معمولا درباره #استفراغات_معماران مینویسم، ولی باید از معدود کارهای مثبتشون هم نوشت. شرکت ساختمانی آسونوما ژاپن، ساختمان یکی از شعباتش رو که یکی ازین مزخرفات تمام شیشهای بود رو از بالا تا پایین کوبید و فقط اسکلت رو نگهداشت و بقیه رو از دم چوب کرد! نخالههایی که از تخریب در و دیوارها جمع شده بود رو هم بازیافت کرد.
هرچند نسخه جدید چوبی-بتنی هم از لحاظ دیزاین هیچ چیز چشمنوازی نداره، اما به مراتب ازون مکعب شیشهای-بتنی بیمعنی بهتر شده.
هرچند نسخه جدید چوبی-بتنی هم از لحاظ دیزاین هیچ چیز چشمنوازی نداره، اما به مراتب ازون مکعب شیشهای-بتنی بیمعنی بهتر شده.
❤2
من اینو تازه الان دیدم. استارتاپ بلکبرد دیروز ۱۰ میلیون دلار سرمایه جمع کرد تا سرویس مبتنی بر هوش مصنوعی خودش برای مبارزه با فیکنیوز رو ارائه کنه. پارسال یه گزارش کار شده در معرفی این شرکت. برای عکس گزارش دو تا اسکرینشات از توعیتر استفاده کردن که یکیش توعیت محمد مظفری خودمونه که به انگلیسی نوشته بود خامنهای عمدن داره ویروس رو پخش میکنه. یعنی اینو به عنوان نمونهای از فیکنیوز نشون داده! (که نه تنها نیوز نبود، بلکه تحلیل بود؛ بلکه تحلیل غلطی هم نبود).
این پدرسوختهها به زودی با همین هوش مصنوعی هر حرفی علیه جمهوری اسلامی رو سانسور خواهند کرد.
این پدرسوختهها به زودی با همین هوش مصنوعی هر حرفی علیه جمهوری اسلامی رو سانسور خواهند کرد.
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوره کرونا کشورهای غربی رو از لحاظ حکمرانی با سرعتی باورنکردنی شبیه جهانسوم کرد. دیگه یه چیزهایی ازشون دیده میشه که تو ایران و نیجریه و هند باید دیده میشد. اینکه موتور آلاینده باید ممنوع بشه یا نباشه، یه بحث دیگهست. اینکه عین سپاه پاسداران با لودر بیای از روشون رد بشی تا مالکانشون رو تحقیر کنی و ضرب شستی به بقیه شهروندان نشون بدی و بعد با ادبیات تهدیدآمیز حرف بزنی، صاف از دل خاورمیانه بیرون اومده.
❤2
وقتی به مردم میگفتیم هدف اینا حذف کامل پول کاغذیه و اگه این اتفاق بیفته هرکاری دلشون بخواد میکنند، یه جوری واکنش نشون میدادند که انگار داریم از شکمسیری و بیکاری این دغدغه رو مطرح میکنیم، چون با این همه مشکلات چرا باید نگران چنین مسئلهای بود؟ و تازه موضع حمایتی هم میگرفتند و میگفتند خوبه که! مشکل پول خرد و اینها برای همیشه حل میشه.
حالا که هنوز پول کاغذی به طور کامل حذف نشده، بانک مرکزی هرروز یه بامبولی درمیاره باید حالشون رو پرسید. وقتی حتی تعداد تراکنشهای کارت به کارتشون هم محدود شد، و هرروز این محدودیت تغییر کرد، باید ازشون پرسید مشکل پول خرد حل شد راحتی الان؟
مردمی که فکر میکنند دولت خیرشون رو میخواد «باید» چوب بخورند. این یک سنت الهی است.
حالا که هنوز پول کاغذی به طور کامل حذف نشده، بانک مرکزی هرروز یه بامبولی درمیاره باید حالشون رو پرسید. وقتی حتی تعداد تراکنشهای کارت به کارتشون هم محدود شد، و هرروز این محدودیت تغییر کرد، باید ازشون پرسید مشکل پول خرد حل شد راحتی الان؟
مردمی که فکر میکنند دولت خیرشون رو میخواد «باید» چوب بخورند. این یک سنت الهی است.
این چیزی که داری میگی، چیزی که فکر میکنی داری میگی رو منتقل نمیکنه عزیزجان. قبل از اعزام به خدمت واکسن میزنم تا تو پادگان ازونایی که مریضن، مریضی رو نگیرم، یا اگه گرفتم سبک باشه. مهم نیست چند نفر از سربازها مریضن. واکسن همیشه قرار بوده این کارایی رو داشته باشه. و این کارایی رو داشت. وگرنه تو پادگانهای جهنمی ایران، همهمون افقی میشدیم. شما داری میگی فایزر این کارایی رو نداره. من نمیدونم. چیزی که داری میگی اینه.
مراقب قید «اکثر» هم باشید. الان اکثر مردم آمریکا واکسینه هستند. ۶۴ درصد بالای دوازده سال و ۸۲ درصد بالای شصت و پنج سال، اسمش اکثره.
مراقب قید «اکثر» هم باشید. الان اکثر مردم آمریکا واکسینه هستند. ۶۴ درصد بالای دوازده سال و ۸۲ درصد بالای شصت و پنج سال، اسمش اکثره.
در یک نظرسنجی تازه ۶۵ درصد مردم ژاپن گفتهاند مایلند بعد از ۶۵ سالگی هم کار کنند.
از یک طرف جماعت «برو کار میکن مگو چیست کار» رو داریم که میگن الگو باید اینا باشن، درستش همینه، آدم باید مثل سگ کار کنه. از یک طرف جماعتی که کاری بودن مرد رو یک برساخته اجتماعی میدونند که میشه منقرض بشه و بهتره بشه، انسان نر نباید گاو نر باشه! باید بشینه ور دل زنها!
اما من با این دعواها کاری ندارم. من فقط از نتیجه این نظرسنجی ناراحت شدم. اینکه بپرسی چقدر حاضری کار کنی تا مستمریت کم نیاد؟ و بگه تا آخر عمرم! دلسوز یک زوج ژاپنی نیستم، که ماهی دو هزار و هفتصد دلار مستمری خواهند گرفت، و دو برابر من عمر خواهند کرد. من دلسوز خودم هستم، که نه تنها زندگی آرام اون زوج رو تجربه نکردم، و نه تنها نصف اونها هم عمر نخواهم کرد، بلکه به این دلیل که حتی زندگی اونها رو هم نمیتونم تحمل کنم. مثل اینه که گرسنه باشی، و یکی رو ببینی که داره یه دونات داغ رو میخوره، و دلت بخواد، اما اینم بدونی که اگه میخوردیش بالا میاوردی. به همزمان عدم تحمل گرسنگی و عدم تحمل دونات، چی باید گفت؟
از یک طرف جماعت «برو کار میکن مگو چیست کار» رو داریم که میگن الگو باید اینا باشن، درستش همینه، آدم باید مثل سگ کار کنه. از یک طرف جماعتی که کاری بودن مرد رو یک برساخته اجتماعی میدونند که میشه منقرض بشه و بهتره بشه، انسان نر نباید گاو نر باشه! باید بشینه ور دل زنها!
اما من با این دعواها کاری ندارم. من فقط از نتیجه این نظرسنجی ناراحت شدم. اینکه بپرسی چقدر حاضری کار کنی تا مستمریت کم نیاد؟ و بگه تا آخر عمرم! دلسوز یک زوج ژاپنی نیستم، که ماهی دو هزار و هفتصد دلار مستمری خواهند گرفت، و دو برابر من عمر خواهند کرد. من دلسوز خودم هستم، که نه تنها زندگی آرام اون زوج رو تجربه نکردم، و نه تنها نصف اونها هم عمر نخواهم کرد، بلکه به این دلیل که حتی زندگی اونها رو هم نمیتونم تحمل کنم. مثل اینه که گرسنه باشی، و یکی رو ببینی که داره یه دونات داغ رو میخوره، و دلت بخواد، اما اینم بدونی که اگه میخوردیش بالا میاوردی. به همزمان عدم تحمل گرسنگی و عدم تحمل دونات، چی باید گفت؟
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو پاکستان بازیگر اجیر میکنن که به مردم بگه ملت لطفا مالیات بدید کشور پیشرفت کنه!
لابد مردم هم مثل بوشوگ باید بگن چه خانوم خوشجلی، بریم پول بدیم به دولت!
احمقای مضحک.
لابد مردم هم مثل بوشوگ باید بگن چه خانوم خوشجلی، بریم پول بدیم به دولت!
احمقای مضحک.
❤3
اگه وقت و حوصله داشته باشید که همه کتابهای یک کتابخانه بزرگ رو به ترتیب حروف الفبا بخونید، به غیر از کتابهای فنی و رمان و شعر؛ بعد از بیست سی سال به این نتیجه خواهید رسید که هر کتابی که لازم بوده نوشته بشه در گذشته نوشته شده و کتابهای جدید یا تکرار اونها هستند یا هیچچیزی به مطالب اونها اضافه نمیکنند.
فقط در یک حوزه، کتابهای جدید میتونند اهمیت پیدا کنند، و اون گزارشهای تاریخیه. گزارشهایی درباره وقایع دوران خودمون، که هم تکلیف ما رو در برابر اون وقایع روشنتر میکنند هم برای آیندگان لازمند.
کتاب جنگ بلاکسایز یکی ازون کتابهاست، که گزارش مفصلیه از درگیری مسالمتآمیز اما خیلی جدی بین توسعهدهندگان هسته بیتکوین، ماینرها و سرمایهگذاران، بر سر سایز بلاکها، یا همون ظرفیت تراکنش؛ که بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷ جریان داشت. نویسنده شاهد دست اول این بحثها و دعواها بوده، و خودش در کنفرانسهای سرنوشتسازی مثل کنفرانس هنگکنگ و نیویورک شرکت داشته.
فقط در یک حوزه، کتابهای جدید میتونند اهمیت پیدا کنند، و اون گزارشهای تاریخیه. گزارشهایی درباره وقایع دوران خودمون، که هم تکلیف ما رو در برابر اون وقایع روشنتر میکنند هم برای آیندگان لازمند.
کتاب جنگ بلاکسایز یکی ازون کتابهاست، که گزارش مفصلیه از درگیری مسالمتآمیز اما خیلی جدی بین توسعهدهندگان هسته بیتکوین، ماینرها و سرمایهگذاران، بر سر سایز بلاکها، یا همون ظرفیت تراکنش؛ که بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷ جریان داشت. نویسنده شاهد دست اول این بحثها و دعواها بوده، و خودش در کنفرانسهای سرنوشتسازی مثل کنفرانس هنگکنگ و نیویورک شرکت داشته.
❤2
Anarchonomy
اگه وقت و حوصله داشته باشید که همه کتابهای یک کتابخانه بزرگ رو به ترتیب حروف الفبا بخونید، به غیر از کتابهای فنی و رمان و شعر؛ بعد از بیست سی سال به این نتیجه خواهید رسید که هر کتابی که لازم بوده نوشته بشه در گذشته نوشته شده و کتابهای جدید یا تکرار اونها…
در سال ۲۰۲۱ یک نگاه به عقب به اون دوران، بینش خاصی ایجاد میکنه. یک طرف میخواست سایز بلاک کوچک باشه تا همه مردم بتونند نودها رو ساپورت کنند، و برای حل مشکل ظرفیت از چینهای جانبی استفاده کنیم، که نتیجهش شد شبکه لایتنینگ. طرف دیگه میخواست ظرفیت رو اضافه کنه بدون اینکه به قوانین و چارچوب ابتدایی بیتکوین، که هر نوع چین جانبی رو نادرست میدونست، خیانت کنه، و حاضر بود این واقعیت رو بپذیره که با بزرگتر شدن بلاکها، دیگه مردم عادی نمیتونند با منابع محدودی که دارند از پس نگه داشتن نودها بربیان، و شبکه حالت غیرمتمرکز خودش رو تا حد زیادی از دست میده.
طرف دوم میگفت بذارید بازار تصمیم بگیره کدومش بهتره. راهشون رو جدا کردند و نتیجهش شد بیتکوینکش و بیاسوی و چندتا آلتکوین دیگه. که الان همشون در مقایسه با بیتکوین، پروژههایی شکست خورده به حساب میان. در واقع بازار تصمیمش رو گرفت، و بیتکوینی که دارایی باشه رو به بیتکوینی که پول نقد باشه، ترجیح داد. جبهه بلاکبزرگ فکر میکرد اگه ظرفیت تراکنش رو بالا ببریم، مردم ازین پول آلترناتیو استقبال خواهند کرد و آرزوی ساتوشی که ایجاد «پول نقد دیجیتال» بود برآورده میشه. اما مردم طلای دیجیتال میخواستند. برای پول نقد، همچنان به دولتهاشون اتکا میکنند.
ما در جریان این قضایا با یک واقعیت تلخ مواجه شدیم، و اون این بود که مردم تمایلی برای جنگیدن با دولتها ندارند. پول نقد دیجیتال، که مثل پول نقد فیزیکی غیرقابل ردیابی باشه و حریم خصوصی دارنده و خرجکننده اون رو حفظ کنه، به معنی جنگ با دولت بود، و الان هم هست. چون استقبال عمومی ازش، ابزارهای کنترلی دولت رو ازش میگرفت، و درآمدهای مالیاتی هم میپرید. دولتها برای اینکه چنین اتفاقی نیفته حاضرند خون بریزند. و مردم حاضر نیستند برای اینکه دوباره آزادیهاشون رو بدست بیارن، خون بدن. اونها صرفا میخوان تراکنشهاشون سریع و بیدردسر باشه.
متأسفانه آزادی اینجوریه که اگه از دست بره، نسل بعدی حتی متوجه فقدانش هم نخواهد بود. دختر بچه شما که با مقنعه میره مدرسه، درکی نداره از حالتی که بدون مقنعه میشینن تو کلاس. فکر میکنه نرمال یعنی همین (جز اینکه الان به موهبت اینترنت، فهمیده این فقط در ایران نرماله). نسل بعدی که دیگه پول نقد رو نخواهد دید، درکی نخواهد داشت از حالتی که پول دربیاریم و نگه داریم و خرج کنیم، بدون اینکه کسی چیزی بفهمه.
جنگ بلاکسایز یک دوراهی بود درباره آرمان ساتوشی. که البته بعدتر تحت تأثیر غرور و تعصب و لجبازی و نفوذ عدهای از اشخاص و نهادها قرار گرفت. اما جنگ اصلی دوران ما، نه این دوراهیهای فنی-ایدئولوژیک، بلکه همون جنگ کهن بر سر آزادیه.
آدم آزادیخواه رو در هر قطعه زمانی تاریخ که قرار بدید، به طور اتوماتیک معلومه که چه مسیری رو خواهد رفت.
طرف دوم میگفت بذارید بازار تصمیم بگیره کدومش بهتره. راهشون رو جدا کردند و نتیجهش شد بیتکوینکش و بیاسوی و چندتا آلتکوین دیگه. که الان همشون در مقایسه با بیتکوین، پروژههایی شکست خورده به حساب میان. در واقع بازار تصمیمش رو گرفت، و بیتکوینی که دارایی باشه رو به بیتکوینی که پول نقد باشه، ترجیح داد. جبهه بلاکبزرگ فکر میکرد اگه ظرفیت تراکنش رو بالا ببریم، مردم ازین پول آلترناتیو استقبال خواهند کرد و آرزوی ساتوشی که ایجاد «پول نقد دیجیتال» بود برآورده میشه. اما مردم طلای دیجیتال میخواستند. برای پول نقد، همچنان به دولتهاشون اتکا میکنند.
ما در جریان این قضایا با یک واقعیت تلخ مواجه شدیم، و اون این بود که مردم تمایلی برای جنگیدن با دولتها ندارند. پول نقد دیجیتال، که مثل پول نقد فیزیکی غیرقابل ردیابی باشه و حریم خصوصی دارنده و خرجکننده اون رو حفظ کنه، به معنی جنگ با دولت بود، و الان هم هست. چون استقبال عمومی ازش، ابزارهای کنترلی دولت رو ازش میگرفت، و درآمدهای مالیاتی هم میپرید. دولتها برای اینکه چنین اتفاقی نیفته حاضرند خون بریزند. و مردم حاضر نیستند برای اینکه دوباره آزادیهاشون رو بدست بیارن، خون بدن. اونها صرفا میخوان تراکنشهاشون سریع و بیدردسر باشه.
متأسفانه آزادی اینجوریه که اگه از دست بره، نسل بعدی حتی متوجه فقدانش هم نخواهد بود. دختر بچه شما که با مقنعه میره مدرسه، درکی نداره از حالتی که بدون مقنعه میشینن تو کلاس. فکر میکنه نرمال یعنی همین (جز اینکه الان به موهبت اینترنت، فهمیده این فقط در ایران نرماله). نسل بعدی که دیگه پول نقد رو نخواهد دید، درکی نخواهد داشت از حالتی که پول دربیاریم و نگه داریم و خرج کنیم، بدون اینکه کسی چیزی بفهمه.
جنگ بلاکسایز یک دوراهی بود درباره آرمان ساتوشی. که البته بعدتر تحت تأثیر غرور و تعصب و لجبازی و نفوذ عدهای از اشخاص و نهادها قرار گرفت. اما جنگ اصلی دوران ما، نه این دوراهیهای فنی-ایدئولوژیک، بلکه همون جنگ کهن بر سر آزادیه.
آدم آزادیخواه رو در هر قطعه زمانی تاریخ که قرار بدید، به طور اتوماتیک معلومه که چه مسیری رو خواهد رفت.
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما اینهمه سعی کردیم با پشتکوهی بودن طالبان جوک بسازیم، ولی خود ترامپ بهتر انجامش داد.
کسی میدونه فلسفه اخراج کردن کادر درمان به خاطر امتناع از زدن واکسن چیه؟ اگه خطر واکسن نزدن اینه که طرف میمیره، خب هروقت مرد خود به خود اخراج هم میشه. چرا باید وقتی زندهست و داره کار میکنه اخراج بشه؟
البته دنبال این نیستم که معنی کار عوضیهای دولتی رو بفهمم. میخوام بدونم اونایی که از خایه دولت آویزونند این سیاست رو چجوری توضیح میدن. یک کنجکاوی صادقانهست.
البته دنبال این نیستم که معنی کار عوضیهای دولتی رو بفهمم. میخوام بدونم اونایی که از خایه دولت آویزونند این سیاست رو چجوری توضیح میدن. یک کنجکاوی صادقانهست.
۱- هرکی اونجاست خودش بمب ویروسه.
۲- اونایی که از بیرون میان تو بیمارستان آلوده میشن، به خاطر نامناسب بودن تهویه آلوده میشن. چون هوا رو بیمارها با ویروس اشباع کردن، و جریان آزاد وجود نداره، آلوده میشن. بیمارستان بغداد در زمان خلافت عباسی از لحاظ تهویه از بیمارستانهای مدرن ایمنتر بودند (البته بچه پوزیتیویستهای امروزی نمیتونند این رو هضم کنند فعلا).
۳- الان مدتهاست کادر درمان آمریکا مجهز به ماسکهای n100
و یا حداقل n99 هستند.
۲- اونایی که از بیرون میان تو بیمارستان آلوده میشن، به خاطر نامناسب بودن تهویه آلوده میشن. چون هوا رو بیمارها با ویروس اشباع کردن، و جریان آزاد وجود نداره، آلوده میشن. بیمارستان بغداد در زمان خلافت عباسی از لحاظ تهویه از بیمارستانهای مدرن ایمنتر بودند (البته بچه پوزیتیویستهای امروزی نمیتونند این رو هضم کنند فعلا).
۳- الان مدتهاست کادر درمان آمریکا مجهز به ماسکهای n100
و یا حداقل n99 هستند.
اخراج کادر درمان رو ولش کنید.. جماعت آویزان اینو چجوری توجیه میکنند؟ دولت استرالیا میگه میری بیرون باید ماسک بزنی، بعد میگه اگه اومدی بیرون تظاهرات کنی علیه واکسن اجباری اگه ماسک زده باشی که شناسایی نشی، تا ۱۵ سال حبس داره!
آقا من معذرت میخوام به هرکی گفتم استرالیا گزینه خوبی برای مهاجرته. دیوونه خونهست.
آقا من معذرت میخوام به هرکی گفتم استرالیا گزینه خوبی برای مهاجرته. دیوونه خونهست.
جناب Jason Snell از قدیمیهای سیلیکون ولی یه مطلب مختصر و مفید نوشته درباره کوتهبینی شرکتها، که چطور کار مفید رو کاری که برای خودشون مفیده میبینند، نه کاری که برای مشتری مفیده. یک مثال هم میزنه از یک شرکت نرمافزاری که در نسخه جدیدش قابلیتهای چندانی اضافه نکرده بود اما انتظار داشت مشتریان قیمت کامل رو پرداخت کنند و آپگرید کنند و من نوشتم که لازم نیست بکنند و این باعث شد از دستم عصبانی بشن و بگن ما کلی زحمت کشیدیم برای این نسخه؛ هزاران خط کد را ویرایش کردیم یا با کدهای بهتر جایگزین کردیم که بعدا اضافه کردن قابلیتهای جدید راحتتر باشه! و من گفتم خب برای شما راحتتر میشه، چه دخلی به مشتری داره؟ همین الان این پول رو بده چی گیرش میاد؟
وقتی گفته میشه بخش خصوصی همیشه کاراییش از دولت بیشتره، معنیش این نیست که همیشه در حداکثر کارایی قرار داره. چون آدمهای بخش خصوصی هم آدمند، و آدمها میتونند خیلی کور باشند. و وقتی کورند، ما مشتریها رو نمیبینند. بازار آزاد میتونه این شانس رو به ما بده که کورها با خارج شدن از میدان رقابت، مجازات بشن. ولی ممکنه رقابت انقدری نباشه که خارجشون کنه. بازار آزاد نه دنیایی پرفکت میسازه، نه آدمها رو به موجوداتی ذاتن متفاوت تبدیل میکنه.
https://www.macworld.com/article/354581/agilebits-1password-electron-customers-developers-apps.html
وقتی گفته میشه بخش خصوصی همیشه کاراییش از دولت بیشتره، معنیش این نیست که همیشه در حداکثر کارایی قرار داره. چون آدمهای بخش خصوصی هم آدمند، و آدمها میتونند خیلی کور باشند. و وقتی کورند، ما مشتریها رو نمیبینند. بازار آزاد میتونه این شانس رو به ما بده که کورها با خارج شدن از میدان رقابت، مجازات بشن. ولی ممکنه رقابت انقدری نباشه که خارجشون کنه. بازار آزاد نه دنیایی پرفکت میسازه، نه آدمها رو به موجوداتی ذاتن متفاوت تبدیل میکنه.
https://www.macworld.com/article/354581/agilebits-1password-electron-customers-developers-apps.html
Macworld
Some simple advice for Apple and app developers: It’s not about you
When a company stumbles, it's often not because it made a bad decision. It's because it made a decision that benefited itself rather than its customers.
❤1
دختره دیده داداشش تو برنامههای پارتنریابی ناموفقه، بش گفته تو بلد نیستی زنها رو چطور جذب کنی، بذار من به جات یه اکانت بسازم و به جات با دخترها حرف بزنم شاید تونستیم یه دوست دختر برات پیدا کنیم. بعد خودش که میشینه پشت فرمون میبینه وضع هیچ فرقی نکرد. با اینکه داداشش قیافه بدی نداره، تحصیلات دانشگاهی داره و درآمدش هم خوبه، دخترها محل نمیدن بش. و میفهمه مشکل از بلد نبودن داداشش نبوده. کلا همینجوریه.
برای هزاران سال رابطه جنسی و ازدواج یک رویداد محلی بوده. نه فقط به این دلیل که همه با افرادی از محدوده جغرافیایی خودشون ازدواج میکردند، بلکه به این دلیل که اصلا گزینههای دیگهای رو نمیدیدند. این دنیاشون رو خیلی کوچک میکرد، اما در عوض اون دنیای کوچک ثبات جنسی داشت. هیچ دختری و هیچ پسری جا نمیموند، مگر در موارد استثناء.
اما الان محلیایت در کار نیست. همه دختران و پسران جهان، جزیی از گزینهها دیده میشن، و شاید یک توهم باشه، و شاید نباشه. رقابت با بقیه پسرهای یک روستا خیلی فرق داره با رقابت با بقیه پسرهای کشور، یا بقیه پسرهای دنیا! و این پسرها و دخترهای جامانده زیادی ایجاد میکنه.
برای هزاران سال رابطه جنسی و ازدواج یک رویداد محلی بوده. نه فقط به این دلیل که همه با افرادی از محدوده جغرافیایی خودشون ازدواج میکردند، بلکه به این دلیل که اصلا گزینههای دیگهای رو نمیدیدند. این دنیاشون رو خیلی کوچک میکرد، اما در عوض اون دنیای کوچک ثبات جنسی داشت. هیچ دختری و هیچ پسری جا نمیموند، مگر در موارد استثناء.
اما الان محلیایت در کار نیست. همه دختران و پسران جهان، جزیی از گزینهها دیده میشن، و شاید یک توهم باشه، و شاید نباشه. رقابت با بقیه پسرهای یک روستا خیلی فرق داره با رقابت با بقیه پسرهای کشور، یا بقیه پسرهای دنیا! و این پسرها و دخترهای جامانده زیادی ایجاد میکنه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توان تکنولوژی برای undo کردن خریتهای ما خیلی محدوده.