کلمه ژئوپولتیک رو دارند در جاهایی استفاده میکنند که جاش نیست، تا عوام رو از فضولی بیشتر در مسئله بترسونند. مثل نره غولی که میگن دم در کازینو بایسته، تا فقط ایستادنش اونجا مانع ورود افراد متفرقه بشه.
اما لازمه مردم عادی، فضول باشند. چون ممکنه کشف کنند بعضی چیزها ربطی به ژئوپولتیک نداره، و حتی خیلی ساده و بدویه. ممکنه بفهمند عرب، نژادپرسته. روس، تزارپرسته، و ایرانی از تکثر خوشش نمیاد. و همین فضولی میتونه بشون کمک کنه که به خودشون بگن «خب بیایید دیگه بس کنیم.. چند هزار سال رویه غلط، بسه». اما وقتی نره غول ژئوپولیتیک رو میندازن جلو، به نظر میرسه که یه سری مسائل جبری وجود داره که کاریش نمیشه کرد و ماها همه میمیریم و باز هم ادامه خواهد داشت!
اما لازمه مردم عادی، فضول باشند. چون ممکنه کشف کنند بعضی چیزها ربطی به ژئوپولتیک نداره، و حتی خیلی ساده و بدویه. ممکنه بفهمند عرب، نژادپرسته. روس، تزارپرسته، و ایرانی از تکثر خوشش نمیاد. و همین فضولی میتونه بشون کمک کنه که به خودشون بگن «خب بیایید دیگه بس کنیم.. چند هزار سال رویه غلط، بسه». اما وقتی نره غول ژئوپولیتیک رو میندازن جلو، به نظر میرسه که یه سری مسائل جبری وجود داره که کاریش نمیشه کرد و ماها همه میمیریم و باز هم ادامه خواهد داشت!
چنین چهرهای میتونه در انتهای عمر به هیزمکش دستگاه خلافت تبدیل بشه.
یه سری پیشفرضها هست که آدمها بش تکیه دارند، اما هیچوقت اعتراف نمیکنند که بش تکیه دارند. اگه از هر آدم رندومی بپرسی «آیا چهره و تیپ افراد در قضاوت شما درباره اینکه متحد چه کسانی خواهند شد تأثیر دارد؟»، میخنده و با صلابت میگه «البته که نه، چه ربطی داره؟». ولی خودش میدونه که دروغ میگه.
نمیتونید برای خودتون ذهنی بسازید که هیچ پیشفرض غلطی نداشته باشه. ولی میتونید ذهنتون رو طوری تربیت کنید که مدام پیشفرضهای خودش رو چک کنه.
یه سری پیشفرضها هست که آدمها بش تکیه دارند، اما هیچوقت اعتراف نمیکنند که بش تکیه دارند. اگه از هر آدم رندومی بپرسی «آیا چهره و تیپ افراد در قضاوت شما درباره اینکه متحد چه کسانی خواهند شد تأثیر دارد؟»، میخنده و با صلابت میگه «البته که نه، چه ربطی داره؟». ولی خودش میدونه که دروغ میگه.
نمیتونید برای خودتون ذهنی بسازید که هیچ پیشفرض غلطی نداشته باشه. ولی میتونید ذهنتون رو طوری تربیت کنید که مدام پیشفرضهای خودش رو چک کنه.
این قشر تحصیلکرده، مخصوصا مقیم آمریکا، از کدوم پروپاگاندا صحبت میکنه؟ دانشگاهش در کالیفرنیا که سوگوار غزهست و برای وحوش حماس هورا میکشه. تو خیابون که گیها و کوئیرها پرچم فلسطین رو به کونشون بستن. میزنی بیبیسی داره همون تبلیغات محور مقاومت رو بلغور میکنه. شبکههای اجتماعی که پر شده از هشتگهای فلسطینی. این پروپاگاندا که میگه اسراییل حق دارد و باید اسلامگرای بیقید را از بین ببرد، کجاست دقیقا؟ دو تا روزنامه در تلآویو؟ چهارتا سناتور، که همونا هم برای واکنش اسراییل بیستتا بند و تبصره میذارن؟
شستشوی مغزی یعنی دقیقا همین که تا گردن توی جریان اصلی قرار گرفته باشی، و همزمان به خودت تلقین کنی «من خلاف جریانم!»، و انتظار داشته باشی بت نخندند.
شستشوی مغزی یعنی دقیقا همین که تا گردن توی جریان اصلی قرار گرفته باشی، و همزمان به خودت تلقین کنی «من خلاف جریانم!»، و انتظار داشته باشی بت نخندند.
Anarchonomy
این قشر تحصیلکرده، مخصوصا مقیم آمریکا، از کدوم پروپاگاندا صحبت میکنه؟ دانشگاهش در کالیفرنیا که سوگوار غزهست و برای وحوش حماس هورا میکشه. تو خیابون که گیها و کوئیرها پرچم فلسطین رو به کونشون بستن. میزنی بیبیسی داره همون تبلیغات محور مقاومت رو بلغور میکنه.…
جاکشها در مورد اسراییل به متناقضترین گزارههایی که ممکن بود به مخیله بشر برسه متوسل میشن. از پروپاگاندایی صحبت میکنند که خیلی خیلی قویه، ولی هیچ افکتی روی انسانها نداره و همه برعکسش رو باور دارند و برای همین «فلسطین در تمام جهان طرفدار دارد» شده! از نسلکشیای صحبت میکنند که هشتاد ساله داره انجام میشه، ولی هیچ افکتی نداره، و برعکس جمعیت فلسطینی همینطور بیشتر هم شده! روسیه در عرض یک سال سکونتگاههای اوکراینی رو، که مساحتشون چهار برابر فلسطینه، چنان پاکسازی نژادی کرد، که علاوه بر انسان هیچ موجود زندهای توش باقی نموند. الان جاهایی که سابقا جنگل بوده، یک پرنده هم نیست. ولی یه نسلکشی خیلی خاص داریم که هشتاد سال طول میکشه ولی به اندازه یک سال عملکرد ارتش روسیه نتیجه نداشته! پفیوزها ما رو خر فرض کردهاند.
آیا همه اینها تازگی داره؟ بهیچوجه. این اراجیف سالهاست که تکون نخورده. اسکرینشات از کامنتها و پستهای وبلاگی میتونم بذارم اینجا، متعلق به پونزده سال پیش، که اگه تاریخش رو خط بزنم هیچجوره نمیتونید تشخیص بدید مطلب امروزه یا پونزده سال پیش. فلسطین یه اسباببازی اخلاقیه، که هر از چندی از کشو در میارن، تفیش میکنند، و بعد مدتی میندازن کنار.
آیا همه اینها تازگی داره؟ بهیچوجه. این اراجیف سالهاست که تکون نخورده. اسکرینشات از کامنتها و پستهای وبلاگی میتونم بذارم اینجا، متعلق به پونزده سال پیش، که اگه تاریخش رو خط بزنم هیچجوره نمیتونید تشخیص بدید مطلب امروزه یا پونزده سال پیش. فلسطین یه اسباببازی اخلاقیه، که هر از چندی از کشو در میارن، تفیش میکنند، و بعد مدتی میندازن کنار.
Anarchonomy
جاکشها در مورد اسراییل به متناقضترین گزارههایی که ممکن بود به مخیله بشر برسه متوسل میشن. از پروپاگاندایی صحبت میکنند که خیلی خیلی قویه، ولی هیچ افکتی روی انسانها نداره و همه برعکسش رو باور دارند و برای همین «فلسطین در تمام جهان طرفدار دارد» شده! از نسلکشیای…
در کتاب مقدس یهودیها بشون گفته شده بود که تافته جدا بافته هستند. حتی در قرآن هم این جدابافتگی تأیید شده بود. اما خودشون هیچوقت نمیخواستن ادای جداشدگی دربیارن. هیچوقت یک یهودی نگفت خدا گفته شما فرق دارید، پس باید دانشگاهتون هم فرق کنه، بعد اون یهودی بره با سرمایه شخصی خودش دانشگاه یهودیان رو تأسیس کنه! واقعیت یه جور دیگه بود. و اینجوری بود که به بهانههای مختلف نمیذاشتن بچه یهودی بیاد تو کلاس درس بشینه. از دهاتهای اروپا گرفته تا شهرهای بزرگ. و این انگیزه ایجاد کرد که مدرسه یهودیان و دانشگاه یهودیان تأسیس بشه، که بعد برسه به جایی که تأمینکننده مالی دانشگاهی معتبر و موثر در جریان علمی دنیا، یهودیان باشند. بعد فرزندان همونهایی که خوششون نمیاومد بچه یهودی بشینه تو کلاس، رابطه این تأمینکنندگان مالی با دانشگاههای معتبر رو دیدند و گفتند «میبینید؟ جایی نیست یهودیها توش نفوذ نکرده باشند!».
نمیخواد دلسوز یهودیان باشید. فقط یهودستیزی رو مهندسی معکوس کنید، تا بفهمید شر چطور کار میکنه. چون به شدت به دردتون خواهد خورد.
نمیخواد دلسوز یهودیان باشید. فقط یهودستیزی رو مهندسی معکوس کنید، تا بفهمید شر چطور کار میکنه. چون به شدت به دردتون خواهد خورد.
Anarchonomy
با جهتگیری آلتتون موافقم، ولی من بین دو تا جهنم، اونی رو ترجیح میدم که توش متالیکا کنسرت نداره، ولی مردم دوست دارند داشته باشه، تا اونی که توش متالیکا کنسرت داره، ولی از سالن که میای بیرون با میلیونها القاعدهای مواجهی.
متال «بومی» امروز روسیه بیشتر این مضمون رو داره که «میزنم لهت میکنم... هار هار».
جامعه بیمار چه میفهمه مسیج اون خواننده غربی رو؟ اون از یه عالم دیگه اومده، که از چپها تا مسیحیان در بافت اندیشهش نقش داشتهن. حتی اگه در صلحطلبی گیج هم باشه، که معمولا است، باز دمش به اون مخزن بزرگ اندیشه وصله. جهانسومی که میره کنسرتش، حداکثر دریافتش اینه که «مامان ببین موهاشونو چجوری درست کردن!».
جامعه بیمار چه میفهمه مسیج اون خواننده غربی رو؟ اون از یه عالم دیگه اومده، که از چپها تا مسیحیان در بافت اندیشهش نقش داشتهن. حتی اگه در صلحطلبی گیج هم باشه، که معمولا است، باز دمش به اون مخزن بزرگ اندیشه وصله. جهانسومی که میره کنسرتش، حداکثر دریافتش اینه که «مامان ببین موهاشونو چجوری درست کردن!».
فقط قانون اساسیمون متأثر از فرانسه نیست، ساختمانسازیمون هم متأثر از فرانسهست. و همونطور که اون تأثیر کورکورانه بود، این تأثیر هم کورکورانهست و داریم روش ساختمانسازی فرانسویها که زلزله ندارند رو در جایی که همهجاش زلزلهخیزه اجرا میکنیم.
اینطور نیست که در یک جامعه روشنفکرها جاهل باشند و مهندسها، حکیم! و یا مهندسها جاهل باشند، و روشنفکرها، حکیم! همه در یک قایقند.
https://www.instagram.com/reel/C0HPbTYIil5/
اینطور نیست که در یک جامعه روشنفکرها جاهل باشند و مهندسها، حکیم! و یا مهندسها جاهل باشند، و روشنفکرها، حکیم! همه در یک قایقند.
https://www.instagram.com/reel/C0HPbTYIil5/
چه رابطهای بین ترشی مخلوط و زیمنس آلمان وجود داره؟
هیچ رابطهای. جز اینکه اگه به عکسهای ایرانی مرتبط با هر دو که بیست سی سال پیش گرفته شدهاند نگاه کنیم به یک برداشت مشترک میرسیم: که بیست سی سال پیشِ ایران، ایرانِ بیست سی سال پیش نیست، و اگه هنوز دارند بش میگن «ایران» صرفا یک تشابه اسمیه! گذشته، به یک سرزمین بیگانه تبدیل شده.
بیست سی سال پیش، عموم مردم طوری مواد ترشی رو میخریدند که انگار دارند علف میخرند! سفرههایی که پهن میکردیم که مواد خرد شده رو روشون پهن کنیم، مساحت نصف خونه رو اشغال میکرد. «شیشه» ترشی هیچ مفهومی نداشت، و همه در دبههایی به اندازه پیت نفت ترشی مینداختند. و نه یک دبه و دو دبه. بلکه به تعدادی که کل فضای خرپشته خونهشون رو اشغال میکرد. امروز مشتری میاد و «یک عدد» کلم میخره، و «سه عدد» فلفل. و حتی همینش هم مربوط به درصد کوچکی از جامعهست. و جز این هم انتظار نمیره، وقتی که حتی لبنیات هم به کلی از سفرهشون حذف شده.
همچنین در عکسهای بیست سی سال پیش، مهندسهای سپاهی و ارتشی رو میبینی، که با حجم اون زمان از پشم و ریش، در حال بازدید از کارخانجات اروپایی هستند که برای صنایع نظامی قطعه میساختند، و مدیر و مقام محلی باشون دست میداده و میخندیده و میگفته باز هم تشریف بیارید! طوری که انگار یک مشتری عادی بوده که اومده برای کشورش یک توافقنامه تجاری برای تولید مشترک تسلیحات امضاء کنه، نه نماینده فنی داعش! نه نماینده فنی اوباشی که همون چندسال پیشش بختیار رو در خاک اروپا ترور کردند.
حالا پرتقالفروش بیست سی سال بعد رو پیدا کنید.
هیچ رابطهای. جز اینکه اگه به عکسهای ایرانی مرتبط با هر دو که بیست سی سال پیش گرفته شدهاند نگاه کنیم به یک برداشت مشترک میرسیم: که بیست سی سال پیشِ ایران، ایرانِ بیست سی سال پیش نیست، و اگه هنوز دارند بش میگن «ایران» صرفا یک تشابه اسمیه! گذشته، به یک سرزمین بیگانه تبدیل شده.
بیست سی سال پیش، عموم مردم طوری مواد ترشی رو میخریدند که انگار دارند علف میخرند! سفرههایی که پهن میکردیم که مواد خرد شده رو روشون پهن کنیم، مساحت نصف خونه رو اشغال میکرد. «شیشه» ترشی هیچ مفهومی نداشت، و همه در دبههایی به اندازه پیت نفت ترشی مینداختند. و نه یک دبه و دو دبه. بلکه به تعدادی که کل فضای خرپشته خونهشون رو اشغال میکرد. امروز مشتری میاد و «یک عدد» کلم میخره، و «سه عدد» فلفل. و حتی همینش هم مربوط به درصد کوچکی از جامعهست. و جز این هم انتظار نمیره، وقتی که حتی لبنیات هم به کلی از سفرهشون حذف شده.
همچنین در عکسهای بیست سی سال پیش، مهندسهای سپاهی و ارتشی رو میبینی، که با حجم اون زمان از پشم و ریش، در حال بازدید از کارخانجات اروپایی هستند که برای صنایع نظامی قطعه میساختند، و مدیر و مقام محلی باشون دست میداده و میخندیده و میگفته باز هم تشریف بیارید! طوری که انگار یک مشتری عادی بوده که اومده برای کشورش یک توافقنامه تجاری برای تولید مشترک تسلیحات امضاء کنه، نه نماینده فنی داعش! نه نماینده فنی اوباشی که همون چندسال پیشش بختیار رو در خاک اروپا ترور کردند.
حالا پرتقالفروش بیست سی سال بعد رو پیدا کنید.
در سایه آسایش ینگه نشستهاند و درباره چیزی حرف میزنند که شناخت کافی ازش ندارند، مثل خاورمیانه، مثل اسلام، مثل ویروس جهاد، و حتی واقعیت فیزیکی دنیا.. و فارغ ازینکه ارزش حرفهاشون چقدر باشه، مثل این نزدیک ۴۰۰ هزار ویو برای هر ویدئو میگیرند، که عدد کمی نیست، و پول خوبی برای صاحب اکانت ایجاد میکنه. و من سالهاست که دارم تقریبا درباره همهچیز مینویسم، و در مورد همه موضوعاتی که اینها دربارهش پادکست ساختهاند و پولدار شدهاند، حرفهای بهتری برای ارائه داشتم، طوری که اگه یک هفته نباشم حتی اونهایی که حالشون ازم بهم میخوره هم جای خالیم رو حس میکنند، بعضیها رو از مرگ نجات دادهام، بعضیها رو از ویل مصیبت، و بعضیها رو از سقوط به جهنم.. و تا الان یک سنت، بله حتی یک سنت، هم به جیبم وارد نشده. یک موضوع رندوم انتخاب کنید، هر موضوعی، و من و اینها رو داخل یک اتاق بگذارید تا جواب حرفاشون درباره اون موضوع رو بدم. همهشون رو میبلعم. ولی حتی خبر ندارند که وجود دارم.
اوه عزیزم.. لازم نیست چشمات قلبی بشه برای من. این شرح یک دلخوری نبود، چون نیستم. دارم این کنتراست مهیب دنیا رو بت نشون میدم. که به نظر تو تأسفبرانگیزه، ولی برای من زیباست.
https://www.youtube.com/watch?v=QKzA2rX4Sic
اوه عزیزم.. لازم نیست چشمات قلبی بشه برای من. این شرح یک دلخوری نبود، چون نیستم. دارم این کنتراست مهیب دنیا رو بت نشون میدم. که به نظر تو تأسفبرانگیزه، ولی برای من زیباست.
https://www.youtube.com/watch?v=QKzA2rX4Sic
YouTube
Jocko Willink Has The Best Solution For Gaza!?
Destiny discovers Jocko Willink
Date: 20 Nov, 2023
Unraveling 39: No Exit
►https://youtu.be/zR-uqmpDjRY?feature=shared
Apostate Prophet Answers Crucial Bible Question And Warns Destiny
►https://youtu.be/VgyQCkRS4uw
▼Follow Destiny ▼
►STREAM - htt…
Date: 20 Nov, 2023
Unraveling 39: No Exit
►https://youtu.be/zR-uqmpDjRY?feature=shared
Apostate Prophet Answers Crucial Bible Question And Warns Destiny
►https://youtu.be/VgyQCkRS4uw
▼Follow Destiny ▼
►STREAM - htt…
پسره محض خنده با دوستانش مصاحبه میکرد و ازشون میپرسید اگه قرار بود همین الان یک هدیه بگیری، ترجیح میدادی چی بگیری؟ بیشترشون با خوشمزهبازی جواب میدادند، اما اونهایی که جدیتر بودند «دوستپسرم/دوستدخترم» رو میگفتند (یعنی همین الان ندارمش، دوست دارم برام بیارنش). یکی هم گفت «حق اشتراک باشگاه».
همه اینها کاملا اوکی است. مخصوصا اگه در نظر بگیریم که به نظر میرسید بچه مهاجرند، یا از خانوادههای متوسط رو به پایین آمریکا هستند، و آرزوی فورسماژور هرکسی در اون سطح درآمدی، چیزهای سادهست. هرچند که چسبندگی بیمارگونه شهروند مدرن به باشگاه ورزشی، مستقلا یک پدیده منفیه، چون انسان سالم نباید انقدر ذهن خودش رو مشغول ورزشی کنه که نیاز به مکان و ابزار و سرمایه داره. کار حیرتآوری که آمریکا با صنعت عظیم باشگاه ورزشی کرده، یکی از شعبدههای سرمایهداریه و باید در توضیح اینکه چرا بخش خصوصی بیزینس را خیلی بهتر انجام میدهد، به عنوان یک مثال استفاده بشه. اما بدن سالم از کانال این شعبده به دست نمیاد. و متأسفانه اون بچه هم خیلی دنبال بدن سالم نیست، بلکه دنبال بدنیه که فرهنگ «ورزشبازی» به عنوان بدن استاندارد، تعریف کرده.
اگه از من هم میپرسید، این جواب رو میدادم: «فرصت همصحبتی با یه آدم.. که ذهنم رو وادار کنه ورزیدهتر بشه». هیچکدوم هیچوقت این رو نمیگن. چون از هدیه این انتظار رو دارند که پُرترشون کنه، نه اینکه لو بده که خالیان. کاملا برعکس چیزی که لازم دارند.
اگه بچه رو میفرستی مدرسهای که این رو نمیتونه بش بفهمونه، داری عمرش رو تلف میکنی.
همه اینها کاملا اوکی است. مخصوصا اگه در نظر بگیریم که به نظر میرسید بچه مهاجرند، یا از خانوادههای متوسط رو به پایین آمریکا هستند، و آرزوی فورسماژور هرکسی در اون سطح درآمدی، چیزهای سادهست. هرچند که چسبندگی بیمارگونه شهروند مدرن به باشگاه ورزشی، مستقلا یک پدیده منفیه، چون انسان سالم نباید انقدر ذهن خودش رو مشغول ورزشی کنه که نیاز به مکان و ابزار و سرمایه داره. کار حیرتآوری که آمریکا با صنعت عظیم باشگاه ورزشی کرده، یکی از شعبدههای سرمایهداریه و باید در توضیح اینکه چرا بخش خصوصی بیزینس را خیلی بهتر انجام میدهد، به عنوان یک مثال استفاده بشه. اما بدن سالم از کانال این شعبده به دست نمیاد. و متأسفانه اون بچه هم خیلی دنبال بدن سالم نیست، بلکه دنبال بدنیه که فرهنگ «ورزشبازی» به عنوان بدن استاندارد، تعریف کرده.
اگه از من هم میپرسید، این جواب رو میدادم: «فرصت همصحبتی با یه آدم.. که ذهنم رو وادار کنه ورزیدهتر بشه». هیچکدوم هیچوقت این رو نمیگن. چون از هدیه این انتظار رو دارند که پُرترشون کنه، نه اینکه لو بده که خالیان. کاملا برعکس چیزی که لازم دارند.
اگه بچه رو میفرستی مدرسهای که این رو نمیتونه بش بفهمونه، داری عمرش رو تلف میکنی.
چهل و شش سال فرصت داشتند تا با همون قلدری که درباره شرع اسلام به کار میبردند، ساختمانسازان رو مجبور کنند خونهها رو طوری بسازند که انرژی کمتری مصرف کنه. اما هیچ اهمیتی براشون نداشت. تا اینکه رسیدیم به اینجا که مجبورند گاز کارخانجات رو قطع کنند، تا مجبور نشن گاز خونهها رو قطع کنند. خونههایی که دارند سه مترمکعب در ساعت مصرف میکنند، چون سه تا بخاری گازی دارند، و باز هم سردشونه.
اما برای ممنوع کردن نمای رومی، سریع به تکاپو میافتند. چون یکی بشون گفته این سبک غربیه!
اگه مرده باشند و اسکلتی ازشون مونده باشه، میشه یه ورد غربستیزانه تو گوششون خوند، تا دوباره زنده بشن. اما تا آخرین لحظهای که زندهاند هرچقدر آیه درباره حقالناس و منافع ملت براشون بخونی هیچ اثری روشون نداره.
کسانی که به این میگن دین، با همه ادیان خصومت شخصی دارند. که شاید حق داشته باشند که خصومت داشته باشند. ولی این دین نیست. یک اختلال روانیه. حداقل از سال ۱۳۰۰ شمسی به اینطرف، این کشور در تیراژ بالا انسان روانی تولید کرده.
اما برای ممنوع کردن نمای رومی، سریع به تکاپو میافتند. چون یکی بشون گفته این سبک غربیه!
اگه مرده باشند و اسکلتی ازشون مونده باشه، میشه یه ورد غربستیزانه تو گوششون خوند، تا دوباره زنده بشن. اما تا آخرین لحظهای که زندهاند هرچقدر آیه درباره حقالناس و منافع ملت براشون بخونی هیچ اثری روشون نداره.
کسانی که به این میگن دین، با همه ادیان خصومت شخصی دارند. که شاید حق داشته باشند که خصومت داشته باشند. ولی این دین نیست. یک اختلال روانیه. حداقل از سال ۱۳۰۰ شمسی به اینطرف، این کشور در تیراژ بالا انسان روانی تولید کرده.
Anarchonomy
چهل و شش سال فرصت داشتند تا با همون قلدری که درباره شرع اسلام به کار میبردند، ساختمانسازان رو مجبور کنند خونهها رو طوری بسازند که انرژی کمتری مصرف کنه. اما هیچ اهمیتی براشون نداشت. تا اینکه رسیدیم به اینجا که مجبورند گاز کارخانجات رو قطع کنند، تا مجبور…
این رو یکی از خوانندگان کانال که ساکن کالیفرنیاست فرستاده. نمودار تولید برق پنلهای خورشیدیه که روی سقف خونهش نصب کرده. وسط تابستون تولیدش به ۶۵ کیلووات در روز میرسیده، که یعنی میشده باش دو تا کولر گازی رو ساپورت کرد. تمام هزینهش رو براش قسطبندی کردن، با سود ۷ درصد. و چون برق مازاد رو میفروشه به شهر، یک سوم قسط هم ازش کم میکنند. جدا ازینکه ۳۰ درصد تخفیف مالیاتی هم شامل حالش شده.
یه ماشین پلاگین هیبرید هم داره، که علاوه بر موتور بنزینی باتری قابل شارژ با برق خانگیه. که با یک کیلووات مصرف، ۱۱ کیلومتر میره. اگه تویوتا راو۴ پلاگین بخره، مصرف برقش در حالت برقی بیشتره (چون شاسیبلنده) ولی در عوض باتریش بزرگتره، و با هر بار شارژ ۷۰ کیلومتر میره، یعنی مسافت متوسط کارهای روزانه بدون مصرف یک قطره بنزین. همون راو۴ رو هم قسطی بش میدن، با وام ۶ ساله، که مبلغ هر قسطش کمتر از هزینه بنزینش در ماه میشه اگه قرار بود فقط از موتور بنزینی استفاده کنه.
اما به مصرفکننده ایرانی، با پایینترین درآمد در دنیا، میگن همهچیز رو نقد بده، و گرونتر بده، و یه انگ هم بش میزنند که «داری خیلی بیشتر از متوسط جهانی مصرف میکنی».
یه ماشین پلاگین هیبرید هم داره، که علاوه بر موتور بنزینی باتری قابل شارژ با برق خانگیه. که با یک کیلووات مصرف، ۱۱ کیلومتر میره. اگه تویوتا راو۴ پلاگین بخره، مصرف برقش در حالت برقی بیشتره (چون شاسیبلنده) ولی در عوض باتریش بزرگتره، و با هر بار شارژ ۷۰ کیلومتر میره، یعنی مسافت متوسط کارهای روزانه بدون مصرف یک قطره بنزین. همون راو۴ رو هم قسطی بش میدن، با وام ۶ ساله، که مبلغ هر قسطش کمتر از هزینه بنزینش در ماه میشه اگه قرار بود فقط از موتور بنزینی استفاده کنه.
اما به مصرفکننده ایرانی، با پایینترین درآمد در دنیا، میگن همهچیز رو نقد بده، و گرونتر بده، و یه انگ هم بش میزنند که «داری خیلی بیشتر از متوسط جهانی مصرف میکنی».
«مشکل دموکراسی اینه که حزب مخالف دولت ممکنه مانع کار درست بشه، مثل حالا که مانع کمک کردن به اوکراین هستند».
خیر. بدون دموکراسی، اصلا مسئله کار درست، مثل کمک به اوکراین، مطرح نمیشد، که کسی هم بخواد مانعش بشه یا نشه. هر نوع سیستم دیکتاتوری، یا اقتدارگرا، بهرحال در کنار اشرار روس قرار میگرفت. فرقی نداره شخص حاکم چه خلقیاتی داشته باشه.
«مشکل دموکراسی اینه که به مرور مردم نازک نارنجی بار میان، و ارتش دیگه نمیتونه سرباز جنگجو پیدا کنه تا جلوی مخالفان دموکراسی بایستند».
خیر. بیمیلی به جنگ، یک مسئله فرهنگیه، و مرز نداره. جوان امروز روسیه هم جوان روس ۱۹۱۷ نیست، و گرنه جنگ امروز یک شکل دیگه پیدا میکرد. ممکنه ارزش گوشتش به اندازه ارزش گوشت سرباز صدسال پیش باشه، اما مثل سرباز صدسال پیش نمیجنگه. چین هم اگه جوان صدسال پیش چین رو داشت ده سال پیش تایوان رو گرفته بود و پرونده ختم شده بود.
یعضی از دوستان گفتن از کانالت به عنوان دائرةالمعارف پاسخ به جفنگیات استفاده میکنیم. این دو هم اضافه کنید شب کریسمس لازمتون میشه.
خیر. بدون دموکراسی، اصلا مسئله کار درست، مثل کمک به اوکراین، مطرح نمیشد، که کسی هم بخواد مانعش بشه یا نشه. هر نوع سیستم دیکتاتوری، یا اقتدارگرا، بهرحال در کنار اشرار روس قرار میگرفت. فرقی نداره شخص حاکم چه خلقیاتی داشته باشه.
«مشکل دموکراسی اینه که به مرور مردم نازک نارنجی بار میان، و ارتش دیگه نمیتونه سرباز جنگجو پیدا کنه تا جلوی مخالفان دموکراسی بایستند».
خیر. بیمیلی به جنگ، یک مسئله فرهنگیه، و مرز نداره. جوان امروز روسیه هم جوان روس ۱۹۱۷ نیست، و گرنه جنگ امروز یک شکل دیگه پیدا میکرد. ممکنه ارزش گوشتش به اندازه ارزش گوشت سرباز صدسال پیش باشه، اما مثل سرباز صدسال پیش نمیجنگه. چین هم اگه جوان صدسال پیش چین رو داشت ده سال پیش تایوان رو گرفته بود و پرونده ختم شده بود.
یعضی از دوستان گفتن از کانالت به عنوان دائرةالمعارف پاسخ به جفنگیات استفاده میکنیم. این دو هم اضافه کنید شب کریسمس لازمتون میشه.
Anarchonomy
میگه درسته غزه پر از اسلامگرایان آدمکش شده که اگه من چپ آتئیست گیرشون بیفتم با تخمام اسموتی درست میکنند، اما در اینکه همهچیز رو بهم بریزند تا اشغالگر رو شکست بدن «ذیحق» هستند، اما ایرانیها چون از جنایتکار حمایت میکنند دیگه «ذیحق» نیستند که همهچیز رو…
حالا که سالگرد فخریزادهست بد نیست یادآوری بشه جاکشینی که حماس رو در دفاع از مدعیات فلسطین «ذیحق» میدونند، در مورد ترورهایی که در ایران انجام میشد، حق تلافی و انتقام رو برای جمهوری اسلامی قائل نبودند. بهرحال با پوتین راه رفتن پلیس اسراییل روی فرش مسجدالاقصی، بدتر از قتل مدیران و متخصصان یک کشور نیست. ولی نه تنها رژیم ایران رو در اقدام متقابل برای این تجاوز آشکار به امنیت کشور، «ذیحق» نمیدونستند، بلکه شل و ول بودن وضع حفاظتی نظام رو هم به سوژه تمسخر تبدیل کرده بودند. حتی در موارد دیگه که رژیم پاسخ خودش رو با موشکباران کردستان عراق انجام میداد، نگفتند «درسته که عدهای غیرنظامی کشته شدند، ولی این موشکباران در خلاء انجام نشده و باید اتفاقات تاریخی قبلش رو هم نگاه کنیم». بلکه گفتند «رژیم بزدلانه تلاش میکند ضعف تحقیرآمیز خود رو با کشتار کردها جبران نماید».
دلیل این فرق گذاشتن بین اسلامگرایان آدمخوار چیه؟
بهتره از خودشون بپرسید.
دلیل این فرق گذاشتن بین اسلامگرایان آدمخوار چیه؟
بهتره از خودشون بپرسید.
Anarchonomy
حالا که سالگرد فخریزادهست بد نیست یادآوری بشه جاکشینی که حماس رو در دفاع از مدعیات فلسطین «ذیحق» میدونند، در مورد ترورهایی که در ایران انجام میشد، حق تلافی و انتقام رو برای جمهوری اسلامی قائل نبودند. بهرحال با پوتین راه رفتن پلیس اسراییل روی فرش مسجدالاقصی،…
چپ ایرانی هیچوقت همراه ایرانیها نبود. نه در گذشته، نه الان. و در آینده هم نخواهد بود. در دوره پهلوی چشمشون به هر حیوانی در خارج بود، غیر از مردم ایران. تا جایی که حاضر بودند برای اینکه با ایران چه کنند از استالین کسب تکلیف کنند. در دوره پهلوی دوم با بیوطنترین آخوندها متحد شدند (و به بقیه آخوندها گفتند «مرتجع»!) تا باز هم برای مردم ایران تکلیف تعیین کنند. بعد انقلاب توسط همون آخوندها قلع و قمع شدند، اما از همین موقعیت قربانی هم استفاده کردند تا خودشون رو تنها اپوزیسیون معتبر جا بزنند، و باز هم برای مردم ایران تکلیف تعیین کنند. کلا جماعت ایرانی، برای چپ ایرانی، موجوداتی هستند که باید آدمشون کرد، ولی به اون شکلی که ایدئولوژی وارداتی میگه. و گرنه در اصل اینکه ایرانی رو باید آدم کرد نه با رضاخان اختلافی داشتند، نه با پسرش، و نه با آخوندها. مشکلشون این بود که «آدم کردن ایرانیها را باید به ما بسپارید». هرجا دو راهی پیش بیاد که یک سمت مردم ایران باشند، و یک سمت چپ خارج ایران، اونها طرف خارج رو میگیرند، نه ایرانیها رو. برای همینه که در مورد فلسطین با مردم ایران همراه نیستند و نخواهند بود. چون نظر چپ جهانی درباره فلسطین یه چیز دیگهست. و ایرانی رو باید آدم کرد، تا این اختلافش با چپ جهانی رو برطرف کنه. و اگه نکنه مرتجعه! چپ آمریکایی و عربتبار، و ایرلندی و برزیلی و آفریقاییتبار، با همدیگه به یک بلوجاب مشترک رسیدهاند که برای حماس انجام بدن. چپ ایرانی ترجیح میده به اون بلوجاب ملحق بشه، تا طرف ایران رو بگیره.
ما تو ایران راست نداریم. چون اساسا چپ و راست متداول کشورهای نرمال رو نداریم. چون باوجود اینکه سیاست را تا خرخره در زندگی ما فرو کردهاند، امر سیاسی به طور کامل پلمپ شده. ما فقط سنتگرا داریم. و میمونهایی در مقابلشون که مقلد مراجع چپ خارجی هستند. و سنتگراها ببو هستند. چه اونهایی که زیر بال حکومتند، و چه اونهایی که در مقابل حکومت قرار میگیرند. ببو بودن سنتگرایان حامی حکومت رو در خلبازیهایی که علیه بیحجابی انجام دادند میبینید. بدون درک فضای جدیدی که توش هستند، فقط پروسهای که ازش وحشت دارند رو تسریع میکنند. ببو بودن سنتگرای مخالف حکومت هم در شعار «مرد، میهن، آبادی» دیدید، که جزء اولین کسانی بودم که نوشتم با این شعار بیمعنی به خودتون نرینید، و ازونجایی که هیچکس به من گوش نمیده اونها هم گوش ندادند و به خودشون ریدند. کما اینکه حکومت در تریبونهای رسمی از مرد به عنوان «موجود نر» اسم میبره، و هیچ خبری از واکنش نیست.
اما میمونهای چپ، ببو نیستند. هر تحرک و تحول و اعتراضی صورت میگیره هایجکش میکنند. تجمعات بازنشستگان رو به طور کامل به نام خودشون زدهاند. وقتی ملت برای حقوق عقبافتادهشون شعار میدن، میگن «جنبش کارگری». وقتی دختری برای حجاب شعار میده، میگن «جنبش فمنیسم». وقتی چهار نفر میرن آتش جنگل رو خاموش کنند میگن «جنبش گرین». طوری که به نظر برسه تو ایران یه حکومت مذهبی داریم، و یک ملت چپگرا! تا چپ جهانی رو خرسند کنند.
اونها هیچوقت عقاید مارکسیستی خودشون رو برای توی ایرانی خم نمیکنند. اونها صبر میکنند تا تو خودت رو برای عقاید مارکسیستیشون خم کنی. و صبرشون هم زیاده.
ما تو ایران راست نداریم. چون اساسا چپ و راست متداول کشورهای نرمال رو نداریم. چون باوجود اینکه سیاست را تا خرخره در زندگی ما فرو کردهاند، امر سیاسی به طور کامل پلمپ شده. ما فقط سنتگرا داریم. و میمونهایی در مقابلشون که مقلد مراجع چپ خارجی هستند. و سنتگراها ببو هستند. چه اونهایی که زیر بال حکومتند، و چه اونهایی که در مقابل حکومت قرار میگیرند. ببو بودن سنتگرایان حامی حکومت رو در خلبازیهایی که علیه بیحجابی انجام دادند میبینید. بدون درک فضای جدیدی که توش هستند، فقط پروسهای که ازش وحشت دارند رو تسریع میکنند. ببو بودن سنتگرای مخالف حکومت هم در شعار «مرد، میهن، آبادی» دیدید، که جزء اولین کسانی بودم که نوشتم با این شعار بیمعنی به خودتون نرینید، و ازونجایی که هیچکس به من گوش نمیده اونها هم گوش ندادند و به خودشون ریدند. کما اینکه حکومت در تریبونهای رسمی از مرد به عنوان «موجود نر» اسم میبره، و هیچ خبری از واکنش نیست.
اما میمونهای چپ، ببو نیستند. هر تحرک و تحول و اعتراضی صورت میگیره هایجکش میکنند. تجمعات بازنشستگان رو به طور کامل به نام خودشون زدهاند. وقتی ملت برای حقوق عقبافتادهشون شعار میدن، میگن «جنبش کارگری». وقتی دختری برای حجاب شعار میده، میگن «جنبش فمنیسم». وقتی چهار نفر میرن آتش جنگل رو خاموش کنند میگن «جنبش گرین». طوری که به نظر برسه تو ایران یه حکومت مذهبی داریم، و یک ملت چپگرا! تا چپ جهانی رو خرسند کنند.
اونها هیچوقت عقاید مارکسیستی خودشون رو برای توی ایرانی خم نمیکنند. اونها صبر میکنند تا تو خودت رو برای عقاید مارکسیستیشون خم کنی. و صبرشون هم زیاده.
اگه مدیر شرکتت ناچار میشه به این خفت بیفته یعنی «فاک یو مانی» نداری. حتی اگه جلوی صدها خبرنگار و سرمایهگذار، به کسانی که حاضر نیستند بت تبلیغ بدن بگی فاک یو!
اما این یک مثال نقض درباره نظریه فاک یو مانی نیست؟ اگه ثروتمندترین مرد جهان، با ثروتی که معادل تاریخی ندارد، هم، فاک یو مانی ندارد، یعنی چیزی به عنوان فاک یو مانی وجود ندارد و یک انتزاعه.
اما این یک مثال نقض درباره نظریه فاک یو مانی نیست؟ اگه ثروتمندترین مرد جهان، با ثروتی که معادل تاریخی ندارد، هم، فاک یو مانی ندارد، یعنی چیزی به عنوان فاک یو مانی وجود ندارد و یک انتزاعه.
Anarchonomy
چپ ایرانی هیچوقت همراه ایرانیها نبود. نه در گذشته، نه الان. و در آینده هم نخواهد بود. در دوره پهلوی چشمشون به هر حیوانی در خارج بود، غیر از مردم ایران. تا جایی که حاضر بودند برای اینکه با ایران چه کنند از استالین کسب تکلیف کنند. در دوره پهلوی دوم با بیوطنترین…
گفتم که در ایران راست نداریم. سنتگرایان ببو داریم. که خلیفه رو در سرکوب ارز دیجیتال حکومتی «ذیحق» میدونه!
حالا اگه میمون مقلد چپ، حماس رو در دفاع از فلسطین «ذیحق» میدونه در کنارش معترفه که حماس کار زیادی نمیتونه بکنه و باید با هوچیگری و کار خیابانی به اسراییل فشار وارد کرد. اما ببوی سنتگرا همونقدر هم بینش نداره و خلیفه رو علاوه بر «ذیحق» بودن، قادر و توانا هم میبینه.
حالا درباره کدوم خلیفه صحبت میکنیم؟ همونی که در راستای حداکثری کردن کنترل، عبارت بیمعنی «امنیت ذهنی» رو اختراع کرد، که یعنی حرفی که باعث بشه اتفاقی در ذهن مخاطب بیفته هم باید سانسور بشه! بله، بریم به چنین خلیفه فاشیستی بگیم بذار پول نقد همچنان در اقتصاد در جریان باشه تا دست و پای خودت بسته بشه تا به کنترل حداکثری که آرزوش رو داری نرسی!
اینها موقع وضع حمل مادرشون یه بار از دست ماما افتادن شاید. کف زایشگاه هم که سفت.
حالا اگه میمون مقلد چپ، حماس رو در دفاع از فلسطین «ذیحق» میدونه در کنارش معترفه که حماس کار زیادی نمیتونه بکنه و باید با هوچیگری و کار خیابانی به اسراییل فشار وارد کرد. اما ببوی سنتگرا همونقدر هم بینش نداره و خلیفه رو علاوه بر «ذیحق» بودن، قادر و توانا هم میبینه.
حالا درباره کدوم خلیفه صحبت میکنیم؟ همونی که در راستای حداکثری کردن کنترل، عبارت بیمعنی «امنیت ذهنی» رو اختراع کرد، که یعنی حرفی که باعث بشه اتفاقی در ذهن مخاطب بیفته هم باید سانسور بشه! بله، بریم به چنین خلیفه فاشیستی بگیم بذار پول نقد همچنان در اقتصاد در جریان باشه تا دست و پای خودت بسته بشه تا به کنترل حداکثری که آرزوش رو داری نرسی!
اینها موقع وضع حمل مادرشون یه بار از دست ماما افتادن شاید. کف زایشگاه هم که سفت.