- سگهای خلیفه شیعه هرکاری که سگهای اسد انجام دادند را انجام خواهند داد (نه چون مایلند همان مسیر را تکرار کنند. بلکه چون گزینه دیگری ندارند. سگی که در گوشه گیر کرده، نهایتا ناچار خواهد شد پارس کردن را رها کند و گاز بگیرد).
- ایران سوریهشدنی نیست (نه چون کسی دارد مانع سوریهشدنش میشود. بلکه چون بسترهای سوریهای در ایران وجود ندارند).
این دو گزاره متناقض هم نیستند، و میتونند موازی هم واقعیت داشته باشن.
در سوریه هیچکس طرف غرب نبود. فرقی نداشت معترضان اسلامگرا باشند یا سکولار. دلبستن به غرب، یک تاکتیک موقت بود برای جذب تسلیحات ارسالی. و وقتی از یه جایی به بعد دیگه نرسید، به راحتی دل کندند. گروههایی که در نزدیکی مرز از اسراییل کمک دریافت میکردند، به محض اینکه کمک قطع شد، خود اسراییل رو به انتقام تهدید کردند. برای عربی که هنوز از غرب عصبانیه که امپراتوری اسلامی عثمانی رو ازش گرفت و یک ملیت فیک بش داد، خوبی غرب فقط اینه که اسلحههای خوبی داره. همین. و اگه بمون نده، هیچ خوبی دیگهای نداره. این خیلی فرق داره با جامعه ایرانی، که مدتهاست اراده کرده زندگی غربی داشته باشه، و چون بش اجازه نمیدن عصبانیه. همین فرق اساسی، کافیه برای اینکه همهچیز طور دیگهای پیش بره. کسی نمیدونه دقیقا چطور، و چقدر بهتر یا بدتر. ولی قطعیه که طور دیگهای خواهد بود.
- ایران سوریهشدنی نیست (نه چون کسی دارد مانع سوریهشدنش میشود. بلکه چون بسترهای سوریهای در ایران وجود ندارند).
این دو گزاره متناقض هم نیستند، و میتونند موازی هم واقعیت داشته باشن.
در سوریه هیچکس طرف غرب نبود. فرقی نداشت معترضان اسلامگرا باشند یا سکولار. دلبستن به غرب، یک تاکتیک موقت بود برای جذب تسلیحات ارسالی. و وقتی از یه جایی به بعد دیگه نرسید، به راحتی دل کندند. گروههایی که در نزدیکی مرز از اسراییل کمک دریافت میکردند، به محض اینکه کمک قطع شد، خود اسراییل رو به انتقام تهدید کردند. برای عربی که هنوز از غرب عصبانیه که امپراتوری اسلامی عثمانی رو ازش گرفت و یک ملیت فیک بش داد، خوبی غرب فقط اینه که اسلحههای خوبی داره. همین. و اگه بمون نده، هیچ خوبی دیگهای نداره. این خیلی فرق داره با جامعه ایرانی، که مدتهاست اراده کرده زندگی غربی داشته باشه، و چون بش اجازه نمیدن عصبانیه. همین فرق اساسی، کافیه برای اینکه همهچیز طور دیگهای پیش بره. کسی نمیدونه دقیقا چطور، و چقدر بهتر یا بدتر. ولی قطعیه که طور دیگهای خواهد بود.
❤696
شعار با الفاظ رکیک، یک توضیح مختصر داره و یک توضیح مفصل. توضیح مختصرش اینه که: «مردم هرجوری حال کنند شعار میدن، گهخوریش به تو نیومده». در ۹۹ درصد موارد باید به توضیح مختصر اکتفا کرد.
توضیح مفصلتر، سه جنبه داره: حقوقی، فرهنگی، جنسیتی.
جنبه حقوقی سرراسته. فرد ستمدیده حق دارد به هر سبکی که خواست فریاد بزند. کسی نمیتونه به فرد ستمدیده بگه «درسته که بت ظلم شده، درسته که زندگیت نابود شده، درسته که گروگانی، ولی حرفت رو به روش ایکس نزن، به روش ایگرگ بزن». چون بین ستمدیده و ستمگر، داوری وجود نداره که کسی بخواد نقشش رو به عهده بگیره. کسی که بین این دو برای خودش نقش داوری تخیل میکنه، طرف ستمگره.
در جنبه فرهنگی باید برگشت و چک کرد که ادب چیست و چه کارکردی دارد. برخلاف آموزههای کلیشهای عرفانی، ادب بخشی از تقوا نیست. بلکه یک پروتکل اجتماعیه برای اینکه در رفتار و گفتار، حداکثری از جامعه در یک فضای میانه قرار بگیرن. هدف از تعریف این فضای میانه اینه که رفتار و گفتار نه از یک سمت به مرز فرمالیسم خشک برسه، نه از سمت دیگه به مرز گزندگی؛ تا تعامل مردم با هم یک شکل استاندارد بگیره، و روان و قابل پیشبینی باشه. و اساسا هر استانداردی، تعریف یک میانه میسره.
عدهای تصور میکنند ازونجایی که شبکههای اجتماعی استاندارد دیگهای برای تعامل داشتند، و بخش قابل توجهی از زندگی شخصی افراد وارد این شبکهها شده بود، استاندارد این شبکهها هم نشت کرد به فضای واقعی. اما علتش این نیست. در دوره اوباما هم شبکه اجتماعی در آمریکا نقش پررنگی داشت، اما مردم در استادیوم هشتادهزارنفری داد نمیزدند فاک جو بایدن! یا فاک هرکسی. سرنخ فاک جو به اونجایی میرسه که دموکراتها بستگان و دوستانی که به ترامپ رأی داده بودند رو به مهمونیشون راه نمیدادند! وقتی خود تعامل بهم بخوره، قطعا پروتکلش هم بهم خواهد خورد. با این تفاوت که اونجا پروتکل به شکلی تغییر کرده که نیاز به اعمال خشونت رو مرتفع کنه، و موثره. فاک بشنوی بهتر ازینه که آجر به صورتت بخوره. در اینجا، تعامل با دیگران، از طرف حاکمیت به جرم تبدیل شده. حتی اگه این تعامل ترانهخواندن یک نفر برای بقیه هموطنانش باشه. پس همه پروتکلهای قبلی هم بیاعتبار میشن. کسی که الان نگران رواج الفاظ رکیک شده، قبلا نگرانی بابت جرم شدن تعامل مردم با همدیگه نداشت، پس دغدغهش سلامت جامعه نیست.
در جنبه جنسیتی، عدهای گیج تصور میکنند ارجاع به نواحی حساس بدن زنان، این معنی رو داره که جامعه زنستیز داره خود واقعیش رو در خیابان نشون میده! اما اگه فرض بر اینه که این جامعه زنستیزه، قبلا بیشتر از الان بوده، چون روندش از بیشتر به کمتره، نه از کمتر به بیشتر. چرا بیست سال پیش، که طبق روند بیشتر به کمتر، زمانی بود که زنستیزتر بود، این شعارها رو نمیداد؟ چون موضوع ستیز با بدن زن نیست. موضوع پس دادن بیحرمتی به حکومته. یکی از وظایف حکومت، دفاع از حرمت شهروندانشه، حتی وقتی که خود افراد تصمیمات اشتباه میگیرند. اگه دختری بدون همراه وارد محله بزهکاران بشه، تصمیم اشتباهی گرفته، ولی این وظیفه حکومت قانونه که اجازه نده در همون محله بزهکاران کسی جرئت تعرض بش داشته باشه. وقتی خود حکومت عامل تعرض و تجاوز میشه، که در مورد بازداشتشدگان ۸۸ خودش رو لو داد، و وقتی خود حکومت از متجاوزان بهرهبرداری سیستماتیک میکنه، و وقتی خود حکومت از تجاوز و تعرض به بدن زن ابزار سرکوب میسازه، خودش مولد بیحرمتیهاست. بیحرمتی جنسی به حکومت، پس دادن بیحرمتیهای حکومت به خودشه. در وضعیتی ظاهرا متضاد، فحش جنسی به حکومت، دفاع از حریم بدن زن و مرد است، نه ستیز با آن.
با همه این توضیحات، مجددا توصیه میکنم ترجیحا از همون توضیح مختصر استفاده کنید.
توضیح مفصلتر، سه جنبه داره: حقوقی، فرهنگی، جنسیتی.
جنبه حقوقی سرراسته. فرد ستمدیده حق دارد به هر سبکی که خواست فریاد بزند. کسی نمیتونه به فرد ستمدیده بگه «درسته که بت ظلم شده، درسته که زندگیت نابود شده، درسته که گروگانی، ولی حرفت رو به روش ایکس نزن، به روش ایگرگ بزن». چون بین ستمدیده و ستمگر، داوری وجود نداره که کسی بخواد نقشش رو به عهده بگیره. کسی که بین این دو برای خودش نقش داوری تخیل میکنه، طرف ستمگره.
در جنبه فرهنگی باید برگشت و چک کرد که ادب چیست و چه کارکردی دارد. برخلاف آموزههای کلیشهای عرفانی، ادب بخشی از تقوا نیست. بلکه یک پروتکل اجتماعیه برای اینکه در رفتار و گفتار، حداکثری از جامعه در یک فضای میانه قرار بگیرن. هدف از تعریف این فضای میانه اینه که رفتار و گفتار نه از یک سمت به مرز فرمالیسم خشک برسه، نه از سمت دیگه به مرز گزندگی؛ تا تعامل مردم با هم یک شکل استاندارد بگیره، و روان و قابل پیشبینی باشه. و اساسا هر استانداردی، تعریف یک میانه میسره.
عدهای تصور میکنند ازونجایی که شبکههای اجتماعی استاندارد دیگهای برای تعامل داشتند، و بخش قابل توجهی از زندگی شخصی افراد وارد این شبکهها شده بود، استاندارد این شبکهها هم نشت کرد به فضای واقعی. اما علتش این نیست. در دوره اوباما هم شبکه اجتماعی در آمریکا نقش پررنگی داشت، اما مردم در استادیوم هشتادهزارنفری داد نمیزدند فاک جو بایدن! یا فاک هرکسی. سرنخ فاک جو به اونجایی میرسه که دموکراتها بستگان و دوستانی که به ترامپ رأی داده بودند رو به مهمونیشون راه نمیدادند! وقتی خود تعامل بهم بخوره، قطعا پروتکلش هم بهم خواهد خورد. با این تفاوت که اونجا پروتکل به شکلی تغییر کرده که نیاز به اعمال خشونت رو مرتفع کنه، و موثره. فاک بشنوی بهتر ازینه که آجر به صورتت بخوره. در اینجا، تعامل با دیگران، از طرف حاکمیت به جرم تبدیل شده. حتی اگه این تعامل ترانهخواندن یک نفر برای بقیه هموطنانش باشه. پس همه پروتکلهای قبلی هم بیاعتبار میشن. کسی که الان نگران رواج الفاظ رکیک شده، قبلا نگرانی بابت جرم شدن تعامل مردم با همدیگه نداشت، پس دغدغهش سلامت جامعه نیست.
در جنبه جنسیتی، عدهای گیج تصور میکنند ارجاع به نواحی حساس بدن زنان، این معنی رو داره که جامعه زنستیز داره خود واقعیش رو در خیابان نشون میده! اما اگه فرض بر اینه که این جامعه زنستیزه، قبلا بیشتر از الان بوده، چون روندش از بیشتر به کمتره، نه از کمتر به بیشتر. چرا بیست سال پیش، که طبق روند بیشتر به کمتر، زمانی بود که زنستیزتر بود، این شعارها رو نمیداد؟ چون موضوع ستیز با بدن زن نیست. موضوع پس دادن بیحرمتی به حکومته. یکی از وظایف حکومت، دفاع از حرمت شهروندانشه، حتی وقتی که خود افراد تصمیمات اشتباه میگیرند. اگه دختری بدون همراه وارد محله بزهکاران بشه، تصمیم اشتباهی گرفته، ولی این وظیفه حکومت قانونه که اجازه نده در همون محله بزهکاران کسی جرئت تعرض بش داشته باشه. وقتی خود حکومت عامل تعرض و تجاوز میشه، که در مورد بازداشتشدگان ۸۸ خودش رو لو داد، و وقتی خود حکومت از متجاوزان بهرهبرداری سیستماتیک میکنه، و وقتی خود حکومت از تجاوز و تعرض به بدن زن ابزار سرکوب میسازه، خودش مولد بیحرمتیهاست. بیحرمتی جنسی به حکومت، پس دادن بیحرمتیهای حکومت به خودشه. در وضعیتی ظاهرا متضاد، فحش جنسی به حکومت، دفاع از حریم بدن زن و مرد است، نه ستیز با آن.
با همه این توضیحات، مجددا توصیه میکنم ترجیحا از همون توضیح مختصر استفاده کنید.
❤739
تو مسجد ما یه پیرمردی بود که یه روز یهویی نذر کرد ازون روز تا آخر عمرش سر هر نماز ظهر، بلند شه اذان بگه. (اول اذان رادیو پخش میشه، بعد اذان یک نفر از اهالی ثابت مسجد، تا وقت بخرند که آدم بیشتری بیاد نماز جماعت. چون همه عادت کردهاند به این تأخیر، هیچکس به موقع نمیاد. یکی از نمادهای «پلشتی رسمیتیافته»ست). وقتی گرفتاران مذهب (نه مومن) به اوج بیخاصیتی در زندگی میرسند، ازینجور نذرها میکنند. و معمولا کسی چنین نذری میکنه که نه صداش خوبه، و نه چیزی از تکنیکهای آواز میدونه. و این هم از همونا بود. نکره، و بیقاعده. اما کسی جرئت نداشت بره بش بگه «چقدر دستی بدم اذان نگی شما؟». چون نذر کرده بنده خدا و بِلا بلا بلا. یکی از بچهها یک روز یک کار متفاوت کرد. وقتی پیرمرده بلند شد اذان بگه، اونم بلند شد اذان گفت، ولی با صدای بلندتر، و با تأخیری عمدی که جمله اول اذان خودش بیفته وسط جمله سوم اذان اون، تا اذکار قاطی بشن. نه تنها دیگه صدای پیرمرد به حاشیه میرفت، بلکه قاطی هم میکرد. چیزی هم نمیتونست بگه. اگه خودش نذر داشت، این پسره هم نذر داشت. دو سه روز این وضع تکرار شد، و ازون به بعد نشست سر جاش.
مذهبیای که میخواد هزینه مذهبی بودنش رو تو بدی، اهمیتی به حرفات نمیده، و اگه میداد هم نمیتونست بفهمه چی میگی. برای اینکه بشینه سرجاش باید تو هم مجبورش کنی مذهبت رو تحمل کنه. راهش اینه.
مذهبیای که میخواد هزینه مذهبی بودنش رو تو بدی، اهمیتی به حرفات نمیده، و اگه میداد هم نمیتونست بفهمه چی میگی. برای اینکه بشینه سرجاش باید تو هم مجبورش کنی مذهبت رو تحمل کنه. راهش اینه.
❤838
در نیجریه بیتکوین محبوبیت زیادی پیدا کرده بود. طوری که بش میگن پایتخت بیتکوین آفریقا. دولت تصمیم گرفت رمزارز ملی منتشر کنه. با خودش گفت میگیم اینم کریپتوعه، ملت فکر میکنند اینم یه چیزی مثل بیتکوینه دیگه.. عوام که سر درنمیارن این چیزا رو. اما زمان گذشت و با وجود تبلیغات زیاد و سرمایهگذاری قابل توجه بانک مرکزی، درصد مضحکی از مردم دارند ازین رمزارز ملی استفاده میکنند، اما وضعیت بیتکوین سرجاشه! میشه گفت پروژه عملا شکست خورده تا اینجا. چون تعدادی یابوی دولتی فکر کردند که عوام چیزی نمیفهمند!
تصور اینکه مردم همچون بز هستند، و تصور اینکه مردم خیلی باهوشند، هر دو چنان غلط هستند که کسی که مرتکب هر کدومش بشه رو بدجوری به زمین خواهد زد. فرق آدم تیز با بقیه، اینه که میتونه پیشبینی کنه مردم متوجه چه چیزهایی میشوند، و متوجه چه چیزهایی نمیشوند. و آخوند، هرچیزی هست غیر از آدم تیز.
تصور اینکه مردم همچون بز هستند، و تصور اینکه مردم خیلی باهوشند، هر دو چنان غلط هستند که کسی که مرتکب هر کدومش بشه رو بدجوری به زمین خواهد زد. فرق آدم تیز با بقیه، اینه که میتونه پیشبینی کنه مردم متوجه چه چیزهایی میشوند، و متوجه چه چیزهایی نمیشوند. و آخوند، هرچیزی هست غیر از آدم تیز.
❤657
بحث انتخاب قاضی برای دادگاه عالی آمریکا بود. دعوای حزبی بالا گرفت، و خیلیها گفتند اینجوری پیش بره جنگ داخلی میشه!
یه دختره اومد نوشت معذرت میخوام، شما عزیزان میدونید جنگ داخلی چیه؟ چون فکر کنم یه ذهنیت متفاوت ازون چیزی که من ازش میدونم تو سرتون دارید. چون کسی که فکر میکنه واقعا چند هفته بعد تو آمریکا جنگ داخلی میشه، استوریهای اینستاگرامش رو چک نمیکنه. پا میشه ساکهاش رو جمع میکنه که با اولین پرواز فرار کنه به مکزیک!
موضوع سوژه قابل مقایسه نیست. دعواهای اونها در حد سرگرمیهای خاورمیانهست، و قابل درکه که یک مهاجر جهنمدیده، اغراقهایی که درباره دعواهاشون میکنند رو مسخره کنه. ولی کلیت حرفی که درباره پیشگویان جنگ داخلی میزد، حق خالص بود.
یه دختره اومد نوشت معذرت میخوام، شما عزیزان میدونید جنگ داخلی چیه؟ چون فکر کنم یه ذهنیت متفاوت ازون چیزی که من ازش میدونم تو سرتون دارید. چون کسی که فکر میکنه واقعا چند هفته بعد تو آمریکا جنگ داخلی میشه، استوریهای اینستاگرامش رو چک نمیکنه. پا میشه ساکهاش رو جمع میکنه که با اولین پرواز فرار کنه به مکزیک!
موضوع سوژه قابل مقایسه نیست. دعواهای اونها در حد سرگرمیهای خاورمیانهست، و قابل درکه که یک مهاجر جهنمدیده، اغراقهایی که درباره دعواهاشون میکنند رو مسخره کنه. ولی کلیت حرفی که درباره پیشگویان جنگ داخلی میزد، حق خالص بود.
❤338
خارجیها به این میگن virtu signaling
یه چیزی معادل ریاکاری خودمونه، اما ریا درباره نمایاندن یک فعل خاصه، اما این درباره ابراز یک موضع خاص.
اینکه من بگم خشونت کور بد است، هیچ مفهومی نداره. چون مخاطبان من نیستند که دست به خشونت کور میزنند. اونی که خشمش رو مثل اسپری به همهجا میپاشه، نمیاد «اعوذبالله من البنجاه و هفت» شما رو بخونه. پس تنها کارکردش اینه که بگم «ببینید من چه آدم اخلاقمداری هستم».
خشونت کور، در هر جنگی وجود خواهد داشت. کسی که ترس ازینکه بیگناهی زیر دست و پا بمونه رو حجتی میاره برای برائت از جنگ، باید با هر جنگی مخالفت کنه، از جمله جنگ بین شر عریان و خیر. اتفاقا در انقلاب محمد علیه کفار قریش هم کم نبودند افرادی که زیر دست و پا موندند.
یه چیزی معادل ریاکاری خودمونه، اما ریا درباره نمایاندن یک فعل خاصه، اما این درباره ابراز یک موضع خاص.
اینکه من بگم خشونت کور بد است، هیچ مفهومی نداره. چون مخاطبان من نیستند که دست به خشونت کور میزنند. اونی که خشمش رو مثل اسپری به همهجا میپاشه، نمیاد «اعوذبالله من البنجاه و هفت» شما رو بخونه. پس تنها کارکردش اینه که بگم «ببینید من چه آدم اخلاقمداری هستم».
خشونت کور، در هر جنگی وجود خواهد داشت. کسی که ترس ازینکه بیگناهی زیر دست و پا بمونه رو حجتی میاره برای برائت از جنگ، باید با هر جنگی مخالفت کنه، از جمله جنگ بین شر عریان و خیر. اتفاقا در انقلاب محمد علیه کفار قریش هم کم نبودند افرادی که زیر دست و پا موندند.
❤397
Anarchonomy
خارجیها به این میگن virtu signaling یه چیزی معادل ریاکاری خودمونه، اما ریا درباره نمایاندن یک فعل خاصه، اما این درباره ابراز یک موضع خاص. اینکه من بگم خشونت کور بد است، هیچ مفهومی نداره. چون مخاطبان من نیستند که دست به خشونت کور میزنند. اونی که خشمش رو مثل…
تا شما بشینی تفقه فلسفی کنی که چه کاری درست است، آب همه رو خواهد برد. من با تجاوز به بسیجی مخالفم، اما به کسی نمیگم اگه بسیجی گرفتید بش تجاوز نکنید. چون فرمانبردار من نیستند، و اساسا فضای چنین جنگی فرمانپذیر و نصیحتپذیر نیست، و مقصر اینکه به چنین فضایی رسیدهایم، مردم نیستند (من با هیچکس تعارف ندارم و تقصیرات مردم رو لیست میکنم و به صورتشون میکوبم و بارها این کار رو کردم، اما این در لیست قرار نمیگیره).
حالا اگه بدونم که بازیگران یک بازی بزرگ، فرمانبردار من نیستند، و اساسا فضا فضایی نیست که فرمانبردار کسی باشند؛ و با علم به این موضوع باز بیام بگم مواظب مقعد بسیجیان باشید یا وسط بزن بزن چک کنید کسی که کپی بسیجی است با بسیجی اشتباه گرفته نشود، یعنی دارم ویرچو سیگنالینگ میکنم.
حالا اگه بدونم که بازیگران یک بازی بزرگ، فرمانبردار من نیستند، و اساسا فضا فضایی نیست که فرمانبردار کسی باشند؛ و با علم به این موضوع باز بیام بگم مواظب مقعد بسیجیان باشید یا وسط بزن بزن چک کنید کسی که کپی بسیجی است با بسیجی اشتباه گرفته نشود، یعنی دارم ویرچو سیگنالینگ میکنم.
❤442
بلوچهای مذهبی دارند از نماز جمعهها برای حفظ انرژی اعتراضاتشون استفاده میکنند. بقیه ایران، که مذهبی نیست، این اهرم رو نداره، و بهتره دنبال جایگزین باشه.
❤715
این دو قطبی که میگن، کجاست قطب دومش؟ اگه وجود داره باید دیده بشه. خیابان طالقانی کافی نیست، اونو با همون پرسنل لشکری و کشوری هم میشه پر کرد. هر قطب، یعنی نصف جامعه. نصف جامعه خیلی گندهست. باید گندگیش دیده بشه. باید هرکس دلش میتپه برای نظام، از پنجره آپارتمانش یه پرچم با شعار حکومتی نصب کنه، تا وفاداریش رو نشون بده. پرچم که قیمتی نداره. من برای محرم یه عاشوراییش رو گرفتم ۵۰ تومن. ولی روی پارچه سفید با ماژیک آبی هم بنویسند کافیه.
❤622
«باید مواظب باشیم در مبارزه با هیولا، خودمان هیولا نشویم».
نگرانی مردمی که هرروز دارند چند جوان رو با گلوله جنگی از دست میدن، وقتی یکی از قاتلان رو گیر آوردن طبق کنوانسیون ژنو عمل نکنند؟ اوکی، شما مواظب این باش. من هم مواظب این خواهم بود که هیچوقت مثل شما نباشم.
نگرانی مردمی که هرروز دارند چند جوان رو با گلوله جنگی از دست میدن، وقتی یکی از قاتلان رو گیر آوردن طبق کنوانسیون ژنو عمل نکنند؟ اوکی، شما مواظب این باش. من هم مواظب این خواهم بود که هیچوقت مثل شما نباشم.
❤705
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهی برای نابود کردن اشرار باید همینقدر بشون نزدیک شد که این سرباز اوکراینی به تانک روسها نزدیک میشه.
❤316
گاومیشهای حکومتی از لفظ «جراحی اقتصادی» استفاده میکردند، و حامیان بازار آزاد هم سادهلوحانه درباره خود این مفهوم با هم بحث میکردند، که چطور باید در ایران اجراش کرد. که حقیقتا ترحمبرانگیز و تأسفباره، و حتی شرم نیابتی رو به آدم منتقل میکنه. مثل اینه که طالبان امروز اعلام کنه میخواد یک هلیکوپتر نظامی بومی تولید کنه، و کارشناسان صنایع هوایی بشینند بحث کنند و حدس بزنند که برد پروازی این هلیکوپتر چقدر خواهد بود! وقتی طالبان میاد درباره چیزی که هیچ درکی ازش نداره حرف میزنه، تو باید بخندی بش. نباید حتی ردش کنی. رد کردن متناسب با ادعای فردیه که دچار اشتباه شده. رد کردن، یه جور احترام توی خودش داره. چون داری مجانی اشتباهش رو بش گوشزد میکنی. به طالبان نباید احترام گذاشت، باید تحقیرش کرد. چون اون هم داره تحقیرت میکنه، چون شعورت رو به هیچ گرفته. معلوم نیست چرا انقدر باید طول بکشه که مردم عادی تا الیت مثلا باسواد، به این درک برسند که جواب هر رفتاری رو باید رفتار مشابه بدن. اونهایی که امروز با اینکه جواب گلوله، گلوله باشه، مشکل دارند؛ همونهایی هستند که قبلا جوابِ توهین به شعورشون رو با توهین به شعور طرف مقابل ندادند، بلکه با جدی گرفتن طرف مقابل جواب دادند، که مفعولانهترین جواب ممکنه.
چقدر باید ابله و پرت باشی که وقتی یک مشت بیسواد دزد درباره یک مفهوم پیچیده مثل جراحی اقتصادی، که بحثهای فنیش همیشه وارداتی بوده، صحبت میکنند (چون درباره هر عبارت آکادمیک دیگهای هم زر میزنند، تا وانمود کنند در حال اداره کردن کشور هستند)؛ جدی بگیریش و درباره امکانسنجی این جراحی، به مقالهنویسی بپردازی؟
من از هیچچیز تعجب نمیکنم، و به هیچچیز امید ندارم. فقط این رو برای اینکه جایی نوشته شده باشه و بعدها کسی بخونه مینویسم: شما انقدر ببو بودید که حکمرانی کسانی رو جدی گرفتید که در عرض کمتر از یک ماه، دو بار در بلوچستان کشتار انجام دادند! اما فقط این نیست. این قضیه اونطرف هم داره. شما انقدر ببو بودید که فکر کردید با یارانه نقدی میشه ضرب بحران رو گرفت! اونایی که در خاش کشته شدند، زودتر از شما، و نزدیکتر از شما، و بهتر از شما، در جریان کشتار زاهدان بودند، و با این حال خودشون رو در برابر گلوله قرار دادند! باید پروسه خیلی خطرناکی طی شده باشه که تا مردم به چنین سطحی از بنبست رسیده باشند. و هنوز هم انقدری ببو هستید که فکر کنید این بنبست به بقیه ایران سرایت نمیکنه.
چقدر باید ابله و پرت باشی که وقتی یک مشت بیسواد دزد درباره یک مفهوم پیچیده مثل جراحی اقتصادی، که بحثهای فنیش همیشه وارداتی بوده، صحبت میکنند (چون درباره هر عبارت آکادمیک دیگهای هم زر میزنند، تا وانمود کنند در حال اداره کردن کشور هستند)؛ جدی بگیریش و درباره امکانسنجی این جراحی، به مقالهنویسی بپردازی؟
من از هیچچیز تعجب نمیکنم، و به هیچچیز امید ندارم. فقط این رو برای اینکه جایی نوشته شده باشه و بعدها کسی بخونه مینویسم: شما انقدر ببو بودید که حکمرانی کسانی رو جدی گرفتید که در عرض کمتر از یک ماه، دو بار در بلوچستان کشتار انجام دادند! اما فقط این نیست. این قضیه اونطرف هم داره. شما انقدر ببو بودید که فکر کردید با یارانه نقدی میشه ضرب بحران رو گرفت! اونایی که در خاش کشته شدند، زودتر از شما، و نزدیکتر از شما، و بهتر از شما، در جریان کشتار زاهدان بودند، و با این حال خودشون رو در برابر گلوله قرار دادند! باید پروسه خیلی خطرناکی طی شده باشه که تا مردم به چنین سطحی از بنبست رسیده باشند. و هنوز هم انقدری ببو هستید که فکر کنید این بنبست به بقیه ایران سرایت نمیکنه.
❤542
Anarchonomy
گاومیشهای حکومتی از لفظ «جراحی اقتصادی» استفاده میکردند، و حامیان بازار آزاد هم سادهلوحانه درباره خود این مفهوم با هم بحث میکردند، که چطور باید در ایران اجراش کرد. که حقیقتا ترحمبرانگیز و تأسفباره، و حتی شرم نیابتی رو به آدم منتقل میکنه. مثل اینه که…
ببوها تا الان وقت زیادی از خودشون و ما گرفتهاند. نمونه براش زیاد هست:
https://news.1rj.ru/str/anarchonomy/3075
https://news.1rj.ru/str/anarchonomy/3075
Telegram
Anarchonomy
ناظر عام باید دغدغه خودش رو تفکیک کنه از دغدغه ناظر خاص. کسی که معلمه، یا رشتهش ادبیاته، یا در حوزه آموزشی فعاله، احتمالا یک نظر تخصصی مفصل خواهد داشت درباره اینکه چرا حذف اشعار خیام از کتب درسی اتفاق بدیه. نباید گفت دغدغهش به ما مربوط نیست، اتفاقا مربوط…
❤119
Anarchonomy
گاومیشهای حکومتی از لفظ «جراحی اقتصادی» استفاده میکردند، و حامیان بازار آزاد هم سادهلوحانه درباره خود این مفهوم با هم بحث میکردند، که چطور باید در ایران اجراش کرد. که حقیقتا ترحمبرانگیز و تأسفباره، و حتی شرم نیابتی رو به آدم منتقل میکنه. مثل اینه که…
ببوئیسم فقط در بین اقتصادخواندهها و ادبیاتخواندهها رواج نداشت.. همهجا پخش شده بود. حتی در بین فعالان بازار سهام. رویایی داشتند، که بورس تهران یه روزی بشه بورس هنگکنگ. اما رویای استخراج کره از آب، همیشه رویای ترحمبرانگیزیه.
❤308
"WHO WILL REMEMBER ME?"
Twelve Titans Music
وقتی دشمن پشت دیوارهای شهره، یا باید دست بچهها رو بگیری و از تونلهای زیر شهر فرار کنی، که ممکنه وقتی فردا صبح به اندازه کافی دور شدی، غارت بشی، اسیر بشی، یا دریده بشی. یا باید زره تن کنی و بری مقابل دروازه شهر و منتظر بشی در شکسته بشه و باشون روبرو بشی. هر کدوم ازین دو رو انتخاب کنی یک چیز قطعیه. باید همه رویاهایی که تا الان داشتی رو دور بریزی.
❤471
بعد از کتلتپزان در فرودگاه بغداد، یک ابزار روشنایی به دست آماتورها افتاد که بدون نیاز به تجربهای که امثال من داریم، نخاله را از غیر تشخیص بدهند، و اسمش را گذاشتند قاسمچک. طرز کار این است که وقتی فردی حرفی زد که به نظر به حق نزدیک بود، یا خودش را به مردم میچسباند، چک میکنی که قبلا حرفی در تأیید قاسم گروگانگیر زده یا نه. اگر چیزی در آرشیوش بود، یعنی نخالهای بیش نیست و حرف ظاهرا موجه امروزش فقط یک تغییر تاکتیک است. به جد میتوان گفت همین ابزار ساده تا به امروز، بخش بزرگی از برنامه دستگاه پروپاگاندا در فضای نت را به باد داده. اما برای دقیقتر کردن این ابزار دقیق، و تشخیص مواردی که نیاز به ایکسری دارد، باید ماژول ۹۸ چک هم به آن اضافه کرد. این ماژول ارتقاء، آرشیو و سابقه را چک کرده، و هرکس که در برابر کشتار نود و هشت ساکت بوده، و یا آن را سبک انگاشته، و یا بعد از آن به اعتماد به خلافت شیعه ادامه داده، تشخیص میدهد و جدا میکند.
حال با این ابزار ارتقاء یافته میتوان اعتبار واعظ سنیمذهبی که «الان» خواستار رفراندوم است را سنجید. من با نتایج اسکن کاری ندارم. فقط یادآوری میکنم که همه آپگرید را انجام دهند.
حال با این ابزار ارتقاء یافته میتوان اعتبار واعظ سنیمذهبی که «الان» خواستار رفراندوم است را سنجید. من با نتایج اسکن کاری ندارم. فقط یادآوری میکنم که همه آپگرید را انجام دهند.
❤763
تو جنگ آمار مهمه، اما نباید همهچیز رو آماری نگاه کرد. نباید منطقه خودتون رو بذارید تو یک ستون اکسل، و رویدادهای بقیه مناطق رو ردیف کنید جلوش، و از مقایسهشون نمودار «بخار» رسم کنید. حتی اگه غلظت ناآگاهی درباره اینکه چه چیزی حق ماست، و چه چیزی پتانسیل ماست، در یک جغرافیای خاص غلیظتر باشه، نباید فوکوس کرد روی غلظتش. هر منطقهای، باید استایل خودش برای مبارزه رو پیدا کنه، و دنبال جذب حداکثری نباشه. شما باید افعی باشید، که با حداقل هزینه فلجکنندهترین نیش رو بزنه؛ نه کشیش، که با حداکثر هزینه دنبال متقاعد کردن هر بدبخت و مفلوکی باشه. حرفهایی با این مضمون که «ما از اول ژنمون خراب بود» هیچ فایدهای برای هیچکس نداره.
❤378
حقیر نشده.
بود.
مثل بقیه.
در پادگان ما تجاوز بود. سیستماتیکتر از چیزی که الان شما رو ناراحت کرده. ولی پسرها به خدمت زیر پرچم ادامه دادند. در پادگان ما لخت کردن هم بود. بدون هیچ دلیلی، جز تحقیر. ولی پسرها به خدمت زیر پرچم ادامه دادند. در پادگان ما، ضرب و شتم هم بود. درست مثل چیزی که در نازیآباد دیدید. ولی پسرها به خدمت زیر پرچم ادامه دادند.
کسانی که انتخاب میکنند گوسفند باشند، همیشه هستند، و همیشه زیادند. و تو یا هرکس دیگهای نمیتونه گوسفندها رو به جغد، یا شاهین، یا هما، تبدیل کنه. کاری که میشه کرد، وادار کردنشون به حرکت در مسیریه که تو طراحیش کردی. اگه تو وادارشون نکنی مسیر تو رو برن، یکی دیگه وادارشون میکنه مسیر اون رو برن.
بود.
مثل بقیه.
در پادگان ما تجاوز بود. سیستماتیکتر از چیزی که الان شما رو ناراحت کرده. ولی پسرها به خدمت زیر پرچم ادامه دادند. در پادگان ما لخت کردن هم بود. بدون هیچ دلیلی، جز تحقیر. ولی پسرها به خدمت زیر پرچم ادامه دادند. در پادگان ما، ضرب و شتم هم بود. درست مثل چیزی که در نازیآباد دیدید. ولی پسرها به خدمت زیر پرچم ادامه دادند.
کسانی که انتخاب میکنند گوسفند باشند، همیشه هستند، و همیشه زیادند. و تو یا هرکس دیگهای نمیتونه گوسفندها رو به جغد، یا شاهین، یا هما، تبدیل کنه. کاری که میشه کرد، وادار کردنشون به حرکت در مسیریه که تو طراحیش کردی. اگه تو وادارشون نکنی مسیر تو رو برن، یکی دیگه وادارشون میکنه مسیر اون رو برن.
❤555
روکش عایق دسته انبردست، تا ولتاژ خاصی رو جواب میده. از یه مرزی به بعد چیزی رو تضمین نمیکنه، چون ازون مرز به بعد انگار وجود نداره! کسی که فکر میکنه بین مردم و توسل به خشونت میتونه با نصایح اخلاقی یک لایه عایق ایجاد کنه، به ولتاژی که بین دو هادی ایجاد شده توجهی نداره، که از یه مرزی به بعد، برق بهرحال رد خواهد شد.
❤590
Anarchonomy
چند نصیحت به بچه مدرسهایها: - والدین شما، شما را خواهند فروخت. اگر هم نفروختند باید فرضتان این باشد که خواهند فروخت و برمبنای این فرض برنامهریزی کنید. یک شب با این مسئله کنار بیایید و از فردا دیگه باش کلنجار نرید. - در عمل تیز و زرنگ باشید، نه در گفتار.…
به دهه هشتادیها گفتم فرض رو بر این بگیرید که والدینتون شما رو خواهند فروخت. اومدند پرسیدند روی چه حسابی اینو میگی؟
خانواده حنانه و خانوادههای مشابه رو نگاه کنید.
باز هم سوالی دارید؟
خانوادهای که مفعول نیست، کمیابه. برای همین اونهایی که مفعول نیستند، خود به خود شاخص میشن، و شجاعتشون بولد میشه. و مفعولیت درجات داره. سطح اکستریمش میشه همون مواردی که در دهه شصت داشتیم، که مادر، پسر خودش رو میبرد تحویل میداد تا اعدامش کنند. در سطوح پایینتر هویتتون رو فدای جنازهتون خواهند کرد. شما روی جونتون ریسک میکنید تا سکوت رو بشکنید، اما اونها حاضر میشن سکوت کنند تا به عنوان جایزه این تسلیم، جنازهتون رو تحویل بگیرند. انگار چیزی که به خاطرش کشته شدید، اندازه چند کیلو گوشت و چربی به سرعت در حال فساد بدنتون، ارزش نداشته. نگاه اونها به مفعول بودن متفاوت از نگاه شماست. در نگاه اونها برنده شدن از راه مفعول بودن به دست میاد. پس شمایی که مفعولیت رو پس زدید و کشته شدید، بازندهاید. و ازینکه فرزندشون باخته، شرم میکنند. و این شرم کنار عواطفشون قرار میگیره، و نتیجهش میشه «حق داشتید بکشید، ولی بذارید مادرش جنازه رو ببینه»، و در سطوح بعدی: «بچهم بچگی کرد ولی شما هم نباید میکشتید». واریانتهای مختلفی داره، ولی محور اصلی همونه که بتون گفتم.
این تذکر برای این نیست که از خانواده خودتون متنفر باشید. هرچند که خباثتهایی از طرف اونها نسبت به شما وجود داره. مثل بخل در آزادی. اون ژانر مستعمل «بچههای امروزی تنپرور و راحتطلب شدن» فقط به مسائل رفاهی ختم نمیشه و دنباله داره. ازینکه شما شانس این رو پیدا کنید که آزادتر از خودشون زندگی کنید، برافروخته میشن، ولی در قالبهای دیگهای بروزش میدن، تا لو نره که در پدرسالاری متحجرانه با پدربزرگ چوپانشون خیلی فرق ندارند. این تذکر برای اینه که هشیارانه برنامهریزی کنید. مهندسی که میخواد قطعهای رو طراحی کنه که قراره در محیط پررطوبت کار کنه، به طرز کاملا متفاوت از زمانی که میدونه به قطعه رطوبت نخواهد رسید، طراحیش خواهد کرد.
ترشحات نجس خانوادهتون به شما خواهد پاشید. پس با علم به این موضوع برنامهریزی کنید.
خانواده حنانه و خانوادههای مشابه رو نگاه کنید.
باز هم سوالی دارید؟
خانوادهای که مفعول نیست، کمیابه. برای همین اونهایی که مفعول نیستند، خود به خود شاخص میشن، و شجاعتشون بولد میشه. و مفعولیت درجات داره. سطح اکستریمش میشه همون مواردی که در دهه شصت داشتیم، که مادر، پسر خودش رو میبرد تحویل میداد تا اعدامش کنند. در سطوح پایینتر هویتتون رو فدای جنازهتون خواهند کرد. شما روی جونتون ریسک میکنید تا سکوت رو بشکنید، اما اونها حاضر میشن سکوت کنند تا به عنوان جایزه این تسلیم، جنازهتون رو تحویل بگیرند. انگار چیزی که به خاطرش کشته شدید، اندازه چند کیلو گوشت و چربی به سرعت در حال فساد بدنتون، ارزش نداشته. نگاه اونها به مفعول بودن متفاوت از نگاه شماست. در نگاه اونها برنده شدن از راه مفعول بودن به دست میاد. پس شمایی که مفعولیت رو پس زدید و کشته شدید، بازندهاید. و ازینکه فرزندشون باخته، شرم میکنند. و این شرم کنار عواطفشون قرار میگیره، و نتیجهش میشه «حق داشتید بکشید، ولی بذارید مادرش جنازه رو ببینه»، و در سطوح بعدی: «بچهم بچگی کرد ولی شما هم نباید میکشتید». واریانتهای مختلفی داره، ولی محور اصلی همونه که بتون گفتم.
این تذکر برای این نیست که از خانواده خودتون متنفر باشید. هرچند که خباثتهایی از طرف اونها نسبت به شما وجود داره. مثل بخل در آزادی. اون ژانر مستعمل «بچههای امروزی تنپرور و راحتطلب شدن» فقط به مسائل رفاهی ختم نمیشه و دنباله داره. ازینکه شما شانس این رو پیدا کنید که آزادتر از خودشون زندگی کنید، برافروخته میشن، ولی در قالبهای دیگهای بروزش میدن، تا لو نره که در پدرسالاری متحجرانه با پدربزرگ چوپانشون خیلی فرق ندارند. این تذکر برای اینه که هشیارانه برنامهریزی کنید. مهندسی که میخواد قطعهای رو طراحی کنه که قراره در محیط پررطوبت کار کنه، به طرز کاملا متفاوت از زمانی که میدونه به قطعه رطوبت نخواهد رسید، طراحیش خواهد کرد.
ترشحات نجس خانوادهتون به شما خواهد پاشید. پس با علم به این موضوع برنامهریزی کنید.
❤670