Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.1K subscribers
6.76K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
محقق و متخصص غدد درون ریزه، و میگه بیشمار پزشک زن بالای چهل سال برای حل مشکل فرزندآوری مراجعه می‌کنند و شوکه میشن وقتی میفهمند پیک تعداد تخمک‌هاشون و کیفیت‌شون سال‌ها پیش رد شده. و جای تعجبه که این‌ها پزشکی خوندن اما اطلاعات بیسیک درباره مکانیزم تولیدمثل ندارند.


ولی مشکل فقط از آموزش‌های پزشکی نیست‌. این فرهنگه که روی آموزش سایه انداخته. وقتی فرهنگ عمومی هی بت القا کنه که «درست رو بخون حالا، پروژه‌هات رو به سرانجام برسون حالا، برای بچه وقت زیاد هست»، حتی اگه واقعا بدونی دیر میشه، اهمیت نمیدی که دیر میشه. و عادت می‌کنی به این اهمیت ندادن.
چیزی نمونده که یه روز سبزهای آلمان به حزب اکثریت تبدیل بشن. البته اگه مواضع مشترک این احزاب را در یک سبد قرار بدیم، میشه گفت بیش از ۵۰ درصد مردم این کشور به شدت چپ هستند.
1
سقف طبقه چهارم هنوز سفید نشده. لوله‌های فاضلاب معلومند. کارگران همچنان در رفت‌آمدند. کف پارکینگ هنوز نخاله هست. اما چراغ طبقه دوم روشنه. پرده هم دارند‌. لوسترها نصب شده. رنگ منعکس‌شده از دیوارها با تغییر تصویر برنامه تلویزیون، عوض میشن. پشت پنجره، کاکتوس‌ها ردیف شده‌اند. این خانواده حتی یک هفته هم نمی‌تونسته صبر کنه‌. باید ساکن میشد. باید کلیددار می‌شد. شهر من شهر جنگ‌زده‌هاست. بدون اینکه جنگی در گرفته باشه. کسی نوشته بود ما دیگه به همه‌چی راضی شده‌ایم‌. اما درستش اینه که به همه‌چیز شهر راضی شدیم. ترجیح میدیم یک جنگ‌زده شهری باشیم تا یک دورافتاده. من دلم برای کسی نمیسوزه. شاید برای همین خدا من رو پیامبر نکرد. همه پیامبران از شدت دلسوزی برای مردم مریض می‌شدند. یا بلایی سر خودشون می‌آوردند. من اینطور نیستم. من برای کسانی که ازم کمک نمیخوان، یا به حرفم گوش نمیدن، دلم نمیسوزه. هرچقدر هم که بم بگن احساس بدبختی می‌کنند ازینکه مجبورند در ساختمان نیمه‌کاره زندگی کنند. و از همونش هم خوشحال باشند. من جاهای اشتباه فیلم‌ها چشم‌هام ممکنه خیس بشه. مثل صحنه‌ای که تصادفا محرک تنهاگزینی‌هامه، نه صحنه‌ای که بازیگر قراره نشون بده که داره زیر وزن ناراحتی خرد میشه. به فلاکت این مردم بی‌تفاوت نیستم. اما اون تفاوتی که در حسم ایجاد می‌کنه، دل سوختن نیست. نه به این خاطر که مدت‌هاست یک قلب فلزی دارم. بلکه به این دلیل که میدونم چقدر من و چیزهایی که من میگم رو نمیخوان. نوجوانی، دوران خوبی بود. با اینکه به نظر میرسید یک برزخ داغه. چون فکر می‌کردم من جزیی از یک ما هستم، که سرکوب‌مون کرده‌اند. قسمت سرکوب‌شدگیش تلخ بود، اما ما بودنش مزه خوبی داشت. اون دوران خوب تموم شد، وقتی که فهمیدم همون ما دوست داره من رو سرکوب کنه‌. می‌خواستم یک روز این ما، جنگ رو پایان بده تا دیگه جنگ‌زده نباشیم. اما دنیا یک‌جور دیگه بود‌. من باید اول از همه خودم رو از دیگران نجات میدادم، بعد دنیا رو از دیگران. که تا اولی اتفاق نیفته دومی فقط یک رویاست.‌ کتاب‌هایی که خوندم، همه بی‌فایده بودند. فیلم‌هایی که دیدم، همه وقت‌کشی بودند. چون هیچ‌کدوم بم یاد ندادند چطور از دیگران خلاص بشم. برعکس، کارکرد همه‌شون این بود که چطور جزئی ازون ما باشم. یک جزء خوب. یک جزء همراه. یک جزء فداکار. وقتی میگه همه‌جا دوربین مداربسته هست و همه در حال رصد شدن هستند، میپرسه «مشکلش چیه؟». نمیگه فوایدی داره و مضراتی. میپرسه مضراتش چیه؟ براش مجهوله. ریحانا تیشرتی میپوشه که روش نوشته «بیاندیش. تا غیرقانونیش نکردن». انقلاب و یاغیگری هم زیرمجموعه صنعت سرگرمیه. من ازین آدم‌ها نمی‌ترسم. من ازین به خودم میلرزم که فکر می‌کردم میشه دنیا رو نجات داد. یا حداقل کشورم رو. که نه تنها یک افسانه بود، بلکه این خودم هستم که دارم بدست مردم نابود میشم. نه برای اینکه مردم بدی هستند. شاید خیلی خوب باشند‌. بلکه برای اینکه مردم، همیشه همینند. و این رو کسی زودتر بم نگفته بود. و یکمی زیاد دیر فهمیدم.
و چه تلاش عبثی دارم که کسی علاوه بر خودم بفهمه چی دارم میگم.
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۱۲ سال توسعه کد بیت‌کوین، در شصت ثانیه.
هیچکس رئیس این آدم‌ها نبود. از جایی حقوق نمی‌گرفتند. وظیفه نداشتند انجامش بدن. اما چیزی رو ساختند که اونایی که رهبر دارند، و حقوق می‌گیرند، و وظیفه دارند، نمی‌تونستند بسازنش.
یه شرکتی هست به نام آریا طب فیروز، که دستگاه دیالیز میزنه‌. مال مهندس کاتوزیانه که شرکت عطر بیک رو داره. یه فرزانه رحمانی بچه سنندج هست که تو کنکور ۹۱ رتبه یک تجربی شده بود. ازین خرخونای فرزانگانی المپیادی. با کلی جایزه و لوح تقدیر. الان تو آمریکا پست‌دکتراش رو میگذرونه. تو رزومه‌ش کار پاره‌وقت برای همین آریا طب هم هست. میگه اونجا آخرین مقالات درباره بیماری‌های کلیوی و دیالیز رو براشون ترجمه می‌کردم و می‌گفتم چی به چیه. نخبه مملکت کارش ترجمه بوده! ظاهرن این شرکت یه تیم تحقیق و توسعه جمع کرده بوده که انگلیسی تخصصی هم بلد نبودن! حالا ایشالا اون دستگاهه درست کار می‌کنه.
Anarchonomy
یه شرکتی هست به نام آریا طب فیروز، که دستگاه دیالیز میزنه‌. مال مهندس کاتوزیانه که شرکت عطر بیک رو داره. یه فرزانه رحمانی بچه سنندج هست که تو کنکور ۹۱ رتبه یک تجربی شده بود. ازین خرخونای فرزانگانی المپیادی. با کلی جایزه و لوح تقدیر. الان تو آمریکا پست‌دکتراش…
علی‌اکبر رفوگران که دایی همین کاتوزیان میشه گفته بود مهم‌ترین عامل موفقیتم در راه اندازی کارخونه خودکار بیک این بود که رفتم فرانسه به مدیر گفتم دستگاه تزریق پلاستیک‌تون رو بفروشید به من و شانس آوردم که خیلی راحت قبول کردند.
این‌ها کارآفرین‌های زرنگی بودن‌. اما آدم هرچقدر تو تجارت و کاسبی زرنگ باشه، نمیتونه کشورش رو یه شبه به آلمان برسونه. آلمان شدن عقبه فرهنگی میخواد. بنیه آموزشی میخواد. اقتصاد باثبات میخواد. بانک‌های محلی میخواد. بازار آزاد میخواد.
حتی زرنگ‌ترین تولیدکننده‌های ایران، از زمان پهلوی گرفته تا همین الان، صرفا در واردات زرنگند، نه در صنعت. و وقتی مملکت ایزوله‌ و تحریمه، همون واردات هم به شکلی سخیف و بی‌کیفیت انجام میشه.
Anarchonomy
دوستان از پشت صحنه فرمودند در انتخابات ایالتی پایتخت، سبزها آلردی اکثریت هستند.
فدرالیست‌های قدیم فکر می‌کردند اگه محدوده جغرافیایی رو لحاظ کنند، میشه تا حد زیادی از مضرات دموکراسی در امان بود. اما به تراکم جمعیتی توجه نکردند‌. شاید چون باور نمی‌کردند وقتی منابع طبیعی فراوانه و توزیع متناسبی داره، مردم روستاها و شهرهای کوچک رو ول کنن و بریزن تو شهرهای شلوغ و متراکم. وقتی ایده‌های اولیه فدرالیست‌ها داشت مطرح میشد، فقط ۱۰ درصد مردم اروپا در شهرها زندگی می‌کردند. غیر از انگیس که استثنائا خیلی شهری‌تر بود. برای همینه که خندم می‌گیره وقتی ایرانی‌ها میگن راه نجات ایران فدرالیسمه! حدود دویست سال دیر از خواب پا شدن.
به دلایل تاریخی تو ایران حتی مردم عادی هم نسبت به حکومت نگاه چریکی دارند. و تو جنگ چریکی همه مفروضات بر این مبناست که طرف مقابل داره حساب کتاب‌هایی انجام میده. برای همینه که حتی وقتی برق قطع میشه، گزینه محتمل اولی که به ذهن مردم میرسه اینه که یه هدفی دارند ازین قطعی‌ها!
ولی قدرت متمرکز اصولا نیازی به حساب کتاب نداره. قدرت رو اعمال می‌کنه، چه لازم باشه چه نباشه. چه توجیهی وجود داشته باشه چه نداشته باشه. چه حمایت مردمی داشته باشه چه نداشته باشه.
از بچگی رفلاکس دارم، و مثل اینکه درست‌بشو نیست. اما چیزی که اوضاع رو بدتر کرده گازهای معده‌ست که آروغ‌های شدید ایجاد می‌کنه و همراهش اسید به مری پاشیده میشه. یکی از اعضاء کانال گفت غیر از زمان حرف زدن و غذا خوردن دهنت رو ببند. قطعا نمیتونی! ایموجی 😂 براش فرستادم و گفتم چرا نباید بتونم؟ آدم برای چی باید غیر از زمان حرف زدن و غذا خوردن دهانش باز باشه؟ ایموجی 😏 فرستاد و گفت «خب تست کن».
مدتیه دارم تمرین می‌کنم و در شوک فرو رفتم. عضلات فکم دارند تیر می‌کشند. انگار یه کیسه برنج ازشون آویزان بوده‌. حتی یک ساعت بسته نگه داشتن دهان خسته‌ش می‌کنه. ایموجی 😱 براش فرستادم و گفتم کاش زودتر شروع می‌کردم. شاید اگه از بچگی یکی اینو بم می‌گفت و بش عادت می‌کردم، شاید خیلی از دندان‌هام هم از بین نمی‌رفتند. و به عنوان اشانتیون، یکم هم خوشتیپ‌تر به نظر می‌رسیدم.
ایموجی 🤐 فرستاد.‌
هالیوودی‌ها تو فیلم‌هاشون تا اونجایی که جا داشته باشه به سرمایه‌داری فحش میدن، اما تو صنف خودشون حداقل‌ترین درخواست‌های کارگران رو هم تأمین نمی‌کنند. مدت‌هاست که دارن میگن ساعات کاری ما استاندارد نیست، به بهانه «پروژه باید زود جمع بشه» روزی ده ساعت کار میکشن ازمون، به بهانه «بودجه پروژه کمه» دستمزد پایین میدن، آخرهفته نداریم، وقتی مرخصی لازم داریم نمیدن، برای ناهار اندازه خوردن یه ساندویچ فرصت میدن، و ازین قبیل فشارها. حالا فیلمبردارهای مطرح هم به این اعتراضات پیوستند.
این جریان اعتراضی تا حدی کمونیستی هم هست، اما چه باک؟ مدعیان هالیوود اول به کمونیست‌های صنف خودشون بپردازند بعد برای مردم دنیا کمونیسم تجویز کنند‌.
وحدت حوزه و دانشگاه.
بچه‌شیعه فکر می‌کنه مداحی عربی اصیل‌تره! ولی داره اینو با قرآن اشتباه می‌گیره. زبان متن مقدس باید اوریجینال بمونه. قداست باید فرم خودش رو حفظ کنه، و گرنه زیادی زمینی میشه. و برای همین نماز فارسی و نماز انگلیسی نه تنها مسخره‌اند، بلکه در دزار مدت به ضرر نماز تموم میشن.
اما مدح امام داستانش فرق داره. هیچ فرقه‌ای بدون پس‌زمینه هویتی نیست. عزاداری شیعه ایرانی باید به زبان خودش باشه (چه فارسی، چه ترکی، چه هرچی)، و باید همون سبک رو ترویج بده. چون بدون این تفکیک‌های هویتی فرهنگی، تمایز فرقه‌ایش هم رنگ میبازه.

البته به من مربوط نیست. برن سرشون رو بکوبند به دیوار.
3
هربار چین بیت‌کوین رو ممنوع می‌کنه، در شصت روز بعد از ممنوعیت، نوسان قیمت کمتر میشه!
باید بشون گفت شما همینطور به ممنوع کردن ادامه بدید، مرسی!
Anarchonomy
علی‌اکبر رفوگران که دایی همین کاتوزیان میشه گفته بود مهم‌ترین عامل موفقیتم در راه اندازی کارخونه خودکار بیک این بود که رفتم فرانسه به مدیر گفتم دستگاه تزریق پلاستیک‌تون رو بفروشید به من و شانس آوردم که خیلی راحت قبول کردند. این‌ها کارآفرین‌های زرنگی بودن‌.…
بعضی از دوستان میفرمایند اینطور نیست هرچیزی در ایران تولید میشه بی‌کیفیت باشه.
درسته. خودکار بیکی که در ایران تولید میشد هم بی‌کیفیت نبود. چون درست عین فرانسویش بود. چون ماشین‌آلات ساختش هم از فرانسه اومده بود!
شما از زاویه دید یک مهندس نگاه می‌کنید، اما من از منظر بیزینس و رقابت درازمدت می‌بینم. همین الان شرکت‌های داخلی ما میتونند ماشین لباسشویی بوش رو مونتاژ کنند. شکافت اتم نیست. اما تنها مزیت تجاری که خواهد داشت ارزان بودن کارگر و انرژیه. اگه به هر دلیلی ارزانی این دو کنسل بشه، دیگه هیچ مزیتی وجود نخواهد داشت. و انرژی مفت هم اینطور نیست که همه رو وسوسه کنه. ژاپن حاضره کارگر ویتنامی که مهارت بیشتری داره و سخت‌کار هست رو استفاده کنه، یکم هم پول انرژی بیشتری بده، اما بساطش رو جمع نکنه بیاره یه جای ارزونتر مثل خاورمیانه. و البته خیلی مسائل ریز و درشت دیگه. مثل زیرساخت شبکه تأمین که تو ویتنام شکل گرفته و قرص و محکم شده. در این دوره زمانه دیگه اینجوری نیست که بری به طرف بگی خطت رو بردار بیار تو بیابونای ما، خودم پولشو میدم اونم ذوق کنه بگه باشه. حالا بگذریم که دیگه وقتی یخچال رو هم با ربات مونتاژ می‌کنند، انتقال خط تقریبا بی‌معنیه. مردم تصوری ندارند که حمل و نقل دریایی داره چقدر مفت تموم میشه. شما یه بیسکوییت رو از تهران بفرستی مشهد گرونتر درمیاد تا همون بیسکوییت رو از شنزن بیارن بندرعباس.
یکم به سیستم فکر کنید. مرسی.
نمیخوام ازین‌هایی باشم که از هر تصویری یک مفهوم فلسفی بیرون می‌کشند. اما این یکی میطلبه.
در این سبک عکاسی که بش نقاشی نور میگن (که البته عنوان دقیقی نیست، چون همه عکس‌ها نقاشی نورند)، حامل نور، که میتونه انسان باشه، میتونه درون باشه یا هرچی، دیده نمیشه، با اینکه در کادر وجود داشته‌. چه چیزی حامل رو محو کرده؟ دستکاری صورت نگرفته. کار فوتوشاپ نیست.

وقتی شاتر برای مدت طولانی‌تر باز میمونه، و فوتون‌ها در ظرف پیکسل‌ها جمع میشن، فوتون‌های انعکاس یافته از جسمی که در حال حرکته، زیر فوتون‌های اجسامی که ثابتند، دفن میشن. چون کمترند. چرا کمترند؟ چون جسم ثابت فرصت بیشتری داشته تا اون پیکسل رو پر کنه. اما جسم متحرک خیلی سریع رد شده. دو نفر رو در نظر بگیرید که هر ثانیه یک سکه به سمت یک جعبه میندازن. اما یکیشون سرجاش ثابت ایستاده، و اون یکی میره یک میدان رو دور میزنه و وقتی از کنار جعبه رد شد، سکه‌ش رو توش میندازه. واضحه جعبه پر میشه از سکه‌های کسی که ثابت ایستاده. چون تا اون یکی بره دورش رو بزنه و برگرده، این یکی صدها سکه انداخته توش. و در نهایت وقتی به جعبه نگاه کنیم، فقط سکه‌های فرد ثابت رو می‌بینیم.

اما نور متحرک، حتی به جسم ثابت هم غلبه می‌کنه. چون هرچند جسم ثابت فرصت بیشتری برای پر کردن پیکسل داره، اما داراییش انعکاس نوره، نه خود نور. نور متحرک، خود منبع نوره. و از جلوی هر پیکسلی رد بشه، اشباعش می‌کنه. حتی اگه یک میدان رو دور بزنه و از جلوش رد بشه. پس این زمانه که حامل رو محو می‌کنه.

عناصر موجود رو میشه به سه دسته تقسیم کرد که میتونند سمبلی از کلیت جهان هستی باشند. جسم متحرک که زمان محوش می‌کنه، ماییم. ما مردنی‌ها و موقتی‌ها. جسم ثابت که به وجود ما غلبه می‌کنه، جهان خلقته (همون سنگ‌ها و دریاها و خاک‌ها)، و نور متحرک که به زمان غلبه می‌کنه، خداست. شمایی که محو میشی، رد خدا رو بر جهان میندازی.


عطار شاگرد نمیخواست؟


https://news.1rj.ru/str/Aghmoallem/4902
چندماه پیش نوشتم قرنطینه اگه به همون شکل خشن که چین انجام داد انجام نشه بیفایده‌ست. اینجا فوتی‌های کالیفرنیا و فلوریدا رو می‌بینید که مشابه هم هستند و بلکه کالیفرنیا با اون همه تعطیلی و ممنوعیت، بیشتر هم هست‌.
ایندفعه فرق داره. متن صریح قانون دولت‌های محلی رو موظف کرده که هرگونه ماینینگ، هرگونه خرید، فروش، انتقال، و ارائه خدمات سرمایه‌گذاری و حتی امانتداری برمبنای هر نوع رمزارزی رو مورد پیگرد قضایی قرار بدن. حتی شرکت‌های تبلیغاتی، حق ندارند در هیچ محتوایی، اعم از چاپی یا دیجیتال، از کلمه کریپتو استفاده کنند.
اون منافعی که به زعم خودشون از سرکوب رمزارزها دارند، خیلی کلفت‌تر از منافع محدودیه که از بازی دادن بازار به دست میارن. قانون جدید، جارو زدن کامل کشوره برای بی‌رقیب کردن یوآن دیجیتال در بازار.
Anarchonomy
ایندفعه فرق داره. متن صریح قانون دولت‌های محلی رو موظف کرده که هرگونه ماینینگ، هرگونه خرید، فروش، انتقال، و ارائه خدمات سرمایه‌گذاری و حتی امانتداری برمبنای هر نوع رمزارزی رو مورد پیگرد قضایی قرار بدن. حتی شرکت‌های تبلیغاتی، حق ندارند در هیچ محتوایی، اعم از…
به زودی فقط دو ارز رسمی در دنیا خواهیم داشت. یوآن دیجیتال، و دلار. پول ملی بقیه کشورها در برابر این دو، حکم شت‌کوین‌هایی رو خواهند داشت که کسی باشون معامله‌ای انجام نمیده. تنها راه استقلال کشورها ازین دو غول، پذیرفتن بیت‌کوینه. اما همه دولت‌ها به اندازه کافی بی‌کفایت و وابسته هستند که این راه رو انتخاب نکنند. مردم این کشورها اصلا در جریان نیستند چی در انتظارشونه.
نیویورک خیلی درباره آزادی مذهبی ادعا داشت. امروز فرماندار نیویورک میگه «هیچگونه امتناع از زدن واکسن به دلیل معذوریت‌های مذهبی پذیرفته نیست، چون از رهبران مذهبی پرسیدیم و اونا گفتن مانعی وجود نداره». مگه قرار بود حدود آزادی فرد مذهبی رو رهبر مذهبی تعیین کنه؟ اونم رهبری که معلوم نیست همه قبولش دارند یا ندارند. اگه قرار بود تقید به شرع رو به رهبر مذهبی بسپریم، خب نماز روزه‌هامون رو هم میدادیم اونا بخونن و بگیرن.

البته این اظهارات و این سیاست‌ها برکت‌های زیادی داره. حداقلش اینه که همه می‌بینند «آزادی مذهبی» در جامعه لیبرال، چقدر فیکه. آزادی مذهبی رو فقط تا اونجایی تحمل می‌کنند که با لباس خاصت خودت رو متمایز نشون بدی، که بعد بگن وای چه جامعه رنگین‌کمانی و متنوعی داریم!