ما درباره فجایعی که دخالت دولت در امور مردم ایجاد میکنه مینویسیم ولی در همه اونها با دولتهای نرمال سر و کار داریم. یعنی دولتهایی که از مالیاتدهنده میدزدند تا مثلا برای بیخانمانها سرپناه بسازند، که اغلب به اندازه یک هتل پنجستاره خرج میذارن روی دست مردم. ولی در ایران، حتی با چنان دولتی هم روبرو نیستیم، بلکه با یک موجود بیمعنی و زشت مواجهیم. دولتهای دزد و بیکفایت غربی و شرقی، هرچه که هستند مدرن هستند، ولی در ایران با دولتی مواجهیم که متعلق به ۷۰۰ سال پیش است! و این باید در تمامی بحثها لحاظ بشود. در تمامی بحثها.
❤3
مدرسه ما یک مدرسه نرمال نبود. جایی بود که از ترکیب دو وضعیت همزمان بوجود اومده بود. هم فضای آموزشی شهر جوابگوی جمعیت ما نبود، هم عدهای احساس کرده بودند باید درسنخوانهای مدارس رو در جایی خاص جمع کرد. نتیجه شد یک آلکاتراس آموزشی که برای کسی که دنبال درس بود یک شکنجهگاه بود، و برای بقیه یک تفرجگاه حیوانی که البته با استرس همراهه. ما اولین مدرسه شهر بودیم که جوش دادن ورق آهن سیاه به پنجره رو کلید زد، چون یکی از بچهها از لای پنجره پودر پفک رو طوری با سرعت باد تنظیم کرده بود که بریزه روی مقنعه یک دختر در حال عبور از خیابان! که البته بهانه بود. میخواستند کسبه صدای نعرههای خروجی از کلاسها رو نشنوند. صدای مدرسهها، آزاردهندهست. ولی صدای مدرسهای که با پسرهای مَرد و دیوانه پر شده، یک موضوع دیگهست. معاون با من محترمانه برخورد میکرد. تیپ قاسم سلیمانی رو داشت.. دائما مشغول بازنمایی جذبهای پوک، که میخواد وانمود کنه در عین صلابت، یک عارف محرابنشینه!.. بش گفتم من نمیگم چوب و پلاستیک اینجا دوام میاره، ولی شما دارید همهچیز رو جوشکاری میکنید. جوش یعنی قراره حالا حالاها همینطور بمونه. این معنیش این نیست که نمیدونید باید چیکار کرد؟ خوشحال بود که ازش انتظار نداشتند جواب سوال من رو بده. چون وظیفه سازمانیش این شده بود که این پسرهای وحشی تا قبل از ساعت ۱۲ ظهر وارد خیابان نشوند!
این اطراف تقریبا بانکی باقی نمونده که تمام نمای شعبهش رو با ورقهای آهن سیاه نپوشونده باشه. انگار مشکل مدرسه ما، مثل یک ویروس از مدرسهمون خارج شده و کل ایران رو گرفت! همه در حال جوشکاریاند، و این یعنی اعلام علنی این خبر که «ما راه حل نداریم». اما اقدام بانک پاسارگاد حتی از استانداردهای اینکآخرالزمانی مدرسه ما هم فراتر رفته.. اینها به جای ورق آهن سیاه که زشت و بدترکیب و آسیبپذیر در برابر زنگزدگیه، از کامپوزیت خاکستری تیره که با رنگبندی نمای شعبههاش همخوانی داشته باشه استفاده کرده! من نمیدونم عکاسها بینالمللی کجا هستند.. اینجا داره اتفاقاتی میفته که از بیشتر حوادث قرن بیستم عجیبتره. یک بانک چنان مطمئنه از آینده تیره و ناامن و نامعلوم، که نه تنها مسدود کردن پنجرهها رو به عنوان یک واقعیت پذیرفته، بلکه چنان پذیرفته که براش طراحی دکوراتیو انجام داده!!
این اطراف تقریبا بانکی باقی نمونده که تمام نمای شعبهش رو با ورقهای آهن سیاه نپوشونده باشه. انگار مشکل مدرسه ما، مثل یک ویروس از مدرسهمون خارج شده و کل ایران رو گرفت! همه در حال جوشکاریاند، و این یعنی اعلام علنی این خبر که «ما راه حل نداریم». اما اقدام بانک پاسارگاد حتی از استانداردهای اینکآخرالزمانی مدرسه ما هم فراتر رفته.. اینها به جای ورق آهن سیاه که زشت و بدترکیب و آسیبپذیر در برابر زنگزدگیه، از کامپوزیت خاکستری تیره که با رنگبندی نمای شعبههاش همخوانی داشته باشه استفاده کرده! من نمیدونم عکاسها بینالمللی کجا هستند.. اینجا داره اتفاقاتی میفته که از بیشتر حوادث قرن بیستم عجیبتره. یک بانک چنان مطمئنه از آینده تیره و ناامن و نامعلوم، که نه تنها مسدود کردن پنجرهها رو به عنوان یک واقعیت پذیرفته، بلکه چنان پذیرفته که براش طراحی دکوراتیو انجام داده!!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
افراد ناشناس که معلوم نیست از کجا آمدهاند؟ من به شخص نمیشناسمشون ولی میدونم از کدوم محلهها اومده بودند جناب رییسجمهور سابق. شما که «از بطن مردم» هستید چطور نمیدونید؟
Anarchonomy
افراد ناشناس که معلوم نیست از کجا آمدهاند؟ من به شخص نمیشناسمشون ولی میدونم از کدوم محلهها اومده بودند جناب رییسجمهور سابق. شما که «از بطن مردم» هستید چطور نمیدونید؟
کسانی که برای میرحسین اشک میریختند باید اعتراف کنند که احمدینژاد خیلی بهتر ازونها میرحسین رو میشناخت، و اونهایی که خاتمی براشون یک روزنه امید بود باید اعتراف کنند احمدینژاد خیلی بهتر ازونها خاتمی رو میشناخت، و اونهایی که به روحانی رأی دادند باید اعتراف کنند احمدینژاد خیلی بهتر ازونها روحانی رو میشناخت، حتی اگه این اعترافها غرورشون رو خدشهدار کنه. اما شناخت کاملتر احمدینژاد از شبکه الیگارشی، او رو در موضع بالاتری نسبت به بقیه قرار نمیده. نسبت یک فرد با این شبکه خبیثه فقط در عملی که له یا علیه این شبکه انجام میده مشخص میشه. ما در عمل ضدیت با این شبکه رو نمیبینیم. این ازین جهت مهمه که هرچند خود احمدینژاد تمامشدهست اما بیاناتش رو احتمالا از دهان افراد دیگری خواهید شنید در آینده، و نباید گذاشت اون شارلاتانهای بعدی کسی رو با ژست آنتیالیگارشی فریب بدن. موضع ایشون در برابر شورشهای خیابانی در راستای اهداف الیگارشیه. هر دو دارند میگن کسانی که بانک آتش میزنند یا چیزی رو تخریب میکنند «عدهای افراد ناشناس که معلوم نیست از کجا آمدهاند» هستند. تنها تفاوت با روایت حکومتی اینه که صداسیما میگه اینها مزدور پهلویها و رجویها هستند، و ایشون میگه اینها مزدوران خود دولت و وزارت اطلاعاتش هستند! ازونجایی که بهتر از رأیدهندگان به روحانی میدونه این موجود امنیتی-اطلاعاتی چه جانور خطرناکیه، طبیعیه که این نسبت رو بشون بده، و میتونه واقعیت هم داشته باشه. اما هرچه که در زیر آسمان رخ میدهد، اون هم در فضای آشوب، جزیی از برنامه تشکیلات اطلاعاتی-امنیتی نیست، و نمیتواند هم باشد. احمدینژاد برای مثلا روشنگری درباره خوی ضدمردمی این دولت و رییسش، بخشی از مردم رو از بدنه مردم جدا میکنه و میندازه کنار. ولی اونها جداشدنی نیستند. کسانی که سنگ پرت میکنند، شیشه میشکنند، کوکتلمولوتف میندازند، رنگ میپاشند، کتککاری میکنند، آتشسوزی به پا میکنند، جزیی از مردمند. در آشوبهای فرانسه و اسپانیا و هنگکنگ و حتی بولیوی هم اینها جزیی از مردمند (کسی در این کشورها نمیگه اینها ناشناسند و معلوم نیست از کجا آمدهاند!). بهمریختن اوضاع، واکنش طبیعی کسانیه که اوضاع علیهشون تنظیم شده! و این طبیعت باید به رسمیت شناخته بشه. یا شما همه مردم رو که شامل افرادی که رفتار تند و غیرقابل پیشبینی دارند به صورت یک پکیج کامل به رسمیت میشناسی و توان آرامکردن، و سپس اقناع کردن، و سپس راضی کردن و سپس همراه کردن اینها را داری، یا دلیلی نداره جدی گرفته بشی.
❤5
گفته میشه توسعه اینترنت داخلی (که حتی خود وزیر هم این ترکیب اسمی رو مضحک میدونه) با این هدف بود که در آینده به دفعات بیشتر و با مدت طولانیتر اینترنت رو قطع کنند!
واقعا این برداشتها باعث تأسفه، چون نشون میده مردم باور کردهاند که ما اینترنت داریم، و ممکن است گاهی قطع شود!.. در حالی که نداریم! هموطنان عزیز، برادر، خواهر، پدرجان، مادرجان، رفیق، همشهری، ما خیلی وقته اینترنت نداریم. با فیلترینگی که بین ما و شبکه جهانی قرار گرفته، و با قصور عمدی در افزایش پهنای باند بینالمللی، و باوجود تحریمها، عملا ما متصل به جهان نیستیم. مردم خبر ندارند که حتی دسترسی مردم نیجریه قابل مقایسه با مردم ایران نیست. آن چیزی که قطع میشود و متوجه فقدانش میشویم در واقع «امکان ارتباط با بقیه ایرانیان، بدون نظارت حکومت» است. این چیزی که بولد نوشتم برای ما خیلی مهم است، ولی اینترنت فراتر ازینهاست.
مثل اینه که گروگانها در تاریکی نشسته باشند و ناگهان یک چراغ اضطراری که فقط بیست سانت اطرافش رو از تاریکی مطلق خارج میکنه روشن بشه... و بگن «برق اومد». کدوم برق دیوانه؟ در لیست اعضای کانال من صدها نفر بودند که آخرین باری که تلگرام رو چک کرده بودند آخرین روز قبل فیلترشدنش بوده! (وگرنه آمار بازدید هر پست بیشتر ازینها میشد). برای اونها خیلی وقته که تلگرام قطعه.
واقعا این برداشتها باعث تأسفه، چون نشون میده مردم باور کردهاند که ما اینترنت داریم، و ممکن است گاهی قطع شود!.. در حالی که نداریم! هموطنان عزیز، برادر، خواهر، پدرجان، مادرجان، رفیق، همشهری، ما خیلی وقته اینترنت نداریم. با فیلترینگی که بین ما و شبکه جهانی قرار گرفته، و با قصور عمدی در افزایش پهنای باند بینالمللی، و باوجود تحریمها، عملا ما متصل به جهان نیستیم. مردم خبر ندارند که حتی دسترسی مردم نیجریه قابل مقایسه با مردم ایران نیست. آن چیزی که قطع میشود و متوجه فقدانش میشویم در واقع «امکان ارتباط با بقیه ایرانیان، بدون نظارت حکومت» است. این چیزی که بولد نوشتم برای ما خیلی مهم است، ولی اینترنت فراتر ازینهاست.
مثل اینه که گروگانها در تاریکی نشسته باشند و ناگهان یک چراغ اضطراری که فقط بیست سانت اطرافش رو از تاریکی مطلق خارج میکنه روشن بشه... و بگن «برق اومد». کدوم برق دیوانه؟ در لیست اعضای کانال من صدها نفر بودند که آخرین باری که تلگرام رو چک کرده بودند آخرین روز قبل فیلترشدنش بوده! (وگرنه آمار بازدید هر پست بیشتر ازینها میشد). برای اونها خیلی وقته که تلگرام قطعه.
یکی از همدهاتیهای ما وقتی در بستر مرگ افتاد فرزندان و اطرافیان رو جمع کرد که وصیت کنه، و در انتها گفت ۱۵ سال! هم نماز قضا دارم، برام بخونید! یکی از حضار گفت عذر میخوام پدرجان، چیزی هم خوندی خودت؟
رهبر انقلاب هم طوری موعظه میکنه درباره آینده ایران که انگار خیلی عادیه که بیش از ۳۰ سال هر فرصتی برای بهبود اوضاع وجود داشته رو به باد داده و حالا میخواد جانشینانش و مسئولان آینده همه اونها رو قضا کنند!.. باید ازش پرسید ازین «باید اینطور بشود»هایی که میگی، چقدرش رو خودت انجام دادی که بقیهش که انتظار داری بقیه انجام بدن شده انقدر؟ صرفا جهت مثال، یک مثنوی افاضات دارند درباره بهبود وضع کسب و کار. یک مورد، فقط یک مورد به من نشان بدهید که شخصا پیگیر حذف موانع کسب و کار شده باشه. از قضا در همهچیز سررشته داره، غیر از مسائلی که با معیشت مردم در ارتباطند.
رهبر انقلاب هم طوری موعظه میکنه درباره آینده ایران که انگار خیلی عادیه که بیش از ۳۰ سال هر فرصتی برای بهبود اوضاع وجود داشته رو به باد داده و حالا میخواد جانشینانش و مسئولان آینده همه اونها رو قضا کنند!.. باید ازش پرسید ازین «باید اینطور بشود»هایی که میگی، چقدرش رو خودت انجام دادی که بقیهش که انتظار داری بقیه انجام بدن شده انقدر؟ صرفا جهت مثال، یک مثنوی افاضات دارند درباره بهبود وضع کسب و کار. یک مورد، فقط یک مورد به من نشان بدهید که شخصا پیگیر حذف موانع کسب و کار شده باشه. از قضا در همهچیز سررشته داره، غیر از مسائلی که با معیشت مردم در ارتباطند.
جرمی کلارکسون که نمیتونه قوانین فیزیک رو تغییر بده. هرکاری که انتظار داری ماشین برات انجام بده، باید انرژیش رو تأمین کنی. «بیشتر گاز دادن» یعنی مصرف بیشتر سوخت، نه کمتر.
اساسا ایده هیبرید بر این مبنا بود که موتور درونسوز حتی وقتی ما نمیخوایم یا نمیتونیم حرکت داشته باشیم یا باید خیلی کند حرکت کنیم، باید در حال کار باشه و این کارش سوختی مصرف میکنه که از یه حدی کمتر نمیشه (مثلا نمیشه کاری کرد فقط ۱۰ دور در دقیقه بچرخه). با ذخیره این کارِ انجام شدهِ اجتنابناپذیر در باتری، میشه بعدا برای حرکت ازش استفاده کرد. اما وقتی قراره با سرعت صدکیلومتر در ساعت به سمت مشهد جابجا بشی، همه کار موتور صرف اون جابجایی با اون سرعت میشه و چیزی نمیمونه که بخوایم پسانداز کنیم.
مسافتی که رسما اعلام میکنند ماشین هیبرید میتونه صرفا با باتری طی کنه هم خیلی جدی نگیرید. اگه مثل یک خانوم دکتر پنجاه ساله برانی، هر کیلومتر ۲۰۰ وات مصرف میشه، اما کافیه شبیه یک راننده که کمی عجله داره رانندگی کنی تا بشه ۴۵۰ وات به ازای کیلومتر.
اساسا ایده هیبرید بر این مبنا بود که موتور درونسوز حتی وقتی ما نمیخوایم یا نمیتونیم حرکت داشته باشیم یا باید خیلی کند حرکت کنیم، باید در حال کار باشه و این کارش سوختی مصرف میکنه که از یه حدی کمتر نمیشه (مثلا نمیشه کاری کرد فقط ۱۰ دور در دقیقه بچرخه). با ذخیره این کارِ انجام شدهِ اجتنابناپذیر در باتری، میشه بعدا برای حرکت ازش استفاده کرد. اما وقتی قراره با سرعت صدکیلومتر در ساعت به سمت مشهد جابجا بشی، همه کار موتور صرف اون جابجایی با اون سرعت میشه و چیزی نمیمونه که بخوایم پسانداز کنیم.
مسافتی که رسما اعلام میکنند ماشین هیبرید میتونه صرفا با باتری طی کنه هم خیلی جدی نگیرید. اگه مثل یک خانوم دکتر پنجاه ساله برانی، هر کیلومتر ۲۰۰ وات مصرف میشه، اما کافیه شبیه یک راننده که کمی عجله داره رانندگی کنی تا بشه ۴۵۰ وات به ازای کیلومتر.
هیچ هدفی جز فریب افکار عمومی برای این جور نمودارها نمیشه متصور بود. متوسط مصرف سوخت در خودروهای تولیدشده در چین در سال گذشته ۵ ممیز ۸ دهم لیتر در صدکیلومتر بود، در حالی که در آمریکا این عدد حدود ۹ و نیم لیتره. اما ۴۳ درصد ماشینهای فروخته شده در آمریکا وانت هستند! و در بین اونهایی که وانت نیستند تعداد بسیار زیادی شاسیبلند هستند. سرانه مصرف بدون در نظر گرفتن تعداد ماشینها، سرانه مالکیت ماشینها، ترکیب نوع ماشینها، شرایطی که اون ماشینها دارند کار میکنند، سایز خانوادهها، مسافت طی شده یا قابل طی شدن، نقش حمل و نقل عمومی در کل جابجاییها، پراکندگی جمعیتی و خصوصیات و وسعت جغرافیایی کشور، یک داده گمراهکنندهست.
https://news.1rj.ru/str/esfahaneconomy/9757
https://news.1rj.ru/str/esfahaneconomy/9757
اگه دولت چین به شما پناهندگی بده تا بتونید از ایران فرار کنید به شرط اینکه اجازه نداشته باشید هیچوقت از چین خارج بشید، قبول میکنید؟
Anonymous Poll
83%
نه، نمیتونم.
17%
بله، مشکلی نداره.
نه ۵۵۰ سال پیش، بلکه همین ۵۵ سال پیش، مأموران دژبان میاومدن پسر جوان خانواده رو میبردن برای خدمت اجباری، و میرفت تا ۲ سال بعد، و شاید سه سال اگه اتفاقاتی میفتاد. دو سال تمام نه خبری، نه تلفنی، نه نامهای. هر آن ممکن بود جنازهش بیاد، با اینکه جنگی در جریان نبود. وقتی برمیگشت اینجور حساب میکردند که مرده بوده و خدا دوباره زندهش کرده. چطور این مردم احساساتی اون زندگی رو تاب آوردند پس؟
سال ۸۸ یکی از جانبازان پناهنده در اروپا بم گفت بپر تو یکی از سفارتها، بگو لباسشخصیها افتادن دنبالم، بعد پناهندگی بگیر. گفتم من نمیتونم اینکارو بکنم. گفت پس هنوز به اینجات نرسیده!
تنها فاکتور تعیینکننده اونجاست.. اون ارتفاعی که خرخره قرار گرفته. نه احساسات.
سال ۸۸ یکی از جانبازان پناهنده در اروپا بم گفت بپر تو یکی از سفارتها، بگو لباسشخصیها افتادن دنبالم، بعد پناهندگی بگیر. گفتم من نمیتونم اینکارو بکنم. گفت پس هنوز به اینجات نرسیده!
تنها فاکتور تعیینکننده اونجاست.. اون ارتفاعی که خرخره قرار گرفته. نه احساسات.
❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شهرهای چین دنبال بهانه هستند تا از تکنولوژی استفاده بیشتری ببرند، و در این مورد: ایجاد مانع لیزری و لامپهای الئیدی برای عابران پیاده تا وقتی چراغ برای ماشینها سبزه از خطکشی عبور نکنند!
ضمن یادآوری اینکه همین کارها نشون میده چین اونجوری نیست که اهالی صحاری خاورمیانه تصور میکنند و مشتی اوباش بیعرضه مسئول اداره شهرها نیستند و حداقل در تکنوکراسی صادق و موفقند، باید گفت از لحاظ اجتماعی اگه لازمه جلوی مردم رقصنور و ژانگولر اجرا کرد تا سادهترین قانون تمدنی رو رعایت کنند یعنی یک جای کار میلنگه.
ضمن یادآوری اینکه همین کارها نشون میده چین اونجوری نیست که اهالی صحاری خاورمیانه تصور میکنند و مشتی اوباش بیعرضه مسئول اداره شهرها نیستند و حداقل در تکنوکراسی صادق و موفقند، باید گفت از لحاظ اجتماعی اگه لازمه جلوی مردم رقصنور و ژانگولر اجرا کرد تا سادهترین قانون تمدنی رو رعایت کنند یعنی یک جای کار میلنگه.
«دوست داشتم ببینم صاحبنظران آمریکایی چه واکنشی نشون میدادند به یک الیگارش پولدار روس که کاندید ریاستجمهوری میشد و کل مملکت رو با تبلیغات انتخاباتیش پر میکرد و به رسانهای که صاحبشه دستور میداد هیچ محتوایی علیه خودش ننویسند».
مایکل بلومبرگ اعلام کرده که میخواد وارد رقابت انتخابات ریاست جمهوری بشه، و اینجور که به بیرون درز کرده ظاهرا به کارکنان نشریه بلومبرگ گفته یه وقت مطلب منفی و انتقادی ننویسند دربارهش!
میخوام بگم اینکه این رسانهها بیان صدای بدبختی باشند که در شهریار از فقر و بیکاری و عصبانیت به خیابون اومد و با گلوله جنگی کشته شد، یک توقع مسخرهست.
مایکل بلومبرگ اعلام کرده که میخواد وارد رقابت انتخابات ریاست جمهوری بشه، و اینجور که به بیرون درز کرده ظاهرا به کارکنان نشریه بلومبرگ گفته یه وقت مطلب منفی و انتقادی ننویسند دربارهش!
میخوام بگم اینکه این رسانهها بیان صدای بدبختی باشند که در شهریار از فقر و بیکاری و عصبانیت به خیابون اومد و با گلوله جنگی کشته شد، یک توقع مسخرهست.
👍3
قبلا پیشبینی کرده بودم که ما به وضعیت پاکستان نزدیک میشیم، نه سوریه. در پاکستان یک ارتش فاسد سکولار دست به دست یک دولت فاسد برای بخشی از مرکزنشینها خدماتی رو ارائه میده و نود درصد بقیه مردم رها شدن به حال خودشون تا در فقر فرهنگی و اقتصادی بلولند. ولی ازونجایی که ما یک کشور نفتی-گازی هستیم و یک نیروی منسجم سکولار، حتی اگه فاسد باشه، وجود نداره، احتمالا پیشبینی من درست درنمیاد و همون ونزوئلایی شدن گزینه محتملتریه. یعنی تلفات زیاد، هم در درگیریها، و هم بر اثر گرسنگی، که بعد از یک مدت به بخشی از زندگی روزمره ایرانی تبدیل میشه.
صاحبان تمام مشاغل باید منتظر این وضعیت باشند و متناظرش برنامهریزی کنند.
صاحبان تمام مشاغل باید منتظر این وضعیت باشند و متناظرش برنامهریزی کنند.
۳۶ هزار پروانه ساخت مسکن برای سه ماه یعنی هرماه تقریبا ۱۲هزار پروانه. در حالی که در آمریکا فقط در ماه آوریل ۱۱۱ هزار پروانه ساخت صادر شده! (در تهران که خیر سرش پایتخته و مقصد اول مهاجرت با ۹ میلیون جمعیت ماهی ۷۰۰ پروانه صادر شده، در حالی که در ایالت کنتاکی، که یه ایالت خلوت حساب میشه با دقیقا نصف جمعیت تهران، ۱۲۰۰ پروانه!) با اینکه جمعیت ما یک چهارم جمعیت آمریکاست، پروانههای صادر شده در اینجا یک دهم اونجاست! و تازه همینش هم چندساله که رو به کاهشه. اون هم با نرخهای مثلا ۲۱ و ۲۷ درصدی!
ولی نیاز به مسکن که تعطیل نمیشه. بقیهش میره به سمت ساختمانهای بدون جواز و غیرقانونی. یا همون حاشیهنشینی.
ولی نیاز به مسکن که تعطیل نمیشه. بقیهش میره به سمت ساختمانهای بدون جواز و غیرقانونی. یا همون حاشیهنشینی.
یکی از خصلتهای زندگی آمریکایی، جابجایی متعدد محل زندگی در طول عمره. چون شهرها در جذب نیروی کار با هم رقابت میکنند و مردم برای قاپیدن شغلهای بهتر از یک شهر به شهر دیگه مهاجرت میکنند. اما این مهاجرت به حداقلیترین میزان خودش رسیده. ۱۹۶۰ بیست درصد از آمریکاییها هرساله جابجا میشدند، اما در ۲۰۱۹ رسیده به زیر ده رصد! گفته میشه تقصیر جوانان ۲۴ تا ۳۰ سالهست که تن به ازدواج و استقلال نمیدن فعلا. ولی من فکر میکنم علتش زیادی درگیر بودن با دانشگاه و هزینههاشه.
(همین ده درصد که برای آمریکا «پایینترین آمار تاریخ کشور» حساب میشه، برای ما یک عدد نجومیه. اگه قرار بود ده درصد جمعیت ما هم جابجا بشن باید حداقل ۸ میلیون نفر جابجا میشدند، اما در حال حاضر فقط ۸۵۰ هزارنفر مهاجرت داخلی داریم).
(همین ده درصد که برای آمریکا «پایینترین آمار تاریخ کشور» حساب میشه، برای ما یک عدد نجومیه. اگه قرار بود ده درصد جمعیت ما هم جابجا بشن باید حداقل ۸ میلیون نفر جابجا میشدند، اما در حال حاضر فقط ۸۵۰ هزارنفر مهاجرت داخلی داریم).
این دقیقا چیزیه که خیلی از اقتصاددانها غلط پیشبینی کردند. تصور این بود که با توسعه اینترنت و نرمافزاریتر شدن مشاغل، دورکاری نیاز به جابجایی رو تا حد زیادی کاهش میده. اما عملا این اتفاق نیفتاد. یعنی افتاد ولی نه اونطور که فکر میکردند. شاغلی که مجبور بود هرروز با ماشین بره سر کار، تو خونه کارش رو انجام داد. ولی باز داخل همون شهر بود. دورکاریهایی که فاصلههای بین شهری و بین ایالتی و بین کشوری و بین قارهای رو شامل میشد بسیار کمتر از حد انتظار پیش رفت. یعنی شرکتها مایل بودند که کارمند بیشتر روزها نیاد دفتر، ولی بعضی وقتها بتونه بیاد.
مردم درباره آزادی جابجایی همونقدر دچار تخمین پرخطا هستند که درباره عمرشون! بخشی از استرسهای روزانه آدمها از فکر کردن به دوران پیریشون و مشکلاتی که ممکنه بعدا بوجود بیاد ناشی میشه، چون یک فرض ذهنی دارند که اگه بیشتر از عددی که سازمان ملل به عنوان امید به زندگی در کشور اعلام میکنه عمر نکنند، کمتر هم عمر نخواهند کرد. وقتی هم بشون میگی ممنوعالخروجند، احساس حبسشدگی میکنند، حتی اگه جایی که توش هستند جایی به وسعت چین باشه! و در حالی که ممکنه تا آخر عمر جایی نرن حتی اگه آزاد بودند.
بعضی کارها برای شخص خوبه و برای اجتماع نه. و همینطور برعکس. همه اون ۱۶ درصد حق دارند. ولی اگه ۱۶ درصدها به هرقیمتی برن، زندگی برای ۸۴ درصدها سختتر میشه.
بعضی کارها برای شخص خوبه و برای اجتماع نه. و همینطور برعکس. همه اون ۱۶ درصد حق دارند. ولی اگه ۱۶ درصدها به هرقیمتی برن، زندگی برای ۸۴ درصدها سختتر میشه.
جرمی کلارکسون: «هر آدم زیر ۲۵ سال که میشناسم یه ذره هم علاقه نداره به ماشینها.. گرتا سونبرگ شوهای تلویزیونی که درباره ماشین هستند رو نابود کرده.. تو مدرسهها بشون یاد میدن، قبل اینکه بگن مامان بابا، که ماشینها شیطانیاند.. رفته تو مغزشون».
البته منظور جرمی صرفا شخص گرتا نیست، چون این روند قبل از خیمهشببازی گرتا شروع شده. منظورش فرهنگیه که نگاهش به مسئله محیطزیست باینریه، یعنی اهمیت دادن به آلایندگی رو منوط کردهاند به انزجار از تکنولوژی آلاینده! اگه منزجر نیستی از ماشین پس به اندازه کافی سبز نیستی! و این تا اونجا پیش رفته که حتی ماشین برقی هم دلشون رو صاف نمیکنه و آتش کینهشون رو خاموش نمیکنه.
البته روندهای موازی دیگهای هم وجود داره. مثل نفی خصوصیات جنسیتی، که علاقه پسربچه به ماشین رو سرکوب میکنه، و تقبیح تعاریف سنتی مردانه، که تسلط به موضوعات فنی و مکانیکی رو بخشی از بلوغ میدونست. امروزه پسر خوب پسریه که دلش ماشین نخواد و ازش سر هم درنیاره!
البته منظور جرمی صرفا شخص گرتا نیست، چون این روند قبل از خیمهشببازی گرتا شروع شده. منظورش فرهنگیه که نگاهش به مسئله محیطزیست باینریه، یعنی اهمیت دادن به آلایندگی رو منوط کردهاند به انزجار از تکنولوژی آلاینده! اگه منزجر نیستی از ماشین پس به اندازه کافی سبز نیستی! و این تا اونجا پیش رفته که حتی ماشین برقی هم دلشون رو صاف نمیکنه و آتش کینهشون رو خاموش نمیکنه.
البته روندهای موازی دیگهای هم وجود داره. مثل نفی خصوصیات جنسیتی، که علاقه پسربچه به ماشین رو سرکوب میکنه، و تقبیح تعاریف سنتی مردانه، که تسلط به موضوعات فنی و مکانیکی رو بخشی از بلوغ میدونست. امروزه پسر خوب پسریه که دلش ماشین نخواد و ازش سر هم درنیاره!
❤4