تو توضیحات پرداخت انلاین طرف فقط کلمه پرژن بوده، و پیپال بابت این تراکنش از طرف بازجویی میکنه.
مسئله فقط دولتها نیستند، مسئله وابستگی به نهادهاست. رمزارز فقط یک تکنیک دور زدن نیست، نوع دیگهای از جهانبینیه. آیا واقعا میخواید از زیر سلطه نهادها بیرون بیاییم یا نمیخواید؟ مهم جواب دادن به این سواله. اگه جواب «میخواهم» بود بعد میتونیم سر متد و تکنیک و اینکه کدومش بهتره جر و بحث کنیم.
مسئله فقط دولتها نیستند، مسئله وابستگی به نهادهاست. رمزارز فقط یک تکنیک دور زدن نیست، نوع دیگهای از جهانبینیه. آیا واقعا میخواید از زیر سلطه نهادها بیرون بیاییم یا نمیخواید؟ مهم جواب دادن به این سواله. اگه جواب «میخواهم» بود بعد میتونیم سر متد و تکنیک و اینکه کدومش بهتره جر و بحث کنیم.
دیروز دوران رهبری علی خامنهای به ۳۲ سال تمام رسید. بیشتر خلفای عباسی نتونستند به چنین عددی برسند. در بین ۳۷ خلیفه در طی ۵۰۰ سال، فکر میکنم چهار پنج نفر بیشتر نبودند که به بیشتر از ۳۰ رسیدند، و طولانیترینش ۴۵ سال بود. کوتاه بودن دوره خلافت سه دلیل عمده داشت. بیماری، کودتای خارجی، رقابت درون خانوادگی. خیلیهاشون نتونستند زیاد در قدرت بمونند چون مریض شدند و پزشکی اون زمان جوابگوی مرض ایجاد شده نبود. یکیشون حتی تومور مغزی داشت. در سیصد سال دوم خلافت، سلطنتهای خانسالار خارجی، به دستگاه قدرت نفوذ کرده بودند و عملا در تعیین خلیفه دخالت میکردند. خیلی عادی بود که نظامیهای ترکتبار کودتا کنند، یکی رو خلع کنند و برادرش یا پسرعموش رو جایگزین کنند. ولی توطئه پدر علیه پسر، پسر علیه پدر، برادر علیه برادر، برادرزاده علیه عمو، بدون دخالت ترکها و ایرانیها و نظامیها هم وجود داشت. بعضی از خلفا در این رقابتها شکست خورده، زندانی و کور شدند. یکیشون علاوه بر اینکه کور شد در آخر عمرش در خیابانها گدایی میکرد.
اون زمانها، خلیفه بودن خیلی سخت بود. چون باید مثل سگ برای زنده ماندن میجنگید. کسی که فرصت میکرد در بستر مرگ تعیین کنه وارث تخت کی باشه، یه آدم خوشبخت محسوب میشد. اون موقع خشونت شامل همه میشد. مردم قربانی خشونت خلیفه میشدند و هیچ ریسمانی برای احقاق حق نداشتند که ازش بگیرند و خودشون رو کمی بالا بکشند. اما این رو هم میدونستند که ممکنه یکی به زودی دخل خلیفه رو بیاره، تا جایی که در خفا برای وقوع این اتفاق دعا کنند. اینکه آدم برای موفقیت یک آدمکش دعا کنه برای ما عجیبه ولی اون موقع عادی بود. حتی امام شیعه هم چنین دعایی داشت و آرزو میکرد ظالمان با ظالمان درگیر بمونند و حواسشون روی ما متمرکز نشه!
اما در دوران ما، خشونت یک طرفهست. کسی باقی مونده که در این تردید داشته باشه؟
میگن مشکلات دنیای مدرن، راه حلهای مدرن میخواد. که کاملا درسته. اما اگر یک مشکل قدیمی بیفته وسط دنیای مدرن، بهتره از روشهای قدیمی برای حلش استفاده کرد. خلیفه متعلق به دنیای مدرن نیست، متعلق به هزار سال پیشه. خشونت دو طرفه هم یکی از راه حلهای هزارسال پیش بود.
ژست اخلاقی یک ساتوشی هم نمیارزه. حتی اگه خودم عرضه استفاده از خشونت نداشته باشم، اونی که ممکنه استفاده کنه رو میتونم تحسین کنم. این شانس رو نداشتم که همگام با انسانهای قرن بیست و یکم زندگی کنم. چون با رأی ۹۰ و اندی درصدی پدر و مادرهامون در سال ۵۸ به هزار سال قبل تبعید شدیم. پس حالا که در تبعیدیم، باید استانداردهای تبعیدگاه هم بپذیریم. یکی از استانداردهای هزار سال پیش این سرزمین، دعا برای موفقیت آدمکشها بود.
اون زمانها، خلیفه بودن خیلی سخت بود. چون باید مثل سگ برای زنده ماندن میجنگید. کسی که فرصت میکرد در بستر مرگ تعیین کنه وارث تخت کی باشه، یه آدم خوشبخت محسوب میشد. اون موقع خشونت شامل همه میشد. مردم قربانی خشونت خلیفه میشدند و هیچ ریسمانی برای احقاق حق نداشتند که ازش بگیرند و خودشون رو کمی بالا بکشند. اما این رو هم میدونستند که ممکنه یکی به زودی دخل خلیفه رو بیاره، تا جایی که در خفا برای وقوع این اتفاق دعا کنند. اینکه آدم برای موفقیت یک آدمکش دعا کنه برای ما عجیبه ولی اون موقع عادی بود. حتی امام شیعه هم چنین دعایی داشت و آرزو میکرد ظالمان با ظالمان درگیر بمونند و حواسشون روی ما متمرکز نشه!
اما در دوران ما، خشونت یک طرفهست. کسی باقی مونده که در این تردید داشته باشه؟
میگن مشکلات دنیای مدرن، راه حلهای مدرن میخواد. که کاملا درسته. اما اگر یک مشکل قدیمی بیفته وسط دنیای مدرن، بهتره از روشهای قدیمی برای حلش استفاده کرد. خلیفه متعلق به دنیای مدرن نیست، متعلق به هزار سال پیشه. خشونت دو طرفه هم یکی از راه حلهای هزارسال پیش بود.
ژست اخلاقی یک ساتوشی هم نمیارزه. حتی اگه خودم عرضه استفاده از خشونت نداشته باشم، اونی که ممکنه استفاده کنه رو میتونم تحسین کنم. این شانس رو نداشتم که همگام با انسانهای قرن بیست و یکم زندگی کنم. چون با رأی ۹۰ و اندی درصدی پدر و مادرهامون در سال ۵۸ به هزار سال قبل تبعید شدیم. پس حالا که در تبعیدیم، باید استانداردهای تبعیدگاه هم بپذیریم. یکی از استانداردهای هزار سال پیش این سرزمین، دعا برای موفقیت آدمکشها بود.
❤6
Anarchonomy
دیروز سی و دومین سالگرد این عکس بود. این دو دانشجوی میدان تیانانمن که هنوز نمیدونستند قراره با تانک ازشون پذیرایی بشه و با هم میرقصیدند، هنوز زندهاند؟ اگه زندهاند اصلا فکرش رو میکردند که حتی مایکروسافت تصاویر جنبششون رو سانسور کنه؟
توتالیترها معمولا قصد ایجاد رعب با خشونت ندارند. الان مثل زمان خلیفه عباسی نیست که جنازه مخالف حکومت رو از دروازه شهر آویزان کنند و بذارن اونقدر اون بالا بمونه که پوسیده بشه، تا بقیه ببینند و با خودشون بگن اگه من هم قیام کنم سرنوشتم همینه. برای حاکمان دنیای قدیم، نمایش خشونت مهمتر از حذف مخالف بود. اما توتالیتر دنیای مدرن، میخواد اینکه نیاز به حذف کردن نداره رو نمایش بده! یعنی ما انقدر خوبیم که کسی علیه ما نیست که بخوایم حذف کنیم! برای همین دولت چین نه تنها جنازه رو از دروازه آویزان نکرد، بلکه آدم فرستاد دنبال عکاسها تا نگاتیوهاشون رو از بین ببرند، و اون چند حلقهای که باقی موند رو میخواد از صحنه اینترنت حذف کنه.
دولت اقتدارگرای توتالیتر توسط عوضیترینها اداره میشه، نه توسط باهوشترینها. بیشتر خشونتهای انجام شده، از روی بیشعوریه، نه از روی یک نوع تدبیر خشن! اون احمقی که گفت با تانک از روی بچههای مردم رد بشید، یه کسی مثل وزیر مشاور لیوبی نبود که با عقلانیت واقعگرا، خشونت افسارگسیخته رو تجویز کنه برای رسیدن به پیروزی بلندمدت. اون فقط یه سگ نظامی بود که میخواست با سریع جمع کردن قضیه مفید بودنش رو برای نظام ثابت کنه. مردم باور نمیکنند اعمال حکومتشون داره توسط چه آدمهای دوزاریای انجام میشه. چه موافق دولت باشند و چه مخالفش، دوست دارند فکر کنند یه عده که چیزهای زیادی بارشونه دارند با نگاهی بلندمدت و هوشمندانه، اون تصمیمات خوب یا بد رو میگیرند.
دولت اقتدارگرای توتالیتر توسط عوضیترینها اداره میشه، نه توسط باهوشترینها. بیشتر خشونتهای انجام شده، از روی بیشعوریه، نه از روی یک نوع تدبیر خشن! اون احمقی که گفت با تانک از روی بچههای مردم رد بشید، یه کسی مثل وزیر مشاور لیوبی نبود که با عقلانیت واقعگرا، خشونت افسارگسیخته رو تجویز کنه برای رسیدن به پیروزی بلندمدت. اون فقط یه سگ نظامی بود که میخواست با سریع جمع کردن قضیه مفید بودنش رو برای نظام ثابت کنه. مردم باور نمیکنند اعمال حکومتشون داره توسط چه آدمهای دوزاریای انجام میشه. چه موافق دولت باشند و چه مخالفش، دوست دارند فکر کنند یه عده که چیزهای زیادی بارشونه دارند با نگاهی بلندمدت و هوشمندانه، اون تصمیمات خوب یا بد رو میگیرند.
❤2
فکر میکنید چرا امروز یک آنارشیستم؟ یا چرا حرف از فروپاشی دولت مرکزی و لوکالیسم میزنم؟ یا چرا با این که عاشق ایرانم ککم نمیگزه کدوم قسمت ایران جزیی از ایران باقی بمونه یا نمونه؟ چون همه اینها یعنی نمیخوام سرنوشتم به بقیه ایرانیها گره بخوره، و دوست دارم بقیه ایرانیها هم بتونند سرنوشتشون رو از بقیه ایرانیها جدا کنند.
کی اینجوری شدم؟ در پادگان. وقتی شدت خشم اجازه نمیداد نفس بکشم، اما بچهها داشتند خوش میگذروندند. اون موقع هنوز خیلی چیزها رو نخونده بودم و خیلی چیزها رو نمیدونستم. اما این رو فهمیدم که سرنوشت من نباید گره بخوره به کسانی که وقتی من از شدت خشم نفسم بالا نمیاد، میتونند خوش بگذرونند. اونها نباید اجازه داشته باشند با رأی یا بی رأی، در تعیین اینکه زندگی من باید چطور باشد، دخالت کنند. میدونستم این اتفاق نمیفته، اما تصمیم گرفتم فقط از ایدههایی دفاع کنم که این آزاد شدن از بند دیگران رو تئوریزه میکنند.
آخر خردادماه خیلی از خانوادههای شهدای آبان، از تعداد زیاد ایرانیهایی که رأی دادند به سرخوردگی زهرآلودی میرسند که دقیقا مزهش رو میشناسم. اما نباید این غم رو به یأس تبدیل کنند. بلکه این غم رو باید به همون تصمیمی تبدیل کنند که من گرفتم. من دیگه اهمیت نمیدم که مردم بدند یا چقدر بدند.. تصمیم من این بود که فرشته هم باشند نمیخوام آقابالاسر من باشند. آدم نمیتونه یک خانواده یا قبیله هشتادمیلیون نفری داشته باشه. و درست نیست داشته باشه. آیا میشه به این حد از رهایی از دیگران رسید؟ نمیدونم. ولی اگه حتی یک درصد احتمالش وجود داشته باشه که در آینده ممکن بشه (که به نظرم با نظم جدید بلاکچینی شانس خیلی بیشتر ازینهاست) باید یه عده همین الان، که گذشتهی اون آیندهست، مطالبهش رو داشته باشند. بذارید کانسپت رو ما بسازیم، شاید نسلهای آینده راههایی برای اجراش پیدا کردند.
کی اینجوری شدم؟ در پادگان. وقتی شدت خشم اجازه نمیداد نفس بکشم، اما بچهها داشتند خوش میگذروندند. اون موقع هنوز خیلی چیزها رو نخونده بودم و خیلی چیزها رو نمیدونستم. اما این رو فهمیدم که سرنوشت من نباید گره بخوره به کسانی که وقتی من از شدت خشم نفسم بالا نمیاد، میتونند خوش بگذرونند. اونها نباید اجازه داشته باشند با رأی یا بی رأی، در تعیین اینکه زندگی من باید چطور باشد، دخالت کنند. میدونستم این اتفاق نمیفته، اما تصمیم گرفتم فقط از ایدههایی دفاع کنم که این آزاد شدن از بند دیگران رو تئوریزه میکنند.
آخر خردادماه خیلی از خانوادههای شهدای آبان، از تعداد زیاد ایرانیهایی که رأی دادند به سرخوردگی زهرآلودی میرسند که دقیقا مزهش رو میشناسم. اما نباید این غم رو به یأس تبدیل کنند. بلکه این غم رو باید به همون تصمیمی تبدیل کنند که من گرفتم. من دیگه اهمیت نمیدم که مردم بدند یا چقدر بدند.. تصمیم من این بود که فرشته هم باشند نمیخوام آقابالاسر من باشند. آدم نمیتونه یک خانواده یا قبیله هشتادمیلیون نفری داشته باشه. و درست نیست داشته باشه. آیا میشه به این حد از رهایی از دیگران رسید؟ نمیدونم. ولی اگه حتی یک درصد احتمالش وجود داشته باشه که در آینده ممکن بشه (که به نظرم با نظم جدید بلاکچینی شانس خیلی بیشتر ازینهاست) باید یه عده همین الان، که گذشتهی اون آیندهست، مطالبهش رو داشته باشند. بذارید کانسپت رو ما بسازیم، شاید نسلهای آینده راههایی برای اجراش پیدا کردند.
❤11
الان دیگه وقت فخرفروشی با «من زودتر از شما فهمیده بودم» نیست، حتی اگه درست باشه. بلکه الان وقت صحبت درباره «من زودتر از شما در موقعیت شما بودم» است. من نمیگم من از پونزده سال پیش فهمیده بودم که جمهوریت نیمبند نظام رو حذف خواهند کرد. چون اون موقع باید گوش شنوایی میبود که نبود. بلکه میگم برای خیلیها، دولت خاتمی هم دولت اسلامی بود برادر! ولی شما احساسش نمیکردی، چون اسکلتبندی اعتقادی-سیاسی قبیلهای که توش بودی، بت اجازه نمیداد جای کسان دیگهای باشی که در همین مملکت زندگی میکردند. در همون دهه هشتاد باید مثل گروههای فروشنده مواد مخدر، میرفتیم در زیرزمین یک خانه کهنه در یک محله قدیمی تهران تا نقد جواد طوسی درباره یک فیلم رو بشنویم، که حتی یک فیلم ضد اسلامی هم نبود. و هزار و یک مسئله دیگه که نمیشه همه رو مکتوب کرد. برای خودم که مذهبی بودم این یک مواجهه سرد با واقعیت بود.. که همهچیزِ عالَم ایرانی، برای من مذهبی مهیا شده و این طفلکها تا الان داشتهاند همونجوری زندگی میکردهاند که یک اروپایی ممکنه در افغانستان تحت تسلط طالبان، زندگی کنه. البته خیلیهاشون رو دیدم که بعدها تصمیماتی گرفتند که هیچ شباهتی به تصمیمات یک اروپایی نداشت، و خیلیهاشون رو امروز یک مشت ابله میدونم. اما موضوع عقاید و سبک زندگی نبود. موضوع این بود که خیلیها حق نداشتند خودشون باشند، و من بچه مذهبی حتی خبر نداشتم که وجود دارند!
حالا که حکومت داره وانمود میکنه حتی شمای حزباللهی وجود نداری، وقتشه وجود همه ایرانیهایی که تا الان حق نداشتهاند وجود و ظهور داشته باشند رو به رسمیت بشناسی. اونها خیلی وقته که جای امروز شما هستند.
https://news.1rj.ru/str/IslamicLeft/1100
حالا که حکومت داره وانمود میکنه حتی شمای حزباللهی وجود نداری، وقتشه وجود همه ایرانیهایی که تا الان حق نداشتهاند وجود و ظهور داشته باشند رو به رسمیت بشناسی. اونها خیلی وقته که جای امروز شما هستند.
https://news.1rj.ru/str/IslamicLeft/1100
Telegram
جمهورى سوم
ابراهیم رییسی، اولین و آخرین رییس جمهور قرن جدید
🔴 آنچه در چهارم خرداد ۱۴۰۰ بدست شورای نگهبان اتفاق افتاد، وقتی در زمینه تحولات پس از وفات مرحوم هاشمی رفسنجانی، حذف سیاسی محمود احمدینژاد، بیانیه گام دوم و وارد شدن جوانان مؤمن حزباللهی، حوادث سال ۹۶ و…
🔴 آنچه در چهارم خرداد ۱۴۰۰ بدست شورای نگهبان اتفاق افتاد، وقتی در زمینه تحولات پس از وفات مرحوم هاشمی رفسنجانی، حذف سیاسی محمود احمدینژاد، بیانیه گام دوم و وارد شدن جوانان مؤمن حزباللهی، حوادث سال ۹۶ و…
❤5
رمزارز دولتی به اندازه کافی مضحک هست، اما در چین دارند رسما کمدی اجرا میکنند. مقامات شانگهای برای اینکه مردم حس کنند یوآن دیجیتال چیز خاصیه، میخوان معادل ۳ میلیون دلار ازین پول رو بین شهروندان پخش کنند. انگار قهوهست که این دخترهای بازاریاب جلوی فروشگاهها وایسادن میخوای بری داخل خفتت میکنند به اندازه یه قورت ازش بت میدن تا مزهش رو تست کنی اگه خوب بود یه بسته ازش بخری!
Anarchonomy
رمزارز دولتی به اندازه کافی مضحک هست، اما در چین دارند رسما کمدی اجرا میکنند. مقامات شانگهای برای اینکه مردم حس کنند یوآن دیجیتال چیز خاصیه، میخوان معادل ۳ میلیون دلار ازین پول رو بین شهروندان پخش کنند. انگار قهوهست که این دخترهای بازاریاب جلوی فروشگاهها…
من که نظرسنجی نکردم ولی بیراه نیست اگه بگیم حداقل یک میلیارد نفر از مردم این کشور اصلا نمیفهمند این دست و پا زدنهای دولتشون چقدر ترحمبرانگیزه. و خود این هم بسیار مأیوسکنندهست.
به چیزی که در اسراییل اتفاق افتاده، میشه گفت یک کودتای سیاسی هدایت شده توسط دستگاههای امنیتی. برای همین زیدآبادی نمیتونه هضم کنه که چطور احزاب کاملا متضاد، با آدمهایی با عقاید مختلف، که شامل نمایندگان عرب هم میشد! موفق شدند با هم متحد شده و نتانیاهو رو کنار بزنند. و این رو به رواداری عجیب جامعه اسراییل نسبت میده، که سادهلوحانهست. البته اگر تمام جوامع خاورمیانه جمع بشن، نمیتونند حتی ادای رواداری اسراییل رو دربیارن، اما چسب این اتحاد رو امنیتیها تأمین کردند.
چیزی درباره خاورمیانه وجود داره که هیچوقت نباید فراموش کرد. در کشورهای توسعهیافته، دستگاههای امنیتی کشورها با همدیگه همکاری میکنند اما عقایدشون ممکنه با هم فرق کنه. در خاورمیانه، دستگاه امنیتی کشورها دائم در حال ستیز با همدیگه هستند، اما عقایدشون با همدیگه اشتراکات زیادی داره. چه نقطه اشتراکی هست بین امنیتیهای اسراییل و امنیتیهای مثلا مصر؟ هر دو معتقدند اگه مملکت رو بسپاریم به نهادهای مدنی، خرمذهبیها نابودش میکنند! چرا؟ چون افراطیها رو نمیشه با صندوق رأی سرجاشون نشوند. سرکوب اینها نیاز به پدرسوختگیهای سیاسی داره که پشتوانه اطلاعاتی امنیتی داشته باشه.
همهچیز در این راستاست که کل خاورمیانه به این شکل اداره بشه، که البته واشنگتندیسی هم ازین ایده استقبال میکنه. یعنی تسلط امنیتیهایی که ادای راستگرایی درمیارن، تا راستگرایان واقعی رو مهار کنند. با این مشوق که به این امنیتیها اجازه داده بشه در کنار سیاست، بیزینس خوبی داشته باشند. پاکستان، مصر، قطر، ترکیه.. همه توسط امنیتیهایی که در حال تجارت هستند، قبضه شده. حتی عربستان هم تا حدی به این باشگاه تعلق داره، با این تفاوت که جریان پول تحت کنترل شدیدتریه که از طرف خاندان السعود اعمال میشه.
در واقع تحولاتی که در اسراییل رخ داده، فقط مربوط به اسراییل نیست؛ بلکه نمایشی از وضعیت کلی خاورمیانهست مبنی بر اینکه «اینجا دموکراسی جواب نمیده».
چیزی درباره خاورمیانه وجود داره که هیچوقت نباید فراموش کرد. در کشورهای توسعهیافته، دستگاههای امنیتی کشورها با همدیگه همکاری میکنند اما عقایدشون ممکنه با هم فرق کنه. در خاورمیانه، دستگاه امنیتی کشورها دائم در حال ستیز با همدیگه هستند، اما عقایدشون با همدیگه اشتراکات زیادی داره. چه نقطه اشتراکی هست بین امنیتیهای اسراییل و امنیتیهای مثلا مصر؟ هر دو معتقدند اگه مملکت رو بسپاریم به نهادهای مدنی، خرمذهبیها نابودش میکنند! چرا؟ چون افراطیها رو نمیشه با صندوق رأی سرجاشون نشوند. سرکوب اینها نیاز به پدرسوختگیهای سیاسی داره که پشتوانه اطلاعاتی امنیتی داشته باشه.
همهچیز در این راستاست که کل خاورمیانه به این شکل اداره بشه، که البته واشنگتندیسی هم ازین ایده استقبال میکنه. یعنی تسلط امنیتیهایی که ادای راستگرایی درمیارن، تا راستگرایان واقعی رو مهار کنند. با این مشوق که به این امنیتیها اجازه داده بشه در کنار سیاست، بیزینس خوبی داشته باشند. پاکستان، مصر، قطر، ترکیه.. همه توسط امنیتیهایی که در حال تجارت هستند، قبضه شده. حتی عربستان هم تا حدی به این باشگاه تعلق داره، با این تفاوت که جریان پول تحت کنترل شدیدتریه که از طرف خاندان السعود اعمال میشه.
در واقع تحولاتی که در اسراییل رخ داده، فقط مربوط به اسراییل نیست؛ بلکه نمایشی از وضعیت کلی خاورمیانهست مبنی بر اینکه «اینجا دموکراسی جواب نمیده».
همین صبح امروز، هم میتونست صبح روزی باشه که استخدامت میکنند، هم صبح روزی که اخراجت میکنند. هم میتونست صبح روزی باشه که بلیت سفرت اوکی میشه، هم صبح روزی که بلیتت کنسل میشه. خورشید همونه، لوکیشن همونه، بدنت هم همونه. اما برای ذهنت، هر کدوم از صبحها برات فرق دارند. اگه قرار بود بدونی تا آخر شب چه اتفاقاتی قراره برات بیفته، دیگه از هیچ صبحی لذت نمیبردی. و شاید هر صبحی آغاز یک شکنجه میشد. مردم اگه میدونستند فرزندشون وقتی بزرگ شد چه کارهایی با خودشون و خودش میکنه، شاید هیچوقت به دنیا نمیآوردنش. دنیای انسانها داره روی دانایی میچرخه، اما اگه ندانستن نبود، از هم میپاشید. چون ما از هم میپاشیدیم. اگه کسی وجود داشت که همهچیز رو بدونه، به همون نسبت آرزو میکرد مرگش زودتر فرا برسه.
آیا آدم میتونه این واقعیت رو بپذیره؟ مردم ادعا میکنند که میپذیرند. ولی دروغ میگن. اگه این واقعیت رو بپذیری، معنیش اینه که موقع هیجان، هیجان نداری. موقع غم، غمگین نیستی، و موقع شادی، خوشحال نیستی. چون یادت هست که خورشید همونه، لوکیشن همونه، بدنت هم همونه، فقط ذهنت داره یه مزه دیگه میسازه. آدم وقتی آرامش داره که تو کار مغزش دخالت نکنه. اگه قرار باشه هربار مغزش مزه جدیدی ساخت، بش بگه میدونم که این ساختهی توعه و گرنه همهچیز همونجوریه که بود، دیگه هیچچیز هیچ مزهای نخواهد داشت. و مردم دوست ندارند که هیچچیز هیچ مزهای نداشته باشه. اونا این واقعیت رو نپذیرفتند. فقط تمرین میکنند که بش فکر نکنند.
میشه خلاف کار مردم رو انجام داد. میشه تمرین کرد که بش فکر کرد. تصور کنید امروز روزیه که ساعت دو بعداز ظهر قراره از پایاننامهتون دفاع کنید. یک دقیقه به حسی که ایجاد میکنه اجازه بدید شما را فرا بگیره. حتما استرس داره، و شاید کمی افتخار. حالا تصور کنید امروز روزیه که قراره ماشینتون رو با هرچی که توشه سرقت کنند. یک دقیقه به حسی که ایجاد میکنه اجازه بدید شما رو فرا بگیره. حتما ناراحتی داره، و شاید کمی خشم.
برای دخالت در کار مغز، باید اول تماشا کرد که دقیقا داره چیکار میکنه. این تماشا آدم رو دو نفر میکنه. آدمی که آدم سابق بود، که یک روز صبح استرس داشت و افتخار میکرد، و صبح روز بعدش ناراحت بود و عصبانی. و آدمی که داره این آدم رو نگاه میکنه.
یه روزی میرسه که این دو تا آدم با هم گلاویز بشن. اون روز خوبیه.
آیا آدم میتونه این واقعیت رو بپذیره؟ مردم ادعا میکنند که میپذیرند. ولی دروغ میگن. اگه این واقعیت رو بپذیری، معنیش اینه که موقع هیجان، هیجان نداری. موقع غم، غمگین نیستی، و موقع شادی، خوشحال نیستی. چون یادت هست که خورشید همونه، لوکیشن همونه، بدنت هم همونه، فقط ذهنت داره یه مزه دیگه میسازه. آدم وقتی آرامش داره که تو کار مغزش دخالت نکنه. اگه قرار باشه هربار مغزش مزه جدیدی ساخت، بش بگه میدونم که این ساختهی توعه و گرنه همهچیز همونجوریه که بود، دیگه هیچچیز هیچ مزهای نخواهد داشت. و مردم دوست ندارند که هیچچیز هیچ مزهای نداشته باشه. اونا این واقعیت رو نپذیرفتند. فقط تمرین میکنند که بش فکر نکنند.
میشه خلاف کار مردم رو انجام داد. میشه تمرین کرد که بش فکر کرد. تصور کنید امروز روزیه که ساعت دو بعداز ظهر قراره از پایاننامهتون دفاع کنید. یک دقیقه به حسی که ایجاد میکنه اجازه بدید شما را فرا بگیره. حتما استرس داره، و شاید کمی افتخار. حالا تصور کنید امروز روزیه که قراره ماشینتون رو با هرچی که توشه سرقت کنند. یک دقیقه به حسی که ایجاد میکنه اجازه بدید شما رو فرا بگیره. حتما ناراحتی داره، و شاید کمی خشم.
برای دخالت در کار مغز، باید اول تماشا کرد که دقیقا داره چیکار میکنه. این تماشا آدم رو دو نفر میکنه. آدمی که آدم سابق بود، که یک روز صبح استرس داشت و افتخار میکرد، و صبح روز بعدش ناراحت بود و عصبانی. و آدمی که داره این آدم رو نگاه میکنه.
یه روزی میرسه که این دو تا آدم با هم گلاویز بشن. اون روز خوبیه.
❤1
«هیچکدام از نامزدها برای حل مشکلات اقتصادی کشور راهحلی ارائه نمیدهند»
این جمله مضحک و بیمعنی رو اگه یک مشت دریوزه اصلاحطلب هی تکرار کنند تا سیرک انتخابات رو جدیتر ازونی که هست جلوه بدن (یعنی با استناد به خیک عمهشون: ساختار درسته، فقط این هفت نفر شایستگی ندارن!)، قابل درکه. اما مشخص نیست کارشناسان غیرسیاسی داخل و حتی خارج ایران چرا تکرارش میکنند. اینطور نبوده که حکومت قصد اداره کشور رو داشته باشه و یهو متوجه بشه عه چرا انقدر همهچی خراب شد؟ بلکه از ابتدا اینطور بوده که همهچیز از جمله اقتصاد باید فدای شیعهبازی شود.
اما مسئله فقط این نیست. حتی اگه این نظام همین فردا ساقط میشد، و پسفردا انتخابات آزاد آغاز میشد، و یکی از نامزدها میاومد میگفت من قول خواهم داد حتی یک واحد مسکونی دولتی هم نسازم و به هیچ احدی برای ساخت مسکن وام دولتی ندهم و هیچ دخالتی در امر شهرکسازی نداشته باشم و صرفا مقررات دست و پاگیر پیش روی انبوهسازان را حذف کنم، چند درصد از آراء مردم رو به دست میآورد؟
مردم راهکار نمیخوان. اونها خونه مفت میخوان، و مدرسه مفت، و قطار مفت، و استخر مفت، و برق مفت، و شغل مفت، و حتی همسر مفت.
این جمله مضحک و بیمعنی رو اگه یک مشت دریوزه اصلاحطلب هی تکرار کنند تا سیرک انتخابات رو جدیتر ازونی که هست جلوه بدن (یعنی با استناد به خیک عمهشون: ساختار درسته، فقط این هفت نفر شایستگی ندارن!)، قابل درکه. اما مشخص نیست کارشناسان غیرسیاسی داخل و حتی خارج ایران چرا تکرارش میکنند. اینطور نبوده که حکومت قصد اداره کشور رو داشته باشه و یهو متوجه بشه عه چرا انقدر همهچی خراب شد؟ بلکه از ابتدا اینطور بوده که همهچیز از جمله اقتصاد باید فدای شیعهبازی شود.
اما مسئله فقط این نیست. حتی اگه این نظام همین فردا ساقط میشد، و پسفردا انتخابات آزاد آغاز میشد، و یکی از نامزدها میاومد میگفت من قول خواهم داد حتی یک واحد مسکونی دولتی هم نسازم و به هیچ احدی برای ساخت مسکن وام دولتی ندهم و هیچ دخالتی در امر شهرکسازی نداشته باشم و صرفا مقررات دست و پاگیر پیش روی انبوهسازان را حذف کنم، چند درصد از آراء مردم رو به دست میآورد؟
مردم راهکار نمیخوان. اونها خونه مفت میخوان، و مدرسه مفت، و قطار مفت، و استخر مفت، و برق مفت، و شغل مفت، و حتی همسر مفت.
ZOMG_whitepaper_v1.0_published.pdf
397.5 KB
رمزارز زدکش بر پایه بیتکوین ساخته شد تا بزرگترین خلاء بیتکوین یعنی حریم خصوصی رو پر کنه. در این سیستم اگه بخوای میتونی تمام اطلاعات تراکنش رو رمزگذاری کنی تا هیچکس نتونه بش دسترسی داشته باشه. اما برای اینکه نهادهای قانونی بش گیر ندن یک کلید در اختیارت میذاره که اگه نهاد قانونی درخواست کرد میتونی بش تحویل بدی تا اطلاعات رو ببینه. این متد برمبنای این پیشفرضه که میشه پلتفرمی ساخت که هم دولت مالیاتش رو بگیره هم حریم خصوصی حفظ بشه! که به نظرم خودمتناقضه. چون اگه دولت بتونه کلید داشته باشه، کلید همهچیز رو درخواست خواهد کرد. و به اطلاعاتی که دست دولت باشه، نمیشه گفت مخفی! البته نمیشه این رو انکار کرد که برای جا انداختن رمزارزی مناسب برای تراکنشهای سوپرمارکتی روزانه، باید کاری کرد که ملت با دولت درگیر نشن، وگرنه ازش استقبال نخواهند کرد.
بهرحال آدمهایی که پشت این ایده هستند خیلی مصمم دارند کار میکنند و آزادی براشون مهمه. دیشب این وایتپیپر رو منتشر کردند که نقشهراهشون رو ترسیم میکنه. صادقانه براشون آرزوی موفقیت دارم. آدمهایی که ایدهها رو امتحان میکنند بهتر از کسانی هستند که هیچکاری نمیکنند.
بهرحال آدمهایی که پشت این ایده هستند خیلی مصمم دارند کار میکنند و آزادی براشون مهمه. دیشب این وایتپیپر رو منتشر کردند که نقشهراهشون رو ترسیم میکنه. صادقانه براشون آرزوی موفقیت دارم. آدمهایی که ایدهها رو امتحان میکنند بهتر از کسانی هستند که هیچکاری نمیکنند.
یک بار یکی گفته بود خدمت سربازی، یک نوع «وام زمان» برای دولته. چون برای جوانی که قاعدتا در سال ۱۴۰۰ باید شغل و کمکهزینه ازدواج تأمین کنه، میتونه در ۱۴۰۲ ایجاد کنه. این دو سال بیگاری، دو سال تنفس برای دولته. درست مثل اوراق بدهی، که دولت منتشر میکنه تا دو سال دیرتر پول چاپ کنه و اثر تورمی بیفته برای دولت بعد.
البته حرف درستی نیست، چون اگه پسرها مجبور نبودند این دو سال بیگاری رو بگذرونند فرصتهای شغلی بیشتری در برابرشون قرار میگرفت و دولت با بیکاران کمتری مواجه میشد، مخصوصا دو سال بعد!
اما کلیت مفهوم وام زمانی خیلی هم بیراه نیست. یکی از مصادیق درستش، حاشیهنشینی در شهرهاست. اگه دولت قرار باشه ساخت یک شهرک رو از صفر شروع کنه، باید همه زیرساختهای پرهزینهش هم یکجا بسازه. و اگه یکجا نده، شهرک خالی از سکنه میمونه و سرمایهگذاری اولیه هدر میره. اما برای حاشیهنشین میتونه خیلی کند زیرساخت تحویل بده. مثلا در مورد انشعاب گاز اذیتشون کنه، و بعد به مرور اعطا کنه، اما محله به محله. تو شهرک جدید اگه گاز نده فحش میخوره، اما تو حلبیآباد اگه گاز بده، تحسین هم میشه. چون دو بکگراند روانی متفاوت داره. تو شهرکی که امکانات نداره، ساکنین میگن دولت این خرابشده رو بمون تحمیل کرد. اما حاشیهنشینی که میبینه بعد از سالها دوندگی بالاخره انشعاب دادند، میگه خودمون رو به دولت تحمیل کردیم!
پس ساخت مسکن انبوه برای فقرا، دقیقا به ضرر دولته، چون باید حجم زیادی از تعهد رو در فریم زمانی خیلی کوتاه به عهده بگیره. اگه موفق بشه یکجور فشاره، و اگه موفق نشه یکجور دیگه. و به نفع فقرا هم نیست، چون چه دولت موفق بشه در انجام تعهد و چه موفق نشه، با وجود سرمایه زیادی که صرف شده، احساس میکنه که تبعید شده.
حاشیهنشینی یک معضل نیست. بیپولی معضله. وقتی امکان کسب درآمد بیشتر فراهم شد، ساکنین حلبیآباد خودشون با محلهای که اشغالش کرده بودند خداحافظی میکنند. و یا همونجا رو به محله بهتری تبدیل میکنند. مشکل ما اینه که میخوایم استکهلم داشته باشیم، حالا هر بلایی سر مردم و سرمایه مردم اومد، اومد. اما مردم نباید در خدمت شهر باشند. شهر باید در خدمت مردم باشه. بچه تکنوکراتهای آکادمیک، برای مرتب کردن «سیمای شهری» حاضرند دست به هر کار غلطی بزنند.
البته حرف درستی نیست، چون اگه پسرها مجبور نبودند این دو سال بیگاری رو بگذرونند فرصتهای شغلی بیشتری در برابرشون قرار میگرفت و دولت با بیکاران کمتری مواجه میشد، مخصوصا دو سال بعد!
اما کلیت مفهوم وام زمانی خیلی هم بیراه نیست. یکی از مصادیق درستش، حاشیهنشینی در شهرهاست. اگه دولت قرار باشه ساخت یک شهرک رو از صفر شروع کنه، باید همه زیرساختهای پرهزینهش هم یکجا بسازه. و اگه یکجا نده، شهرک خالی از سکنه میمونه و سرمایهگذاری اولیه هدر میره. اما برای حاشیهنشین میتونه خیلی کند زیرساخت تحویل بده. مثلا در مورد انشعاب گاز اذیتشون کنه، و بعد به مرور اعطا کنه، اما محله به محله. تو شهرک جدید اگه گاز نده فحش میخوره، اما تو حلبیآباد اگه گاز بده، تحسین هم میشه. چون دو بکگراند روانی متفاوت داره. تو شهرکی که امکانات نداره، ساکنین میگن دولت این خرابشده رو بمون تحمیل کرد. اما حاشیهنشینی که میبینه بعد از سالها دوندگی بالاخره انشعاب دادند، میگه خودمون رو به دولت تحمیل کردیم!
پس ساخت مسکن انبوه برای فقرا، دقیقا به ضرر دولته، چون باید حجم زیادی از تعهد رو در فریم زمانی خیلی کوتاه به عهده بگیره. اگه موفق بشه یکجور فشاره، و اگه موفق نشه یکجور دیگه. و به نفع فقرا هم نیست، چون چه دولت موفق بشه در انجام تعهد و چه موفق نشه، با وجود سرمایه زیادی که صرف شده، احساس میکنه که تبعید شده.
حاشیهنشینی یک معضل نیست. بیپولی معضله. وقتی امکان کسب درآمد بیشتر فراهم شد، ساکنین حلبیآباد خودشون با محلهای که اشغالش کرده بودند خداحافظی میکنند. و یا همونجا رو به محله بهتری تبدیل میکنند. مشکل ما اینه که میخوایم استکهلم داشته باشیم، حالا هر بلایی سر مردم و سرمایه مردم اومد، اومد. اما مردم نباید در خدمت شهر باشند. شهر باید در خدمت مردم باشه. بچه تکنوکراتهای آکادمیک، برای مرتب کردن «سیمای شهری» حاضرند دست به هر کار غلطی بزنند.
❤2
افبیآی میگه معادل دو میلیون و خوردهای دلار از هکرهایی که از خط لوله فلان باج گرفتند رو پس گرفته. چطور؟ پسورد «اکانت بیتکوین»شون رو به دست آورده!
اصلا چیزی به نام اکانت بیتکوین نداریم.
نمیدونم یادتون میاد یا نه ولی یه زمانی احمدی مقدم که فرمانده ناجا بود اومد بگه آنتی فیلتر، با پراکسی ترکیب زد گفت آنتیپراکسی! و یکی دو هفتهای سوژه خنده ساخت. چون گاوی همچون او اصلا درکی ازین چیزها نداشت. حالا یکم هم احتمال در نظر بگیرید که خیلیها تو افبیآی هم نمیدونند دارن درباره چی صحبت میکنند. جدا ازینکه اون قضیه اختلال در کار خط لوله از ابتدا بودار بود. این رو باید همیشه در نظر داشت، ۸۹ درصد کل فعالیت دستگاههای امنیتی فعلی در کشورهای غربی، در عرصه کنترل افکار عمومیه، و ۱۱ درصد در عرصه خود امنیت.
اصلا چیزی به نام اکانت بیتکوین نداریم.
نمیدونم یادتون میاد یا نه ولی یه زمانی احمدی مقدم که فرمانده ناجا بود اومد بگه آنتی فیلتر، با پراکسی ترکیب زد گفت آنتیپراکسی! و یکی دو هفتهای سوژه خنده ساخت. چون گاوی همچون او اصلا درکی ازین چیزها نداشت. حالا یکم هم احتمال در نظر بگیرید که خیلیها تو افبیآی هم نمیدونند دارن درباره چی صحبت میکنند. جدا ازینکه اون قضیه اختلال در کار خط لوله از ابتدا بودار بود. این رو باید همیشه در نظر داشت، ۸۹ درصد کل فعالیت دستگاههای امنیتی فعلی در کشورهای غربی، در عرصه کنترل افکار عمومیه، و ۱۱ درصد در عرصه خود امنیت.
❤2
زنگنه مدعیه سالانه ۳۵ میلیارد دلار یارانه گاز داره صرف مصارف مردم میشه. این یعنی اگر فقط قیمت گاز، و نه بقیه موارد، آزاد بشه و این یارانه رو به صورت نقدی بین مردم تقسیم کنند به هر نفر در هر ماه، ۷۵۰ هزارتومن میرسه! اما وقتی محسن رضایی وعده یارانه ۴۵۰ هزارتومنی میده، واعظی میگه این پول رو از کجا میخواهید بیارید؟
اگه در دولت ارادهای وجود داشت، تا نفری ۲ میلیون تومن هم میتونستند برای یارانه نقدی کنار بگذارند، اما حرف زنگنه هم تمام واقعیت نیست. شما وقتی میتونی با اطمینان بگی که این ۳۵ میلیارد دلار، یک یارانه بوده، که اگه مردم میگفتن ما گاز نمیخوایم میتونستی صادرش کنی و میتونستی به ۳۵ میلیارد دلار پول تبدیلش کنی. آیا میتونی؟ فعلا ایران در صادرات گاز مازاد مصرف داخلی هم مشکل داره و صادرکنندههای رقیب از جهات مختلف دست و پاش رو بستن. در واقع اون گازی که زنگنه تحویل مردم میده روغن ریختهست ولی وانمود میکنه نذر امامزادهست.
اگه در دولت ارادهای وجود داشت، تا نفری ۲ میلیون تومن هم میتونستند برای یارانه نقدی کنار بگذارند، اما حرف زنگنه هم تمام واقعیت نیست. شما وقتی میتونی با اطمینان بگی که این ۳۵ میلیارد دلار، یک یارانه بوده، که اگه مردم میگفتن ما گاز نمیخوایم میتونستی صادرش کنی و میتونستی به ۳۵ میلیارد دلار پول تبدیلش کنی. آیا میتونی؟ فعلا ایران در صادرات گاز مازاد مصرف داخلی هم مشکل داره و صادرکنندههای رقیب از جهات مختلف دست و پاش رو بستن. در واقع اون گازی که زنگنه تحویل مردم میده روغن ریختهست ولی وانمود میکنه نذر امامزادهست.
❤1
انجمن قطعهسازان خودرو میگه در حالی که شرکتهای ما در حال ضرردهی هستند، بیشتر سود داره میره تو جیب دلالان خودرو، چون قیمت دستوری میذارن رو ماشین که پایینه و میره تو بازار چند ده درصد میاد روش و فروخته میشه.
همین الان که قیمتها دستوریه، مردم دارند معادل پول تویوتا کرولا رو برای ارابهای پرداخت میکنند که تکنولوژیش متعلق به بیست سال پیشه. اگه دستوری نباشه لابد مجبور خواهند بود معادل پول کمری فول آپشن رو برای همون ارابه پرداخت کنند. اگه شما نمیتونی به بیزینست ادامه بدی بدون اینکه چنین غارتگری بزرگی از مردم بکنی، بهتره ورشکست بشی. اما تنها دلیل اینکه ورشکست نمیشی اینه که همون دولتی که داره قیمت دستوری رو بت تحمیل میکنه، داره ازت حمایت میکنه. بالاخره دولت پدرته. درسته ممکنه گاهی کمربندشو دربیاره، اما اگه نبود تلف میشدی. اونی باید هی به باباش غر بزنه که اگه کمربندشو درآورد بتونه از خونه بزنه بیرون و ازون به بعد مستقل زندگی کنه.
همین الان که قیمتها دستوریه، مردم دارند معادل پول تویوتا کرولا رو برای ارابهای پرداخت میکنند که تکنولوژیش متعلق به بیست سال پیشه. اگه دستوری نباشه لابد مجبور خواهند بود معادل پول کمری فول آپشن رو برای همون ارابه پرداخت کنند. اگه شما نمیتونی به بیزینست ادامه بدی بدون اینکه چنین غارتگری بزرگی از مردم بکنی، بهتره ورشکست بشی. اما تنها دلیل اینکه ورشکست نمیشی اینه که همون دولتی که داره قیمت دستوری رو بت تحمیل میکنه، داره ازت حمایت میکنه. بالاخره دولت پدرته. درسته ممکنه گاهی کمربندشو دربیاره، اما اگه نبود تلف میشدی. اونی باید هی به باباش غر بزنه که اگه کمربندشو درآورد بتونه از خونه بزنه بیرون و ازون به بعد مستقل زندگی کنه.
❤2
در ماه فرودین، از حدود ۲ میلیون مسافر هوایی در کل کشور، ۱ میلیون و شصت هزار مسافر فقط از فرودگاه مهرآباد و فرودگاه مشهد بودن. همین آمار به تنهایی میتونه وضعیت اقتصادی کل کشور رو نمایش بده.
❤3