جمهوریخواهان درباره محدود کردن توعیتر و فیسبوک، جدی نیستند. اگه میخواستند قانون رو تغییر بدن تا الان داده بودند. سناتورها فارغ از حزب و گرایشی که بش تعلق دارند، شخصا از بازوی لابیگری این شرکتها، پول چای دریافت میکنند، چطور ممکنه علیهشون اقدام جدی بکنند؟ این جلسات استماع صرفا یک تئاتر رسانهایه برای ارضای کوتاه مدت مخاطبان دو طرف. حامیان مدیران شرکتهای تکنولوژی میتونند نمایشی تماشا کنند که توش براشون مشخصتر میشه که دموکراسی خوب نیست، نخبهسالاری بهتره. مثلا نخبههای سیلیکونولی خیلی بهتر از منتخبین مردم از همهچی سر در میارن و صلاح جامعه رو تشخیص میدن، و الانم دارند بابت نخبگیشون بازخواست میشن!
حامیان سناتورها هم میتونند نمایشی تماشا کنند که توش براشون مشخص میشه به خوب کسی رأی دادیم، خوب پاچه این جوجه لیبرالهای پررو رو گرفت!
وسط جنگ فیک این خروسها، یه سری شبه استدلالهای سمی هم رد و بدل میشه. مثل رییس توعیتر که دعوت علنی خامنهای به خشونت رو، نه خشونتطلبی بلکه رجزخوانی عنوان میکنه! انگار رجز میتونه درباره خشونت باشه اما خشونتطلبی نباشه! یعنی داشتیم فرمانده جنگی که به سربازانش بگه: «ما جمجمه همشون رو متلاشی خواهیم کرد»، و سربازانش با فریاد تأییدش کنند، ولی منظورش این نباشه که به سرشون شلیک کنند؟ اصلا وجود داره همچین چیزی؟
اما ازون بدتر این جمله تد کروز بود که خطاب بش گفت: کی به تو رأی داده مگه؟.. یعنی وقتی تو منتخب مردم نیستی، رو چه حسابی باید اکانت مردم رو مسدود کنی یا پستشون رو حذف کنی؟ و خیلیها خوششون اومده ازین حرف. اما این یعنی کسی که منتخب مردمه، یا از عدهای از مردم رأی کسب کرده، این حق رو داره یا طبیعیه که اکانت مردم رو مسدود کنه و یا پستشون رو حذف کنه! هرکس از حرف تد کروز خوشش اومد، داره اعلام میکنه که با این معنیش هم موافقه.
حالا بگذریم که اگه به انتخاب باشه، رییس توعیتر از هر سناتوری بیشتر رأی داره، چون هر کدوم از کاربرانش که همچنان عضو سایتش هستند دارند هرروز بش رأی میدن، و گرنه عطایش رو به لقایش بخشیده بودند. و این رأیدهندگان که با «کاربر فعال سایت ماندن» دارند رأی میدن، برخلاف سناتور فقط متعلق به یک حوزه انتخابی محلی نیستند، بلکه از سراسر کشورند، و اگه کل دنیا رو حساب کنیم، چند میلیارد نفرند!
صاحب توعیتر میخواد از چیزی که مالکیتش رو داره برای برنده کردن یک نامزد استفاده کنه. اگه یقهش رو بگیریم و بگیم از چیزی که مال خودته در جهت اهدافت استفاده نکن، یا از چیزی که مال خودته در جهت اهداف دیگران استفاده کن، فرقی نداره با اینکه بریم یقه یک روستایی رو بگیریم و بگیم باید نصف زمینت رو در اختیار بنیاد بذاری تا اینجا یه درمانگاه بسازه!
حامیان سناتورها هم میتونند نمایشی تماشا کنند که توش براشون مشخص میشه به خوب کسی رأی دادیم، خوب پاچه این جوجه لیبرالهای پررو رو گرفت!
وسط جنگ فیک این خروسها، یه سری شبه استدلالهای سمی هم رد و بدل میشه. مثل رییس توعیتر که دعوت علنی خامنهای به خشونت رو، نه خشونتطلبی بلکه رجزخوانی عنوان میکنه! انگار رجز میتونه درباره خشونت باشه اما خشونتطلبی نباشه! یعنی داشتیم فرمانده جنگی که به سربازانش بگه: «ما جمجمه همشون رو متلاشی خواهیم کرد»، و سربازانش با فریاد تأییدش کنند، ولی منظورش این نباشه که به سرشون شلیک کنند؟ اصلا وجود داره همچین چیزی؟
اما ازون بدتر این جمله تد کروز بود که خطاب بش گفت: کی به تو رأی داده مگه؟.. یعنی وقتی تو منتخب مردم نیستی، رو چه حسابی باید اکانت مردم رو مسدود کنی یا پستشون رو حذف کنی؟ و خیلیها خوششون اومده ازین حرف. اما این یعنی کسی که منتخب مردمه، یا از عدهای از مردم رأی کسب کرده، این حق رو داره یا طبیعیه که اکانت مردم رو مسدود کنه و یا پستشون رو حذف کنه! هرکس از حرف تد کروز خوشش اومد، داره اعلام میکنه که با این معنیش هم موافقه.
حالا بگذریم که اگه به انتخاب باشه، رییس توعیتر از هر سناتوری بیشتر رأی داره، چون هر کدوم از کاربرانش که همچنان عضو سایتش هستند دارند هرروز بش رأی میدن، و گرنه عطایش رو به لقایش بخشیده بودند. و این رأیدهندگان که با «کاربر فعال سایت ماندن» دارند رأی میدن، برخلاف سناتور فقط متعلق به یک حوزه انتخابی محلی نیستند، بلکه از سراسر کشورند، و اگه کل دنیا رو حساب کنیم، چند میلیارد نفرند!
صاحب توعیتر میخواد از چیزی که مالکیتش رو داره برای برنده کردن یک نامزد استفاده کنه. اگه یقهش رو بگیریم و بگیم از چیزی که مال خودته در جهت اهدافت استفاده نکن، یا از چیزی که مال خودته در جهت اهداف دیگران استفاده کن، فرقی نداره با اینکه بریم یقه یک روستایی رو بگیریم و بگیم باید نصف زمینت رو در اختیار بنیاد بذاری تا اینجا یه درمانگاه بسازه!
جدی فکر میکنید دولت نگران آزادی بیان شما در توعیتره؟ اونها ککشون هم نمیگزه که شما توسط فرد دیگری سانسور بشید. قوانین نشر، که بخش زیادی ازون هم سلبکننده آزادی بیان و ضایعکننده حق مالکیته (غیر از حفاظت از کپیرایت)، بیشتر سلبی هستند نه ایجابی. یعنی به ناشر میگه فلان مطلب رو حق نداری منتشر کنی، مجبورش نمیکنه مطلب خاصی رو منتشر کنه. یعنی علاوه بر اینکه خود توعیتر شما رو سانسور خواهد کرد، دولت هم به تیم سانسور اضافه خواهد شد، بعلاوه دهها و صدها نهاد دیگه. مثلا درباره شرکت نفت توعیت منفی بزنید، شرکت نفت هم میتونه سانسورت کنه!
در قوانین نشر اگه چیزی بنویسی که کسی دچار استرس روانی بشه، میتونه ازت شکایت کنه! در اون صورت علاوه بر اینکه بیشتر مطالب فعلی شبکههای اجتماعی مثل طنز، به نحوی جرم محسوب خواهد شد، بلکه شرکت رو با میلیونها پرونده قضایی درگیر خواهد کرد! این کار هیچ معنیای جز از بین بردن این شرکتها و خفه کردن مردم نداره.
در قوانین نشر اگه چیزی بنویسی که کسی دچار استرس روانی بشه، میتونه ازت شکایت کنه! در اون صورت علاوه بر اینکه بیشتر مطالب فعلی شبکههای اجتماعی مثل طنز، به نحوی جرم محسوب خواهد شد، بلکه شرکت رو با میلیونها پرونده قضایی درگیر خواهد کرد! این کار هیچ معنیای جز از بین بردن این شرکتها و خفه کردن مردم نداره.
به راحتی به مخاطبش دروغ میگه. اگه ستون استدلالی شما بدون دروغ فرو میریزه، یعنی استدلالی ندارید. تا الان هیچ اقدام مسلحانهای از طرف طرفداران ترامپ انجام نشده که بشه یک جنگ داخلی در آینده رو ازش پیشگویی کرد. اون اتفاق در دفتر فرماندار هم توسط یک آنارشیست چپ انجام شد، که دقیقا همین دیروز افبیآی اعلام کرد قصد داشتن علیه دولت ترامپ هم کارهایی انجام بدن.
حتی یک چوب خشک هم در انتخاباتی که در فضای کرونا برگزار میشه و بیش از ۲۰۰ هزار کشته روی دست جامعه گذاشته (حالا راست یا دروغ)، شانس موفقیت داره. اصلا مهم نیست که کاری از دست دولت برمیاومد در کنترل این مشکل یا نه، مهم برداشت عمومی حداقل نیمی از جمعیته که بلایی که سرش اومده رو میندازه گردن دولت. اگه این بلا در انتهای دور اول اوباما هم پیش میاومد، با چالش سختی برای انتخاب مجدد مواجه میشد. میشه حدس زد که جمهوریخواهان پوستش رو میکندند.
بدشانسی رقیب، اسمش موفقیت نیست.
بدشانسی رقیب، اسمش موفقیت نیست.
این «بدنه جامعه» چرا فقط ۳۹ نفر بودن؟ آیا اینکه ۲۵ هزارنفر در تجمع ترامپیها در آریزونا حضور داشتند، نمیشه نتیجه گرفت بدنه جامعه اونجاست؟
جانور آکادمیک نفس سخنوری رو برندگی میدونه! چون تو دانشگاه بیشتر ازینکه دانشش رو بالاتر ببرند، بش یاد دادند که چطور کلاس خودش رو بالاتر نشون بده. و اصلیترین ابزار برای این کار، باکلاس حرف زدنه. با این منطق احمقانه میشد سطح آیتالله بهشتی رو بالاتر از آیتالله منتظری دید. اما وقایع نشون داد که کدومشون خطرناکتر بودند.
«سیاستورزی خردمندانه» اوباما، فقط اون قسمتش که چنان به تنور قبیله چپ دمید، که ظهور قلدر بیتعارفی مثل ترامپ رو در ذهن نیمی از جامعه به یک ضرورت تبدیل کرد. سیاست خردمندانه فقط اونجا که انقدر هزینه اجتماعی خودبروزدهی رو بالا برد که ملت کسی رو انتخاب کنند که عوض خودشون حرف بزنه، و هر حرفی بزنه.
جانور آکادمیک نفس سخنوری رو برندگی میدونه! چون تو دانشگاه بیشتر ازینکه دانشش رو بالاتر ببرند، بش یاد دادند که چطور کلاس خودش رو بالاتر نشون بده. و اصلیترین ابزار برای این کار، باکلاس حرف زدنه. با این منطق احمقانه میشد سطح آیتالله بهشتی رو بالاتر از آیتالله منتظری دید. اما وقایع نشون داد که کدومشون خطرناکتر بودند.
«سیاستورزی خردمندانه» اوباما، فقط اون قسمتش که چنان به تنور قبیله چپ دمید، که ظهور قلدر بیتعارفی مثل ترامپ رو در ذهن نیمی از جامعه به یک ضرورت تبدیل کرد. سیاست خردمندانه فقط اونجا که انقدر هزینه اجتماعی خودبروزدهی رو بالا برد که ملت کسی رو انتخاب کنند که عوض خودشون حرف بزنه، و هر حرفی بزنه.
❤3
مسلمانی که در نیس فرانسه سه نفر رو کشت هم یک مهاجر اهل تونس بوده که با قایق به ایتالیا رسیده و ازونجا به فرانسه اومده بوده. قاتل معلم هم یک مهاجر پناهنده بود. چرا فقط خوانش پناهندهها از قرآن اینجوریه؟ چرا فقط پناهندهها میخوان از حرمت محمد دفاع کنند؟
❤6
میوهفروش به یکی از میوهها اشاره کرد و گفت این وقتی ۳۵۰۰ تومن بود، مشتریها میاومدن میگفتن ۳۵۰۰؟ چه خبره؟ و نمیخریدن. حالا شده ۱۸۵۰۰ تومن، و از صبح اومدن پنج کیلو پنج کیلو میبرن، مردم ما اینجوریان!
کل جامعه آماریش دوازده نفر نمیشه، اما با همین دوازده نفر میتونه تعیین کنه که هشتاد میلیون نفر چجوریاند. اما طنز اینجاست که دوازده نفر قبلی که گفته بودند چه خبره، همینهایی نیستند که الان میگن پنج کیلو بده. اینها کلا چند نفر دیگه هستند از محلاتی دیگه، و از دهک درآمدیای دیگه.
ذهن ما برای مصرف خودش فیکنیوز تولید میکنه، و وقتی ارضاکننده بود، به بقیه هم انتقال میده.
کل جامعه آماریش دوازده نفر نمیشه، اما با همین دوازده نفر میتونه تعیین کنه که هشتاد میلیون نفر چجوریاند. اما طنز اینجاست که دوازده نفر قبلی که گفته بودند چه خبره، همینهایی نیستند که الان میگن پنج کیلو بده. اینها کلا چند نفر دیگه هستند از محلاتی دیگه، و از دهک درآمدیای دیگه.
ذهن ما برای مصرف خودش فیکنیوز تولید میکنه، و وقتی ارضاکننده بود، به بقیه هم انتقال میده.
دولت کشور آفریقایی مالاوی میخواد واردات لباسهای دستدوم رو ممنوع کنه، تا صنایع پوشاک داخلی که ورشکسته هستند بتونند دوباره سرپا بشن.
یعنی میلیونها شهروند فقیر که با قیمت پایین میتونستند لباسهای متنوع خارجی بپوشند، دیگه نباید بتونند با قیمت پایین لباسهای متنوع خارجی بپوشند، تا چندتا کارخونهدار بتونند درآمد بالایی بدست بیارن. ترجمهش این بود.
یعنی میلیونها شهروند فقیر که با قیمت پایین میتونستند لباسهای متنوع خارجی بپوشند، دیگه نباید بتونند با قیمت پایین لباسهای متنوع خارجی بپوشند، تا چندتا کارخونهدار بتونند درآمد بالایی بدست بیارن. ترجمهش این بود.
هوای اینجا هنوز طوریه که انگار شهریور کش اومده و به جای سی روز، نود روزه شده! و این از لحاظ مصرف انرژی وضعیت جالبیه، چون نه نیاز به کولر هست نه به وسائل گرمایشی، و خوب بود اگه میشد فهمید این کش اومدن، چقدر مصرف و متعاقبا انتشار دیاکسیدکربن رو کاهش داده. اما هیچ منبع آماری وجود نداره که بتونم بش مراجعه کنم، در حالی که یک دیتای سادهست که میتونست در وبسایت دستگاههای دولتی وجود داشته باشه.
Anarchonomy
Photo
زمین خالی دیوار کشیشده اینجا، متری ۱۰ میلیونه، و بیشتر قطعات هزار متری هستند. یعنی ۱۰ میلیارد تومن لازمه. که حتی با ریال لهشده امروزی معادل ۳۶۰ هزار دلاره، که در آمریکا میشه زمینهای خیلی خوبی خرید، با آب و هوایی به مراتب بهتر.
هرچند زمینهای ویلایی حاشیه کرج به خاطر نزدیکی به تهران، در واقع کمتر از ۶۰ کیلومتر، که در ترافیک سبک میشه فقط ۴۵ دقیقه (که به همین علت به تصاحب اقشار مرفه پایتختنشین دراومدن) اینطور معرفی میشه که «مرغوبیت» دارند، اما با همه این مزایا قیمتشون این نیست. یک از دلایل عمده این قیمت اینه که این کف قیمتی ده میلیاردی یک نوع فیلتر طبقاتی ایجاد میکنه تا پای هرکسی به این شهرکهای محصور گیتدار باز نشه.
قدیمیها یک جمله داشتند که میگفت: «این پولدارها هستند که هرجایی رو آباد میکنند». حتی در تصاویر هوایی و ماهوارهای میشه به صحت این حرف پی برد. اما وقتی میای روی زمین و از لابلای این شهرکها عبور میکنی متوجه یک نوع عدم بهینگی میشی. بسیاری ازین زمینها برای سکونت دائم ساخته و آماده شدن، اما دائما مورد استفاده قرار نمیگیرند. در حالی که یک شهروند متوسط که توان خرید این املاک رو نداره، توان اجاره کردنشون رو داشتند. یعنی چیزی هست که استفاده نمیشه، و کسی هست که حاضره بابت استفاده موقت ازش پول بده، اما امکانش وجود نداره. من به این نمیگم آبادسازی! چیزی که اتفاق افتاده، بیشتر حبس سرمایهست.
پدران چوپان ما دید متفاوت و بیسیکتری نسبت به آبادی داشتند. درسته که این پولدارها هستند که هرجایی رو آباد میکنند، اما مهمه که پولدارها تحت چه شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی قرار گرفته باشند.
هرچند زمینهای ویلایی حاشیه کرج به خاطر نزدیکی به تهران، در واقع کمتر از ۶۰ کیلومتر، که در ترافیک سبک میشه فقط ۴۵ دقیقه (که به همین علت به تصاحب اقشار مرفه پایتختنشین دراومدن) اینطور معرفی میشه که «مرغوبیت» دارند، اما با همه این مزایا قیمتشون این نیست. یک از دلایل عمده این قیمت اینه که این کف قیمتی ده میلیاردی یک نوع فیلتر طبقاتی ایجاد میکنه تا پای هرکسی به این شهرکهای محصور گیتدار باز نشه.
قدیمیها یک جمله داشتند که میگفت: «این پولدارها هستند که هرجایی رو آباد میکنند». حتی در تصاویر هوایی و ماهوارهای میشه به صحت این حرف پی برد. اما وقتی میای روی زمین و از لابلای این شهرکها عبور میکنی متوجه یک نوع عدم بهینگی میشی. بسیاری ازین زمینها برای سکونت دائم ساخته و آماده شدن، اما دائما مورد استفاده قرار نمیگیرند. در حالی که یک شهروند متوسط که توان خرید این املاک رو نداره، توان اجاره کردنشون رو داشتند. یعنی چیزی هست که استفاده نمیشه، و کسی هست که حاضره بابت استفاده موقت ازش پول بده، اما امکانش وجود نداره. من به این نمیگم آبادسازی! چیزی که اتفاق افتاده، بیشتر حبس سرمایهست.
پدران چوپان ما دید متفاوت و بیسیکتری نسبت به آبادی داشتند. درسته که این پولدارها هستند که هرجایی رو آباد میکنند، اما مهمه که پولدارها تحت چه شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی قرار گرفته باشند.
Hands
Doctor Flake
They hope for the best and prepare for the worst.
I live the worst. Hell prepares for me.
I live the worst. Hell prepares for me.
هر آدمی که از وجناتش پیداست دیگه اشتیاقی برای زندگی نداره، قربانی خوششانسی خودشه. چون انقدر بخت باش یار بوده که فراغت داشته باشه به این فکر کنه این زندگی چیزی که میخواست نیست.
چون خیلی حالشون بده نبوده حالشون بده.
چون خیلی حالشون بده نبوده حالشون بده.
نوع ساختار فکری حاکم بر یک سازمان، میتونه تعیین کنه که افراد تا حتی آخرین رده مسئولیتی، تا چه حدی از حماقت یا جنایت رو توجیهپذیر بدونند. اینکه سلاحی آماده بشه که بیشتر به درد زدن هواپیمای مسافری میخوره، فقط یک دستور از بالا نیست. مجموعه افراد سازمان داخل یک فضای فکری هستند که این رو مجاز کرده قبلا.
اینکه برخی از دوستان میگن ما نیاز به یک اصلاح سیاسی بزرگ داریم، این حقیقت رو نادیده میگیره که افراد این سازمانها قابل نجات دادن نیستند. اینطور نیست که سیستم عامل رو عوض کنیم و اونجوری کار بکنه که میخوایم. کل این افراد رو باید از قدرت دور کرد.
اینکه برخی از دوستان میگن ما نیاز به یک اصلاح سیاسی بزرگ داریم، این حقیقت رو نادیده میگیره که افراد این سازمانها قابل نجات دادن نیستند. اینطور نیست که سیستم عامل رو عوض کنیم و اونجوری کار بکنه که میخوایم. کل این افراد رو باید از قدرت دور کرد.