Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.9K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
ژورنالیست تحقیقی‌مون در حال تحقیق ژورنالیستی
😐
8
امروز صبح عکس یکی دو نفر رو دیدم که سال‌ها پیش دلم یه جورایی مجذوب‌شون بود، و الان نیست، و با خودم گفتم پسر تو از چی اینا خوشت اومده بود؟ و جوابی نداشتم. احتمالا از فرط ناپختگی بوده. صبح به شب رسید. یکی از خودم عکس گرفت.. گوشیش رو گرفتم تا ببینم چطور افتادم. حالا سوالم این بود که پسر اونا از چی تو خوششون اومده بوده؟
از خدا، یا مادر طبیعت، یا هرکی که احتمالا مدیریت اتفاقات جهان هستی رو به عهده داره، خاضعانه تشکر می‌کنم. هیچکس انقدر مصر نیست که بی‌وقفه تربیتم کنه‌.
7
شانیا تواین، خواننده کانادایی تو مصاحبه‌ش گفته بود اگه آمریکایی بود به ترامپ رأی می‌داد.
چپ‌ها و لیبرال‌ها یه جوری بش حمله کردن که مجبور شد معذرتخواهی کنه.
کانیه وست از یه دختر سیاهپوست که ضددموکرات‌ها و لیبرال‌ها حرف میزنه حمایت کرد، چپ‌ها و لیبرال‌ها همونقدر و یا حتی شدیدتر بش حمله کردن، اما نه تنها معذرتخواهی نکرد، بلکه بشون نسبت «پلیس عقیده» رو داد، و تلویحا گفت برید گمشید.
می‌خوام بگم در عرض ۴۸ ساعت دو جور برخورد کاملا متفاوت با هوچی‌گری چپ‌ها رو دیدیم، و اونی کم نیاورد که اهل فکر بود. بعضی وقتا یه بچه لات که خیابون رو بیشتر از دانشگاه درک کرده، هم فهمش از اوضاع بهتره، هم جسارتش برای زدن حرفش بیشتره.‌ شاید عجیب باشه اما ذهن امثال شانیا تواین آمادگی چالش نداره، در حالی که وست که بش میخوره کل زندگیش با یه مشت رفیق خلاف گذشته باشه، خیلی بیشتر رو ذهن خودش کار کرده. و برخلاف کلیشه‌های رایج که میگه اونی که زندگی سخت‌تری داشته آدم محکم‌تری از آب درمیاد، این شانیا تواین بوده که از همون بچگی سختی‌های زیادی کشیده بوده و از هشت سالگی مجبور بوده کار کنه. وست هرچند که کالج رو ول کرد تا بره دنبال موسیقی اما هنوز یه آدم کتابخونه، و جزء معدود خواننده‌هاییه که از لای کتابی که در حال خوندنشه عکس می‌گیره و به میلیون‌ها فالوعرش معرفی می‌کنه تا اونا هم برن بخونن.

کسی که رو ذهن خودش کار کرده، جلوی کسی خم نمیشه. فکر نمی‌کردم یه رپر اینو بم یاد بده. ولی تو دوران ما دیگه هیچی عجیب نیست.
11
یه فیلم تو شبکه‌های اجتماعی پخش شده که چندتا هندی رو نشون میده که دارن با چوب یا میله آهنی یا هرچی، پنل‌های خورشیدی رو از بین میبرن (که خیلی آموزنده بود، تا حالا ندیده بودم پنل چجوری خورد میشه. در واقع مثل شیشه اتوبوس شکسته میشه). یه آدم مریضی اومد نوشت که هندی‌های خورشید پرست چون معتقدند استفاده از انرژی خورشید، ضعیفش می‌کنه، و نباید خدا رو تضعیف کرد، ریختن اینا رو تخریب کردن. در حالی که موضوع این بود که شرکتی که این پنل‌ها رو نصب می‌کرد حقوق کارگرها رو نمی‌داده، اینا هم به عنوان اعتراض اینکارو کردن.
بیشتر اونایی که اون دروغ رو ریشیر کردن، هدفشون این بود که بگن ببینید مذهب چقدر با بدیهی‌ترین چیزها هم مخالفه!
مذهب‌ستیزی میتونه دلایل زیادی داشته باشه و بعضی ازون دلایل می‌تونن دلایل خوبی باشن، اما حتی اگه فکر می‌کنیم مذهب بد است، با دروغ‌پردازی و فریبکاری نمیشه جلوی بدی رو گرفت. باید با یه چیز خوب جلوشو گرفت. اینو خردسالان هم می‌دونند.
6
مغلطه معروف «من دایرةالمعارف شما هستم»

هیچ‌کدوم این کلمات ربطی به اینکه داریم درباره چه کسی حرف می‌زنیم ندارن. میشه درباره دیگران رک بود، مثل وقتی که خمینی گفت این‌ها از پس اداره یک نانوایی هم برنمی‌آیند! و میشه درباره خودمون حرفی بزنیم که نوعی خودزنی باشه، مثل وقتی که میگیم چرا تو عکس مثل عقب‌افتاده‌ها افتادم!
یه حرف رک، می‌تونه rude باشه و می‌تونه نباشه. هیچ تعریف و مرزی براش وجود نداره. چون مخاطب تعیین می‌کنه که چه حرفی براش آزاردهنده‌ست. وقتی به من یادآوری می‌کنن که چقدر دماغم بزرگه احساس نمی‌کنم که بم توهین شده، اما یکی دیگه اگه بگی بالای چشماش یه جفت ابرو وجود داره هم بش برمی‌خوره.

آیا عقل‌شون نمیرسه به این بدیهیات؟ چرا. ولی با تعریف‌سازی سعی می‌کنند حرف زدن درباره دیگران رو ممنوع کنند. در واقع نگران سنت‌های اخلاقی در حفظ احترام به دیگران نیستند. نگران این هستند که آزادی و جسارت بیشتری در نقد کردن بوجود بیاد. وهرچی جسارت بیشتر شه، احتمال بیشتری هست که آماج حملاتش قرار بگیرن.

بهتره بیشتر تلاش کنن. ما دایرة‌المعارف‌مون رو بر مبنای احساسات ترسوها ویرایش نمی‌کنیم.
وقتی کنار آدم بیچاره‌ای نشستی که میگه ضامن یه بیچاره دیگه شده ولی حالا اقساط وامش رو نمیده و بانک داره حقوق بازنشستگیش رو به جای هر قسط برمیداره و چند ماهه که نتونسته حتی یک ریال برداشت کنه و حتی نتونسته برای بچه‌هاش عیدی بخره، چی می‌تونی بگی؟ بگی لعنت به وام‌گیرنده وقتی می‌دونی اونم یه آدم بدبخت‌تریه که اگه داشت حتما می‌داد؟ یا بگی لعنت به اونایی که براشون مهم نیست چی داره به مردم میگذره؟
اون موقع که محمد ربا رو حرام کرد، نه می‌دونست اقتصاد چیه، رکود چیه، تورم چیه، بانک چیه، سرمایه‌گذاری چیه، رشد پایه پولی چیه، نه خیلی از مفاهیم دیگه‌ای که الان مردم عادی هم دربارشون صحبت می‌کنند. لازم هم نبود بدونه، چون هیچکدوم وجود خارجی نداشتن. حتی اگه همین کارکردهای فعلی اون موقع هم جریان داشت، کسی نمی‌دونست چجوری کار می‌کنند (مثلا علی بیت‌المال رو بین همه تقسیم می‌کرد، بعد که نقدینگی در کل اجتماع بالا می‌رفت تعجب می‌کرد که چرا قیمت‌ها رفته بالا! بعد شلاق می‌گرفت تو دستش می‌رفت تو بازار تا هرکی جنس با قیمت بالاتر از قبل میده رو بگیره بزنه! تقصیری نداشت، ایده دیگه‌ای به ذهنش نمی‌رسید). تنها چیزی که محمد می‌دونست و براش مهم بود این بود که مردم به خاطر بدهی‌های انباشته و ظاهرا بی‌انتهایی که از ربا بوجود اومده دارن وسط خیابون گلوی همو میبرن! گردش مالی در انحصار یه عده خاص بود که تجارت در اختیارشون بود، برای اموراتشون هم به اندازه کافی برده وجود داشت، بنابراین نیازی به مردم عادی نداشتن. آدم عادی، که نه تاجر بود و نه برده، باید تن به گروگانگیری پولی می‌داد. ربا حرام شد تا اون وضعیت تغییر کنه.
مرجع تقلید امروز اما سرشو فرو کرده تو یه مشت قواعد منقضی شده که اسمشو گذاشته عقود اسلامی! که یه مشت جزییات هستند که نه دیگه معنی دارند در دنیای ما، نه به درد می‌خورند. اما همزمان، یک کلیت واضح که ۱۴۰۰ سال پیش معنی داشت و هنوز هم معنی داره رو رها کردند. کلیتی که می‌گفت مسلمونا نباید زندگی همو نابود کنن!
مرجع امروز نمیگه چرا بانک‌ها دقت نمی‌کنند که به کی وام میدن، و وقتی دادن و معلوم بود به آدم اشتباهی دادن، چرا هزینه‌ش رو به گردن نمی‌گیرن و میندازن رو دوش یه بدبخت دیگه؟ چرا یک پیرزن بازنشسته باید هزینه ریسک‌های پرخطر بانک رو بده؟ چرا ساختاری بوجود اومده که اگه پیرزنه وارد این تله نشه شرمنده میشه و اگه بشه نقره داغ میشه؟ چرا فضایی درست کردید که اعتماد کردن یک نوع حماقت به نظر بیاد؟ چرا ملت رو بی‌جهت از هم متنفر می‌کنید؟ چرا اهمیتی نمیدید که پیرزن مجبور شه برای خرج روزمره‌ش بره جلوی پسرش دست دراز کنه؟
چون مرجع امروز اهمیتی به حال و روز مردم نمیده. وقتی که حرف کشور قم زده شد، مرجعِ مخالف نگفت ما چرا باید از هموطنان‌مون جدا شیم؟ حتی اگه بری با تجزیه‌طلبان مسلح مرزنشین ایران صحبت کنی، بت میگن اگه شرایط بهتری بود و حکومت معقول‌تری در پایتخت وجود داشت، طالب تجزیه نمی‌شدن، چون خودشونو ایرانی می‌دونن. اما مرجع نمیگه ما ایرانی‌ایم کجا بریم؟ مرز چیه؟ مگه بین من و هموطنم باید مرز باشه؟ به جای این حرف‌ها، میگه ایده خوبی نیست، چون نمی‌تونیم آدم‌هامون رو بفرستیم شورای نگهبان! آدمی که مردم براش مهم نیست، وطن هم براش مهم نیست. رابطه‌ای با مردم نداره که حس هموطن بودن داشته باشه. همونطور که اهمیت نمیده مردم دارن چجوری روزگار میگذرونند، اهمیت نمیده که چرا برای ایرانی‌ها، ایران مهمه!
از عرب گرفته تا عجم، از مسلمون گرفته تا آتئیست، از عوام گرفته تا تاریخدان، نظرات خیلی متنوعی دارند درباره اینکه محمد واقعا چه‌جور آدمی بود، اما همگی می‌تونن به این توافق برسند که این آدم دلش برای مردمش میسوخت. اما اینا دلشون نمی‌سوزه. آخوندها و مراجع دغدغه‌های محمد رو ندارن. برعکس، چیزهایی مثل حجاب، که دغدغه پنجاهم محمد هم نبود، به اولویت شماره یک تبدیل کردن و یه حجم تأسف‌باری از سرمایه‌های مالی و انسانی کشور رو به پاش هدر میدن، و ازونطرف دغدغه‌های اصلی محمد هیچ جایی تو ذهن ضعیف‌شون نداره.
وقتی که اعراب به ایران حمله کردن، اهمیتی ندادیم که چه بلایی سر آخوندهای زرتشتی و دم و تشکیلات‌شون میاد و گفتیم به درک!.. چون اونا هم خیلی وقت بود که دیگه به ما اهمیت نمی‌دادن. وقتش خواهد رسید که درباره آخوندهای اسلام هم بگیم به درک!
15
اگه یه شوخی با امام رضا کنم که خوشش نیاد چی؟
با اینکه «حتی فلانی طرفِ ماست» نمی‌تونی جلوی فاشیسم رو بگیری. فاشیست به نظر امام رضا کار نداره. فاشیست از آزاد بودنت ناراحته.
12
زمانی که دبیرستانی بودم یه بار مسیر برگشت از مدرسه رو با چندتا از همکلاسی‌ها پیاده گز می‌کردیم، هرکس که از جمع‌مون جدا می‌شد و می‌رفت زنگ یه مجتمع مسکونی رو می‌زد سرمو می‌بردم بالا تا ببینم چجور ساختمونیه و بلافاصله بش می‌گفتم آخه چجوری تو این قفس زندگی می‌کنید؟ پنجره‌هاتون همیناس؟ تراس ندارید؟ .. و اونم می‌گفت چیکار کنیم دیگه. و حالا خودم مجبورم برم تو آپارتمانی که به نظرم توش زندگی غیرممکن بود و انگار هنوزم هست. وادارمون کردن خونه‌ای با این حیات پر از خاطره و آزادی رو بدیم و بریم تو یه قفس زندگی کنیم، چون یه ابلهی اون بالا به نظرش رسید عرض خیابون فرعی باید دو برابر خیابون اصلی بشه!
اگه جمهوری‌اسلامی هیچ کار خطای دیگه‌ای مرتکب نشده بود و فقط همین یه کارو با ما می‌کرد، برام کافی بود و هست که از سر تا پاش متنفر باشم. متنفرم از شهرداری، از وزارت کشور، از دادگستری، از امام جمعه، از مراجعی که این غصب و دزدی رو حلال کردن، از همه‌شون.
اگه فقط خودم بودم زیاد مهم نبود.. فقط من نیستم که دلش تنگ شده برای لی‌لی کردن رو موزاییک‌های حیاط خونه پدری. خیلی‌های دیگه تو این کشور تجربه مشابهی داشتن. اما اینکه پدر و مادرم که آخر عمری بعد چهل سال این جا رو که حاصل زحمت و بدبختی‌های دوران جوونیشونه رو ول کنن و اسیر آپارتمان‌ها بشن، یه دردی ایجاد می‌کنه که انگار یه چیز تیز و سرد رو فرو می‌کنن تو سینه آدم. یه روزی تو یه اداره کار یه پیرزن رو راه نمینداختن، اونم از کوره در رفت و گفت ایشالا همتون سرطان خون بگیرید! بعضی از کارمندها عصبانی شدن، انگار احتمال میدادن واقعا نفرینش کار کنه. و من می‌خندیدم به هر دو طرف.. اگه لعنت کار می‌کرد، الان اثری ازین تشکیلات باقی نمونده بود. ولی الان خنده‌م نمیاد، چون با اینکه می‌دونم اثر نداره دلم میخواد بگم لعنت به همتون که باعث شدید بابام به این فکر کنه که اگه بریم طبقه اول آپارتمان بهتر از طبقات بالاتره، چون وقتی مردیم جنازه‌مون رو نمیشه راحت ازین راه‌پله‌های تنگ آورد پایین! شاید پیرزنه هم می‌دونسته که نفرین کار نمی‌کنه، اما لازم بوده خودشو خالی کنه. اگه یه مسلمون حاکم ما بود، هیچ‌کس نمی‌تونست خونه‌مون رو ازمون بگیره، و اگه یه کافر لیبرال حاکم ما بود، باز کسی نمی‌تونست. الان می‌تونن، چون حاکمان ما نه مسلمونن نه کافر. فقط تبهکارن‌، و وجود نحس‌شون با هیچ‌چیز همراه نبود جز نابودی چیزهایی که قشنگن. لعنت به همشون.
24
رسانه‌های داخلی یه جوری سفر رییس‌جمهور فرانسه به آمریکا رو توضیح میدن که انگار آب دستش بوده گذاشته زمین تا بره ترامپ رو برای موندن تو برجام ترغیب کنه! در واقعیت اما ازین خبرها نیست، هیچ‌کس در هیچ‌جای دنیا نگران پاره شدن برجام نیست، چون ایران انقدری که حاکمان حرافش وانمود می‌کنند قدرت اثرگذاری رو بقیه کشورها نداره، مخصوصا روی قاره اروپا.
مکرون بیشتر به خاطر شل کردن تحریم‌های روسیه الان تو کاخ سفیده. همین اروپایی‌ها که اوباما و ترامپ رو شیر کردن که روسیه رو تحریم کنه، حالا یادشون افتاده که صنایع‌شون زیادی وابسته‌ست به فلزات و مواد معدنی روسیه! انرژی که بماند.
به هرحال برای دنیا چیزهای خیلی مهم‌تری ازینکه چه بلایی سر اقتصاد ایران میاد وجود داره‌.
13
برادران عراقی ناراحت نشن ولی باید جیش کرد رو کشوری که نوری مالکی کشتی نجاتش باشه‌.
حضرات شروع کردن به کند کردن تلگرام. برای امثال من و مخاطبان من که فرقی نداره. ما بیشتر با text سر و کار داریم که کم‌حجم‌ترین محتوای ممکنه، و با کندترین حالت فیلترشکن‌ها هم میشه ارسال و دریافتش کرد. اونایی به مشکل میخورن که چسبیدن به گیف و عکس و فیلم. همونایی که از نهادهای وابسته به نظام تبلیغ‌های میلیونی می‌گرفتن! و براشون مهم نبود این پول‌ها از کجا میاد و چی به خورد مخاطب میدن. اگه مجبور به کوچ اجباری شدن به جایی که پول توش بیشتر هست، دلمون براشون تنگ نمیشه.
یه «مقیم» دیگه که به خاطر حادثه دیروز میگه کانادا امن نیست اگه می‌دونستم نمی‌اومدم!
نمیگه میرم یه کشور امن‌تر، میگه برمیگردم ایران!
معادل انگلیسی «آره ارواح خیک عمه‌ت» چی میشه؟
🤔8
حتی در آمریکا که اگه مبنا رسانه‌ها باشن به نظر میرسه در هرج و مرجه و تو خیابونا خون جاریه! اگه چندتا شهر پرجمعیت که سیاهپوست‌ها توشون کثرت قابل توجهی دارن رو جدا کنیم، آمار جرم و جنایت و ناامنی در بقیه آمریکا، خیلی اختلاف نداره با مثلا نروژ. یعنی احتمال اینکه خودت با دوچرخه با صورت بری تو حصار چوبی همسایه‌ها و چندتا بخیه بخوری خیلی بیشتر ازینه که یکی با مشت یا چاقو یا اسلحه یه بلایی سرت بیاره. و حتی تو اون شهرها و محله‌های خشن هم، قتل و ضرب و شتم بیشتر بین خود سیاها یا خلاف‌کارهاست، و اگه کرم نداشته باشی و خانواده درستی داشته باشی حتی همون جاها هم خطری تهدیدت نمی‌کنه. دیگه چه برسه کانادا، که مجمع مَلوسان عالمه! اگه به یه حادثه‌ای که ممکنه در کل مملکت هر پنج‌سال یه بار توسط یه روانی رخ بده بگی ناامنی، یعنی یا مغزت فاسد شده، یا فروختیش به جایی. البته امثال این آخوندزاده‌های سوسول (که هرلحظه در معرض حمله قلبی‌اند) و رانت‌خورهای کله‌پوک، با خوندن حرفای من فکر می‌کنند من عاشق سینه‌چاک کانادا هستم که دارم ازش دفاع می‌کنم. قطعا عقلشون نمیرسه که این دفاع از کانادا نیست، دفاع ازین واقعیته که قورباغه از خوندن ابوعطا عاجزه، و آب سر بالا نمیره. یه چیزایی وجود داره که ما ایرانی‌ها دائم تحت استرسیم، و یه چیزایی در کانادا برقراره که تو خیلی از شاخص‌های توسعه در صدر جدوله. البته در اندازه‌گیری این شاخص‌ها، انسان نرمال و سالم رو در نظر می‌گیرن. و گرنه یه ائششَک ممکنه تو یه طویله نمور هم احساس خوشبختی کنه.
8
Forwarded from AVATODAY
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ بیم رو بە گسترش سقوط نظام در میان خودیھای حکومت از مرحلە انکار خارج شدە. ببینید چگونە آخوندھا کم کم از صف نظام خارج میشوند.

🆔 @javanmardi77
آیا این شعر یعنی خارج شدن از صف نظام؟ فکر نمی‌کنم. چون:
آن جوانمردی که از جنس مردم است
عبا و عمامه و القاب می‌خواهد چکار؟
نزدیک به هشتاد ساله که عده زیادی از ایرانی‌ها گفتند و میگن «رضاخان رو انگلیس آورد و انگلیس برد». یعنی مشرکانه‌ترین حرفی که یه مسلمون می‌تونه به زبون بیاره. از زیر خاک دراومدن عجیب جسدش، که دیگه نمی‌تونن به انگلیس نسبت بدن، به نظرمیاد که کار خدا بود تا بگه دیگه خفه شید بندگانم، اگه من نخوام کسی نمیاد و کسی نمیره.

اگه معتقد به Odin بودیم باید می‌گفتیم خدایان با جمهوری‌اسلامی لج افتاده‌اند، و هرروز نشانه‌ای ازش برملا میشه. بهتره تا قبل ازینکه ثور با چکش برق‌آساش بزنه به فرق سرشون، فرار رو بر قرار ترجیح بدن.‌
7
بالایی طلبه‌ست. سیره اهل‌بیت رو باید به مردم یاد بده. پایینی .. پایینی کی بود؟ آها، ایشون از وقتی من کوچیک بودم ژعر می‌گفت!
پایینی داره به بالایی میگه آدم باش!
این اگه قهقهرای تشیع نیست نمی‌دونم چیه.
6
مدتیه تا به واقعیات اشاره می‌کنی میگن «از آدما می‌ترسم».
بابا ما ترسناک نیستیم، دنیایی که توش هستی ترسناکه، یکم باش آشنا شو.‌
👍11
دیروز نوشتم مراجع دغدغه‌های محمد رو ندارن. امروز هم باید گفت حتی بسیاری از مذهبی‌ها هم دغدغه‌های محمد رو ندارن. محمد سواد نداشت اما آدما رو بلد بود، می‌دونست چجوری باید شمشیرشون رو خرید، و چجوری باید قلب‌شون رو خرید. دغدغه‌ش این بود که اگه اهل‌بیتش از کنترل شمشیر مردم محروم شدن، لاقل کنترل قلب مردم رو در اختیار داشته باشن. واسه همین ممکن بود نصف ثروت‌شون رو بدن تا قلب یکی رو به دست بیارن. با «کمتر از گل نگو به امام و گرنه اعدامت می‌کنیم» نمیشه قلب کسی رو خرید. برعکس فقط میشه نفرت خرید. شیعه‌ی «حساس» امروزی، براش مهم نیست که چند نفر متنفر بشن از امام هشتم، و چند نفر ازونایی که متنفرن، تنفرشون بیشتر شه و دیگه غیرقابل بازگشت بشن. چون دغدغه‌ش، دغدغه‌های محمد نیست.
9
Anarchonomy
آیا این شعر یعنی خارج شدن از صف نظام؟ فکر نمی‌کنم. چون: آن جوانمردی که از جنس مردم است عبا و عمامه و القاب می‌خواهد چکار؟
آقا این یه بیت که نوشتم اصلا حواسم نبود که شیر کننده اصلی اسمش جوانمردیه 😄 تصادفی بود. و گرنه واضحه که منظورم آخوند شاعره. من صداقت هیچ آخوندی رو باور نمی‌کنم تا وقتی این لباس تنشه. البته ممکنه بگن همه باید آزاد باشن تا هر لباسی خواستن بپوشن، بله، حتما باید اینطور باشه، اما تا وقتی در ایران آزادی نداریم، و تا وقتی این سیستم پابرجاست، این لباس فقط یه انتخاب نیست، یه پرچمه، و خیلی مشخصه که متعلق به کدوم جبهه‌ست.
10