Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
تمام روش‌های محاسبه تورم ناکارآمد و منسوخ هستند. تنها راه حل پیش‌رو که میتونه میزان تورم رو شفاف کنه، استفاده از بلاکچین‌هاست، یعنی شبکه‌ای غیرمتمرکز که بی‌وقفه قیمت هرچیزی که در بازار هست رو به یک حقیقت غیرقابل بحث تبدیل کنه (قبلا درباره غیرقابل‌بحث کردن…
مردم معمولا دو تا مسئله رو به تورم ربط میدن که ربطی بش نداره. یکی نوسان‌های فصلی بعضی از کالاها رو. مثلا ممکنه به دلایلی یه مدت سیمان گرون بشه، ولی خب دوباره برمیگرده سرجاش، و همچنین نفت و متعاقبا بنزین. و دیگری تغییر سبک خرید و مصرف. مثلا قبلا برای بچه‌ش یه گوشی میخرید و تموم میشد. الان همراه با اون گوشی یک ایرپاد باید بخره، و یک اسپیکر وایرلس، و یک هدفون، و یک اکانت اسپاتیفای. بعد میگه هزینه زندگیم زیاد شده! در حالی که اتفاقی که افتاده اینه که یک لِول در مصرف اومده بالاتر، و بچه‌ش از بچه‌هایی که یه زمانی فقط یک گوشی داشتند زندگی بهتری داره. اینکه مصرف بره بالا اما درآمدت به همون میزان بالا نره، معنیش این نیست که تورم زیاد شده‌‌. معنیش اینه که ارزش شغلی که داری پایین اومده.
اون طرحی که فضای سبز بیشتری داره، و قشنگ‌تر و انسانی‌تره و نورگیرتره و دلبازتره، ممنوعه! و اون طرحی که انگار یک زندان فلزیه، سوبسید هم می‌گیره! چرا؟ چون اون زندانه به نسبت تعداد واحد، پارکینگ‌های بیشتری درمیاره!
حالا فکر می‌کنید مشکل فقط از قانون‌گذار این شهره؟ اگه کامنت‌های زیر این عکس‌ها رو می‌خوندید می‌دیدید که ملت دارن میگن درستش همینه، پارکینگ مهم‌تر از فضای سبز و نوره! همین آدم‌های کم‌عقل و مریض هستند که از طریق دموکراسی میشن قانون‌گذار! یا شهردار، یا رییس شورای شهر.
الان خرید میز ناهارخوری دوازده نفره ممنوعه؟ مجوز میخواد؟ پس چرا مردم دارند چهارنفره و حداکثر شش نفره‌ش رو میخرن؟ چون جا نمیشه تو خونه‌شون! آزادی که قرار نیست قوه عقلانی شما رو تعطیل کنه. وقتی جایی رو برای زندگی انتخاب کردی که تراکم جمعیتش بالاست، واضحه که ماشین شخصی تو اون فضا بیشتر وبال گردنت خواهد بود تا وسیله رفاهت، چون یک معادله فیزیکیه و جوابش مشخصه.
این رو به عنوان یک قاعده در نظر بگیرید: شهری که برای تهیه صد درصد مایحتاج روزانه‌ت و انجام نود درصد امورات ماهانه‌ت، نیاز باشه از محل سکونتت تا مقصد بیش از پانزده دقیقه پیاده‌روی کنی، یک شهر بیمار و گرفتاره. و ساکنانش رو هم بیمار و گرفتار خواهد کرد.
Anarchonomy
الان خرید میز ناهارخوری دوازده نفره ممنوعه؟ مجوز میخواد؟ پس چرا مردم دارند چهارنفره و حداکثر شش نفره‌ش رو میخرن؟ چون جا نمیشه تو خونه‌شون! آزادی که قرار نیست قوه عقلانی شما رو تعطیل کنه. وقتی جایی رو برای زندگی انتخاب کردی که تراکم جمعیتش بالاست، واضحه که…
این شهر نجف عراقه. بیش از صدسال پیش این عکس رو گرفتن. شهر دیوار داره، یعنی مشخصه تا کجا باید بسازیم، و از کجا به بعد دیگه نباید بسازیم. سایز و ابعاد کاملا معقوله. حتی یه پیرمرد هم میتونسته ازینطرف شهر تا اون‌طرفش پیاده بره. نه ماشین میخواد، نه اتوبوس، نه مترو. این شهر اگه همینطور میموند و از تکنولوژی امروزی استفاده می‌کرد، مصرف انرژیش چند برابر کمتر از وضعیت فعلی بود؟ حالا سلامت روانی ساکنانش چقدر فرق می‌داشت، بماند.
اگه قراره آدم‌ها بیشتر بشن، باید شهر دیگه‌ای با همین الگو در نزدیکیش ساخته میشد (خارج شهر میشه فضایی برای ماشین‌ها اختصاص داد که هروقت خواستند سفر کنند ازونجا سوار بشن. باید بیابان رو خرج پارکینگ کنی، نه محل سکونت خودت و محل بازی بچه‌هات رو!). اما چه کردند؟ همین رو بزرگش کردند.. درست مثل سرطان. تا جاییه که این محدوده دیوارکشی شده که در عکس دیده میشه، الان مثل یک گوشت اضافه‌ست بر بدن یک غول بزرگ!
میگه نود و پنج درصد سیاهپوستان آفریقایی‌تبار مشکل عدم تحمل لاکتوز دارند، بعد دولت داره تبلیغ می‌کنه همه شیر بخورند، یعنی دارند مردم ما رو تشویق می‌کنند یه چیزی رو بخورند که مریض‌شون کنه، این نژادپرستی نهادیه!

اگه آمریکا یا اروپا بودم یک کانال اقوال‌الانعام مخصوص افاضات رسمی و غیررسمی آدم‌های اونجا میساختم. هیچ نوعی کمبودی از لحاظ سوژه ندارند، بلکه به دلیل آزادی بیان و رسانه‌های خیلی توسعه‌یافته‌تر، سوژه بیشتر و متنوع‌تر هم هست.

نژادپرستی نهادی یعنی کار یه نفر دو نفر نژادپرست نیست. نهادهای جامعه دارند به صورت سیستماتیک یک نژاد خاص رو له می‌کنند. اما اون نهادی که میخواد یه نژاد خاص رو له کنه، چرا داره شیر رو به همه میخورونه؟ عدم تحمل لاکتوز تو همه نژادها هست، فقط درصد جمعیت درگیر ممکنه فرق کنه. یعنی نهادِ لابد سفیدپرست داره سفیدها رو هم قربانی می‌کنه تا سیاه‌ها رو مریض کنه؟

حالا فرض کنیم این نهادها الان نژادپرستند. قبل از نژادپرست شدن این نهادها، سیاه‌ها شیر نمی‌خوردند؟ یعنی دولت این‌ها رو با حیوانی به نام گاو آشنا کرد؟

اصلا فرض کنیم دولت نژادپرسته و میخواد سیاه‌ها رو مریض کنه، و سیاه‌ها هم تا قبل ازین دولت نژادپرست نمی‌دونستند شیر چیه و چنین ماده‌ای رو نخورده بودند اصلا. حالا که فهمیدند دارند مسموم میشن چرا به خوردنش ادامه میدن؟ یعنی عقل سیاهان برای تشخیص سم از ماده سالم، به بلوغ کافی نرسیده و هرچی که تلویزیون نشون بده همون رو انجام میدن؟ راستی مگه رسانه‌ها تحت تسلط دولت سفیدپرست خبیث نیست؟ چرا یک پدر و مادر سیاه در تنظیم رژیم غذایی بچه‌شون باید گوش به فرمان دولت سفیدپرست خبیث باشند؟

موضوع خیلی ساده‌ست. قاعدتا ما نباید شیر گاو رو میخوردیم. اما هزاران سال انسان‌ها شیر و لبنیات خوردند، و به نظر میرسه بدن‌شون از ما محکم‌تر بوده. اما حالا اگه فکر می‌کنی شیر برات خوب نیست، یعنی رفلاکس می‌کنی یا اگزمات تشدید میشه، میتونی نخوری.
Anarchonomy
میگه نود و پنج درصد سیاهپوستان آفریقایی‌تبار مشکل عدم تحمل لاکتوز دارند، بعد دولت داره تبلیغ می‌کنه همه شیر بخورند، یعنی دارند مردم ما رو تشویق می‌کنند یه چیزی رو بخورند که مریض‌شون کنه، این نژادپرستی نهادیه! اگه آمریکا یا اروپا بودم یک کانال اقوال‌الانعام…
یکی از وگان‌ها عکس یه گوریل رو گذاشته بود و نوشته بود «این فقط با خوردن گیاهان انقدر عضله درست کرده، پس ضعف بدنی رو برای ترک گوشت بهانه نکنید!».
وقتی وال گوژپشت با خوردن پلانکتون و کریل میتونه ۱۵۰ تن عضله بسازه و ۳۰ متر قد بکشه، یعنی کم‌کاری از ماست؟ میخواد یک میلیون سال اخیر تکامل گونه خودمون رو به خاطر یه پست اینستاگرام کنسل کنیم!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آمازون یه سرویسی راه انداخته بود به نام آمازون‌گو که میرفتی داخل فروشگاه، جنس رو برمیداشتی می‌اومدی بیرون، و دیگه نیازی به حساب کردن تو صندوق نداشت، چون پولش رو با اپ گوشیت پرداخت می‌کردی. تبلیغ این سرویس رو برداشته با غارتگری‌های اخیر آفریقای جنوبی میکس کرده و چیز خیلی خوبی دراومده.

#لبخند_شبانه
حتی از یک نفر از آدم‌هایی که در بیست سال گذشته نوشته‌های من رو خوندن، هیچوقت نخواستم که بیان نوشته‌های من رو بخونند. حتی یک نفر.
من اتاق شما رو بهم نریختم. من بیست ساله دارم اتاق خودم رو بهم می‌ریزم. شما خودتون لای در رو باز کردید که تماشا کنید. هروقت هم که اراده کنید می‌تونید در رو ببندید.
No pain, No gain!

جوانان امروزی چنان این عبارت رو بلعیده‌اند انگار هیچوقت در فارسی «نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود» نداشتیم. اما عیب نداره. انگلیسی‌پسندی هورمونی هم دوره‌ای داره که انشاء‌الله با افزایش سن، کمرنگ میشه.
اون چیزی که می‌تونه عیب داشته باشه زیادی جدی گرفتن مفهومشه، چنانچه تصور بشه این خود رنجه که گنج‌سازه!

قرآن رویکرد جالب‌تری داره نسبت به رنج و زحمت. در سوره طلاق میگه سیجعل‌الله بعد عسرا یسرا. خدا بعد از سختی، آسودگی و راحتی قرار خواهد داد. اون آیه درباره تأمین مالی همسره. یعنی همیشه قرار نیست فقیر بمونید. همون چیزی که پدر مادرها به جوان‌ها میگن: اولش سخته! اینجا کلمه عسر یعنی هر عسری. و این یک سیکل جاری در زندگیست که فرو میری تو رنج، بعد درمیای، و دوباره فرو میری تو یه رنج دیگه. قرار نیست ازین سیکل جاری، چیزی استخراج بشه. قراره فقط عبور کنی. خیلی‌ها فکر می‌کنند این عبورهای مکرر چیزی بشون اضافه کرده و می‌کنه. مثل اینه که بگی من انقدر هزاربار طلوع آفتاب رو دیدم! خب دیدی که دیدی. طبیعت همینه که ببینی.

اما تو سوره شرح، همین جمله رو میاره ولی نمیگه «بعد از». بلکه از کلمه «مع» استفاده می‌کنه، یعنی همراه با. یعنی آسودگی، همراه با رنجه. کدوم رنج؟ نه هر رنجی. بلکه اونی که توی پیامبر درگیرش بودی: رنج مسئولیت! تو آیه‌های قبلش میگه زیر این بار، کمرت تا شده بود، اما دلت رو گنده کردیم، و دوباره سرپا شدی. اینجوری نبود که رنج بکشی، بعد بگیم به پاداش این رنج، بیا این قلب گنده رو تحویل بگیر! میگه اگه نمیخواستم بت این قلب گنده رو بدم، همون زیر انقدر خم میشدی که به فاک بری.‌ یعنی من دارم این یسرا رو بت میدم، فکر نکن از عسرا که تحمل کردی حاصل شده. من بودم که حال کردم سرپات کنم. یعنی گنج از منه، نه از زحمت تو. رنج تو اهمیتی برای هستی نداره. ارج توعه که اهمیت داره. و ارج و منزلتت لزوما با زحمت بدست نمیاد. با دانستن به دست میاد. تو یه چیزایی می‌دونستی، که لطف من به خودت رو فعال کردی. اگه نمی‌دونستی، میذاشتم اون زیر له بشی.
5
این بیشتر مربوط به ایرانه. به خاطر از زیر بار مسئولیت فرار کردن آخوندهای حکومتی ازینکه هیچ سیستم عاملی برای مملکت‌داری نداشتند و ندارند و سرپوش گذاشتن روی بدتر شدن همه شاخص‌های اقتصادی و اجتماعی.
ولی اینکه «زحمت نکشی به جایی نمیرسی» در غرب و مخصوصا آمریکا، یک پروپاگاندای رایجه. دوگانه تنبل‌ها-کارآفرین‌ها یک دوگانه قلابی شده تقریبا. ما الان یک دو گانه دیگه داریم اونجا: کارآفرینانی که اولش کارآفرینند اما بعد راه سوار شدن بر قدرت یا امکانات دولت رو یاد می‌گیرن و ازش ارتزاق می‌کنند، که نتیجه‌ش میشه میلیاردرهایی که با حباب‌های بازار پولدار شدن، و طبقه متوسطی که میفهمن با کار کردن نمیشه پولدار شد و به تدریج متمایل میشن به مفت‌خوری و از همون دولتی که به میلیاردرها حال میده توقع می‌برند که به اون‌ها هم حال بده.
این موجود، وقتی پلیس فرانسه چشم معترض رو کور کرد نگفت «وقتی شما مخالف‌تان را در توعیتر بلاک می‌کنید از پلیس فرانسه چه انتظاری می‌رود که معترض را کور نکند؟ مگر بلاک کردن همان کور کردن دیگری نیست؟». سرکوب ایرانی رو محصول خلق و خوی بومی ایرانیان میدونه. یک مشکل لوکال! اما سرکوب فرانسوی رو محصول نئولیبرالیسم و گلوبالیسم ماکرون!

اما تناقض‌های شخصی زیاد مهم نیستند‌. مهم کلیت این مغلطه‌ست که این روزها رایج هم هست، و میشه اسمش رو گذاشت «بسطِ غیرطبیعیِ تقابلِ طبیعی». اگه در یک سالن تئاتر ناگهان نعره بزنید «عرررر»، ممکنه یک نفر دیگه تو همون جمع بلافاصله نعره بزنه «زهرمار» و همه بخندند. واکنش طبیعی به اون رفتار، میتونه خیلی چیزها باشه، و یکی ازون چیزها، نعره زهرماره. شما که گفتید عر، نمی‌تونید دلخور باشید که چرا بتون گفتند زهرمار. چون اون زهرمار رو عر خودتون تولید کرده.

اصغر فرهادی یک پابلیک فیگوره، که منافع مادی و شهرتش رو از پابلیک بودن گرفته. در واقع یک عرضه‌کننده داریم، که داره از مردم توجه، جدی‌گرفته‌شدن، و احترام، و پول میخواد؛ و یک مشتری که مردم هستند، و مختارند این‌ها رو بش بدهند یا ندهند. مردم هم معمولا در قبال تقدیم این‌ها به اون فرد، یک توقعاتی دارند. مثل توقع «حساس بودن به وضعیت مملکت». اگه توقع مشتریان تأمین نشد، می‌تونند به عرضه‌کننده بگن برو گمشو! این یک تقابل طبیعیه. کسی که میخواد زهرمار نشنوه، بهتره عر نزنه.

اما حتی اگه این پیشفرض ابلهانه و پفیوزانه رو بپذیریم که گلوله، امتداد تکامل‌یافته توعیت توهین‌آمیزه! باز هم مشکل این مغلطه حل نمیشه. توجه، جدی گرفته شدن، و احترام، و پول درآوردن از فیلمسازی، حق اصغر فرهادی نیست، که بعد کسی بخواد ازش سلب کنه. توهین‌کننده، حق‌خوری انجام نمیده. و این رابطه هیچ نسبتی با رابطه مردم و حکومت نداره. آزادی بیان، آزادی ایجاد تجمع و ائتلاف، مالکیت.. این‌ها حقوق مردم هستند که حکومت ازشون سلب کرده. اصغرفرهادی هیچ طلبی از ما نداره، ما هم هیچ بدهی بش نداریم. اما دولت خیلی چیزها به ما بدهکاره. گلوله حکومت به سمت معترض، سرکوب طلبکار توسط بدهکاره. اما توهین به فرهادی، واکنش طبیعی به کسیه که مایله چیزی که میخواد رو واریز کنیم و چیزی که میخوایم رو تحویل نده.


https://news.1rj.ru/str/AnimalsQuotes/1589
پذیرفتن تزریق واکسنی که هیچ نوع اطلاعاتی ازش موجود نیست و توسط هیچ گروه غیرمنتفعی آزمایش نشده، مثل این نیست که تو خیابون یک غریبه رهگذر بت بگه دهنت رو باز کن یه چیزی بذارم توش، و باز کنی که بذاره؟ آیا همه توافق ندارند که کسی که در چنین موقعیتی دهانش رو باز کنه یک احمقه؟ پس آیا احمق دانستن میلیون‌ها ایرانی، اهانت به جامعه‌ست؟
دولت چین وایت‌پیپر یوآن دیجیتال رو منتشر کرد و هیچ‌چیز غیرمنتظره‌ای توش نبود. اما ادبیات به کار رفته در متن، خنده‌دار بود. گویی که می‌خواسته‌اند دل همه رو راضی کنند: یوآن دیجیتال ارزی خواهد بود غیرمتمرکز، با مدیریت متمرکز! یوآن دیجیتال ارزی خواهد بود که حریم خصوصی مردم را حفظ کند، و در عین حال مبتنی بر شبکه‌ای شفاف خواهد بود!.. یعنی مصداق خواستن خر و خرما. البته در این مورد خاص: «وعده‌»ی خر و خرما.

آدم وقتی این رفتارها رو می‌بینه بیشتر نسبت به آینده نگران میشه. چون مثل اینه که یک رفتار بچه‌گانه و بی‌معنی از راننده اتوبوس ببینی. مثل اون کاربر ارزشی توعیتر که متعجب بود دستگاه‌های نظام ضداطلاعات و فیک‌نیوز رو با چه هدفی منتشر می‌کنند و مخاطبش کیه؟ چون «اسراییلی‌ها که می‌دونند واقعیت چیه، براندازها هم که حرف نظام رو قبول نمی‌کنند، پس فقط میمونیم ما!». اینجا هم مبهمه که مخاطب وایت‌پیپر کیست. جامعه رمزارز که به این وعده‌های خر و خرما می‌خندند، بانک‌ها هم که فقط قسمت خرماش رو باور می‌کنند، پس نقش اون خر چی بود؟ قراره کارمندان خود دولت گول بخورند؟

واقعا در موقعیت عجیب و نسبتا مضحکی قرار گرفتیم. یک دولت قاعدتا وقتی دستپاچه میشه که رقیبی در افق می‌بینه. ولی در عمل که هنوز رقیبی ایجاد نشده. بیت‌کوین که نه جای طلا رو گرفته و نه جای یوآن رو و نه جای دلار رو. و به دلایلی که در ذات بیت‌کوینه، ممکنه هیچ‌وقت جای این‌ها رو نگیره. دم و دستگاهش هم که از چین جمع شد و مردم در حال استخراجش نیستند. پس این نگرانی و دستپاچگی که بعد منجر به این تناقض‌گویی‌ها بشه برای چیه؟

میلیاردها نفر در دنیا دارند زندگی می‌کنند که اگه بشون بگم دولت چین با همه دکتر مهندس‌هایی که در اختیار داره، نمیدونه داره چیکار می‌کنه، باور نمی‌کنند! مشایی یه زمانی گفته بود اگه به مردم بگیم رهبر درگیر چه کارهایی شده، شوک روانی به جامعه وارد خواهد شد. یه همچین حالتی هم در مورد دولت‌ها برقراره‌. اگه معلوم بشه دولت‌ها و دولتی‌ها، چه نفهم‌هایی هستند، ممکنه مردم دچار پنیک عصبی بشن.
این سوال‌تون بی‌معنیه، ولی به شما نمیشه خرده گرفت وقتی این حرف‌ها مدام در رسانه‌ها تکرار میشه. یوآن دیجیتال، همون یوآنه. و لازم نیست موفق باشه، چون یوآن در کاری که باید انجام بده موفقه همین الانش. بنابراین وضعیت دلار در برابر یوآن دیجیتال، همین وضعیتی خواهد بود که الان در برابر یوآن داره.
ممکنه بپرسید اگه اینطوره پس مگه مرض دارند؟ مرض که دارند، ولی موضوع اینه که هم میخوان پول خصوصی رو سرکوب کنند، و هم می‌دونند که در جامعه تقاضا برای پول خصوصی، و کیفیات جدیدی که فراهم کرده، ایجاد شده که دیگه قابل نادیده‌گرفتن نیست. بنابراین میاد میگه غیرمتمرکز میخواستی؟ بیا اینم یوآن الکی غیرمتمرکز! انگار بخوای بچه رو خر کنی که چیزی که میخواست و ازش گرفتی رو فراموش کنه.
Anarchonomy
این سوال‌تون بی‌معنیه، ولی به شما نمیشه خرده گرفت وقتی این حرف‌ها مدام در رسانه‌ها تکرار میشه. یوآن دیجیتال، همون یوآنه. و لازم نیست موفق باشه، چون یوآن در کاری که باید انجام بده موفقه همین الانش. بنابراین وضعیت دلار در برابر یوآن دیجیتال، همین وضعیتی خواهد…
اگه بخوایم عمیق‌تر بشیم در مشکل، باید گفت توتالیتریسم نوعی بلاهت در خودش نهادینه می‌کنه، چون حفظ تمامیت‌ نیاز به انقباض داره. یعنی دقیقا به همون دلیلی که تمامیت رو میخواد، نمیتونه یه جاهایی رو شل کنه تا کل سیستم بسط پیدا کنه، حتی با اینکه بسط یافتنش نفع بیشتری براش داشته باشه. مثلا اگر همین حکومت ما، با همه وضعیت اسف‌بارش، اجازه ظهور و بروز بخش خصوصی و رقابت آزاد در صنایع نظامی رو میداد، الان قدرت سخت بیشتری داشت. اما نمیتونه شل کنه. به همین ترتیب دولت چین اگه در حوزه مالی و پولی، شل می‌کرد و از انحصار خودش صرفنظر کرده و اجازه میداد همه رمزارزها وارد بشن، خود همین دولت چین، کشور قوی‌تری تحویل می‌گرفت. اما نمیتونه. و این رو میشه پارادوکس توتالیتریسم دونست: برای حداکثری کردن قدرت باید تمامیت‌خواه بود، و باید از تمامیت‌خواهی عقب‌نشینی کرد تا به قدرت حداکثری رسید.
یک آدم متبحری هست در حوزه فاینانس و بازارهای مالی، که رمزارزها رو میشوره میذاره کنار. دنبالش می‌کردم تا بیشتر یاد بگیرم. اما می‌دونستم داره یه چیزی رو نمیگه. یا عمدی، یا از روی نادانی. الان یه مطلب دیدم که خود این آدم رو شسته گذاشته کنار! و نشون میده که شیشه خورده داره، و گاهی هدفش گمراه کردن کسانیه که به اندازه خودش مطلع نیستند. یعنی سنسور شارلاتان‌یابم داره خوب کار می‌کنه، اما بیشتر حالت غریزی پیدا کرده. باید یکی که دقتش بیشتره بم نشون بده که کجا شیشه خورده داشته.

فقط همین رو بگم که اوضاع خیلی خیته. بیشتر مردم که سرشون تو زندگی روزمرشونه نه سنسور من رو دارند، نه علم و دقت نویسنده اون مطلب رو، و اینکه بتونند تشخیص بدن افراد مطلع و «حرفه‌ای»، چطور دارند گمراه‌شون می‌کنند داره به سمت غیرممکن میل می‌کنه. چند روز پیش وقتی از فروشگاه اومدم بیرون فاکتور رو نگاه کردم و دیدم یک قلم رو جا انداخته و وارد نکرده. برگشتم و گفتم پول یکیش رو نگرفتی. کارگر صندوق گفت: «چی؟ یعنی هنوز ازینجور آدم‌ها پیدا میشه؟ داداش خیلی از خودت محافظت کن، دیگه نیست مثل تو!». حتی ساده‌ترین رفتار درست، تعجب برانگیز شده. قیافه‌ش طوری بود که انگار داشت می‌گفت باشه الان وارد می‌کنم بذار یکم تعجب کنم ازت بعد!
به عنوان کسی که داره هرروز کلی مطلب میخونه از آدم‌های حرفه‌ای، می‌تونم بگم اگه یکی‌شون طوری مفهوم رو برسونه که قصد گمراه‌سازی توش نباشه، به اندازه اون کارگر صندوق تعجب خواهم کرد.
با اینکه یکی از بزرگترین ذخایر نفت دنیا رو داریم در بین تولیدکنندگان نفت عددی نیستیم. اما در بیت‌کوین جزء کشورهای مطرح هستیم!
بیشتر کسانی که پیشنهاد میدن محلی در شهرها تعبیه بشه برای تظاهرات، یک مشت پفیوز سیاسی هستند و حرجی بشون نیست. اما تعدادی ازین‌ها به خاطر عدم شناخت یا شناخت غلط از بافت جامعه اروپا چنین حرفی می‌زنند. چون شناخت‌شون از تصاویر اخبار تلویزیونی حاصل شده، که یه قسمت عمده اون تصاویر مربوط به تظاهرات و اعتصابات آرام و «سیویل» اروپایی‌ها بوده که بیشتر به پیاده‌روی‌های خانوادگی ما که شهرداری‌ها ترتیب می‌دادند شبیهند (البته با این تفاوت که رنگ غالب پیاده‌روی ما مشکیه و برای اون‌ها دریایی از رنگ در کاره). و سپس نتیجه گرفتند درستش اینجوریه دیگه. مجوز می‌گیری، پلاکارد با فونت‌های شاد درست می‌کنی، و میای خیابون، و از یک سمتش حرکت می‌کنی که ماشین‌ها از سمت دیگه بتونند به ترددشون ادامه بدن!
اما این تیپ از راهپیمایی، مربوط به کل جامعه نمی‌شد. مربوط به بخشی از طبقه متوسط اروپایی می‌شد. در اوج کرونا همینجا نوشتم که این ویروس دو شقه بودن جامعه رو برملا کرد: کسانی که مجبورند کار کنند، و کسانی که لازم نیست کار کنند (نه که لزوما ثروتمند باشند و نیازی به درآمد نداشته باشند، بلکه اگه کار نکنند هم درآمدشون محفوظ خواهد بود). البته این بهیچوجه اکتشاف من نبود. از چند سال پیش، یعنی بعد از بحران مالی و قبل از کرونا، بعضی جامعه‌شناسان و برخی روشنفکران اروپایی صحبت‌هایی می‌کردند ازینکه طبقه متوسط ما دو شقه شده، که اگه به فارسی خودمونی ترجمه‌ش کنیم میشه بشون گفت طبقه متوسط علیا و طبقه متوسط سفلی!
متوسط علیا کسانی هستند که به نحوی به دولت وصل یا وابسته هستند. دولت، یا نهادهای زیرمجموعه دولت، یا نهادهای تحت حمایت دولت، ضمن حفظ امنیت شغلی این‌ها، از قدرت خریدشون هم در برابر تورم و تنش‌های اقتصادی حفاظت می‌کنند. چه کسانی به این طبقه تعلق دارند؟ کارمندان، معلمان، اساتید دانشگاه‌ها، محققان و دانشمندان، هنرمندان، روزنامه‌نگاران و اهالی مطبوعات و رسانه، پرستاران و پزشکان، پرسنل آسایشگاه‌ها و مهدکودک‌ها، پلیس‌ها، کادر اورژانس و امداد و آتش‌نشانی، اکتیویست‌های ان‌جی‌اوها، بخشی از سرمایه‌گذاران خرد بازار سرمایه، و شاغلانی از بخش خصوصی که به علت زیرساختی بودن شغل‌شون برای دولت منزلت ویژه‌ای دارند، مثل خلبان‌ها، رانندگان قطارها و اتوبوس‌ها، مهندسان پالایشگاه‌ها و نیروگاه‌ها. این همون‌هایی هستند که می‌تونند خیلی آرام و بانشاط و «قانونی» تظاهرات کنند، چون لیست مطالبات‌شون خیلی سریع و مستقیم روی میز اهالی قدرت و نظام بروکراسی قرار داده میشه. بیشتر اتحادیه‌ها و سندیکاها هم بیشتر به این قشر متعهدند، و بارها از اخبار دیدید که مثلا چه بلوایی راه میندازن وقتی یکم به خلبان‌ها بد میگذره!
متوسط علیا به خاطر تضمین‌های بیشتری که داره، میتونه تا حد زیادی خودش رو از دنیای واقعی ایزوله نگه داره. دقیقا این‌ها هستند که هرروز پا میشن یه تز جدید درباره انرژی میدن، یا درباره محیط‌زیست، یا درباره وضع قوانین بیشتر، یا درباره جنسیت، یا درباره نژادپرستی و بقیه مسائل فرهنگی. چون هم فراغت اینکه در زندگی دیگران دخالت کنند رو پیدا کرده‌اند، و هم اینکه هزینه‌ تزهایی که ارائه میدن رو خودشون نخواهند داد. مثلا اگر هل دادن کشور به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر، قیمت انرژی رو بالاتر ببره، مشکلی نخواهند داشت، چون قدرت خریدشون قراره به همون نسبت بالا بره.
متوسط سفلی، صاحبان مشاغل کوچک هستند، و کارآفرین‌هایی که کارمند یا کارگر کسی نیستند، یا صاحبان مهارت‌ که کارگر بیزینس‌های کوچک هستند. مثل بقالی‌ها، نانوایی‌ها، رستوران‌دارها، تعمیرکارها، کفاش‌ها، نصاب‌ها، مربیان خصوصی، شرکت‌های استارت‌آپ یا محلی. این‌ها تحت هر شرایطی، روی پای خودشون هستند و هیچ بادی‌گاردی ندارند. حالا اون شرایط میخواد تورم باشه، یا رکود، یا بحران اقتصادی، یا قرنطینه کرونایی! بیشتر هزینه‌های تحمیلی سیاست‌های اتخاذشده توسط دولت مرکزی یا دولت محلی هم به این‌ها تحمیل میشه.
تظاهرات و اعتراضات این قشره که زیاد گل منگلی نیست، و با خشونت همراهه، و توش پرتاب سنگ هست، مشت و لگد هست، گاز اشک‌آور هم هست. اخیرا، این سبک از تظاهراته که بیشتر شده، چون از هر زمانی بیشتر تحت فشار قرار گرفته.

من تعبیر خودم رو ترجیح میدم، چون برچسب‌های طبقاتی مرزهای سفتی متصور میشه، که در دنیای واقعی اونقدرها هم سفت نیست‌. کسی که لازم نیست کار کنه، ممکنه به موقعیتی که کار کردن ضروریه تنزل کنه بدون اینکه به نظر بیاد سقوط طبقاتی کرده باشه.

کسی که از یه خوزستانی که نه آب برای خوردن خودش داره نه برای دامش، انتظار داره پلاکارد صورتی بگیره دستش و بیاد یه گوشه خیابون وایسه و سوت بزنه و هیچ وضعیت فوق‌العاده‌ای برای شهر پیش نیاد، پرت‌تر ازین حرف‌هاست که حتی بدونه چه خبره، چه برسه به اینکه بخواد تعیین کنه روش درست اعتراض چیه. تنها کسی که تعیین می‌کنه روش اعتراض چی باشه، خود معترضه.
آزمایش سی‌وی‌ان‌تی، آزمایشگاه با سطح ایمنی بیولوژیک سطح ۳ میخواد، چون با ویروس زنده که امکان جهش داره سر و کار داره. تو کل کشور کلا دو تا لابراتوار سطح ۳ داریم، یکیش واسه وزارت دفاعه، و یکیش برای وزارت بهداشت، که با عجله و «جهادی» احداث شدن و فقط خدا میدونه استانداردها رعایت شدن یا نه. اما مسئله کلان‌تر، همون نگاه جهان‌سومی به پیشرفته. وقتی سعید نمکی گفت زیباکلام اطلاع نداره در داروسازی به کجا رسیدیم، منظورش اینه که زیباکلام ندیده چه سوله‌هایی ساختیم و چه دستگاه‌های خفنی که روش نوشته
Made in Netherlands

نصب کردیم توشون. انگار کسی انکار کرده بوده که اگه پول یامفت موجود باشه، هر خریدی میشه انجام داد. اما این پول‌های یامفت رو دولت چین، و ارباب شمالی! خیلی بیشتر داشتند و دارند، و خریدهای خیلی بهتری می‌تونند انجام بدن. اما نتیجه چی بود؟ ویروس از آزمایشگاه فرار کرد، و واکسنی هم که ساختند حداقل افکت رو داشت‌! اون سیستم فکری رفیق‌دوست که بریم تو بازار ببینیم اسلحه جدید مدید چی هست بخریم بیاریم ابرقدرت رو به زانو دربیاریم، هنوز پابرجاست، ولی به حوزه‌های غیرنظامی هم وارد شده. توسعه جهان‌سومی فاکتور خرید محور! بدون زیرساخت فرهنگی، بدون زیرساخت آموزشی کارآمد، بدون رقابت آزاد، بدون شفافیت، بدون آینده‌نگری، بدون پاسخگویی، و در یک کلام بدون اندیشه! ایران‌مال‌هایی زیر سوله‌های آبی.



https://news.1rj.ru/str/AnimalsQuotes/1595