همونی که با مانتوی زیپدار اومده بود ایران تا روابط با داعش شیعه رو «عادیسازی» کنه، در خطبهای جدید پیشنهاد وضع مقررات جدید مالیاتی درباره هوش مصنوعی رو مطرح کرد، با این استدلال که چون هوش مصنوعی مشاغل رو از بین میبرد، شرکتهایی که ازش استفاده میکنند باید در هزینههای اجتماعی که بیکاری ایجاد میکنه، شریک باشند. که مثل اینه که به شرکت بگی دستگاه جدیدی که خریدی و محصول رو خودش داخل کارتن میذاره، شغل شش نفر در لاین بستهبندی رو حذف کرد، پس باید بیشتر مالیات بدی!
نه تنها اون بخش قضیه که چه ربات، و چه نرمافزار، مشاغل سطح بالای دیگهای بوجود آوردن رو نادیده میگیره، بلکه بالا رفتن بهرهوری که باعث میشه همهچیز ارزانتر در اختیار مردم قرار بگیره رو، جزء منافع اجتماعی به حساب نمیاره. چون اگه به حساب بیاره، با یک محاسبه طرف خواهد شد که یک طرفش جمع منافعه، و یکطرفش جمع هزینهها، و سمت منافع سنگینتره، و همه جامعه توش شریکند، نه فقط مالک شرکت. بنابراین اگه هم بخواد روی بهرهوری مالیات ببنده، باید از همه مردم بگیردش. چیزی که مایل نیست انجامش بده.
نه تنها اون بخش قضیه که چه ربات، و چه نرمافزار، مشاغل سطح بالای دیگهای بوجود آوردن رو نادیده میگیره، بلکه بالا رفتن بهرهوری که باعث میشه همهچیز ارزانتر در اختیار مردم قرار بگیره رو، جزء منافع اجتماعی به حساب نمیاره. چون اگه به حساب بیاره، با یک محاسبه طرف خواهد شد که یک طرفش جمع منافعه، و یکطرفش جمع هزینهها، و سمت منافع سنگینتره، و همه جامعه توش شریکند، نه فقط مالک شرکت. بنابراین اگه هم بخواد روی بهرهوری مالیات ببنده، باید از همه مردم بگیردش. چیزی که مایل نیست انجامش بده.
Anarchonomy
همونی که با مانتوی زیپدار اومده بود ایران تا روابط با داعش شیعه رو «عادیسازی» کنه، در خطبهای جدید پیشنهاد وضع مقررات جدید مالیاتی درباره هوش مصنوعی رو مطرح کرد، با این استدلال که چون هوش مصنوعی مشاغل رو از بین میبرد، شرکتهایی که ازش استفاده میکنند باید…
سیاستمداران کشورهای نرمال، خروجی دانشگاهها هستند، و یکی از مشکلات متعدد جانوران آکادمیک اینه که انرژی رو درست فهم نمیکنند. نه اینکه چیزی درباره انرژی نخونده باشند، بلکه اون رو اونطوری که هست نمیشناسند، چون محیط آکادمیک یک برداشت دیگه رو به خوردشون داده، که در اون انرژی یه چیزیه که پول میدیم میخریم، و اگه حسن نداد از حسین میخریم، و اگه یه مدلش کثیف بود میریم مدل تمیزشو میخریم. اما در دنیای فیزیکی، خیلی زود میشه فهمید که انرژی رو تا اونجایی که ممکنه باید کمتر مصرف کرد، تا بشه با مقدار محدودی که وجود داره کار بیشتری انجام داد، فارغ ازینکه کثیفه یا تمیزه. پس اونی که بهرهوری رو بالا میبره، باید از طرف جامعه جایزه هم بگیره، در حالی که دنبال مجازاتش هم هستند. چون نگاه جانور آکادمیک به این صرفهجویی اینه که «پولی که قرار بود خرج انرژی کنی رو گذاشتی جیبت». یعنی در این تحول رخ داده، قسمت پول رو میبینه، نه انرژی رو. در حالی که خود پول بدون انرژی هیچ چیز نیست.
اگه هوش مصنوعی بتونه فرمول پلیمری رو پیدا کنه که وقتی ازش یک ملات برای آجر ساختند، در برابر بیست بار یخزدگی مقاومت نشون داد، معنیش اینه که آجر نمای خونهای که با این ملات به دیوار چسبانده شده، تا پنجاه تا زمستان دیگه، نیاز به تعمیر نداره، و بنابراین لازم نخواهد بود کسی بیاد ترکها رو درست کنه، یا آجرهای ریخته شده رو تعویض کنه. که یعنی برای پنجاه سال آینده، به انرژی کمتری برای سرپا نگه داشتن یک ساختمان نیاز داریم. پولی که شرکت سازنده این پلیمر میزنه به جیب، در برابر ارزش فرصتی که این صرفهجویی برای جامعه ایجاد میکنه، عددی نیست. چون حالت ایدهآل اینه که برای اون خونه هیچ خرجی نکنیم. اون کارگری که با طناب آویزان میشه تا نما رو درست کنه، نشاندهنده خسارته، نه نفع. که یعنی تعریف رو کاملا وارونه ارائه دادهاند، و بیکار شدنش رو خسارت معرفی میکنند.
اگه هوش مصنوعی بتونه فرمول پلیمری رو پیدا کنه که وقتی ازش یک ملات برای آجر ساختند، در برابر بیست بار یخزدگی مقاومت نشون داد، معنیش اینه که آجر نمای خونهای که با این ملات به دیوار چسبانده شده، تا پنجاه تا زمستان دیگه، نیاز به تعمیر نداره، و بنابراین لازم نخواهد بود کسی بیاد ترکها رو درست کنه، یا آجرهای ریخته شده رو تعویض کنه. که یعنی برای پنجاه سال آینده، به انرژی کمتری برای سرپا نگه داشتن یک ساختمان نیاز داریم. پولی که شرکت سازنده این پلیمر میزنه به جیب، در برابر ارزش فرصتی که این صرفهجویی برای جامعه ایجاد میکنه، عددی نیست. چون حالت ایدهآل اینه که برای اون خونه هیچ خرجی نکنیم. اون کارگری که با طناب آویزان میشه تا نما رو درست کنه، نشاندهنده خسارته، نه نفع. که یعنی تعریف رو کاملا وارونه ارائه دادهاند، و بیکار شدنش رو خسارت معرفی میکنند.
Anarchonomy
سیاستمداران کشورهای نرمال، خروجی دانشگاهها هستند، و یکی از مشکلات متعدد جانوران آکادمیک اینه که انرژی رو درست فهم نمیکنند. نه اینکه چیزی درباره انرژی نخونده باشند، بلکه اون رو اونطوری که هست نمیشناسند، چون محیط آکادمیک یک برداشت دیگه رو به خوردشون داده،…
https://audiobox.metademolab.com/capabilities
لابراتوار متا یک صفحه برای دموی هوش مصنوعی صداساز خودش اختصاص داده که میشه تستش کرد. که یه پاراگراف کوتاه رو بت میده و میخونی، سپس یک جمله در ۱۲۵ کاراکتر بش میدی و با صدای خودت برات میخونه. کیفیت در ورژن جدید انقدر بالاست که این پتانسیل رو داره که از صدای خودم به عنوان معلم زبان خودم استفاده کنم، چون قرائت متن شده رو دیگه با غلطهای خودم نمیخونه، و فقط از صدام استفاده میکنه. انگار کاملا خودم هستم، ولی با سه نمره آیلتس بالاتر.
اگه این پتانسیل به صورت بالفعل دربیاد، ازون به بعد صرف هزینه برای تربیت کسانی که مربی اسپیکینگ باشن، خسارت به جامعهست.
لابراتوار متا یک صفحه برای دموی هوش مصنوعی صداساز خودش اختصاص داده که میشه تستش کرد. که یه پاراگراف کوتاه رو بت میده و میخونی، سپس یک جمله در ۱۲۵ کاراکتر بش میدی و با صدای خودت برات میخونه. کیفیت در ورژن جدید انقدر بالاست که این پتانسیل رو داره که از صدای خودم به عنوان معلم زبان خودم استفاده کنم، چون قرائت متن شده رو دیگه با غلطهای خودم نمیخونه، و فقط از صدام استفاده میکنه. انگار کاملا خودم هستم، ولی با سه نمره آیلتس بالاتر.
اگه این پتانسیل به صورت بالفعل دربیاد، ازون به بعد صرف هزینه برای تربیت کسانی که مربی اسپیکینگ باشن، خسارت به جامعهست.
Anarchonomy
همونی که با مانتوی زیپدار اومده بود ایران تا روابط با داعش شیعه رو «عادیسازی» کنه، در خطبهای جدید پیشنهاد وضع مقررات جدید مالیاتی درباره هوش مصنوعی رو مطرح کرد، با این استدلال که چون هوش مصنوعی مشاغل رو از بین میبرد، شرکتهایی که ازش استفاده میکنند باید…
دوازده سگ غولپیکر رو جمع کرده دور خودش و با نیشخند میگه «اگه مایلید برای سرقت وارد خانهام شوید».
اونارو که برای حفاظت جمع نکرده و فتیش سگ داره، ولی اگه در ادعاش جدی بود، معنیش این بود که حاضره هزینه گوشت و خوراک و بهداشت و درمان اون سگها رو بده، اما به یه انسان بادیگارد دستمزد نده.
هرکس خساست در دستمزد دادن و استخدام کردن رو تا وقتی در مورد پول خودشه، منطق اقتصادی قلمداد میکنه، اما به دیگران اردر میده که: استخدام کنید، کلفت حقوق بدهید، اخراج نکنید، حال بدهید به کارگر.
اونارو که برای حفاظت جمع نکرده و فتیش سگ داره، ولی اگه در ادعاش جدی بود، معنیش این بود که حاضره هزینه گوشت و خوراک و بهداشت و درمان اون سگها رو بده، اما به یه انسان بادیگارد دستمزد نده.
هرکس خساست در دستمزد دادن و استخدام کردن رو تا وقتی در مورد پول خودشه، منطق اقتصادی قلمداد میکنه، اما به دیگران اردر میده که: استخدام کنید، کلفت حقوق بدهید، اخراج نکنید، حال بدهید به کارگر.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پول و رفاه انقدر زیاده که گذشتهبازی به یک سرگرمی تبدیل میشه. حتی اگه فاشیسم ایتالیایی باشه.
آزارمحور بودن چیزی که بش مذهب میگفتند رو خود آدم غیرمذهبی نمیدید، من مذهبی داشتم میدیدم، و این مشاهده هولناکی بود. هیچکدام نه به چیزی اعتقاد داشتند، نه یک بار به مفاهیم ایمانی فکر کرده بودند، اما به آزاری که میدادند و آزاری که میرساندند، هیچ حساسیتی نداشتند. در حالی که خیلی واضح بود تمام ظرف نرمافزاری خالی شده، و چیزی باقی نمونده جز سخت افزارهایی برای آزاررسانی. طوری که انگار هدف، و غایت، و اصالت، در اینه که آزار رخ بده، تا در نتیجه اون، زندگی حالت بدی داشته باشه! پدرکشتگی درکار نبود. اتفاقا معادلهی برابرانهای وجود داشت: «زندهای؟ پس باید در بد بودن زندگی سهیم باشی!». خرد و درشت، کودک و جوان و پیر، مرد و زن، سالم و بیمار، شاغل و بیکار، هنرمند و بیهنر.. همه باید در تبدیل زندگی به بدترین حالت خودش مشارکت کنند. در این مذهب خودساخته، محور اعتقادات صرفا پذیرفتن بد بودن زندگی نیست. بلکه وظایفی هم تعریف شده، و اون اینه که باید در بد کردن حالت زندگی فعال بود. در این مذهب، سعادت در اینه که وضعیت بد و زشت و غیرقابل تحمل و سخیف و پست رو ایجاد کنی.
Anarchonomy
آزارمحور بودن چیزی که بش مذهب میگفتند رو خود آدم غیرمذهبی نمیدید، من مذهبی داشتم میدیدم، و این مشاهده هولناکی بود. هیچکدام نه به چیزی اعتقاد داشتند، نه یک بار به مفاهیم ایمانی فکر کرده بودند، اما به آزاری که میدادند و آزاری که میرساندند، هیچ حساسیتی نداشتند.…
در فضایی که پوچگرایی مذهبی حاکم شده، همه رفتارها همجنس میشن، حتی اگه همشکل نباشند. و جنسش درباره مشارکت در آزار و بد کردن زندگی دیگرانه. حتی جنس خودکشی هم از جنس آزار میشه، نه از جنسی که در بقیه جوامع متداوله. فلاکت، عامل خودکشی نیست. فقر در ایران اختراع نشده، و جای دیگه هم هست. ولی جای دیگه، خودکشی برنامه بچههای فقیر یازده ساله نیست، و حتی گزینهشون هم نیست. بچه محاسبات یک بزرگسال رو انجام نمیده. فقط پالسهای اطرافش رو دریافت میکنه. و پالس محیط پوچگرا اینه: «اگه هیچ کاری هم نشه کرد، میشه زندگی بقیه رو بدتر کرد». بنابراین در عین معصومیت، مثل یک هیولا که هدفش زجر دادن دیگرانه، عمل میکنه.
وقتی مختار رفت از پسر حسین امضاء بگیره برای قیام خودش، اینطور نبود که بگه لطفا این پایین رو یه مهر بزن من برم، بعد حضرت هم گفته باشه نه مایل نیستم. اینطور بود که بش گفته «شما کی باشی؟». مختار هم جواب درستی براش نداشته، و اومده بیرون. این رو از مروانیان نمیپرسید، و بشون پناه هم میداد. چون اونها مدعی چیزی نبودند. که بعد هم مشخص شد اونی که نتونست جواب اون سوال رو بده، دقیقا همونیه که بعد از مدتی گرد و خاک، محو میشه.
پسر حسین در ایران هیچ طرفداری نداشت، و گرنه به نمایندگی ازش از احمد کاظمی میپرسیدن «شما کی باشی که منتقم خون فرزندان زهرا باشی که بعد به خاطرش بچههای مردم رو غرق کنی تو شط؟». علاوه بر اینکه هیچکس عاقل نبود، هیچکس شیعه هم نبود، چون کاری که یک شیعه باید انجام میداد رو هیچکس نکرد. در حالی که همه خودشون رو شیعه میدونستند، و داشتند به خاطر شیعه بودن خودشون رو به کشتن میدادن.
خانواده تو، نزدیکانت، عزیزانت، شیعه نبودند. خوارج بودند. همونایی که از توشون ابنملجم دراومد. خوارج همونایی بودن که وقتی میپرسیدی «شما کی باشی؟» بدشون میاومد. حتی اگه کسی مثل علی ازشون میپرسید. همونایی که گفت اینها تموم نمیشن و تا همیشه تاریخ هستند. که یعنی تنها راه مقابله باشون شمشیره. نه بحث. نه مقاله. نه مناظره. نه میزگرد. چیزی که تو نفهمیدی، و یا خیلی دیر فهمیدی، و با نزدیکان و عزیزان خوارجی خودت بحث کردی، و حرف زدی، تا شاید کمی نظرشون رو تغییر بدی. تا به زعم خودت نجاتشون بدی. چون تو هم شیعه نبودی.
پسر حسین در ایران هیچ طرفداری نداشت، و گرنه به نمایندگی ازش از احمد کاظمی میپرسیدن «شما کی باشی که منتقم خون فرزندان زهرا باشی که بعد به خاطرش بچههای مردم رو غرق کنی تو شط؟». علاوه بر اینکه هیچکس عاقل نبود، هیچکس شیعه هم نبود، چون کاری که یک شیعه باید انجام میداد رو هیچکس نکرد. در حالی که همه خودشون رو شیعه میدونستند، و داشتند به خاطر شیعه بودن خودشون رو به کشتن میدادن.
خانواده تو، نزدیکانت، عزیزانت، شیعه نبودند. خوارج بودند. همونایی که از توشون ابنملجم دراومد. خوارج همونایی بودن که وقتی میپرسیدی «شما کی باشی؟» بدشون میاومد. حتی اگه کسی مثل علی ازشون میپرسید. همونایی که گفت اینها تموم نمیشن و تا همیشه تاریخ هستند. که یعنی تنها راه مقابله باشون شمشیره. نه بحث. نه مقاله. نه مناظره. نه میزگرد. چیزی که تو نفهمیدی، و یا خیلی دیر فهمیدی، و با نزدیکان و عزیزان خوارجی خودت بحث کردی، و حرف زدی، تا شاید کمی نظرشون رو تغییر بدی. تا به زعم خودت نجاتشون بدی. چون تو هم شیعه نبودی.
پلیس کبک اعلام کرده عکس و فیلم دزدهایی که میان بستههای سفارشیتون رو از جلوی در میدزدن منتشر نکنید، چون اون افراد دزد هم حریم خصوصی دارند!
البته که حقوق دزد هم پابرجاست، ولی حق حدودی داره. و حدود حریم خصوصی، در «حریم» اون تعریف میشه. کسی که میاد در محیط پابلیک، و اموال مردم رو سرقت میکنه، خارج از اون حریمه.
یعنی پلیس این استدلال ساده رو هم درک نمیکنه؟
چرا. ولی سیستم حکمرانی، نگران گسترش پیدا کردن دامنه جرم و اقشاری که وارد دایره مجرمین میشن، نیست (که اگه اینطور بود مالباخته رو تهدید نمیکرد که خودش بابت انتشار تصویر مورد پیگرد قرار میگیره). نگران نمایش بیقدرت بودنشه. انتشار تعداد زیادی عکس و فیلم از کسانی که با خیال راحت دزدی میکنند، این ذهنیت رو ایجاد میکنه که کسانی که قدرت دارند، قدرت ندارند.
البته که حقوق دزد هم پابرجاست، ولی حق حدودی داره. و حدود حریم خصوصی، در «حریم» اون تعریف میشه. کسی که میاد در محیط پابلیک، و اموال مردم رو سرقت میکنه، خارج از اون حریمه.
یعنی پلیس این استدلال ساده رو هم درک نمیکنه؟
چرا. ولی سیستم حکمرانی، نگران گسترش پیدا کردن دامنه جرم و اقشاری که وارد دایره مجرمین میشن، نیست (که اگه اینطور بود مالباخته رو تهدید نمیکرد که خودش بابت انتشار تصویر مورد پیگرد قرار میگیره). نگران نمایش بیقدرت بودنشه. انتشار تعداد زیادی عکس و فیلم از کسانی که با خیال راحت دزدی میکنند، این ذهنیت رو ایجاد میکنه که کسانی که قدرت دارند، قدرت ندارند.
این کلمه «انسانیت» رو خیلی جاها اشتباهی به جای کلمه «انسانها» استفاده میکنند. مثلا همینجا درست جا گذاری کنید ببینید چقدر درستتر درمیاد:
«امروز لاهه میدان یا لیتنا بود.. ورای هرگونه تعلق ملی، نژادی، مذهبی، زبانی، جغرافیایی.. برای انسانها».
چون «انسانها» از هر ملیت، نژاد، مذهب، زبان، و جغرافیا.. یهودستیزند.
تیز باشید و اجازه ندید کلمات اشتباهی رو تو جملاتشون قاچاق کنند.
«امروز لاهه میدان یا لیتنا بود.. ورای هرگونه تعلق ملی، نژادی، مذهبی، زبانی، جغرافیایی.. برای انسانها».
چون «انسانها» از هر ملیت، نژاد، مذهب، زبان، و جغرافیا.. یهودستیزند.
تیز باشید و اجازه ندید کلمات اشتباهی رو تو جملاتشون قاچاق کنند.
میگفتن چین به اندازه جمعیت ایران مهندس داره، پس فلان. اما چتجیپیتی رو آمریکا ساخت، و اولین خودروسازی که چتجیپیتی رو به داشبورد اضافه کرد تا بتونی با ماشینت حرف بزنی، فولکسواگن بود.
خدا هم بلده به مرگ بگیره که به تب راضی بشن. چند سال پیش برف از آذرماه شروع میشد. الان در اواخر دیماه بارون میاد میگن «وای خدا رحم کرد».
من هم بودم همین برخورد رو با پوچگراها میکردم، که نماز برف ندارن، و نماز باران رو به جای الان، خردادماه میخونند که کار از کار گذشته. چون عبادت رو کارکردی میکنند، سپس عبادت کارکردی شده رو مناسکی میکنند. و در حالت مناسکی باید دکوپاژ رو رعایت کنند، و دکوپاژ نماز باران حکم میکنه در فصل گرم و وقت عطش انجام بشه، نه وقتی روی قلهها مه گرفته.
ولی جای خدا نیستم. من خیلی زود کارت «گای سگ» رو میکنم. ولی ایشون
is playing the long game.
من هم بودم همین برخورد رو با پوچگراها میکردم، که نماز برف ندارن، و نماز باران رو به جای الان، خردادماه میخونند که کار از کار گذشته. چون عبادت رو کارکردی میکنند، سپس عبادت کارکردی شده رو مناسکی میکنند. و در حالت مناسکی باید دکوپاژ رو رعایت کنند، و دکوپاژ نماز باران حکم میکنه در فصل گرم و وقت عطش انجام بشه، نه وقتی روی قلهها مه گرفته.
ولی جای خدا نیستم. من خیلی زود کارت «گای سگ» رو میکنم. ولی ایشون
is playing the long game.
تو Perplexity.ai
پرسیدم تفاوت دیدگاه سقراط و جان لاک درباره آزادی چیه، و این جواب رو آورد.
با این روند، گوگل به مشکل خواهد خورد. علاوه بر اینکه نسل جدید دیگه از معلمشون سوال نخواهند پرسید، دیگه از گوگل هم نخواهند پرسید.
پرسیدم تفاوت دیدگاه سقراط و جان لاک درباره آزادی چیه، و این جواب رو آورد.
با این روند، گوگل به مشکل خواهد خورد. علاوه بر اینکه نسل جدید دیگه از معلمشون سوال نخواهند پرسید، دیگه از گوگل هم نخواهند پرسید.
هر جلسه شورای امنیت یه گزارش داره و یه سند. تو گزارش میگن که فلان کشور رأی مثبت داد، کی ممتنع داد، و کی مخالف، و کی قبلش صحبت کرد، و کی بعدش. سند هم همون چیزیه که تصویب شده یا نشده، که روی انتخاب کلمات و جملات داخلش چونه زدن.
وقتی که آمریکا داشت حوثیها رو میکوبید هنوز سند تو سایت سازمان ملل آپلود نشده بود و خطا میداد.
یه بار دیگه بچهشیعه تصور کرد اگه یه ترنسجندر پشت سکان باشه، همهچی رو شوخی میگیره.
وقتی که آمریکا داشت حوثیها رو میکوبید هنوز سند تو سایت سازمان ملل آپلود نشده بود و خطا میداد.
یه بار دیگه بچهشیعه تصور کرد اگه یه ترنسجندر پشت سکان باشه، همهچی رو شوخی میگیره.
جودی فاستر هم به جمع کسانی که از نسل جدید ناراضیاند اضافه شد، و میگه اینها میان سر کار و میگن «عا نه، امروز تو مودش نیستم». که به زبان ما میشه «نُنُر».
حالا بگذریم ازینکه فراموش میکنند این جوانها رو آدمهای نسل خودش تربیت کردهاند و اگه جای انتقادی وجود داشته باشه، باید شلنگ رو بگیره سمت نسل خودش. ولی یک مسئله دیگه هم وجود داره که یکم در فهمش مشکل دارند، و اون اینه که وقتی اقتصاد تغییر پیدا میکنه و سرعت تغییرش هم زیاده، خود به خود رفتار نیروی کار هم تغییر خواهد کرد. اقتصاد امروز اقتصاد سی سال پیش نیست. تو اقتصاد امروزی، جوانها دائما در معرض فرصتهایی هستند که پول درآوردن رو خیلی راحت کرده، و این مرغوبیت کارهایی که نیاز به وقف کردن زمان و انرژی زیادی دارند، و درآمد چشمگیری هم ندارند، پایین آورده. زمانی که خود جودی فاستر جوان بود، همینکه فیلمساز بش میگفت بیا فقط تو صحنه وایسا ببین چجوری کار انجام میدیم، باعث میشد بال در بیاره. الان کسی برای چنین بخشندگی حرفهای، بال درنمیاره.
حالا بگذریم ازینکه فراموش میکنند این جوانها رو آدمهای نسل خودش تربیت کردهاند و اگه جای انتقادی وجود داشته باشه، باید شلنگ رو بگیره سمت نسل خودش. ولی یک مسئله دیگه هم وجود داره که یکم در فهمش مشکل دارند، و اون اینه که وقتی اقتصاد تغییر پیدا میکنه و سرعت تغییرش هم زیاده، خود به خود رفتار نیروی کار هم تغییر خواهد کرد. اقتصاد امروز اقتصاد سی سال پیش نیست. تو اقتصاد امروزی، جوانها دائما در معرض فرصتهایی هستند که پول درآوردن رو خیلی راحت کرده، و این مرغوبیت کارهایی که نیاز به وقف کردن زمان و انرژی زیادی دارند، و درآمد چشمگیری هم ندارند، پایین آورده. زمانی که خود جودی فاستر جوان بود، همینکه فیلمساز بش میگفت بیا فقط تو صحنه وایسا ببین چجوری کار انجام میدیم، باعث میشد بال در بیاره. الان کسی برای چنین بخشندگی حرفهای، بال درنمیاره.
Anarchonomy
جودی فاستر هم به جمع کسانی که از نسل جدید ناراضیاند اضافه شد، و میگه اینها میان سر کار و میگن «عا نه، امروز تو مودش نیستم». که به زبان ما میشه «نُنُر». حالا بگذریم ازینکه فراموش میکنند این جوانها رو آدمهای نسل خودش تربیت کردهاند و اگه جای انتقادی وجود…
اگه قراره از نیروی کار امروزی صحبت کنیم، باید از کارفرمای امروزی هم صحبت کنیم. جودی فاستر همه تغییرات اقتصادی رو به رسمیت میشناسه، غیر از دستمزد جوان تازهکار رو. پولی که امروز برای ساخت یک اپیزود یک ساعتی خرج میکنه، چند برابر پولیه که استادش سی سال پیش خرج میکرد؟ اصلا قابل مقایسهست؟ با این جهش نجومی مشکل نداره، اما با اینکه جوان رغبتی نداره برای شغلی که نه تایم مناسبی داره نه تعطیلات مناسبی داره، نه پایداری مناسبی داره، و نه دستمزد آنچنانی، مشکل داره. فقط با پولی که امروز بابت کرایه جرثقیلی که پروژکتورهاش رو قراره تو آسمون نگه دارند، میپردازه، میشد سی سال پیش یه فیلم ساخت. اما به راننده چهل و پنج ساله اون جرثقیل، که ادا اطوار نداره طبعا، نمیگه «راستی شما چرا انقدر دارید زیاد میگیرید؟». اگه زورش میاومد کرایه اونها رو بده، میدید که اونها هم ادا اطوار دارند.
Anarchonomy
اگه قراره از نیروی کار امروزی صحبت کنیم، باید از کارفرمای امروزی هم صحبت کنیم. جودی فاستر همه تغییرات اقتصادی رو به رسمیت میشناسه، غیر از دستمزد جوان تازهکار رو. پولی که امروز برای ساخت یک اپیزود یک ساعتی خرج میکنه، چند برابر پولیه که استادش سی سال پیش خرج…
در باب تغییر فضای اقتصادی همین یک نمونه اکتفا میکنه که جوان امروزی بخش قابل توجهی از زمان خودش رو صرف تنظیم رزومه میکنه! چیزی که سی سال پیش اصلا مطرح نبود. همین که شغل یک عده راهنمایی دیگران برای تنظیم رزومهست، به تنهایی نشون میده که جوان امروزی در محیطی قرار گرفته که پدرش و استادش در اون وجود نداشتهاند و ایدهای ازش ندارند. اگه نیروی کار سی سال پیش رو به خرسی که بدنش پر از زخمه ولی عقبنشینی نمیکنه تشبیه کنیم، نیروی کار امروز باید مثل روباه آماده جهیدن از یک نقطه به نقطه دیگه باشه. اینکه جوان بیست و پنج ساله در پنج جای مختلف کار کرده باشه، به مخیله جوان سی چهل سال پیش هم نمیرسید. نیروی کار امروز باید مدام در حال یادگیری باشه، و همیشه حس کنه عقبه، و باز مطمئن نباشه فردا چی میشه، و همزمان مجبور باشه با نیروی کار بینالمللی و ریموت، که ارزانترند، رقابت کنه، و همزمان با یک بازار مصرفی بزرگ مواجه باشه که تنوع تقاضاها رو بالا برده، در حالی که دستمزدش متناسب با همه اون تقاضاهای جدید نیست. امکان نداره همه اینها در کنار هم قرار بگیره، و تأثیری روی فرهنگ و رفتار نداشته باشه.
نمیدونم چطور ولی یه جوری خبر دزدی چندمیلیارد دلاری با چای فاسد به گوش ایتالیاییه رسیده بود و ازم میپرسید «خبرنگاری که افشاء کرد رو تهدید به قتل نکردن؟». و وقتی گفتم «نه» تعجب کرد، و وقتی گفتم اینجا خبرنگار بابت انتشار اسناد زیاد بازداشت میکنند، ولی تا حالا هیچ خبرنگاری رو به خاطر این چیزها ترور نکردن، خیلی بیشتر تعجب کرد.
بندگان خدا نمیتونند مورد عجیب ایران رو هضم کنند، چون حتی در دنیای خلافکاری و مافیایی هم آپشنی مانند ایران وجود نداره. قتل خبرنگار در بالکان و کشورهایی مثل بلغارستان، هرچند خیلی متداول نیست، ولی نادر هم نیست. تصور اونها اینه که رخ دادن چنین قتلهایی نشون میده که قانون وجود نداره. و خبر ندارند که دقیقا چون قانون وجود داره و مهارهایی وجود داره، خلافکارها احساس میکنند که لازمه دست به حذف فیزیکی بزنند. حتی در همون فاسدترین سیستمهایی که سراغ دارند. در همون گرجستان، مهمه که پروندهت تمیز به نظر بیاد. این حالت که بگن «خوردیم که خوردیم، چیکار میخواید بکنید حالا؟» وجود نداره و نه تنها مردمشون باش آشنایی ندارند، و خبرنگارهاشون باش آشنایی ندارند، که حتی خلافکارهاشون هم باش آشنایی ندارند.
بندگان خدا نمیتونند مورد عجیب ایران رو هضم کنند، چون حتی در دنیای خلافکاری و مافیایی هم آپشنی مانند ایران وجود نداره. قتل خبرنگار در بالکان و کشورهایی مثل بلغارستان، هرچند خیلی متداول نیست، ولی نادر هم نیست. تصور اونها اینه که رخ دادن چنین قتلهایی نشون میده که قانون وجود نداره. و خبر ندارند که دقیقا چون قانون وجود داره و مهارهایی وجود داره، خلافکارها احساس میکنند که لازمه دست به حذف فیزیکی بزنند. حتی در همون فاسدترین سیستمهایی که سراغ دارند. در همون گرجستان، مهمه که پروندهت تمیز به نظر بیاد. این حالت که بگن «خوردیم که خوردیم، چیکار میخواید بکنید حالا؟» وجود نداره و نه تنها مردمشون باش آشنایی ندارند، و خبرنگارهاشون باش آشنایی ندارند، که حتی خلافکارهاشون هم باش آشنایی ندارند.