Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
این مسافرت‌های نوروزی که ما می‌بینیم با هیچ استانداردی اسمش گردشگری نیست. این باید اسمش «فرار از خانه» باشه. و مثل خیلی از فرارهای دسته‌جمعی، خصوصیات زامبی‌وار هم داره. از به کثافت کشیدن مناظر طبیعی تا سوزاندن جنگل تا کشتن حیوانات در حال انقراض. حتی در تبلیغات گسترده تلویزیونی برای تحریک مردم به ترک خانه، خبری از جذب مشتری برای بنگاه‌های گردشگری نیست، کل پیام اینه که پاشید برید بیرون! من حتی یک آگهی بازرگانی برای یک هتل در شهرستان‌ ندیدم. چون اساسا هتلی وجود نداره، و اون تعداد اندکی هم که هست هم انقد ظرفیت پایینی دارن که در این ایام به هرحال تکمیل میشن و نیاز به تبلیغات نیست و هم انقدر قیمت‌شون بالاست که عملا کاربردی برای عموم مردم نداره. (شما حتی اگه قیمت دلار رو همین ۵هزارتومن امروز در نظر بگیری، هتل ترامپ در نیویورک که پنجره اتاق رو باز کنی سنترال پارک رو می‌بینی، و جزء لاکشری‌ترین و گرونترین هتل‌هاست، در مقایسه با هتل‌های ایران قیمت منصفانه‌ای داره!). حمل و نقل عمومی‌ هم تقریبا وجود نداره، و گرنه تا همین الان ۲هزار مجروح رو دستمون نمی‌موند. چون اکثریت ماشین‌هایی که حتی برای داخل شهر ناایمن هستن رو میبرن میندازن تو جاده‌ها، و تازه باید از بیت‌المال سوبسید بدیم به بنزین تا همونشم بتونن ببرن. و وقتی هم رسیدن به مقصد، اقامت نمی‌کنند، یه گوشه چادر می‌زنند و اطراق می‌کنند! می‌خوام بگم کل این پروسه از ابتدا تا انتها یه سفر فیک و قلابیه. ماشین فیک، سوخت فیک، جاده فیک، هتل فیک، پیک‌نیک فیک. با کلی هزینه مالی و جانی. و البته خوش هم میگذره. چرا نگذره؟ هدف فرار از خانه بوده، و تو هر فراری سپری کردن زمان در هر مکانی و در هر شرایطی غیر از محل حبس، خوشگذرانی حساب میشه. جلوش هم نمیشه گرفت. مهاجرت غیراصولی، گسترش شهری غیراصولی، معماری غیراصولی، توزیع امکانات غیراصولی، و خیلی اتفاقات غیراصولی دیگه که در طول هشتاد سال گذشته رخ داده، منجر به یک زندگی بیمارگونه شده، و خلاصی موقت ازش هم منجر به یک فراربیمارگونه شده. فقط باید این تعارف ابلهانه رو بذاریم کنار و اسمش رو نذاریم توریسم!
15
هیچ رسانه‌ای نیست که کرم نداشته باشه. تو تیتر میگه کسی که سال‌ها به ارتش خدمت کرد رو از کشوراخراج کردن. ولی تو متن میگه علتش این بوده که مواد قاچاق میکرده!
تازه Axios خیلی بهتر از سی‌ان‌ان حساب میشه
🤔8
‍ ‍‍ ‍‍ اگه سال ۵۷ و حتی قبل‌تر ازون کمونیست‌ها به ما مسلط میشدند، این بلایی که در دوران جمهوری‌اسلامی سر میراث فرهنگی-مذهبی ایران اومد، نازل نمیشد. لاقل نه در این ابعاد. یعنی به ذهن کمونیست جماعت هم نمی‌رسید که بگن بیایید گنبد و گلدسته‌هایی که با یه حساب و کتاب معنوی کاشی‌کاری‌ شدند رو از جا بکنیم و به جاشون لوله بخاری طلایی‌رنگ نصب کنیم، تا هم مساجد این مملکت رو از ریخت بندازیم و هم‌شکل کنیم هم اینکه ملت یادشون بره مسجد چی بود اصلا!
البته این تغییرات زشت توجیهات خاص خودش رو هم داره. مثلا همین مسجدی که عکسش اینجاست انقدر ریزش کاشی رو تحمل کرد که در نهایت تسلیم شد و تن به اون ورق‌های پوک داد. خود این دو واقعیت شگفت‌انگیز رو برملا میکنه. اول اینکه کشوری که برای هزاران سال حرف داشت در معماری، و زمانی معمارانش رو صادر می‌کرد تا در جاهای دیگه باشکوه‌ترین مساجد و بناها رو بسازن، امروز به چنان قهقرای فنی دچاره که از پس یک کاشی‌کاری ساده هم برنمیاد، و یا اینکه تکنیک ایرادی نداره اما در اجرا فاجعه رخ میده چرا که به چنان قهقرای فرهنگی دچاره که سازنده حتی در ساخت مسجد هم تف‌مالی می‌کنه! بعد از کاخ‌ها، ماندگارترین بناهای ایران مساجد هستند، چون شاه که خودش رو متصل به درگاه الهی می‌دونست، بهترین بنا رو برای خودش میساخت با این شرط که برای خدا بهترش رو بسازه. نیت واقعی چه بود مهم نیست، مهم اینه که از سرمایه‌گذار تا طراح تا اجراکننده تا حمالی که آجر جابجا میکرد تمام تلاششون رو می‌کردن تا بهترین خانه‌ی سرزمین رو برای خدا بسازن. در حالی که امروز بدترین بناهای سرزمین رو به نام خدا می‌زنیم، و این در حالیه که بناهای سرزمین‌مون از بدترین بناهای دنیا هستند! به هرحال، چه سرمایه‌گذار چه طراح و چه اجراکننده ککش هم نمیگزه که این مسجد فردا اینجا هست یا نیست. و این برای ایران شگفت‌انگیزه. دوم اینکه، حالا به هر دلیلی کیفیت ساخت بد بود، باید رهاش کرد؟ رابطه مردم-مسجد و حتی اهل‌مسجد-مسجد چنان دچار گسست شده که حاضر نیستند دست بکنند تو جیب و خرج مرمت و تعمیر نگهداری بنا رو بدن! انگار مسجد، یکی از دفاتر حکومته و این که چه بلایی سرش بیاد یا چه دخل و خرجی داره به خودش مربوطه! پس نقش مومن چیه این وسط؟ اصن برای چی تجمع می‌کنید در مکانی که دوستش ندارید؟ مگه میشه آدم براش فرق نکنه چیزی که دوست داره دست کی بیفته؟ این سقوط ایمانی هم برای ایران شگفت‌انگیزه.
اما حتی اگه علاقه‌ای نیست، و میلی به خرج کردن هم نیست، میشه هیچ خرجی نکرد، یعنی هیچ‌چیزی نساخت. گنبد و گلدسته و فضاسازی هنری که وحی منزل نیست. میشه یه چاردیواری ساده داشت. پس چه اصراریه که این سازه‌های فلزی قلابی افراشته بشه؟ اگه به این تأکید عجیب در طلایی‌سازی این مصنوعات توجه کنید، یاد سلبریتی‌های اینستاگرام می‌افتید که جلوی پورشه‌های طلاکاری‌شده عکس میندازن. یک نوع لاکشری‌بازی چیپ و جهان‌سومی توش دیده میشه. هم نمیخوان برای خانه خدا مایه بذارن، و هم میخوان بگن «زیاد خرج شده واسش»! به جای اینکه مسجد، فرهنگ عمومی رو از ابتذال تصفیه کنه، ابتذال فرهنگی مسجد رو هم بلعیده! به طرز شگفت‌انگیزی از وقتی این سِت فلزی مضحک در سریال پایتخت نُرمالایز و حتی تقدیس شد، آمار نصبش هم بیشتر شد. درست جلوی چشمان‌مون، خیلی سمبلیک‌طور، ابتذال حامل ابتذال شد.
در گذشته سقوط مسجد به معنی سقوط شهر بود. فاتح هر کی که بود، تا یه بلایی سر مسجد نمی‌آورد آروم نمی‌شد. متأسفانه در زمانه ما مساجد ایران سقوط کردند. و هیچ مسجدی سقوط نمی‌کنه، چه هزارسال پیش چه الان، مگر اینکه مومنین سقوط کرده باشند.
11
یه جوری میگن سیستم پاتریوت آمریکا و گنبد آهنین اسراییل درست کار نمی‌کنن که انگار تو لیست خریدشون بوده و حالا از چشم‌شون افتاده. به اینا باید گفت «باشه، شما نخر».
از شوخی که بگذریم، خطاهای این پدافندها (مثل رهگیری چیزهایی که حتی ارزش رهگیری هم نداره) نشون میده که اتفاقا باید نتیجه‌گیری معکوسی کرد، یعنی این‌ها از بس پیچیده و حساس شدن که دیگه برای تهدیدهای ساده یا قدیمی، زیادی پیشرفته حساب میشن و باید ورژن‌های سطح پایین‌تری ساخت. گمونم وقتی که داشتن پاتریوت رو میساختن چیزی که تو ذهنشون بود آمادگی در برابر شوروی تا دندان مسلح بود، نه پابرهنه‌های یمن و غزه. و همین نتیجه‌گیری این سوال رو بوجود میاره که اصلا استراتژی موشکی که انقدر روش مانور داده میشه و مثل ورد جادویی حسابش می‌کنن، واقعا چقدر کاربرد داره وقتی که یه سطل حلبی هم بندازی هوا میزننش؟
13
قبلا به دانشجویان جامعه‌شناسی می‌گفتیم چیزهایی که تو دانشگاه خوندید رو خیلی در مورد ایران به کار نبرید، چون ایران یک مورد استثنایی در دنیاست و کلا محتویات آکادمیک خیلی جوابگوی توضیح وضعیت این مملکت نیست. حالا که دلار از مرز ۵ هزارتومن هم فراتر رفته می‌بینم که باید این توصیه رو حتی به دانش‌اموختگان اقتصادمون هم گوشزد کنیم چون این دو سه روزه دارن پشت سر هم مقاله و مطلب می‌نویسند که قیمت‌گذاری ارز باید چطور باشد و چطور نباشد و اصولش چیست و فلان. بابا، دارند علنا میگن ۳۰ میلیارد دلار ارز از کشور خارج شده! حساب سرانگشتی من از جداولی که دیدم میگه تولید ناخالص داخلی سالی که گذشت باید یه چیزی بین ۲۶۰ تا ۳۰۰ میلیارد دلار باشه. یعنی در ماه‌های آخر سال ۱۰ درصد جی‌دی‌پی مملکت رفته بیرون! این وضعیت جنگیه. بعد شما میای درباره مبانی اقتصاد صحبت می‌کنی؟ دارن از کشتی میپرن بیرون. ول کنید اون کتاب‌های درسی‌تون رو.
14
تو این عکس تحویل چک پول به سازمان ملل، یه «گوربابای همتون، هرجوری که بخوام با دنیا برخورد می‌کنم تا حکومت اجدادمو حفظ کنم» خاصی تو چهره بن‌سلمانه
13
‍ ‍‍ اطلاعات مسابقات فرمول یک از سال ۱۹۷۰ تا ۲۰۱۴ رو بررسی کردند و دیدند خیلی از تصادفات وقتی رخ میده که هوا خوبه و دو تا راننده که سن و مهارت تقریبا یکسانی دارند با هم رقابت می‌کنند! .. وقتی دو نفر تو یه رده سنی هستند، و از لحاظ مهارت و تجربه در یه سطح هستند، سعی می‌کنند که ریسک‌های بزرگتری به جون بخرن تا دیگری رو شکست بدن یا تحقیرش کنن. وقتی هوا بده یا داره بارون میاد تمرکزشون روی اینه که به خاطر مثلا کمبود دید یا سُر بودن آسفالت تصادف نکنن، ولی وقتی هوا خوبه و مغزشون میتونه به چیز دیگه‌ای فکر کنه به خودشون میگن بذا حالشو بگیرم! و شاید حتی متوجه نیستند که این ریسک کردنشون تحت تأثیر این پدیده روانیه. پدیده حال‌گیری از رقیب هم‌سطح!
رسوبات زندگی حیوانی که ریشه‌ش به صدهاهزارسال قبل برمی‌گرده هنوز تو وجود همه‌مون هست. هرچی آگاهی‌مون از رفتار خودمون بیشتر میشه، روشن‌تر میشه که در طبیعت ذاتی‌مون تفاوتی با گوزن و گورخر نداریم.. و چقدر عقل ارزشمنده.
17
نماینده یونیسف یه عکس گذاشته و میگه معلم‌های یمن ۱۸ ماهه حقوق نگرفتن! .. والاع اگه معلماشون همونان که سمت راست نشستن همون بهتر کلیه مدارس تعطیل باشه
14
صحنه زیارت خوندن «پرزیدنت» روحانی در قدمگاه و جلوی خبرنگارها فوق‌العاده‌ست. لاکردار از لحاظ تیپ‌شناسی عین آخوندهایی بود که وقتی بچه بودیم کف حیاط امامزاده می‌نشستن و زن‌ها دورشون حلقه میزدن و یه سفره میذاشتن وسط که توش پر از لقمه‌های نون پنیر و سبزی و خرما بود (که اون موقع ۳۰ سانت میشد و ما بش می‌گفتیم بلّه! ولی الان سایت آشپزی «لیدی الهام» بش میگه رولت!) بعد یه پنجاه تومنی میدادن بهشون و اونا هم بنا به سفارش روضه حضرت عباس یا رقیه یا سکینه رو میخوندن تا نذریه متبرک شه. اگه درست یادم باشه ابلفض رو گرونتر حساب می‌کردن. خود اباعبدالله زیاد مطرح نبود. که با ارتقاء امامزاده‌های یک و دو ستاره به چهار و پنج ستاره، نامردا به بهانه بهداشت اون بساط نوستالژیک رو جمع کردن. الان بسیج دم ورودی‌ها مغازه داره و از شکلات گرفته تا گلاب و نمک میفروشه و همونجا میخری و همونجا توزیع می‌کنی. سپاه خدمات زیادی به کشور داشته واقعا.. که از جمله آن می‌توان به «اتوماسیون تبرک» اشاره کرد. همینکه ازونا میخری، تبرک سرخوده!
بعضی‌ها به درستی اشاره کردند که روشنفکران و روزنامه‌نگاران مثلا تجددخواه ایران چجوری روشون شد به مردم بگن برید به این روضه‌خون رأی بدید؟ چون مثلا یه آدم ورشکسته هم باشی و کلی بدهکار پدر زنت باشی و اما بازم ناچار باشی ازش قرض بگیری، روت نمیشه خودت بری ازش تقاضا کنی، زنت رو میفرستی یا یه واسطه دیگه رو. که نره بگه فلانی میگه پول بده. که بره بگه فلانی گناه داره نذار بدبخت شه. اینا چجوری روشون شد صاف تو چشم مردم نگاه کنن و بگن به این رأی بدید؟
اما با این که سوال مشروعی حساب میشه، برای منِ تحریمی یه مسئله حل شده‌ست. چیزی که عجیبه اینه که دعا و زیارت انقدر لوث شده که به حالت نمایشی اجراش می‌کنن. ناسلامتی مخاطب امام هشتمه، پس چه لزومی داره بلند خونده بشه که خبرنگار بشنوه؟ چرا باید کسی فیلم بگیره؟ این که نمیشه جلوشونو گرفت تو کت من یکی که نمیره. مقامات حکومتی هروقت که اراده کنن می‌تونن هرچقدر که خواستن از فیلمبرداران و خبرنگارها فاصله بگیرن. خیلی خیلی راحته که بگی من میخوام اون گوشه دعایی روضه‌ای چیزی بخونم بگید نیان اونطرف! اما نه تنها این کار رو نمی‌کنن بلکه برعکس، گویی این نمایش جزئی از برنامه‌ست. یعنی ریاکاری چنان رسمیت پیدا کرده که خودش پروتکل هم داره!
اما بد نیست آقایان یه بازنگری در این رفتار داشته باشند. فکر می‌کنند روی افکار عمومی قشر معتقد یا حتی قشر غیرمعتقد تأثیری داره؟ یا به عبارت ساده‌تر بهتره این سوال اساسی پرسیده بشه که: قراره کی رو خر کنیم؟
9
اخوان‌المسلمین چه گندی زد که زن محجبه مصری میاد خیابون برای پیروزی کمدی‌وار یک دیکتاتور میلیتاریست پایکوبی می‌کنه!
اسلامگراها کلمه failure رو به کامل‌ترین حالت معنی کردند‌.
8
در کشورهای نرمال، رشد رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی و تجهیزات مدرن فیلمبرداری و مستندسازی و تسخیر جهان توسط «عکس» و تصاویر، هم موتور گردشگری رو با قدرت بیشتر راه انداخت هم کمک‌های مردم‌نهاد برای حفظ طبیعت و میراث تاریخی رو ممکن کرد. طوری که الان گردش مالی فعلی صنعت توریسم و همچنین کارهای خیلی مثبتی که برای حفاظت انجام میشه، بدون تکنولوژی دیجیتال و اینترنت قابل تصور هم نیست. اما خیلی از هموطنان من متوجه نیستند که مثل خیلی چیزهای دیگه، همه اینا در ایران نتیجه معکوس داره. فکر می‌کنند خیلی کار خیری دارن انجام میدن که برن از مکان‌های کمتر دیده شده ایران فیلم حرفه‌ای بگیرند و بذارن اینستاگرام و بگن نصف عمرتون بر فنا اگه اینجا رو ندیدید! بله در کشور نرمال، این یک کار مثبته، ولی ما با نرمال بودن هیچ رابطه‌ای نداریم، ما در وضعیت جنگی هستیم و مردم‌مون هم جنگ‌زده هستند. تو جنگ درِ موزه‌ها رو هم می‌بندن و آثار دیدنی رو تو انبارها قایم می‌کنند. حالا من نمی‌گم باید اون کارو کرد، ولی اگه ملت جایی رو نمیشناسن، میشه رفت دید و برگشت و لالمونی گرفت. حتی اگه سراغ جایی رو هم گرفتند و آدرس خواستن بهتره در قالب دروغ مصلحتی بگی نه بابا اون‌جا تخریب شده، هیچی نیست، بیخود بنزین مصرف نکنید!... یا مثلا داستان سرهم کنید و بگید اونجا کفتار زیاد هست، یا چه میدونم اشرار مسلح تردد دارن اونجاها، خوب نیست برای خانواده. با این کار فوقش دو سه تا آدم علاقمند و باشعور از آشنایی با یک پدیده طبیعی یا اثر تاریخی محروم میشن، ولی عوضش جلوی دو سه هزارتا سرباز مغول رو می‌گیری!
باور کنید جدی میگم این‌ها رو.. تا یه خارجی دیدید که فیلم می‌گیره از یه غار و به دنیا معرفیش می‌کنه نگید مگه ما چی کم داریم که اینجوری تبلیغ نکنیم؟ برای اینکه ما خیلی چیزا کم داریم که هنوز وقتش نشده از کار فعلی اونا تقلید کنیم. اونا دوره طبیعت‌ستیزی خودشون رو طی کردن و الان تو یه مرحله دیگه‌ن. ما تو مرحله کریستف کلمبیم. قدیما اجداد ما کتاب‌ها رو داخل دیوار دفن می‌کردن. مسلمه نیت‌شون این نبود که مردم رو از مطالعه محروم کنند. فقط اینو میدونستن که الان وقت خوندنشون نیست، الان وقت مخفی کردنشونه‌. تو این وضعیت جنگی، حفاظت مهم‌تر از بهره‌برداریه. و بهترین راه حفاظت هم مخفی کردنه. حاکمیت از پس نگهداری چند نقطه شاخص از کل مجموعه ارزشمند طبیعت و تاریخ ایران هم برنمیاد. اضافه کردن به این مقاصد دیدنی، مثل اینه که از دو تا سوسک انتظار داشته باشی رو جوجه عقاب‌ها سایه بندازه تا آفتاب اذیت‌شون نکنه! اصلا این حجم از نگهداری ازین حاکمیت فشل و فاسد ممکن نیست. پس با معرفی فقط دامنه تخریب رو بیشتر می‌کنید. آدرس دادن به زامبی‌ها، خدمت به ایران نیست.
ضمنا، لعنت به GoPro
13
Anarchonomy
نماینده یونیسف یه عکس گذاشته و میگه معلم‌های یمن ۱۸ ماهه حقوق نگرفتن! .. والاع اگه معلماشون همونان که سمت راست نشستن همون بهتر کلیه مدارس تعطیل باشه
یکی از دوستان درباره اون پست نماینده یونیسف و معلم های یمنی برام نوشته که «مصداق کامل فاشیسم» است. «چون برقع داره نمیدونه درست و غلط چیه یا نمیتونه درست تدریس کنه؟؟؟؟ خب همین ایراد به همه مادرها از جمله مادر خودت وارده و البته ایراد بسیار نابجایی هست».

کلا تمایلی ندارم به بحثی که با «مادر خودت» شروع میشه. ولی خب اون کپشن نیاز به توضیح داره ظاهرا.

اون طرز پوشش معرف خیلی چیزهاست، فقط یه پوشش معمولی نیست. هر انتخابی، صرفا از روی سلیقه نیست. حتی اگه فقط لباس باشه. تو اروپا برای اینکه یه ورژن تهی از اسلام بسازن که بی‌خطر باشه اومدن این باور رو رایج کردن که فرق یه آدم سر تا پا محجبه با اونی که دامن پوشیده اینه که سلیقه‌هاشون فرق داره! ما که قرار نیست با این تبلیغات سرمون شیره مالیده بشه‌. ما خودمون بچه مسلمونیم میدونیم واقعیت چیه. سلیقه مادر من اینی نبوده که سرشه. اینی که سر کرده حامل یک پیام واضح ایدئولوژیکه و به طور تقریبی نشون میده آدمی که داخل این پوششه تو چه باغی سیر می‌کنه، و صد البته که مخالفم کسی مثل مادر من نسل آینده رو آموزش بده. حالا شاید شما هم از واقعیت خوشتون نیاد ولی اگه بیفتید دنبال نخ گرایش‌های رادیکالی در یمن که حتی به سمپاتی نسبت به گروه‌های تروریستی هم منجر شد، سرش میرسه به همین مدارس. نماینده یونیسف هیچوقت به شما نمیگه که معلم مدرسه مثلا بچه‌ها رو متنفر از یهودیان بار می‌آورده، چون یا اصلا براش مهم نیست، یا حتی تو دلش خرسند هم هست چون هفته قبلش یه دوری زده بوده تو منطقه و خشاب نفرت خودش هم پره‌. خیلی ازینایی که برای سازمان ملل کار می‌کنند، آدمای سالم و درستی نیستن. اون درصدی ازشون که سالم هستن هم احساساتی هستن. کی گفته تعطیلی مدرسه خسارتی جبران‌ناپذیره وقتی همون مدرسه بچه‌ها رو به سربازان مسلح تبدیل کرده؟ آموزش و پرورش، اونم به سبک فرانسوی، هیچ قداستی برای من نداره. من فقط به خروجیش نگاه می‌کنم. و خروجی آموزش و پرورش یمن از فاجعه هم اونورتره. کی بالاسرشون بوده جز این هیکل‌های تاریک؟ از درس ریاضی و جغرافیا عقب موندن هیچ اهمیتی نداره وقتی بنیان مدرسه رو موریانه‌های شیطان جویدن. (عجب جمله حماسی‌ای از دهنم پرید 😁). شما در نقد من به جای اتهام فاشیسم باید بگی: از کجا میدونی کسی که به این شکل محجبه نیست افکار خطرناک رو وارد مغز بچه‌ها نمی‌کنه؟ و من هم جواب می‌دادم: نمی‌دونم. همونطور که همین خانوم سفیدروی نماینده یونیسف با حجاب فیکش که مثلا میخواد بگه من به فرهنگ شما احترام میذارم اگه تو یه کلاس درس بشینه هیچ بعید نیست که بچه‌های معصوم رو به یه مشت اکتیویست چپگرا تبدیل نکنه. اما باید بین تهدیدات رده‌بندی انجام داد. فعلا معضل جامعه جهانی، خصوصا کشورهای بدبخت، رادیکالیسم اسلامیه. بقیه تهدیدات عقیدتی در برابرش نیش پشه حساب میشن.
17
حالا فکر نکنید وضعیت آموزش پروش ایران هیچ زنگ خطری رو به صدا در نمیاره به زعم من. اتفاقا، نه فقط سیستم آموزش، که کل کشور نیاز به یک دوره قرنطینه داره، تا یه سری چیزها رو ریست کنیم. یه بنده‌خدای آمریکایی هست که هر از چندی از وضعیت اجتماعی کشورش به ستوه میاد و میگه:
Send all Americans to Guantanamo for the moment to figure out what the fuck is going on 😅
8
تویوتا و سوزوکی توافق کردن که به طور مشترک در هند خودرو تولید کنند، چون قراره این کشور به سومین بازار بزرگ خودرو در دنیا تبدیل بشه. هیچ‌کس با این خبر دچار افسوسی آزاردهنده نمیشه.. جز ما ایرانی‌ها.
9
یه حرفی که زیاد شنیده میشه در جواب به انتقادهایی که از سریال پایتخت شده اینه که «بیخیال، طنزه دیگه، جدی که نیست‌. خیلی سخت می‌گیرید دیگه شماها».
آدم هر شبانه‌روز وادار میشه به بهانه‌ای گوشزد کنه که انقدر ایران رو با خارج از ایران اشتباه نگیرید، و هرچی اونا میگن رو تکرار نکنید. اونا تو یه فضای دیگه‌ای هستند، ما تو یه فضای استثنایی مختص خودمون هستیم. من یه فرمولی دارم برای خودم: کلا وضعیت آزادی از سه حالت خارج نیست. یا آزادی کامل برقراره. یا آزادی هست ولی نه کاملا، یعنی هنوز جا داره برای کار بیشتر. یا اینکه فقط یه عده آزادی دارند. بیشتر کشورها تو یکی از حالات یک و دو هستند. و ما قاطعانه در حالت سوم قرار داریم. جایی که آزادی در حداکثرترین حالتش برقراره، اگه کسی فیلمی بسازه و مسیحی‌ها رو مسخره کنه، یه کس دیگه‌ای هم می‌تونه فیلمی بسازه و آتئیست‌ها رو مسخره کنه. تو این فضا، میشه گفت «بیخیال، طنزه دیگه». چون همه با هم در رقابتند. و اگه جایی تو حالت دوم بود، یعنی آزادی برقرار بود ولی نه همه‌جانبه و نه تضمین‌شده، باید مشکوک بود به محتوای تولید شده. چون حتما یه عده ازینکه کفه آزادی به نفع خودشونه دارند استفاده مضاعف می‌کنند. اما یک شک خفیف کافیه. و اگه جایی در حالت سوم قرار داشت، یعنی ایران، باید هر پیامی، مطلقا هر پیامی که اجازه انتشار عمومی داره رو جزیی از یک پروپاگاندا دونست، حتی اگه عوامل سازنده محتوا خودشون انقدر فهم نداشته باشند که بدونن دارن چه پیامی با تولیداتشون به مردم میدن. برای همینه که میگم نباید حرف‌هایی که خارجی‌ها بهم می‌زنند رو ما بهمدیگه بزنیم.
در کنار این یه فرمول دیگه هم دارم: اگه فکر کنم تولیدکننده محتوایی منظور خاصی داره ولی در واقعیت منظوری نداشته باشه خیلی بهتر از اینه که فکر کنم منظوری نداره ولی در واقعیت منظوری داشته باشه. اگه قرار باشه فقط بین «خبیثانه بدبین بودن» و «ابلهانه خوش بین» بودن مختار باشم، کاملا واضحه که انتخابم کدومشونه. هیچ تأمل و تعللی هم لازم نداره.
درک می‌کنم که بسیاری از ایرانیان خسته هستند از زندگی در یک فضای غیرنرمال، و مثلا دلشون میخواد مثل هر شهروند دیگه‌ای در دنیا بشینند پای تلویزیون و فارغ از همه فشارهای وارده، چند دقیقه‌ای بخندند و سرگرم بشن. مخصوصا اینکه با فشار وارده در این فضای استثنایی، بیشتر از شهروندان جهانی نیاز دارند به این زنگ تفریح‌ها. اما با تلقین مثبت نمیشه اوضاع رو عوض کرد. چون زور فاعلی اونایی که این فضا رو به ما تحمیل کردند بیشتر از همه تلقین‌های ماست.
14
‍ ‍‍ چپ‌های ضدیهود که پشت «ستیز با نژادپرستی» قایم‌ میشن، طبق معمول یه چیز اسراییلی دیگه پیدا کردن که بایکوتش کنن، و اندفعه نوبت یه سریال تو نت‌فلیکسه! اما نکته خنده‌دار اینه که این سریال در واقع به نفع فلسطینی‌هاست، چون مبارز مسلح فلسطینی رو که معمولا تروریست معرفی میشه رو به عنوان آدمای عصبانی‌ای که از ستم به ستوه اومدن نشون میده. در کنارش، اسراییلی‌های بی‌آزاری که دارن ماست‌شون رو میخورن هم قربانی خشونت نشون میده، و همین برای تحریک چپ‌ها کافیه ظاهرا. نمی‌دونم متوجه عمق فکاهی این یهودستیزی‌ها شدید یا نه. بذارید خلاصه‌تر بگم: حاضرن «ستمدیده» دیده شدن فلسطینی‌ها رو نادیده بگیرن تا شهروند اسراییلی «ستمدیده» دیده نشه! هر چیزی که توش شهروند اسراییلی «اهریمنی» نباشه، نژادپرستانه‌ست، حتی اگه فلسطینی‌ها رو انسان نشون بده!
این چیزی که می‌بینم نشانه عدم شعوره. و تا وقتی یک مشت بی‌شعور منتقد سیاست‌های اسراییل هستند، هیچ امیدی به بهبود شرایط فلسطینی‌ها وجود نداره.
13
‍ ‍‍ مدتیه که حزب کارگر انگلیس متهم میشه به یهودی‌ستیزی. کلا آدم یهودستیز تو این حزب زیاد هست و دیگه در حد اتهام نیست فقط. این اکانت که عموما درباره خروج انگلیس از اتحادیه اروپا تبلیغات انجام میده، یه توعیت جنجالی گذاشته‌. پرسیده: آیا جای تعجب داره که حزب کارگر درباره یهودی‌ستیزی که بش دچاره هیچ تکونی به خودش نمیده وقتی که به شدت وابسته به رأی جمعیت در حال انفجار اقلیت مسلمان هستن؟ برای اینا موضوع یه دو دو تا چهارتاست، نه عدالت! (یعنی بنا به تعداد رأیی که از مسلمونا می‌گیرن طبیعتا بنا به میل اونا رفتار می‌کنند و میل مسلمونا هم اینجوریه که باید حساب یهودیا رو رسید).
حالا های و هوی راه افتاده که این توعیت نفرت‌پراکنی می‌کنه و اسلام‌هراسانه‌ست و نژادپرستانه‌ست و فلان و بهمان، و دارن از توعیتر و حتی پلیس انگلیس می‌خوان تا این اکانت رو ببندن!
با معضلات داخلی انگلیس کاری نداریم و نباید هم داشته باشیم. اما این توعیت در بدترین حالت، صرفا یک تحلیل اشتباهه (مثلا به این دلیل که همه مسلمونا به حزب کارگر رأی نمیدن لزوما. که البته میشه در جوابش گفت بله کل این ۳ میلیون به کارگر رأی نمیدن، ولی اکثریت‌شون به کارگر رأی میدن. یا به این دلیل که رأی دادن یک مسلمون به حزب کارگر به این معنی نیست که اون مسلمون با موارد یهودی‌ستیزی در این حزب موافقه. که البته میشه در جوابش گفت خیلی از مسلمونای انگلیس، مثلا با حمایت نسبتا علنی حزب کارگر از جنبش حماس موافقند!). تقاضای سانسور حرفی که در بهترین حالت یک حرف حساب رک و روراسته، و در بدترین حالت یک تعمیم نادرسته، دقیقا در جهت مخالف آزادیه‌. همونطور که انگلیسی‌ها خانوم راست‌گرای کانادایی رو برای تمام عمر ممنوع‌الورود کرد، فقط به این خاطر که باور مسلمون‌ها رو به چالش می‌کشید، تقاضای اجرای سانسور دارن تا مسلمون‌ها عصبانی نشن. آزادی یعنی حتی اونایی که تحلیل نادرستی دارند هم بتونند حرفشون رو بزنند‌. یعنی اونایی که تحلیل درستی دارن ولی بد بیانش می‌کنند هم بتونند حرفشون رو بزنند. اگه فکر می‌کنند سانسور مشکلات‌شون رو حل می‌کنه باید یه نگاهی به خاورمیانه بندازن. اما باز به خودشون مربوطه. اون چیزی که به ما مربوطه اینه: هیچ ملتی در غرب، الگوی مناسبی برای آزادی نیست. همشون در آزمون‌های سخت که قرار می‌گیرند (مثل مواجهه با جماعت اسلامی)، نمره‌های منفی زیادی می‌گیرن، و ناگهان می‌بینی در اعتقاد به آزادی با یه پاکستانی هیچ فرقی ندارند. ما ایرانی‌ها لازم نداریم و نباید برای آرمان آزادی خودمون ازون‌ها الگو بگیریم. ما باید از همین الان که به نظر میرسه خیلی دوریم از روزی که آزادی واقعی نصیب ایرانیان شه، با قطعیت تعیین کنیم که آزادی‌ وجود نخواهد داشت مگر اینکه همه آزاد باشند، از اون آخوندی که میگه مدفوع پیامبر بوی عطر میداد، تا اونایی که واسه موسسه اوج کار می‌کنند تا کمونیست‌ها تا من تا شما تا تجزیه‌طلبان بلوچ، تا رضا پهلوی، تا دختران انقلاب، تا طرفداران احمدی‌نژاد، تا خاندان شیرازی، تا همه، و اونایی که هنوز عنوانی ندارند و بعدا خواهند داشت.
14
دقت کردید هربار که میخوان هشدار بدن که تلگرام فیلتر خواهد شد حتما تأکید می‌کنند که تصمیم در «بالا» گرفته شده؟ برای مواردی مثل حجاب، هیچوقت نمیگن از بالا تصمیم گرفته شده که قانون حجاب به همین شکلی که الان هست باقی بمونه، لابد چون می‌دونند که حجاب حتی در نوع اجباریش لاقل در بین طرفداران مردمی خودشون حامیان زیادی داره. ولی مسدود کردن تلگرام حتی در بین بسیجی‌ها هم نارضایتی ایجاد می‌کنه. در مواردی که کل ایرانیان با یک سیاست مخالفند، تصمیمش از «بالا» میاد. حکومتی و مقامات حکومتی که واقعا نماینده مردم باشند، هیچوقت حرف از «بالا» نمی‌‌زنند. وقتی مردم تعیین‌کننده باشند، بالا هیچ مفهومی نداره.
11
اگه جنسی رو فقط تو توالت پادگان و خوابگاه دانشجوها می‌بینی، یعنی تولیدکننده‌ش لیاقت بازار بزرگتری رو نداشته. من تا جایی که ممکنه پولمو به نالایق‌ها نمیدم.
15
‍ ‍‍ دوستان از گوشه و کنار اشاره می‌کنند که مایع ظرفشویی خاکستر اتفاقا خیلی هم خوبه!
یاد لحظه‌ای افتادم که جلوی در مسجد سرم رو انداخته بودم پایین و با گوشیم ور می‌رفتم و در بک‌گراند صدای صحبت دو مرد رو میشنیدم که داشتن بهمدیگه می‌گفتن که ماشینی که دارن براندازش می‌کنن چه ماشین محکم و خوبیه. نگاه کردم دیدم کاپوت یه نیسان آبی رو زدن بالا و دارن دربارش حرف می‌زنن! در حالی که من توقع داشتم سرمو که آوردم بالا حداقل یه لندکروز ببینم. یه اصلی در زمینه بیزینس در تمام این کره خاکی وجود داره: به کسی که معیارش از «کارو که راه میندازه» فراتر نمیره، هر آشغالی میشه فروخت! آیا هدف از حمل و نقل، جابجا شدن از نقطه الف به نقطه ب نیست؟ چرا. آیا پراید نمی‌تونه این کارو انجام بده؟ چرا. ولی در عین حال پراید یک آشغال است، چون جابجا کردن کافی نیست. حل کردن چربی که ظروف بدان آغشته شده‌اند هم کافی نیست. به طور طبیعی زندگی در شرایطی که نداشتن انتخاب و نبودن رقابت به یک امر عادی تبدیل شده، سطح توقع مشتری هم به مرور پایین میاد، و در نهایت یک لوپ ایجاد میشه:
ایزوله ماندن صنعت > توقع پایین شهروند
توقع پایین شهروند > راحت‌تر فروختن آشغال
فروش راحت آشغال > تداوم ایزوله ماندن صنعت
به استرالیایی‌ها نمیشه پراید رو فروخت، ولی به مردم کره شمالی، میشه.
حالا میشه یک حالت فرضی هم در نظر گرفت. آیا اگر بهترین مایع ظرفشویی دنیا که از آخرین محصولات یک شرکت شیمیایی آلمان باشد را بریزند داخل این ظرف باز هم از خریدنش خودداری می‌کنم؟ اوه یس!.. چون شرکتی که حتی بعد از چند دهه سودآوری، گوشه‌ای از درآمدش رو صرف بسته‌بندی و جذاب‌سازی نمی‌کنه، برای من مشتری ذره‌ای احترام قائل نیست. دلیلش هم مشخصه. در ایران، تولیدکننده‌ها از لحاظ فرهنگی، عقب‌افتاده هستند، حتی اگه باسواد باشند. بیشتر این‌ها تصورشون از بنگاه تولیدی یه چیزی شبیه غار چهل دزد بغداده که اولش یه کلمات خاصی رو به زبان میاریم بعد دهانه‌ش باز میشه و میفتیم تو دریاچه‌ای از پول! یعنی اولش یه سرمایه‌ای خرج می‌کنیم، و از قِبل اون سرمایه‌گذاری، تا شش نسل بعدمون باید اتوماتیک در ثروت غلت بزنند! بدون اینکه لازم باشه کار اضافه‌ای انجام بدن. بنابراین از کارخانه فقط توقع درو کردن پول دارن، نه تزریق پول و تحول و انعطاف و همه چیزهایی که در دنیای پررقابت خواه ناخواه جلوی راه آدم قرار خواهند گرفت. نمیگم یک تولیدکننده آلمانی، شما یک تولیدکننده اندونزیایی رو هم بیاری بذاری تو یه اتاق کنار یه تولیدکننده ایرانی، بلافاصله متوجه گپ فرهنگی که بین‌شون هست خواهی شد. نیاز به مطالعات عمیق نداره.
برخی میگن درسته بعضی لوگوها و بسته‌بندی‌ها کهنه به نظر میرسه اما همین بار نوستالژیک خودش یک امتیاز حساب میشه و اتفاقا نباید عوضش کنن. پاسخ من به این بزرگواران اینه که مهمل نبافید! مطمئنا کارخانه دکتر عبیدی از هواپیمایی لوفتانزا غول‌تر نیست، اما چند وقت پیش همین آقای غول، رنگ نارنجی لوگوی قدیمی و نوستالژیک خودش رو حذف کرد و تمام‌آبی شد!
یه چیزی هم در حاشیه باید بگم: جالب نیست که اونایی که در سیاست استمرارطلبند، از تولیدکنندگان استمرارطلب هم خوششون میاد؟ به نظر من که خیلی جالبه.
18
دوران خطبه و بیانیه تموم شده.. الان یک کاربر عادی میتونه بندازتت تو اسید
17