Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
صحنه زیارت خوندن «پرزیدنت» روحانی در قدمگاه و جلوی خبرنگارها فوق‌العاده‌ست. لاکردار از لحاظ تیپ‌شناسی عین آخوندهایی بود که وقتی بچه بودیم کف حیاط امامزاده می‌نشستن و زن‌ها دورشون حلقه میزدن و یه سفره میذاشتن وسط که توش پر از لقمه‌های نون پنیر و سبزی و خرما بود (که اون موقع ۳۰ سانت میشد و ما بش می‌گفتیم بلّه! ولی الان سایت آشپزی «لیدی الهام» بش میگه رولت!) بعد یه پنجاه تومنی میدادن بهشون و اونا هم بنا به سفارش روضه حضرت عباس یا رقیه یا سکینه رو میخوندن تا نذریه متبرک شه. اگه درست یادم باشه ابلفض رو گرونتر حساب می‌کردن. خود اباعبدالله زیاد مطرح نبود. که با ارتقاء امامزاده‌های یک و دو ستاره به چهار و پنج ستاره، نامردا به بهانه بهداشت اون بساط نوستالژیک رو جمع کردن. الان بسیج دم ورودی‌ها مغازه داره و از شکلات گرفته تا گلاب و نمک میفروشه و همونجا میخری و همونجا توزیع می‌کنی. سپاه خدمات زیادی به کشور داشته واقعا.. که از جمله آن می‌توان به «اتوماسیون تبرک» اشاره کرد. همینکه ازونا میخری، تبرک سرخوده!
بعضی‌ها به درستی اشاره کردند که روشنفکران و روزنامه‌نگاران مثلا تجددخواه ایران چجوری روشون شد به مردم بگن برید به این روضه‌خون رأی بدید؟ چون مثلا یه آدم ورشکسته هم باشی و کلی بدهکار پدر زنت باشی و اما بازم ناچار باشی ازش قرض بگیری، روت نمیشه خودت بری ازش تقاضا کنی، زنت رو میفرستی یا یه واسطه دیگه رو. که نره بگه فلانی میگه پول بده. که بره بگه فلانی گناه داره نذار بدبخت شه. اینا چجوری روشون شد صاف تو چشم مردم نگاه کنن و بگن به این رأی بدید؟
اما با این که سوال مشروعی حساب میشه، برای منِ تحریمی یه مسئله حل شده‌ست. چیزی که عجیبه اینه که دعا و زیارت انقدر لوث شده که به حالت نمایشی اجراش می‌کنن. ناسلامتی مخاطب امام هشتمه، پس چه لزومی داره بلند خونده بشه که خبرنگار بشنوه؟ چرا باید کسی فیلم بگیره؟ این که نمیشه جلوشونو گرفت تو کت من یکی که نمیره. مقامات حکومتی هروقت که اراده کنن می‌تونن هرچقدر که خواستن از فیلمبرداران و خبرنگارها فاصله بگیرن. خیلی خیلی راحته که بگی من میخوام اون گوشه دعایی روضه‌ای چیزی بخونم بگید نیان اونطرف! اما نه تنها این کار رو نمی‌کنن بلکه برعکس، گویی این نمایش جزئی از برنامه‌ست. یعنی ریاکاری چنان رسمیت پیدا کرده که خودش پروتکل هم داره!
اما بد نیست آقایان یه بازنگری در این رفتار داشته باشند. فکر می‌کنند روی افکار عمومی قشر معتقد یا حتی قشر غیرمعتقد تأثیری داره؟ یا به عبارت ساده‌تر بهتره این سوال اساسی پرسیده بشه که: قراره کی رو خر کنیم؟
9
اخوان‌المسلمین چه گندی زد که زن محجبه مصری میاد خیابون برای پیروزی کمدی‌وار یک دیکتاتور میلیتاریست پایکوبی می‌کنه!
اسلامگراها کلمه failure رو به کامل‌ترین حالت معنی کردند‌.
8
در کشورهای نرمال، رشد رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی و تجهیزات مدرن فیلمبرداری و مستندسازی و تسخیر جهان توسط «عکس» و تصاویر، هم موتور گردشگری رو با قدرت بیشتر راه انداخت هم کمک‌های مردم‌نهاد برای حفظ طبیعت و میراث تاریخی رو ممکن کرد. طوری که الان گردش مالی فعلی صنعت توریسم و همچنین کارهای خیلی مثبتی که برای حفاظت انجام میشه، بدون تکنولوژی دیجیتال و اینترنت قابل تصور هم نیست. اما خیلی از هموطنان من متوجه نیستند که مثل خیلی چیزهای دیگه، همه اینا در ایران نتیجه معکوس داره. فکر می‌کنند خیلی کار خیری دارن انجام میدن که برن از مکان‌های کمتر دیده شده ایران فیلم حرفه‌ای بگیرند و بذارن اینستاگرام و بگن نصف عمرتون بر فنا اگه اینجا رو ندیدید! بله در کشور نرمال، این یک کار مثبته، ولی ما با نرمال بودن هیچ رابطه‌ای نداریم، ما در وضعیت جنگی هستیم و مردم‌مون هم جنگ‌زده هستند. تو جنگ درِ موزه‌ها رو هم می‌بندن و آثار دیدنی رو تو انبارها قایم می‌کنند. حالا من نمی‌گم باید اون کارو کرد، ولی اگه ملت جایی رو نمیشناسن، میشه رفت دید و برگشت و لالمونی گرفت. حتی اگه سراغ جایی رو هم گرفتند و آدرس خواستن بهتره در قالب دروغ مصلحتی بگی نه بابا اون‌جا تخریب شده، هیچی نیست، بیخود بنزین مصرف نکنید!... یا مثلا داستان سرهم کنید و بگید اونجا کفتار زیاد هست، یا چه میدونم اشرار مسلح تردد دارن اونجاها، خوب نیست برای خانواده. با این کار فوقش دو سه تا آدم علاقمند و باشعور از آشنایی با یک پدیده طبیعی یا اثر تاریخی محروم میشن، ولی عوضش جلوی دو سه هزارتا سرباز مغول رو می‌گیری!
باور کنید جدی میگم این‌ها رو.. تا یه خارجی دیدید که فیلم می‌گیره از یه غار و به دنیا معرفیش می‌کنه نگید مگه ما چی کم داریم که اینجوری تبلیغ نکنیم؟ برای اینکه ما خیلی چیزا کم داریم که هنوز وقتش نشده از کار فعلی اونا تقلید کنیم. اونا دوره طبیعت‌ستیزی خودشون رو طی کردن و الان تو یه مرحله دیگه‌ن. ما تو مرحله کریستف کلمبیم. قدیما اجداد ما کتاب‌ها رو داخل دیوار دفن می‌کردن. مسلمه نیت‌شون این نبود که مردم رو از مطالعه محروم کنند. فقط اینو میدونستن که الان وقت خوندنشون نیست، الان وقت مخفی کردنشونه‌. تو این وضعیت جنگی، حفاظت مهم‌تر از بهره‌برداریه. و بهترین راه حفاظت هم مخفی کردنه. حاکمیت از پس نگهداری چند نقطه شاخص از کل مجموعه ارزشمند طبیعت و تاریخ ایران هم برنمیاد. اضافه کردن به این مقاصد دیدنی، مثل اینه که از دو تا سوسک انتظار داشته باشی رو جوجه عقاب‌ها سایه بندازه تا آفتاب اذیت‌شون نکنه! اصلا این حجم از نگهداری ازین حاکمیت فشل و فاسد ممکن نیست. پس با معرفی فقط دامنه تخریب رو بیشتر می‌کنید. آدرس دادن به زامبی‌ها، خدمت به ایران نیست.
ضمنا، لعنت به GoPro
13
Anarchonomy
نماینده یونیسف یه عکس گذاشته و میگه معلم‌های یمن ۱۸ ماهه حقوق نگرفتن! .. والاع اگه معلماشون همونان که سمت راست نشستن همون بهتر کلیه مدارس تعطیل باشه
یکی از دوستان درباره اون پست نماینده یونیسف و معلم های یمنی برام نوشته که «مصداق کامل فاشیسم» است. «چون برقع داره نمیدونه درست و غلط چیه یا نمیتونه درست تدریس کنه؟؟؟؟ خب همین ایراد به همه مادرها از جمله مادر خودت وارده و البته ایراد بسیار نابجایی هست».

کلا تمایلی ندارم به بحثی که با «مادر خودت» شروع میشه. ولی خب اون کپشن نیاز به توضیح داره ظاهرا.

اون طرز پوشش معرف خیلی چیزهاست، فقط یه پوشش معمولی نیست. هر انتخابی، صرفا از روی سلیقه نیست. حتی اگه فقط لباس باشه. تو اروپا برای اینکه یه ورژن تهی از اسلام بسازن که بی‌خطر باشه اومدن این باور رو رایج کردن که فرق یه آدم سر تا پا محجبه با اونی که دامن پوشیده اینه که سلیقه‌هاشون فرق داره! ما که قرار نیست با این تبلیغات سرمون شیره مالیده بشه‌. ما خودمون بچه مسلمونیم میدونیم واقعیت چیه. سلیقه مادر من اینی نبوده که سرشه. اینی که سر کرده حامل یک پیام واضح ایدئولوژیکه و به طور تقریبی نشون میده آدمی که داخل این پوششه تو چه باغی سیر می‌کنه، و صد البته که مخالفم کسی مثل مادر من نسل آینده رو آموزش بده. حالا شاید شما هم از واقعیت خوشتون نیاد ولی اگه بیفتید دنبال نخ گرایش‌های رادیکالی در یمن که حتی به سمپاتی نسبت به گروه‌های تروریستی هم منجر شد، سرش میرسه به همین مدارس. نماینده یونیسف هیچوقت به شما نمیگه که معلم مدرسه مثلا بچه‌ها رو متنفر از یهودیان بار می‌آورده، چون یا اصلا براش مهم نیست، یا حتی تو دلش خرسند هم هست چون هفته قبلش یه دوری زده بوده تو منطقه و خشاب نفرت خودش هم پره‌. خیلی ازینایی که برای سازمان ملل کار می‌کنند، آدمای سالم و درستی نیستن. اون درصدی ازشون که سالم هستن هم احساساتی هستن. کی گفته تعطیلی مدرسه خسارتی جبران‌ناپذیره وقتی همون مدرسه بچه‌ها رو به سربازان مسلح تبدیل کرده؟ آموزش و پرورش، اونم به سبک فرانسوی، هیچ قداستی برای من نداره. من فقط به خروجیش نگاه می‌کنم. و خروجی آموزش و پرورش یمن از فاجعه هم اونورتره. کی بالاسرشون بوده جز این هیکل‌های تاریک؟ از درس ریاضی و جغرافیا عقب موندن هیچ اهمیتی نداره وقتی بنیان مدرسه رو موریانه‌های شیطان جویدن. (عجب جمله حماسی‌ای از دهنم پرید 😁). شما در نقد من به جای اتهام فاشیسم باید بگی: از کجا میدونی کسی که به این شکل محجبه نیست افکار خطرناک رو وارد مغز بچه‌ها نمی‌کنه؟ و من هم جواب می‌دادم: نمی‌دونم. همونطور که همین خانوم سفیدروی نماینده یونیسف با حجاب فیکش که مثلا میخواد بگه من به فرهنگ شما احترام میذارم اگه تو یه کلاس درس بشینه هیچ بعید نیست که بچه‌های معصوم رو به یه مشت اکتیویست چپگرا تبدیل نکنه. اما باید بین تهدیدات رده‌بندی انجام داد. فعلا معضل جامعه جهانی، خصوصا کشورهای بدبخت، رادیکالیسم اسلامیه. بقیه تهدیدات عقیدتی در برابرش نیش پشه حساب میشن.
17
حالا فکر نکنید وضعیت آموزش پروش ایران هیچ زنگ خطری رو به صدا در نمیاره به زعم من. اتفاقا، نه فقط سیستم آموزش، که کل کشور نیاز به یک دوره قرنطینه داره، تا یه سری چیزها رو ریست کنیم. یه بنده‌خدای آمریکایی هست که هر از چندی از وضعیت اجتماعی کشورش به ستوه میاد و میگه:
Send all Americans to Guantanamo for the moment to figure out what the fuck is going on 😅
8
تویوتا و سوزوکی توافق کردن که به طور مشترک در هند خودرو تولید کنند، چون قراره این کشور به سومین بازار بزرگ خودرو در دنیا تبدیل بشه. هیچ‌کس با این خبر دچار افسوسی آزاردهنده نمیشه.. جز ما ایرانی‌ها.
9
یه حرفی که زیاد شنیده میشه در جواب به انتقادهایی که از سریال پایتخت شده اینه که «بیخیال، طنزه دیگه، جدی که نیست‌. خیلی سخت می‌گیرید دیگه شماها».
آدم هر شبانه‌روز وادار میشه به بهانه‌ای گوشزد کنه که انقدر ایران رو با خارج از ایران اشتباه نگیرید، و هرچی اونا میگن رو تکرار نکنید. اونا تو یه فضای دیگه‌ای هستند، ما تو یه فضای استثنایی مختص خودمون هستیم. من یه فرمولی دارم برای خودم: کلا وضعیت آزادی از سه حالت خارج نیست. یا آزادی کامل برقراره. یا آزادی هست ولی نه کاملا، یعنی هنوز جا داره برای کار بیشتر. یا اینکه فقط یه عده آزادی دارند. بیشتر کشورها تو یکی از حالات یک و دو هستند. و ما قاطعانه در حالت سوم قرار داریم. جایی که آزادی در حداکثرترین حالتش برقراره، اگه کسی فیلمی بسازه و مسیحی‌ها رو مسخره کنه، یه کس دیگه‌ای هم می‌تونه فیلمی بسازه و آتئیست‌ها رو مسخره کنه. تو این فضا، میشه گفت «بیخیال، طنزه دیگه». چون همه با هم در رقابتند. و اگه جایی تو حالت دوم بود، یعنی آزادی برقرار بود ولی نه همه‌جانبه و نه تضمین‌شده، باید مشکوک بود به محتوای تولید شده. چون حتما یه عده ازینکه کفه آزادی به نفع خودشونه دارند استفاده مضاعف می‌کنند. اما یک شک خفیف کافیه. و اگه جایی در حالت سوم قرار داشت، یعنی ایران، باید هر پیامی، مطلقا هر پیامی که اجازه انتشار عمومی داره رو جزیی از یک پروپاگاندا دونست، حتی اگه عوامل سازنده محتوا خودشون انقدر فهم نداشته باشند که بدونن دارن چه پیامی با تولیداتشون به مردم میدن. برای همینه که میگم نباید حرف‌هایی که خارجی‌ها بهم می‌زنند رو ما بهمدیگه بزنیم.
در کنار این یه فرمول دیگه هم دارم: اگه فکر کنم تولیدکننده محتوایی منظور خاصی داره ولی در واقعیت منظوری نداشته باشه خیلی بهتر از اینه که فکر کنم منظوری نداره ولی در واقعیت منظوری داشته باشه. اگه قرار باشه فقط بین «خبیثانه بدبین بودن» و «ابلهانه خوش بین» بودن مختار باشم، کاملا واضحه که انتخابم کدومشونه. هیچ تأمل و تعللی هم لازم نداره.
درک می‌کنم که بسیاری از ایرانیان خسته هستند از زندگی در یک فضای غیرنرمال، و مثلا دلشون میخواد مثل هر شهروند دیگه‌ای در دنیا بشینند پای تلویزیون و فارغ از همه فشارهای وارده، چند دقیقه‌ای بخندند و سرگرم بشن. مخصوصا اینکه با فشار وارده در این فضای استثنایی، بیشتر از شهروندان جهانی نیاز دارند به این زنگ تفریح‌ها. اما با تلقین مثبت نمیشه اوضاع رو عوض کرد. چون زور فاعلی اونایی که این فضا رو به ما تحمیل کردند بیشتر از همه تلقین‌های ماست.
14
‍ ‍‍ چپ‌های ضدیهود که پشت «ستیز با نژادپرستی» قایم‌ میشن، طبق معمول یه چیز اسراییلی دیگه پیدا کردن که بایکوتش کنن، و اندفعه نوبت یه سریال تو نت‌فلیکسه! اما نکته خنده‌دار اینه که این سریال در واقع به نفع فلسطینی‌هاست، چون مبارز مسلح فلسطینی رو که معمولا تروریست معرفی میشه رو به عنوان آدمای عصبانی‌ای که از ستم به ستوه اومدن نشون میده. در کنارش، اسراییلی‌های بی‌آزاری که دارن ماست‌شون رو میخورن هم قربانی خشونت نشون میده، و همین برای تحریک چپ‌ها کافیه ظاهرا. نمی‌دونم متوجه عمق فکاهی این یهودستیزی‌ها شدید یا نه. بذارید خلاصه‌تر بگم: حاضرن «ستمدیده» دیده شدن فلسطینی‌ها رو نادیده بگیرن تا شهروند اسراییلی «ستمدیده» دیده نشه! هر چیزی که توش شهروند اسراییلی «اهریمنی» نباشه، نژادپرستانه‌ست، حتی اگه فلسطینی‌ها رو انسان نشون بده!
این چیزی که می‌بینم نشانه عدم شعوره. و تا وقتی یک مشت بی‌شعور منتقد سیاست‌های اسراییل هستند، هیچ امیدی به بهبود شرایط فلسطینی‌ها وجود نداره.
13
‍ ‍‍ مدتیه که حزب کارگر انگلیس متهم میشه به یهودی‌ستیزی. کلا آدم یهودستیز تو این حزب زیاد هست و دیگه در حد اتهام نیست فقط. این اکانت که عموما درباره خروج انگلیس از اتحادیه اروپا تبلیغات انجام میده، یه توعیت جنجالی گذاشته‌. پرسیده: آیا جای تعجب داره که حزب کارگر درباره یهودی‌ستیزی که بش دچاره هیچ تکونی به خودش نمیده وقتی که به شدت وابسته به رأی جمعیت در حال انفجار اقلیت مسلمان هستن؟ برای اینا موضوع یه دو دو تا چهارتاست، نه عدالت! (یعنی بنا به تعداد رأیی که از مسلمونا می‌گیرن طبیعتا بنا به میل اونا رفتار می‌کنند و میل مسلمونا هم اینجوریه که باید حساب یهودیا رو رسید).
حالا های و هوی راه افتاده که این توعیت نفرت‌پراکنی می‌کنه و اسلام‌هراسانه‌ست و نژادپرستانه‌ست و فلان و بهمان، و دارن از توعیتر و حتی پلیس انگلیس می‌خوان تا این اکانت رو ببندن!
با معضلات داخلی انگلیس کاری نداریم و نباید هم داشته باشیم. اما این توعیت در بدترین حالت، صرفا یک تحلیل اشتباهه (مثلا به این دلیل که همه مسلمونا به حزب کارگر رأی نمیدن لزوما. که البته میشه در جوابش گفت بله کل این ۳ میلیون به کارگر رأی نمیدن، ولی اکثریت‌شون به کارگر رأی میدن. یا به این دلیل که رأی دادن یک مسلمون به حزب کارگر به این معنی نیست که اون مسلمون با موارد یهودی‌ستیزی در این حزب موافقه. که البته میشه در جوابش گفت خیلی از مسلمونای انگلیس، مثلا با حمایت نسبتا علنی حزب کارگر از جنبش حماس موافقند!). تقاضای سانسور حرفی که در بهترین حالت یک حرف حساب رک و روراسته، و در بدترین حالت یک تعمیم نادرسته، دقیقا در جهت مخالف آزادیه‌. همونطور که انگلیسی‌ها خانوم راست‌گرای کانادایی رو برای تمام عمر ممنوع‌الورود کرد، فقط به این خاطر که باور مسلمون‌ها رو به چالش می‌کشید، تقاضای اجرای سانسور دارن تا مسلمون‌ها عصبانی نشن. آزادی یعنی حتی اونایی که تحلیل نادرستی دارند هم بتونند حرفشون رو بزنند‌. یعنی اونایی که تحلیل درستی دارن ولی بد بیانش می‌کنند هم بتونند حرفشون رو بزنند. اگه فکر می‌کنند سانسور مشکلات‌شون رو حل می‌کنه باید یه نگاهی به خاورمیانه بندازن. اما باز به خودشون مربوطه. اون چیزی که به ما مربوطه اینه: هیچ ملتی در غرب، الگوی مناسبی برای آزادی نیست. همشون در آزمون‌های سخت که قرار می‌گیرند (مثل مواجهه با جماعت اسلامی)، نمره‌های منفی زیادی می‌گیرن، و ناگهان می‌بینی در اعتقاد به آزادی با یه پاکستانی هیچ فرقی ندارند. ما ایرانی‌ها لازم نداریم و نباید برای آرمان آزادی خودمون ازون‌ها الگو بگیریم. ما باید از همین الان که به نظر میرسه خیلی دوریم از روزی که آزادی واقعی نصیب ایرانیان شه، با قطعیت تعیین کنیم که آزادی‌ وجود نخواهد داشت مگر اینکه همه آزاد باشند، از اون آخوندی که میگه مدفوع پیامبر بوی عطر میداد، تا اونایی که واسه موسسه اوج کار می‌کنند تا کمونیست‌ها تا من تا شما تا تجزیه‌طلبان بلوچ، تا رضا پهلوی، تا دختران انقلاب، تا طرفداران احمدی‌نژاد، تا خاندان شیرازی، تا همه، و اونایی که هنوز عنوانی ندارند و بعدا خواهند داشت.
14
دقت کردید هربار که میخوان هشدار بدن که تلگرام فیلتر خواهد شد حتما تأکید می‌کنند که تصمیم در «بالا» گرفته شده؟ برای مواردی مثل حجاب، هیچوقت نمیگن از بالا تصمیم گرفته شده که قانون حجاب به همین شکلی که الان هست باقی بمونه، لابد چون می‌دونند که حجاب حتی در نوع اجباریش لاقل در بین طرفداران مردمی خودشون حامیان زیادی داره. ولی مسدود کردن تلگرام حتی در بین بسیجی‌ها هم نارضایتی ایجاد می‌کنه. در مواردی که کل ایرانیان با یک سیاست مخالفند، تصمیمش از «بالا» میاد. حکومتی و مقامات حکومتی که واقعا نماینده مردم باشند، هیچوقت حرف از «بالا» نمی‌‌زنند. وقتی مردم تعیین‌کننده باشند، بالا هیچ مفهومی نداره.
11
اگه جنسی رو فقط تو توالت پادگان و خوابگاه دانشجوها می‌بینی، یعنی تولیدکننده‌ش لیاقت بازار بزرگتری رو نداشته. من تا جایی که ممکنه پولمو به نالایق‌ها نمیدم.
15
‍ ‍‍ دوستان از گوشه و کنار اشاره می‌کنند که مایع ظرفشویی خاکستر اتفاقا خیلی هم خوبه!
یاد لحظه‌ای افتادم که جلوی در مسجد سرم رو انداخته بودم پایین و با گوشیم ور می‌رفتم و در بک‌گراند صدای صحبت دو مرد رو میشنیدم که داشتن بهمدیگه می‌گفتن که ماشینی که دارن براندازش می‌کنن چه ماشین محکم و خوبیه. نگاه کردم دیدم کاپوت یه نیسان آبی رو زدن بالا و دارن دربارش حرف می‌زنن! در حالی که من توقع داشتم سرمو که آوردم بالا حداقل یه لندکروز ببینم. یه اصلی در زمینه بیزینس در تمام این کره خاکی وجود داره: به کسی که معیارش از «کارو که راه میندازه» فراتر نمیره، هر آشغالی میشه فروخت! آیا هدف از حمل و نقل، جابجا شدن از نقطه الف به نقطه ب نیست؟ چرا. آیا پراید نمی‌تونه این کارو انجام بده؟ چرا. ولی در عین حال پراید یک آشغال است، چون جابجا کردن کافی نیست. حل کردن چربی که ظروف بدان آغشته شده‌اند هم کافی نیست. به طور طبیعی زندگی در شرایطی که نداشتن انتخاب و نبودن رقابت به یک امر عادی تبدیل شده، سطح توقع مشتری هم به مرور پایین میاد، و در نهایت یک لوپ ایجاد میشه:
ایزوله ماندن صنعت > توقع پایین شهروند
توقع پایین شهروند > راحت‌تر فروختن آشغال
فروش راحت آشغال > تداوم ایزوله ماندن صنعت
به استرالیایی‌ها نمیشه پراید رو فروخت، ولی به مردم کره شمالی، میشه.
حالا میشه یک حالت فرضی هم در نظر گرفت. آیا اگر بهترین مایع ظرفشویی دنیا که از آخرین محصولات یک شرکت شیمیایی آلمان باشد را بریزند داخل این ظرف باز هم از خریدنش خودداری می‌کنم؟ اوه یس!.. چون شرکتی که حتی بعد از چند دهه سودآوری، گوشه‌ای از درآمدش رو صرف بسته‌بندی و جذاب‌سازی نمی‌کنه، برای من مشتری ذره‌ای احترام قائل نیست. دلیلش هم مشخصه. در ایران، تولیدکننده‌ها از لحاظ فرهنگی، عقب‌افتاده هستند، حتی اگه باسواد باشند. بیشتر این‌ها تصورشون از بنگاه تولیدی یه چیزی شبیه غار چهل دزد بغداده که اولش یه کلمات خاصی رو به زبان میاریم بعد دهانه‌ش باز میشه و میفتیم تو دریاچه‌ای از پول! یعنی اولش یه سرمایه‌ای خرج می‌کنیم، و از قِبل اون سرمایه‌گذاری، تا شش نسل بعدمون باید اتوماتیک در ثروت غلت بزنند! بدون اینکه لازم باشه کار اضافه‌ای انجام بدن. بنابراین از کارخانه فقط توقع درو کردن پول دارن، نه تزریق پول و تحول و انعطاف و همه چیزهایی که در دنیای پررقابت خواه ناخواه جلوی راه آدم قرار خواهند گرفت. نمیگم یک تولیدکننده آلمانی، شما یک تولیدکننده اندونزیایی رو هم بیاری بذاری تو یه اتاق کنار یه تولیدکننده ایرانی، بلافاصله متوجه گپ فرهنگی که بین‌شون هست خواهی شد. نیاز به مطالعات عمیق نداره.
برخی میگن درسته بعضی لوگوها و بسته‌بندی‌ها کهنه به نظر میرسه اما همین بار نوستالژیک خودش یک امتیاز حساب میشه و اتفاقا نباید عوضش کنن. پاسخ من به این بزرگواران اینه که مهمل نبافید! مطمئنا کارخانه دکتر عبیدی از هواپیمایی لوفتانزا غول‌تر نیست، اما چند وقت پیش همین آقای غول، رنگ نارنجی لوگوی قدیمی و نوستالژیک خودش رو حذف کرد و تمام‌آبی شد!
یه چیزی هم در حاشیه باید بگم: جالب نیست که اونایی که در سیاست استمرارطلبند، از تولیدکنندگان استمرارطلب هم خوششون میاد؟ به نظر من که خیلی جالبه.
18
دوران خطبه و بیانیه تموم شده.. الان یک کاربر عادی میتونه بندازتت تو اسید
17
در ممالک نرمال جهان، دنبال اینن که یه منظره طبیعی روبروی میز غذا درست کنن. و اینجا میز رو یه جایی میذارن که حتما به تلویزیون دید نزدیک داشته باشه!
12
قبلا به دوستان گفته بودم که سپاه مدتیه بیانیه‌هاش هم کپی پیست می‌کنه. امروز باز یه بیانیه دیگه صادر کرد که شرط می‌بندم یه جای دیگه خونده بودم: «...موقعیت ممتاز بین‌المللی، نفوذ منطقه‌ای و اقتدار دفاعی کشور عامل حسادت، عداوت و دشمنی نظام سلطه و صهیونیسم و دولت‌های مرتجع و وابسته منطقه نسبت به ایرانیان...».
مشغله مرتبط به پارو کردن پول از منابع مختلف کشور، بشون فرصت نمیده یکی رو بذارن اونجا که یکم سواد ادبی و کمی ذکاوت رسانه‌ای و قابلیت تولید حداقل سالی یک بیانیه جدید رو داشته باشه.
بعد میگن اف۳۵ هم وارد آسمان بشه ما شناساییش می‌کنیم! برادر، شما حوصله جمله‌ ساختن هم ندارید.
12
دو روزه که ارتش اسراییل داره سعی می‌کنه به همه نشون بده که هدف فلسطینی‌ها و بالاخص حماس، شهیدسازی و مجروح‌سازیه، تا با کارگردانی فیلم‌های ظاهرا اتفاقی اما از قبل برنامه‌ریزی شده در افکار عمومی جلب ترحم کنند.
حرفشون کاملا درسته‌. تو انتفاضه‌های قبلی آدم کمتر به شک میفتاد، ولی الان دیگه انقدر این تاکتیک‌ها رو به کار بردن که به راحتی میشه تشخیصش داد.
اما ارتش اسراییل باید دیگه متوجه یه موضوعی باشه: فلسطین دیگه حتی ازینکه معلوم باشه داره ادا در میاره هم ابایی نداره! و این میتونه نقطه اوج استیصال انسان باشه. بله حماس داره از مردم به عنوان سپر انسانی استفاده می‌کنه، ولی اونایی که سپر میشن میدونن که سپر شدن. میدونن که الکی با الله‌اکبر جو میدن به بقیه، و اونایی که جوگیر میشن میدونن که چرا و چطور جوگیر شدن. فلسطینی‌ها دیگه اهمیتی به صداقت نمیدن، چون هرچیزی که مثبت بود، مثل صداقت، نجات‌شون نداد. از طرفی میدونن که هرچیزی که منفیه هم توان نجات دادنشون رو نداره. چون در دامنه منفی‌ها، دست روی دست زیاده‌. اون‌ها مجبورند کاری کنند، اما نمی‌دونند دقیقا چه کاری. نه رهبری دارند، و به واسطه دخالت ایران و عربستان و ترکیه، نمی‌تونند رهبری داشته باشند، و نه شانسی برای نجات دارند. اگه به وضعیت موجود ادامه بدن، از بین میرن. اگه بتونند کشور مستقل تشکیل بدن باز هم از بین میرن. اون‌ها مجبورند کاری کنند چون مثل کسی که زیرش گاز پیک‌نیک گذاشتن، حتی نشستن هم براش مقدور نیست. برای همین مهم نیست که ایستادگیش احمقانه به نظر بیاد. چون احمقانه‌ترین تلاشش هم بهتر از نشستنه. دنیا به این تلاش مثل تقلای کودکی نگاه می‌کنه که میخواد با چوب بستنی قفل کمد رو باز کنه. میدونن که باز شدنی نیست، اما تشویقش می‌کنند که ادامه بده. تماشاچی‌ها دوست ندارن گاوی که دارن با پارچه قرمز وادارش میکنن به شاخ زدن، راحت بمیره. دوست دارن حالا که قراره بمیره، تا جایی که میتونه شاخ بزنه بعد بمیره. این جوری حماسی‌تر هم هست.
در مورد همه ملت‌ها میشه گفت هیچ‌کس نمی‌تونه نجات‌شون بده غیر از خودشون. اما در مورد فلسطینی‌ها، حتی خودشون هم دیگه نمی‌تونن خودشونو نجات بدن.
16
Forwarded from Deleted AccountSCAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Syria: Drone captures cleared E. Ghouta highway after seven-year-blockade *EXCLUSIVE*
4
👆قشنگ به وضعیت چیزی که از غوطه شرقی باقی مونده نگاه کنید. قراره با پول ما بازسازیش کنند.
5
🔷 مافی، رئیس کمیته حمایت از کسب‌وکارهای الکترونیک: «بزرگ‌ترین عارضه فیلترینگ تلگرام، تعمیق بی اعتمادی موجود میان مردم و دستگاه‌های مسئول است.»

خیلی جالبه که در اظهارنظرها اذعان به شکاف عمیق بین مردم و دستگاه‌های مسئول و حتی مقامات تا شخص دوم مملکت، مجازه، اما همیشه حواسشون هست که این شکاف رو به شخص اول مملکت تسری ندن. چطور ممکنه مردم با هرم قدرت تا طبقه یکی مونده به آخرش شکاف داشته باشند اما با نوکش شکاف نداشته باشن؟ اتفاقا رهبری شخصا پیشقراول محدودسازی در فضای مجازیه و بارها هم در سخنرانی و هم در اختراع ستادها و شوراها و هم در صدور فرامین ملوکانه موضعش رو روشن کرده. من اگه قرار بود به رسانه‌ها چیزی بگم، این لکنت عمدی زبان رو کنار می‌ذاشتم و می‌گفتم اکثریت قاطع مردم در زمینه اینترنت و آزادی گردش اطلاعات، به شدت با رهبری نظام مخالفت دارند.
11
همیشه وقتی بحث تحریم پیام‌رسان داخلی که بوده، اصل موضوع عدم اعتماد به حاکمیت بوده، و گرنه اینکه دولت‌ها شرکت‌ها رو وادار می‌کنند که اطلاعات کاربران رو در اختیار سازمان‌های امنیتی بدن یک واقعیت عادی در تمام دنیاست. ما هنوز به اون مرحله نرسیدیم که مثل آمریکایی‌ها توقع داشته باشیم شرکت در برابر دولت مقاومت کنه. چون اصلا ذهن‌مون طوری رشد نکرده که بتونه هضم کنه که میشه چیزی که حکومت میخواد رو بش نداد و قانون هم ازت در برابر حکومت حمایت کنه. برای ما واضحه که باید بش داد. فقط ما با خود حاکمیت مشکل داریم.‌ اما این آلترناتیوهای داخلی، حتی انقدر زحمت نکشیدن که نشون بدن فقط ما رو قراره به حکومت لو بدن.. برنامه‌ها رو یه جوری ساختن که مشخصه ما رو قراره به همه لو بدن!
اگه هیتلر در زمان به قدرت رسیدن از کالای داخلی حمایت می‌کرد، کالای داخلی‌شون واقعا آلمانی بود. تانکی که اون زمان میساختن بهترین تانک دنیا بود، و مدت‌ها طول کشید تا روسیه و آمریکا نوع بهتری رو بسازن. هواپیمایی که میساخت بهترین هواپیما بود. موتور دیزلی که میساخت بهترین موتور دنیا بود. گوش دادن به حرف دیکتاتور کار سختی نیست اگه دیکتاتور باعرضه‌ای باشه. در کشور ما اما، زور میگن، ولی به حول و قوه الهی در همه امورات عاجزند! حتی ساخت یک اپ‌ معمولی، که امنیتش از یک توالت بین راهی کمتر نباشه. اما آیا واقعا بضاعت ایران هشتاد میلیونی با اینهمه جوان تحصیلکرده همینقدره؟ البته که نه. که نشون میده نه تنها در دایره خودی‌ها، انبوهی از بی‌عرضه‌ها جمع شده، بلکه چقدر این دایره‌ی انحصار تنگه که حتی یک نفر شایسته به صورت رندوم نیفتاده توش! شما یه لیوان چای رو هم پنج دقیقه بذاری بیرون حتما یه برگی، مورچه‌ای، پشه‌ای، چیزی میفته توش. اما در دایره اینا هیچ آدم بدردبخوری نیفتاده.

https://news.1rj.ru/str/mamlekate/37864
11
‍ ‍‍ یه چیزی که در مورد مردم اسپانیا، مخصوصا ساکنین مناطقی مثل گرانادا، جلب توجه می‌کنه، یه نوع به آغوش کشیدن هویت عربی باقی مونده‌ست. با اینکه بعد از شکست دادن مسلمون‌‌ها، اون‌ها رو به زور مسیحی کردن و در نهایت همه رو اخراج کردند، اما اثر سنگین دوران زمامداری خلفا در طول قرن‌های بعد همچنان باقی موند و شهروند امروزی، به جای اینکه پسش بزنه، بغلش می‌کنه! ترجیح میدم از فعل بغل کردن استفاده کنم چون خودم همین رابطه رو با هویت تاریخی ایران دارم، یعنی دلم می‌خواد هر چی که از ایران قدیم باقی مونده بغل کنم. این شاید این رابطه عاطفی به نظر برسه، اما در عمل منجر به حفاظت و صیانت میشه. به طور ساده، اسپانیایی‌ها چیزی که هست رو دوست دارند، حتی اگه نشانه اشغالگری خلفای عرب بوده باشه. حالا مقایسه کنید با نوع نگاه یک ایرانی رندوم، هم‌سن این دختری که تو این عکس هست، به آثار هویت‌ساز باقی‌مونده در ایران. خودم بارها شنیدم که میگن: «ایران چی داره بابا؟ همش مسجد!». در حالی که پیوند عمیق ما با اعراب و اسلام کجا و شکاف عمیق اروپایی‌ها با اعراب و اسلام کجا. اینکه یک دختر مدرن اسپانیایی دلش برای یک مسجد قدیمی یا بناهای اسلامی قدیمی بیشتر بسوزه تا یک شهروند مدرن ایرانی برای میراثی مشابه در ایران، یکی از پارادوکس‌های عجیب زمان ماست.
خیلی عجیبه که باید به افراد بگی اهمیتی نداره کسی که این بنا رو ساخته یک آدم خونریز و ظالم بوده یا نبوده. آیا خلفا و پادشاهان به اجداد ما بیشتر بد کردن یا به اجداد این دختر؟ هویت ما به گذشته‌ای گره خورده که توی اون گذشته بیشمار شخصیت هست که بیشترشون برای ما پلید به نظر میرسند. ازین واقعیت نمیشه فرار کرد. چون ازین واقعیات خوشمون نمیاد نباید بند هویتی‌مون رو پاره کنیم. این بدترین نوع خودزنیه.
9