Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
در مورد محیط زیست خوب نیست کوررنگ باشیم. یک نوع کوررنگی وجود داره که فقط سبز رو به رسمیت میشناسه. اگه سبز بشه زرد نتیجه می‌گیره که داریم می‌میریم! این منطقه‌ای که در این عکس ماهواره‌ای می‌بینید شصت سال پیش بیابان بود. وقتی پدرم مهاجرت کرد، یه چیزی می‌بستن به ته گاری و می‌کشیدنش رو زمین که جا بندازه‌‌. تا هرجا اسب میرفت میشد مرز زمین! اما حتی همونش هم خیلی‌ها نگرفتن. چون کاملا بی‌مصرف به نظر می‌رسید. اما بعدها چاه زدن، آب رو کشیدن بالا، و همون بیابون رو تبدیل کردند به باغ، و الان واقعا باصفا شده!
گاهی دیفالت محیط بیابانی بودنه، و سبزسازی نوعی تخریب. همین زمین‌ها الان قیمت خوبی پیدا کرده، اما مسئولان آبفای شهر میگن هیچ ایده‌ای ندارند که در دو دهه آینده آبش رو از کجا تأمین کنند.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رژه پربوق ترامپی‌ها در لس‌آنجلس، خونه امن لیبرال‌ها.‌

فکر نمی‌کردم در بین مشتریان تسلا کسانی باشند که بخوان به ترامپ رأی بدن. ولی آمریکا «همه‌جور آدمی پیدا میشه»تر ازین حرف‌هاست.
6
انجمن ملی رستوران‌داران آمریکا میگه در فاصله مارس تا جولای، ۱۶۵ میلیارد دلار از فروش رستوران‌ها پریده. و این یک سوم فروش رستوران‌هاست. فقط سایز این صنعت رو دریابید.

شهر جاییه که برنده‌هاش، تا عرش میرن، ولی اگه ببازن با مخ میان پایین. این حجم نجومی پول گم نمیشه. میره تو جیب برنده‌های بعدی. شهر، موجود وفاداری نیست.
6
تو پادگان، کادری‌ها بچه‌هایی که ترک تحصیل کرده بودن و شغل آزاد داشتن رو بیشتر اذیت می‌کردن. چون اونا هم پول در میاوردن، هم لازم نبود صبح‌ها خیلی زود از خواب پاشن!
19
موهامون سفید شد تا اینو به مردم بفهمونیم که اگه خودت جرئت نداری خنجر رو در قلب سلطان فرو کنی، وایسا کنار تا اونی که جرئتش رو داره، برای رسیدن به سلطان مجبور نباشه از تو هم عبور کنه.
31
علی‌بن‌ابیطالب شانس آورد که در بهترین موقع توسط ابن‌ملجم ترور شد. محبوبیتش رو از دست داده بود و کسی دیگه به ندای جهادش لبیک نمی‌گفت. اگه زنده میموند همون پیمان‌نامه صلحی که بعدا معاویه به پسرش تحمیل کرد، به خودش تحمیل می‌شد، و بعد ازون همه جنگ و خونریزی، این یک افتضاح عملکردی به حساب می‌اومد. اما مرگ در اون نقطه زمانی، بش اجازه داد پرستیژ «داشت اوضاع رو جمع می‌کرد، نذاشتن» تو کارنامه آبروش تثبیت بشه.
اما احساسات شیعیان باعث شد اهمیت کار تیم سه‌نفره‌ خوارج که ابن‌ملجم یکی‌شون بود، به حاشیه بره. هر سه هدفی که این تیم انتخاب کرده بود نمادهای تمدن نوین عربی بودند. هر سه باسواد، هر سه سخنور، هر سه سیاست‌دان. این‌ها کسانی بودند که به بدویت عربی پایان داده بودند. بدویتی که در اون، رییس قبیله رییس بود ولی صاحب همه‌چیز نبود. تحصیلکرده‌های حجاز داشتند با هم دعوا می‌کردند، و حاصل دعواشون فقط خونریزی بود و تفرقه و بهم‌ریختگی جامعه. خوارج از منظری حق داشت که بگه «خب طرح شما جواب نداد، بهتره برگردیم به همونجایی که بودیم». اونجایی که قبلا بودن مزیت‌هایی داشت که هنوز فراموش نشده بود. هنوز زنده بودند کسانی که استانداردهای قبلی رو تجربه کرده بودند. در اون استاندارد‌ها، مرد عرب اندازه رییس قبیله‌ش آزاد بود. مگر اینکه خرابکاری به بار بیاره که همه متضرر بشن. در اون صورت همه، مجازاتش می‌کردند. اما در استاندارد جدید، خلیفه تعیین می‌کرد که خوب چیست و بد چیست، و مردم باید چه کنند و چه نکنند! و اوضاع وقتی بدتر شد که دو تا خلیفه همزمان، دستورات متناقض می‌دادند! در واقع خلیفه در خیلی از چیزها صاحب حق انحصاری بود. مثل انحصار تعیین سیاست. مثل انحصار جمع کردن غنائم. مثل انحصار کشتن آدم‌ها. و این آخری خیلی مهم بود. هرکس قتل می‌کرد، خلیفه قصاصش می‌کرد. اما خود خلیفه هر تعداد آدم که می‌خواست می‌کشت، یا به کشتن می‌داد. بدویت عربی، این انحصار رو بر نمی‌تابید. کشتن علی و معاویه و عمروعاص، حاوی این پیام بود که: فقط شما بچه باسوادهای شاعر و الیت نیستید که می‌تونید ما رو بکشید، ما هم می‌‌تونیم شما رو بکشیم!
مشکل خوارج این بود که این «جنبش بازگشت» رو با تعصب دینی به هرز داد. اون‌ها برای کسانی که قصد دارند حذف‌شون کنند جایگزینی نداشتند، چون میلی به قدرت نداشتند! بعدها خود پیروان علی هم از همین بازگشت‌طلبی استفاده کردند تا از قدرتمندان وقت انتقام بگیرند، که در قیام مختار خودش رو نشون داد. و مختار برخلاف خوارج چون طالب قدرت بود، تونست موفق بشه. اما چون به محض موفقیت، درگیر رویاها و آرمان‌های مذهبی شد، خیلی زود همه چیزهایی که بدست آورده بود از دست داد. اون برنامه‌ای برای بسط قدرت نداشت. نهایتا همون خلیفه‌ای سرکوبش کرد که براش مهم نبود یک انسان باتقوا به نظر برسه، و برای بسط قدرت برنامه داشت!

کسانی که سعی می‌کنند ایران رو «یکی از کشورهای جهان» جا بزنند، در کمای عمیقی فرو رفتن. ما در اینجا در یک شرایط استثنایی هستیم و دقیقا در همین‌جاست که بدویت یک ابزار کاربردیه. ما هم باید انحصار اعمال خشونت رو از دست حاکمیت خارج کنیم.‌ این در حیطه منافع ماست که حکومت بفهمه ما هم می‌تونیم علیه‌ش از خشونت، که شامل خیلی از کارهای کریه‌المنظر میشه، استفاده کنیم. و برای اینکه این خشونت ما به هرز نره، هم باید قدرت‌طلب باشیم، و هم برای بسط قدرت برنامه داشته باشیم. یکی از مشکلات مردم ما اینه که میلی به قدرت ندارند، و سال‌هاست با کلیشه «سیاست پدر و مادر نداره» در کنج عافیت زانوی غم در بغل گرفتن.

وضعیت ۱۹۸۴ بدون نمایش توحش، به ته خودش نمیرسه. هشتگ نمیتونه جایگزین AK47 بشه. برتری اخلاقی به خوک‌ها، آدم‌ها رو از شر خوک‌ها نجات نمیده. اینکه فقط دست حکومت به خون آلوده‌ست، نه ما، زندگی ما رو بهتر نکرد. این‌ها عقاید نیستند، فکت هستند. اگه ایران زندگی متفاوتی میخواد، مردمش باید دنبال قدرت باشند، و به خاطرش خودشون رو کثیف کنند. و اگه خودشون نمی‌تونند دنبالش باشن، باید از یک قدرت‌طلب حمایت کنند. حتی اگه این حمایت کثیف‌شون کنه. ما که در چهاردهه گذشته هیچ کاری نکردیم و باز بمون گفتن «شما هم با آخوندا فرقی ندارید». پس بهتره یه کارهایی بکنیم و اینو بمون بگن. آدمی که حاضر نیست به چیزی آلوده بشه، نباید از آلودگی زمانه ناله کنه.

اگه فرشته‌ها می‌تونستند شیطان رو شکست بدن، تو همان آسمان این کار رو می‌کردند.
162
دور از شأن منه که حرف از خشونت علیه حکومت بزنم اما حاضر نباشم یک کانال رو فدا کنم. دو سال پیش خود من بودم که گفتم نباید بهیچوجه در تله خشونت بیفتیم، اما الان دارم میگم اتفاقا خشونت‌پرهیزی بزدلانه، وضع‌مون رو قفل کرده. این شیفت نظری در طول فقط دو سال، حاصل کار خودشونه. اگه اینجارو بستن میرم یه جای دیگه، و رادیکال‌تر می‌نویسم.
66
من چیزی رو تجویز نمی‌کنم. من نظرم رو درباره تجویزات دیگران می‌نویسم. و نظرم درباره برنامه «حکومت هر کاری خواست بکنه، و ما فقط عصبانی بشیم» اینه که: فاک‌آف!
شاید شما توجه نکنید اما توالی پست‌ها رو با هدف انجام میدم.. دو روزه دارم ذهن‌تون رو آماده می‌کنم که بگم نفرت و خشم این آدم‌ها از حکومت، بخشی از لایف‌استایل‌شون شده، مثل لباس‌هایی که می‌پوشنه. و گرنه اگه جدی بود و معنی خاصی داشت تا الان اقدام فاعلانه‌ای می‌کردند. چون راهش همینه. این‌ها نه تنها خودشون طالب قدرت نیستند تا باش قدرت فعلی رو شکست بدن، بلکه مانع هر قدرت‌طلبی از طرف دیگران میشن. مثلا دقت کنید که چطور با مسیح برخورد می‌کنند (که تازه کل جاه‌طلبی ایشون اینه که اکتیویست تأثیرگذارتری باشه و برند قوی‌تری بسازه. نه اینکه نخست‌وزیر ایران بشه یا همچین چیزی). این‌ها حاضرند مردم بلوچستان از عطش بمیرند اما بلوچستان از خاک ایران جدا نشه. و در عین حال عصبانی‌اند که بلوچ‌ها آب ندارند!
متوجهید؟
65
63
Anarchonomy
علی‌بن‌ابیطالب شانس آورد که در بهترین موقع توسط ابن‌ملجم ترور شد. محبوبیتش رو از دست داده بود و کسی دیگه به ندای جهادش لبیک نمی‌گفت. اگه زنده میموند همون پیمان‌نامه صلحی که بعدا معاویه به پسرش تحمیل کرد، به خودش تحمیل می‌شد، و بعد ازون همه جنگ و خونریزی، این…
انتقادهای وارد شده به این پست جالبند، ولی نمیتونم همه رو فوروارد کنم تا شما هم بخوانید. به طور خلاصه میشه گفت نظر مخالفین اینه که: یا ایرانی‌ها از پس تشکیل یک نیروی قدرت‌طلب برنمیان، یا اگه تشکیل دادند گندی خواهد زد که در داستان‌ها هم نیامده!

هر دو بر اساس پیش فرض‌های غلط هستند.

متأسفانه فرهنگ ما بیشتر متمایل به پیشگوهاست تا تحلیلگران! و بیشتر این پیشگویی‌ها هم در واقع جمله‌سازی با گذشته‌ست! یعنی تکه‌هایی از اتفاقاتی که قبلا افتاده رو کپی می‌کنند، سلیقه‌ای بهم میچسبونند، و در آینده قرار میدن. به جمله‌های ساخته شده نگاه کنید: «اگر قدرت‌طلب بعدی مثل خمینی بود چه؟»، «به محض فرو ریختن نظم فعلی کردستان جدا میشه»، «مثل دوران مجاهدین خلق ترور کور همه جای ایران رو می‌گیره»، «سوریه میشیم». در همه این‌ها، آینده هیچ‌چیز نیست جز لحاف چل تکه‌ای که از پارچه‌های زشت قدیمی دوخته شده! و البته منظور از قدیمی یعنی فقط پنجاه سال گذشته، و مثلا ممکن نیست اشتباهی دست‌مان به یکی از کلیدها بخوره و برگردیم به دوران مشروطه! و یا ممکن نیست یک مسیر کاملا جدید باز بشه.


اول اینکه ایرانی‌ها چه کارهایی می‌تونند بکنند، خارج از حیطه دانسته‌های ماست. اتفاقات آبان ۹۸ به شکلی که رخ داد، مطلقا توسط هیچ‌کس پیش‌بینی نمی‌شد. ما حتی ایده‌ای درباره اینکه حد بی‌باکی عده‌ای از ایرانی‌ها کجاست، نداریم! و طبیعیه که نداشته باشیم، چون هم انسان پیچیده‌ست، و هم ما توان اینکه بدونیم در گوشه گوشه مملکت دقیقا این انسان‌ها در حال تحمل چه شرایطی هستند رو نداریم (از دور تخمین بزنیم که بدبختند کافی نیست. نیاز به لمس از نزدیک داره، و همه‌جای جامعه رو نمیشه لمس کرد). من پیشگو نیستم و شخصا نتوانستن‌ها و غیرممکن‌های خودم رو به دیگران تعمیم نمیدم.

دوم، حرکت‌های قدرت‌طلبانه، فارغ ازینکه چقدر به خشونت آلوده بشه، نیاز به اینکه کل جامعه از لحاظ فرهنگی و فلسفی تکان اساسی بخوره نداره. یکی از خطاهای رایج اینه که فکر می‌کنند باید آن نیرویی حاکمیت فعلی را از بین ببرد که مورد حمایت کل مردم ایران باشد! و این نه تنها منطقی نیست که تاریخ بارها نشون داده «اینطوری کار نمی‌کنه». لازم نیست ایرانی‌ها یک دوره فرهنگ‌سازی رو طی بکنند تا یک نیروی جدید از دلشون بیرون بیاد، و لازم نیست اون نیروی جدید رضایت همه رو جلب کنه (قرار باشه صبر کنیم تا ببینیم مردم به چه چیزی رضایت حداکثری دارند، زمین از مدار خورشید خارج شده و هنوز اندر خم یک کوچه خواهیم بود).
من پیشگو نیستم و بنابراین نمیگم تا چنین کیفیتی در تمام مردم ظاهر نشود، چنان اتفاقی نخواهد افتاد!

سوم، آپشن‌های پیش روی یک مملکت همیشه فیکس نیستند. بیست سال پیش آپشن‌های ما این‌هایی که الان هست نبود. هرچند بعضی‌ها حتی با عدد و رقم انذار میدادند که این ره که دولت میرود رو به ترکستان است، ولی حتی اون‌ها هم دیدند که تخمین‌هاشون خوشبینانه بوده! بیست سال بعد چیزهایی که الان به زعم ما رادیکال میاد، عادی میشه. این یک شیب خطی نیست، تصاعدیه. چیزهایی که الان باش راحتید، چند سال بعد ناراحت‌تون می‌کنه. قبلا مردم با وضعیت مسکن شوکه می‌شدند، الان با وضعیت کره! و این تازه یکی از ابعاد سقوطه.

چهارم، حاکمیت فعلی مواظب هیچ‌چیز غیر از خودش نیست‌. نه اقتصاد نه محیط‌زیست نه منافع ملی. نه حقوق مالکیت. هیچ‌چیز. پس با استمرارش نمیشه از ایران مواظبت کرد. معنی نداره داعش رو حفظ کنیم، تا کشور از خطر داعش حفظ بشه! اونچه که بقیه ملت‌ها میترسن سرشون بیان، روی سر ما اومده آلردی! چیزی وجود نداره که بخوای بگی «بذار همینو حفظ کنیم». اون فجایعی که در سوریه و یمن رخ دادند، علاوه بر اینکه روی بستری رخ داد که با بستر ایران به کلی متفاوته، موقتی بودند. هر نوع رقابتی برای کسب قدرت، یک دوره زشت داره بهرحال. حتی اگه در اون کشورها میلیون‌ها نفر آواره شده باشند، اون آوارگی یک اتفاقه. یک پروژه سیستماتیک نیست. ایرانی‌ها به صورت سیستماتیک در معرض نابودی‌اند.

پنجم، من فتوا ندادم که برید مسلح بشید! (در دایره جنم مخاطبان من هم نیست بهرحال). کلیت حرف من رو در دو واقعیت میشه خلاصه کرد: ۱- گاندی‌بازی بی‌معنیه، با اینکه حتی گاندی‌ هم یک خشونت‌پرهیز تمام عیار نبود. پس اگه کسی اعلام انزجار می‌کنه باید در مورد انزجارش صادق باشه‌. کسانی که حاضر نیستند کثیفی ایجاد تغییر رو به تن بخرند، نباید از فقدان تغییرات غر بزنند. و در شرایط ما، تغییرات گره خورده به خشونت. پس یا باید خشونت رو به عنوان یک واقعیت بپذیری، یا دهنتو ببندی. ۲- اگه قرار باشه فردای روزگار از نفرت‌های تجمیع‌شده در جامعه نیروی قدرت‌طلبی بوجود بیاد، بهتره به جای سوپرایز شدن در اون روز، در برابرش یک تکلیف معین داشته باشیم. یه جاهایی پیش میاد که تماشا کردن دیگه یک گزینه نیست. دستت رو می‌گیرن و قاطی ماجرات می‌کنند.

Are we clear now?
139
سعی می‌کنند درباره هرچیزی یکی دو بیت شعر بگن حتما. یه عده با صرف از بخشی از عمرشون برای تحقیقات علمی، به یافته‌های ارزش‌مند دست پیدا می‌کنند، بعد یکی که در تمام عمرش خروجی قابل توجهی نداشته شعر میگه که «چه سود؟».
به قول دستی «شعرگرایی در ایران، هم فکر و هم زندگی رو مختل کرده. مخصوصا اینکه هر شاعری متأثر از شعرای قبلیشه، و اکثر شعرای پشت سرش نیهیلیست بودند!».



https://news.1rj.ru/str/sahandiranmehr/25944
9
عصبانیت بی‌عمل مختص ایران نیست. البته در ایران خیلی خیلی غلیظه، ولی اینطور نیست که بقیه اصلا بش مبتلا نباشن. نمونه قشنگش صاحب‌نظران اقتصادی هستند. وای فد چنین کرد، وای خزانه‌داری چنان کرد، وای کسری بودجه، وای تراز تجاری، وای بدهی! آخرش هم چندتا ریتوعیت می‌گیرن و میره تا فردا.
یکی نوشته بود برگ برنده چپ‌ها اینه که راحت می‌تونند بریزن خیابون! اون‌ها انقدر شلوغ‌بازی درمیارن که حتی کم‌اهمیت‌ترین موضوع برای مردم مهم بشه.
راست میگه، اما اینکه محافظه‌کارها باسن‌شون رو تکون هم نمیدن مشکل چپ‌‌ها نیست. تا حالا دیدید جلوی ساختمان فدرال رزرو تظاهرات کنند؟ میگن مشکل پیچیده‌ای مثل پول فیات رو نمیشه با شیسه شکستن و کمپین و بایکوت و زد و خورد حل کرد. صد البته. ولی ناآرامی یه وسیله برای شکل‌دهی به افکار عمومیه. این ابزار رو رها کردن تا شش دانگ در اختیار اراذل چپ باشه.
من به آقای هنریک نمیگم بیا بریم باتوم بخوریم. ولی اینو میدونم اونایی که حاضر نیستند حتی باتوم بخورن، در چیزی که میگن (مثل: اقتصادمون تایتانیکه!) جدی نیستند. دولت پول‌چاپ‌کن عین خیالش نیست که بشینی پشت مانیتور و هی بنویسی «چاپ نکن حیوان».
13
منظورم از رانندگی، صرفا راندن یک ماشین روی آسفالت در ترافیک شهر نیست، شامل آفرود هم میشه. اگه اقتصاد مملکت در فاضلاب نرفته بود می‌گفتم تا پای دخترتون به پدال رسید یه ماشین شاسی بلند دست دوم بخرید و ببریدش بیابون بذارید یاد بگیره جاهایی بره که بقیه مردم نمیرن. آفرود فقط یه تفریح نیست. شخصیت‌سازه. اما حالا که امکاناتش نیست، بذارید همون ماشین معمولی رو ببره جاهای پرت. جاهایی که بترسه ازینکه خیلی دور شده. شهر، مادرخوانده بدکاره آدم‌های امروزیه. بذارید ازش کنده بشه و به طبیعت که مادر واقعیشه مراجعه و خودش رو پیدا کنه.
19
کمپ «عصبانی‌های بی‌عمل» و «رادیکال‌های بدردنخور»، خط قرمز هم دارند. از فاصله زمانی تی۱ تا تی۲ باید فقط عصبانی باشیم و به چیز دیگه فکر نکنیم. از تی۲ تا تی۳ میتونیم یکم عصبانی باشیم و یکم به چیزهای دیگه هم فکر کنیم.
16
«اگه برات واضح نبود که خبر اینکه روسیه برای کشتن نیروهای آمریکایی در افغانستان جایزه گذاشته، یه مزخرف ساختگیه، یه جور ساده‌لوحی هستی که نمیشه درستت کرد. دقیقا همون وقتی درز می‌کنه که دموکرات‌هایی که کلید کردن رو پوتین و جمهوری‌خواه‌های تیپ دختر دیک چنی میخواستن جلوی برنامه ترامپ برای خروج نیروهای آمریکا از افغانستان رو بگیرن! ازین تابلوتر نمی‌تونست باشه».

لیز چنی که میدونست دروغه. اونا راحتند با دروغ. مشکل اون مردم عادی هستند که فکر می‌کنند چون دانشگاه رفتن عن سگ رو از گوشت کوبیده تشخیص میدن، ولی راحت‌تر از یه بیسواد میشه فریب‌شون داد.
4
کار کسانی که برای ویترین فروشگاه‌ها لامپ نئون میساختند رو از نزدیک دیده بودم. در کنج پاساژهای دخمه‌ای که تهویه درستی نداشتند، کنار شعله‌ای که نزدیک صورت‌شون بود با لوله‌های شیشه‌ای کلمات فارسی با فونت نستعلیق رو طوری در می‌آوردند که من با قلم روی کاغذ نمی‌تونستم همون قدر بی‌ایراد بنویسم. هنوز نمی‌فهمم مغزشون چطور از پس اون کار هنرمندانه بر می‌اومد. اما حالا با تنوع زیاد ال‌ئی‌دی‌ها و قیمت پایین‌شون، و مصرف کم و بدون حرارت و نویز بودن‌شون، دیگه کسی نئون نمیزنه. اون آدم‌های هنرمند، دیگه ازون مهارتی که داشتند نمی‌تونند استفاده‌ای کنند. گمنام و چراغ خاموش وارد بازار شدند، و گمنام و چراغ خاموش ازش بیرون رفتند. هیچ‌کس حتی مستندی درباره‌شون نساخت. اما درباره نوع خاصی از جاجیم‌بافی که یک نفر در حاشیه کویر داره انجام میده مستند زیاد ساختن. کاری که نیاز به هیچ هنری نداره، و کافیه زیاد به سلامت مچ دستش اهمیت نده، چون یک قطعه چوبی رو باید به کرات عقب و جلو کنه! هزار مصیبت میخونند که اگه اون یک نفر بمیره دیگه کسی این جاجیم رو به این شکل نخواهد بافت. وای صنایع دستی‌مون از بین رفت! وای اداره میراث کجاست!
12
#گله‌_گاو هیچ وقت مسئولیت نمی‌پذیره. نمیگه این کالاها لوکس نیستند، ما از دسترس‌تون خارج کردیم.
از طرفی به جیره‌خواران خودش هم یک سپر دفاعی در برابر مستضعفان ناراضی اهدا می‌کنه، که هروقت درباره املاک و ماشین‌هایی که دارند سوال پرسیده شد بگن: میدونی من سالی چقدر مالیات میدم؟
9
Anarchonomy
#گله‌_گاو هیچ وقت مسئولیت نمی‌پذیره. نمیگه این کالاها لوکس نیستند، ما از دسترس‌تون خارج کردیم. از طرفی به جیره‌خواران خودش هم یک سپر دفاعی در برابر مستضعفان ناراضی اهدا می‌کنه، که هروقت درباره املاک و ماشین‌هایی که دارند سوال پرسیده شد بگن: میدونی من سالی…
البته اینو از دست امام اول شیعیان کپی کردن. علی علیه‌السلام هم بالای منبر می‌گفت من ندیدم جایی ثروت جمع بشه بدون اینکه جای دیگه از ثروت تهی بشه (یعنی اگه اختلاف طبقاتی هست حتما یکی از یکی دزدیده)، اما وقتی بش می‌گفتن فرمانده لشکرت کاخ ساخته می‌گفت خمسش رو داده نوش جونش!
8
«استفاده از مسلسل‌هایی که جنبه تفریحی دارند را قانونی کنید».

اگه کاربرد ماریجوانا برای بعضی‌ها اینه که حال‌شون رو خوب کنه، بعضی‌ها هم با تیراندازی با مسلسل حال‌شون خوب میشه. دولت اگه اون رو میتونه قانونی کنه، این رو هم باید بتونه.
8