Anarchonomy
Photo
سولماز دریانی رفته افغانستان.. نمیدونم کجاش، ولی وضعیت آبادیها در حد دهات ماست در زمان دکتر مصدق. استوری گذاشته از یه جا که دخترها و زنها لباسها رو آوردن کنار کانال میشورن. ظاهرا هوا خنکه و آب خنکتر. بعد میپرسه ازش دستاتون یخ نمیزنه؟ 🤦♀️
این طرز دیالوگ آدم تحصیلکرده ماست با یه آدم محرومِ مظلوم. (به شکل یک «گونه جانوری بیگانه که تصادفا شبیه ماست و شبیه ما حرف میزند و احتمال دارد سیستم عصبیاش با سیستم عصبی ما تشابهاتی داشته باشد» بش نگاه میکنند. نه مثلا مثل یکی چون «خواهر خودم»).
این طرز سوالها و طرز حرف زدنها، طرز نگاه طرف به آدمهای پایینتر از خود از لحاظ طبقاتی رو لو میده. مثل خیلیها ایشون هم اینطوری تربیت پیدا کرده که طبقه ضعیف و محرومیت کشیده رو هم در جسم و هم در روان مقاومتر فرض میکنه در برابر مشقات. برای همین میپرسه دستت یخ نمیزنه؟ تا این جواب رو بشنوه: چرا ولی ما عادت کردیم دیگه!.. زنه هم حالشو میگیره و قسمت دوم رو نمیگه، میگه یخ میزنه، ولی نمیگه عادت دارم!
(یه of course its cold you idiot هم تو چهره زن بدبخت هست، ولی فرهنگی که حاوی نجابت زورکیه، قابلیت این حد از گستاخی کلامی رو ازش گرفته)
چرا این قالب تربیتی شکل گرفته؟ تا نذارن زیاد غصه طبقات پایینتر رو بخوری. اگه بدونی اونها درد رو کمتر حس میکنند، کمتر وجدانت به لرز میفته.
مشابه این قسر در رفتن وجدانی رو در موارد غیرطبقاتی هم داریم که از گزارههای دینی مدد میگیره. وقتی چندنفر از خانواده طرف همزمان فوت میکنند میگه: بنده خدا، خیلی سخته این مصیبت، ولی خدا مصیبت میده صبرش هم میده!
یعنی اونقدی که من تخیل میکنم برای خودم و گمان میکنم زیر فشارش از پا میفتم، الان برای این فرد کمرشکن نیست، داره راحتتر باش کنار میاد! این برای اینه که زهر همدلی باش رو بگیره: لازم نیست خیلی بش فکر کنی که داره چجوری با این غصه کنار میاد، خدایی هم هست، بش کمک میکنه!.. اینو به خاطر ایمانی که ممکنه به امداد الهی داشته باشه یا نداشته باشه به خودش نمیگه، اینو صرفا برای راحت کردن ذهن خودش از فکرکردن به وضعیت بغرنج اون فرد، به خودش میگه.
مفیدترین نصیحت دنیا رو از عرفا نمیشنویم، از چاقوکشها میشنویم: مواظب حرف زدنت باش.
نه به خاطر اینکه به دیگران اهانت نشه. نه. به این خاطر که لو نره کیفیت تربیتمون در چه سطحی بوده.
این طرز دیالوگ آدم تحصیلکرده ماست با یه آدم محرومِ مظلوم. (به شکل یک «گونه جانوری بیگانه که تصادفا شبیه ماست و شبیه ما حرف میزند و احتمال دارد سیستم عصبیاش با سیستم عصبی ما تشابهاتی داشته باشد» بش نگاه میکنند. نه مثلا مثل یکی چون «خواهر خودم»).
این طرز سوالها و طرز حرف زدنها، طرز نگاه طرف به آدمهای پایینتر از خود از لحاظ طبقاتی رو لو میده. مثل خیلیها ایشون هم اینطوری تربیت پیدا کرده که طبقه ضعیف و محرومیت کشیده رو هم در جسم و هم در روان مقاومتر فرض میکنه در برابر مشقات. برای همین میپرسه دستت یخ نمیزنه؟ تا این جواب رو بشنوه: چرا ولی ما عادت کردیم دیگه!.. زنه هم حالشو میگیره و قسمت دوم رو نمیگه، میگه یخ میزنه، ولی نمیگه عادت دارم!
(یه of course its cold you idiot هم تو چهره زن بدبخت هست، ولی فرهنگی که حاوی نجابت زورکیه، قابلیت این حد از گستاخی کلامی رو ازش گرفته)
چرا این قالب تربیتی شکل گرفته؟ تا نذارن زیاد غصه طبقات پایینتر رو بخوری. اگه بدونی اونها درد رو کمتر حس میکنند، کمتر وجدانت به لرز میفته.
مشابه این قسر در رفتن وجدانی رو در موارد غیرطبقاتی هم داریم که از گزارههای دینی مدد میگیره. وقتی چندنفر از خانواده طرف همزمان فوت میکنند میگه: بنده خدا، خیلی سخته این مصیبت، ولی خدا مصیبت میده صبرش هم میده!
یعنی اونقدی که من تخیل میکنم برای خودم و گمان میکنم زیر فشارش از پا میفتم، الان برای این فرد کمرشکن نیست، داره راحتتر باش کنار میاد! این برای اینه که زهر همدلی باش رو بگیره: لازم نیست خیلی بش فکر کنی که داره چجوری با این غصه کنار میاد، خدایی هم هست، بش کمک میکنه!.. اینو به خاطر ایمانی که ممکنه به امداد الهی داشته باشه یا نداشته باشه به خودش نمیگه، اینو صرفا برای راحت کردن ذهن خودش از فکرکردن به وضعیت بغرنج اون فرد، به خودش میگه.
مفیدترین نصیحت دنیا رو از عرفا نمیشنویم، از چاقوکشها میشنویم: مواظب حرف زدنت باش.
نه به خاطر اینکه به دیگران اهانت نشه. نه. به این خاطر که لو نره کیفیت تربیتمون در چه سطحی بوده.
❤4
فرموده تحریمهای آمریکا به ضرر شرکتهای آمریکایی است، چون امثال آمازون و اپل از مشتری ایرانی محروم شدهاند!
این حرف اگه نگیم غلطه، فریبدهنده هست حتما. حتی اگه تحریمی وجود نداشت، یک مکبوک پرو ۲۵۰۰ دلار قیمتش بود. با دلار ۱۴ هزارتومنی، میشه دقیقا ۳۵ میلیون تومن. چند مشتری ایرانی سراغ دارید که بتونند ۳۵ میلیون تومن پرداخت کنند برای یک لپتاپ؟ وقتی قدرت خرید ندارید، بود و نبودتون برای فروشنده تفاوتی نمیکنه. اون قشر ۵ درصدی یا ۱ درصدی ساکن میدان ونک به بالا، انقدری نیست که شرکتهای آمریکایی حتی حسش کنند. اگر برای شرکت آمریکایی مهم بودیم، شرکت آمریکایی میرفت واشنگتن و به نفع خودش و ما لابی میکرد. اگه فقط نتانیاهو لابی میکنه، یعنی برای شرکت آمریکایی مهم نیستیم.
و نیز فرموده ادعا میکنند تحریم بین ملت و حکومت شکاف ایجاد میکند، اما اثرش معکوس است و اتفاقا باعث شده حکومت از خود سلب مسئولیت کرده و همه بیکفایتیها را به گردن تحریم بیاندازد!
این یکی که از بیخ و بن غلطه. آدرس غلط دادن، منحرف کردن افکار عمومی، فرافکنی و مسئولیت به گردن کسان دیگر انداختن و اینها در شرایطی معنا داره که حکومت حتی با تمام اقتدارگرایی خودش نسبت به واکنش مردم، حساس و آسیبپذیره. اما حکومتی که اگه حتی کل مردم یک شهر شورش کنند، به روش بشار اسد اون شهر رو از نقشه حذف خواهد کرد، نگران این نیست که مردم بفهمند یا فکر کنند که مشکلات ربطی به تحریمها ندارد. از قضا مسلک مقامات نظام در سالهای اخیر اینطور بوده که: «بله ما بیکفایتیم، همینه که هست، چه غلطی میخواید بکنید؟ اگه جرئت دارید بریزید تو خیابون».
ژاپن برای ۲۴۰ سال تمام ایزوله بود. شوگانها اینطور مصلحت دونسته بودند که ارتباط نداشتن با دنیای به سرعت در حال تغییر خارج، به نفع ژاپن نیست. تحریمهای امروزی در برابر اون انزوا یک شوخی محضند. هر خارجی که پا به خاک ژاپن میذاشت اعدام میشد، حتی اگه ملوانی بود که کشتیش غرق شده بود و آب در حالی که بیهوش بود به ساحل میاوردش! کسی رو که طوفان نتونسته بود بکشه، گردن میزدن. ژاپنیای که قصد داشت بدون اجازه از کشور خارج بشه هم همینطور. در کل مملکت فقط یک بندر اجازه تجارت داشت، و فقط با کشتیهای چینی. و تاجر امتیاز انحصاری داشت. در تمام این دو قرن و اندی، گردن مردم ژاپن خم نشد، در توسعه و تکنولوژی از دنیا عقب ماندند، اما این پیشبینیهای فلاکتبار که اینها از عواقب تحریم برای ما تعریف میکنند، براشون رخ نداد. در تمام اون دو قرن و خوردهای، شورش قابل توجهی رخ نداد. چه زمانی شورش رخ داد؟ دقیقا برعکس، در زمانی رخ داد که شوگانها مجبور شدند به انزوا پایان بدن. غیرت ژاپنی به جوش اومده بود و معترض بودند که آمریکا وادارتون کرد انزوا رو بشکنید، بیعرضهها!
همه انزواها مثل هم نیستند، و همه گشایشها نیز. بستگی داره چه کسانی سرنوشت مردم رو در دست گرفتهاند. ژاپن در انزوا خطاکار بود، یک خطای دویست و خوردهای ساله، اما حتی در خطای خودش دیسیپلین داشت. درها رو بسته بودند اما ژاپن رو دوست داشتند و مردم رو له نمیکردند. سامورایی رانت داشت، ولی برای ژاپن شمشیر میزد. وقتی هم که درها رو باز کردند، ژاپن رو دوست داشتند. اما ایران، دوستدار نداره. حتی اون قسمت از حاکمیت که مشغول دزدی و غارت نیست، مشغول مصرف کردن ایران برای مجموعهای از موهومات ایدئولوژیکه. تا وقتی تسلط این تباهی بر ایران برقراره، شما اگر تمام دروازهها رو باز کنی و از آسمان نقره و طلا هم بریزی، باز این مردم در مشقت باقی خواهند ماند.
https://news.1rj.ru/str/bourgeois_ir/469
این حرف اگه نگیم غلطه، فریبدهنده هست حتما. حتی اگه تحریمی وجود نداشت، یک مکبوک پرو ۲۵۰۰ دلار قیمتش بود. با دلار ۱۴ هزارتومنی، میشه دقیقا ۳۵ میلیون تومن. چند مشتری ایرانی سراغ دارید که بتونند ۳۵ میلیون تومن پرداخت کنند برای یک لپتاپ؟ وقتی قدرت خرید ندارید، بود و نبودتون برای فروشنده تفاوتی نمیکنه. اون قشر ۵ درصدی یا ۱ درصدی ساکن میدان ونک به بالا، انقدری نیست که شرکتهای آمریکایی حتی حسش کنند. اگر برای شرکت آمریکایی مهم بودیم، شرکت آمریکایی میرفت واشنگتن و به نفع خودش و ما لابی میکرد. اگه فقط نتانیاهو لابی میکنه، یعنی برای شرکت آمریکایی مهم نیستیم.
و نیز فرموده ادعا میکنند تحریم بین ملت و حکومت شکاف ایجاد میکند، اما اثرش معکوس است و اتفاقا باعث شده حکومت از خود سلب مسئولیت کرده و همه بیکفایتیها را به گردن تحریم بیاندازد!
این یکی که از بیخ و بن غلطه. آدرس غلط دادن، منحرف کردن افکار عمومی، فرافکنی و مسئولیت به گردن کسان دیگر انداختن و اینها در شرایطی معنا داره که حکومت حتی با تمام اقتدارگرایی خودش نسبت به واکنش مردم، حساس و آسیبپذیره. اما حکومتی که اگه حتی کل مردم یک شهر شورش کنند، به روش بشار اسد اون شهر رو از نقشه حذف خواهد کرد، نگران این نیست که مردم بفهمند یا فکر کنند که مشکلات ربطی به تحریمها ندارد. از قضا مسلک مقامات نظام در سالهای اخیر اینطور بوده که: «بله ما بیکفایتیم، همینه که هست، چه غلطی میخواید بکنید؟ اگه جرئت دارید بریزید تو خیابون».
ژاپن برای ۲۴۰ سال تمام ایزوله بود. شوگانها اینطور مصلحت دونسته بودند که ارتباط نداشتن با دنیای به سرعت در حال تغییر خارج، به نفع ژاپن نیست. تحریمهای امروزی در برابر اون انزوا یک شوخی محضند. هر خارجی که پا به خاک ژاپن میذاشت اعدام میشد، حتی اگه ملوانی بود که کشتیش غرق شده بود و آب در حالی که بیهوش بود به ساحل میاوردش! کسی رو که طوفان نتونسته بود بکشه، گردن میزدن. ژاپنیای که قصد داشت بدون اجازه از کشور خارج بشه هم همینطور. در کل مملکت فقط یک بندر اجازه تجارت داشت، و فقط با کشتیهای چینی. و تاجر امتیاز انحصاری داشت. در تمام این دو قرن و اندی، گردن مردم ژاپن خم نشد، در توسعه و تکنولوژی از دنیا عقب ماندند، اما این پیشبینیهای فلاکتبار که اینها از عواقب تحریم برای ما تعریف میکنند، براشون رخ نداد. در تمام اون دو قرن و خوردهای، شورش قابل توجهی رخ نداد. چه زمانی شورش رخ داد؟ دقیقا برعکس، در زمانی رخ داد که شوگانها مجبور شدند به انزوا پایان بدن. غیرت ژاپنی به جوش اومده بود و معترض بودند که آمریکا وادارتون کرد انزوا رو بشکنید، بیعرضهها!
همه انزواها مثل هم نیستند، و همه گشایشها نیز. بستگی داره چه کسانی سرنوشت مردم رو در دست گرفتهاند. ژاپن در انزوا خطاکار بود، یک خطای دویست و خوردهای ساله، اما حتی در خطای خودش دیسیپلین داشت. درها رو بسته بودند اما ژاپن رو دوست داشتند و مردم رو له نمیکردند. سامورایی رانت داشت، ولی برای ژاپن شمشیر میزد. وقتی هم که درها رو باز کردند، ژاپن رو دوست داشتند. اما ایران، دوستدار نداره. حتی اون قسمت از حاکمیت که مشغول دزدی و غارت نیست، مشغول مصرف کردن ایران برای مجموعهای از موهومات ایدئولوژیکه. تا وقتی تسلط این تباهی بر ایران برقراره، شما اگر تمام دروازهها رو باز کنی و از آسمان نقره و طلا هم بریزی، باز این مردم در مشقت باقی خواهند ماند.
https://news.1rj.ru/str/bourgeois_ir/469
Telegram
بورژوا
خانواده محروم یا متوسط پس از بیست ، سی یا چهل سال مشقت زیر بار تحریمها آسیب میبیند. عزت و کرامت اعضای خانواده نزد یکدیگر و مقابل جامعه ذره ذره ترک برداشته و ریخته و تکههایش با هر موج آن شسته خواهد شد؛ گردن آدمی چند سال و زیر چقدر بار میتواند کج باقی بماند؟…
❤3
«دارم یه حرفایی میشنوم که روسیه، سوریه، و تا یه حدی ایران، دارن ادلب سوریه رو با بمب شخم میزنن و مردم غیرنظامی رو هم قاطی بقیه میکشن. دنیا داره این قصابی رو تماشا میکنه. دلیلش چیه، چی گیرتون میاد؟ تمومش کنید».
ترامپ اینو بعد ازینکه سرزده در یک مراسم دعا برای قربانیان تیراندازی شرکت کرد توعیت کرد. احتمالا فضای معنوی اون جلسه در نحوه جملهبندی این توعیت تأثیر داشته. بهرحال اگه اوباما بود حتی اگه قرار بود دقیقا درباره همین موضوع بنویسه، اینجوری نمینوشت. نمیگفت از کشتن مردم عادی به بهانه از بین بردن جهادیها «چی گیرتون میاد؟». اینو کسی میتونه بنویسه که خارج از دایره سیاست بوده، ... و ذاتا مرد خوبیه.
رهبر ما، مرد خوبی نیست. مراجع ما، مردان خوبی نیستند. روشنفکران ما مردان خوبی نیستند. من، مرد خوبی نیستم. ما در اخلاق، ورشکستهایم. در یک حرکت جمعی که از سال ۵۷ شروع شد همه با هم تصمیم گرفتیم تمام داراییمون در حیثیت و وجدان و شرافت، خرج اسلام سیاسی کنیم، و کردیم، و تمام شد. و تمام شدیم.
ترامپ اینو بعد ازینکه سرزده در یک مراسم دعا برای قربانیان تیراندازی شرکت کرد توعیت کرد. احتمالا فضای معنوی اون جلسه در نحوه جملهبندی این توعیت تأثیر داشته. بهرحال اگه اوباما بود حتی اگه قرار بود دقیقا درباره همین موضوع بنویسه، اینجوری نمینوشت. نمیگفت از کشتن مردم عادی به بهانه از بین بردن جهادیها «چی گیرتون میاد؟». اینو کسی میتونه بنویسه که خارج از دایره سیاست بوده، ... و ذاتا مرد خوبیه.
رهبر ما، مرد خوبی نیست. مراجع ما، مردان خوبی نیستند. روشنفکران ما مردان خوبی نیستند. من، مرد خوبی نیستم. ما در اخلاق، ورشکستهایم. در یک حرکت جمعی که از سال ۵۷ شروع شد همه با هم تصمیم گرفتیم تمام داراییمون در حیثیت و وجدان و شرافت، خرج اسلام سیاسی کنیم، و کردیم، و تمام شد. و تمام شدیم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سالگرد این صحنه حماسی در میدان تیانانمن بود. میطلبه برای اِنمین بار این کلیپ دست به دست بشه. کاری که حزب کمونیست چین رو عصبانی میکنه. چه بهتر که ازمون عصبانی باشند.
بدعت، یک شبه فالوعر جمع کردن با کارهای عجیب نیست. اتفاقا اینستاگرام از ابتدای فعالیتش شاهد این نوع از تلاشها بوده برای جذب مخاطب. مگه چالش ریختن یک سطح یخ روی سر همدیگه هدفی غیر از جمع کردن فالوعر داشت؟ مگه پیاده شدن از ماشین در حال حرکت و لبخوانی یک آهنگ که میتونست منجر به تصادفات و حوادث خطرناک بشه، هدفی غیر از جمع کردن فالوعر داشت؟
چیزی که بدعته اینه که گردانندگان شبکههای اجتماعی چنان جایگاه خداگونه برای خود تصور کردند که هر وقت که دلشون خواست و به هر دلیلی که فقط برای خودشون موجه بود، اکانت یک نفر رو میبندند. گاهی برای این که اینطور تشخیص میدن که معروف شدن کسی که میپره وسط زمین فوتبال به صلاح جامعه نیست، و گاهی به این دلیل که تشخیص میدن دیدن شوخی های سیاسی کسی که تابع مواضع تأیید شده نیست توسط مردم به صلاحشون نیست!
گفته میشه اینها در سند Terms of Service
که هنگام ثبت نام ازتون میخوان بپذیریدش گفتند که هر وقت خواستند میتونن شما رو از سرویسی که دارن ارائه میدن محروم کنند. اما وقتی سرویس ارائه شده به بخشی از حیات اجتماعی تبدیل شده، محروم کردن فرد ازین سرویس محروم کردنش از حقوق اجتماعیشه. اگر مدیوم «بیان» در دوران ما همین شبکهها باشند، محروم کردنشون ازین مدیومها محروم کردنشون از آزادی بیانه.
متأسفانه نه تنها مردم آمریکا بلکه حتی نخبههاشون در برابر این خیزش خطرناک شرکتها به سمت تسلطیابی به آزادی شهروندان، سکوت کردن. و این در درازمدت عواقبی داره که فکر نمیکنم خوششون بیاد. هروقت در تاریخ یک ساختار فرعونی شکل گرفته، مهاجرتی هم اتفاق افتاده، فقط مختص داستان موسی نیست. و اون مهاجرت disruption ایجاد میکنه.
چون مهاجرت وسیع، نه فقط به کنترل فراعنه به جامعه پایان میده، بلکه کنترل جامعه توسط بقیه نیروهای تأثیرگذار از جمله رهبران مذهبی و اخلاقی رو تعطیل میکنه. به مردمی که از دستت در رفتند دیگه نمیتونی بگی خوب چیست و بد چیست و خطا چیست و صواب چیست (برای همین فرعون افتاد دنبال فراریها و تا وسط دریا دنبالشون کرد. فقط دنبال پس گرفتن کارگران ساختمانی اهرام نبود، دنبال پس گرفتن جامعهای بود که کنترل داشت روش).
اگه این تحدیدها گستردهتر بشه، وقتی زهر افعیهای فرعون تعداد بیشتری از افراد رو نیش زد، مردم متمایل میشن به شبکههای غیرمتمرکز، که یعنی رییس ندارند، و توسط بلاکچین رمزنگاری شده، که یعنی غیرقابل کنترلند. وقتی تعداد زیادی از افراد وارد اون شبکهها شدند، دقیقا در همون جا خرده فرهنگ میسازند. و اون خرده فرهنگها راه پیدا میکنه به عرصه عمومی، و میتونه نُرمهای اجتماعی رو تغییر بده، و خواهد داد.. چه کاهنان معابد خوششون بیاد، چه خوششون نیاد.
https://news.1rj.ru/str/mamlekate/42841
چیزی که بدعته اینه که گردانندگان شبکههای اجتماعی چنان جایگاه خداگونه برای خود تصور کردند که هر وقت که دلشون خواست و به هر دلیلی که فقط برای خودشون موجه بود، اکانت یک نفر رو میبندند. گاهی برای این که اینطور تشخیص میدن که معروف شدن کسی که میپره وسط زمین فوتبال به صلاح جامعه نیست، و گاهی به این دلیل که تشخیص میدن دیدن شوخی های سیاسی کسی که تابع مواضع تأیید شده نیست توسط مردم به صلاحشون نیست!
گفته میشه اینها در سند Terms of Service
که هنگام ثبت نام ازتون میخوان بپذیریدش گفتند که هر وقت خواستند میتونن شما رو از سرویسی که دارن ارائه میدن محروم کنند. اما وقتی سرویس ارائه شده به بخشی از حیات اجتماعی تبدیل شده، محروم کردن فرد ازین سرویس محروم کردنش از حقوق اجتماعیشه. اگر مدیوم «بیان» در دوران ما همین شبکهها باشند، محروم کردنشون ازین مدیومها محروم کردنشون از آزادی بیانه.
متأسفانه نه تنها مردم آمریکا بلکه حتی نخبههاشون در برابر این خیزش خطرناک شرکتها به سمت تسلطیابی به آزادی شهروندان، سکوت کردن. و این در درازمدت عواقبی داره که فکر نمیکنم خوششون بیاد. هروقت در تاریخ یک ساختار فرعونی شکل گرفته، مهاجرتی هم اتفاق افتاده، فقط مختص داستان موسی نیست. و اون مهاجرت disruption ایجاد میکنه.
چون مهاجرت وسیع، نه فقط به کنترل فراعنه به جامعه پایان میده، بلکه کنترل جامعه توسط بقیه نیروهای تأثیرگذار از جمله رهبران مذهبی و اخلاقی رو تعطیل میکنه. به مردمی که از دستت در رفتند دیگه نمیتونی بگی خوب چیست و بد چیست و خطا چیست و صواب چیست (برای همین فرعون افتاد دنبال فراریها و تا وسط دریا دنبالشون کرد. فقط دنبال پس گرفتن کارگران ساختمانی اهرام نبود، دنبال پس گرفتن جامعهای بود که کنترل داشت روش).
اگه این تحدیدها گستردهتر بشه، وقتی زهر افعیهای فرعون تعداد بیشتری از افراد رو نیش زد، مردم متمایل میشن به شبکههای غیرمتمرکز، که یعنی رییس ندارند، و توسط بلاکچین رمزنگاری شده، که یعنی غیرقابل کنترلند. وقتی تعداد زیادی از افراد وارد اون شبکهها شدند، دقیقا در همون جا خرده فرهنگ میسازند. و اون خرده فرهنگها راه پیدا میکنه به عرصه عمومی، و میتونه نُرمهای اجتماعی رو تغییر بده، و خواهد داد.. چه کاهنان معابد خوششون بیاد، چه خوششون نیاد.
https://news.1rj.ru/str/mamlekate/42841
❤4
برخلاف حکم حاکم شرع ایران، امروز عید فطر منه. در دوران عجیب و خندهداری هستیم که در این جمع دو میلیارد نفری از مسلمین، اونی که رفتارش در برابر تقویم قمری معقولتره، عربستانیه که در این جمع دو میلیاردی به تحجر مذهبی شهرهست! و این خودش وضع وخیم بقیه رو نمایان میکنه.
این چیزی نبود که پیامبر اسلام در ذهن داشت. حکومت اسلامی ساخت تا اتفاقی که برای مسیحیان افتاد برای امت خودش نیفته. که همه زیر یک پرچم باشند. اما چیزی که اتفاق افتاد، دقیقا دنباله طبیعی تصمیم خودش بود. وقتی بین من نوعی و خدای خودم، هیولایی به نام حکومت قرار داد، باید فکر این روزهاش هم میکرد. باید پیشبینی میکرد که یک روز حکومت به کیف خودش تعیین کنه که عبادت ملت باید به چه شکلی باشه و چه وقتی انجام شه و حتی چرا انجام شه. و حاکم، همیشه پسرعموی خودش نیست.
البته در قرآنی که به یادگار گذاشت، یک پیشبینی درست داشت. آدمها میان و میرن. و وقتی رفتن با آدمهای کاملا متفاوتی جایگزین میشن. دعواهای امروز، مال آدمهای امروزه. این آدمها که رفتند، دعواهای مسخرشون هم با خودشون میره.
این چیزی نبود که پیامبر اسلام در ذهن داشت. حکومت اسلامی ساخت تا اتفاقی که برای مسیحیان افتاد برای امت خودش نیفته. که همه زیر یک پرچم باشند. اما چیزی که اتفاق افتاد، دقیقا دنباله طبیعی تصمیم خودش بود. وقتی بین من نوعی و خدای خودم، هیولایی به نام حکومت قرار داد، باید فکر این روزهاش هم میکرد. باید پیشبینی میکرد که یک روز حکومت به کیف خودش تعیین کنه که عبادت ملت باید به چه شکلی باشه و چه وقتی انجام شه و حتی چرا انجام شه. و حاکم، همیشه پسرعموی خودش نیست.
البته در قرآنی که به یادگار گذاشت، یک پیشبینی درست داشت. آدمها میان و میرن. و وقتی رفتن با آدمهای کاملا متفاوتی جایگزین میشن. دعواهای امروز، مال آدمهای امروزه. این آدمها که رفتند، دعواهای مسخرشون هم با خودشون میره.
❤6
با همین استدلال خمینی، میشه بمباران اتمی هیروشیما رو هم توجیه کرد، و توجیه دردناک اما معقولیه. چون نمیشه حیات تعداد کثیری از آدمها رو در معرض خطر داد تا حیات تعداد قلیلی ازونها حفظ بشه. همین الان برای پرورش نرمافزار ماشینهای خودران مجبورند این توجیهات رو لحاظ کنند. تفاوت خمینی اینه که خدا رو در تصمیم اخلاقی خودش شریک میکنه. یعنی من این تصمیم رو میگیرم، جمع و جور کردنش با خداست (که برن بهشت یا نرن). و در این هم یک تفرعن هست، و هم یک بزدلی. تفرعن در اینکه چنان خودش رو در موضع حق مطلق میبینه که نتیجه تصمیمات خودش رو خیر مطلق میبینه (هر بلایی که سر قربانی بیاد، خیر است). و بزدلی در این که نمیخواد بپذیره عبور از رودخانه، آدمو خیس میکنه بهرحال! حکمرانی، دخالت در سیاست، و اشتغال به اموری که اهل دنیا بش واردترند، نمیذاره آدم در حد عارفی که در خانقاه خلوت کرده، باکره باقی بمونه.
https://news.1rj.ru/str/hafezeye_tarikhi/256
https://news.1rj.ru/str/hafezeye_tarikhi/256
Telegram
حافظه تاریخی
روحالله خمینی، ۲۷ مرداد ۶۰:
«اگر عراق یک دسته مسلمین بیگناه را سپر قرار داد بر ما واجب است که مسلمان وغیرمسلمانش را بکشیم. مسلمانانش شهیدند و به بهشت می روند، کافرهایش کافرند و به جهنم»
@hafezeye_tarikhi
«اگر عراق یک دسته مسلمین بیگناه را سپر قرار داد بر ما واجب است که مسلمان وغیرمسلمانش را بکشیم. مسلمانانش شهیدند و به بهشت می روند، کافرهایش کافرند و به جهنم»
@hafezeye_tarikhi
❤7
هر شاخهای از صنعت که با مصرفکننده عام سر و کار داره، هدفش حل کردن مسائل همون مصرفکنندگانه. و وقتی بیشترش حل شد، اون صنعت به پیک خودش میرسه و یا رشد منفی پیدا میکنه، یا ابعادش ثابت باقی میمونه. یخچالی که غذا رو تازه نگه داره و برفک هم نزنه یک مسئله بود. این مسئله توسط شرکتهای مختلف حل شد. دیگه چیز زیادی برای حل شدن باقی نمونده. پس شرکتهایی که قبلا یخچالساز بودن از بازار خارج میشن، مثل جنرالالکتریک، و اونی که باقی میمونه، مثل الجی، از سر بیمسئلگی یه تلویزیون نصب میکنه روی در یخچال!
پروسهای مشابه در صنعت اسمارتفونها هم در جریانه. در حالی که برندهای مختلف دارند روی دوربین گوشیها سرمایهگذاری تحقیقاتی و تبلیغاتی میکنند، اهمیت دوربین برای مصرفکننده داره کمتر و کمتر میشه، چون مسئله عکس گرفتن، تقریبا حل شده.
هرسال از مردم نظرسنجی میکنند که کدوم یک از خصوصیات گوشی براتون مهمتره اگه بخواید یه جدیدشو بخرید. عمر باتری با اختلاف در صدر قرار داره. بعد ازون قیمتش، و بعد از اون کیفیت آنتندهیش.
پروسهای مشابه در صنعت اسمارتفونها هم در جریانه. در حالی که برندهای مختلف دارند روی دوربین گوشیها سرمایهگذاری تحقیقاتی و تبلیغاتی میکنند، اهمیت دوربین برای مصرفکننده داره کمتر و کمتر میشه، چون مسئله عکس گرفتن، تقریبا حل شده.
هرسال از مردم نظرسنجی میکنند که کدوم یک از خصوصیات گوشی براتون مهمتره اگه بخواید یه جدیدشو بخرید. عمر باتری با اختلاف در صدر قرار داره. بعد ازون قیمتش، و بعد از اون کیفیت آنتندهیش.
نزدیک ۵۰هزارنفر این پست مملو از غلط و غولوط رو بازدید کردند! هم این بیپروایی در انتشار چرندیات ترسناکه، هم این استقبال عمومی از چرندیات انتشاریافته!
نوشته اتحادیه اروپا و چهار کشور آمریکا، چین، ژاپن و کره جنوبی، ۶۵ درصد نفت جهان رو میخرند، و همزمان ۶۵ درصد بدهی خارجی جهان هم به نامشون ثبت شده، «پس» اینها پول نفتی که دارند میخرند رو نمیدن!
یکی از عادتهای شارلاتانها اینه که میگن «اگه شک داری برو خودت تحقیق کن». تا طرف مطمئن باشه که نیاز به سرچ کردن نیست. اما واقعا نیاز به سرچ هم نیست، از همون لینکی که خودش به عنوان منبع استفاده کرده و پیشنهاد کرده ما هم به عنوان منبع استفاده کنیم، کره جنوبی اصلا نباید در بین این چهارتا قرار بگیره! بدهی حتی ترکیه از کره بالاتره! چرا اون رو وارد تحلیل درخشانش نکرد؟ قاعدتا هند باید در جایگاه چهارم قرار میگرفت، چرا هند رو نیاورد؟ بدهی روسیه، که خودش یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفته، هم از بدهی ترکیه و هم از بدهی کره جنوبی بالاتره. چرا حرفی از روسیه در این پست نیست؟ واضحه، چون اینکه صادرکننده خودش انقدر بدهی داشته باشه استدلالش رو خراب میکنه.
ولی عیب نداره. فرض کنیم چهار پنجتا کشور با هر اسمی و هر خصوصیاتی و هر جغرافیایی، بالای ۵۰ هزار میلیارد دلار بدهی خارجی دارند. مجموع واردات نفت اینها کمتر از ۳۷ میلیون بشکه در روزه. اگه هر بشکه رو ۵۰ دلار در نظر بگیریم، میشه سالی کمتر از ۷۰۰ میلیارد دلار! اگه برای ۱۴ سال تمام، حتی یک سنت، دقت بفرمایید، حتی یک سنت هم بابت این نفت پول پرداخت نکرده باشند میشه ۱۰ هزار میلیارد دلار! میشه فقط یک پنجم بدهیشون. در حالی که پرداخت کردن. اگه پرداخت نکرده بودن کسری بودجه کشورهای نفتی خیلی خیلی بیشتر ازینی میشد که الان هست (و اگه پرداخت نکرده بودن کشورهای نفتی نمیتونستن این مقدار خرج دعواهای مذهبی و ایدئولوژیک بکنند). اگه پرداخت نکرده بودند عربستان سعودی نمیتونست در خارج از کشور سرمایهگذاری کنه. و برخلاف ادعای ایشون در دو سه تا بانک انگلیس سرمایهگذاری نکرده.. بیشتر این سرمایهگذاری رفته روی استارتاپهای صنعت آیتی، ماشینهای خودران، غولهای نرمافزاری و اینترنتی، صنایع فولاد و پتروشیمی. که همگی دارن ارزش افزوده واقعی تولید میکنند.
اینجا، یک ستاد برای مبارزه با چرندیات کافی نیست. وزارتخانه میخواد.
https://news.1rj.ru/str/adibmh/615
نوشته اتحادیه اروپا و چهار کشور آمریکا، چین، ژاپن و کره جنوبی، ۶۵ درصد نفت جهان رو میخرند، و همزمان ۶۵ درصد بدهی خارجی جهان هم به نامشون ثبت شده، «پس» اینها پول نفتی که دارند میخرند رو نمیدن!
یکی از عادتهای شارلاتانها اینه که میگن «اگه شک داری برو خودت تحقیق کن». تا طرف مطمئن باشه که نیاز به سرچ کردن نیست. اما واقعا نیاز به سرچ هم نیست، از همون لینکی که خودش به عنوان منبع استفاده کرده و پیشنهاد کرده ما هم به عنوان منبع استفاده کنیم، کره جنوبی اصلا نباید در بین این چهارتا قرار بگیره! بدهی حتی ترکیه از کره بالاتره! چرا اون رو وارد تحلیل درخشانش نکرد؟ قاعدتا هند باید در جایگاه چهارم قرار میگرفت، چرا هند رو نیاورد؟ بدهی روسیه، که خودش یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفته، هم از بدهی ترکیه و هم از بدهی کره جنوبی بالاتره. چرا حرفی از روسیه در این پست نیست؟ واضحه، چون اینکه صادرکننده خودش انقدر بدهی داشته باشه استدلالش رو خراب میکنه.
ولی عیب نداره. فرض کنیم چهار پنجتا کشور با هر اسمی و هر خصوصیاتی و هر جغرافیایی، بالای ۵۰ هزار میلیارد دلار بدهی خارجی دارند. مجموع واردات نفت اینها کمتر از ۳۷ میلیون بشکه در روزه. اگه هر بشکه رو ۵۰ دلار در نظر بگیریم، میشه سالی کمتر از ۷۰۰ میلیارد دلار! اگه برای ۱۴ سال تمام، حتی یک سنت، دقت بفرمایید، حتی یک سنت هم بابت این نفت پول پرداخت نکرده باشند میشه ۱۰ هزار میلیارد دلار! میشه فقط یک پنجم بدهیشون. در حالی که پرداخت کردن. اگه پرداخت نکرده بودن کسری بودجه کشورهای نفتی خیلی خیلی بیشتر ازینی میشد که الان هست (و اگه پرداخت نکرده بودن کشورهای نفتی نمیتونستن این مقدار خرج دعواهای مذهبی و ایدئولوژیک بکنند). اگه پرداخت نکرده بودند عربستان سعودی نمیتونست در خارج از کشور سرمایهگذاری کنه. و برخلاف ادعای ایشون در دو سه تا بانک انگلیس سرمایهگذاری نکرده.. بیشتر این سرمایهگذاری رفته روی استارتاپهای صنعت آیتی، ماشینهای خودران، غولهای نرمافزاری و اینترنتی، صنایع فولاد و پتروشیمی. که همگی دارن ارزش افزوده واقعی تولید میکنند.
اینجا، یک ستاد برای مبارزه با چرندیات کافی نیست. وزارتخانه میخواد.
https://news.1rj.ru/str/adibmh/615
Telegram
محمد حسین ادیب
نگاه اشتباه سیاستمداران ایرانی به نفت
( بخش اول : بخش دوم فردا )
✍️محمد حسین ادیب
🔹این مقاله نگاه شما را نسبت به سیاست، تغییر می دهد
🔹لطفا این مقاله را بارها بخوانید ، به سادگی آن را رد نکنید ، آمار های آن را راستی آزمایی کنید تا از درستی آمار های…
( بخش اول : بخش دوم فردا )
✍️محمد حسین ادیب
🔹این مقاله نگاه شما را نسبت به سیاست، تغییر می دهد
🔹لطفا این مقاله را بارها بخوانید ، به سادگی آن را رد نکنید ، آمار های آن را راستی آزمایی کنید تا از درستی آمار های…
Anarchonomy
Photo
اینو میشه به عنوان قسمتی از مانیفست تجرد قطعی لحاظ کرد. دخترانی که نه کاملا ولی تا حد زیادی مستقلند، و برای رفاه نیازی به ازدواج ندارند، لذا هدفگذاریشون روی یک سری فانتزی عاطفی قرار گرفته که در دنیای واقعی دست یافتنی نیست، پس اتفاق ازدواج رو تا زمانی به تعویق میندازن که سنشون هم از محدوده ایدهآل ازدواج خارج شده، و هم از محدوده احتمال یافتن جفت مناسب.
با این فرمون میشه تا انقطاع و سپس انقراض نسل هم پیش رفت.
قبلا جایی نوشته بودم اینها از سایدافکتهای شهره. شهر (به معنی تمدن)، فضای امنی رو ایجاد میکنه که ضعیفها و احمقها بتونن به اندازه قویها و باهوشها زندگی کنند. اگه من رو ول کنند در یک جنگل، به صبح نرسیده تلف میشم. یک مرد جوان همسن من در چندهزارسال پیش، تلف نمیشد. یه فضایی فراهم شده که من تلفشونده به اندازه اون جوان تلفنشونده به یک اندازه عمر کنیم، یا به یک کیفیت. تو دنیای قدیم هم زن بدون مرد تلف میشد، ولی امروز شرایطی فراهمه که نمیشه. از طرفی ذهن این زن هم در بند قیود مذهبی نیست (که شوهرداری کن تا بری بهشت)، بنابراین کاربردی برای مرد متصور نیست مگر اینکه موتور عشقورزی باشه! که طبیعت مرد هم اینطور طراحی نشده که مثل موتور ۲۴ ساعت ۷ روز هفته ۱۲ ماه سال، عشق فواره کنه ازش. طوری طراحی شده که اولش به هر دوز و کلکی جفتش رو جذب کنه، و بعد ازون حمایتگر باشه (حمایتی کاملا فیزیکی، نه حمایت با لاو!). با امکانات جدید در ذخیرهسازی و فروش اسپرم، حتی و حتی ذرهای از میل به فرزندآوری از اجداد یک میلیونسال پیشمان در وجودش باقی مونده بود، میتونه بدون وجود فیزیکی مرد، بچهدار بشه.
به محض اینکه خللی بسیار کوچک در استقرار «شهر» بوجود میاد، مثل وقتی که سیل همه جا رو میگیره، دوباره این مردهای مملو از تستوسترون هستند که باید از هلیکوپترها آویزان بشن و ضعیفترها رو بکشن بالا. ولی این شرایط خیلی موقتی هستند و شهر تثبیتشدهتر ازینهاست که اجازه بده به راحتی نظمی که ایجاد کرده بهم بریزه.
اگر بشر واقعا تمایل داره نسلش و تمدنش ادامه پیدا کنه، باید یک نظام فکری تازه ابداع کنه که هم واقعگرایانه باشه، هم منطبق با شهر باشه و تحولات اجتماعی رخ داده رو پوشش بده، و هم با طبیعت بیولوژیک زن و مرد سازگاری داشته باشه.
با این فرمون میشه تا انقطاع و سپس انقراض نسل هم پیش رفت.
قبلا جایی نوشته بودم اینها از سایدافکتهای شهره. شهر (به معنی تمدن)، فضای امنی رو ایجاد میکنه که ضعیفها و احمقها بتونن به اندازه قویها و باهوشها زندگی کنند. اگه من رو ول کنند در یک جنگل، به صبح نرسیده تلف میشم. یک مرد جوان همسن من در چندهزارسال پیش، تلف نمیشد. یه فضایی فراهم شده که من تلفشونده به اندازه اون جوان تلفنشونده به یک اندازه عمر کنیم، یا به یک کیفیت. تو دنیای قدیم هم زن بدون مرد تلف میشد، ولی امروز شرایطی فراهمه که نمیشه. از طرفی ذهن این زن هم در بند قیود مذهبی نیست (که شوهرداری کن تا بری بهشت)، بنابراین کاربردی برای مرد متصور نیست مگر اینکه موتور عشقورزی باشه! که طبیعت مرد هم اینطور طراحی نشده که مثل موتور ۲۴ ساعت ۷ روز هفته ۱۲ ماه سال، عشق فواره کنه ازش. طوری طراحی شده که اولش به هر دوز و کلکی جفتش رو جذب کنه، و بعد ازون حمایتگر باشه (حمایتی کاملا فیزیکی، نه حمایت با لاو!). با امکانات جدید در ذخیرهسازی و فروش اسپرم، حتی و حتی ذرهای از میل به فرزندآوری از اجداد یک میلیونسال پیشمان در وجودش باقی مونده بود، میتونه بدون وجود فیزیکی مرد، بچهدار بشه.
به محض اینکه خللی بسیار کوچک در استقرار «شهر» بوجود میاد، مثل وقتی که سیل همه جا رو میگیره، دوباره این مردهای مملو از تستوسترون هستند که باید از هلیکوپترها آویزان بشن و ضعیفترها رو بکشن بالا. ولی این شرایط خیلی موقتی هستند و شهر تثبیتشدهتر ازینهاست که اجازه بده به راحتی نظمی که ایجاد کرده بهم بریزه.
اگر بشر واقعا تمایل داره نسلش و تمدنش ادامه پیدا کنه، باید یک نظام فکری تازه ابداع کنه که هم واقعگرایانه باشه، هم منطبق با شهر باشه و تحولات اجتماعی رخ داده رو پوشش بده، و هم با طبیعت بیولوژیک زن و مرد سازگاری داشته باشه.
❤4
آن چه که باعث میشه فقیه سختگیر پرطرفدارتر بشه در بین مومنین تا فقیه آسانگیر و عمیق و عارف، اینه که فقیه سختگیر ابزار بیشتری در اختیار داره برای عینیتبخشی به ایمان! مردم به چیزی نیاز دارند که از منطق محض خلاصشون کنه، چون زندگی مملو از دو دو تا چهارتا فوقالعاده کسلکننده، و در مقامی بالاتر، فوقالعاده پوچه. ایمان میتونه این خلاصی، یا توهم این خلاصی رو ایجاد کنه، اما باید عینی بشه تا محسوس بشه که وجود داره. ایمانی که در زندگیت تمایزی ایجاد نمیکنه نسبت به زندگی یک فرد رندوم بدون ایمان، ایمانیه که بود و نبودش فرقی نداره. مهم نیست این تمایزها چقدر چیپ و بیمعنی باشند، برای عوام مهم نفس وجود تمایزهاست. برای همین از مجتهدی که مثل مردم عادی زندگی میکنه خوششون نمیاد و ازش تقلید نمیکنند. یک فقیه عارف لطیف، تمایز زیادی در زندگیش داره، اما بیشترش در قلبشه، و چیزی که در قلبه رو نمیشه خیلی صادر کرد و به دست مصرفکننده بیرونی رسوند.
(و البته صانعی مثال خوبی برای فقیه عمیق نیست. فتاوای سهلترش از عمق فهمش نیست. از لجبازیش با حاکم شرعه. وگرنه ایشون هم همونقدر پرته که بقیه حضرات هستند).
https://news.1rj.ru/str/rezababaei43/1224
(و البته صانعی مثال خوبی برای فقیه عمیق نیست. فتاوای سهلترش از عمق فهمش نیست. از لجبازیش با حاکم شرعه. وگرنه ایشون هم همونقدر پرته که بقیه حضرات هستند).
https://news.1rj.ru/str/rezababaei43/1224
Telegram
یادداشتها
دین عمومی و اتوریتۀ عامه
جز چند پیام کوتاه و کلی و چند برنامۀ عبادی ساده، دیگر اجزا و باورهای منسوب به دین، مخلوطی از تاریخ دین و تأملات بشری و فرهنگ زمانه و اجتهاد عالمان و ظنون است. دین در بهترین حالت، پدیدهای الهی – بشری یا به گمان من، بشری – الهی است.…
جز چند پیام کوتاه و کلی و چند برنامۀ عبادی ساده، دیگر اجزا و باورهای منسوب به دین، مخلوطی از تاریخ دین و تأملات بشری و فرهنگ زمانه و اجتهاد عالمان و ظنون است. دین در بهترین حالت، پدیدهای الهی – بشری یا به گمان من، بشری – الهی است.…
❤2
ارزشیها، از فیکهای استخدامی تا حتی اعضای مجمع تشخیص مصلحت که در توعیتر حضور دارند، اومدن غلظت «عدم مشروعیت» رو کم کنن عبارت #ناکارآمدی رو جا انداختن. یعنی نظام مشروع هست اما تشکیلاتش ناکارآمد است. به خیال خودشون آدرس غلط خوبی بود. اما انقدر بد این کار رو کردند که به نفع ما شد. #ناکارآمدی بهتر از هشتگ #بیکفایتی است که اغلب ما به کار میبریم. بیکفایتی غالبا متمرکز بر شخصیتهاست. عنصر بیکفایت رو که جابجا کنی با یک شخص دیگه، امکان اینکه امور به درستی انجام بشه وجود داره. اما در سیستم ناکارآمد هرچقدر هم آدمها رو جابجا کنی، اتفاقی نمیفته. حتی اگر چند نفر ازون آدمها، باهوش و باسواد و باقابلیت باشند. و ازونجایی که وسواس داشتند که هرجا که احتمال میرفت موضوع بره به سمت عدم مشروعیت، موضوع ناکارآمدی رو به عنوان جایگزین پیش بکشند، تقریبا جایی نمونده که خودشون اذعان نکرده باشند که معلول ناکارآمدی نیست! از برگزاری یک نماز جماعت گرفته تا مدیریت یک مسابقه فوتبال تا هندل کردن یک آبگرفتگی تا پوشش رسانهای یک قتل تا موارد کلانتر. در واقع مفت و مجانی در حال ارائه این واقعیت هستند که مشروع یا نامشروع، دستگاه جمهوری اسلامی کار نمیکند که نمیکند!
به قول خارجیها
Its so bad its good.
یعنی انقدر بده که خوبه. اینها هم انقدر بدند در روابط عمومی که شکل خوبی پیدا کرده.
به قول خارجیها
Its so bad its good.
یعنی انقدر بده که خوبه. اینها هم انقدر بدند در روابط عمومی که شکل خوبی پیدا کرده.
❤3
در برگه بیانیه بزرگداشت نبرد نرماندی، ترامپ دیده جای مناسبی برای امضای خودش نیست، رفته اون بالا امضاء زده!
الان اینو به یک روانشناس آمریکایی نشون بدی یه دوجین عیب و ایراد روانی ردیف میکنه برای ترامپ. مثل عقده دیده شدن، جبران ضعفهای درونی با نمایش برتریجویی..! حفظیم همه رو. اما روانشناسها تو کاخ سفید نیستند، ترامپ هست. روانشناسها یه برند جهانی نیستند. ترامپ هست. روانشناسها نمیتونن تو میلیونها نفر هیجان سیاسی ایجاد کنند. ترامپ میتونه. بیشتر روانشناسها لوزرهایی هستند مثل لوزرهایی که بشون مراجعه میکنند. اون بیرون محل نزاع و غلبه گستاخهایی مثل ترامپه.
این امضاء در بالای صفحه نشانه موفقیت نیست، اما نشانه جنس خاصی از روحیهست، که اگه اون روحیه رو نداشته باشی نمیتونی تو میدونی به بزرگی کل جهان حرفی برای گفتن داشته باشی و میلیونها نفرو بکشونی دنبال خودت. یه روانشناس اصلا اینو درک نمیکنه، چون هیچوقت تو چنین رقابتی نبوده و نخواهد بود.
الان اینو به یک روانشناس آمریکایی نشون بدی یه دوجین عیب و ایراد روانی ردیف میکنه برای ترامپ. مثل عقده دیده شدن، جبران ضعفهای درونی با نمایش برتریجویی..! حفظیم همه رو. اما روانشناسها تو کاخ سفید نیستند، ترامپ هست. روانشناسها یه برند جهانی نیستند. ترامپ هست. روانشناسها نمیتونن تو میلیونها نفر هیجان سیاسی ایجاد کنند. ترامپ میتونه. بیشتر روانشناسها لوزرهایی هستند مثل لوزرهایی که بشون مراجعه میکنند. اون بیرون محل نزاع و غلبه گستاخهایی مثل ترامپه.
این امضاء در بالای صفحه نشانه موفقیت نیست، اما نشانه جنس خاصی از روحیهست، که اگه اون روحیه رو نداشته باشی نمیتونی تو میدونی به بزرگی کل جهان حرفی برای گفتن داشته باشی و میلیونها نفرو بکشونی دنبال خودت. یه روانشناس اصلا اینو درک نمیکنه، چون هیچوقت تو چنین رقابتی نبوده و نخواهد بود.
❤7
خیر. چون هر گردی گردو نیست.
یک بیزینس نام ببرید که احمدینژاد راه انداخته باشه و ادارهش کرده باشه! نمیتونید. چون تا حالا این کارو نکرده. چند موقعیت در زندگی احمدینژاد وجود داشته که لازم میشد ریسک کرد؟ تو چندتاشون ریسک کرده؟ احمدینژاد چندبار شکست خورده؟ متأسفم اگه فرق گرد و گردو رو تشخیص نمیدید ولی اینا عیار لیدرها رو مشخص میکنه.
احمدینژاد هیچوقت در خطر از دست دادن همهچیزش نبوده در زندگیش. هیچوقت قمار نکرده. هیچوقت خطر نکرده. هیچوقت تو دل مسائل واقعی نیفتاده. هیچوقت راه حل نساخته. هیچوقت معامله نکرده. یه کارمندی بوده که سر برج حقوق گرفته و رفته خونه. گاهی حقوق استادی، و گاهی حقوق شهرداری، و گاهی حقوق ریاست جمهوری. حتی تجربه شکست هم نداره، و اونی هم که تجربه کرد زیادی بزرگ بود.
باهوشها، برندهها، و لیدرها، زیاد اشتباه کوچک میکنند تا اشتباه بزرگ نکنند. به قول معروف: صدبار از ارتفاع یک متری افتادن، آسیبش کمتره از یک بار از ارتفاع صدمتری افتادن!
لیدرها ممکنه برای مردم دلقکبازی دربیارن، اما هر دلقکی لیدر نمیشه.
یک بیزینس نام ببرید که احمدینژاد راه انداخته باشه و ادارهش کرده باشه! نمیتونید. چون تا حالا این کارو نکرده. چند موقعیت در زندگی احمدینژاد وجود داشته که لازم میشد ریسک کرد؟ تو چندتاشون ریسک کرده؟ احمدینژاد چندبار شکست خورده؟ متأسفم اگه فرق گرد و گردو رو تشخیص نمیدید ولی اینا عیار لیدرها رو مشخص میکنه.
احمدینژاد هیچوقت در خطر از دست دادن همهچیزش نبوده در زندگیش. هیچوقت قمار نکرده. هیچوقت خطر نکرده. هیچوقت تو دل مسائل واقعی نیفتاده. هیچوقت راه حل نساخته. هیچوقت معامله نکرده. یه کارمندی بوده که سر برج حقوق گرفته و رفته خونه. گاهی حقوق استادی، و گاهی حقوق شهرداری، و گاهی حقوق ریاست جمهوری. حتی تجربه شکست هم نداره، و اونی هم که تجربه کرد زیادی بزرگ بود.
باهوشها، برندهها، و لیدرها، زیاد اشتباه کوچک میکنند تا اشتباه بزرگ نکنند. به قول معروف: صدبار از ارتفاع یک متری افتادن، آسیبش کمتره از یک بار از ارتفاع صدمتری افتادن!
لیدرها ممکنه برای مردم دلقکبازی دربیارن، اما هر دلقکی لیدر نمیشه.
❤5
واقعیتی وجود داره در جوامع با عنوان «شرارت اقلیت». در یک مجتمع مسکونی ۲۴ واحدی اگه پیشنهاد بدید برای لابی ساختمان یک دست مبل چرم بخرند، ممکنه دو تا از واحدها قبول نکنند، با این توجیه که خرج اضافهست و مبل میخوایم چکار و فلان و بهمان. بقیه میگن عیبی نداره، هزینه رو به ۲۲ تقسیم میکنیم، یکمی سهم هرکس بیشتر میشه اما اونقدری نیست که در کل قضیه تأثیری بگذاره. در اینجا اقلیت خودشو ایزوله میکنه. اما وقتی هست که اون دو واحد میگن ما هم سهم خودمون رو میدیم اما مبل قهوهای قشنگ نیست، چرم مشکی باکلاستره. در اینجا بقیه میگن مهم خود مبله، ما روی رنگش که تعصبی نداشتیم، حالا این دوتا میگن مشکی بذار مشکی باشه! بدین ترتیب ۲ نفر نظر خودشون رو به ۲۲ نفر تحمیل میکنند. یک تعصب اقلیت، غلبه پیدا میکنه به عدم تعصب اکثریت. فرض کنید اون دو نفر واحدشون رو بفروشن برن. یک نفر غریبه وارد ساختمان میشه. از همه میپرسه «شما بودید که مشکی میپسندید؟»، و همه میگن نه. و غریبه میپرسه «اینجا که همه قهوهای میپسندن، پس چرا مبلتون مشکیه؟».
خیلی از هنجارهایی که شما هرروز رعایت میکنید، همون رنگ مشکی هستند که یه روزی یه اقلیتی گفته باید رعایت بشند و بقیه گفتند «حالا رعایتش زحمتی نداره که، بذار رعایت کنیم».
و اما قسمت «زحمتی نداره» میتونه پیچیده بشه. گاهی رعایت چیزی زحمت داره، اما رعایت نکردنش زحمت بیشتری ایجاد میکنه. مثلا چون اقلیت میتونه دعوا راه بندازه. بنابراین زحمت رعایتش رو به جان میخرند تا از زحمت رعایت نشدنش خلاص بشن. که نمونه بارزش در ایران، حجاب و اختلاط زن و مرده.
عدم آگاهی نسبت به «شرارت اقلیت» و آثاری که میتونن شکل بهمن به خودشون بگیرن، باعث میشه در دراز مدت مردم دچار این خطای محاسباتی بشن که این اشرار، اقلیت نیستند بلکه بیشمارند! (اگه همه مبل مشکی دوست نداشتن که الان این مبل مشکی اینجا نبود)، و متعاقب این خطا، امیدشون رو به شکستن این چرخه معیوب و مسموم از دست بدن.
خیلی از هنجارهایی که شما هرروز رعایت میکنید، همون رنگ مشکی هستند که یه روزی یه اقلیتی گفته باید رعایت بشند و بقیه گفتند «حالا رعایتش زحمتی نداره که، بذار رعایت کنیم».
و اما قسمت «زحمتی نداره» میتونه پیچیده بشه. گاهی رعایت چیزی زحمت داره، اما رعایت نکردنش زحمت بیشتری ایجاد میکنه. مثلا چون اقلیت میتونه دعوا راه بندازه. بنابراین زحمت رعایتش رو به جان میخرند تا از زحمت رعایت نشدنش خلاص بشن. که نمونه بارزش در ایران، حجاب و اختلاط زن و مرده.
عدم آگاهی نسبت به «شرارت اقلیت» و آثاری که میتونن شکل بهمن به خودشون بگیرن، باعث میشه در دراز مدت مردم دچار این خطای محاسباتی بشن که این اشرار، اقلیت نیستند بلکه بیشمارند! (اگه همه مبل مشکی دوست نداشتن که الان این مبل مشکی اینجا نبود)، و متعاقب این خطا، امیدشون رو به شکستن این چرخه معیوب و مسموم از دست بدن.
❤6
زیدآبادی ازینکه نمیدونست محتوای «معامله قرن» چیه ناخنهای خودش رو میجوید. فقط تتو و پرسینگها نیست که آدمها باش برای خودشون تمایز ایجاد میکنند. «تخصص» هم یکی ازون تمایزسازهاست. با فرو رفتن در یک تخصص خاص، میشه خود رو از عوام بالاتر کشید، یا از عوام جدا کرد. زیدآبادی هم به زعم خودش متخصص مسائل فلسطین و اسراییله. اینکه هست یا نه مهم نیست، چون وقت گذاشته براش، بر این باوره که هست. وقتی در موقعیتی خاص، متخصص همونقدر ناتوانه در کسب اطلاعات و تحلیل اطلاعات که عوام هستند، دچار ناهمگونی شناختی میشه. شناختش از خودش اینه که من متمایزم از عوام، اما شواهد بیرونی میگه متمایز نیست، و این دو پارادوکسی ایجاد میکنند که آماده هضمش نیست. و چون آماده هضمش نیست، اوضاع رو اینطور توضیح میده: اون بیرون یه چیزایی جور درنمیاد! (و گرنه من الان باید چیزی بیشتر از شما میدونستم). و اون چیزی که به نظرش جور درنمیاد چیست؟ اینکه اساسا معامله قرن محتوایی ندارد و ترامپ و تیمش همه رو سر کار گذاشتهاند!
من هم جزء عوام هستم و چیزی از معامله قرن نمیدونم، اما برخلاف تصور زیدآبادی فکر میکنم بیمحتوا بودن معامله قرن، از بیبرنامگی تیم ترامپ نیست، بلکه خودش میتونه یه استراتژی باشه. بارها و بارها امتحان شده که هر ایدهای درباره فلسطین از خارج از منطقه خاورمیانه ارائه میشه به حکومتهای منطقه، نسبت بش گارد میگیرند، و اساسا فرصت نمیشه که بررسی بشه کجاش رو میپسندند و کجاش رو قبول ندارند. این معامله میتونه این روند رو معکوس کنه، یعنی اول مشخص بشه هر کدوم از بازیگران اصلی حاضرند چه امتیازی بدهند و چه امتیازی ندهند، و بعد با توجه به آوردهها و نشدنیها، یک محتوا برای معامله تنظیم بشه. نمیدونم واقعا جرد کوشنر و رفقا چنین طرحی در ذهن داشتند یا نه، ولی نه تنها محتمله بلکه معقول هم هست. البته کوشنر پریروز اشارتی داشت که محتوا داره به کدوم سمت میره و گفت فلسطینیها آمادگی لازم برای اداره کردن خودشون رو ندارند. فکر نمیکنم این فقط نظر خودش باشه.. اینو تو مذاکراتی که با رهبران عرب داشته هم ازشون شنیده. من عامی هم میتونم تشخیص بدم که دولتهای عربی حاضر نیستند کشور مستقل فلسطینی تشکیل بشه اما خرجش رو اینها بدن. اگه قرار نیست روی پای خودش بایسته، بهتره بخشی از «ارض» یک کشور عربی باشه.
من هم جزء عوام هستم و چیزی از معامله قرن نمیدونم، اما برخلاف تصور زیدآبادی فکر میکنم بیمحتوا بودن معامله قرن، از بیبرنامگی تیم ترامپ نیست، بلکه خودش میتونه یه استراتژی باشه. بارها و بارها امتحان شده که هر ایدهای درباره فلسطین از خارج از منطقه خاورمیانه ارائه میشه به حکومتهای منطقه، نسبت بش گارد میگیرند، و اساسا فرصت نمیشه که بررسی بشه کجاش رو میپسندند و کجاش رو قبول ندارند. این معامله میتونه این روند رو معکوس کنه، یعنی اول مشخص بشه هر کدوم از بازیگران اصلی حاضرند چه امتیازی بدهند و چه امتیازی ندهند، و بعد با توجه به آوردهها و نشدنیها، یک محتوا برای معامله تنظیم بشه. نمیدونم واقعا جرد کوشنر و رفقا چنین طرحی در ذهن داشتند یا نه، ولی نه تنها محتمله بلکه معقول هم هست. البته کوشنر پریروز اشارتی داشت که محتوا داره به کدوم سمت میره و گفت فلسطینیها آمادگی لازم برای اداره کردن خودشون رو ندارند. فکر نمیکنم این فقط نظر خودش باشه.. اینو تو مذاکراتی که با رهبران عرب داشته هم ازشون شنیده. من عامی هم میتونم تشخیص بدم که دولتهای عربی حاضر نیستند کشور مستقل فلسطینی تشکیل بشه اما خرجش رو اینها بدن. اگه قرار نیست روی پای خودش بایسته، بهتره بخشی از «ارض» یک کشور عربی باشه.