Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
ریکی جرویس در مراسم گلدن‌گلوب با زبان طنز به ستاره‌های هالیوود گفت اگه داعش هم یه سرویس پخش فیلم دایر کنه، نماینده‌تون رو میفرستین تا باش قرارداد ببنده!. که یعنی شما هیچ مرز اخلاقی ندارید، هرکی پول بده میتونه کارفرمای شما باشه. مردم عادی ازین متلک سنگین که…
مردم از اخلاق نیکو، شفقت، نجابت، احترام، سعه‌صدر، و مهربانی خادمان حرم امام رضا حیرت زده‌اند؛ مخصوصا در دوره شیوع کرونا که نرمالِ زیارت و زیارتِ نرمال دستخوش تغییرات تاریخی شده. اما از خودشون نمیپرسند چرا این اخلاق نیکو، شفقت، نجابت، احترام، سعه صدر، و مهربانی، به خارج از محوطه حرم نشت نمی‌کنه؟ اگه ناظر، حضرت رضاست، مگه اون بیرون قدرت نظارتش رو از دست میده؟ چرا این دکترها و مدیرها و وکیل‌ها و ثروتمندان که خادم شده‌اند، اون بیرون خادمی که دکتر و مدیر و وکیل و ثروتمند باشند، نیستند؟ اگه این سبک رفتاری، علامتِ شدنی بودنِ ایده‌های اسلامیِ اخلاقه، چرا فقط در آکواریوم حرم قابلیت بقا داره؟

جوابش در پستی که درباره «مدیریت گناهان» نوشتم وجود داره. که هنوز بافاصله زیاد بهترین و دقیق‌ترین و مهم‌ترین مطلبیه که اینجا نوشتم. آکواریوم حرم، اجازه میده تا خیری رو انجام بدیم، که به پشتوانه اون خیر انجام شده، جای دیگه از انجام خیر مهم‌تری سر باز بزنیم. ما فدای زائر نمیشیم تا خطاهای گذشته‌مون جبران بشه. ما فدای زائر میشیم تا بتونیم جای دیگه فدای یک بینوا نشیم. اگه اون پست رو هنوز نخوندید، برید همین الان بخونید.

مدیریت گناهان، یک مفهوم عمومیه. اما در مورد خاص آکواریوم، نکته دیگه‌ای رو باید اضافه کنم. برای نیکوکار بودن باید صالح بود. یکی از دقت‌های بیشمار محمد در انتخاب کلمات، همینجاست. آئین زرتشتی در مورد عمل نیکو، موضع مبهمی داشت. اما محمد از ساعت صفر این باگ رو برطرف کرد: عملی نیکوست که عمل صالح باشد، یعنی متضاد عمل فاسد. عمل صالح یعنی کاری که روند تباهی را معکوس کند! اگه کار نیکویی انجام شد، اما جلوی تباهی رو نگرفت، صالح نیست، و لذا نیکو هم نیست.
برای اینکه آدم صالح باشی، باید بتونی تباهی رو شناسایی کنی و روندش رو تشخیص بدی. برای همین سخته و کار هر کسی نیست. ما اعمال نیکویی که من بش میگم «اعمال نیکوی کارخانه‌ای!» رو انجام میدیم، تا خودمون رو از اعمال صالح، که پیچیده‌اند معاف کنیم. چرا کارخانه‌ای؟ چون دستورالعمل ثابت دارند. در آکواریوم حرم، پرسشی وجود نداره. تکلیف همه‌چیز از قبل مشخصه: زائر سوژه تست ماست، و ما توسط رفتار کد شده سازمانی با این سوژه برخورد می‌کنیم تا تست را با موفقیت پاس کنیم! برای همینه که هیچ خادمی عصبانی نمیشه، چون چند سال در صف انتظار بوده تا یک هفته بیاد اونجا و عصبانیت نشون نده! هدف اینه که کد اجرا بشه.
اما اون بیرون، همه‌چیز پیچیده‌ست، چون افراد برچسب‌های ثابتی مثل «زائر» یا «مهمان» یا «نمازگزار» ندارند. و کدی هم وجود نداره. مثلا کد رفتار با دختری که از مذهب نفرت داره اما مورد ظلم قرار گرفته، چیست؟ با آدم‌هایی که به یک جنایت‌کار دزد رأی میدن باید چطور برخورد کرد؟ کی تباهه و چه کسانی دارند تباهی رو تسریع می‌کنند؟ جلوی کی رو باید گرفت و تلاش چه کسانی رو باید خنثی کرد؟ در آکواریم، در تکراری عاری از خستگی، نمایش ساده صبر اجرا میشه. اما اون بیرون، برای عمل صالح باید جنگید، و شاید باید فحش خورد. ما دوست داریم قصرهای بهشتی‌‌مون رو با اجرای کد به دست بیاریم، نه با جنگ‌های پیچیده.
4
وقتی در کرمانشاه پدری اسلحه برمیداره و وسط خیابان پسرش رو می‌کشه، میگن «تفنگ رو باید از دست این دیوانه‌ها گرفت»، اما وقتی در شهرک اکباتان تهران پدری با ساطور و چاقو پسرش رو قطعه قطعه می‌کنه و در کمال آرامش در چند کیسه قرار میده و با آسانسور میبره پایین، دیگه کسی درباره آلت قتاله صحبت نمی‌کنه.

وقتی در لرستان پدری نقشه قتل پسرش رو طراحی و اجرا می‌کنه، میگن «فقر مناطق محروم مردم رو به سمت توحش کشیده»، اما وقتی در شهرک اکباتان تهران پدری که مدت‌هاست داره از دولت حقوق بازنشستگی نسبتا بالایی میگیره و در آپارتمانی زندگی می‌کنه که هر مترش دو هزار دلار قیمت داره، دیگه کسی از نقش فقر در قتل صحبت نمی‌کنه.

وقتی در بوشهر پدری دخترش رو به خاطر تمردش از ازدواج زودهنگام مثله می‌کنه، میگن «عقب‌افتادگی‌های فرهنگی دارد جان انسان‌ها را می‌گیرد»، اما وقتی در شهرک اکباتان ازدواج دیرهنگام دومینوی درگیری بین پدر و پسر رو استارت میزنه، کسی درباره تلفات فرهنگ جدید صحبت نمی‌کنه.
6
یکی از دوستان خواست این ویدئو رو بذاره اینستاگرامش، اما موفق نشد. چون موزیک بک‌گراند کپی‌رایت داره و پلتفرم اینستاگرام اجازه استفاده نمیده.
حق مالکیت انقدر بنیادیه که به مالک مجوز بخیل بودن هم میده. اگه مالک بگه «هیچ دلیلی ندارم که تو رو از اثرم محروم کنم، فقط چشم ندارم ببینم که ازش استفاده می‌کنی» باز هم حق داشت. اما اکثر مالکان معنوی آثار هنری، بخیل نیستند. آیا وقتی مخاطب این پست بم میگه کاش به جای یک و نیم دقیقه، دو ساعت بود؛ صاحب این آهنگ باز هم با استفاده ازش به این منظور مخالفت می‌کرد؟ رابطه مصرف‌کننده و مالک کاملا قطعه. و گرنه می‌تونستم باش صحبت کنم و بگم این کانال نه تنها برای من نفع تجاری نداره بلکه از لحاظ وقت و انرژی، هزینه‌بر هم هست. شاید اگر این صحبت‌ها رو می‌شنید رضایت می‌داد، و شاید ازینکه با معرفی آهنگش چهارنفر به مشتریان بالقوه‌ش اضافه میشه به این نتیجه می‌رسید که کد تخفیف هم برای بقیه آثارش به اعضای کانال اهدا کنه. ولی هیچ‌کدوم این معاملات ممکن نیست، چون ارتباط برقرار نیست. پلتفرم اجازه این معاملات رو نمیده، چون از لحاظ لجستیکی نمیخواد خیلی برای خودش درگیری حقوقی ایجاد کنه. بنابراین با یک الگوریتم، یک ممنوعیت فله‌ای برقرار و خیال خودش رو راحت می‌کنه.
این وضعیت درستی نیست. نه برای صاحب اثر، و نه برای من مصرف‌کننده. شاید این مجبورم کرد برم سراغ موسیقی الکترونیک تا حداقل برای تأمین محتویات اینچنینی خودکفا بشم، اما این سنگ بزرگیه که معلوم نیست بشه بلندش کرد. فعلا تابع قوانین پلتفرم تلگرام هستم. و فعلا مانعم نشده.
وقتی کدخدایی میگه شورای نگهبان مانعی برای نامزدی زنان برای انتخابات ریاست‌جمهوری قرار نداده اما تا کنون صلاحیت هیچ زنی را احراز نکرده، ممکنه فکر کنید مخش تاب داره که چنین جملات بی‌معنی‌ای رو به زبان میاره. اما این‌ها در محیط عقل‌ستیزی پرورش یافتن که حتی اگه منافع سیاسی نداشتند باز هم این حرف‌ها رو می‌زدند، چون در اون محیط بی‌معنی‌بودن نه تنها یک مسئله مذموم نیست، بلکه بش افتخار هم میشه.
حوزه علمیه موتور این محیط بی‌معنی‌‌سازه. وقتی گفته میشه مادری که در قتل پسرش همدستی کرده چون زنه بیست سال حبس می‌گیره و پدر که قاتله فقط ده سال، آخوند شیعه میگه: «نه، به خاطر زن بودن مادر نیست. اسلام بین زن و مرد فرق نمیذاره. مادر چون ولی دم نیست، مجازاتش بیشتره. و فقط پدر و جد پدری ولی دم هستند!». همینقدر بی‌معنی و خنده‌دار. طوری که انگار یک کمدین قصد دست انداختن کسی رو داشته باشه.
اگه شما تو محیطی بزرگ بشی که توش عقل‌ستیزی یک ارزش باشه، حتی اگه نفع چندانی ازش نبری طبق قواعد اون محیط عمل خواهی کرد. برای اینه که کدخدایی از چیزی که به زبان میاره خنده‌ش نمی‌گیره. تمام مغزش به استانداردهای این محیط عادت کرده.
اگه دغدغه ایلان ماسک درباره مصرف انرژی بیت‌کوین صادقانه‌ست، میتونه روی تولید برق هسته‌ای سرمایه‌گذاری کنه. برای کسی که استراتژی شرکتش رو بر مبنای حذف سوخت‌های فسیلی طراحی کرده، متحول کردن صنعت هسته‌ای نباید کار سختی باشه.
فرار از بیت‌کوین به بهانه آلایندگی، مثل فرار طبیعت‌گرایان افراطی از مصرفه. همون‌هایی که میرن در جنگل میخوابن تا مبادا لازم باشه لامپ روشن کنند. اما تسلا درست خلاف این ایدئولوژی رو تبلیغ می‌کنه. مگه فلسفه ماشین برقی این نیست که: «برای حفظ محیط‌زیست لازم نیست خودمان را از حمل و نقل شخصی و لذت رانندگی محروم کنیم»؟ اگه قرار بود به خاطر آلایندگی قید مصرف رو بزنیم، باید قید ماشین برقی رو هم می‌زدیم. باید قید موشک‌هایی که با هزاران تن سوخت که اگه خودشون هم آلاینده نباشند تولیدشون آلاینده‌ست هم می‌زدیم. باید قید هزاران ماهواره‌ای که اون موشک‌ها در مدار زمین قرار میدن تا اینترنت ماهواره‌ای داشته باشیم هم می‌زدیم. چطور فرار از مصرف محصولات تسلا و اسپیس ایکس، جایز نیست، ولی فرار از مصرف محصولاتی که ایلان ماسک دخالتی در اختراع‌ یا تجاری‌سازی‌شون نداشته، جایزه؟

البته مقایسه بیت‌کوین و ماشین برقی، حتی منصفانه هم نیست. ما اگه نخوایم ماشین برقی سوار بشیم، که مقدمه‌ایست بر اینکه نخوایم ماشین سوار بشیم، میتونیم با دوچرخه از نقطه الف به ب برسیم. ماشین برقی یک نجات‌دهنده نیست، یک تسهیل‌کننده‌ست (که فعلا داره بیشتر کار تولیدکننده رو تسهیل می‌کنه تا مصرف‌کننده رو. تولیدکننده داره خط تولیدش رو کوتاهتر، ارزانتر، و سریع‌تر می‌کنه. اما مصرف کننده آواره ایستگاه‌های شارژ شده). اما بیت‌کوین یک نجات‌دهنده‌ست.
شما از همون جماعتی هستید که میگن «اگه سرمایه‌داری خوبه پس چرا من هنوز زن ندارم؟».
فقط از روی اشتراک کلمات، پست‌های قبلی رو به پست‌های فعلی ربط میدید، در حالی که ممکنه در عوالم متفاوتی نوشته شده باشند. بله هنوزم معتقدم هیچ نجات‌دهنده‌ای اون بیرون نیست، چون اونجا دارم درباره یک معضل فلسفی حرف می‌زنم، و این ربطی به ارز و نظام مالی جهان نداره، چون این‌ها فناوری و تکنولوژی هستند. نه تنها می‌تونیم نجات‌دهنده‌های تکنیکی داشته باشیم بلکه یه خوبش گیرمون اومده. البته وقتی حتی وارن بافت موقع اظهار نظر درباره بیت‌کوین دقیقا نمیدونه داره درباره چی حرف میزنه، از عوام انتظار زیادی نمیشه داشت؛ اما حداقل انتظار اینه که در برابر عظمت تکنیکی که در دل بیت‌کوین نهفته، و به نظرم برای درک کاملش یک دوره مطالعه تخصصی معادل چهار سال دوره لیسانس در دانشگاه لازمه، کمی متواضع باشید.
2
۳ هزارتا آخوند رو گذاشتن برای تبلیغ آنلاین. ازین ۳ هزارتا، ۲ هزارتاشون به مشکل خوردن و از مرکز مشاوره خواستن که چه کنیم؟ یا چی جواب بدیم؟ اون هزارنفر باقی مونده هم معلوم نیست چقدر در معرض پرسش بودن، و گرنه شاید درصد «چی بگم بش؟»ها ازینم بالاتر باشه.
حتی نمیتونه یه نیروی الیت تربیت کنه که حداقل نصف‌شون به موضوعات مسلط باشند.

من اینجا درباره مالیدن بودجه کشور به واژن گاو مطالب زیادی نوشتم، اما این‌ها حتی در مالیدنش به اونجا هم بی‌عرضه‌اند‌.
1
هربار درگیری بین حماس و اسراییل پیش میاد، آمریکایی‌ها میگن کمک‌های نقدی و نظامی به اسراییل رو قطع کنید! و هر دفعه هیچ اتفاقی نمیفته. به این دلیل ساده که کسی رو انتخاب نمی‌کنند که این کمک رو قطع کنه. در انتخابات تمام هدف و آرزوشون این بود که ترامپ بره، حتی به قیمت برگرداندن بایدن به کاخ سفید، که یک عمر از تل‌آویو حمایت کرده. و همین بایدن کسی رو میذاره به عنوان وزیر دفاع که علنا در بیزینس تسلیحات بوده و اون شرکتی که توش کار می‌کرده با اسراییل همکاری‌های استراتژیک داره. در واقع وقتی وزیر دفاع آمریکا میره اسراییل، فقط با همتایان سیاسی خودش دیدار نمی‌کنه، داره با مشتریان سابقش هم دیدار می‌کنه!

دنیا پر از یهودستیزه، و اساسا «دنیا یهودستیزه!» و برای همین معتقدم اسراییل رو به عنوان یک سنگر باید حفظ کرد. و آمریکا هم جزیی از همین دنیاست. اما مطالبه عمومی آمریکایی برای قطع کمک‌های نقدی و نظامی به اسراییل، فقط برمبنای یهودستیزی نیست، هرچند که اون هم یکی از عوامل مهمشه، هرچقدر هم که انکار بشه. مبنای اصلی تنبلی ذهنیه. شهروند آمریکایی تنبل‌تر ازین بار اومده که مسئله پیچیده‌ای مثل مسئله فلسطین رو تجزیه تحلیل کنه. بنابراین کل دیتایی که دریافت می‌کنه آمار تلفات کودکانه، و فقط میخواد از میدانی که توش انقدر راحت بچه‌ها میمیرند بیاد بیرون. فقط میخواد آمریکا سهیم نباشه. درست همون حالتی که شهروند اروپایی نسبت به آلایندگی داره و به شرکت بومی حمله می‌کنه تا از سوخت فسیلی فاصله بگیره اما به شرکت چینی و هندی کاری نداره، و نمیتونه هم کاری داشته باشه، چون هدف فقط تطهیر اسم کشور خودشه، نه حل معضل.

اون‌هایی که در آمریکا قدرت رو در دست دارند، شاید در آینده در جهت ارضای پوولیستی این مطالبات، نوع این کمک‌ها رو تغییر بدن، ولی به این زودی‌ها کنسلش نمی‌کنند، چون هرچند که از لحاظ ایدئولوژیک، به عنوان یک قبیله خداستیز، مشتاقند به گرفتاری دائمی کشوری که بر روی مبانی خداپرستانه شکل گرفته؛ اما از لحاظ استراتژیک مجبورند به حمایت ادامه بدن، چون این حمایت نمودی از قدرت سخت آمریکاست و کاراییش رو تعریف می‌کنه. چه مبتنی بر واقعیت باشه چه مبتنی بر برداشت‌های ذهنی، ساپورت اسراییل چیزیه که فرق امپراتوری و بقیه قدرت‌ها رو نمایش میده. بقیه قدرت‌ها مثل چین و روسیه، حمایت‌طلب مشابهی ندارند که تحت تهدیدات موجودیتی قرار گرفته باشه و توسط دشمنان خونی احاطه شده باشه، و همچنان سلامت باقی مونده باشه. در واقع آمریکا با زنده نگه داشتن اسراییل داره میگه من قادرم چیزی رو زنده نگه دارم که هیچ‌کس دیگه قادر به زنده نگه داشتنش نیست! البته این یک پیام خلاف واقعیته، و اسراییل انقدرها هم وابسته به این حمایت نیست، و شاید حتی، برخلاف تصور عموم، بدون این وابستگی بتونه جسورانه‌‌تر هم عمل کنه. ولی پیام تثبیت‌شده اینه، و خود اون قبیله هم ممکنه به خلاف بودنش پی برده باشه اما بهرحال بش گیر کرده. اگه روزی این حمایت قطع بشه، اون پیام از هم میپاشه و با یک پیام جدید جایگزین میشه: آمریکا نمیتونه کاری بکنه که بقیه قادر نیستند بکنند، پس دیگه امپراطوری نیست!

من که معتقدم همین الانش هم نیست و یا با روند جدید اقتصاد بلاکچینی و غیرمتمرکز، امکان امپراطوری دیگه وجود نداره. اما اون قبیله، که از آدم‌هایی متعلق به گذشته تشکیل شده، فعلا داره کارکرد سنتی این پیام‌ها رو جدی می‌گیره. پس ازش مراقبت خواهد کرد. مخصوصا وقتی که می‌دونند آمریکا به این پیام بیشتر محتاجه تا اسراییل. نتانیاهو جزء اولین کسانی بود که پیروزی بایدن رو تبریک گفت. همون ترامپی که عکس‌هاش رو به در و دیوار اورشلیم زده بودند رو چنان سریع دور انداختند که انگار مدل یک نوع شامپو بوده. به همین ترتیب منابع تسلیحاتی خودشون رو هم خیلی سریع می‌تونند عوض کنند، و در تعریف روابط جدید با بقیه قدرت‌ها می‌تونند بزرگ‌تر از هیکل‌شون ظاهر بشن. ظریف وقتی از کری شنید که مواضع سپاه قدس دویست بار مورد حمله قرار گرفته فقط ازین تعجب نکرده بود که چرا این رو از خودی‌ها نشنیده. ازین هم تعجب کرده بود که چطور تونستند دویست حمله رو با روسیه هماهنگ کنند!
وقتی سناتور تام کاتن می‌گفت باید درباره احتمال نشت ویروس از آزمایشگاه ووهان تحقیق و تفحص انجام بشه، روزنامه نیویورک‌تایمز این حرف‌ها رو مشتی نظریه توطئه بی‌اهمیت معرفی کرد و به مخاطبش گفت دانشمندان این ادعاها را رد کرده‌اند!
علت چی بود؟ ترامپ! اگه به مقصر بودن چین اذعان می‌کردند، اتوماتیک در جبهه ترامپ که چین رو مقصر می‌دونست قرار می‌گرفتند. اما نمی‌خواستند در جبهه ترامپ باشند، حتی اگه جبهه ترامپ حق مطلق می‌بود. و حالا که دیگه ترامپ نیست دارند به تدریج مسئله آزمایشگاه رو تأیید می‌کنند!
اینکه یک روزنامه پرمخاطب، که ما انقدر جهان‌سومی بودیم که فکر می‌کردیم از جام‌جم و همشهری معتبرتره، عملا بازوی امنیتی سیاسی حزب حاکمه، اصلا چیز عجیبی نیست. چیزی که هم عجیب و هم تأسف‌باره واکنش گوسفندوار جامعه علمی و پزشکی به عملیات سیاسی این پفیوزها بود. اون‌ها حتی همین الان هم که ترامپی در کار نیست حاضر نیستند در برابر شارلاتانیزم فائوچی بایستند.. چون افرادی مثل فائوچی کنترل‌کننده خیلی از منابع پژوهشی هستند، و کسی حاضر نیست برای دفاع از حقیقت فاندش رو از دست بده!
همینقدر تباه.
یکی از مغلطه‌های جدید در دوران ما، مغلطه شناوری واقعیت علمیه. فائوچی و بقیه اراذل هم‌قبیله‌ش تا الان هم مخالف ماسک بودن و هم موافقش، هم فرد بدون علامت رو ناقل دونستند و هم ندونستند، هم فرد واکسن‌زده رو ایمن اعلام کردند و هم در معرض ابتلا اعلام کردند. وقتی می‌پرسی این چه وضعیه؟ جواب میدن علم همینه، وحی منزل نیست، هرچی جلوتر میریم و دانسته‌ها افزایش پیدا می‌کنه نظر نهایی میتونه تغییر کنه.
به قول حضرت امیر این حرف حقی است که از دهانی باطل خارج شده. اینکه با افزایش دانسته‌ها نتیجه‌گیری میتونه تغییر کنه جزء ذات کار علمیه، و کسی منکرش نیست. اما این پروسه به این شکل رخ نداده که بگیم شاهد ذات علم بودیم! فائوچی و مافیای «سلامت عمومی» با دانسته‌های جدید کار نداشتند، از اولش در حال اعمال سیاست بودند. و گرنه همون موقعی که می‌گفت ماسک لازم نیست، از جانب علم ثابت شده بود که مفید است و لازم است. اون موقعی که می‌گفت کسی که واکسن زده هم باید ماسک بزنه، از جانب علم بدیهی بود که لازم نیست دیگه ماسک بزنه! اون چیزی که فائوچی به عنوان «مجهول» به خورد مردم میداد، واقعا مجهول نبودند.
ادامه تسلط این شارلاتان‌ها به فضای عمومی، تبعات ناجوری خواهد داشت. فردا، یا شاید همین امروز، دیگه حتی یک رابطه کاملا بدیهی رو نمی‌تونیم برای مردم ثابت کنیم، چون خواهند گفت «فردا ممکنه نظرتون عوض بشه».
رفیق بابک خرمدین افسوس میخوره که چرا لندن رو رها کرد و از روی حس نوستالژی به خانه‌ی پدری برگشت که جنگ مغزش رو از بین برده.

اما زندگی واقعی طوری طراحی نشده که اجازه محاسبه همه‌چیز رو بده. ما در لفظ میگیم «چه حیف»، چون داریم رکورد وقایع رو می‌بینیم. ما داخلش نیستیم. فقط اونی داخلشه که حالا اسمش قربانیه. هوش، شانس بقا رو بیشتر می‌کنه، آدم رو جاودانه نمیکنه. چون بالاخره باید اشتباه کرد. این «باید» رو این دنیا به همه اجزای خودش تحمیل می‌کنه.

یکی از معماهای قدیمی میگه اگه پیرمردی وارد مجلس شما شد و گفت هزار سال عمر کرده، چطور ثابت می‌کنید هزار سالش نیست؟ جواب این معما رو یک پزشک نداده. چون به پزشکی ربط نداره. به منطق سرد و بی‌رحم آمار ربط داره.
جوابش اینه: «این مرد برای هزارسال عمر کردن باید به تعداد غیرممکنی از دفعات، مرتکب اشتباه نشده باشد».
اگه یک سینی مسی رو به طنابی بسته باشند و مثل پاندول ساعت در حرکت رفت و برگشتی باشه، و شما چندین متر ازش فاصله داشته باشید و ازتون بخوان اون سینی رو با ساچمه‌های فلزی بزنید، چقدر طول می‌کشه تا یکی از ساچمه‌هاتون بش اصابت کنه؟ شاید باید صدبار پرت کنید تا یکیش به این هدف متحرک بخوره، و این صدبار پرتاب یک ساعت وقت بگیره. اما اگه بگن سه روز تمام وقت دارید چندبار بش میخوره؟ اگه یک هفته وقت بدن چطور؟ مسئله به اینجا ختم نمیشه. با هر بار اصابت ساچمه، سرعت سینی کمی کمتر از قبل میشه. و هرچه سرعت کمتر بشه، شانس اینکه در معرض ساچمه‌های شما قرار بگیره بیشتر میشه. و این تا اونجا پیش میره که دیگه بعید میشه هیچ ضربه‌ای دریافت نکنه‌.

زنده بودن، یعنی در معرض اشتباهات بودن. و هرچه زمان بیشتری زنده ماندن، یعنی در معرض تصاعدی از اشتباهات بودن. تا به نقطه‌ای برسه که دیگه نمیشه در امان ماند. این اشتباهات هم دارند در مقیاس میکروسکوپی و در تقسیم سلولی بافت بدن‌مون رخ میدن، و هم در مقیاس ماکرو با کارهایی که انجام میدیم، یا نمیدیم. با هر نفسی که می‌کشیم، یکی ازون ساچمه‌ها بمون برخورد می‌کنه. دنیا جایی نیست که نشه هزار سال ضربه‌ای دریافت نکرد. و نشه پانصد سال دریافت نکرد. و نشه صد و پنجاه سال دریافت نکرد. و گاهی برای عده‌ای نمیشه برای پنجاه سال تمام دریافت نکرد!

با هشیاری و درایت میشه از مهلکه‌های زیادی فرار کرد، اما نمیشه ضمانت ساخت‌. اینکه ندانسته در حال اشتباه باشیم، اینکه با پای خودمون به قربانگاه بریم، اینکه درست روبروی گلوله قرار بگیریم، اینکه در زمان بد در مکان بد باشیم، بخشی از زندگیه. اگه جنگ باشه و بتونم پشت وانتم چندتا بچه رو از منطقه بمباران دور کنم، باید اینکارو بکنم؛ با توانایی ذهن باید ریسک رو کاهش داد. اما اگه جلوتر خود وانت رو زدن، بخشی از زندگیه. نباید گفت کاش موتور وانت روشن نمی‌‌شد. باید مرگ رو با هرچیزی که بلدیم به تأخیر بندازیم، ولی وقتی اتفاق افتاد نباید گفت «زود بود». سخته، ولی باید این رو هضم کرد. حتی اگه مثل بلعیدن تیغ باشه.
می‌گفتند علوم کاربردی رو شرکت‌ها هم می‌تونند جلو ببرند، با سرمایه‌گذاری‌هایی که در تحقیق و توسعه‌شون انجام میدن. اما علوم پایه باید همچنان در دانشگاه پیش بره. چون هیچ شرکتی حاضر نیست روی تحقیقاتی سرمایه‌گذاری کنه که براش بازدهی مالی نداره‌.
اما آیا میشه علوم پایه رو هم از دانشگاه کشید بیرون؟ عده‌ای در آمریکا معتقدند که میشه، و یک موسسه برای این هدف تأسیس کردند. نیو ساینس، تعریف جدیدی از دانش نیست. تعریف جدیدی از دستیابی به دانشه.


https://newscience.org/
سوئدی‌ها اسکنری ساختن که از یادگیری ماشینی استفاده می‌کنه و میتونه در عرض چند ثانیه تشعشع مواد رادیواکتیو که در ساخت سلاح هسته‌ای یا تروریسم کاربرد دارد رو تشخیص بده. نه تنها میشه در فرودگاه‌ها و بنادر ازش استفاده کرد، بلکه میشه روی پهپاد سوارش کرد و نشت‌های رادیواکتیو و فعالیت‌های غیرقانونی رو شناسایی کرد.
کار برای توله‌های امنیتی پوتین یکم سخت میشه اینجوری‌.
دارن با بیتکوین و اتریوم همون بازی‌هایی رو انجام میدن که سال‌هاست دارن تو وال‌استریت با سهام انجام میدن: «قاپیدن سهم مردم از دست‌شون، با ترسوندن‌شون».
که نشون میده کله‌گنده‌ها خیلی بیشتر از مردم عادی رمزارزها رو جدی گرفتن و دارند حرفه‌ای توش گوسفندها رو میدرند. این منحرف‌سازی افکار و معاملات عمومی، حجم زیادی سرمایه میخواد، که این موسسات بزرگ دارند. و تنها راهکار در برابر این گرگ‌ها فریب نخوردن و نترسیدنه.
اما این یک ابهام درباره نسیم طالب ایجاد می‌کنه. اون درست تو فاز سی نمودار وایکوف بیت‌کوینش رو فروخت (یا لاقل ادعا کرد فروخته)، و نوسان زیاد رو بهانه کرد. کسی که زندگیش رو با تجارت در وال‌استریت ساخته، باید این نمودار رو مثل کف دستش بشناسه. اگه نمیشناخته، که خجالت‌آوره. و اگه میشناخته و می‌دونسته دارن چیکار می‌کنند، یعنی خودش هم جزء دستکاری‌کنندگان بازاره، و یا ترجیح داده اصل مطلب رو به مردم نگه.
من واقعا نمی‌دونم.‌ اما می‌دونم که به صورت دیفالت همه رو باید گرگ در نظر گرفت.
یک وبلاگ‌نویس آمریکایی درباره تجربه خودش در برنامه‌های پارتنریابی نوشته به عنوان یک زن ۳۸ ساله نمی‌تونم پسر ۲۵ ساله‌ و بالاتر رو برای سکس پیدا کنم، چون بیشتر مردان جوان اصلا میلی ندارن که رابطه از فضای مجازی خارج بشه، و تو همون فضای مجازی هم، می‌تونند به راحتی به سکس‌چت قناعت کنند، گویی از سکس فقط عکسش یا فقط حرفش رو میخوان!

و این براش یک معماست، که چرا؟
اما حتی برای منی که هزاران کیلومتر ازون جامعه فاصله دارم هم واضحه که چه خبره. این پسرها با زنانی طرفند که هزینه‌های واژن‌شون بیشتر از منافعشه. چرا باید با کسی سکس کرد که میتونه بندازتت زندان؟
اما مسئله فقط به حوزه حقوقی و قضایی خلاصه نمیشه. مرد جوان از لحاظ روانی هم باید هزینه زیادی برای سکس بپردازه، چون در جایگاه برابر قرار نگرفته‌. ازش انتظار میره کیفیتی در حد پورن استارها داشته باشه، چه در بدن و چه در عمل. اما اگه همون انتظار رو از طرف مقابل داشته باشه با مجموعه ضداعصابی از قضاوت‌ها مواجه میشه. برای یک مرد، معمولی بودن در سکس خیلی گرون تموم میشه، مگر اینکه در نیمه دوم عمرش با پول جبرانش کنه‌. در فضای مجازی، کیفیت واقعیش همواره یک مجهول باقی میمونه، و این یک سپر آرامش‌ساز ایجاد می‌کنه.

هرچند شکواییه این خانوم مربوط به آمریکاست، اما من این رو به عنوان یک نرمال جدید جهانی در نظر می‌گیرم: پیوند عاطفی با زن غریبه، داره توجیه خودش رو از دست میده. سکس بهتره خریده بشه (چه واقعی، چه مجازی). مگر اینکه فرد مصمم باشه یک خانواده سنتی تشکیل بده و تا تهش بره.
Anarchonomy
یک وبلاگ‌نویس آمریکایی درباره تجربه خودش در برنامه‌های پارتنریابی نوشته به عنوان یک زن ۳۸ ساله نمی‌تونم پسر ۲۵ ساله‌ و بالاتر رو برای سکس پیدا کنم، چون بیشتر مردان جوان اصلا میلی ندارن که رابطه از فضای مجازی خارج بشه، و تو همون فضای مجازی هم، می‌تونند به راحتی…
مدتیه فالوعش می‌کنم.. هرچی میاد جلوتر بدنش پسرانه‌تر میشه. خودم به جد به دختران توصیه می‌کنم هر کاری لازمه برای قوی شدن انجام بدن. اما وقتی مردانه‌شدن به شغل یا تمام مشغولیت روزانه تبدیل شد، فیزیک زنانگی کمرنگ میشه، با اینکه حساسیت‌هاش باقی میمونه. تا جایی که با موجوداتی مواجه میشیم که خیلی راحت می‌پرسند «پسر به چه کارم میاد؟».
من هم این سوال رو مطرح می‌کنم: چرا باید وارد رابطه‌ای شد که باید فول تایم در حال اثبات این باشی که مرد بودنت، غیر از آلت تناسلیت که گویا اونم لازم ندارند، کاربردی داره! و همزمان شش دنگ حواست رو جمع کنی که ساده‌ترین حرکاتت چینی نازک دخترانگیش رو نشکنه؟ تحمل این فشار روانی، دیگه توجیه نداره.
وزارت خزانه‌داری آمریکا میخواد تمام دارایی‌های رمزارزی افراد که بالای ۱۰ هزار دلار ارزش دارند به سازمان مالیات گزارش بشه. نه تنها مقدار دارایی‌ها، بلکه تمام تراکنش‌ها و آدرس کیف پول‌ها رو میخوان.

یه عده پیش‌بینی می‌کردند که رمزارز یه چیزی مثل کلاهبرداری هرمیه و امروز فرداست که همه‌ش بترکه و بره هوا. آیا الان حرفی برای گفتن دارند؟ دولت آمریکا به این جمع‌بندی رسیده که «حالا که نمی‌تونم جلوش رو بگیرم، بذار ازش لذت ببرم». این درخواست مالیات‌بندی وزارت خزانه‌داری، با اینکه مصداق کامل دزدیه، چون هر مالیاتی یک دزدیه، اولین پرچم سفید دولت در برابر انقلاب بلاکچین حساب میشه.

اما این پرچم سفید پایان‌دهنده دعوا نیست، بلکه جنگ تازه داره شروع میشه. کریپتو، اسکناس و طلا و اوراق نیست که دولت هروقت اراده کنه برای تصاحبشون، بتونه هرچقدر که خواست ازشون بدزده. خیلی‌ها به یک زندگی مالی دو چهره‌ای مهاجرت خواهند کرد. در یک وجهش، بیت‌کوین و اتریوم و غیره که شفافند خواهند داشت و مالیاتش رو میدن، و در یک وجه دیگه قسمتی از دارایی‌شون رو به مونرو و هر ارز دیگه‌ای که بعدن ابداع بشه و همه‌چیز رو مخفی نگه داره منتقل می‌کنند. دیگه دارک‌وب مختص فروشندگان اعضای بدن نخواهد بود. هر کسی میل پیدا می‌کنه که قاچاقچی باشه، و فعالیت زیرزمینی به یک ارزش مثبت تبدیل خواهد شد.
پنج سال پیش، رییس سازمان آب در استان البرز، که فعلا یکی از استان‌های صادر کننده میوه‌ست، گفت ده سال آینده هیچ برنامه‌ای برای تأمین آب باغ‌های این استان نداریم. یعنی بیشترین تعداد مهاجر دارند وارد دشتی میشن که پنج سال بعد ممکنه کارش به تأمین آب با تانکر برسه! هی میگن یزد و کرمان به ناچار خالی از سکنه خواهند شد، اما نمیگن اینا قراره کجا برن؟! مسئله اینه که دارن میان جایی که تو آب مردم بومی خودش مونده. اگه خطری موجودیت ایران رو تهدید کنه، اینه. اما بزمجه‌های شیعه وانمود می‌کنند مشکل اصلی زاد و ولده!
Anarchonomy
هربار درگیری بین حماس و اسراییل پیش میاد، آمریکایی‌ها میگن کمک‌های نقدی و نظامی به اسراییل رو قطع کنید! و هر دفعه هیچ اتفاقی نمیفته. به این دلیل ساده که کسی رو انتخاب نمی‌کنند که این کمک رو قطع کنه. در انتخابات تمام هدف و آرزوشون این بود که ترامپ بره، حتی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو اون پست نوشتم «دنیا یهودستیزه»، پرسیدن کجا رو می‌گی؟
اینجا رو میگم. حتی وسط نیویورک، یک یهودی برای اینکه کنار خیابون بایسته هم امنیت نداره، مگر اینکه طوری لباس بپوشه که اصلا معلوم نباشه یهودیه، یا تو مراسم مذهبی شرکت نکنه.
اونی هم که بش حمله میکنه میگه «میخوای بچه‌ها رو بکشی نه؟». بقیه مردم نیویورک هم همین نظر رو دارن، پدر و مادر شما، و خواهر و برادر شما هم همین نظر رو دارن. اما اون‌ها باید برن سر کار و بقیه روز رو استراحت کنند. اگه اون‌ها هم مثل اینا وقت فراغت داشتند، دقیقا همین فعالیت‌های کودک‌دوستانه رو انجام میدادند.
یکی تو توعیتر تبلیغات ارتش آمریکا رو گذاشت کنار تبلیغات ارتش روسیه و خیلی‌ها رو نگران کرد. چون تمرکز تبلیغ روسیه روی عضلانی بودن سرباز مذکر روس بود، اما ارتش آمریکا به شکل کارتونی داستان دختر سربازی رو تعریف کرد که توسط دو زن لزبین بزرگ شده! کاربران آمریکایی‌ با دیدن این تفاوت به این نتیجه رسیدند که فاتحه‌مون خونده‌ست!

این هم تبلیغ ارتش چینه که تازه منتشر شده. نکته بامزه اینه که چینی‌ها هم مثل روسیه روی آلفا بودن مردان سرباز تأکید دارند با این تفاوت که از مردانگی، بیشتر به قدرت حنجره اعتقاد دارند و تو یک کلیپ به این کوتاهی چندین بار شاهد فریاد زدن هستیم!

ارتش کلاسیک، تستوسترون میخواد. هرکی اینو انکار می‌کنه چیزی از جنگ نمیدونه. ولی روسیه و چین هنوز در قرن بیستم به سر می‌برند. لیبرال‌ها و فمنیست‌ها ادرار کرده‌اند به همه‌چیز، ولی اینکه همه نهادهای جامعه، فارغ از وظایفی که دارند، تابع تحولات اجتماعی هستند، نشانه پیشرفتگی اون جامعه‌ست، نه نشانه بازنده بودنش. تبلیغات ارتش روسیه و چین رو چهل سال پیش هم میشد از تلویزیون پخش کرد، و غیر از چند صحنه که مربوط به تکنولوژی جدیده، بیننده چهل سال پیش متوجه نمی‌شد مربوط به آینده‌ست! انگار این‌ها از چهل سال پیش تا الان تکون نخوردن. اما در مقابل، جامعه آمریکا، در هر مسیری که هست، که من میتونم خوشم نیاد ازین مسیر، اهداف متعالی‌تری داره و از گذشته عبور کرده. آمریکا هم پز تفنگدار دریایی ورزیده‌ش رو میده، اما این براش کافی نیست، و این مهمه که براش کافی نیست.



https://news.1rj.ru/str/disclosetv/2427