تو شرکتهایی که آجر شیروونی نصب میکنند با حداقل حقوق کار میکرد هم براش خاطرههای انفرادی خوبی ایجاد میشد.. تازه اگه قفل شده بود رو موسیقی، میتونست همونجا یه گیتار بخره و دم غروب بعد تموم کردن کار سقف بشینه همون بالا و واسه دل خودش بزنه.. اون هم با بکگراند دریای مدیترانه.
❤206
ظاهرا هرهفته یکی از خرپولهای روس، از جمله مدیران نفتی، سرشون میره زیر آب. این آخری که کاملا فیزیکی رفت زیر آب. گفتن از قایق افتاده چی شده فلان. ولی هنوز پرش از پنجره در صدر علت فوت قرار داره. غربیها هم اینها رو دونه دونه گزارش میدن که حالا انگار چی شده. یکی نیست بگه بابا بذار بکشه چیکار دارید؟ اولا که تو روسیه همه این خرپولها دزدند، چون اگه دزد نبودند کلهگنده نمیشدند، که بعد شما اسمشون رو بشنوید. از مرگ مشکوک یه مشت دزد ناراحتید؟ ثانیا، میدونید چقدر به نفع دنیا و ملتهای ستمدیدهست که آدمهای کاربلد روسیه حذف بشن؟ فکر کن الان به جای این فرمانده ارتش که دارند، یه ژنرال باتجربه بود که جنگیدن رو بلد بود. اوکراین رو در یک هفته تسلیم میکرد. البته الانشم این کشور اگه کاملا نابود نشه، تا مرز نابودی کامل میره. ولی عوضش الان فرصت پیدا کرد یه هویت و حیثیت ملی برای خودش بسازه، که بعضی وقتها از داشتن خاک مهمتره. اوکراین از ماتحت شانس آورد که پوتین قبلا کاربلدها رو حذف کرده بود و این خایهمال رو آورد گذاشت بالاسر ارتش. تو بقیه قسمتها هم همینه. فقط ارتش الان جلو چشم قرار گرفته. حذف خرپولهای دزد، به این معنیه که حرف گوش ندادن. حالا هر حرفی که بوده. پس حرفگوشندهها حذف میشن و حرفگوشبدهها و خایهمالهای بیعرضه میمونند. چه فیلتری ازین بهتر؟ بذار بکشه ننهشون رو فلان کنه بابا. روتو کن اونور اصلا.
❤185
خودروسازهای آمریکایی حالا که میدونند به خاطر چماق دولت، تا ده سال بعد باید موتور بنزینی رو ببوسن بذارن کنار، دارند به شکلی که میشه بش گفت «جنون در اعداد»، نسلهای آخر این تکنولوژی رو به بازار وارد میکنند. هشت سیلندر و شش سیلندر. پنج لیتر و شش لیتر. توربوشارژ. سوپرشارژ. صفر تا صد چهار ثانیه. مثل وانت میوهفروشی که دم غروب میدونه میوههاش تا فردا خراب میشه و آخروقت داد میزنه «بیایید ببرید». پترولهدها هم چهار پنج سال فرصت دارند هرچی هیولای بنزینی که میخوان بردارند ببرند.
اما مثل یک بازی کودکانه شده.. مگه قرار نبود کمتر انرژی مصرف کنیم؟ با میدان دادن به عطش «پرفرمنس» پدال گاز داره بیشتر فشار داده میشه. این عطش داره به خودروهای برقی هم منتقل میشه. ۴۵۰ اسب بخار برای مسیر خونه تا دانشگاه یکم زیاد نیست؟ انگار همه یادشون رفته که موضوع خود انرژیه. منبع و حامل عوض بشه، تغییری در اصل موضوع رخ نمیده.
اما مثل یک بازی کودکانه شده.. مگه قرار نبود کمتر انرژی مصرف کنیم؟ با میدان دادن به عطش «پرفرمنس» پدال گاز داره بیشتر فشار داده میشه. این عطش داره به خودروهای برقی هم منتقل میشه. ۴۵۰ اسب بخار برای مسیر خونه تا دانشگاه یکم زیاد نیست؟ انگار همه یادشون رفته که موضوع خود انرژیه. منبع و حامل عوض بشه، تغییری در اصل موضوع رخ نمیده.
❤142
Anarchonomy
خودروسازهای آمریکایی حالا که میدونند به خاطر چماق دولت، تا ده سال بعد باید موتور بنزینی رو ببوسن بذارن کنار، دارند به شکلی که میشه بش گفت «جنون در اعداد»، نسلهای آخر این تکنولوژی رو به بازار وارد میکنند. هشت سیلندر و شش سیلندر. پنج لیتر و شش لیتر. توربوشارژ.…
در دوره ما demolishism یک ترند اجتماعی فلسفی شده. (دمالیش، به معنی کوبیدن و داغون کردن، از ریشه کندن). چپ و راست و لیبرال و محافظهکار و مدرنیست و سنتگرا و مذهبی و لائیک هم نداره. هر چیزی که ابعادی ازش باعث ناخوشایندی میشه، میگن بکنید بندازید دور!
ماشین بنزینی آلودگی ایجاد میکنه؟ همه صنعت موتور درونسوز رو از ریشه بزنید!
پلیس یه سیاهپوست رو به ناحق کشت؟ کل پلیس رو منحل کنید!
افبیآی به دفتر رئیسجمهور محبوب ما حمله کرد؟ کل افبیآی رو از ریشه بزنید!
مذهبیها مثل الاغ رفتار میکنند؟ دین رو بریزید تو سطل آشغال.
تو اقیانوس کیسه پلاستیک جمع شده؟ پلاستیک رو از کل زندگی حذف کنید!
ویروس جدید یک میلیون نفر رو کشت؟ کلا در لابراتورهای ویروسشناسی رو تخته کنید!
هزارنفر واکسن زدند فوت کردند؟ کلا واکسناسیون رو از بیخ تعطیل کنید.
یه جا به اپوزیسیون کمک نقدی کردیم، تروریست از آب دراومدن؟ کل برنامه کمکهای خارجی رو از ریشه بزنید!
این حتی به بدنشون هم میرسه: آلت مردانه داری ولی حس مردانه اذیتت میکنه؟ آلت رو بکن بنداز دور!
کلا در هیچموردی به برگ و ساقه و تنه هیچ کاری ندارند، یا پرداختن بش رو بیفایده میدونند و مستقیم میرن سراغ ریشه. غیر از یک استثناء. در مورد دولت مرکزی دیگه به کوبیدن و از ریشه زدن اعتقادی ندارند! و از قضا ادعا میکنند حتی فکر کردن به اینکه ریشه دولت رو بزنیم، خیلی خطرناکه!
مردمان قدیم فکر میکردن زمین روی یک لاکپشت قرار گرفته و اون لاکپشت روی یک فیل قرار گرفته. یه همچین چیزی. آدم امروزی هم فکر میکنه حیات روی دولت قرار گرفته. اگه اونو بزنیم، همهچی نابود میشه. ولی غیر ازون، که فندانسیونه؛ کل حیات رو میتونیم بتکونیم و از نو درست کنیم!
اما در بین تمام چیزهایی که یکشبه تصمیم میگیرند که بهتره دیگه وجود نداشته باشه، دولت متمرکز غولپیکر قلدر، از همه غیرطبیعیتر و سرطانیتره.
رویکرد درست کاملا معکوسه: به جای از ریشه زدن نهادها، باید ایراداتشون رو برطرف کرد. و وقتی میشه فهمید ایراداتش برطرف شده که بتونی بگی این نهاد، در فضایی که قلدر مرکزی وجود ندارد هم، میتواند به وظایف خود عمل کند.
ماشین بنزینی آلودگی ایجاد میکنه؟ همه صنعت موتور درونسوز رو از ریشه بزنید!
پلیس یه سیاهپوست رو به ناحق کشت؟ کل پلیس رو منحل کنید!
افبیآی به دفتر رئیسجمهور محبوب ما حمله کرد؟ کل افبیآی رو از ریشه بزنید!
مذهبیها مثل الاغ رفتار میکنند؟ دین رو بریزید تو سطل آشغال.
تو اقیانوس کیسه پلاستیک جمع شده؟ پلاستیک رو از کل زندگی حذف کنید!
ویروس جدید یک میلیون نفر رو کشت؟ کلا در لابراتورهای ویروسشناسی رو تخته کنید!
هزارنفر واکسن زدند فوت کردند؟ کلا واکسناسیون رو از بیخ تعطیل کنید.
یه جا به اپوزیسیون کمک نقدی کردیم، تروریست از آب دراومدن؟ کل برنامه کمکهای خارجی رو از ریشه بزنید!
این حتی به بدنشون هم میرسه: آلت مردانه داری ولی حس مردانه اذیتت میکنه؟ آلت رو بکن بنداز دور!
کلا در هیچموردی به برگ و ساقه و تنه هیچ کاری ندارند، یا پرداختن بش رو بیفایده میدونند و مستقیم میرن سراغ ریشه. غیر از یک استثناء. در مورد دولت مرکزی دیگه به کوبیدن و از ریشه زدن اعتقادی ندارند! و از قضا ادعا میکنند حتی فکر کردن به اینکه ریشه دولت رو بزنیم، خیلی خطرناکه!
مردمان قدیم فکر میکردن زمین روی یک لاکپشت قرار گرفته و اون لاکپشت روی یک فیل قرار گرفته. یه همچین چیزی. آدم امروزی هم فکر میکنه حیات روی دولت قرار گرفته. اگه اونو بزنیم، همهچی نابود میشه. ولی غیر ازون، که فندانسیونه؛ کل حیات رو میتونیم بتکونیم و از نو درست کنیم!
اما در بین تمام چیزهایی که یکشبه تصمیم میگیرند که بهتره دیگه وجود نداشته باشه، دولت متمرکز غولپیکر قلدر، از همه غیرطبیعیتر و سرطانیتره.
رویکرد درست کاملا معکوسه: به جای از ریشه زدن نهادها، باید ایراداتشون رو برطرف کرد. و وقتی میشه فهمید ایراداتش برطرف شده که بتونی بگی این نهاد، در فضایی که قلدر مرکزی وجود ندارد هم، میتواند به وظایف خود عمل کند.
❤105