Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
تو کانادا که خبری از زلزله نیست، برای دیوار بیرونی فریم می‌بندن و روش پنل گچی میزنند، بعد با عایق می‌پوشونند. اینجا که روی خود گسلیم، نه تنها دیوارهای بیرونی، که حتی برای دیوارهای داخلی آجر و بلوک میذاریم، که اگه ریخت مطمئنا کسی زیرش زنده نمونه!
این حجم از بیشعوری باید یه جا ثبت بشه. حالا به عنوان رکورد تاریخی، یا رکورد گینس، یا هرچی.
قاتل این خانواده یه معامله‌گر املاک بود. چون با شریکش مشکل پیدا کرد، خودش و زن و بچه‌ش رو به قتل رسوند، و جنازه‌شون رو با تبر تکه تکه کرد. چندسال بعد یک نفر دیگه رو به دلیل موضوعی دیگه کشت، و دوباره افتاد زندان. رییس گروه واگنر یه فکری به ذهنش رسید. اومد گفت ارتش روسیه ریده ما باید تو اوکراین کار رو جلو ببریم، و چون نیرو کمه بهتره از زندانی‌ها استفاده کنیم. این جوری با یه تیر دو نشون زد. زندانی‌های بدبخت رو به عنوان گوشت جلوی توپ استفاده کرد، و از زندانی‌های پولدار اخاذی. از آقای قاتل یه پولی گرفت تا بگه این شیش ماه تو جبهه خدمت کرده، و قهرمانانه جنگیده، پس میتونه آزاد بشه. خانواده‌های قربانیان اعتراض کردن که اینا قاتلند. این هم در جواب‌شون گفت درسته که قاتل بودند، ولی جای پسر شما رو تو جبهه پر کردن. اگه اینا نمیرفتن و کشته نمیشدن، پسر شما کشته می‌شد. پس جون بچه‌تون رو بشون مدیونید. پس با اینکه قبلا جون چندنفر رو گرفتن، ولی حالا جون چندنفر رو نجات دادن، پس جبران شده‌. حالا بعضیاشون یه شانسی آوردن و زنده موندن، و گرنه روالش اینه که دارند برای شما جون میدن! این دقیقا جوابیه که به خانواده‌ها داده.
این روسیه‌‌ست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آزوف یه جوری خودش رو معرفی می‌کنه انگار از دل افسانه‌ها بیرون اومده.
وقتی با غرض منفی درباره‌ت اغراق می‌کنند، انکارش نکن. روش سوار شو. امیدوارم کردها و بلوچ‌های ما این رو یاد بگیرند.
مگه چقدر زحمت داره به روسیه نگاه کنید و نقض ادعای خود را پیدا کنید؟ هوم؟ شهر را اشغال کرده‌اند، پدر را زیر شکنجه کشته‌اند، به مادر تجاوز کرده‌اند، و فرزندشان را برداشته‌اند برده‌اند تا طوری تربیتش کنند که به زبان روسی حرف بزند!
جدی اصلا زحمتی داره؟ نیاز به نقالی دیگران هم نیست، اینترنت هست، تلویزیون هست، روزنامه هست، وبلاگ‌های شخصی هست. دنیای ما پر از فیک‌نیوزه، اما همزمان پر از مدرک هم شده. پیدا کردن مدرک اینکه آدم‌های بی‌قید به هر نوع مذهبی دارند اینکارها رو می‌کنند خیلی سخته؟
شر همیشه وجود داره، و تو به این دلیل که در یک دوره مدرن به دنیا اومدی از جنگیدن باش معاف نمیشی. اگه تا حالا این تو ذهنت بوده که معافی، پاکش کن.
می‌گفتن شعارهای این معترضان بلوچ داره از جای دیگه بشون دیکته میشه!
اوکی، کجاست اونجا که این جملات تمام‌کننده ازش ارسال میشه؟ تهران که هنوز درگیر سبزی‌پلوعه. لوکیشن بدید.
ژورنالیست روس به ژورنالیست فاینانشال تایمز گفته یه بار یه جلسه داشتیم با پوتین برگشت بم گفت «تو معلم تاریخ بودی قبلا، بگو ببینم بعدها تو کتاب‌های درسی چی می‌نویسن درباره من؟»، منم یه چیزایی درباره وقایع گفتم. پرسید همش همین؟ بعدا که کریمه رو اشغال کرده بود دوباره من رو دید و پرسید «حالا چی؟».

انگیزه اشرار برای ارتکاب هر نوع جنایتی، میتونه همینقدر پیش‌پا افتاده و کلیشه‌ای باشه.
حرف‌هایی داره در نشست ویژه پارلمان اروپا توسط ایرانی‌های مقیم اونجا زده میشه که در صراحت سیاسی بی‌سابقه‌ست. اما متاسفانه هیچکدوم مثل من مطلب رو ارائه نمی‌کنند. الان به اینکه باید به غربی‌ها فهماند که این‌ها #گله_گاو پوچگرا هستند، می‌خندند، و بیانش رو خلاف آداب حرفه‌ای حساب می‌کنند. اما یه زمانی به اینکه بشه حرف‌هایی که امروز زدند رو بزنند هم می‌خندیدند.
سرمایه‌داری این امکان رو فراهم کرده که افراد در بیزینسی مشغول باشند که کالا یا خدمتی ارائه می‌کنه که با لایف استایل خود اون افراد تضاد داره. افرادی دارند کفش کوهنوردی تولید می‌کنند، که خودشون کوهنوردی نمی‌کنند؛ و با افتخار نشون میدن که اهل ورزش و پیاده‌روی و کوهنوردی نیستند. درسته در عکس تبلیغاتی از مدل استفاده میشه، اما کارکنان این شرکت‌ها هم اشکال و ابعاد مشابهی دارند. سرمایه‌داری باعث شده لازم نباشه بدونی موضوع چیه. فقط کافیه بفروشی.
خیلی از زندانیان سیاسی اعتراضات امسال چهارسال حبس گرفتن. من اگه یکی ازین‌ها بودم، هیچ توقعی ازین جامعه نمی‌داشتم، ولی جای این‌ها نیستم. بیشتر این‌ها دوست دارند چهارسال بعد که اومدن بیرون شرایط خیلی تغییر کرده باشه. که یک فانتزی بیشتر نیست. اما میشه یه حداقل‌هایی رو به عنوان کف تغییرات مطلوب تعیین کرد.

چهارسال بعد این موقع باید از خانواده پهلوی عبور کرده باشیم. همونطور که از خانواده اصلاح‌طلبان عبور کردیم. برای جامعه‌ای که علیرغم همه عقب‌ماندگی‌های فرهنگی، جنبشی رو راه میندازه که در کل خاورمیانه و شرق آسیا، یک اتفاق یونیک و تازه‌ست، کسر شأنه که از بیرون به نظر برسه افتاده دنبال آدم‌های پنجاه سال پیش. اون هم کسانی که ثابت نکرده‌اند کار گروهی و تسلیم جمع شدن رو بلدند.

چهارسال بعد این موقع باید از اقداماتی که فقط در بلژیک جواب میده عبور کرده باشیم. کلیپی از پرفرمنس سکوت در پشت بوم، و بچه‌ها یه کیک پختم عکس فلان زنده‌یاد جنبش رو روش کار کردم و اینا باید پشت سرمون قرار گرفته باشه.

چهارسال بعد فرهنگ باج دادن به مقدسات، به اشخاص، به اسم‌های گنده، به گروه‌ها، به اقشار، به اصناف، به جوان‌ترها، به پیرترها، به هزینه‌داده‌ها و هزینه‌نداده‌ها، باید جمع شده باشه.
تانک ذاتا یه وسیله برای حمله‌ست، نه دفاع. فرستادن سه نوع تانک متفاوت به اوکراین، در تعدادی بسیار محدود، از آمریکا و آلمان و انگلیس، که کار آموزش، استفاده، و تعمیر نگهداری‌ رو سخت‌تر می‌کنه، فعلا کاربرد ارسال پیام داره، تا ارسال گلوله. و پیام اینه که به اوکراین اجازه می‌دهیم در آغاز فصل بهار تهاجمی‌تر عمل کند. یعنی زمانی که روس‌ها قصد حمله گسترده به اوکراین از چند جهت دارند. در واقع این ارسال‌ها، در چارچوب تئوری بازی انجام میشن؛ یعنی اضافه کردن متغیرهای جدید برای تغییر تصمیمات حریف. وگرنه اگر هدف اصلی، خود تهاجمی‌تر کردن درگیری بود، قبل از تانک باید موشک‌های هایمارس با برد بلندتر ارسال می‌کردند. روس‌ها از ترس هایمارس تجهیزات جنگ الکترونیک‌شون رو انقدر به عقب برده‌اند که نیروهای خودی شکایت دارند که سیگنال رادیویی خودشون داره دچار اختلال میشه، نه طرف مقابل! اوکراین برای تهاجمی‌تر شدن نیاز به موشک‌هایی با برد بلندتر، و نیروی هوایی داره. چه پهپادهای بمب‌افکن باشند، چه اف۱۶. مشکل غربی‌ها اینه که خط قرمزها رو خیلی شل می‌گیرند. گفتند تجهیزات زرهی سنگین ارسال نمی‌کنند، اما الان دارند می‌کنند. و این باعث شده این تردید بوجود بیاد که ممکنه خط قرمز اف۱۶ هم شکسته بشه.
فکر نمی‌کنم با نظریه بازی بشه با اوباش فعلی ساکن در کرملین برخورد کرد، چون بازیگران منطقی نیستند. ولی فعلا قصد آمریکایی‌ها اینه که باشون بازی کنند. که لزوما هدف مشترکی با نجات اوکراین نیست. نجات اوکراین ابزاری میخواد که هنوز نفرستادن.
تو روسیه شهرک رو طوری میسازند که از لحاظ روحی به این نتیجه برسی که بدون آسانسور هم میشه خیلی سریع رفت پایین. فقط باید قبلش یه نامه بنویسی به خانواده‌ت و توضیح بدی.

#استفراغات_معماران
Anarchonomy
تو روسیه شهرک رو طوری میسازند که از لحاظ روحی به این نتیجه برسی که بدون آسانسور هم میشه خیلی سریع رفت پایین. فقط باید قبلش یه نامه بنویسی به خانواده‌ت و توضیح بدی. #استفراغات_معماران
کاملا درست تشخیص دادید، هرچند اوتیسم رو جا انداختید.
ولی هشتگ استفراغات کاملا علمیه، و جانوران آکادمیک علاقه‌ای به علم ندارند.
مالیات بر درآمد در واشنگتن دی سی آمریکا برای درآمد تا ۴۰ هزار دلار، ۴۰۰ دلار بعلاوه ۶ درصد مازاد بر ۱۰ هزار دلاره. یعنی برای ۴۰ هزار دلار، ۴۰۰ دلار بعلاوه ۶ درصد ۳۰ هزار دلار، که میشه ۱۸۰۰ دلار، که با ۴۰۰ تا میشه ۲۲۰۰ دلار. یعنی کسی که ۳۳۰۰ دلار در ماه درمیاره، باید فقط ۱۸۳ دلار در ماه مالیات بده. یعنی پنج و نیم درصد.
دولت ایران از کسانی که تا ۲۳ میلیون تومن در ماه درآمد دارند، یعنی ۵۰۰ دلار، ۲ میلیون تومن مالیات می‌گیره، یعنی هشت و نیم درصد.
Anarchonomy
مالیات بر درآمد در واشنگتن دی سی آمریکا برای درآمد تا ۴۰ هزار دلار، ۴۰۰ دلار بعلاوه ۶ درصد مازاد بر ۱۰ هزار دلاره. یعنی برای ۴۰ هزار دلار، ۴۰۰ دلار بعلاوه ۶ درصد ۳۰ هزار دلار، که میشه ۱۸۰۰ دلار، که با ۴۰۰ تا میشه ۲۲۰۰ دلار. یعنی کسی که ۳۳۰۰ دلار در ماه درمیاره،…
سوال متداول: «فرض کنیم نفت و گاز نداشتیم یا همه‌ش صرف مصرف داخلی می‌شد، و همه مردم هم ماهی ۵۰۰ دلار درآمد داشتن. با استاندارد غربی‌ها همه‌شون باید معاف از مالیات می‌شدن. پس مملکت با چه بودجه‌ای اداره بشه؟».

دقیقا مشکل همینجاست که فکر می‌کنید اگه هزاران میلیارد تومان تحویل دولت ندیم، کشور فرومیپاشه!
جامعه‌ای که فقیره، باید متناسب با فقرش خرج کنه. اگه جامعه‌ای هستید که نمی‌تونید بیشتر از ماهی پونصد دلار دربیارید، گه میخورید دولتی دارید که ۴ میلیون کارمند داره. دیگه خیلی رک گفتم که نیاز به توضیح اضافه نباشه.
حالا اگر به گه‌خوری ادامه بدید چه اتفاقی میفته؟ هیچی، بعد یه مدت همون ۵۰۰ دلار هم نمی‌تونید دربیارید. چندنفر از خوانندگان کانال به بهانه پست قبلی عکس فیش حقوقی‌شون رو فرستادند، که نشون میده اون پونصد دلار رو دارند به صورت برده‌وار درمیارن.
یه جوکی مربوط به دوران شوروی هست که میگه «بچه که بودیم بمون یاد می‌دادن وقتی می‌پرسیم بابات کیه بگو اتحاد جماهیر شوروی، و وقتی می‌پرسیم مامانت کیه بگو حزب کمونیست. من هر دو رو جواب دادم، بعد بابام پرسید میخوای چی کاره بشی؟ گفتم میخوام یتیم باشم!».

احساس یتیم بودنی که این روزها گریبان میلیون‌ها ایرانی در سراسر کشور رو گرفته، نباید به عنوان یک عامل دلسردکننده در نظر گرفت. بلکه برعکس باید تکریمش کرد، چون اگر دید درستی داشته باشیم، یتیم بودن خوبه. اگه قراره پدرت تجسم قلدری، و مادرت تجسم صغارت باشه، بهتره پدر و مادر نداشته باشی. هرچند ما در اولویت اول نیاز به تشکیل حکومت داریم تا ازین هرج و مرج و هردمبیلی و بی‌قانونی، که در اون داره تقریبا حق همه ضایع میشه، نجات پیدا کنیم؛ اما به طور موازی باید به بلوغ هم برسیم. آدم بالغ نه تنها از نداشتن حکومتی که پدر باشه، آسیب نمی‌بینه، بلکه زندگی بهتری برای خودش میسازه. خیلی از سوالاتی که داره درباره چطور اداره شدن ایران در یک فضای نرمال، پرسیده میشه، نشون میده که هنوز خیلی‌ها دنبال پدر مادر میگردند.
«توسل به ورزش به منظور فرار از استرس‌های روزانه ممکن است به جای بهبود سلامت روان، به اعتیاد به ورزش منجر شود».

اساتید معظم، چندهزار دلار خرج این تحقیق علمی‌تون شد؟ هرچقدر بوده میارزه، چون نتیجه تحقیق اصلا به ذهن کسی نمی‌رسید.

#لبخند_شبانه
یه روزنامه آمریکایی چاپ شده در تقریبا ۱۰۰ سال پیش درباره کسی نوشته بوده که خواب دیده در ۲۰۲۳ زندگی می‌کنه و مردم با اینکه روزی ۱۲۵ دلار درمیارن دست به اعتصاب زدن، چون یه بسته دوازده تایی تخم‌مرغ شده ۱۰ دلار!
روزی ۱۲۵ دلار میشه ساعتی ۱۵ دلار که الان تو بعضی ایالت‌ها به عنوان حداقل حقوق تعیین شده‌. تخم مرغ هم اخیرا گرون شده و به بسته‌ای ۶ دلار هم رسید.
مغزش در خواب اعداد صد سال بعد رو درست پیش‌بینی کرده بوده، اما اینکه دیگه اعتصاب وجود نخواهد داشت به مخیله‌ش نمیرسیده، حتی در هنگام خواب!
فرض کنید یک دهه هفتادی یا هشتادی هستید و به سن قانونی رسیدید و یک شغل هم پیدا کردید. تو هر کدوم از شهرهای ایران که هستید وارد پیج همون شهر تو سایت دیوار بشید و دنبال آپارتمان برای اجاره بگردید‌. قبل ازینکه به قیمت‌ها نگاه کنید، بشمارید چند مورد لیست شده. مواردی که لوکس هستند و فقط سپاهی‌ها و طلافروش‌ها می‌تونند رهنش رو پرداخت کنند رو کنار بگذارید. مواردی مثل یک زیرزمین در محله‌ای که به خلافکارهاش شهرت داره رو هم بذارید کنار. و ببینید چند مورد باقی میمونه. سپس تعدادی که باقی مونده رو با جمعیت کسانی که مثل خودتون هستند مقایسه کنید.

اگه حوصله ندارید انجام بدید نتیجه رو خودم میگم: آینده رو برای نسل‌های بعدی قفل کرده‌اند.
Anarchonomy
فرض کنید یک دهه هفتادی یا هشتادی هستید و به سن قانونی رسیدید و یک شغل هم پیدا کردید. تو هر کدوم از شهرهای ایران که هستید وارد پیج همون شهر تو سایت دیوار بشید و دنبال آپارتمان برای اجاره بگردید‌. قبل ازینکه به قیمت‌ها نگاه کنید، بشمارید چند مورد لیست شده. مواردی…
«تو که به هرچی برجه میگی استفراغ معماران، همزمان از کمبود مسکن هم شکایت داری».


منافاتی نداره. برج‌ها در اکثر موارد شیادی هستند. چون ظاهرا به منظور افزایش تراکم بشون مجوز داده میشه، اما فقط فروشندگانش ازش منتفع میشن، نه جامعه شهری. از یک ارتفاعی به بالاتر، هزینه ساخت و نگهداری برج انقدر بالا میره که فقط در صورتی که یک کالای لوکس باشه صرفه اقتصادی داره. مثل برج‌های لندن که در زمینی که قبلا فقط ۱۴ خانه ویلایی وجود داشت، ۱۴۰ واحد آپارتمانی جا داده، ولی ازون ۱۴۰ تا، ۱۲۰ واحدش رو فقط الیگارش‌های روس و شیوخ خلیج فارس می‌تونند بخرند، و شاید حتی ساکنش هم نشن، و فقط دست به دست کنند. مدیران شهر هم دلشون خوشه که درآمد مالیاتی خوبی ازین‌ها دارند.
حالت دیگه برج‌، انبوه‌سازی کمونیستیه، که اون‌ها هم شیادی هستند. با این فرق که سود در تیراژی کردن تولیده. و گرنه هزینه‌های ساخت و نگهداری این‌ها هم بالاست. خیلی از پروژه‌های قوطی‌کبریتی در اروپای شرقی، بعد از سی سال تخریب شدند چون دیگه غیرقابل بازسازی بودند. ضمنا این پروژه‌ها نه تنها نیاز به ماشین رو مرتفع نمی‌کنه، بلکه اعتیاد به ماشین رو بیشتر می‌کنه. هرچند ایده اولیه در شوروی این بود که ساکنان هر برج بتونند نیازهای سوپرمارکتی خودشون رو در محوطه برج تهیه کنند، اما شهرک همواره آویزان مرکز شهر باقی میموند، و ترافیک مضاعفی رو به خیابان‌ها تحمیل می‌کرد.
مسائل روانی حاصل از یک‌شکلی و فقدان هویت که برج ایجاد میکنه هم مسئله جداگانه‌ایه. برخلاف مرغ‌ها، انسان‌ها تمایل دارند خانه متفاوتی نسبت به دیگران داشته باشند. البته شاید مرغ‌ها هم چنین تمایلاتی داشته باشند. کسی ازشون نپرسیده.
علاوه بر همه این‌ها، این روزها دغدغه‌های محیط‌زیستی هم اضافه شده. برج، چه لوکس باشه و چه مثلا برای طبقه متوسط، بدون مقدار نجومی بتن و میلگرد بالا نمیره. که تولید این‌ها میلیون‌ها تن دی‌اکسیدکربن وارد جو می‌کنه. انرژی‌ای که صرف میشه بماند. به عبارت دیگه، سرپناه بتنی، از لحاظ محیط زیستی زیادی گرون درمیاد برای جامعه.

برای افزایش تراکم، نیازی به هنگ‌کنگیزاسیون شهرها نیست‌. باید شکل شهر تغییر کنه، و وقتی تغییر می‌کنه که اعتیاد به خودروی شخصی از بین بره. نصف زمین قابل استفاده شهرها که می‌شد برای ساخت مسکن استفاده بشه، توسط ماشین‌ها تصرف شده. و این از جهتی ربط پیدا می‌کنه به همون واقعیت که «جامعه‌ای که مردمش نمیتونند بیشتر از ماهی پونصد دلار دربیارن، و بیشترشون کمتر ازین مقدار درمیارن، گه میخورن دولتی دارند که چهار میلیون کارمند داره». چون جامعه فقیر، نباید انقدر معتاد خودروی شخصی باشه که اساسا برای طبقه متوسط مرفهه. البته اون پست رو هم خیلی‌ها متوجه نشدند و فکر کردند دارم خطاب به فرد میگم، که طبعا معنی نداره. چون در اختیار من یا شمای نوعی نبوده که دولت در عین فقر جامعه، انقدر بزرگ و پرخرج شده. مسئله نوع نگاه به بحرانه‌. وقتی نگاه عموم اینه که دولت همینجوری که هست اوکی است، قطعا هیچوقت راه حلش رو مطالبه نمی‌کنند. به همون ترتیب اگه نوع نگاهت اینه که خیلی نرمال و منطقی است که میلیون‌ها نفر به خاطر ماشین سواری دچار فقر مسکن باشند، قطعا هیچوقت تغییر شکل شهر رو مطالبه نمی‌کنی. چه قرار باشه به چیزی که طلب می‌کنی برسی چه نرسی.
البته اعتیاد به خودرو، فقط یکی از عوامل سیستماتیکه. اما به تنهایی مشکل فکری پشت بقیه عوامل رو هم برملا می‌کنه. و اون مشکل فکری اینه که امکانات و فرصت‌های اون بیرون، اصلا متناسب با واقعیت‌های فعلی و در حال وقوع طراحی و تنظیم نشده. و مختص یک شهر و یک ناحیه نیست. از تهران تا یاسوج، همه‌چیز متناسب با دوران نسل پنجاه و هفتی‌هاست. خباثت این نسل فقط این نبود که یک حکومت عرفی رو از ما گرفت، و یک هرج و مرج اسلامی رو به ارث گذاشت. بلکه اجازه نداد توسعه به شکلی انجام بشه که متناسب با بلایی باشه که سرمون اومده‌. اگه فاجعه سیاسیش رو به بار می‌آورد و می‌رفت یه گوشه می‌نشست، قابل تحمل‌تر بود. چون میشد گفت خنجر خوردیم، ولی دوا درمانی هم هست. اما این‌ها نه تنها فاجعه سیاسی به بار آوردند، بلکه تا آخرین لحظه مرگ‌شون اگه بفهمند همسایه که داره آپارتمان جدید میسازه، سه متر اومده جلو، میرن شکایت می‌کنند، که یه وقت سایه نیفته تو حیاط خونه تخمی‌شون.