Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
مسجد ما یه هیئتی داشت که وقتی عاشورا تموم می‌شد، کارش تموم نمی‌شد. یه جورایی کارش تازه شروع می‌شد. این‌ها در طول کل سال، هر صبح جمعه تو خونه یکی از پیرمردهای هیئت جمع میشدن و روضه و سینه‌زنی و این بساط رو برپا می‌کردند. میزبان هم یه صبحانه مختصری بشون میداد. یه تابلو سیار هم داشتند ازینا که توش مهتابی داشت و مثل تابلوی دکترها بود. میذاشتن دم در که یعنی اینجا مجلس عزاست. و جالب بود که کسی نمی‌دزدیدش. البته مثل تابلوی دکترها سفید نبود، سبز بود. همیشه از خودم می‌پرسیدم اینا چه مرگشونه؟ کی کله صبح جمعه که همه خوابند پا میشه میره بشینه تو خونه مردم گریه کنه؟ بعضی‌ها کله صبح جمعه، که همه خوابند، پا میشن با دوستان‌شون میرن کوه! که البته اونم به نظرم یک جور اختلال ذهنی بود. اما حداقل می‌تونستم بفهمم که کوهنوردی حس شادابی و سرزندگی به آدم میده، و ازین تیپ پیام‌های سلامت کلیشه‌ای که الان تو اینستاگرام پره (اون موقع این کلیشه‌ها رو فقط از دهان آدمای لاغری که شلوار استتار نظامی می‌پوشیدن و میرفتن کوه، میشنیدی. اینایی که اصلا قوز ندارند و پشت‌شون عین تخته‌ست و تو ظرف‌های کثیف کوهنوردی غذا میخورن که به نظر برسه خیلی با طبیعت خو گرفتن). هیچ‌جوری نمی‌تونستم درک کنم کله صبح روضه گوش دادن چه نسبتی میتونه داشته باشه با کوهنوردی‌. این عادت مذهبی شبیه یه جور سایکوپتی پسیو بود. نوعی جامعه‌ستیزی بی‌آزار. بدون اینکه مزاحمتی برای کسی داشته باشند، داشتند خلاف کاری که همه انجام میدادند رو انجام میدادند. پنج‌شنبه شب که مردها از فرصت آخر هفته استفاده می‌کردند برای بیرون رفتن با زن و بچه‌شون، اینا می‌اومدن می‌نشستن تو مجلس دعای کمیل! و وقتی صبح جمعه که همه از فرصت تعطیلی استفاده می‌کنند برای جبران کمبود خواب هفتگی، اینا با میل‌شون به خوابیدن، لج می‌کردند!
بعدها که خودم صبح‌های پنج‌شنبه پا میشدم میرفتم برای زیارت عاشورا تا حدی درکش کردم. البته اونجایی که میرفتم صبحانه تخم‌مرغ میدادن همراه با شیر داغ. مطمئن نیستم کشش اون صبحانه مفت و جمعی بود که صبح پنج‌شنبه بلندم می‌کرد یا خود زیارت عاشورا. اما مطمئنم صمیمیت اون جمع چهل پنجاه نفره همیشگی دور سفره، تأثیر داشت. فکر می‌کنم خودمون هم ته ذهن‌مون حس می‌کردیم که اسگلیم، ولی ازین اسگل بودن راضی بودیم. چون حس خوبی بمون میداد. اینکه وقتی می‌اومدم بیرون حالم بهتر بود رو نمی‌تونم هیچوقت انکار کنم. محرک این حال خوب، نفرین دوباره ابن‌زیاد نبود قطعا.
اما الان همه‌چی خیلی عوض شده. در اون دوران نه تنها زیارت عاشورا، و نه تنها روضه و عزا، بلکه حتی دعای کمیل خانگی هم داشتیم. در یک دوره‌ای انقدر زیاد بود که من از سر کنجکاوی که دکوراسیون خونه مردم چجوریه تو همه کمیل‌های خونگی شرکت می‌کردم (هیچوقت فضول نبودم‌. از همون بچگی دلم میخواست بی‌واسطه مردم رو کشف کنم). اما الان اثری ازون برو بیاها نیست.
یا یه چیزی کم اومده یا حذف شده، یا از اول اون خل‌بازی معادل خل‌بازی کوهنوردان نبوده. چون داریم می‌بینیم کوهنوردهایی که اون روزها میرفتن کوه، هنوز دارن میرن. ولی اونایی که شب‌ جمعه میرفتن کمیل و صبحش میرفتن روضه، معلوم نیست کجا رفتن.
2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
میگن این فیلادلفیاست.
این بلاییه که هروئین سر آدم میاره.
خندیدن به فلاکت آدم‌ها کار درستی نیست.
ولی این یکی از خنده‌دارترین کلیپ‌هایی بوده که تا حالا دیدم.
2
با اینهمه ثروت، هزار دلار هم خرج سیستم ایمنیش نکرد.
من ازون پوزیتیویست‌هایی نیستم که فکر می‌کنند به اندازه کافی پیشرفت کرده‌ایم که همه بتونند ۱۲۰ سال عمر کنند. من ازونایی‌ام که پریشانی رو نادیده نمی‌گیرند. این زندگی‌های پر از پول و خالی از توجه، پریشانی‌اند. همه جا پر شده از آدم‌های بی‌توجه. بی‌توجه به خود، بی‌توجه به اطراف، بی‌توجه به محیط، به دنیا، به آسمان.
2
Anarchonomy
با اینهمه ثروت، هزار دلار هم خرج سیستم ایمنیش نکرد. من ازون پوزیتیویست‌هایی نیستم که فکر می‌کنند به اندازه کافی پیشرفت کرده‌ایم که همه بتونند ۱۲۰ سال عمر کنند. من ازونایی‌ام که پریشانی رو نادیده نمی‌گیرند. این زندگی‌های پر از پول و خالی از توجه، پریشانی‌اند.…
در پنجشیر مردن بهتر از از کرونا مردن است. اون موقع که مسئله مقاومت پنجشیر مطرح نبود نوشتم اگه افغان بودم، و طالبان داشت می‌اومد، ترجیح میدادم بجنگم و بمیرم، حتی اگه خانواده‌م تصمیم بگیرند فرار کنند، و درک می‌کنم اگه فرار کنند (سرچ کنید پیدا می‌کنید اون پست رو). اگه به خاطر کرونا در آستانه مرگ قرار گرفتم ممکن نیست با خودم بگم «آخیش.. چه خوب دارم میمیرم». چون در آستانه مرگ بودن رو به صورت کاملا فیزیکی و بیولوژیک تجربه کرده‌ام و می‌دونم اگه هشیاری آدم سر جاش باشه، درد روانیش خیلی بیشتر از درد جسمانیشه. حتی اگه با ورق حلبی در حال بریدن گلوت باشند. من نمی‌تونم مثل مردم عادی خودم رو گول بزنم و به چیپ بودن احتمالی مرگم فکر نکنم. من اگه ببینم با هزاران میلیارد تومن ثروت دارم با کرونا میمیرم، اول دق می‌کنم، بعد با کرونا میمیرم.
غیر از اقلیتی بسیار بسیار انگشت شمار، همه مردم موقع مرگ عین سگ پشیمونند. و علم به این مسئله انقدر مهیبه که معلوم نیست زنده‌ها چرا بش فکر نمی‌کنند.
5
روس‌ها وقتی وارد برلین شدند با چنین صحنه‌هایی مواجه شدند. زن‌هایی که نشسته بودند روی نیمکت، و خودکشی کرده بودند. چون آلمان باخت. چون «پیشوا» نتونست کاری بکنه. نمی‌خواستند چنین واقعیتی رو ببینند‌. اون زن چی به خودش گفته در آخرین لحظه؟ تقدم و تأخر اصلا مهم نیست. اون افسر روس که ایستاده هم خیلی زنده نمونده. مهم اینه که هرکس چی میگه به خودش.
چی داری بگی به خودت؟
4
پنجشیر همان فلسطین نبود. حداقل نه برای من‌. چون من مبتلا به «نگاه بالکنی» نیستم. چه از نوع مذهبی-عدالت‌طلبانه‌ش، و چه از نوع اروپایی-روشنفکرانه. جنگجوی پنجشیری برای من قابل احترام نیست. برای من حسرت برانگیزه. چون میراث‌دار بدویتی بود که بش امکان داد کیفیت زندگی و کیفیت مرگ خودش رو تنظیم کنه. چیزی که ما شهری‌ها بویی ازش نبردیم و حتی نمی‌فهمیم فقدان این حریت، چه فلاکت ترحم‌برانگیزیه. ما بدبخت‌هایی هستیم که استرس هزینه قبر، فشار بیشتری بمون وارد میکنه تا علت قرار گرفتن در قبر!
ایرانی تیپیکال اما موقتا دلسوز پنجشیر شد چون دلش میخواست ببینه یکی، از همون بلایی که سر ما اومد، سر سالم بیرون درمیاره‌. مثل آپارتمان‌نشین اسیری که در بالکن می‌نشینه و ازون بالا دعوایی که در کوچه جریان داره رو تماشا می‌کنه و ترجیح میده ضعیف‌تر برنده بشه. دوست دارند ببینند با دقیقا همان ضعف‌هایی که ما داریم، میشه در برابر انواع جمهوری‌های اسلامی ایستاد و برنده شد.
بالکن‌نشین اروپایی البته منظره دیگه‌ای داره. اون دوست داره ببینه متحدان امپریالیسم آمریکایی از ضعیف‌ها ضربه میخورند و ثابت بشه اتحادشون با آمریکا و غرب به هیچ دردی نمیخوره‌. از جنگ جهانی دوم به این طرف دنبال دیدن این معجزه‌ست‌. معجزه‌ی بدردنخور شدن حمایت قدرتی که هژمونی دارد! براش فرقی نداره یهودیان ارتودکس ازین حمایت بهره‌مند شده باشند، یا جهادی‌های پشتون!

فلسطینی‌ها مظلوم نبودند. ظالمی بودند که باختند. اول اون‌ها بودند که زمین‌ها رو بدون هیچ مدرکی از آن خودشون و پدران خودشون می‌دونستند. مسلمانان دنیا هم به اندازه کافی کور بودند که این واقعیت رو نبینند، و فقط یه گنبد طلایی رو ببینند. اما آیا بچه فلسطینی که امروز وسط این بدبختی به دنیا میاد، باید وارث گناهان پدرانش باشه؟ نه‌. اون داره بدون هیچ دلیلی تحت اسارت قرار می‌گیره. اما برای اینکه یک زندگی نرمال داشته باشه، همونقدری که باید از شر تکبر اسراییلی خلاص بشه، باید از شر توهم فلسطینی هم خلاص بشه. این اون چیزی نیست که اونایی که تو بالکن نشستن بخوان ببینند‌.
4
رفتار اردوغان با بچه رو دیده و میگه جای تعجب نداره، همه دیکتاتورها اینجوری‌اند!

این ادامه همون مغلطه قدیمی غربی‌هاست که دیکتاتوری رو یک عارضه روانی جا زد. بخشی از پروپاگاندای طرفداران دموکراسی در تمام هفتاد سال گذشته این بوده که: آدم سالم، دموکرات میشه، و آدم روانی، دیکتاتور! (البته این جوک مسخره در آمریکا چند قدم جلوتر هم رفته: هرکس حزب دموکرات رو قبول نداره دموکرات نیست، فاشیسته!). شاید یک سنت الهی بود که با دست خودشون کسی رو بذارن تو کاخ‌سفید که همه میدونند دختر بچه‌ها رو باید ازش دور نگه داشت!

دیکتاتورشیپ، یک از انواع سیاست دخالته. که میتونه در سر و سامان دادن به کشور، موفق عمل کنه، و میتونه شکست بخوره. و گرنه در اصل دخالت، فرقی با دموکراسی نداره. برای من اهمیتی نداره یک قلدر تصمیم گرفته باشه که بدون کارت واکسن نتونم مسافرت کنم، یا نمایندگانی که آراء مردمی رو بدست آوردن. در هر دو حالت، کسی غیر از خودم برام تصمیم گرفته. البته مزیت اینکه یک قلدر این کار رو کرده باشه اینه که میدونم دلم میخواد خرخره چه کسی را بجوم! اما در دموکراسی نمیدونم خرخره چه کسی را باید جوید.. چون میلیون‌ها نفر گناهکارند. که میتونند خواهر خودم باشند یا همسایه‌ام، یا دوستم یا همکارم.

رفتار بد با بچه ربطی به دیکتاتوری نداره. اون‌هایی که خانواده خوبی نداشته‌اند، رفتارشون با بچه‌ها هم زننده‌ست‌. اردوغان خانواده خوبی نداشته. همین.
3
آمریکایی‌ها با اینکه خودشون شاهد جنون دولت و پلیس‌شون در سرکوب‌های کرونایی هستند، سرکوبی که در استرالیا در حال اجراست براشون یک سوپرایز بود. حالا نگاه کنید جواب ترحم‌برانگیز یک استرالیایی به انتقادهای آمریکایی‌ها چیه: «شما درک نمی‌کنید.. ما هر سه سال می‌تونیم رأی بدیم و تصمیم بگیریم از مسئولان‌مون راضی هستیم و بذاریم بمونند یا راضی نیستیم و بذاریم‌شون کنار». یعنی خودمون راضی‌ایم ازینکه رمان ۱۹۸۴ در کشورمون اجرا بشه! شما نگران ما نباشید.

انگار انتقاد آمریکایی‌ها این بوده که داعش به استرالیا مسلط شده! آمریکایی‌ها و ما می‌دونیم همه این‌ها با رأی خودتون بوده. آمار نظرسنجی‌هاتون به دست ما هم میرسه (خودمم هم یکیش رو گذاشتم تو کانالم). ما نگفتیم خاک بر سر دولت‌تون. ما داشتیم می‌گفتیم خاک بر سر مردم‌تون.
1
اکثریت قاطع بیت‌کوینی‌هایی که فالو می‌کنم مخالف پاسپورت واکسن هستند. و در این آیاتی‌ست برای آنان که می‌اندیشند.
1
۵ دسامبر سال ۲۰۰۰ دیلی میل تیتر زد «اینترنت شاید یک تب و تاب گذرا بوده، چون میلیون‌ها نفر بی‌خیالش شدند».

دارند درباره رمزارز و شبکه‌های غیرمتمرکز هم همین مهملات رو می‌بافند.
3
فقه هسته‌ای، فقه داروسازی، فقه کشتیرانی، فقه مسکن، فقه خودرو، فقه بتن، فقه آلیاژ، فقه فوتبال دستی، فقه بوتاکس، فقه لوله‌کشی، فقه پنچرگیری، فقه مبلمان، فقه ماشروم.
1
فریدمن می‌گفت تورم کار دولته، ولی تقصیر ما مردمه، چون ما به دولت میگیم برای ما خرج کن، و برای اینکه بتونی خرج کنی پول چاپ کن.
البته اون موقع که این رو می‌گفت شاید به ذهنش نمی‌رسید در سال ۲۰۲۱ ترازنامه چهار بانک مرکزی آمریکا، اروپا، ژاپن و چین به ۳۰ تریلیون دلار برسه! مردم با حرف‌های فریدمن نگاه‌شون رو تغییر نمیدن، و ندادند. رسم تاریخ این بوده که باید انقدر آسیب ببینند و انقدر له بشن که دیگه برای هر نوع بازگشتی دیر شده باشه، تا بفهمند که باید تغییر رویه بدن. درباره شیوه مملکت‌داری هم همینطوره. فرانسوی آزاد امروز، مدیون فرانسویان آزادی‌خواه دیروزه. داره از سرمایه میخوره. چوب بزدلی‌های فرانسوی‌های امروز رو هم نسل‌های بعدش خواهند خورد. این توهم که «آزادی رو تا اونجایی که بشه خرج امنیت می‌کنیم و هیچ ساید افکت ناجوری نخواهد داشت» باید در دنیای فیزیکی خرد بشه، و خواهد شد. ولی زمان میبره. ما به اندازه اون زمان، عمر نخواهیم کرد. ولی میتونیم آدم‌هایی که به این توهم کافرند رو تربیت کنیم، تا این کفر به نسل‌های بعد منتقل بشه.
1
ایهود اولمرت نوشته «مخلص آمریکا هم هستیم اما یه جوری منطقه ما رو ول کرده که الان روسیه همه‌کاره شده، پس از ما انتظار نداشته باشه رابطه با چین رو ول کنیم چون خاطر عزیزشون مکدر میشه! مطمئن نیستم خود آمریکایی‌ها فردا با چین آشتی کردن منافع ما رو لحاظ کنند ولی مطمئنم اگه چین رو پس بزنیم میزنه تو گوش‌مون».

فقط یه سیاستمدار اسراییلی میتونه انقدر صریح و شفاف باشه.
1
«ینی واکسن جلوی انتشار ویروس رو نمی‌گیره اما پاسپورتش می‌گیره؟»
1
درباره معماری شهری نوشته بود اگه یک شهرک مسکونی رو از صفر شروع کردید که بسازید، براش افسانه بسازید. نگید این پروژه به دست جناب آقای فلانی کلنگ‌زنی شد! مثلا بگید یه روزی یه مسافری داشت ازینجا رد می‌شد، یه کیف پول کهنه پیدا کرد. دنبال صاحبش گشت و فهمید یه نویسنده بوده، که چندسال قبل فوت شده، و در یکی از یادداشت‌هاش شهری رو توصیف کرده و اسمش رو فلان‌شهر گذاشته بوده. اینم تصمیم می‌گیره همونجا یه خونه بسازه. اگه این داستان واقعی باشه که چه بهتر، اما اگه ساختگی باشه هم عیبی نداره. برای تو که داری شهر رو میسازی یک قصه‌ست، برای نسل‌های بعدی اون شهر میشه بخشی از هویت شهرشون، و حتی هویت خودشون.

همن سیدی نوشته نجنگیدن افغان‌ها با طالبان مختص امروز نیست. اون‌ها در دهه نود هم در برابر طالبان اعتراض نکردند. به اشغال آمریکا هم اعتراض نکردند. به دولت فاسد آمریکانشانده هم اعتراض نکردند. فکر کنم نخواست حالت توهین‌آمیز پیدا کنه وگرنه می‌نوشت مردم افغان در برابر هرچیزی شل هستند و وقتی یک کشور همه‌چی رو شل بگیره، هر بلایی سرش میاد! (معادل همون چیزی که من گفتم: مردم افغانستان در هیچ چیز جدی نیستند). خب علتش اینه که هنوز خودشون رو به شکل یک ملت نمی‌بینند، که باید یک کارهایی رو به طور مشترک انجام بدن. اصلا معلوم نیست ذهنیت یک افغان رندوم، نسبت به مفهوم «منافع مشترک» چیست. یا اصلا ذهنیتی داره؟


برای ساخته شدن ملت هم باید داستان وجود داشته باشه. حماسی باشه یا تراژیک فرقی نداره. صد درصدش واقعی باشه یا نباشه مهم نیست. آغاز فهم منافع مشترک، میتونه از یک داستان مشترک شروع بشه. شاید داستان مقاومت کوتاه اما معنادار پنجشیر علیه همه بدخواهان افغانستان هم یه روزی تبدیل به بخشی از هویت این کشور شد. چیزی که بعدها خیلی لازم‌شون میشه.
1
جوزدگی نیست. تأخیره. برخی از ما از خیلی وقت پیش می‌دونستیم پاکستان چه شت‌هولی است، اما خیلی‌ها تازه دارند کشف می‌کنند.‌ چون علاقه‌ای به این موضوعات ندارند و آگاهی‌های پراکنده‌شون با اخبار پیش میره. که هرچند اینهمه تأخیر بی‌خسارت نیست، ولی بهتر ازینه که این بی‌اطلاعی ادامه پیدا کنه. اینکه به سرطان وخیمی به نام پاکستان بگیم کشوری با اشتراکات فراوان با ما ایرانیان! مثل اینه که در جنگ جهانی دوم به هلندی‌ها می‌گفتیم آلمانی‌ها پسرعموهای خودتون هستند، به سمت‌شون شلیک نکنید!
به تلخی این واقعیت واقفم ولی پاکستان نجات‌یافتنی نیست. و اتفاقا ارتشش هم این رو میدونه و هر کثافت‌کاری که انجام میده، به زعم خودش، برای به تأخیر انداختن یک فروپاشی حتمیه.

https://news.1rj.ru/str/nasserkaramii/3398
این مرحله که استرالیا توشه، برای مجلس شورای اسلامی ما هم قفله!
پیوستی کوچک به این پست مختصر و کامل:

پاکستان قوانین کارگر و کارفرما رو از قوانین انگلستان قرون وسطی برداشت کرده، با این تفاوت که هم بد برداشت کرده، و هم داره به بخش عمومی اعمالش می‌کنه، در حالی که قوانین انگلیسی مذکور محدود به بخش خصوصی بودند. در این سیستم، کارمندان نهادهای دولتی، به مثابه کلفت در نظر گرفته میشن! در گذشته این قانون برای این تنظیم شده بود که یک ارباب اگه میخواست مثلا شوفرش رو عوض کنه مشکلی نداشته باشه. اخراجش کنه و یکی دیگه رو بیاره. با اعمال چنین قانونی به نهادهای عمومی، استاد دانشگاه حکم شوفر ارباب رو پیدا می‌کنه، که یعنی قانون مملکت رسما هیچ حمایتی ازش نخواهد داشت، و اگه رییس خواست اخراجش کنه، نه تنها شکایتش رو تا دادگاه عالی نمیتونه ببره، بلکه در دادگاه محلی هم بررسی نمیشه.

آیا ما در ایران برای یک مثلا رفتگر که عملا کارگر دولته، حفاظ قانونی محکمی داریم؟ بهیچوجه. اینجا هم داره به بهانه «برون‌سپاری به بخش خصوصی» به خیلی‌ها اجحاف میشه. اما کانتکس‌ها مهمند. ما اینجا در طراحی ساختارهای اداری که به محض تأسیس در فساد فرو نروند، فشلیم. وگرنه با برون‌سپاری میشد وضع معیشتی کارمند رو بهتر هم کرد. اما در پاکستان، بی‌اعتنایی به انسان در همون مرحله قانونگذاری کلید میخوره! یعنی حتی قبل از رسیدن به مرحله فساد.

مردم ما از بس رخصت نداشته‌اند که اعتراض کنند، فکر می‌کنند هرکشوری که ملت اجازه تظاهرات دارند، آزادتر از ایرانه. اما این شاخص دقیقی نیست، و اتفاقا میتونه خیلی غلط انداز باشه‌. دانشجویان پاکستانی میتونند خیلی راحت به این ساختار حقوقی شرم‌آور اعتراض کنند (هرچند که تا الان نکردن)، اما اهمیتی نداره‌. چون حکومتی وجود نداره که بش پاسخگو باشه. فقط پست‌های حکومتی وجود داره‌. و صاحب پست میگه من کلفت میخوام، مایلی بیا کار کن، مایل نیستی نیا!

ما با انزجار از چنین مملکت متعفنی، هیچ چیز رو از دست نمیدیم.

https://news.1rj.ru/str/RezaNassaji/2361
یه جوری میگن بارداری ناخواسته رخ میده انگار یه سرطان پیشرفته‌ست که یهو ظهور می‌کنه! خب رخ بده.. نمی‌میرید که. خیلی راحت بیایید بگید اون چیزی که در شکمم قرار داره رو انسان نمی‌پندارم! خلاص. و گرنه کسی که انسان می‌پنداردش، نمیگه اوه مای گاد ناخواسته‌ست الان از بین میرم!
7
Anarchonomy
یه جوری میگن بارداری ناخواسته رخ میده انگار یه سرطان پیشرفته‌ست که یهو ظهور می‌کنه! خب رخ بده.. نمی‌میرید که. خیلی راحت بیایید بگید اون چیزی که در شکمم قرار داره رو انسان نمی‌پندارم! خلاص. و گرنه کسی که انسان می‌پنداردش، نمیگه اوه مای گاد ناخواسته‌ست الان…
حتی اگه اصلا مذهبی نیستید با سقط جنین مخالفت کنید. نگید بدن زنه به ما مربوط نیست. اون زمان که به کسی مربوط نبود خیلی وقته که گذشته. الان داخل یک جنگیم و وسط جنگ نمیتونی بگی من کاره‌ای نیستم! حتی اگه اصلا مذهبی نیستید باید نسبت به چپ‌ها فوبیا داشته باشید. چون این‌ها با آزادی و این مسائل متعالی کاری ندارند. این‌ها نیهیلیست‌های سادیستی هستند که از از بین رفتن تمدن انسانی لذت می‌برند. باید اینجوری بشون نگاه کنید تا علت رفتارهاشون رو درک کنید. اگر یک قدم به این‌ها اجازه پیشروی داده بشه، پنج قدم جلو میان. شما به قدم پنجم‌شون فکر کنید نه به قدم اول‌ و دوم‌شون. اگه امروز برای جنین نجنگیم، فردا باید برای نوزاد بجنگیم. مثل قاسم سلیمانی که گفت برای حرم می‌جنگیم ولی رفته بود اسد رو نجات بده، شما هم رحم زن رو حرم در نظر بگیرید و الکی بگید جنین از هفته فلان به بعد انسانه و ازین بحث‌های مذهبی، اما به هفته‌ش و شرعش اهمیتی ندید ‌و جلوی چپ رو هرجا که بود بگیرید.
🤔7