وقتی حتی حساممظاهری هم به توهین به مراجع متهم میشه (بابت اینکه گفت چرا نسبت به تطهیر طالبان ساکتند) یعنی وهنی وجود نداره. گناهی که همه رو شامل میشه، گناه نیست. چون تعریف نداره. مثل اینه که بگی همه ایرانیها مهاجر غیرقانونیاند! خب این یعنی ایران مرز ندارد. وقتی چه من که عظمای حوزه رو با انعام چهارپا مقایسه میکنم، در حال توهین باشم، و چه حسام مظاهری که مودبانه سوال میپرسه هم در حال توهین باشه، یعنی حتی خودشون هم نمیدونند توهین چیست!
البته این خوبه. هرچی بیشتر ندونند بهتره. مردم ازینکه خدا گفت «حال میکنم بعضیارو هدایت نکنم» این برداشت رو کردند که مثل چیدن گل و میوهست. ولی منظور اینه که بعضیارو باید ول کرد، تا یه چیزایی ثابت بشه. اینا هم باید ول میشدند تا ثابت بشه سلب آزادی به بهانه «اهانت» چه بیمعنی و مسخرهست.
البته این خوبه. هرچی بیشتر ندونند بهتره. مردم ازینکه خدا گفت «حال میکنم بعضیارو هدایت نکنم» این برداشت رو کردند که مثل چیدن گل و میوهست. ولی منظور اینه که بعضیارو باید ول کرد، تا یه چیزایی ثابت بشه. اینا هم باید ول میشدند تا ثابت بشه سلب آزادی به بهانه «اهانت» چه بیمعنی و مسخرهست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی به بعضی خوانندگان کانالم میگم از پاراگراف اول و دوم پستم، پاراگراف سومش رو نتیجه بگیر.
وقتی طرفداران محیطزیست به دولتها میگن دیگه نیروگاه با سوخت ذغالسنگ نسازید، میگن نمیشه و سخته و جور درنمیاد و تازه ما نسازیم بقیه میسازن و ازین صحبتها. اما الان نگاه کنید بدون اینکه کنفرانسی بذارن و جایی رو امضاء کنند، چه هماهنگ و چه سریع و چه جهادی! دارند با صرافی بایننس مقابله میکنند. اگه طرفداران محیط زیست ازین نمایش عریان واقعیت چیزی نفهمند، دیگه هیچچیز نخواهند فهمید.
سخنگوی کاخ سفید گفت ما پستهای «مورد دار» فیسبوک رو علامت میزنیم، که یعنی سانسور بشه یا هشدار بده به کاربران.
حالا بین علمای آمریکایی اختلاف افتاده: دولت داره شرکتهای خصوصیمون رو اداره میکنه، یا شرکتهای خصوصی دارن دولتمون رو اداره میکنند؟
بعضیهاشون یکم تیزتر هستند و میگن: هیچکدام. دولتمون دست هموناییه که شرکتهامون هم دستشونه.
بهرحال همه دارند به این توافق میرسند که چیزی دست ما نیست!
حالا بین علمای آمریکایی اختلاف افتاده: دولت داره شرکتهای خصوصیمون رو اداره میکنه، یا شرکتهای خصوصی دارن دولتمون رو اداره میکنند؟
بعضیهاشون یکم تیزتر هستند و میگن: هیچکدام. دولتمون دست هموناییه که شرکتهامون هم دستشونه.
بهرحال همه دارند به این توافق میرسند که چیزی دست ما نیست!
اینکه توکلی یک عقبمانده ذهنیه رو بذارید کنار. به نوع نگاه حاکم دقت کنید.
یکی از بزرگترین شرکتهای تولید کاغذ اسکناس که یک شرکت آلمانیه، میخواد به دولتها کمک کنه تا رمزارز دولتی خودشون رو ایجاد کنند، با چندتاشون هم قرارداد بسته (مسخره بودن این پروژهها بماند)، و یکی از چیزهایی که این شرکت پزش رو میده اینه که با نرمافزار ما، شهروندان بیسواد یا کمسواد یا فقیر شما، حتی اگه اینترنت نبود هم میتونند تراکنش انجام بدن. چرا؟ اینکه مطالبه یه کشوری مثل آلمان که نیست. اونا نه چنین فقرایی دارند نه مشکل اینترنت دارند. این مطالبه مشتریان آسیایی و آفریقاییشه. مثل تایلند.
دولت تایلند، با همه شرارتهایی که از یک دولت صادر میشه، دنبال اینه که آدمهای آفلاین مملکت از قافله عقب نمونند. بعد دولت ما، در حالی که تعداد فقرا رو بیشتر کرده، و در حالی که خجالتآورترین زیرساخت ارتباطی رو در کل آسیا داره، دنبال اینه که آدمهای آفلاین رو حذف کنه!
این فقط مربوط به اون خریت کلاسیک که مشکل رو در «بازدهی اجرایی» کوپن میبینه، نه خود کانسپت کوپن، نیست. بلکه به یک نوع بیبتگی جمعی در بروکراتهای ایرانی هم مربوط است. همونایی که با تعداد زیاد مانیتورهای نازک روی میز کارمندان، به ارگاسم میرسیدند.
https://news.1rj.ru/str/AnimalsQuotes/1575
یکی از بزرگترین شرکتهای تولید کاغذ اسکناس که یک شرکت آلمانیه، میخواد به دولتها کمک کنه تا رمزارز دولتی خودشون رو ایجاد کنند، با چندتاشون هم قرارداد بسته (مسخره بودن این پروژهها بماند)، و یکی از چیزهایی که این شرکت پزش رو میده اینه که با نرمافزار ما، شهروندان بیسواد یا کمسواد یا فقیر شما، حتی اگه اینترنت نبود هم میتونند تراکنش انجام بدن. چرا؟ اینکه مطالبه یه کشوری مثل آلمان که نیست. اونا نه چنین فقرایی دارند نه مشکل اینترنت دارند. این مطالبه مشتریان آسیایی و آفریقاییشه. مثل تایلند.
دولت تایلند، با همه شرارتهایی که از یک دولت صادر میشه، دنبال اینه که آدمهای آفلاین مملکت از قافله عقب نمونند. بعد دولت ما، در حالی که تعداد فقرا رو بیشتر کرده، و در حالی که خجالتآورترین زیرساخت ارتباطی رو در کل آسیا داره، دنبال اینه که آدمهای آفلاین رو حذف کنه!
این فقط مربوط به اون خریت کلاسیک که مشکل رو در «بازدهی اجرایی» کوپن میبینه، نه خود کانسپت کوپن، نیست. بلکه به یک نوع بیبتگی جمعی در بروکراتهای ایرانی هم مربوط است. همونایی که با تعداد زیاد مانیتورهای نازک روی میز کارمندان، به ارگاسم میرسیدند.
https://news.1rj.ru/str/AnimalsQuotes/1575
Telegram
اقوال الانعام
توکلی: دیجیتالی کردن کوپن در ۳۰ سال گذشته اجرا نشده پس وضعیت را بهتر خواهد کرد.
جمهوری اسلامی و عواملش هنوز راز موفقیت در آمریکا رو نمیدونند. اون مربی ژیمناستیک که دخترها رو مورد تعرض قرار داده بود یادتونه؟ تازه کاشف به عمل اومده افبیآی از خیلی قبلتر ازینکه قضیه افشا بشه ازش خبر داشته اما کاری نکرده. لابد پیش خودشون گفتن بعیده موضوع خیلی گنده بشه. ولی از بدشانسی، شد!
اگه میخوای تو خاک آمریکا یه شبکه گروگانگیری یا ترور ایجاد کنی، سعی کن افرادت پدوفیل و بچهباز باشند، یا حداقل کمونیست تیز. اینجوری تازه وقتی افبیآی متوجه میشه عملیات انجام دادی که گروگانت رو گرفتی و کار تموم شده. چون اینجور افراد برای دستگاههای امنیتی آمریکا، یکمی مصونیت دارند.
اگه میخوای تو خاک آمریکا یه شبکه گروگانگیری یا ترور ایجاد کنی، سعی کن افرادت پدوفیل و بچهباز باشند، یا حداقل کمونیست تیز. اینجوری تازه وقتی افبیآی متوجه میشه عملیات انجام دادی که گروگانت رو گرفتی و کار تموم شده. چون اینجور افراد برای دستگاههای امنیتی آمریکا، یکمی مصونیت دارند.
اینکه میگیم فدرال رزرو داره پرینت میکنه، یک اصطلاح عامیانهست که خودم هم استفاده میکنم، اما این دقیقا اتفاقی نیست که میفته. فد مستقیما نقشی در خلق پول نداره. ترازنامه یکجور جدول حسابداریه، که شما میتونی مقادیر طرفین بستانکار و بدهکار رو ضربدر هر عددی بکنی. فرض کنید از یکی یک وانت قرض گرفتید و عوضش یه ساعت مچی سوئیسی به طرف دادید. یعنی یک وانت بش بدهکارید، و یک ساعت ازش طلبکارید، که ارزششون در یک حده. حالا اگه ارزش وانت و ارزش ساعت رو ضربدر سه کنیم، فرقی به حال شما یا اون فرد داره؟ نه. اگه ضربدر صد هم بشه وقتی که وانت رو پس دادید و ساعت رو پس گرفتید، حسابتون صاف میشه.
در آمریکا خلق پول رو بانکهای خصوصی انجام میدن (برای همین یکی از مدیران فد در نامهای سرگشاده درباره استیبلکوینها نوشت این چه فرقی با سیستم فعلیمون داره؟). اینکه چقدر خلق کنند بستگی داره به گشایشی که فد براشون ایجاد میکنه، یا دستکاریای که در اون جدول میکنه. فد میگه تو جدولمون من ساعتت رو سه برابر ارزش وانتم کردم، حالا میتونی با همون ساعتت، سه تا وانت ازم قرض بگیری!
اما این به این معنا نیست که بانک خصوصی میپره و از همه اون گشایش ایجاد شده استفاده میکنه.
برای سادهسازی بیشتر موضوع میشه از پرینتر فیزیکی به عنوان تشبیه استفاده کرد. پرینتر پیش فد نیست، پیش بانکهای خصوصیه. فد فقط کوپن جوهرش رو صادر میکنه. مثلا میگه کوپن برای جوهر لازم برای چاپ انقدر پول، که لابد صد لیتره، برات صادر کردم. آیا اون بانک از همه جوهری که کوپنش رو گرفته استفاده میکنه؟ نه. اخیرا گفتند صد لیتر کمته؟ بیا کوپن هزار لیتر جوهر رو بت بدیم! برو چاپ کن و وام بده به خلقالله (اینکه این پروسه چطور انجام میشه یکم مفصله که باید برای توضیحش ساختار کاری بانکهای مدرن رو تشریح کرد). اما بانک مثل یه آدم مست همینجور وام خواهد داد به خلقالله؟ خیر. چون بانک اقتصاد مملکت رو با دقت رصد میکنه و به جایی وام میده که بتونند بعدن بش پس بدن. یعنی بانک میگه درسته من با همون ساعتم میتونم سه تا وانت ازت قرض بگیرم، ولی الان تو بازار انقدر راننده وانت نیست که سه تا وانت ازت بگیرم، پس فعلا همون یک وانت رو ازت میگیرم.
البته پیشفرض اینه که بانک اینجوری عمل کنه. و معمولا همینجوری عمل میکنه. اما آیا همیشه روال همینه؟ قطعا نه. بعضیا اون سه تا وانت رو میگیرن و میندازن تو بورس، یا میندازن تو مسکن. ولی حجم این کارها، خیلی زیاد نیست. برای همین ترازنامه عین موشک رفته بالا، ولی تورم در حد چهار پنج درصده، نه بیست و پنج درصد!
اگه یکم حواسجمع باشید از چیزهایی که نوشتم چه نتیجهای میگیرید؟ باید نتیجه بگیرید که وجود فد عملا اضافهست و اگه همه ساختمونهاش رو جمع کنند و ساندویچی باز کنند، هیچ اتفاقی برای اقتصاد نمیفته. اما فد نمیخواد شما چنین حسی داشته باشید. اونا میخوان بازار فکر کنه که موثرند و براساس این فکر، تصمیماتشون رو تنظیم کنند. حتی در تعیین نرخ بهره هم همینطوره. مدتهاست اینکه بهره چقدر باشه عملا داره تو خود بازار تعیین میشه. فد فقط ادای تعیین قیمت درمیاره.
ادا درآوردنها یه جاهایی لخت بودن پادشاه رو لو میده. مثلا هفته پیش بانک مرکزی اروپا گفت: تا الان مواظبت میکردیم که تورم در ۲ درصد بماند، اما ازین به بعد مواظبت نخواهیم کرد در ۲ درصد بماند! به حضرت عباس همینقدر مضحک. میتونید خودتون چک کنید.
https://news.1rj.ru/str/whynationsfail2019/2800
در آمریکا خلق پول رو بانکهای خصوصی انجام میدن (برای همین یکی از مدیران فد در نامهای سرگشاده درباره استیبلکوینها نوشت این چه فرقی با سیستم فعلیمون داره؟). اینکه چقدر خلق کنند بستگی داره به گشایشی که فد براشون ایجاد میکنه، یا دستکاریای که در اون جدول میکنه. فد میگه تو جدولمون من ساعتت رو سه برابر ارزش وانتم کردم، حالا میتونی با همون ساعتت، سه تا وانت ازم قرض بگیری!
اما این به این معنا نیست که بانک خصوصی میپره و از همه اون گشایش ایجاد شده استفاده میکنه.
برای سادهسازی بیشتر موضوع میشه از پرینتر فیزیکی به عنوان تشبیه استفاده کرد. پرینتر پیش فد نیست، پیش بانکهای خصوصیه. فد فقط کوپن جوهرش رو صادر میکنه. مثلا میگه کوپن برای جوهر لازم برای چاپ انقدر پول، که لابد صد لیتره، برات صادر کردم. آیا اون بانک از همه جوهری که کوپنش رو گرفته استفاده میکنه؟ نه. اخیرا گفتند صد لیتر کمته؟ بیا کوپن هزار لیتر جوهر رو بت بدیم! برو چاپ کن و وام بده به خلقالله (اینکه این پروسه چطور انجام میشه یکم مفصله که باید برای توضیحش ساختار کاری بانکهای مدرن رو تشریح کرد). اما بانک مثل یه آدم مست همینجور وام خواهد داد به خلقالله؟ خیر. چون بانک اقتصاد مملکت رو با دقت رصد میکنه و به جایی وام میده که بتونند بعدن بش پس بدن. یعنی بانک میگه درسته من با همون ساعتم میتونم سه تا وانت ازت قرض بگیرم، ولی الان تو بازار انقدر راننده وانت نیست که سه تا وانت ازت بگیرم، پس فعلا همون یک وانت رو ازت میگیرم.
البته پیشفرض اینه که بانک اینجوری عمل کنه. و معمولا همینجوری عمل میکنه. اما آیا همیشه روال همینه؟ قطعا نه. بعضیا اون سه تا وانت رو میگیرن و میندازن تو بورس، یا میندازن تو مسکن. ولی حجم این کارها، خیلی زیاد نیست. برای همین ترازنامه عین موشک رفته بالا، ولی تورم در حد چهار پنج درصده، نه بیست و پنج درصد!
اگه یکم حواسجمع باشید از چیزهایی که نوشتم چه نتیجهای میگیرید؟ باید نتیجه بگیرید که وجود فد عملا اضافهست و اگه همه ساختمونهاش رو جمع کنند و ساندویچی باز کنند، هیچ اتفاقی برای اقتصاد نمیفته. اما فد نمیخواد شما چنین حسی داشته باشید. اونا میخوان بازار فکر کنه که موثرند و براساس این فکر، تصمیماتشون رو تنظیم کنند. حتی در تعیین نرخ بهره هم همینطوره. مدتهاست اینکه بهره چقدر باشه عملا داره تو خود بازار تعیین میشه. فد فقط ادای تعیین قیمت درمیاره.
ادا درآوردنها یه جاهایی لخت بودن پادشاه رو لو میده. مثلا هفته پیش بانک مرکزی اروپا گفت: تا الان مواظبت میکردیم که تورم در ۲ درصد بماند، اما ازین به بعد مواظبت نخواهیم کرد در ۲ درصد بماند! به حضرت عباس همینقدر مضحک. میتونید خودتون چک کنید.
https://news.1rj.ru/str/whynationsfail2019/2800
Telegram
چرا ملتها شکست میخورند؟
دو برابر شدن حجم ترازنامهء فدرال رزرو در دوران کرونایی- هرزگیِ پولی دولت فدرال به اوج خود رسیده است.
تمام روشهای محاسبه تورم ناکارآمد و منسوخ هستند. تنها راه حل پیشرو که میتونه میزان تورم رو شفاف کنه، استفاده از بلاکچینهاست، یعنی شبکهای غیرمتمرکز که بیوقفه قیمت هرچیزی که در بازار هست رو به یک حقیقت غیرقابل بحث تبدیل کنه (قبلا درباره غیرقابلبحث کردن حقیقت نوشتم). یه عده دارند روی این ایده کار میکنند، ولی خارج از نظام بروکراتیک هستند. نظام سنتی فعلی اصلا تو کتش نمیره این نوآوریها. مسئله اینه که این نظام دیگه حتی حس بدی نداره که از دنیای واقعی جدا افتاده!
اما اینکه متدهای فعلی منسوخ هستند این جواز رو بمون نمیده که هرعددی دلمون خواست رو به عنوان تورم باور کنیم. من جای مصرفکننده آمریکایی نیستم و نمیدونم هزینه زندگیش چقدر بیشتر شده. شاید بیشتر از ۵ درصد بیشتر شده، اما «همهچی سه برابر شده» هم زیادی عامیانهست. اگه قرار بود تورم متناسب با ترازنامه فد بره بالا، مردم آمریکا بیچاره میشدند. اما میبینید که بیچاره نیستند و حالشون خیلی هم خوبه.
اما اینکه متدهای فعلی منسوخ هستند این جواز رو بمون نمیده که هرعددی دلمون خواست رو به عنوان تورم باور کنیم. من جای مصرفکننده آمریکایی نیستم و نمیدونم هزینه زندگیش چقدر بیشتر شده. شاید بیشتر از ۵ درصد بیشتر شده، اما «همهچی سه برابر شده» هم زیادی عامیانهست. اگه قرار بود تورم متناسب با ترازنامه فد بره بالا، مردم آمریکا بیچاره میشدند. اما میبینید که بیچاره نیستند و حالشون خیلی هم خوبه.
Anarchonomy
تمام روشهای محاسبه تورم ناکارآمد و منسوخ هستند. تنها راه حل پیشرو که میتونه میزان تورم رو شفاف کنه، استفاده از بلاکچینهاست، یعنی شبکهای غیرمتمرکز که بیوقفه قیمت هرچیزی که در بازار هست رو به یک حقیقت غیرقابل بحث تبدیل کنه (قبلا درباره غیرقابلبحث کردن…
مردم معمولا دو تا مسئله رو به تورم ربط میدن که ربطی بش نداره. یکی نوسانهای فصلی بعضی از کالاها رو. مثلا ممکنه به دلایلی یه مدت سیمان گرون بشه، ولی خب دوباره برمیگرده سرجاش، و همچنین نفت و متعاقبا بنزین. و دیگری تغییر سبک خرید و مصرف. مثلا قبلا برای بچهش یه گوشی میخرید و تموم میشد. الان همراه با اون گوشی یک ایرپاد باید بخره، و یک اسپیکر وایرلس، و یک هدفون، و یک اکانت اسپاتیفای. بعد میگه هزینه زندگیم زیاد شده! در حالی که اتفاقی که افتاده اینه که یک لِول در مصرف اومده بالاتر، و بچهش از بچههایی که یه زمانی فقط یک گوشی داشتند زندگی بهتری داره. اینکه مصرف بره بالا اما درآمدت به همون میزان بالا نره، معنیش این نیست که تورم زیاد شده. معنیش اینه که ارزش شغلی که داری پایین اومده.
اون طرحی که فضای سبز بیشتری داره، و قشنگتر و انسانیتره و نورگیرتره و دلبازتره، ممنوعه! و اون طرحی که انگار یک زندان فلزیه، سوبسید هم میگیره! چرا؟ چون اون زندانه به نسبت تعداد واحد، پارکینگهای بیشتری درمیاره!
حالا فکر میکنید مشکل فقط از قانونگذار این شهره؟ اگه کامنتهای زیر این عکسها رو میخوندید میدیدید که ملت دارن میگن درستش همینه، پارکینگ مهمتر از فضای سبز و نوره! همین آدمهای کمعقل و مریض هستند که از طریق دموکراسی میشن قانونگذار! یا شهردار، یا رییس شورای شهر.
حالا فکر میکنید مشکل فقط از قانونگذار این شهره؟ اگه کامنتهای زیر این عکسها رو میخوندید میدیدید که ملت دارن میگن درستش همینه، پارکینگ مهمتر از فضای سبز و نوره! همین آدمهای کمعقل و مریض هستند که از طریق دموکراسی میشن قانونگذار! یا شهردار، یا رییس شورای شهر.
الان خرید میز ناهارخوری دوازده نفره ممنوعه؟ مجوز میخواد؟ پس چرا مردم دارند چهارنفره و حداکثر شش نفرهش رو میخرن؟ چون جا نمیشه تو خونهشون! آزادی که قرار نیست قوه عقلانی شما رو تعطیل کنه. وقتی جایی رو برای زندگی انتخاب کردی که تراکم جمعیتش بالاست، واضحه که ماشین شخصی تو اون فضا بیشتر وبال گردنت خواهد بود تا وسیله رفاهت، چون یک معادله فیزیکیه و جوابش مشخصه.
این رو به عنوان یک قاعده در نظر بگیرید: شهری که برای تهیه صد درصد مایحتاج روزانهت و انجام نود درصد امورات ماهانهت، نیاز باشه از محل سکونتت تا مقصد بیش از پانزده دقیقه پیادهروی کنی، یک شهر بیمار و گرفتاره. و ساکنانش رو هم بیمار و گرفتار خواهد کرد.
این رو به عنوان یک قاعده در نظر بگیرید: شهری که برای تهیه صد درصد مایحتاج روزانهت و انجام نود درصد امورات ماهانهت، نیاز باشه از محل سکونتت تا مقصد بیش از پانزده دقیقه پیادهروی کنی، یک شهر بیمار و گرفتاره. و ساکنانش رو هم بیمار و گرفتار خواهد کرد.
Anarchonomy
الان خرید میز ناهارخوری دوازده نفره ممنوعه؟ مجوز میخواد؟ پس چرا مردم دارند چهارنفره و حداکثر شش نفرهش رو میخرن؟ چون جا نمیشه تو خونهشون! آزادی که قرار نیست قوه عقلانی شما رو تعطیل کنه. وقتی جایی رو برای زندگی انتخاب کردی که تراکم جمعیتش بالاست، واضحه که…
این شهر نجف عراقه. بیش از صدسال پیش این عکس رو گرفتن. شهر دیوار داره، یعنی مشخصه تا کجا باید بسازیم، و از کجا به بعد دیگه نباید بسازیم. سایز و ابعاد کاملا معقوله. حتی یه پیرمرد هم میتونسته ازینطرف شهر تا اونطرفش پیاده بره. نه ماشین میخواد، نه اتوبوس، نه مترو. این شهر اگه همینطور میموند و از تکنولوژی امروزی استفاده میکرد، مصرف انرژیش چند برابر کمتر از وضعیت فعلی بود؟ حالا سلامت روانی ساکنانش چقدر فرق میداشت، بماند.
اگه قراره آدمها بیشتر بشن، باید شهر دیگهای با همین الگو در نزدیکیش ساخته میشد (خارج شهر میشه فضایی برای ماشینها اختصاص داد که هروقت خواستند سفر کنند ازونجا سوار بشن. باید بیابان رو خرج پارکینگ کنی، نه محل سکونت خودت و محل بازی بچههات رو!). اما چه کردند؟ همین رو بزرگش کردند.. درست مثل سرطان. تا جاییه که این محدوده دیوارکشی شده که در عکس دیده میشه، الان مثل یک گوشت اضافهست بر بدن یک غول بزرگ!
اگه قراره آدمها بیشتر بشن، باید شهر دیگهای با همین الگو در نزدیکیش ساخته میشد (خارج شهر میشه فضایی برای ماشینها اختصاص داد که هروقت خواستند سفر کنند ازونجا سوار بشن. باید بیابان رو خرج پارکینگ کنی، نه محل سکونت خودت و محل بازی بچههات رو!). اما چه کردند؟ همین رو بزرگش کردند.. درست مثل سرطان. تا جاییه که این محدوده دیوارکشی شده که در عکس دیده میشه، الان مثل یک گوشت اضافهست بر بدن یک غول بزرگ!
میگه نود و پنج درصد سیاهپوستان آفریقاییتبار مشکل عدم تحمل لاکتوز دارند، بعد دولت داره تبلیغ میکنه همه شیر بخورند، یعنی دارند مردم ما رو تشویق میکنند یه چیزی رو بخورند که مریضشون کنه، این نژادپرستی نهادیه!
اگه آمریکا یا اروپا بودم یک کانال اقوالالانعام مخصوص افاضات رسمی و غیررسمی آدمهای اونجا میساختم. هیچ نوعی کمبودی از لحاظ سوژه ندارند، بلکه به دلیل آزادی بیان و رسانههای خیلی توسعهیافتهتر، سوژه بیشتر و متنوعتر هم هست.
نژادپرستی نهادی یعنی کار یه نفر دو نفر نژادپرست نیست. نهادهای جامعه دارند به صورت سیستماتیک یک نژاد خاص رو له میکنند. اما اون نهادی که میخواد یه نژاد خاص رو له کنه، چرا داره شیر رو به همه میخورونه؟ عدم تحمل لاکتوز تو همه نژادها هست، فقط درصد جمعیت درگیر ممکنه فرق کنه. یعنی نهادِ لابد سفیدپرست داره سفیدها رو هم قربانی میکنه تا سیاهها رو مریض کنه؟
حالا فرض کنیم این نهادها الان نژادپرستند. قبل از نژادپرست شدن این نهادها، سیاهها شیر نمیخوردند؟ یعنی دولت اینها رو با حیوانی به نام گاو آشنا کرد؟
اصلا فرض کنیم دولت نژادپرسته و میخواد سیاهها رو مریض کنه، و سیاهها هم تا قبل ازین دولت نژادپرست نمیدونستند شیر چیه و چنین مادهای رو نخورده بودند اصلا. حالا که فهمیدند دارند مسموم میشن چرا به خوردنش ادامه میدن؟ یعنی عقل سیاهان برای تشخیص سم از ماده سالم، به بلوغ کافی نرسیده و هرچی که تلویزیون نشون بده همون رو انجام میدن؟ راستی مگه رسانهها تحت تسلط دولت سفیدپرست خبیث نیست؟ چرا یک پدر و مادر سیاه در تنظیم رژیم غذایی بچهشون باید گوش به فرمان دولت سفیدپرست خبیث باشند؟
موضوع خیلی سادهست. قاعدتا ما نباید شیر گاو رو میخوردیم. اما هزاران سال انسانها شیر و لبنیات خوردند، و به نظر میرسه بدنشون از ما محکمتر بوده. اما حالا اگه فکر میکنی شیر برات خوب نیست، یعنی رفلاکس میکنی یا اگزمات تشدید میشه، میتونی نخوری.
اگه آمریکا یا اروپا بودم یک کانال اقوالالانعام مخصوص افاضات رسمی و غیررسمی آدمهای اونجا میساختم. هیچ نوعی کمبودی از لحاظ سوژه ندارند، بلکه به دلیل آزادی بیان و رسانههای خیلی توسعهیافتهتر، سوژه بیشتر و متنوعتر هم هست.
نژادپرستی نهادی یعنی کار یه نفر دو نفر نژادپرست نیست. نهادهای جامعه دارند به صورت سیستماتیک یک نژاد خاص رو له میکنند. اما اون نهادی که میخواد یه نژاد خاص رو له کنه، چرا داره شیر رو به همه میخورونه؟ عدم تحمل لاکتوز تو همه نژادها هست، فقط درصد جمعیت درگیر ممکنه فرق کنه. یعنی نهادِ لابد سفیدپرست داره سفیدها رو هم قربانی میکنه تا سیاهها رو مریض کنه؟
حالا فرض کنیم این نهادها الان نژادپرستند. قبل از نژادپرست شدن این نهادها، سیاهها شیر نمیخوردند؟ یعنی دولت اینها رو با حیوانی به نام گاو آشنا کرد؟
اصلا فرض کنیم دولت نژادپرسته و میخواد سیاهها رو مریض کنه، و سیاهها هم تا قبل ازین دولت نژادپرست نمیدونستند شیر چیه و چنین مادهای رو نخورده بودند اصلا. حالا که فهمیدند دارند مسموم میشن چرا به خوردنش ادامه میدن؟ یعنی عقل سیاهان برای تشخیص سم از ماده سالم، به بلوغ کافی نرسیده و هرچی که تلویزیون نشون بده همون رو انجام میدن؟ راستی مگه رسانهها تحت تسلط دولت سفیدپرست خبیث نیست؟ چرا یک پدر و مادر سیاه در تنظیم رژیم غذایی بچهشون باید گوش به فرمان دولت سفیدپرست خبیث باشند؟
موضوع خیلی سادهست. قاعدتا ما نباید شیر گاو رو میخوردیم. اما هزاران سال انسانها شیر و لبنیات خوردند، و به نظر میرسه بدنشون از ما محکمتر بوده. اما حالا اگه فکر میکنی شیر برات خوب نیست، یعنی رفلاکس میکنی یا اگزمات تشدید میشه، میتونی نخوری.
Anarchonomy
میگه نود و پنج درصد سیاهپوستان آفریقاییتبار مشکل عدم تحمل لاکتوز دارند، بعد دولت داره تبلیغ میکنه همه شیر بخورند، یعنی دارند مردم ما رو تشویق میکنند یه چیزی رو بخورند که مریضشون کنه، این نژادپرستی نهادیه! اگه آمریکا یا اروپا بودم یک کانال اقوالالانعام…
یکی از وگانها عکس یه گوریل رو گذاشته بود و نوشته بود «این فقط با خوردن گیاهان انقدر عضله درست کرده، پس ضعف بدنی رو برای ترک گوشت بهانه نکنید!».
وقتی وال گوژپشت با خوردن پلانکتون و کریل میتونه ۱۵۰ تن عضله بسازه و ۳۰ متر قد بکشه، یعنی کمکاری از ماست؟ میخواد یک میلیون سال اخیر تکامل گونه خودمون رو به خاطر یه پست اینستاگرام کنسل کنیم!
وقتی وال گوژپشت با خوردن پلانکتون و کریل میتونه ۱۵۰ تن عضله بسازه و ۳۰ متر قد بکشه، یعنی کمکاری از ماست؟ میخواد یک میلیون سال اخیر تکامل گونه خودمون رو به خاطر یه پست اینستاگرام کنسل کنیم!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آمازون یه سرویسی راه انداخته بود به نام آمازونگو که میرفتی داخل فروشگاه، جنس رو برمیداشتی میاومدی بیرون، و دیگه نیازی به حساب کردن تو صندوق نداشت، چون پولش رو با اپ گوشیت پرداخت میکردی. تبلیغ این سرویس رو برداشته با غارتگریهای اخیر آفریقای جنوبی میکس کرده و چیز خیلی خوبی دراومده.
#لبخند_شبانه
#لبخند_شبانه
No pain, No gain!
جوانان امروزی چنان این عبارت رو بلعیدهاند انگار هیچوقت در فارسی «نابرده رنج گنج میسر نمیشود» نداشتیم. اما عیب نداره. انگلیسیپسندی هورمونی هم دورهای داره که انشاءالله با افزایش سن، کمرنگ میشه.
اون چیزی که میتونه عیب داشته باشه زیادی جدی گرفتن مفهومشه، چنانچه تصور بشه این خود رنجه که گنجسازه!
قرآن رویکرد جالبتری داره نسبت به رنج و زحمت. در سوره طلاق میگه سیجعلالله بعد عسرا یسرا. خدا بعد از سختی، آسودگی و راحتی قرار خواهد داد. اون آیه درباره تأمین مالی همسره. یعنی همیشه قرار نیست فقیر بمونید. همون چیزی که پدر مادرها به جوانها میگن: اولش سخته! اینجا کلمه عسر یعنی هر عسری. و این یک سیکل جاری در زندگیست که فرو میری تو رنج، بعد درمیای، و دوباره فرو میری تو یه رنج دیگه. قرار نیست ازین سیکل جاری، چیزی استخراج بشه. قراره فقط عبور کنی. خیلیها فکر میکنند این عبورهای مکرر چیزی بشون اضافه کرده و میکنه. مثل اینه که بگی من انقدر هزاربار طلوع آفتاب رو دیدم! خب دیدی که دیدی. طبیعت همینه که ببینی.
اما تو سوره شرح، همین جمله رو میاره ولی نمیگه «بعد از». بلکه از کلمه «مع» استفاده میکنه، یعنی همراه با. یعنی آسودگی، همراه با رنجه. کدوم رنج؟ نه هر رنجی. بلکه اونی که توی پیامبر درگیرش بودی: رنج مسئولیت! تو آیههای قبلش میگه زیر این بار، کمرت تا شده بود، اما دلت رو گنده کردیم، و دوباره سرپا شدی. اینجوری نبود که رنج بکشی، بعد بگیم به پاداش این رنج، بیا این قلب گنده رو تحویل بگیر! میگه اگه نمیخواستم بت این قلب گنده رو بدم، همون زیر انقدر خم میشدی که به فاک بری. یعنی من دارم این یسرا رو بت میدم، فکر نکن از عسرا که تحمل کردی حاصل شده. من بودم که حال کردم سرپات کنم. یعنی گنج از منه، نه از زحمت تو. رنج تو اهمیتی برای هستی نداره. ارج توعه که اهمیت داره. و ارج و منزلتت لزوما با زحمت بدست نمیاد. با دانستن به دست میاد. تو یه چیزایی میدونستی، که لطف من به خودت رو فعال کردی. اگه نمیدونستی، میذاشتم اون زیر له بشی.
جوانان امروزی چنان این عبارت رو بلعیدهاند انگار هیچوقت در فارسی «نابرده رنج گنج میسر نمیشود» نداشتیم. اما عیب نداره. انگلیسیپسندی هورمونی هم دورهای داره که انشاءالله با افزایش سن، کمرنگ میشه.
اون چیزی که میتونه عیب داشته باشه زیادی جدی گرفتن مفهومشه، چنانچه تصور بشه این خود رنجه که گنجسازه!
قرآن رویکرد جالبتری داره نسبت به رنج و زحمت. در سوره طلاق میگه سیجعلالله بعد عسرا یسرا. خدا بعد از سختی، آسودگی و راحتی قرار خواهد داد. اون آیه درباره تأمین مالی همسره. یعنی همیشه قرار نیست فقیر بمونید. همون چیزی که پدر مادرها به جوانها میگن: اولش سخته! اینجا کلمه عسر یعنی هر عسری. و این یک سیکل جاری در زندگیست که فرو میری تو رنج، بعد درمیای، و دوباره فرو میری تو یه رنج دیگه. قرار نیست ازین سیکل جاری، چیزی استخراج بشه. قراره فقط عبور کنی. خیلیها فکر میکنند این عبورهای مکرر چیزی بشون اضافه کرده و میکنه. مثل اینه که بگی من انقدر هزاربار طلوع آفتاب رو دیدم! خب دیدی که دیدی. طبیعت همینه که ببینی.
اما تو سوره شرح، همین جمله رو میاره ولی نمیگه «بعد از». بلکه از کلمه «مع» استفاده میکنه، یعنی همراه با. یعنی آسودگی، همراه با رنجه. کدوم رنج؟ نه هر رنجی. بلکه اونی که توی پیامبر درگیرش بودی: رنج مسئولیت! تو آیههای قبلش میگه زیر این بار، کمرت تا شده بود، اما دلت رو گنده کردیم، و دوباره سرپا شدی. اینجوری نبود که رنج بکشی، بعد بگیم به پاداش این رنج، بیا این قلب گنده رو تحویل بگیر! میگه اگه نمیخواستم بت این قلب گنده رو بدم، همون زیر انقدر خم میشدی که به فاک بری. یعنی من دارم این یسرا رو بت میدم، فکر نکن از عسرا که تحمل کردی حاصل شده. من بودم که حال کردم سرپات کنم. یعنی گنج از منه، نه از زحمت تو. رنج تو اهمیتی برای هستی نداره. ارج توعه که اهمیت داره. و ارج و منزلتت لزوما با زحمت بدست نمیاد. با دانستن به دست میاد. تو یه چیزایی میدونستی، که لطف من به خودت رو فعال کردی. اگه نمیدونستی، میذاشتم اون زیر له بشی.
❤5
این بیشتر مربوط به ایرانه. به خاطر از زیر بار مسئولیت فرار کردن آخوندهای حکومتی ازینکه هیچ سیستم عاملی برای مملکتداری نداشتند و ندارند و سرپوش گذاشتن روی بدتر شدن همه شاخصهای اقتصادی و اجتماعی.
ولی اینکه «زحمت نکشی به جایی نمیرسی» در غرب و مخصوصا آمریکا، یک پروپاگاندای رایجه. دوگانه تنبلها-کارآفرینها یک دوگانه قلابی شده تقریبا. ما الان یک دو گانه دیگه داریم اونجا: کارآفرینانی که اولش کارآفرینند اما بعد راه سوار شدن بر قدرت یا امکانات دولت رو یاد میگیرن و ازش ارتزاق میکنند، که نتیجهش میشه میلیاردرهایی که با حبابهای بازار پولدار شدن، و طبقه متوسطی که میفهمن با کار کردن نمیشه پولدار شد و به تدریج متمایل میشن به مفتخوری و از همون دولتی که به میلیاردرها حال میده توقع میبرند که به اونها هم حال بده.
ولی اینکه «زحمت نکشی به جایی نمیرسی» در غرب و مخصوصا آمریکا، یک پروپاگاندای رایجه. دوگانه تنبلها-کارآفرینها یک دوگانه قلابی شده تقریبا. ما الان یک دو گانه دیگه داریم اونجا: کارآفرینانی که اولش کارآفرینند اما بعد راه سوار شدن بر قدرت یا امکانات دولت رو یاد میگیرن و ازش ارتزاق میکنند، که نتیجهش میشه میلیاردرهایی که با حبابهای بازار پولدار شدن، و طبقه متوسطی که میفهمن با کار کردن نمیشه پولدار شد و به تدریج متمایل میشن به مفتخوری و از همون دولتی که به میلیاردرها حال میده توقع میبرند که به اونها هم حال بده.
این موجود، وقتی پلیس فرانسه چشم معترض رو کور کرد نگفت «وقتی شما مخالفتان را در توعیتر بلاک میکنید از پلیس فرانسه چه انتظاری میرود که معترض را کور نکند؟ مگر بلاک کردن همان کور کردن دیگری نیست؟». سرکوب ایرانی رو محصول خلق و خوی بومی ایرانیان میدونه. یک مشکل لوکال! اما سرکوب فرانسوی رو محصول نئولیبرالیسم و گلوبالیسم ماکرون!
اما تناقضهای شخصی زیاد مهم نیستند. مهم کلیت این مغلطهست که این روزها رایج هم هست، و میشه اسمش رو گذاشت «بسطِ غیرطبیعیِ تقابلِ طبیعی». اگه در یک سالن تئاتر ناگهان نعره بزنید «عرررر»، ممکنه یک نفر دیگه تو همون جمع بلافاصله نعره بزنه «زهرمار» و همه بخندند. واکنش طبیعی به اون رفتار، میتونه خیلی چیزها باشه، و یکی ازون چیزها، نعره زهرماره. شما که گفتید عر، نمیتونید دلخور باشید که چرا بتون گفتند زهرمار. چون اون زهرمار رو عر خودتون تولید کرده.
اصغر فرهادی یک پابلیک فیگوره، که منافع مادی و شهرتش رو از پابلیک بودن گرفته. در واقع یک عرضهکننده داریم، که داره از مردم توجه، جدیگرفتهشدن، و احترام، و پول میخواد؛ و یک مشتری که مردم هستند، و مختارند اینها رو بش بدهند یا ندهند. مردم هم معمولا در قبال تقدیم اینها به اون فرد، یک توقعاتی دارند. مثل توقع «حساس بودن به وضعیت مملکت». اگه توقع مشتریان تأمین نشد، میتونند به عرضهکننده بگن برو گمشو! این یک تقابل طبیعیه. کسی که میخواد زهرمار نشنوه، بهتره عر نزنه.
اما حتی اگه این پیشفرض ابلهانه و پفیوزانه رو بپذیریم که گلوله، امتداد تکاملیافته توعیت توهینآمیزه! باز هم مشکل این مغلطه حل نمیشه. توجه، جدی گرفته شدن، و احترام، و پول درآوردن از فیلمسازی، حق اصغر فرهادی نیست، که بعد کسی بخواد ازش سلب کنه. توهینکننده، حقخوری انجام نمیده. و این رابطه هیچ نسبتی با رابطه مردم و حکومت نداره. آزادی بیان، آزادی ایجاد تجمع و ائتلاف، مالکیت.. اینها حقوق مردم هستند که حکومت ازشون سلب کرده. اصغرفرهادی هیچ طلبی از ما نداره، ما هم هیچ بدهی بش نداریم. اما دولت خیلی چیزها به ما بدهکاره. گلوله حکومت به سمت معترض، سرکوب طلبکار توسط بدهکاره. اما توهین به فرهادی، واکنش طبیعی به کسیه که مایله چیزی که میخواد رو واریز کنیم و چیزی که میخوایم رو تحویل نده.
https://news.1rj.ru/str/AnimalsQuotes/1589
اما تناقضهای شخصی زیاد مهم نیستند. مهم کلیت این مغلطهست که این روزها رایج هم هست، و میشه اسمش رو گذاشت «بسطِ غیرطبیعیِ تقابلِ طبیعی». اگه در یک سالن تئاتر ناگهان نعره بزنید «عرررر»، ممکنه یک نفر دیگه تو همون جمع بلافاصله نعره بزنه «زهرمار» و همه بخندند. واکنش طبیعی به اون رفتار، میتونه خیلی چیزها باشه، و یکی ازون چیزها، نعره زهرماره. شما که گفتید عر، نمیتونید دلخور باشید که چرا بتون گفتند زهرمار. چون اون زهرمار رو عر خودتون تولید کرده.
اصغر فرهادی یک پابلیک فیگوره، که منافع مادی و شهرتش رو از پابلیک بودن گرفته. در واقع یک عرضهکننده داریم، که داره از مردم توجه، جدیگرفتهشدن، و احترام، و پول میخواد؛ و یک مشتری که مردم هستند، و مختارند اینها رو بش بدهند یا ندهند. مردم هم معمولا در قبال تقدیم اینها به اون فرد، یک توقعاتی دارند. مثل توقع «حساس بودن به وضعیت مملکت». اگه توقع مشتریان تأمین نشد، میتونند به عرضهکننده بگن برو گمشو! این یک تقابل طبیعیه. کسی که میخواد زهرمار نشنوه، بهتره عر نزنه.
اما حتی اگه این پیشفرض ابلهانه و پفیوزانه رو بپذیریم که گلوله، امتداد تکاملیافته توعیت توهینآمیزه! باز هم مشکل این مغلطه حل نمیشه. توجه، جدی گرفته شدن، و احترام، و پول درآوردن از فیلمسازی، حق اصغر فرهادی نیست، که بعد کسی بخواد ازش سلب کنه. توهینکننده، حقخوری انجام نمیده. و این رابطه هیچ نسبتی با رابطه مردم و حکومت نداره. آزادی بیان، آزادی ایجاد تجمع و ائتلاف، مالکیت.. اینها حقوق مردم هستند که حکومت ازشون سلب کرده. اصغرفرهادی هیچ طلبی از ما نداره، ما هم هیچ بدهی بش نداریم. اما دولت خیلی چیزها به ما بدهکاره. گلوله حکومت به سمت معترض، سرکوب طلبکار توسط بدهکاره. اما توهین به فرهادی، واکنش طبیعی به کسیه که مایله چیزی که میخواد رو واریز کنیم و چیزی که میخوایم رو تحویل نده.
https://news.1rj.ru/str/AnimalsQuotes/1589
Telegram
اقوال الانعام
خب وقتی شما توعیت بیادبی میزنید به اصغر فرهادی بابت اینکه بیضه نداره، از حکومت انتظار داشته باشیم به سر کسی که واسه بیآبی اعتراض کرده شلیک نکنه؟
#اسگلن_بقرآن
#اسگلن_بقرآن
پذیرفتن تزریق واکسنی که هیچ نوع اطلاعاتی ازش موجود نیست و توسط هیچ گروه غیرمنتفعی آزمایش نشده، مثل این نیست که تو خیابون یک غریبه رهگذر بت بگه دهنت رو باز کن یه چیزی بذارم توش، و باز کنی که بذاره؟ آیا همه توافق ندارند که کسی که در چنین موقعیتی دهانش رو باز کنه یک احمقه؟ پس آیا احمق دانستن میلیونها ایرانی، اهانت به جامعهست؟