Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
در یک نظرسنجی تازه ۶۵ درصد مردم ژاپن گفته‌اند مایلند بعد از ۶۵ سالگی هم کار کنند.

از یک طرف جماعت «برو کار میکن مگو چیست کار» رو داریم که میگن الگو باید اینا باشن، درستش همینه، آدم باید مثل سگ کار کنه. از یک طرف جماعتی که کاری بودن مرد رو یک برساخته اجتماعی می‌دونند که میشه منقرض بشه و بهتره بشه، انسان نر نباید گاو نر باشه! باید بشینه ور دل زن‌ها!

اما من با این دعواها کاری ندارم. من فقط از نتیجه این نظرسنجی ناراحت شدم. اینکه بپرسی چقدر حاضری کار کنی تا مستمریت کم نیاد؟ و بگه تا آخر عمرم! دلسوز یک زوج ژاپنی نیستم، که ماهی دو هزار و هفتصد دلار مستمری خواهند گرفت، و دو برابر من عمر خواهند کرد. من دلسوز خودم هستم، که نه تنها زندگی آرام اون زوج رو تجربه نکردم، و نه تنها نصف اون‌ها هم عمر نخواهم کرد، بلکه به این دلیل که حتی زندگی اون‌ها رو هم نمیتونم تحمل کنم. مثل اینه که گرسنه باشی، و یکی رو ببینی که داره یه دونات داغ رو میخوره، و دلت بخواد، اما اینم بدونی که اگه میخوردیش بالا میاوردی. به همزمان عدم تحمل گرسنگی و عدم تحمل دونات، چی باید گفت؟
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو پاکستان بازیگر اجیر می‌کنن که به مردم بگه ملت لطفا مالیات بدید کشور پیشرفت کنه!

لابد مردم هم مثل بوش‌وگ باید بگن چه خانوم خوشجلی، بریم پول بدیم به دولت!

احمقای مضحک.
3
اگه وقت و حوصله داشته باشید که همه کتاب‌های یک کتابخانه بزرگ رو به ترتیب حروف الفبا بخونید، به غیر از کتاب‌های فنی و رمان و شعر؛ بعد از بیست سی سال به این نتیجه خواهید رسید که هر کتابی که لازم بوده نوشته بشه در گذشته نوشته شده و کتاب‌های جدید یا تکرار اون‌ها هستند یا هیچ‌چیزی به مطالب اون‌ها اضافه نمی‌کنند.
فقط در یک حوزه، کتاب‌های جدید می‌تونند اهمیت پیدا کنند، و اون گزارش‌های تاریخیه. گزارش‌هایی درباره وقایع دوران خودمون، که هم تکلیف ما رو در برابر اون وقایع روشن‌تر می‌کنند هم برای آیندگان لازمند.
کتاب جنگ بلاک‌سایز یکی ازون کتاب‌هاست، که گزارش مفصلیه از درگیری مسالمت‌آمیز اما خیلی جدی بین توسعه‌دهندگان هسته بیت‌کوین، ماینرها و سرمایه‌گذاران، بر سر سایز بلاک‌ها، یا همون ظرفیت تراکنش؛ که بین سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷ جریان داشت. نویسنده شاهد دست اول این بحث‌ها و دعواها بوده، و خودش در کنفرانس‌های سرنوشت‌سازی مثل کنفرانس هنگ‌کنگ و نیویورک شرکت داشته.
2
Anarchonomy
اگه وقت و حوصله داشته باشید که همه کتاب‌های یک کتابخانه بزرگ رو به ترتیب حروف الفبا بخونید، به غیر از کتاب‌های فنی و رمان و شعر؛ بعد از بیست سی سال به این نتیجه خواهید رسید که هر کتابی که لازم بوده نوشته بشه در گذشته نوشته شده و کتاب‌های جدید یا تکرار اون‌ها…
در سال ۲۰۲۱ یک نگاه به عقب به اون دوران، بینش خاصی ایجاد می‌کنه. یک طرف میخواست سایز بلاک کوچک باشه تا همه مردم بتونند نودها رو ساپورت کنند‌، و برای حل مشکل ظرفیت از چین‌های جانبی استفاده کنیم، که نتیجه‌ش شد شبکه لایتنینگ. طرف دیگه می‌خواست ظرفیت رو اضافه کنه بدون اینکه به قوانین و‌ چارچوب ابتدایی بیت‌کوین، که هر نوع چین جانبی رو نادرست می‌دونست، خیانت کنه‌، و حاضر بود این واقعیت رو بپذیره که با بزرگ‌تر شدن بلاک‌ها، دیگه مردم عادی نمیتونند با منابع محدودی که دارند از پس نگه داشتن نودها بربیان، و شبکه حالت غیرمتمرکز خودش رو تا حد زیادی از دست میده.
طرف دوم می‌گفت بذارید بازار تصمیم بگیره کدومش بهتره. راه‌شون رو جدا کردند و نتیجه‌ش شد بیت‌کوین‌کش و بی‌اس‌وی و چندتا آلت‌کوین دیگه. که الان همشون در مقایسه با بیت‌کوین، پروژه‌هایی شکست خورده به حساب میان. در واقع بازار تصمیمش رو گرفت، و بیت‌کوینی که دارایی باشه رو به بیت‌کوینی که پول نقد باشه، ترجیح داد. جبهه بلاک‌بزرگ فکر می‌کرد اگه ظرفیت تراکنش رو بالا ببریم، مردم ازین پول آلترناتیو استقبال خواهند کرد و آرزوی ساتوشی که ایجاد «پول نقد دیجیتال» بود برآورده میشه. اما مردم طلای دیجیتال می‌خواستند. برای پول نقد، همچنان به دولت‌هاشون اتکا می‌کنند.
ما در جریان این قضایا با یک واقعیت تلخ مواجه شدیم، و اون این بود که مردم تمایلی برای جنگیدن با دولت‌ها ندارند. پول نقد دیجیتال، که مثل پول نقد فیزیکی غیرقابل ردیابی باشه و حریم خصوصی دارنده و خرج‌‌کننده اون رو حفظ کنه، به معنی جنگ با دولت بود، و الان هم هست. چون استقبال عمومی ازش، ابزارهای کنترلی دولت رو ازش می‌گرفت، و درآمدهای مالیاتی هم می‌پرید. دولت‌ها برای اینکه چنین اتفاقی نیفته حاضرند خون بریزند. و مردم حاضر نیستند برای اینکه دوباره آزادی‌هاشون رو بدست بیارن، خون بدن. اون‌ها صرفا میخوان تراکنش‌هاشون سریع و بی‌دردسر باشه.

متأسفانه آزادی اینجوریه که اگه از دست بره، نسل بعدی حتی متوجه فقدانش هم نخواهد بود. دختر بچه شما که با مقنعه میره مدرسه، درکی نداره از حالتی که بدون مقنعه میشینن تو کلاس. فکر می‌کنه نرمال یعنی همین (جز اینکه الان به موهبت اینترنت، فهمیده این فقط در ایران نرماله). نسل بعدی که دیگه پول نقد رو نخواهد دید، درکی نخواهد داشت از حالتی که پول دربیاریم و نگه داریم و خرج کنیم، بدون اینکه کسی چیزی بفهمه.

جنگ بلاک‌سایز یک دوراهی بود درباره آرمان ساتوشی. که البته بعدتر تحت تأثیر غرور و تعصب و لجبازی و نفوذ عده‌ای از اشخاص و نهادها قرار گرفت. اما جنگ اصلی دوران ما، نه این دوراهی‌های فنی-ایدئولوژیک، بلکه همون جنگ کهن بر سر آزادیه.

آدم آزادیخواه رو در هر قطعه زمانی تاریخ که قرار بدید، به طور اتوماتیک معلومه که چه مسیری رو خواهد رفت.
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما اینهمه سعی کردیم با پشت‌کوهی بودن طالبان جوک بسازیم، ولی خود ترامپ بهتر انجامش داد.
کسی میدونه فلسفه اخراج کردن کادر درمان به خاطر امتناع از زدن واکسن چیه؟ اگه خطر واکسن نزدن اینه که طرف میمیره، خب هروقت مرد خود به خود اخراج هم میشه. چرا باید وقتی زنده‌ست و داره کار می‌کنه اخراج بشه؟
البته دنبال این نیستم که معنی کار عوضی‌های دولتی رو بفهمم. میخوام بدونم اونایی که از خایه دولت آویزونند این سیاست رو چجوری توضیح میدن. یک کنجکاوی صادقانه‌ست.
۱- هرکی اونجاست خودش بمب ویروسه.
۲- اونایی که از بیرون میان تو بیمارستان آلوده میشن، به خاطر نامناسب بودن تهویه آلوده میشن. چون هوا رو بیمارها با ویروس اشباع کردن، و جریان آزاد وجود نداره، آلوده میشن. بیمارستان بغداد در زمان خلافت عباسی از لحاظ تهویه از بیمارستان‌های مدرن ایمن‌تر بودند (البته بچه پوزیتیویست‌های امروزی نمی‌تونند این رو هضم کنند فعلا).
۳- الان مدت‌هاست کادر درمان آمریکا مجهز به ماسک‌های n100
و یا حداقل n99 هستند.
اخراج کادر درمان رو ولش کنید.. جماعت آویزان اینو چجوری توجیه می‌کنند؟ دولت استرالیا میگه میری بیرون باید ماسک بزنی، بعد میگه اگه اومدی بیرون تظاهرات کنی علیه واکسن اجباری اگه ماسک زده باشی که شناسایی نشی، تا ۱۵ سال حبس داره!

آقا من معذرت میخوام به هرکی گفتم استرالیا گزینه خوبی برای مهاجرته. دیوونه خونه‌ست.
نه بدتره. این میگه وقتی با من حرف میزنی اگه دهنتو باز کنی زبونتو میبرم.
جناب Jason Snell از قدیمی‌های سیلیکون ولی یه مطلب مختصر و مفید نوشته درباره کوته‌بینی شرکت‌ها، که چطور کار مفید رو کاری که برای خودشون مفیده می‌بینند، نه کاری که برای مشتری مفیده. یک مثال هم میزنه از یک شرکت نرم‌افزاری که در نسخه جدیدش قابلیت‌های چندانی اضافه نکرده بود اما انتظار داشت مشتریان قیمت کامل رو پرداخت کنند و آپگرید کنند و من نوشتم که لازم نیست بکنند و این باعث شد از دستم عصبانی بشن و بگن ما کلی زحمت کشیدیم برای این نسخه؛ هزاران خط کد را ویرایش کردیم یا با کدهای بهتر جایگزین کردیم که بعدا اضافه کردن قابلیت‌های جدید راحت‌تر باشه! و من گفتم خب برای شما راحت‌تر میشه، چه دخلی به مشتری داره؟ همین الان این پول رو بده چی گیرش میاد؟

وقتی گفته میشه بخش خصوصی همیشه کاراییش از دولت بیشتره، معنیش این نیست که همیشه در حداکثر کارایی قرار داره. چون آدم‌های بخش خصوصی هم آدمند، و آدم‌ها میتونند خیلی کور باشند. و وقتی کورند، ما مشتری‌ها رو نمی‌بینند. بازار آزاد می‌تونه این شانس رو به ما بده که کورها با خارج شدن از میدان رقابت، مجازات بشن. ولی ممکنه رقابت انقدری نباشه که خارج‌شون کنه. بازار آزاد نه دنیایی پرفکت میسازه، نه آدم‌ها رو به موجوداتی ذاتن متفاوت تبدیل می‌کنه.


https://www.macworld.com/article/354581/agilebits-1password-electron-customers-developers-apps.html
1
دختره دیده داداشش تو برنامه‌های پارتنریابی ناموفقه، بش گفته تو بلد نیستی زن‌ها رو چطور جذب کنی، بذار من به جات یه اکانت بسازم و به جات با دخترها حرف بزنم شاید تونستیم یه دوست دختر برات پیدا کنیم. بعد خودش که میشینه پشت فرمون می‌بینه وضع هیچ فرقی نکرد. با اینکه داداشش قیافه بدی نداره، تحصیلات دانشگاهی داره و درآمدش هم خوبه، دخترها محل نمیدن بش. و میفهمه مشکل از بلد نبودن داداشش نبوده. کلا همینجوریه.

برای هزاران سال رابطه جنسی و ازدواج یک رویداد محلی بوده. نه فقط به این دلیل که همه با افرادی از محدوده جغرافیایی خودشون ازدواج می‌کردند، بلکه به این دلیل که اصلا گزینه‌های دیگه‌ای رو نمی‌دیدند. این دنیاشون رو خیلی کوچک می‌کرد، اما در عوض اون دنیای کوچک ثبات جنسی داشت. هیچ دختری و هیچ پسری جا نمی‌موند، مگر در موارد استثناء.
اما الان محلی‌ایت در کار نیست. همه دختران و پسران جهان، جزیی از گزینه‌ها دیده میشن، و شاید یک توهم باشه، و شاید نباشه. رقابت با بقیه پسرهای یک روستا خیلی فرق داره با رقابت با بقیه پسرهای کشور، یا بقیه پسرهای دنیا! و این پسرها و دخترهای جامانده زیادی ایجاد می‌کنه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توان تکنولوژی برای undo کردن خریت‌های ما خیلی محدوده.
ممکنه ضدیهود بودن هم پاکدستی بخواد تا جواب بده. نمایندگان ضدیهود حزب دموکرات که مخالف کمک مالی آمریکا برای تأمین هزینه‌های گنبد آهنین بودند، ناچار شدند بش رأی مثبت بدن. چون برادران و خواهران سازمان سیا بشون گفتند «استوری ضداسراییلی‌تون رو بذارید اینستاگرام‌تون، لایک‌تون رو بگیرید، و سپس بشینید سر جاتون. ما انقدر از لحاظ امنیتی و اطلاعاتی مدیون اسراییل هستیم که عواقب این‌جور کارها خارج از حیطه درک شماست». و نماینده شوآف‌باز ضدیهود نمیتونه چیزی بگه، چون خودش تا گردن مدیون بازی‌سازی‌های سیاسی همون نهادهای امنیتی و اطلاعاتیه. سیا به کسی میتونه بگه بشین سرجات که خودش صندلیش رو از قبل آماده کرده.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سرچ اسم فرناز فصیحی در گوگل باعث میشه کاربر فکر کنه این خانوم یک ژورنالیست فعاله که داره درباره ایران برای نیویورک‌تایمز مطلب می‌نویسه و مورد آزار آنلاین هم قرار می‌گیره. هیچ لینکی از سایت‌هایی که علیه‌ش مطلبی نوشتن تو نتایج جستجو نمیاد. اما اگه اسمش رو تو جستجوگر داک وارد کنیم، تو همون صفحه اول یه لینک هست که میگه «خبرنگار بی‌شرم نیویورک‌تایمز سلیمانی رو یک شاعر جا میزنه». حتی اگه کاربر این تیتررو نپسنده، با اینکه عین واقعیته، حداقل میفهمه که اینطور نیست که این خانوم هیچ مخالفی نداشته باشه.
این دارو رو دارند برای بیماران کرونایی که دچار فیبروز ریوی شدن تجویز می‌کنند. هر ورقش شده یک میلیون تومن. دوزش هم یه جوریه که باید بیست سی‌میلیون پول بذاری تو جیبت بری داخل داروخانه. تازه اگه پیدا بشه.

یکی از خریدارانش گفت بفرما، اینم از بازار آزادت. دلال‌ها دارند از استیصال مردم پول درمیارن!
گفتم تقاضا زیاد شد و عرضه کافی نیست، طبیعیه. ولی واقعا این‌ها دلالند؟ دلال کسیه که یه چیزی رو برات تهیه کنه که خودت اگه بخوای تهیه کنی گرونتر درمیاد. ولی دارو اینجوری نیست. اگه اجازه میدادن خودت از شرکت سازنده بخری، خیلی ارزونتر در می‌اومد. پس اینا دلال نیستند. گروگان‌گیرند.
اما کی به این گروگان‌گیرها قدرت داده جز دولت؟ فرض کنیم شما الان عصبانی هستی و میخوای بازار رو سرکوب کنی. این سرکوب رو به کی میخوای بسپاری؟ به همون دولتی که این گروگانگیری‌ها رو باب کرد؟ مثل اینه که یکی بچه‌ت رو بدزده و ببره تو بیابون گم و گورش کنه. بعد به همون آدم بگی چرا نمیرید دنبال بچه‌م بگردید؟ الان هوا تاریک میشه!
این تفکر فالس هزاران سال پیش رد شده. توسیدید گفت: در جامعه‌ای که جنگجویانش از عالمانش جدا شده‌اند، اندیشیدن به عهده بزدل‌ها خواهد افتاد، و جنگیدن به عهده ابلهان!
تفکیک قدرت فیزیکی از قدرت ذهنی، دو هزار سال پیش عواقب بدی داشت، الان عواقب بدی داره، هزار سال بعد هم عواقب بدی خواهد داشت.
تا اینجا نزدیک به ۵ میلیون انسان جان‌شون رو به خاطر کرونا از دست داده‌اند که خیلی‌هاشون فکر می‌کردند دیگه لازم نیست برای بقا مثل یک حیوان وحشی بجنگیم. هنوز اونی که فرزه، اونی که فیله‌های قوی‌تری داره، اونی که عضلات core ورزیده‌‌ای داره، اونی که hrv قلبش بهتره، اونی که میتونه مشت بزنه، اونی که می‌تونه سریع فرار کنه، اونی که دیرتر خسته میشه، اونی که هورموناش تنظیم‌تره، همچنان برنده‌ست.‌ و دقیقا همین آدم باید بخونه، و بدونه، و فکر کنه، و بحث کنه، تا سرش رو کلاه نذارن. اگه علامه دهرید اما بدن‌تون داره وا میره، یک لوزرید. اگه تمام روز تو باشگاهید اما سر در نمیارید سیاستمدارها دارن چیکار می‌کنند، یه لوزرید.
بچه لیبرال آمریکایی نشسته تو استارباکس و می‌نویسه «آفریقایی‌تبارها هرجا هستند باید فرهنگ‌ و هویت‌شون رو حفظ کنند». و جوان آفریقایی ازون سر دنیا جوابش رو میده و میگه فرهنگ آفریقایی چیه؟ ما آفریقایی‌ها هزارتا فرهنگ و هویت داریم، که با هم دعوا هم داریم، پاش بیفته خرخره همدیگه رو هم میجوعیم.

نسبت به هرچیزی شناخت نداشته باشی، یک خلاء شناختی در ذهنت خواهی داشت که رسانه‌ها بهرحال اون رو پر خواهند کرد. اگه خودت ندونی آفریقا چجور جاییه، رسانه‌ها بت میگن چجور جاییه. و اگه رسانه‌ها اون خلاء رو پر کنند، مشکلات زیادی پیش میاد. مثلا ممکنه تصورت از آفریقا یه چیزی مثل فیلم پلنگ سیاه مارول بشه.

البته فقط اون بچه لیبرال آمریکایی نیست که خلاء‌های بیشمار ذهنش رو رسانه‌ها پر کردن. من و شما هم همینطوریم. کافیه یکم عقب بایستید و با دقت چک کنید. چقدر از شناخت شما از علم پزشکی و شغل طبابت، مدیون هالیوود و اینستاگرام و غیره‌ست، و چقدرش از تجربه نزدیکه؟ چقدر از شناخت شما از بیزینس، از کلیپ‌هاییه که از بیزینس‌من‌ها دیدید، و چقدرش از تجربه نزدیکه؟ تصور شما از ارتش روسیه، هرچه که هست؛ چقدرش محصول تصویریه که دولت روسیه ساخته، چقدرش محصول تصویریه که دولت آمریکا از دولت روسیه ساخته، و چقدرش از تجربه نزدیک یا اطلاعات واقعیه؟ تصوری که از جنگل دارید، هرچه که هست؛ چقدرش توسط اون‌هایی که از جنگل‌پیمایی‌هاشون فیلم گرفتن ایجاد شده؟ همون تصورات ساخته شده توسط رسانه‌ها با چه نسبتی توزیع شده‌اند؟ یعنی اگه چشم‌تون رو ببندید و یک مزرعه رو تجسم کنید، اون مزرعه شبیه یک مزرعه ایرلندی خواهد بود یا یک مزرعه تایلندی؟ ایرلند خیلی بیشتر از تایلند فیلم ساخته. اگه فردا کسی مستندی درباره جنگ هشت ساله ایران با عراق بسازه که معکوس روایت فتح باشه، میتونه این تصور که شناختت ازون جنگ بیشتر شد رو بت بفروشه. تولیدکنندگان محتویات رسانه‌ای، فروشنده تصوراتند. و تو با اشتیاق جنسش رو میخری. اما این خرید، شناختت رو بیشتر نمی‌کنه. فقط به اون چیزی که خلاء رو پر کرد، تنوع میده. اونوقت از کسی که «نمی‌دانست آن جنگ چه جنگی بود ولی از طریق روایت فتح فکر می‌کرد می‌داند چه جنگی بوده»، تبدیل میشی به کسی که «نمی‌دانست آن جنگ چه جنگی بود ولی از طریق کنار هم قرار دادن روایت فتح، و ضد روایت فتح، فکر می‌کرد می‌داند چه جنگی بوده».
Crypto memes are the best memes.
وقتی همه رسانه‌های سنتی و جدید، تظاهرات استرالیا رو بایکوت خبری می‌کنند، وقتی تصویر یک جمعیت زیاد ازون تظاهرات رو می‌بینیم دیگه واقعی بودن یا فیک بودنش مهم نیست، باید واقعی تلقی بشه. چون تو جنگ، ری‌اکشن‌ها باید برحسب منافع تنظیم بشه، نه حقیقت. مگر اینکه هیچ میلی به پیروزی نداشته باشی. اگر اون‌ها میخوان ما فکر کنیم هیچ خبری نیست، باید فکر کنیم خبری هست؛ چه خبری باشد چه نباشد. اگر اون‌ها میخوان ما فکر کنیم جمعیت کم بود، باید فکر کنیم جمعیت زیاد بوده؛ چه کم بوده باشه چه زیاد بوده باشه. چون ری‌اکشنی که به نفع ماست، همینه.
این مصادیق زیادی تو زندگی همه داره، و بیشتر مردم به طرزخنده‌داری مطلب رو نمی‌گیرند. تو جنگ، اینکه تو یک محتوای ساختگی رو باور نکردی، هیچ امتیازی بت نمیده.‌ تو جنگ، فقط ری‌اکشن‌های موفقت بت امتیاز میده. اگه دشمنی طرف مقابل آشکاره، تو برای دشمنی باش باید دنبال بهانه باشی، نه دیتا. وقتی شایعه میشه مأمور حکومت یک زن حاشیه‌نشین رو از خونه‌ش بیرون انداخت، باید اینم بذاری به حساب جنایت‌هاش. چون باید دنبال بهانه باشی.‌ اگه فردا معلوم شد اون زن دروغ گفته اهمیتی نداره‌. مگه اونا اهمیتی دادند به اینکه حرف‌شون درباره ساقط کردن هواپیما عوض شد؟ طرف مقابل نابودی تو رو میخواد. اگه مو رو از ماست بکشی بیرون و وفادار به حقیقت باشی هم نابودیت رو میخواد، اگه خیلی راحت هر فیک‌نیوزی رو بپذیری هم نابودیت رو میخواد. پس اگه فرقی نداره، باید از هر بهانه‌ای برای ری‌اکشن استفاده کنی.
این جملات زیبا به درد این میخوره که منجق‌دوزی بشه و قاب بشه و بالای میز فرش‌فروشی‌های تهران نصب بشه که نشون بده حاج‌آقایی که اینجا رو از باباش به ارث برده خیلی لوتیه! و گرنه دنیای واقعی یه عالم دیگه‌ست. حتی امام حسین در راه کربلا یه کاروان رو خفت کرد، چون اسب‌هاشون رو لازم داشت. منم بودم همین کارو میکردم. اونا بدون اسب یکم پیاده میرفتن به شهر میرسیدن، اما من بدون اسب یه مسئولیت تاریخی که رو دوشمه نمیتونستم انجام بدم. وفاداری به حقیقت اینه که به هر وسیله ممکن نذاری سپاه شرارت به کارش ادامه بده. چه موفق بشی چه نشی. نه اینکه اهداف بزرگ رو معطل وسواس‌های اخلاقی بکنی.‌ ما جنگ زیبا نداریم. اشعار زیبا درباره جنگ داریم، ولی هرجنگی به هرحال زشت خواهد شد. شما یا برای دفع اشرار وارد این زمین زشت میشی، یا نمیشی. اگه نشدی نمیتونی بگی نمیدونم من پاکباز بودم چی بودم.
1
Anarchonomy
این جملات زیبا به درد این میخوره که منجق‌دوزی بشه و قاب بشه و بالای میز فرش‌فروشی‌های تهران نصب بشه که نشون بده حاج‌آقایی که اینجا رو از باباش به ارث برده خیلی لوتیه! و گرنه دنیای واقعی یه عالم دیگه‌ست. حتی امام حسین در راه کربلا یه کاروان رو خفت کرد، چون…
نگاه کنید به محافظه‌کاران مذهبی آمریکا که چطور سنگرها رو یکی پس از دیگری به چپ لامذهب بی‌قید واگذار کردند. از یک طرف می‌گفتند جنین از نمیدونم از هفته چندم انسانه و سقطش قتل نفس به حساب میاد، و از طرف دیگه می‌گفتند ما با روش‌های کثیف دموکرات‌ها رقابت سیاسی نمی‌کنیم! خب چی شد؟ بازی سیاسی رو باختند و همه قوانین همونجوری تنظیم شد که همون چپ لامذهب بی‌قید می‌خواست. میلیون‌ها نفر از همون جنین‌هایی که می‌گفتند انسانه، دارند از بین میرند، ولی عوضش آقایون وارد بازی کثیف نشدند!

من برای کسی تکلیف تعیین نمی‌کنم. فقط میدونم لوزرها به بهشت نمی‌روند.