Anarchonomy
تیتر میگه از هواپیمایی یونایتد شکایت شده که پروازهای تیمهای لیگ فوتبال رو با مهمانداران زن جوان بلوند انجام میده! حالا کی شکایت کرده؟ دو نفر از مهمانداران که یکیشون سیاهپوسته و یکیشون یهودی. به این دلیل که ما با این همه سابقه کار به خاطر رنگ مو یا پوستمون…
همچنان تقابل واقعیت و رویاست. رویایی که توش میشه آدمها رو مجبور کرد از یک دختر سیاه به همون اندازه که از یک دختر بلوند خوششون میاد، خوششون بیاد. اما در عین حال، واقعیت شامل جذابیت دیسیپلین هم میشه. دیسیپلین هرچیزی را درخواست ندادن! نمیشه از کسی که از بلوند خوشش میاد و درخواست میده براش بیارن، همونقدر خوشمون بیاد که از کسی که از بلوند خوشش میاد ولی نمیگه که براش بیارن، چون امیالش رو مدیریت میکنه.
تو کانال من همونقدر که آتئیست متنفر از تشیع هست، شیعه دلبسته به اباعبدالله هم هست. و این دلبستهها گهگاه میان میگن عوضیهای حکومتی رو با ما جمع نبند!
یه چیزی رو رک میخوام به این عزیزان بگم: تو خونهای که جندهخونه شده، قرآن تلاوت کردن بیمعنیه. اگه میخوای قرآن بخونی باید بری بیرون. این خونهای که شما توش هستید، حتی مرجعش از یه لات بددهن بیقید و بند دعوایی که با لت و پار کردن یکی دیگه پول درمیاره، کمتر احساس مسئولیت میکنه، حتی درباره هموطنش! این کشتی که شما سوارشی همهجاش سوراخه، و حتی موقع فرار ازش پاهات میره روی موشهایی که تمام عرشهش رو گرفتن! باید بری بیرون، باید پیاده بشی. خارج که شدی یه مذهب دیگه برای خودت بساز. هرچیزی که پرچم این کشتی رو نداشته باشه.
از من گفتن.
یه چیزی رو رک میخوام به این عزیزان بگم: تو خونهای که جندهخونه شده، قرآن تلاوت کردن بیمعنیه. اگه میخوای قرآن بخونی باید بری بیرون. این خونهای که شما توش هستید، حتی مرجعش از یه لات بددهن بیقید و بند دعوایی که با لت و پار کردن یکی دیگه پول درمیاره، کمتر احساس مسئولیت میکنه، حتی درباره هموطنش! این کشتی که شما سوارشی همهجاش سوراخه، و حتی موقع فرار ازش پاهات میره روی موشهایی که تمام عرشهش رو گرفتن! باید بری بیرون، باید پیاده بشی. خارج که شدی یه مذهب دیگه برای خودت بساز. هرچیزی که پرچم این کشتی رو نداشته باشه.
از من گفتن.
❤10
یکی پیام داد که دوستانش دعوتش کردن به رفتن به باغ وحش و به خاطر تبلیغات من، دعوتشون رو رد کرده.
موجب خوشحالیه، اما یادم افتاد در قانع کردن افراد در بایکوت کردن باغ وحش به جهت پایان دادن به شکنجه حیوانات موفقتر بودم تا قانع کردنشون به اینکه هرکسی که حکومت به دلایل سیاسی به جرمی متهم میکنه، وظیفه ماست که بیگناه حسابش کنیم!
پلید بودن در قفس کردن حیوان به دلیل حیوان بودن رو راحتتر میپذیرند تا پلید بودن در قفس کردن یک انسان به دلیل انسان بودن!
موجب خوشحالیه، اما یادم افتاد در قانع کردن افراد در بایکوت کردن باغ وحش به جهت پایان دادن به شکنجه حیوانات موفقتر بودم تا قانع کردنشون به اینکه هرکسی که حکومت به دلایل سیاسی به جرمی متهم میکنه، وظیفه ماست که بیگناه حسابش کنیم!
پلید بودن در قفس کردن حیوان به دلیل حیوان بودن رو راحتتر میپذیرند تا پلید بودن در قفس کردن یک انسان به دلیل انسان بودن!
❤8
انویدیا، بزرگترین تولیدکننده پردازه گرافیک دنیا میخواد ARM
انگلیس رو که دست سافتبانک ژاپن بود ۴۰ میلیارد دلار بخره.
انویدیا هرچی که یک سازنده چیپ باید باشه، بود، فقط لایسنس معماری x86 رو نداشت و نمیتونست سیپییو بسازه. اما با این معامله میتونه لیدر بازار سیپییو هم باشه.
انویدیا مثال نقضی بود بر این ادعای کهنه که انحصار بخش خصوصی در بازار، به ضرر مصرفکننده تموم میشه. چون این شرکت سالهاست که لیدره، و با اینکه لیدره و پول پارو میکنه، دست از نوآوری و جلو زدن از بقیه، برنداشته. و حالا میخواد قدمهای بزرگتری برداره. منتظر باشید که جلوی پاش سنگ بندازند. مخصوصا بروکراتهای رذل بروکسل.
انگلیس رو که دست سافتبانک ژاپن بود ۴۰ میلیارد دلار بخره.
انویدیا هرچی که یک سازنده چیپ باید باشه، بود، فقط لایسنس معماری x86 رو نداشت و نمیتونست سیپییو بسازه. اما با این معامله میتونه لیدر بازار سیپییو هم باشه.
انویدیا مثال نقضی بود بر این ادعای کهنه که انحصار بخش خصوصی در بازار، به ضرر مصرفکننده تموم میشه. چون این شرکت سالهاست که لیدره، و با اینکه لیدره و پول پارو میکنه، دست از نوآوری و جلو زدن از بقیه، برنداشته. و حالا میخواد قدمهای بزرگتری برداره. منتظر باشید که جلوی پاش سنگ بندازند. مخصوصا بروکراتهای رذل بروکسل.
تعداد زیادی معتقدند صدسال اضافه شدن به عمر مساوی است با به چشم دیدن مرگ تعداد بیشتری از عزیزان!
یکی از جملات بامزهای که پیرزن پیرمردها میگن اینه که: هیچ پدر و مادری نباید داغ بچهش رو ببینه! که معنیش اینه که بهتره بچهم وقتی بمیره که من نیستم! یعنی رویداد مرگ این فرد، به خودی خود تراژدی نیست. چون من میبینمش تراژدیه! و از کائنات انتظار داره برنامههاش رو یه جوری تنظیم کنه که بعضی از رویدادها جلو چشمش رخ ندن.
برای موسی درست برعکسش اتفاق افتاد. بلاهایی داشت سر مردم میاومد که سر پیروانش نمیاومد. و با اینکه اون بلادیدهها در جبهه مقابل موسی بودند، اما بهرحال مردم بودند. تا جاییکه پیروانش گفتند برو از خدا بپرس انقدر خشونت لازمه واقعا؟ ملت دارند به فاک میرن. اما موسی میدونست که «باید» همه اینها از جلو چشمش رد بشن. آدم عادی میگه از جلو چشمم دور کن. اما آدم موسوی میگه اگه لازمه ببینم، میبینم. چون توقعی که از موسی میره اینه که دنیا رو هضم کنه، نه دنیای خودش رو. دنیای خودش، یعنی زن، بچه، فک و فامیل، دوست، رفیق، همشهری، وطن، نوستالژی. اما دنیا، یعنی همهچیز. بعدتر، خود موسی هم این توقع رو از بنیاسرائیل داشت. اونها فقط میخواستن برده نباشند. چون تو دنیای خودشون از بیگاری برای فرعون خلاص شدن، مهمترین مسئله بود. اما در دنیا اینکه یه عده از بیگاری برای یه عده دیگه خلاص بشن مهمترین مسئله نبود. موسی وقتی آزادشون کرد، نگفت خب به هدف رسیدیم برید خونههاتون! گفت حالا باید حکومت تشکیل بدیم، حالا باید بجنگیم، حالا باید امتحان بشیم.
یکی از جملات بامزهای که پیرزن پیرمردها میگن اینه که: هیچ پدر و مادری نباید داغ بچهش رو ببینه! که معنیش اینه که بهتره بچهم وقتی بمیره که من نیستم! یعنی رویداد مرگ این فرد، به خودی خود تراژدی نیست. چون من میبینمش تراژدیه! و از کائنات انتظار داره برنامههاش رو یه جوری تنظیم کنه که بعضی از رویدادها جلو چشمش رخ ندن.
برای موسی درست برعکسش اتفاق افتاد. بلاهایی داشت سر مردم میاومد که سر پیروانش نمیاومد. و با اینکه اون بلادیدهها در جبهه مقابل موسی بودند، اما بهرحال مردم بودند. تا جاییکه پیروانش گفتند برو از خدا بپرس انقدر خشونت لازمه واقعا؟ ملت دارند به فاک میرن. اما موسی میدونست که «باید» همه اینها از جلو چشمش رد بشن. آدم عادی میگه از جلو چشمم دور کن. اما آدم موسوی میگه اگه لازمه ببینم، میبینم. چون توقعی که از موسی میره اینه که دنیا رو هضم کنه، نه دنیای خودش رو. دنیای خودش، یعنی زن، بچه، فک و فامیل، دوست، رفیق، همشهری، وطن، نوستالژی. اما دنیا، یعنی همهچیز. بعدتر، خود موسی هم این توقع رو از بنیاسرائیل داشت. اونها فقط میخواستن برده نباشند. چون تو دنیای خودشون از بیگاری برای فرعون خلاص شدن، مهمترین مسئله بود. اما در دنیا اینکه یه عده از بیگاری برای یه عده دیگه خلاص بشن مهمترین مسئله نبود. موسی وقتی آزادشون کرد، نگفت خب به هدف رسیدیم برید خونههاتون! گفت حالا باید حکومت تشکیل بدیم، حالا باید بجنگیم، حالا باید امتحان بشیم.
❤7
نفرت کاربران شبکههای اجتماعی از حکومت، به اوج رسیده، اما این اولین بار نیست که ازین نقطههای اوج عبور میکنیم. هرچند فرکانس این اوجگیریها بیشتر شده، اما بیسابقه نیست. و همین تکرارش نشون میده آتشفشانیه که دود داره ولی مواد مذاب نمیپاشه. و گرنه با این انفجارهای متعدد، بالاخره یه چیزی رو بهم میریخت.
نفرت طبقه متوسط، منجر به خشونت نمیشه. چون هنوز چیزهایی داره که از دست بده، و به خاطر همون چیزها به نفعشه که مخالف خشونت باشه! اونها هنوز انقدر پول دارند که اخلاق بخرند. قبلا درباره «مدیریت گناهان» نوشته بودم که مردم کارهای مثبتی رو انجام میدن، که بتونند کارهای مثبت دیگهای رو انجام ندن. و این نوعی شاپینگ اخلاقیاته. اما کسانی که قدرت خرید ندارند، یعنی نمیتونند اخلاقیاتی داشته باشند که بشون اجازه میده همزمان از منافع وضع موجود استفاده کنند، و هم متنفر باشند، ناچارند اخلاقیات مختص خودشون رو بسازند، که توش بعضی چیزها موجه است، از جمله خشونت! اما این مجاز بودن برای انجام بعضی کارها رو میذارن وقتی استفاده کنند که برای خودشون معنیداره. بیگناه اعدام شدن یک کشتیگیر، براشون مسئله بزرگی نیست. چون در اطرافشون آدم که مفت بمیره، زیاد دیدند.
در مورد شورشهای آبان نوشته بودم که طبقه حاشیهای و رانده شده از طبقه متوسط کسب تکلیف نمیکنه که کی دست به خشونت بزنه، و به چه دلیل.
نمیدونم کسی در واشنگتن میدونست که اگه به طبقه متوسط شهری باشه، تا صد سال دیگه به فقط متنفر بودن ادامه خواهند داد و اگه قرار باشه خشونتی ایجاد بشه تنها راه اینه که درآمد این قشر رو خشکاند، یا نه. بهرحال این اتفاق رو رقم زدند و #گله_گاو داوطلبانه شتابدهندهش شد.
نفرت طبقه متوسط، منجر به خشونت نمیشه. چون هنوز چیزهایی داره که از دست بده، و به خاطر همون چیزها به نفعشه که مخالف خشونت باشه! اونها هنوز انقدر پول دارند که اخلاق بخرند. قبلا درباره «مدیریت گناهان» نوشته بودم که مردم کارهای مثبتی رو انجام میدن، که بتونند کارهای مثبت دیگهای رو انجام ندن. و این نوعی شاپینگ اخلاقیاته. اما کسانی که قدرت خرید ندارند، یعنی نمیتونند اخلاقیاتی داشته باشند که بشون اجازه میده همزمان از منافع وضع موجود استفاده کنند، و هم متنفر باشند، ناچارند اخلاقیات مختص خودشون رو بسازند، که توش بعضی چیزها موجه است، از جمله خشونت! اما این مجاز بودن برای انجام بعضی کارها رو میذارن وقتی استفاده کنند که برای خودشون معنیداره. بیگناه اعدام شدن یک کشتیگیر، براشون مسئله بزرگی نیست. چون در اطرافشون آدم که مفت بمیره، زیاد دیدند.
در مورد شورشهای آبان نوشته بودم که طبقه حاشیهای و رانده شده از طبقه متوسط کسب تکلیف نمیکنه که کی دست به خشونت بزنه، و به چه دلیل.
نمیدونم کسی در واشنگتن میدونست که اگه به طبقه متوسط شهری باشه، تا صد سال دیگه به فقط متنفر بودن ادامه خواهند داد و اگه قرار باشه خشونتی ایجاد بشه تنها راه اینه که درآمد این قشر رو خشکاند، یا نه. بهرحال این اتفاق رو رقم زدند و #گله_گاو داوطلبانه شتابدهندهش شد.
❤12
یعنی میخواید بگید دوست داشتید سلبریتیهای ایران هم مثل سلبریتیهای هالیوودی خودشون رو قاطی جریانات مردمی بکنند؟ سلبریتی آمریکایی نوعی از اعضای هیئت علمی دانشگاههای ایران بیشتر کتاب خونده و میخونه. مثلا همین بازیگر کپتناَمریکا، با اینکه تهوعآوره اما خیلی اهل مطالعهست. یا همون رابین رایت که تو خانه پوشالی بازی کرد. اینها دائم کتاب دستشونه. بعضیهاشون درباره بیشتر فرهنگهای دنیا اطلاعات دارند. بعضیاشون نه برای شوآف، که خیلی جدی کتابهایی درباره سیاست خارجی میخونند. و با این حال شهروند آمریکایی بشون میگه «خفهشو بازیتو بکن».
حتی اونها خفه باشند برای مردم بهتره، بعد شما دوست داشتید این دوزاریهای وطنی خفه نباشند؟ اتفاقا شانس آوردیم که همشون حکومتی هستن.
حتی اونها خفه باشند برای مردم بهتره، بعد شما دوست داشتید این دوزاریهای وطنی خفه نباشند؟ اتفاقا شانس آوردیم که همشون حکومتی هستن.
❤10
Anarchonomy
Photo
همین که میپرسید اعتقاد داری یا نه یعنی کل موضوع از حالت نرمال خارج شده. واقعیت فیزیکی که اعتقادی نیست. هیچکس نمیپرسه آیا تو به جاذبه زمین اعتقاد داری؟ یا تغییرات اقلیم واقعیاند، یا نیستند. همه شواهد نشون میده که واقعیاند (البته شاهدش غیب شدن آهوها نیست لزوما؛ اون میتونه دلایل متنوعی داشته باشه، از جمله تجاوز شهرها به قلمرو زندگی حیوانات وحشی)، و اصلا مگه میشه سیستم به این بزرگی و پیچیدگی، بدون تغییر باشه؟ مشکل سر اینه که «چقدر؟» و «چرا؟». هم در مورد چه قدرش قطعیت نیست، هم در مورد چراش. اینکه در مورد یک عدم قطعیت، چه تصمیماتی بگیریم، دیگه مربوط به علم نیست. مربوط به فلسفه و اخلاق و این چیزهاست. مثل کرونا که نمیدونستیم ماسک قطعا مانعش میشه یا نه، ولی زدیم.
اون بارشهایی که یه زمانی در ایران رخ میداد، الان در عرضهای بالاتر رخ میده، و کسی نمیدونه چرا. انگار روزی ما رو گرفتن دادن به بالاییها. کسی که مدعیه دلیلش رو میدونه، یا داره دروغ میگه، یا روی دانستههای اندکش زیادی حساب باز کرده. مثلا در ۷۰ سال گذشته ۳۰۰ حادثه سیل در غرب هند رخ داده، که در سالهای اخیر همینطور فاصله رخدادشون باهم کمتر شده. و این یه ربطی به دریای عرب داره. اینکه بالای این دریا داره رطوبت بیشتری تشکیل میشه رو میشه اندازه گرفت. مشکل ازونجایی شروع میشه که محقق خیلی راحت و مطمئن میگه فعالیتهای انسانی باعث گرمتر شدن آب دریای عرب و بیشتر بخار شدنش شده! حتی نمیگه بخشی ازین تبخیر بیشتر به خاطر فعالیت انسانه، میگه همش به همین دلیله!
ولی ازین قضایا گذشته بیشتر مشکلات ایران، محلی هستند تا سیستمی.. وقتی گله گاو مدیریت کشور رو بعهده داره، از آسمون مائده بهشتی هم بیاد پایین، باز نه به حیوانات چیزی میرسه نه به انسانها. ما اگه بارشهای سیصدسال پیش هم داشتیم (که البته نمیدونیم چقدر بوده)، احتمالا باز وضعیت همین بود.
اون بارشهایی که یه زمانی در ایران رخ میداد، الان در عرضهای بالاتر رخ میده، و کسی نمیدونه چرا. انگار روزی ما رو گرفتن دادن به بالاییها. کسی که مدعیه دلیلش رو میدونه، یا داره دروغ میگه، یا روی دانستههای اندکش زیادی حساب باز کرده. مثلا در ۷۰ سال گذشته ۳۰۰ حادثه سیل در غرب هند رخ داده، که در سالهای اخیر همینطور فاصله رخدادشون باهم کمتر شده. و این یه ربطی به دریای عرب داره. اینکه بالای این دریا داره رطوبت بیشتری تشکیل میشه رو میشه اندازه گرفت. مشکل ازونجایی شروع میشه که محقق خیلی راحت و مطمئن میگه فعالیتهای انسانی باعث گرمتر شدن آب دریای عرب و بیشتر بخار شدنش شده! حتی نمیگه بخشی ازین تبخیر بیشتر به خاطر فعالیت انسانه، میگه همش به همین دلیله!
ولی ازین قضایا گذشته بیشتر مشکلات ایران، محلی هستند تا سیستمی.. وقتی گله گاو مدیریت کشور رو بعهده داره، از آسمون مائده بهشتی هم بیاد پایین، باز نه به حیوانات چیزی میرسه نه به انسانها. ما اگه بارشهای سیصدسال پیش هم داشتیم (که البته نمیدونیم چقدر بوده)، احتمالا باز وضعیت همین بود.
❤5
در مورد محیط زیست خوب نیست کوررنگ باشیم. یک نوع کوررنگی وجود داره که فقط سبز رو به رسمیت میشناسه. اگه سبز بشه زرد نتیجه میگیره که داریم میمیریم! این منطقهای که در این عکس ماهوارهای میبینید شصت سال پیش بیابان بود. وقتی پدرم مهاجرت کرد، یه چیزی میبستن به ته گاری و میکشیدنش رو زمین که جا بندازه. تا هرجا اسب میرفت میشد مرز زمین! اما حتی همونش هم خیلیها نگرفتن. چون کاملا بیمصرف به نظر میرسید. اما بعدها چاه زدن، آب رو کشیدن بالا، و همون بیابون رو تبدیل کردند به باغ، و الان واقعا باصفا شده!
گاهی دیفالت محیط بیابانی بودنه، و سبزسازی نوعی تخریب. همین زمینها الان قیمت خوبی پیدا کرده، اما مسئولان آبفای شهر میگن هیچ ایدهای ندارند که در دو دهه آینده آبش رو از کجا تأمین کنند.
گاهی دیفالت محیط بیابانی بودنه، و سبزسازی نوعی تخریب. همین زمینها الان قیمت خوبی پیدا کرده، اما مسئولان آبفای شهر میگن هیچ ایدهای ندارند که در دو دهه آینده آبش رو از کجا تأمین کنند.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رژه پربوق ترامپیها در لسآنجلس، خونه امن لیبرالها.
فکر نمیکردم در بین مشتریان تسلا کسانی باشند که بخوان به ترامپ رأی بدن. ولی آمریکا «همهجور آدمی پیدا میشه»تر ازین حرفهاست.
فکر نمیکردم در بین مشتریان تسلا کسانی باشند که بخوان به ترامپ رأی بدن. ولی آمریکا «همهجور آدمی پیدا میشه»تر ازین حرفهاست.
❤6
انجمن ملی رستورانداران آمریکا میگه در فاصله مارس تا جولای، ۱۶۵ میلیارد دلار از فروش رستورانها پریده. و این یک سوم فروش رستورانهاست. فقط سایز این صنعت رو دریابید.
شهر جاییه که برندههاش، تا عرش میرن، ولی اگه ببازن با مخ میان پایین. این حجم نجومی پول گم نمیشه. میره تو جیب برندههای بعدی. شهر، موجود وفاداری نیست.
شهر جاییه که برندههاش، تا عرش میرن، ولی اگه ببازن با مخ میان پایین. این حجم نجومی پول گم نمیشه. میره تو جیب برندههای بعدی. شهر، موجود وفاداری نیست.
❤6
علیبنابیطالب شانس آورد که در بهترین موقع توسط ابنملجم ترور شد. محبوبیتش رو از دست داده بود و کسی دیگه به ندای جهادش لبیک نمیگفت. اگه زنده میموند همون پیماننامه صلحی که بعدا معاویه به پسرش تحمیل کرد، به خودش تحمیل میشد، و بعد ازون همه جنگ و خونریزی، این یک افتضاح عملکردی به حساب میاومد. اما مرگ در اون نقطه زمانی، بش اجازه داد پرستیژ «داشت اوضاع رو جمع میکرد، نذاشتن» تو کارنامه آبروش تثبیت بشه.
اما احساسات شیعیان باعث شد اهمیت کار تیم سهنفره خوارج که ابنملجم یکیشون بود، به حاشیه بره. هر سه هدفی که این تیم انتخاب کرده بود نمادهای تمدن نوین عربی بودند. هر سه باسواد، هر سه سخنور، هر سه سیاستدان. اینها کسانی بودند که به بدویت عربی پایان داده بودند. بدویتی که در اون، رییس قبیله رییس بود ولی صاحب همهچیز نبود. تحصیلکردههای حجاز داشتند با هم دعوا میکردند، و حاصل دعواشون فقط خونریزی بود و تفرقه و بهمریختگی جامعه. خوارج از منظری حق داشت که بگه «خب طرح شما جواب نداد، بهتره برگردیم به همونجایی که بودیم». اونجایی که قبلا بودن مزیتهایی داشت که هنوز فراموش نشده بود. هنوز زنده بودند کسانی که استانداردهای قبلی رو تجربه کرده بودند. در اون استانداردها، مرد عرب اندازه رییس قبیلهش آزاد بود. مگر اینکه خرابکاری به بار بیاره که همه متضرر بشن. در اون صورت همه، مجازاتش میکردند. اما در استاندارد جدید، خلیفه تعیین میکرد که خوب چیست و بد چیست، و مردم باید چه کنند و چه نکنند! و اوضاع وقتی بدتر شد که دو تا خلیفه همزمان، دستورات متناقض میدادند! در واقع خلیفه در خیلی از چیزها صاحب حق انحصاری بود. مثل انحصار تعیین سیاست. مثل انحصار جمع کردن غنائم. مثل انحصار کشتن آدمها. و این آخری خیلی مهم بود. هرکس قتل میکرد، خلیفه قصاصش میکرد. اما خود خلیفه هر تعداد آدم که میخواست میکشت، یا به کشتن میداد. بدویت عربی، این انحصار رو بر نمیتابید. کشتن علی و معاویه و عمروعاص، حاوی این پیام بود که: فقط شما بچه باسوادهای شاعر و الیت نیستید که میتونید ما رو بکشید، ما هم میتونیم شما رو بکشیم!
مشکل خوارج این بود که این «جنبش بازگشت» رو با تعصب دینی به هرز داد. اونها برای کسانی که قصد دارند حذفشون کنند جایگزینی نداشتند، چون میلی به قدرت نداشتند! بعدها خود پیروان علی هم از همین بازگشتطلبی استفاده کردند تا از قدرتمندان وقت انتقام بگیرند، که در قیام مختار خودش رو نشون داد. و مختار برخلاف خوارج چون طالب قدرت بود، تونست موفق بشه. اما چون به محض موفقیت، درگیر رویاها و آرمانهای مذهبی شد، خیلی زود همه چیزهایی که بدست آورده بود از دست داد. اون برنامهای برای بسط قدرت نداشت. نهایتا همون خلیفهای سرکوبش کرد که براش مهم نبود یک انسان باتقوا به نظر برسه، و برای بسط قدرت برنامه داشت!
کسانی که سعی میکنند ایران رو «یکی از کشورهای جهان» جا بزنند، در کمای عمیقی فرو رفتن. ما در اینجا در یک شرایط استثنایی هستیم و دقیقا در همینجاست که بدویت یک ابزار کاربردیه. ما هم باید انحصار اعمال خشونت رو از دست حاکمیت خارج کنیم. این در حیطه منافع ماست که حکومت بفهمه ما هم میتونیم علیهش از خشونت، که شامل خیلی از کارهای کریهالمنظر میشه، استفاده کنیم. و برای اینکه این خشونت ما به هرز نره، هم باید قدرتطلب باشیم، و هم برای بسط قدرت برنامه داشته باشیم. یکی از مشکلات مردم ما اینه که میلی به قدرت ندارند، و سالهاست با کلیشه «سیاست پدر و مادر نداره» در کنج عافیت زانوی غم در بغل گرفتن.
وضعیت ۱۹۸۴ بدون نمایش توحش، به ته خودش نمیرسه. هشتگ نمیتونه جایگزین AK47 بشه. برتری اخلاقی به خوکها، آدمها رو از شر خوکها نجات نمیده. اینکه فقط دست حکومت به خون آلودهست، نه ما، زندگی ما رو بهتر نکرد. اینها عقاید نیستند، فکت هستند. اگه ایران زندگی متفاوتی میخواد، مردمش باید دنبال قدرت باشند، و به خاطرش خودشون رو کثیف کنند. و اگه خودشون نمیتونند دنبالش باشن، باید از یک قدرتطلب حمایت کنند. حتی اگه این حمایت کثیفشون کنه. ما که در چهاردهه گذشته هیچ کاری نکردیم و باز بمون گفتن «شما هم با آخوندا فرقی ندارید». پس بهتره یه کارهایی بکنیم و اینو بمون بگن. آدمی که حاضر نیست به چیزی آلوده بشه، نباید از آلودگی زمانه ناله کنه.
اگه فرشتهها میتونستند شیطان رو شکست بدن، تو همان آسمان این کار رو میکردند.
اما احساسات شیعیان باعث شد اهمیت کار تیم سهنفره خوارج که ابنملجم یکیشون بود، به حاشیه بره. هر سه هدفی که این تیم انتخاب کرده بود نمادهای تمدن نوین عربی بودند. هر سه باسواد، هر سه سخنور، هر سه سیاستدان. اینها کسانی بودند که به بدویت عربی پایان داده بودند. بدویتی که در اون، رییس قبیله رییس بود ولی صاحب همهچیز نبود. تحصیلکردههای حجاز داشتند با هم دعوا میکردند، و حاصل دعواشون فقط خونریزی بود و تفرقه و بهمریختگی جامعه. خوارج از منظری حق داشت که بگه «خب طرح شما جواب نداد، بهتره برگردیم به همونجایی که بودیم». اونجایی که قبلا بودن مزیتهایی داشت که هنوز فراموش نشده بود. هنوز زنده بودند کسانی که استانداردهای قبلی رو تجربه کرده بودند. در اون استانداردها، مرد عرب اندازه رییس قبیلهش آزاد بود. مگر اینکه خرابکاری به بار بیاره که همه متضرر بشن. در اون صورت همه، مجازاتش میکردند. اما در استاندارد جدید، خلیفه تعیین میکرد که خوب چیست و بد چیست، و مردم باید چه کنند و چه نکنند! و اوضاع وقتی بدتر شد که دو تا خلیفه همزمان، دستورات متناقض میدادند! در واقع خلیفه در خیلی از چیزها صاحب حق انحصاری بود. مثل انحصار تعیین سیاست. مثل انحصار جمع کردن غنائم. مثل انحصار کشتن آدمها. و این آخری خیلی مهم بود. هرکس قتل میکرد، خلیفه قصاصش میکرد. اما خود خلیفه هر تعداد آدم که میخواست میکشت، یا به کشتن میداد. بدویت عربی، این انحصار رو بر نمیتابید. کشتن علی و معاویه و عمروعاص، حاوی این پیام بود که: فقط شما بچه باسوادهای شاعر و الیت نیستید که میتونید ما رو بکشید، ما هم میتونیم شما رو بکشیم!
مشکل خوارج این بود که این «جنبش بازگشت» رو با تعصب دینی به هرز داد. اونها برای کسانی که قصد دارند حذفشون کنند جایگزینی نداشتند، چون میلی به قدرت نداشتند! بعدها خود پیروان علی هم از همین بازگشتطلبی استفاده کردند تا از قدرتمندان وقت انتقام بگیرند، که در قیام مختار خودش رو نشون داد. و مختار برخلاف خوارج چون طالب قدرت بود، تونست موفق بشه. اما چون به محض موفقیت، درگیر رویاها و آرمانهای مذهبی شد، خیلی زود همه چیزهایی که بدست آورده بود از دست داد. اون برنامهای برای بسط قدرت نداشت. نهایتا همون خلیفهای سرکوبش کرد که براش مهم نبود یک انسان باتقوا به نظر برسه، و برای بسط قدرت برنامه داشت!
کسانی که سعی میکنند ایران رو «یکی از کشورهای جهان» جا بزنند، در کمای عمیقی فرو رفتن. ما در اینجا در یک شرایط استثنایی هستیم و دقیقا در همینجاست که بدویت یک ابزار کاربردیه. ما هم باید انحصار اعمال خشونت رو از دست حاکمیت خارج کنیم. این در حیطه منافع ماست که حکومت بفهمه ما هم میتونیم علیهش از خشونت، که شامل خیلی از کارهای کریهالمنظر میشه، استفاده کنیم. و برای اینکه این خشونت ما به هرز نره، هم باید قدرتطلب باشیم، و هم برای بسط قدرت برنامه داشته باشیم. یکی از مشکلات مردم ما اینه که میلی به قدرت ندارند، و سالهاست با کلیشه «سیاست پدر و مادر نداره» در کنج عافیت زانوی غم در بغل گرفتن.
وضعیت ۱۹۸۴ بدون نمایش توحش، به ته خودش نمیرسه. هشتگ نمیتونه جایگزین AK47 بشه. برتری اخلاقی به خوکها، آدمها رو از شر خوکها نجات نمیده. اینکه فقط دست حکومت به خون آلودهست، نه ما، زندگی ما رو بهتر نکرد. اینها عقاید نیستند، فکت هستند. اگه ایران زندگی متفاوتی میخواد، مردمش باید دنبال قدرت باشند، و به خاطرش خودشون رو کثیف کنند. و اگه خودشون نمیتونند دنبالش باشن، باید از یک قدرتطلب حمایت کنند. حتی اگه این حمایت کثیفشون کنه. ما که در چهاردهه گذشته هیچ کاری نکردیم و باز بمون گفتن «شما هم با آخوندا فرقی ندارید». پس بهتره یه کارهایی بکنیم و اینو بمون بگن. آدمی که حاضر نیست به چیزی آلوده بشه، نباید از آلودگی زمانه ناله کنه.
اگه فرشتهها میتونستند شیطان رو شکست بدن، تو همان آسمان این کار رو میکردند.
❤162
دور از شأن منه که حرف از خشونت علیه حکومت بزنم اما حاضر نباشم یک کانال رو فدا کنم. دو سال پیش خود من بودم که گفتم نباید بهیچوجه در تله خشونت بیفتیم، اما الان دارم میگم اتفاقا خشونتپرهیزی بزدلانه، وضعمون رو قفل کرده. این شیفت نظری در طول فقط دو سال، حاصل کار خودشونه. اگه اینجارو بستن میرم یه جای دیگه، و رادیکالتر مینویسم.
❤66
من چیزی رو تجویز نمیکنم. من نظرم رو درباره تجویزات دیگران مینویسم. و نظرم درباره برنامه «حکومت هر کاری خواست بکنه، و ما فقط عصبانی بشیم» اینه که: فاکآف!
شاید شما توجه نکنید اما توالی پستها رو با هدف انجام میدم.. دو روزه دارم ذهنتون رو آماده میکنم که بگم نفرت و خشم این آدمها از حکومت، بخشی از لایفاستایلشون شده، مثل لباسهایی که میپوشنه. و گرنه اگه جدی بود و معنی خاصی داشت تا الان اقدام فاعلانهای میکردند. چون راهش همینه. اینها نه تنها خودشون طالب قدرت نیستند تا باش قدرت فعلی رو شکست بدن، بلکه مانع هر قدرتطلبی از طرف دیگران میشن. مثلا دقت کنید که چطور با مسیح برخورد میکنند (که تازه کل جاهطلبی ایشون اینه که اکتیویست تأثیرگذارتری باشه و برند قویتری بسازه. نه اینکه نخستوزیر ایران بشه یا همچین چیزی). اینها حاضرند مردم بلوچستان از عطش بمیرند اما بلوچستان از خاک ایران جدا نشه. و در عین حال عصبانیاند که بلوچها آب ندارند!
متوجهید؟
شاید شما توجه نکنید اما توالی پستها رو با هدف انجام میدم.. دو روزه دارم ذهنتون رو آماده میکنم که بگم نفرت و خشم این آدمها از حکومت، بخشی از لایفاستایلشون شده، مثل لباسهایی که میپوشنه. و گرنه اگه جدی بود و معنی خاصی داشت تا الان اقدام فاعلانهای میکردند. چون راهش همینه. اینها نه تنها خودشون طالب قدرت نیستند تا باش قدرت فعلی رو شکست بدن، بلکه مانع هر قدرتطلبی از طرف دیگران میشن. مثلا دقت کنید که چطور با مسیح برخورد میکنند (که تازه کل جاهطلبی ایشون اینه که اکتیویست تأثیرگذارتری باشه و برند قویتری بسازه. نه اینکه نخستوزیر ایران بشه یا همچین چیزی). اینها حاضرند مردم بلوچستان از عطش بمیرند اما بلوچستان از خاک ایران جدا نشه. و در عین حال عصبانیاند که بلوچها آب ندارند!
متوجهید؟
❤65
Anarchonomy
علیبنابیطالب شانس آورد که در بهترین موقع توسط ابنملجم ترور شد. محبوبیتش رو از دست داده بود و کسی دیگه به ندای جهادش لبیک نمیگفت. اگه زنده میموند همون پیماننامه صلحی که بعدا معاویه به پسرش تحمیل کرد، به خودش تحمیل میشد، و بعد ازون همه جنگ و خونریزی، این…
انتقادهای وارد شده به این پست جالبند، ولی نمیتونم همه رو فوروارد کنم تا شما هم بخوانید. به طور خلاصه میشه گفت نظر مخالفین اینه که: یا ایرانیها از پس تشکیل یک نیروی قدرتطلب برنمیان، یا اگه تشکیل دادند گندی خواهد زد که در داستانها هم نیامده!
هر دو بر اساس پیش فرضهای غلط هستند.
متأسفانه فرهنگ ما بیشتر متمایل به پیشگوهاست تا تحلیلگران! و بیشتر این پیشگوییها هم در واقع جملهسازی با گذشتهست! یعنی تکههایی از اتفاقاتی که قبلا افتاده رو کپی میکنند، سلیقهای بهم میچسبونند، و در آینده قرار میدن. به جملههای ساخته شده نگاه کنید: «اگر قدرتطلب بعدی مثل خمینی بود چه؟»، «به محض فرو ریختن نظم فعلی کردستان جدا میشه»، «مثل دوران مجاهدین خلق ترور کور همه جای ایران رو میگیره»، «سوریه میشیم». در همه اینها، آینده هیچچیز نیست جز لحاف چل تکهای که از پارچههای زشت قدیمی دوخته شده! و البته منظور از قدیمی یعنی فقط پنجاه سال گذشته، و مثلا ممکن نیست اشتباهی دستمان به یکی از کلیدها بخوره و برگردیم به دوران مشروطه! و یا ممکن نیست یک مسیر کاملا جدید باز بشه.
اول اینکه ایرانیها چه کارهایی میتونند بکنند، خارج از حیطه دانستههای ماست. اتفاقات آبان ۹۸ به شکلی که رخ داد، مطلقا توسط هیچکس پیشبینی نمیشد. ما حتی ایدهای درباره اینکه حد بیباکی عدهای از ایرانیها کجاست، نداریم! و طبیعیه که نداشته باشیم، چون هم انسان پیچیدهست، و هم ما توان اینکه بدونیم در گوشه گوشه مملکت دقیقا این انسانها در حال تحمل چه شرایطی هستند رو نداریم (از دور تخمین بزنیم که بدبختند کافی نیست. نیاز به لمس از نزدیک داره، و همهجای جامعه رو نمیشه لمس کرد). من پیشگو نیستم و شخصا نتوانستنها و غیرممکنهای خودم رو به دیگران تعمیم نمیدم.
دوم، حرکتهای قدرتطلبانه، فارغ ازینکه چقدر به خشونت آلوده بشه، نیاز به اینکه کل جامعه از لحاظ فرهنگی و فلسفی تکان اساسی بخوره نداره. یکی از خطاهای رایج اینه که فکر میکنند باید آن نیرویی حاکمیت فعلی را از بین ببرد که مورد حمایت کل مردم ایران باشد! و این نه تنها منطقی نیست که تاریخ بارها نشون داده «اینطوری کار نمیکنه». لازم نیست ایرانیها یک دوره فرهنگسازی رو طی بکنند تا یک نیروی جدید از دلشون بیرون بیاد، و لازم نیست اون نیروی جدید رضایت همه رو جلب کنه (قرار باشه صبر کنیم تا ببینیم مردم به چه چیزی رضایت حداکثری دارند، زمین از مدار خورشید خارج شده و هنوز اندر خم یک کوچه خواهیم بود).
من پیشگو نیستم و بنابراین نمیگم تا چنین کیفیتی در تمام مردم ظاهر نشود، چنان اتفاقی نخواهد افتاد!
سوم، آپشنهای پیش روی یک مملکت همیشه فیکس نیستند. بیست سال پیش آپشنهای ما اینهایی که الان هست نبود. هرچند بعضیها حتی با عدد و رقم انذار میدادند که این ره که دولت میرود رو به ترکستان است، ولی حتی اونها هم دیدند که تخمینهاشون خوشبینانه بوده! بیست سال بعد چیزهایی که الان به زعم ما رادیکال میاد، عادی میشه. این یک شیب خطی نیست، تصاعدیه. چیزهایی که الان باش راحتید، چند سال بعد ناراحتتون میکنه. قبلا مردم با وضعیت مسکن شوکه میشدند، الان با وضعیت کره! و این تازه یکی از ابعاد سقوطه.
چهارم، حاکمیت فعلی مواظب هیچچیز غیر از خودش نیست. نه اقتصاد نه محیطزیست نه منافع ملی. نه حقوق مالکیت. هیچچیز. پس با استمرارش نمیشه از ایران مواظبت کرد. معنی نداره داعش رو حفظ کنیم، تا کشور از خطر داعش حفظ بشه! اونچه که بقیه ملتها میترسن سرشون بیان، روی سر ما اومده آلردی! چیزی وجود نداره که بخوای بگی «بذار همینو حفظ کنیم». اون فجایعی که در سوریه و یمن رخ دادند، علاوه بر اینکه روی بستری رخ داد که با بستر ایران به کلی متفاوته، موقتی بودند. هر نوع رقابتی برای کسب قدرت، یک دوره زشت داره بهرحال. حتی اگه در اون کشورها میلیونها نفر آواره شده باشند، اون آوارگی یک اتفاقه. یک پروژه سیستماتیک نیست. ایرانیها به صورت سیستماتیک در معرض نابودیاند.
پنجم، من فتوا ندادم که برید مسلح بشید! (در دایره جنم مخاطبان من هم نیست بهرحال). کلیت حرف من رو در دو واقعیت میشه خلاصه کرد: ۱- گاندیبازی بیمعنیه، با اینکه حتی گاندی هم یک خشونتپرهیز تمام عیار نبود. پس اگه کسی اعلام انزجار میکنه باید در مورد انزجارش صادق باشه. کسانی که حاضر نیستند کثیفی ایجاد تغییر رو به تن بخرند، نباید از فقدان تغییرات غر بزنند. و در شرایط ما، تغییرات گره خورده به خشونت. پس یا باید خشونت رو به عنوان یک واقعیت بپذیری، یا دهنتو ببندی. ۲- اگه قرار باشه فردای روزگار از نفرتهای تجمیعشده در جامعه نیروی قدرتطلبی بوجود بیاد، بهتره به جای سوپرایز شدن در اون روز، در برابرش یک تکلیف معین داشته باشیم. یه جاهایی پیش میاد که تماشا کردن دیگه یک گزینه نیست. دستت رو میگیرن و قاطی ماجرات میکنند.
Are we clear now?
هر دو بر اساس پیش فرضهای غلط هستند.
متأسفانه فرهنگ ما بیشتر متمایل به پیشگوهاست تا تحلیلگران! و بیشتر این پیشگوییها هم در واقع جملهسازی با گذشتهست! یعنی تکههایی از اتفاقاتی که قبلا افتاده رو کپی میکنند، سلیقهای بهم میچسبونند، و در آینده قرار میدن. به جملههای ساخته شده نگاه کنید: «اگر قدرتطلب بعدی مثل خمینی بود چه؟»، «به محض فرو ریختن نظم فعلی کردستان جدا میشه»، «مثل دوران مجاهدین خلق ترور کور همه جای ایران رو میگیره»، «سوریه میشیم». در همه اینها، آینده هیچچیز نیست جز لحاف چل تکهای که از پارچههای زشت قدیمی دوخته شده! و البته منظور از قدیمی یعنی فقط پنجاه سال گذشته، و مثلا ممکن نیست اشتباهی دستمان به یکی از کلیدها بخوره و برگردیم به دوران مشروطه! و یا ممکن نیست یک مسیر کاملا جدید باز بشه.
اول اینکه ایرانیها چه کارهایی میتونند بکنند، خارج از حیطه دانستههای ماست. اتفاقات آبان ۹۸ به شکلی که رخ داد، مطلقا توسط هیچکس پیشبینی نمیشد. ما حتی ایدهای درباره اینکه حد بیباکی عدهای از ایرانیها کجاست، نداریم! و طبیعیه که نداشته باشیم، چون هم انسان پیچیدهست، و هم ما توان اینکه بدونیم در گوشه گوشه مملکت دقیقا این انسانها در حال تحمل چه شرایطی هستند رو نداریم (از دور تخمین بزنیم که بدبختند کافی نیست. نیاز به لمس از نزدیک داره، و همهجای جامعه رو نمیشه لمس کرد). من پیشگو نیستم و شخصا نتوانستنها و غیرممکنهای خودم رو به دیگران تعمیم نمیدم.
دوم، حرکتهای قدرتطلبانه، فارغ ازینکه چقدر به خشونت آلوده بشه، نیاز به اینکه کل جامعه از لحاظ فرهنگی و فلسفی تکان اساسی بخوره نداره. یکی از خطاهای رایج اینه که فکر میکنند باید آن نیرویی حاکمیت فعلی را از بین ببرد که مورد حمایت کل مردم ایران باشد! و این نه تنها منطقی نیست که تاریخ بارها نشون داده «اینطوری کار نمیکنه». لازم نیست ایرانیها یک دوره فرهنگسازی رو طی بکنند تا یک نیروی جدید از دلشون بیرون بیاد، و لازم نیست اون نیروی جدید رضایت همه رو جلب کنه (قرار باشه صبر کنیم تا ببینیم مردم به چه چیزی رضایت حداکثری دارند، زمین از مدار خورشید خارج شده و هنوز اندر خم یک کوچه خواهیم بود).
من پیشگو نیستم و بنابراین نمیگم تا چنین کیفیتی در تمام مردم ظاهر نشود، چنان اتفاقی نخواهد افتاد!
سوم، آپشنهای پیش روی یک مملکت همیشه فیکس نیستند. بیست سال پیش آپشنهای ما اینهایی که الان هست نبود. هرچند بعضیها حتی با عدد و رقم انذار میدادند که این ره که دولت میرود رو به ترکستان است، ولی حتی اونها هم دیدند که تخمینهاشون خوشبینانه بوده! بیست سال بعد چیزهایی که الان به زعم ما رادیکال میاد، عادی میشه. این یک شیب خطی نیست، تصاعدیه. چیزهایی که الان باش راحتید، چند سال بعد ناراحتتون میکنه. قبلا مردم با وضعیت مسکن شوکه میشدند، الان با وضعیت کره! و این تازه یکی از ابعاد سقوطه.
چهارم، حاکمیت فعلی مواظب هیچچیز غیر از خودش نیست. نه اقتصاد نه محیطزیست نه منافع ملی. نه حقوق مالکیت. هیچچیز. پس با استمرارش نمیشه از ایران مواظبت کرد. معنی نداره داعش رو حفظ کنیم، تا کشور از خطر داعش حفظ بشه! اونچه که بقیه ملتها میترسن سرشون بیان، روی سر ما اومده آلردی! چیزی وجود نداره که بخوای بگی «بذار همینو حفظ کنیم». اون فجایعی که در سوریه و یمن رخ دادند، علاوه بر اینکه روی بستری رخ داد که با بستر ایران به کلی متفاوته، موقتی بودند. هر نوع رقابتی برای کسب قدرت، یک دوره زشت داره بهرحال. حتی اگه در اون کشورها میلیونها نفر آواره شده باشند، اون آوارگی یک اتفاقه. یک پروژه سیستماتیک نیست. ایرانیها به صورت سیستماتیک در معرض نابودیاند.
پنجم، من فتوا ندادم که برید مسلح بشید! (در دایره جنم مخاطبان من هم نیست بهرحال). کلیت حرف من رو در دو واقعیت میشه خلاصه کرد: ۱- گاندیبازی بیمعنیه، با اینکه حتی گاندی هم یک خشونتپرهیز تمام عیار نبود. پس اگه کسی اعلام انزجار میکنه باید در مورد انزجارش صادق باشه. کسانی که حاضر نیستند کثیفی ایجاد تغییر رو به تن بخرند، نباید از فقدان تغییرات غر بزنند. و در شرایط ما، تغییرات گره خورده به خشونت. پس یا باید خشونت رو به عنوان یک واقعیت بپذیری، یا دهنتو ببندی. ۲- اگه قرار باشه فردای روزگار از نفرتهای تجمیعشده در جامعه نیروی قدرتطلبی بوجود بیاد، بهتره به جای سوپرایز شدن در اون روز، در برابرش یک تکلیف معین داشته باشیم. یه جاهایی پیش میاد که تماشا کردن دیگه یک گزینه نیست. دستت رو میگیرن و قاطی ماجرات میکنند.
Are we clear now?
❤139
سعی میکنند درباره هرچیزی یکی دو بیت شعر بگن حتما. یه عده با صرف از بخشی از عمرشون برای تحقیقات علمی، به یافتههای ارزشمند دست پیدا میکنند، بعد یکی که در تمام عمرش خروجی قابل توجهی نداشته شعر میگه که «چه سود؟».
به قول دستی «شعرگرایی در ایران، هم فکر و هم زندگی رو مختل کرده. مخصوصا اینکه هر شاعری متأثر از شعرای قبلیشه، و اکثر شعرای پشت سرش نیهیلیست بودند!».
https://news.1rj.ru/str/sahandiranmehr/25944
به قول دستی «شعرگرایی در ایران، هم فکر و هم زندگی رو مختل کرده. مخصوصا اینکه هر شاعری متأثر از شعرای قبلیشه، و اکثر شعرای پشت سرش نیهیلیست بودند!».
https://news.1rj.ru/str/sahandiranmehr/25944
Telegram
سهند ایرانمهر
https://twitter.com/sahandiranmehr/status/1305740163453251584?s=20
❤9