Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.7K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
نمی‌دونم مغزشون واقعا انقد ضعیفه، یا چیزهایی اینجا دارن که نگرانن از دست بدن و مجبورن ادا دربیارن. میگه مخالف جمهوری‌اسلامی هم باشی، موشکِ جمهوری‌اسلامی رو باید موشکِ ایران حساب کنی! .. خب نادان، اگه مخالف جمهوری‌اسلامی‌ام، یعنی چیزهایی که این نظام برای دفاع از خودش تهیه کرده رو متعلق به ایران نمی‌دونم! همونطور که سپاه از انقلاب دفاع می‌کنه، نه از ایران، موشکش هم برای انقلاب ساخته شده، نه ایران. پس نه تنها هر اتفاقی که براش بیفته برام اهمیت نداره، بلکه خوشحال میشم خارجی‌ها بکوبنش.
آخوندزاده‌های بی‌حجاب مقیم کانادا هرچقدر که میخوان زور بزنن، نظر ما درباره اینکه جمهوری‌اسلامی و شبکه آخوندی، ایران رو اشغال کرده، تغییر نمی‌کنه، و برای ضرر و زیانی که نیروهای اشغالگر وطن‌مون متحمل میشن و خواهند شد، دلسوزی نمی‌کنیم.
12
قدیم که پیرمردهای سلطنت‌طلبِ دلسوخته از فرارِ شاه، وقتِ غر زدن از اوضاع مملکت کلمات آخوند و چاه نفت رو تو یه جمله به کار می‌بردن، خیال می‌کردیم خیلی کلیشه‌ای حرف می‌زنند. اما الان آخوندها علنا و بدون هیچگونه تردیدی درباره واکنش‌های ممکن، اعلام می‌کنند که درآمد پتروشیمی‌ها باید مستقیما تعلق بگیره به خودشون! اینکه بیست سی سال پیش انقدر راحت طلب پول نمی‌کردند و الان راحتند، نشان ازین داره که می‌دونند دیگه نظر هیچ ایرانی‌ای درباره‌شون تغییر نخواهد کرد. می‌دونند که الان دو گروه بیشتر وجود نداره: شبکه خویشاوندی خودشون، و بقیه مردم! و گروه دوم تکلیف خودش رو با گروه اول مشخص کرده. پس دیگه تقیه و مارمولک‌بازی مطلقا اثری رو کسی نداره، و حالا که اینطوره بهتره تعارف و تکلف رو کنار گذاشت و رک صحبت کرد. اتفاقا خود مطرح کردن ایده «کشور قم» نشون میده به این آگاهی رسیدن که شکاف بین قم و بقیه ایران دیگه نه انکارشدنیه نه برطرف‌شدنی. خودشون میدونن هم خودشون در جامعه ایرانی وصله ناجورند، هم شهرشون در جغرافیای ایران، وصله ناجوره.
8
میگه جوب‌های ژاپن انقد تمیزه که ماهی‌ها توش زندگی می‌کنن!
چرا نکنن خب؟ به آسفالت نگاه کن، یه قطره روغن روش نیفتاده.
12
تو فرهنگ شرقی، سکوت یک نوع کرامت حساب میشه. میخوان بگن طرف آدم پخته و عالم‌دیده و عارف‌مسلک و بزرگواریه، به کم‌حرف بودنش تأکید می‌کنند. هرچند که خودم، به دلیل سیم‌کشی مغزم که دست خودم نیست، ذاتا کم حرفم، اما شکی ندارم که ما شرقی‌ها چوب این فرهنگ غلط رو زیاد خوردیم. در جایی مثل ایران البته این رو متأثر از تعلیمات مذهبی می‌دونند، که خیلی واضح در احادیث و روایات ما نقش «زبان» در زندگی خیلی منفی تصویر شده، که عامل بیشتر گناهان و بدبختی‌هاست و هرچی انسان کمتر حرف بزنه کمتر مرتکب گناه میشه و ازین قبیل نصایح. اما همون علی بن ابی‌طالب که می‌گفت دهنتون رو ببندید تا به جهنم نیفتید، می‌گفت «سخن بگویید تا شناخته شوید». چرا به این بخشش توجه نشد؟ با حرف زدن شاید اونجوری که مطلوب‌مونه نتونیم منظورمون رو برسونیم، اما بدون حرف زدن جز سوء تفاهم چیز دیگه‌ای ایجاد نمیشه قطعا. مخصوصا در برخورد با مردم سایر فرهنگ‌ها، که عادت ندارند چیزهایی که ما خیلی راحت دستگیرمون میشه رو بفهمن.
یکی ازین خارجی‌ها داستانی رو از تجربه شخصی خودش تو یه سلسله توعیت (که نمی‌تونستم همشو اینجا بیارم) تعریف می‌کنه. میگه دانشجوام و همیشه تو کلاس رو یه صندلی خاص می‌نشستم. یه دانشجوی خارجی که به نظر می‌رسید اهل خاورمیانه باشه و به سختی چهار کلام انگلیسی بلد بود درست بغل‌دست من می‌نشست، و این عادتش بود هرروز اسباب وسایلش رو بریزه رو صندلی من، و هردفعه که من میام لبخند بزنه و بگه عه اومدی تام؟ بعد وسایلشو برداره تا من بشینم. تو دلم می‌گفت عجب آدم بیماریه، می‌بینه من دلم می‌خواد فقط رو اون صندلی بشینم و می‌بینه هرروز میام سراغ همون صندلی، اما باز هرروز وسایلشو می‌چینه روش. اما یه روز قبل ازینکه وارد کلاس بشم می‌خواستم به کسی تلفن بزنم، درِ کلاس نیمه باز بود. از همون جا دیدم نشسته و طبق معمول وسایلشو ریخته رو صندلی من. چند لحظه بعد یکی دیگه اومد که بشینه اونجا. اما این پسره گفت متأسفم، این صندلیِ تامه، وسایلشو گذاشته رفته الان برمیگرده! و من فهمیدم که این بنده خدا تمام مدت داشته صندلی رو برای من نگه میداشته تا کسی تصاحبش نکنه. نه تنها مرض نداشته، بلکه می‌خواسته بام رفیق شه! .. بعد میره یه ناهار مهمونش می‌کنه و صمیمی‌تر میشن. گویا زن و بچه هم داره طرف و ازونجا پول میفرسته براشون. دنبال اینن که یکم کمک مالی براش جور کنن.
اگه اون روز پشت در مشغول تلفن نمی‌شد و اگه لای در باز نبود، هیچوقت نمی‌فهمید دلیل اون رفتار چیه. چون همشهری خاورمیانه‌ای ما بلد نیست حرف بزنه. مشکلش نابلدی در انگلیسی نیست. آدم اگه بخواد حرف بزنه، با قبائل وحشی دور از تمدن که هزاران سال تو جنگل‌های غیرقابل دسترس زندگی کردن هم میتونه ارتباط برقرار کنه.‌ ما بلد نیستیم از خودمون بگیم، که چرا فلان حس خاص رو داریم و بهمان رفتار رو داریم انجام میدیم، این کاری که می‌کنیم تو فرهنگ‌ ما چه معنی‌ای داره، چرا ناراحتیم، چرا هیجان‌زده‌ایم، چرا عصبانی هستیم. و بعد که دومینویی از سوء تفاهم‌ها دور زد و خورد به پس کله‌مون، تعجب می‌کنیم که این بلاها داره از کجا به سرمون میاد!
12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هشدار: صحنه خشن.

این وضعیت سوریه‌ست. ممکنه بگن دولت به کل کشور مسلط شد، اما انتحاری‌ها و تک‌تیراندازها حالا حالاها تموم نمیشن.
کشته شدن فرمانده سوری، توسط تک‌تیرانداز. یرموک.
وزیر بهداشت در حال معاینه دختر قربانی اسید پاشی بش میگه «باید قوی باشی..». این قوی بودن چه مفهومی داره اینجا؟ وقتی میگیم باید قوی بود که مسیرهای مختلفی هست، بعضی‌هاشون به جاهای خوبی نمیرسن ولی راحت‌ترن. ما باید قوی باشیم و مشکلات راه سخت‌تر رو تحمل کنیم. برای کسی که صورتش رو از دست داده و حتی دیگه غدد اشکی هم براش نمونده که بتونه گریه کنه، چه مسیر راحت‌تری وجود داره که نیاز به قوی بودن نداشته باشه؟ یا باید رگ دستشو بزنه و خلاص شه، یا به زندگی با همین وضعیت ادامه بده. و چون اغلب مردم یا نمیخوان بمیرن یا جرئت نمی‌کنن خودشون رو بکشن، تنها گزینه باقی‌مونده اینه که به زندگی با همین وضعیت ادامه بده. در جبری‌ترین حالت ممکن، قوی بودن یا نبودن دیگه اهمیتی نداره.
من اگه بالاسرش بودم می‌گفتم آدمی که قبلا بودی مُرد، فراموشش کن، ازین به بعد خدا بت اجازه داده در قالب یک آدم دیگه زندگی کنی، این آدم جدید یه جور دیگه باید زندگی کنه.
خیلی خشنه؟ عیب نداره. خشن باشه ولی هدف داشته باشه، بهتر ازینه که مهربون باشه اما پوچ. باید واقعیت رو پذیرفت، آتئیسم این جور وقت‌ها فلج میشه. کسی که فکر می‌کنه خدا براش برنامه جدیدی طراحی کرده، بهتر با وضعیت کنار میاد‌. این نگاه، ده‌ها هزار ساله که بدردمون خورده‌.
12
فقط عرزشی‌ها نیستند که تو نظرسنجی‌هایی که خودشون میذارن ضایع میشن. مخالفان ترامپ هم با مشکل مشابهی مواجهند.
همه جای دنیا دست بلند کردن روی مأمور قانون، جرمی نابخشودنیه، و جایی مثل آمریکا میتونه به مرگ مجرم منتهی شه. می‌تونید هرچقدر که دلتون بخواد فحش رکیک نثار پلیس کنید، اما هر حرکتی که نشون بده قصد زدنش رو دارید بش مجوز میده تا به سمت‌تون شلیک کنه. قاعدتا مامور نیروی‌انتظامی ایران هم باید چنین حساسیتی رو داشته باشه، اما دقیقا برعکسه. بیشتر ازینکه دست روش بلند کنن یا هلش بدن، ازین عصبانی میشه که بش بگن «بی‌شرف». دلیل این اختلاف ۱۸۰ درجه‌ای مامور ایرانی با ماموران متعارف جهانی چیه؟ احتمالا علتش اینه که مأمور ایرانی، مأمور قانون نیست در واقع، نگهبان نظامه. و خودش میدونه برای تصاحب این موقعیت مجبور شده شرفش رو کنار بذاره. پلیس آمریکا اهمیتی نمیده که جوونا داد بزنن تو صورتش و بش بگن حرومزاده! یا بگن آشغال! چون میدونه حرومزاده نیست، و میدونه که آشغال نیست. اما مأمور ایرانی کنترل خودش رو از دست میده وقتی بش میگن بی‌شرف، چون میدونه که دارن درست میگن. اون مأمور هیچ دلسوزی‌ای برای نظام نداره، فقط دلش برای خودش میسوزه، اما چون راه نجات نداره، مجبوره با خشونت اون «حس دلسوزی برای خود» که داره از درون میخورتش رو خفه کنه.
20
تناقض بانمکیه که بنرهایی که در شهر نصب کردند که روش نوشته «ساخت ایران بخریم، ایران ساخته می‌شود» روی پارچه‌ای چاپ شده که از خارج میاد، با جوهری چاپ شده که از خارج میاد، با پرینتری چاپ شده که از خارج میاد، و با نرم‌افزاری طراحی شده که ساخت خارجه که روی کامپیوتری نصب شده که همه قطعاتش از خارج اومده.
14
تجربه‌م میگه به هیچ ترجمه‌ فارسی نباید اعتماد کرد، و وقتی متنی رو می‌بینم که پایینش منبع رو نوشته وقتم رو تلف نمی‌کنم و مستقیم میرم متن انگلیسی رو می‌خونم. اما بعضی‌ها مرزهای ترجمه رو چنان جابجا می‌کنند که دیگه نمیشه فهمید این متن چه ربطی به اون متن داره.
لینک رو میذارم براتون. بعیده حوصله کنید و پست رو تو پلاس بخونید، و بسیار بعیدتره که حوصله کنید مقاله اصلی که تو نیویورکره و مثل خیلی از مقالات نیویورکر به طرز اعصاب خوردکننده‌ای طولانیه رو بخونید. اما خلاصه‌ش اینه که مقاله نویس نیویورکر یه گزارش خلاصه نوشته ازین که چی شد که جنگ ویتنام رو راه انداختیم و بعدش چه اتفاقاتی افتاد و به این می‌پردازه که قبل از آتش‌بازی، چقدر کار سیاسی انجام شده بود اما به خاطر بعضی تصورات غلط به شکست منجر شد و در نهایت جنگ اجتناب ناپذیر شد. بعد این دوست‌مون اومده روش اسکی ضدامپریالیستی بره و در این حین پنجاه بار از عبارت «جنگ نرم» استفاده کرده.. چیزی که حتی برای نویسندگان لیبرال نیویورکر هم عبارتی کاملا نامفهوم و بی‌معنیه، و هیچ جای دنیا جز از پشت تریبون‌های جمهوری‌اسلامی شنیده نمیشه.
باید امیدوار بود اونایی که انقدر اهل خواندن هستن که برای متن‌هایی ازین دست وقت بذارن، انقد سواد دارن که منبع رو هم بخونند. اما باید پرسید: یعنی انقدر در ابراز نظر شخصی خودتون دچار کمبود اعتماد به نفس هستید که لینک یک مقاله خارجی رو بش الصاق می‌کنید؟

https://plus.google.com/+AmirANasrii/posts/fk1nTG3X1sZ
6
از اسناد دولت آمریکا به طور تصادفی! یه فایل درز کرده که نشون میده روی کنترل ذهن افراد به کمک امواج آنتن‌های موبایل تحقیق میکردن. ظاهرا میتونه هدف رو روانی کنه. من باور نمی‌کنم ولی یکم مشکوکه کل قضیه.
چند روز پیش یه خبرنگار روس که مخالف حضور نظامی روسیه در سوریه بود خودشو از تراس هتلش انداخت پایین و کشته شد. الان که خبر این فایل مشکوک درباره کنترل ذهن رو دیدم یاد اون بنده خدا افتادم. اگه حقیقت داشته باشه می‌تونن یه دستگاهی تو اتاقش یا حتی بیرون از اتاقش نصب کنن که با فرکانس خاصی از امواج، در طول مثلا چند روز فرد رو دچار توهمات و افسردگی کنه تا جایی که طرف مرگ رو به زندگی ترجیح بده. از ترور با گلوله و پلوتونیوم ضعیف شده و این چیزها خیلی تر و تمیزتره. و چون خودش فاعله، نمیشه کسی رو متهم کرد.
اما یک دلیل هست که میشه ازش نتیجه گرفت این تکنولوژی هیچوقت در عمل کار نکرده، و اگه هم کرده در حد شکنجه روحی-ذهنی بوده، نه کنترل. اینکه شما یه بلایی سر فرد بیاری که کاری که مطلوبته انجام بده اسمش کنترل نیست. هزاران ساله که داره انجام میشه، با وسایلی خیلی ابتدایی مثل چاقوی گداخته شده! کنترل یعنی بدون اینکه طرف احساس ناراحتی کنه، فکرش رو تغییر بدی. اگه واقعا چنین قابلیتی وجود داشت، جمهوری‌اسلامی همه قلک‌هاشو میشکست و با هر مقدار پولی که در اختیار داشت این تکنولوژی رو می‌خرید، و بعد روی ذهن مردم استفاده‌ش می‌کرد تا انقدر نفرت نداشته باشند از نظام، آخوندها رو دوست داشته باشند، حجاب رو رعایت کنند، از تلگرام بریزن بیرون، و برای وضع معیشت و کم‌آبی نریزن بیرون!
همینکه جمهوری‌اسلامی تو این وضعیت گیر کرده، یعنی این تکنولوژی وجود خارجی نداره هنوز.
12
- دارن ما آروم آروم تو ماهیتابه میپزن
- این قابلمه‌ست بابا
- این کتریه خره

حکایت بعضی از بحث‌های سیاسی
13
«ستاد اقامه نماز» یه زیرمجموعه داره به نام «مرکز تخصصی نماز» که اونم یه زیرمجموعه داره به نام «گروه پژوهشیِ دعوت به نماز» که وظیفه‌ش اینه که در «کاری عمیق! علل ترک نماز را به ‌دست آورده و در راستای آن، به دنبال دست‌یابی به راه‌کارهای اساسی باشد».
سر آدم درد می‌گیره ازین‌ همه خیانت به بیت‌المال.
12
از زندانی شدن نتیجه می‌گیره که باید امیدوار بود! یعنی اینکه هنوز مثل اردوگاه آشوویتز با گاز خفه‌مون نمی‌کنن امیدوارکننده‌س؟
به عنوان یک اکانت فیک میگم این دیگه فعالیت سیاسی نیست، یک نوع بیماری روانیه
🤔3
وسط هیاهوی کازرون و رقص مشهد و کتک‌کاری گشت ارشاد، سعی می‌کنن خبر زندانی شدن جلائی‌پور رو تو فضای مجازی زنده نگه دارن، ورشکسته‌های بی‌آبرو. والله که برای ما مردم عادی اهمیتی نداره این خبر. اصلاح‌طلبانی که انقدر راحت رفت‌آمد دارن به زندان‌های نظام که پز «بار اولش نیست» رو میدن، لنگ توجه ما نیستن، برای آزادی کافیه یکی از بستگانشون لابی کنه، یا در نهایت آدم بفروشن، که انجام هر دو براشون راحته.
4
حالا به مدیری گیر بدی که چرا حمید هیرادو گنده کرد یه چیزی، اما شورای ارشاد چیه اون وسط؟ بالاخره سانسور رو قبول دارید یا ندارید؟ تیغ سانسور و بایکوت فقط اگه نون شما رو ببره بده؟
🤔2
اینکه یه خواننده‌ای سر تا پا چرنده یا نیست رو باید مخاطب تعیین کنه. اگه فالش میخونه اما باز میرن کنسرتش، یعنی همینقدر چرند که هست میخوانش، حالا به هردلیلی. بیزینس همینه، تا وقتی تقاضا هست، کار ادامه پیدا می‌کنه. هیچ جای دنیا جمع نمیشن دور هم تصمیم بگیرن که باید اجازه داد یک کنسرت چرند برگزار بشه یا نه. جناب پرواز همای نظرشون درباره DJ ها چیه؟ تورهایی که اینا تو شهرهای مختلف دنیا اجرا می‌کنن مجموعا میتونه میلیون‌ها نفر رو جذب کنه، در حالی که موسیقی اجرا شده از نظر هنری، آشغالی بیش نیست، و به قول یک کاردانی، اسمش نویزه، نه موسیقی. اجراکننده‌شون هم اغلب شخصیت‌هایی نابود، و معتاد به مواد یا الکل هستند. (که دیروز یکیشون به نام Avicii به خاطر افراط در نوشیدن در سن ۲۸ سالگی دار فانی را وداع گفت، و روحش شاد). اما حتی اون کشورهایی که نخبه‌های موسیقی دنیا رو پرورش دادن هم شورا تشکیل نمیدن که جلوی این «نویز»ها رو بگیرن. چون طبیعتش اینه که اگه امروز جلوی چرند هیراد رو بگیرن، فردا یکی پیدا میشه که بگه باید جلوی پرواز همای رو هم گرفت.
اگه هم موضوع اختصاص سالنه، باید برید یه راهکار پیدا کنید که نیاز به رقابت نداشته باشید، مثل اتریش که دولتش سوبسید میده تا اونایی که کلاسیک کار می‌کنن همیشه بتونن سالن داشته باشن. ولی حتی اگه فرض کنیم چتر حمایتی اتریشی رو هم اجرا کردیم، آقای همای مطمئنه که صلاحیت قرار گرفتن زیر اون چتر رو داره؟
8
در راستای اینکه چقدر پرتیم از اقتصاد دنیا یه نمونه دیگه پیدا کردم: شرکت پایلوت فلائینگ!.. اینا کارشون اینه که تو جاده‌های پرتردد مراکز رفاهی برای رانندگان کامیون‌ها و تریلرها احداث کنند، و همین یه شرکت تا حالا ۷۵۰ ایستگاه زنجیره‌ای (و شایدم بیشتر) ازین دست درست کرده. تو این مراکز تریلی‌ها می‌تونن سوخت بزنن، راننده‌ها می‌تونن عضو باشگاهش بشن و از تخفیف سوخت برخوردار بشن (حتی اپ موبایل و کارت تخفیف درست کرده!)، می‌تونن شبانه‌روزی تریلی‌شون رو پارک کنن، یا از قبل رزرو کنن. در کنارش فروشگاهی که همه‌چی داره بعلاوه رستوران‌هایی که همه‌‌جور غذایی درست می‌کنه هم وجود داره. حتی غذاهای خونگی. حمام عمومی هم هست تا راننده‌ها دوش بگیرن، و خشکشویی هم هست تا لباساشون رو تمیز کنن.‌ کارواش مخصوص تریلی هم دارند اگه کسی خواست. تعمیرگاه مختص تریلی هم تعبیه شده، با تکنیسین‌هایی که آموزش دیده‌ن و مدرک گرفتن، تازه اگه تریلی وسط راه خراب شد میتونی زنگ بزنی تا بیان در محل درستش کنن و اگه نمیشد بیارنت تا ایستگاه! اینترنت پرسرعت هم اخیرا فراهم کرده. یه سری شرکت هم که کارشون خدمات دادن به راننده‌های حرفه‌ای هم جمع کرده اونجا، مثلا اونایی که خدمات باسکول ارائه میدن، یا نمایندگی برندهای لاستیک‌سازی، یا مثلا یه شرکت هست که برق AC شهری میاره تا دم کابین تریلی و راننده می‌تونه موتور رو خاموش کنه اما از کولر گازی استفاده کنه و راحت بگیره بخوابه تو ماشینش. اگه کسی خواست سالن ورزش هم هست، که مربی هم داره، و اگه محیط اطراف ایستگاه طبیعت خوبی داشته باشه میتونن با راهنمایی مربی صبح پاشن برن بدوئن! تا چربی‌هایی که پشت فرمون دور شکم‌شون جمع شده آب بشه.
میلیون‌ها دلار گردش مالی دارن در سراسر آمریکا، در حالی این بیزینس عملا در ایران تعریف نشده‌ست!

https://pilotflyingj.com
آخوند: قم باید کشور بشه
مردم: زر نزن
آخوند: تلگرام خر است
مردم: چیرا؟
آخوند: چون میذاره جوابمو بدین
7