به چیزی که در اسراییل اتفاق افتاده، میشه گفت یک کودتای سیاسی هدایت شده توسط دستگاههای امنیتی. برای همین زیدآبادی نمیتونه هضم کنه که چطور احزاب کاملا متضاد، با آدمهایی با عقاید مختلف، که شامل نمایندگان عرب هم میشد! موفق شدند با هم متحد شده و نتانیاهو رو کنار بزنند. و این رو به رواداری عجیب جامعه اسراییل نسبت میده، که سادهلوحانهست. البته اگر تمام جوامع خاورمیانه جمع بشن، نمیتونند حتی ادای رواداری اسراییل رو دربیارن، اما چسب این اتحاد رو امنیتیها تأمین کردند.
چیزی درباره خاورمیانه وجود داره که هیچوقت نباید فراموش کرد. در کشورهای توسعهیافته، دستگاههای امنیتی کشورها با همدیگه همکاری میکنند اما عقایدشون ممکنه با هم فرق کنه. در خاورمیانه، دستگاه امنیتی کشورها دائم در حال ستیز با همدیگه هستند، اما عقایدشون با همدیگه اشتراکات زیادی داره. چه نقطه اشتراکی هست بین امنیتیهای اسراییل و امنیتیهای مثلا مصر؟ هر دو معتقدند اگه مملکت رو بسپاریم به نهادهای مدنی، خرمذهبیها نابودش میکنند! چرا؟ چون افراطیها رو نمیشه با صندوق رأی سرجاشون نشوند. سرکوب اینها نیاز به پدرسوختگیهای سیاسی داره که پشتوانه اطلاعاتی امنیتی داشته باشه.
همهچیز در این راستاست که کل خاورمیانه به این شکل اداره بشه، که البته واشنگتندیسی هم ازین ایده استقبال میکنه. یعنی تسلط امنیتیهایی که ادای راستگرایی درمیارن، تا راستگرایان واقعی رو مهار کنند. با این مشوق که به این امنیتیها اجازه داده بشه در کنار سیاست، بیزینس خوبی داشته باشند. پاکستان، مصر، قطر، ترکیه.. همه توسط امنیتیهایی که در حال تجارت هستند، قبضه شده. حتی عربستان هم تا حدی به این باشگاه تعلق داره، با این تفاوت که جریان پول تحت کنترل شدیدتریه که از طرف خاندان السعود اعمال میشه.
در واقع تحولاتی که در اسراییل رخ داده، فقط مربوط به اسراییل نیست؛ بلکه نمایشی از وضعیت کلی خاورمیانهست مبنی بر اینکه «اینجا دموکراسی جواب نمیده».
چیزی درباره خاورمیانه وجود داره که هیچوقت نباید فراموش کرد. در کشورهای توسعهیافته، دستگاههای امنیتی کشورها با همدیگه همکاری میکنند اما عقایدشون ممکنه با هم فرق کنه. در خاورمیانه، دستگاه امنیتی کشورها دائم در حال ستیز با همدیگه هستند، اما عقایدشون با همدیگه اشتراکات زیادی داره. چه نقطه اشتراکی هست بین امنیتیهای اسراییل و امنیتیهای مثلا مصر؟ هر دو معتقدند اگه مملکت رو بسپاریم به نهادهای مدنی، خرمذهبیها نابودش میکنند! چرا؟ چون افراطیها رو نمیشه با صندوق رأی سرجاشون نشوند. سرکوب اینها نیاز به پدرسوختگیهای سیاسی داره که پشتوانه اطلاعاتی امنیتی داشته باشه.
همهچیز در این راستاست که کل خاورمیانه به این شکل اداره بشه، که البته واشنگتندیسی هم ازین ایده استقبال میکنه. یعنی تسلط امنیتیهایی که ادای راستگرایی درمیارن، تا راستگرایان واقعی رو مهار کنند. با این مشوق که به این امنیتیها اجازه داده بشه در کنار سیاست، بیزینس خوبی داشته باشند. پاکستان، مصر، قطر، ترکیه.. همه توسط امنیتیهایی که در حال تجارت هستند، قبضه شده. حتی عربستان هم تا حدی به این باشگاه تعلق داره، با این تفاوت که جریان پول تحت کنترل شدیدتریه که از طرف خاندان السعود اعمال میشه.
در واقع تحولاتی که در اسراییل رخ داده، فقط مربوط به اسراییل نیست؛ بلکه نمایشی از وضعیت کلی خاورمیانهست مبنی بر اینکه «اینجا دموکراسی جواب نمیده».
همین صبح امروز، هم میتونست صبح روزی باشه که استخدامت میکنند، هم صبح روزی که اخراجت میکنند. هم میتونست صبح روزی باشه که بلیت سفرت اوکی میشه، هم صبح روزی که بلیتت کنسل میشه. خورشید همونه، لوکیشن همونه، بدنت هم همونه. اما برای ذهنت، هر کدوم از صبحها برات فرق دارند. اگه قرار بود بدونی تا آخر شب چه اتفاقاتی قراره برات بیفته، دیگه از هیچ صبحی لذت نمیبردی. و شاید هر صبحی آغاز یک شکنجه میشد. مردم اگه میدونستند فرزندشون وقتی بزرگ شد چه کارهایی با خودشون و خودش میکنه، شاید هیچوقت به دنیا نمیآوردنش. دنیای انسانها داره روی دانایی میچرخه، اما اگه ندانستن نبود، از هم میپاشید. چون ما از هم میپاشیدیم. اگه کسی وجود داشت که همهچیز رو بدونه، به همون نسبت آرزو میکرد مرگش زودتر فرا برسه.
آیا آدم میتونه این واقعیت رو بپذیره؟ مردم ادعا میکنند که میپذیرند. ولی دروغ میگن. اگه این واقعیت رو بپذیری، معنیش اینه که موقع هیجان، هیجان نداری. موقع غم، غمگین نیستی، و موقع شادی، خوشحال نیستی. چون یادت هست که خورشید همونه، لوکیشن همونه، بدنت هم همونه، فقط ذهنت داره یه مزه دیگه میسازه. آدم وقتی آرامش داره که تو کار مغزش دخالت نکنه. اگه قرار باشه هربار مغزش مزه جدیدی ساخت، بش بگه میدونم که این ساختهی توعه و گرنه همهچیز همونجوریه که بود، دیگه هیچچیز هیچ مزهای نخواهد داشت. و مردم دوست ندارند که هیچچیز هیچ مزهای نداشته باشه. اونا این واقعیت رو نپذیرفتند. فقط تمرین میکنند که بش فکر نکنند.
میشه خلاف کار مردم رو انجام داد. میشه تمرین کرد که بش فکر کرد. تصور کنید امروز روزیه که ساعت دو بعداز ظهر قراره از پایاننامهتون دفاع کنید. یک دقیقه به حسی که ایجاد میکنه اجازه بدید شما را فرا بگیره. حتما استرس داره، و شاید کمی افتخار. حالا تصور کنید امروز روزیه که قراره ماشینتون رو با هرچی که توشه سرقت کنند. یک دقیقه به حسی که ایجاد میکنه اجازه بدید شما رو فرا بگیره. حتما ناراحتی داره، و شاید کمی خشم.
برای دخالت در کار مغز، باید اول تماشا کرد که دقیقا داره چیکار میکنه. این تماشا آدم رو دو نفر میکنه. آدمی که آدم سابق بود، که یک روز صبح استرس داشت و افتخار میکرد، و صبح روز بعدش ناراحت بود و عصبانی. و آدمی که داره این آدم رو نگاه میکنه.
یه روزی میرسه که این دو تا آدم با هم گلاویز بشن. اون روز خوبیه.
آیا آدم میتونه این واقعیت رو بپذیره؟ مردم ادعا میکنند که میپذیرند. ولی دروغ میگن. اگه این واقعیت رو بپذیری، معنیش اینه که موقع هیجان، هیجان نداری. موقع غم، غمگین نیستی، و موقع شادی، خوشحال نیستی. چون یادت هست که خورشید همونه، لوکیشن همونه، بدنت هم همونه، فقط ذهنت داره یه مزه دیگه میسازه. آدم وقتی آرامش داره که تو کار مغزش دخالت نکنه. اگه قرار باشه هربار مغزش مزه جدیدی ساخت، بش بگه میدونم که این ساختهی توعه و گرنه همهچیز همونجوریه که بود، دیگه هیچچیز هیچ مزهای نخواهد داشت. و مردم دوست ندارند که هیچچیز هیچ مزهای نداشته باشه. اونا این واقعیت رو نپذیرفتند. فقط تمرین میکنند که بش فکر نکنند.
میشه خلاف کار مردم رو انجام داد. میشه تمرین کرد که بش فکر کرد. تصور کنید امروز روزیه که ساعت دو بعداز ظهر قراره از پایاننامهتون دفاع کنید. یک دقیقه به حسی که ایجاد میکنه اجازه بدید شما را فرا بگیره. حتما استرس داره، و شاید کمی افتخار. حالا تصور کنید امروز روزیه که قراره ماشینتون رو با هرچی که توشه سرقت کنند. یک دقیقه به حسی که ایجاد میکنه اجازه بدید شما رو فرا بگیره. حتما ناراحتی داره، و شاید کمی خشم.
برای دخالت در کار مغز، باید اول تماشا کرد که دقیقا داره چیکار میکنه. این تماشا آدم رو دو نفر میکنه. آدمی که آدم سابق بود، که یک روز صبح استرس داشت و افتخار میکرد، و صبح روز بعدش ناراحت بود و عصبانی. و آدمی که داره این آدم رو نگاه میکنه.
یه روزی میرسه که این دو تا آدم با هم گلاویز بشن. اون روز خوبیه.
❤1
«هیچکدام از نامزدها برای حل مشکلات اقتصادی کشور راهحلی ارائه نمیدهند»
این جمله مضحک و بیمعنی رو اگه یک مشت دریوزه اصلاحطلب هی تکرار کنند تا سیرک انتخابات رو جدیتر ازونی که هست جلوه بدن (یعنی با استناد به خیک عمهشون: ساختار درسته، فقط این هفت نفر شایستگی ندارن!)، قابل درکه. اما مشخص نیست کارشناسان غیرسیاسی داخل و حتی خارج ایران چرا تکرارش میکنند. اینطور نبوده که حکومت قصد اداره کشور رو داشته باشه و یهو متوجه بشه عه چرا انقدر همهچی خراب شد؟ بلکه از ابتدا اینطور بوده که همهچیز از جمله اقتصاد باید فدای شیعهبازی شود.
اما مسئله فقط این نیست. حتی اگه این نظام همین فردا ساقط میشد، و پسفردا انتخابات آزاد آغاز میشد، و یکی از نامزدها میاومد میگفت من قول خواهم داد حتی یک واحد مسکونی دولتی هم نسازم و به هیچ احدی برای ساخت مسکن وام دولتی ندهم و هیچ دخالتی در امر شهرکسازی نداشته باشم و صرفا مقررات دست و پاگیر پیش روی انبوهسازان را حذف کنم، چند درصد از آراء مردم رو به دست میآورد؟
مردم راهکار نمیخوان. اونها خونه مفت میخوان، و مدرسه مفت، و قطار مفت، و استخر مفت، و برق مفت، و شغل مفت، و حتی همسر مفت.
این جمله مضحک و بیمعنی رو اگه یک مشت دریوزه اصلاحطلب هی تکرار کنند تا سیرک انتخابات رو جدیتر ازونی که هست جلوه بدن (یعنی با استناد به خیک عمهشون: ساختار درسته، فقط این هفت نفر شایستگی ندارن!)، قابل درکه. اما مشخص نیست کارشناسان غیرسیاسی داخل و حتی خارج ایران چرا تکرارش میکنند. اینطور نبوده که حکومت قصد اداره کشور رو داشته باشه و یهو متوجه بشه عه چرا انقدر همهچی خراب شد؟ بلکه از ابتدا اینطور بوده که همهچیز از جمله اقتصاد باید فدای شیعهبازی شود.
اما مسئله فقط این نیست. حتی اگه این نظام همین فردا ساقط میشد، و پسفردا انتخابات آزاد آغاز میشد، و یکی از نامزدها میاومد میگفت من قول خواهم داد حتی یک واحد مسکونی دولتی هم نسازم و به هیچ احدی برای ساخت مسکن وام دولتی ندهم و هیچ دخالتی در امر شهرکسازی نداشته باشم و صرفا مقررات دست و پاگیر پیش روی انبوهسازان را حذف کنم، چند درصد از آراء مردم رو به دست میآورد؟
مردم راهکار نمیخوان. اونها خونه مفت میخوان، و مدرسه مفت، و قطار مفت، و استخر مفت، و برق مفت، و شغل مفت، و حتی همسر مفت.
ZOMG_whitepaper_v1.0_published.pdf
397.5 KB
رمزارز زدکش بر پایه بیتکوین ساخته شد تا بزرگترین خلاء بیتکوین یعنی حریم خصوصی رو پر کنه. در این سیستم اگه بخوای میتونی تمام اطلاعات تراکنش رو رمزگذاری کنی تا هیچکس نتونه بش دسترسی داشته باشه. اما برای اینکه نهادهای قانونی بش گیر ندن یک کلید در اختیارت میذاره که اگه نهاد قانونی درخواست کرد میتونی بش تحویل بدی تا اطلاعات رو ببینه. این متد برمبنای این پیشفرضه که میشه پلتفرمی ساخت که هم دولت مالیاتش رو بگیره هم حریم خصوصی حفظ بشه! که به نظرم خودمتناقضه. چون اگه دولت بتونه کلید داشته باشه، کلید همهچیز رو درخواست خواهد کرد. و به اطلاعاتی که دست دولت باشه، نمیشه گفت مخفی! البته نمیشه این رو انکار کرد که برای جا انداختن رمزارزی مناسب برای تراکنشهای سوپرمارکتی روزانه، باید کاری کرد که ملت با دولت درگیر نشن، وگرنه ازش استقبال نخواهند کرد.
بهرحال آدمهایی که پشت این ایده هستند خیلی مصمم دارند کار میکنند و آزادی براشون مهمه. دیشب این وایتپیپر رو منتشر کردند که نقشهراهشون رو ترسیم میکنه. صادقانه براشون آرزوی موفقیت دارم. آدمهایی که ایدهها رو امتحان میکنند بهتر از کسانی هستند که هیچکاری نمیکنند.
بهرحال آدمهایی که پشت این ایده هستند خیلی مصمم دارند کار میکنند و آزادی براشون مهمه. دیشب این وایتپیپر رو منتشر کردند که نقشهراهشون رو ترسیم میکنه. صادقانه براشون آرزوی موفقیت دارم. آدمهایی که ایدهها رو امتحان میکنند بهتر از کسانی هستند که هیچکاری نمیکنند.
یک بار یکی گفته بود خدمت سربازی، یک نوع «وام زمان» برای دولته. چون برای جوانی که قاعدتا در سال ۱۴۰۰ باید شغل و کمکهزینه ازدواج تأمین کنه، میتونه در ۱۴۰۲ ایجاد کنه. این دو سال بیگاری، دو سال تنفس برای دولته. درست مثل اوراق بدهی، که دولت منتشر میکنه تا دو سال دیرتر پول چاپ کنه و اثر تورمی بیفته برای دولت بعد.
البته حرف درستی نیست، چون اگه پسرها مجبور نبودند این دو سال بیگاری رو بگذرونند فرصتهای شغلی بیشتری در برابرشون قرار میگرفت و دولت با بیکاران کمتری مواجه میشد، مخصوصا دو سال بعد!
اما کلیت مفهوم وام زمانی خیلی هم بیراه نیست. یکی از مصادیق درستش، حاشیهنشینی در شهرهاست. اگه دولت قرار باشه ساخت یک شهرک رو از صفر شروع کنه، باید همه زیرساختهای پرهزینهش هم یکجا بسازه. و اگه یکجا نده، شهرک خالی از سکنه میمونه و سرمایهگذاری اولیه هدر میره. اما برای حاشیهنشین میتونه خیلی کند زیرساخت تحویل بده. مثلا در مورد انشعاب گاز اذیتشون کنه، و بعد به مرور اعطا کنه، اما محله به محله. تو شهرک جدید اگه گاز نده فحش میخوره، اما تو حلبیآباد اگه گاز بده، تحسین هم میشه. چون دو بکگراند روانی متفاوت داره. تو شهرکی که امکانات نداره، ساکنین میگن دولت این خرابشده رو بمون تحمیل کرد. اما حاشیهنشینی که میبینه بعد از سالها دوندگی بالاخره انشعاب دادند، میگه خودمون رو به دولت تحمیل کردیم!
پس ساخت مسکن انبوه برای فقرا، دقیقا به ضرر دولته، چون باید حجم زیادی از تعهد رو در فریم زمانی خیلی کوتاه به عهده بگیره. اگه موفق بشه یکجور فشاره، و اگه موفق نشه یکجور دیگه. و به نفع فقرا هم نیست، چون چه دولت موفق بشه در انجام تعهد و چه موفق نشه، با وجود سرمایه زیادی که صرف شده، احساس میکنه که تبعید شده.
حاشیهنشینی یک معضل نیست. بیپولی معضله. وقتی امکان کسب درآمد بیشتر فراهم شد، ساکنین حلبیآباد خودشون با محلهای که اشغالش کرده بودند خداحافظی میکنند. و یا همونجا رو به محله بهتری تبدیل میکنند. مشکل ما اینه که میخوایم استکهلم داشته باشیم، حالا هر بلایی سر مردم و سرمایه مردم اومد، اومد. اما مردم نباید در خدمت شهر باشند. شهر باید در خدمت مردم باشه. بچه تکنوکراتهای آکادمیک، برای مرتب کردن «سیمای شهری» حاضرند دست به هر کار غلطی بزنند.
البته حرف درستی نیست، چون اگه پسرها مجبور نبودند این دو سال بیگاری رو بگذرونند فرصتهای شغلی بیشتری در برابرشون قرار میگرفت و دولت با بیکاران کمتری مواجه میشد، مخصوصا دو سال بعد!
اما کلیت مفهوم وام زمانی خیلی هم بیراه نیست. یکی از مصادیق درستش، حاشیهنشینی در شهرهاست. اگه دولت قرار باشه ساخت یک شهرک رو از صفر شروع کنه، باید همه زیرساختهای پرهزینهش هم یکجا بسازه. و اگه یکجا نده، شهرک خالی از سکنه میمونه و سرمایهگذاری اولیه هدر میره. اما برای حاشیهنشین میتونه خیلی کند زیرساخت تحویل بده. مثلا در مورد انشعاب گاز اذیتشون کنه، و بعد به مرور اعطا کنه، اما محله به محله. تو شهرک جدید اگه گاز نده فحش میخوره، اما تو حلبیآباد اگه گاز بده، تحسین هم میشه. چون دو بکگراند روانی متفاوت داره. تو شهرکی که امکانات نداره، ساکنین میگن دولت این خرابشده رو بمون تحمیل کرد. اما حاشیهنشینی که میبینه بعد از سالها دوندگی بالاخره انشعاب دادند، میگه خودمون رو به دولت تحمیل کردیم!
پس ساخت مسکن انبوه برای فقرا، دقیقا به ضرر دولته، چون باید حجم زیادی از تعهد رو در فریم زمانی خیلی کوتاه به عهده بگیره. اگه موفق بشه یکجور فشاره، و اگه موفق نشه یکجور دیگه. و به نفع فقرا هم نیست، چون چه دولت موفق بشه در انجام تعهد و چه موفق نشه، با وجود سرمایه زیادی که صرف شده، احساس میکنه که تبعید شده.
حاشیهنشینی یک معضل نیست. بیپولی معضله. وقتی امکان کسب درآمد بیشتر فراهم شد، ساکنین حلبیآباد خودشون با محلهای که اشغالش کرده بودند خداحافظی میکنند. و یا همونجا رو به محله بهتری تبدیل میکنند. مشکل ما اینه که میخوایم استکهلم داشته باشیم، حالا هر بلایی سر مردم و سرمایه مردم اومد، اومد. اما مردم نباید در خدمت شهر باشند. شهر باید در خدمت مردم باشه. بچه تکنوکراتهای آکادمیک، برای مرتب کردن «سیمای شهری» حاضرند دست به هر کار غلطی بزنند.
❤2
افبیآی میگه معادل دو میلیون و خوردهای دلار از هکرهایی که از خط لوله فلان باج گرفتند رو پس گرفته. چطور؟ پسورد «اکانت بیتکوین»شون رو به دست آورده!
اصلا چیزی به نام اکانت بیتکوین نداریم.
نمیدونم یادتون میاد یا نه ولی یه زمانی احمدی مقدم که فرمانده ناجا بود اومد بگه آنتی فیلتر، با پراکسی ترکیب زد گفت آنتیپراکسی! و یکی دو هفتهای سوژه خنده ساخت. چون گاوی همچون او اصلا درکی ازین چیزها نداشت. حالا یکم هم احتمال در نظر بگیرید که خیلیها تو افبیآی هم نمیدونند دارن درباره چی صحبت میکنند. جدا ازینکه اون قضیه اختلال در کار خط لوله از ابتدا بودار بود. این رو باید همیشه در نظر داشت، ۸۹ درصد کل فعالیت دستگاههای امنیتی فعلی در کشورهای غربی، در عرصه کنترل افکار عمومیه، و ۱۱ درصد در عرصه خود امنیت.
اصلا چیزی به نام اکانت بیتکوین نداریم.
نمیدونم یادتون میاد یا نه ولی یه زمانی احمدی مقدم که فرمانده ناجا بود اومد بگه آنتی فیلتر، با پراکسی ترکیب زد گفت آنتیپراکسی! و یکی دو هفتهای سوژه خنده ساخت. چون گاوی همچون او اصلا درکی ازین چیزها نداشت. حالا یکم هم احتمال در نظر بگیرید که خیلیها تو افبیآی هم نمیدونند دارن درباره چی صحبت میکنند. جدا ازینکه اون قضیه اختلال در کار خط لوله از ابتدا بودار بود. این رو باید همیشه در نظر داشت، ۸۹ درصد کل فعالیت دستگاههای امنیتی فعلی در کشورهای غربی، در عرصه کنترل افکار عمومیه، و ۱۱ درصد در عرصه خود امنیت.
❤2
زنگنه مدعیه سالانه ۳۵ میلیارد دلار یارانه گاز داره صرف مصارف مردم میشه. این یعنی اگر فقط قیمت گاز، و نه بقیه موارد، آزاد بشه و این یارانه رو به صورت نقدی بین مردم تقسیم کنند به هر نفر در هر ماه، ۷۵۰ هزارتومن میرسه! اما وقتی محسن رضایی وعده یارانه ۴۵۰ هزارتومنی میده، واعظی میگه این پول رو از کجا میخواهید بیارید؟
اگه در دولت ارادهای وجود داشت، تا نفری ۲ میلیون تومن هم میتونستند برای یارانه نقدی کنار بگذارند، اما حرف زنگنه هم تمام واقعیت نیست. شما وقتی میتونی با اطمینان بگی که این ۳۵ میلیارد دلار، یک یارانه بوده، که اگه مردم میگفتن ما گاز نمیخوایم میتونستی صادرش کنی و میتونستی به ۳۵ میلیارد دلار پول تبدیلش کنی. آیا میتونی؟ فعلا ایران در صادرات گاز مازاد مصرف داخلی هم مشکل داره و صادرکنندههای رقیب از جهات مختلف دست و پاش رو بستن. در واقع اون گازی که زنگنه تحویل مردم میده روغن ریختهست ولی وانمود میکنه نذر امامزادهست.
اگه در دولت ارادهای وجود داشت، تا نفری ۲ میلیون تومن هم میتونستند برای یارانه نقدی کنار بگذارند، اما حرف زنگنه هم تمام واقعیت نیست. شما وقتی میتونی با اطمینان بگی که این ۳۵ میلیارد دلار، یک یارانه بوده، که اگه مردم میگفتن ما گاز نمیخوایم میتونستی صادرش کنی و میتونستی به ۳۵ میلیارد دلار پول تبدیلش کنی. آیا میتونی؟ فعلا ایران در صادرات گاز مازاد مصرف داخلی هم مشکل داره و صادرکنندههای رقیب از جهات مختلف دست و پاش رو بستن. در واقع اون گازی که زنگنه تحویل مردم میده روغن ریختهست ولی وانمود میکنه نذر امامزادهست.
❤1
انجمن قطعهسازان خودرو میگه در حالی که شرکتهای ما در حال ضرردهی هستند، بیشتر سود داره میره تو جیب دلالان خودرو، چون قیمت دستوری میذارن رو ماشین که پایینه و میره تو بازار چند ده درصد میاد روش و فروخته میشه.
همین الان که قیمتها دستوریه، مردم دارند معادل پول تویوتا کرولا رو برای ارابهای پرداخت میکنند که تکنولوژیش متعلق به بیست سال پیشه. اگه دستوری نباشه لابد مجبور خواهند بود معادل پول کمری فول آپشن رو برای همون ارابه پرداخت کنند. اگه شما نمیتونی به بیزینست ادامه بدی بدون اینکه چنین غارتگری بزرگی از مردم بکنی، بهتره ورشکست بشی. اما تنها دلیل اینکه ورشکست نمیشی اینه که همون دولتی که داره قیمت دستوری رو بت تحمیل میکنه، داره ازت حمایت میکنه. بالاخره دولت پدرته. درسته ممکنه گاهی کمربندشو دربیاره، اما اگه نبود تلف میشدی. اونی باید هی به باباش غر بزنه که اگه کمربندشو درآورد بتونه از خونه بزنه بیرون و ازون به بعد مستقل زندگی کنه.
همین الان که قیمتها دستوریه، مردم دارند معادل پول تویوتا کرولا رو برای ارابهای پرداخت میکنند که تکنولوژیش متعلق به بیست سال پیشه. اگه دستوری نباشه لابد مجبور خواهند بود معادل پول کمری فول آپشن رو برای همون ارابه پرداخت کنند. اگه شما نمیتونی به بیزینست ادامه بدی بدون اینکه چنین غارتگری بزرگی از مردم بکنی، بهتره ورشکست بشی. اما تنها دلیل اینکه ورشکست نمیشی اینه که همون دولتی که داره قیمت دستوری رو بت تحمیل میکنه، داره ازت حمایت میکنه. بالاخره دولت پدرته. درسته ممکنه گاهی کمربندشو دربیاره، اما اگه نبود تلف میشدی. اونی باید هی به باباش غر بزنه که اگه کمربندشو درآورد بتونه از خونه بزنه بیرون و ازون به بعد مستقل زندگی کنه.
❤2
در ماه فرودین، از حدود ۲ میلیون مسافر هوایی در کل کشور، ۱ میلیون و شصت هزار مسافر فقط از فرودگاه مهرآباد و فرودگاه مشهد بودن. همین آمار به تنهایی میتونه وضعیت اقتصادی کل کشور رو نمایش بده.
❤3
متوجه شدید؟ مردم ایران گرانولا بار رو بلدن، اما لوکوموتیو رو بلد نیستند.
❤2
Anarchonomy
متوجه شدید؟ مردم ایران گرانولا بار رو بلدن، اما لوکوموتیو رو بلد نیستند.
اوکی بچهها برگردید، اینم بنبست بود 😄
پوزش بابت پست قبل، ارزش ایجاد نوتیف نداشت. ولی میذارم بمونه جهت #لبخند_شبانه
پوزش بابت پست قبل، ارزش ایجاد نوتیف نداشت. ولی میذارم بمونه جهت #لبخند_شبانه
❤2
Anarchonomy
«خوشحالم اگه همه بیتکوینهات رو فروختی چون انداختن دهن مردم که افبیآی رمز بیتکوین رو شکسته. چون این فقط ثابت میکنه که پنج دقیقه هم وقت نذاشته بودی بخونی بیتکوین چجوری کار میکنه»
همه مشغول ایجاد FUD علیه بیتکوین هستند، حتی دولتها، و مخصوصا دولتها. این مخفف سه کلمهست که در کنار هم یک تاکتیک رایج در بازارهاست (انقدر رایج که نمیدونم این توضیحات برای چندنفر تکراریه، ولی متأسفانه بعضیها واقعا نشنیدن):
Fear, Uncertainty, Doubt.
ترس، بلاتکلیفی، و شک.
مثال: شرکت ایکس یک وانت برقی تولید میکنه. شرکت ایگرگ که اونم قراره وانت برقی تولید کنه ولی هنوز آماده نشده، برای اینکه جلوی مردم رو بگیره که وانت شرکت ایکس رو سفارش ندهند، و صبر کنند تا وانت شرکت خودشون وارد بازار بشه، یکی ازین وضعیتهای سه گانه، یا ترکیبی از هر سه رو برای مشتریان بالقوه ایجاد میکنه.
مثال از ترس: «میدونستید دفعه قبل اونایی که زودتر از همه برای دریافت ماشین شرکت ایکس ثبتنام کردن، ماشینی که تحویل گرفتن کلی خرابی داشته؟». این بولد کردن چند مورد خرابیه، تا مشتری بترسه که نکنه این مشکل گریبان خودش رو هم بگیره و بگه «ما شانس نداریم بابا، بهتره صبر کنیم».
مثال از بلاتکلیفی: شرکت ایگرگ قبل ازینکه حتی یک دستگاه از وانت برقی خودش رو ساخته باشه، یه تیزر تبلیغاتی چشمنواز از وانتی که یه روزی ساخته خواهد شد پخش میکنه. مشتری فکر میکنه حالا که اینجوری فیلمبرداری کردن حتما چیزی نمونده به تولید انبوهش. حالا چه کنم؟ یه ماه دیگه صبر کنم؟ نکنم؟ اینجوری هیجان اولیه برای سفارشهای شرکت ایکس رو میشکنه.
مثال از شک: «وانت شرکت ایکس رو سفارش دادی؟ تحقیق نکرده ثبت نام کردی؟ اونا گفتن با هربار شارژ ۵۰۰ کیلومتر میره تو هم باور کردی؟ کسی این ادعاها رو ثابت هم کرده؟ افراد بیطرف تستش کردهن؟ میتونی کنسل کنی فکر کنم».
حالا این الگو رو تو اخبار بیتکوین پیدا کنید: چین گفته فلان، ایلان ماسک ال کرد، بانک آو اَمریکا بل کرد، ترامپ میگه بیتکوین بده، رییس اداره مالیات گفت بهمان، دیدی خزانهداری چی گفت؟ میگن بیتکوین رو هک کردن، میگن گروگانگیرها بیتکوین خواستن، قیمت ریخت که، میگم بیتکوین اینا آینده داره؟ یکی بیتکوین خریده زنشو کشته.
اف یو دی، یک کار غیراخلاقیه و مخالف با روح سرمایهداری. ولی دنیا همینه و همیشه این کارها توش انجام میشه. فقط باید یاد گرفت چطور تو این دنیا زنده موند و جلو رفت.
Fear, Uncertainty, Doubt.
ترس، بلاتکلیفی، و شک.
مثال: شرکت ایکس یک وانت برقی تولید میکنه. شرکت ایگرگ که اونم قراره وانت برقی تولید کنه ولی هنوز آماده نشده، برای اینکه جلوی مردم رو بگیره که وانت شرکت ایکس رو سفارش ندهند، و صبر کنند تا وانت شرکت خودشون وارد بازار بشه، یکی ازین وضعیتهای سه گانه، یا ترکیبی از هر سه رو برای مشتریان بالقوه ایجاد میکنه.
مثال از ترس: «میدونستید دفعه قبل اونایی که زودتر از همه برای دریافت ماشین شرکت ایکس ثبتنام کردن، ماشینی که تحویل گرفتن کلی خرابی داشته؟». این بولد کردن چند مورد خرابیه، تا مشتری بترسه که نکنه این مشکل گریبان خودش رو هم بگیره و بگه «ما شانس نداریم بابا، بهتره صبر کنیم».
مثال از بلاتکلیفی: شرکت ایگرگ قبل ازینکه حتی یک دستگاه از وانت برقی خودش رو ساخته باشه، یه تیزر تبلیغاتی چشمنواز از وانتی که یه روزی ساخته خواهد شد پخش میکنه. مشتری فکر میکنه حالا که اینجوری فیلمبرداری کردن حتما چیزی نمونده به تولید انبوهش. حالا چه کنم؟ یه ماه دیگه صبر کنم؟ نکنم؟ اینجوری هیجان اولیه برای سفارشهای شرکت ایکس رو میشکنه.
مثال از شک: «وانت شرکت ایکس رو سفارش دادی؟ تحقیق نکرده ثبت نام کردی؟ اونا گفتن با هربار شارژ ۵۰۰ کیلومتر میره تو هم باور کردی؟ کسی این ادعاها رو ثابت هم کرده؟ افراد بیطرف تستش کردهن؟ میتونی کنسل کنی فکر کنم».
حالا این الگو رو تو اخبار بیتکوین پیدا کنید: چین گفته فلان، ایلان ماسک ال کرد، بانک آو اَمریکا بل کرد، ترامپ میگه بیتکوین بده، رییس اداره مالیات گفت بهمان، دیدی خزانهداری چی گفت؟ میگن بیتکوین رو هک کردن، میگن گروگانگیرها بیتکوین خواستن، قیمت ریخت که، میگم بیتکوین اینا آینده داره؟ یکی بیتکوین خریده زنشو کشته.
اف یو دی، یک کار غیراخلاقیه و مخالف با روح سرمایهداری. ولی دنیا همینه و همیشه این کارها توش انجام میشه. فقط باید یاد گرفت چطور تو این دنیا زنده موند و جلو رفت.
❤3
Anarchonomy
Photo
صدات پکر وعده داده درباره داماد اردوغان هم افشاگریهای بیشتری خواهد کرد.
مردم ترکیه معتاد کانال یوتیوبش شدن، چون پیگیری پروندههای فسادی که اطلاعاتشون شفاف نیست سرگرمکنندهست، اما نمایش درگیری امنیتیها با امنیتیها، هیجانانگیزتره. مثل بازی فوتبال دو تیم از یک شهر. با این تفاوت که فیفایی وجود نداره که جلوی خون رو بگیره.
اینکه یک امنیتی آدمکش خودش رو دلسوز وطن معرفی کنه، خیلی تکراریه، اما یک مقدارش صادقانهست. یا حداقل من جدی میگیرمش.
آدمهای امنیتی در کشورهایی که باید برای بقای یک ایدئولوژی خون بریزند، به جای طرف شدن با تروریستها و تجزیهطلبها، که میتونند یک مشت آدم عادی باشند که صرفا پول گرفتن تا کاری رو انجام بدن، با خبرنگار و شاعر و نویسنده و کارگردان و استاد دانشگاه و دانشجو و فعال حقوقبشر و اینها طرفند. و این جور آدمها سواد و هوششون بالاتر از آدمهای دولته، یا حداقل معلوماتشون. آدم امنیتی نمیتونه این پایینتر بودن هوش یا معلومات آکادمیک رو تحمل کنه. پس میره سراغ مطالعه. ممکنه در فلسفه و جامعه شناسی متخصص هم بشه. تا از آدمایی که باید سرکوب کنه کمتر نباشه. یه مدت که میگذره، و به ماسک جدید روی صورتش عادت میکنه، خودش رو زیادی جدی میگیره. با استناد به چیزهایی که خونده فکر میکنه وارد جامعه نخبگان شده. و چون از همهچیز دستگاه حاکمیت خبر داره و میدونه چه آدمهای سخیفی قدرت رو در دست دارند، حس میکنه خودش صلاحیت بالاتری داره که مسیر کشور رو تعیین کنه، و با توجه به سوابقی که داره، ممکنه از راههای اطلاعاتی امنیتی این تغییر مسیر رو انجام بده.
بد برداشت نشه.. جنگ زرگری وجود داره، گاوبندی وجود داره، افشاگریهای پولی وجود داره، و از آشغالی مثل پکر یک ناجی بیرون نمیاد. همه اینها رو میدونیم. اما جنبههای روانشناختی این قضایا رو نباید نادیده گرفت.
مردم ترکیه معتاد کانال یوتیوبش شدن، چون پیگیری پروندههای فسادی که اطلاعاتشون شفاف نیست سرگرمکنندهست، اما نمایش درگیری امنیتیها با امنیتیها، هیجانانگیزتره. مثل بازی فوتبال دو تیم از یک شهر. با این تفاوت که فیفایی وجود نداره که جلوی خون رو بگیره.
اینکه یک امنیتی آدمکش خودش رو دلسوز وطن معرفی کنه، خیلی تکراریه، اما یک مقدارش صادقانهست. یا حداقل من جدی میگیرمش.
آدمهای امنیتی در کشورهایی که باید برای بقای یک ایدئولوژی خون بریزند، به جای طرف شدن با تروریستها و تجزیهطلبها، که میتونند یک مشت آدم عادی باشند که صرفا پول گرفتن تا کاری رو انجام بدن، با خبرنگار و شاعر و نویسنده و کارگردان و استاد دانشگاه و دانشجو و فعال حقوقبشر و اینها طرفند. و این جور آدمها سواد و هوششون بالاتر از آدمهای دولته، یا حداقل معلوماتشون. آدم امنیتی نمیتونه این پایینتر بودن هوش یا معلومات آکادمیک رو تحمل کنه. پس میره سراغ مطالعه. ممکنه در فلسفه و جامعه شناسی متخصص هم بشه. تا از آدمایی که باید سرکوب کنه کمتر نباشه. یه مدت که میگذره، و به ماسک جدید روی صورتش عادت میکنه، خودش رو زیادی جدی میگیره. با استناد به چیزهایی که خونده فکر میکنه وارد جامعه نخبگان شده. و چون از همهچیز دستگاه حاکمیت خبر داره و میدونه چه آدمهای سخیفی قدرت رو در دست دارند، حس میکنه خودش صلاحیت بالاتری داره که مسیر کشور رو تعیین کنه، و با توجه به سوابقی که داره، ممکنه از راههای اطلاعاتی امنیتی این تغییر مسیر رو انجام بده.
بد برداشت نشه.. جنگ زرگری وجود داره، گاوبندی وجود داره، افشاگریهای پولی وجود داره، و از آشغالی مثل پکر یک ناجی بیرون نمیاد. همه اینها رو میدونیم. اما جنبههای روانشناختی این قضایا رو نباید نادیده گرفت.
❤2