Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
درباره افسانه «تبعیض درآمدی علیه زنان» این ویدئو رو ببینید و برای دوستان‌تون هم بفرستید.

https://news.1rj.ru/str/bourgeois_ir/351
Anarchonomy
درباره افسانه «تبعیض درآمدی علیه زنان» این ویدئو رو ببینید و برای دوستان‌تون هم بفرستید. https://news.1rj.ru/str/bourgeois_ir/351
و اما چندتا کامنت درباره ویدئو بالا و تبعیض:

- هر اختلافی لزوما یه اتفاق ناگوار نیست. بین خود مردها هم اختلاف درآمدی هست و در موارد بسیاری، خودخواسته‌ست. مثلا کارگر خدماتی یک درمانگاه رو دیدم که به همکارش می‌گفت «امنیت شغلی خیلی مهمه. حاضرم برم یه جا دیگه که کمتر هم بدن، ولی هرروز نترسم که میخوان تعدیل نیرو کنن». یعنی شما خودت انتخاب می‌کنی که درآمد کمتری داشته باشی، و در قبالش چیز دیگه‌ای بدست بیاری که لزوما با پول قابل ارزش‌گذاری نیست. به همون ترتیب، یک زن هم میتونه شغلی رو انتخاب کنه که درآمدش کمتره، ولی با استایل زندگیش همخوانی بیشتری داره. تا وقتی مجرد و مستقل باشه، هیچ مشکلی وجود نداره. ولی وقتی قراره با یک نفر دیگه شریک بشه، چه مرد باشه چه زن (جنسیت شریک اهمیت نداره) اوضاع تغییر می‌کنه. چون طبیعتا اونی که سهم بیشتری میذاره رو میز، قدرت بیشتری پیدا می‌کنه (این طبیعت پوله، کاریش هم نمیشه کرد). چیزی که فمنیست‌ها ترویج دادند اینه که پذیرفتن سهم کمتر درآمدی، سپردن زمین قدرت به مردهاست و کاملا اشتباهه، اما در مورد زوج‌های لزبین کاملا ساکتند. در حالی که اگه دو زن لز با هم زندگی کنند، باز هم اونی که درآمد بیشتری داره، غلبه داره به شریک. اگر به زن لزبین میشه این حق رو داد که خودخواسته قدرت رو در اختیار شریک همجنسش قرار بده، پس باید به زن استریت هم این حق رو داد که اگه دلش خواست قدرت رو به مرد خودش واگذار کنه. اما چرا این حق رو بش نمیدن و حتی این واگذاری رو معادل بازندگی نمایش میدن؟ چون فمنیسم درباره برابری نیست، درباره مردستیزیه.

- جاهایی که واقعا تبعیض علیه زن‌ها وجود داره، مثل ایران، در نهایت باز به ضرر مردهاست، نه خود زنان. میشه با کمی گشت و گذار در بازار متوجه شد که به یک گرافیست زن حقوق کمتری میدن (یکی از توجیهات اینه که گرافیست‌های زن به این شغل به عنوان تأمین‌کننده اصلی زندگی نگاه نمی‌کنند، پس به عدد پایین هم راضی میشن). و ازونجایی که این حقوق کم به یک رویه تبدیل شده، هرکس که دنبال گرافیست میگرده، گرافیست زن می‌خواد! و در نتیجه پیدا کردن کار برای گرافیست مرد، فوق‌العاده مشکل شده. اون پولی که داره گرافیست زن می‌گیره، کمتر از پولیه که گرافیست مرد می‌گیره، ولی پولی که گرافیست مرد می‌گیره وجود خارجی نداره. یعنی تبعیض وجود داره، اما در مقایسه با یک مقدار مجازی! وقتی کسی گرافیست مرد نخواد، دیگه اهمیتی نداره که چقدر ممکن بود بش بده. چون نمیده. در نهایت، گرافیست مرد حتی اگه بخواد همون حقوق ظاهرا تبعیض‌آمیز که به زن‌ها میدن رو هم بپذیره، باز کار گیرش نمیاد. چون گرافیست زن، علاوه بر ارزان بودن، پرستیژ محیط کار رو هم بالا میبره!
پس این کارفرماها هستن که دارن به مردها فشار وارد می‌کنند، نه اینکه مردها به زن‌ها ظلم کنند! اولی جذابیت رسانه‌ای نداره، ولی دومی داره. برای همین ما با دومی بمباران میشیم.

- حتی در همین ویدئو گفته میشه اگه میخواید اختلاف درآمدی کمتر شه، باید زنان رو تشویق کنید که به سمت مهارت‌های پردرآمدتر برن، مثل برنامه‌نویسی! هالیوود هم مدتیه مشغول به این جهاد فمنیستی شده و تو فیلم‌ها و سریال‌ها دخترهایی رو نشون میده که آخرت هک و کدنویسی هستند و در عین حال یه کلکسیون از لاک ناخن‌های مختلف هم دارند (که یعنی لازم نیست مردونه باشی تا بتونی خوره کامپیوتر باشی). باید تحقیقاتی صورت بگیره که بررسی بشه وقتی به یک دختر تیپیکال فیلمی رو نشون میدن که توش یه دختر تیپیکال یه هکر حرفه‌ایه، آیا علاقه‌مند میشه تا خودش هم بره تو اون حرفه یا نه (البته خیلی سخته انجام چنین تحقیقاتی، چون محققینش ممکنه هدف ترور فمنیست‌ها قرار بگیرن و شب‌ها باید در خونه‌شون رو قفل کنند)، ولی فارغ از نتیجه چنین تحقیقاتی باید این سوال اساسی رو مطرح کرد که: اگه لازمه میلیون‌ها دلار خرج بشه تا دختر تیپیکال رو «قانع» کنیم که یه شغل خاص رو انتخاب کنه، معنیش این نیست که داریم راهو اشتباه میریم؟
4
از نظر اقای زیدآبادی، یک مشت سفیه متعصب اسراییلی دارن کارهایی می‌کنند که در نهایت منجر به نابودی اسراییل میشه!
همواره در تعجبم از دشمنان اسراییل که همزمان با دشمنی با اسراییل، برای آینده‌ش هم دلشوره دارند!
اما ایشون جوری این سفاهت و تعصب رو تعریف می‌کنه که گویی اتفاق جدیدی در اسراییل افتاده. در حالی که فقط یک قانون تصویب شده که اسراییل رو یک کشور یهودی نگه میداره. برگردیم به سال ۱۹۴۸. مگه صهیونیست‌های اون موقع همینو نمی‌خواستن؟ خب در قالب فکری زیدآبادی، اونا هم سفیه و متعصب بودند! نمی‌دونم تونستم شما رو متوجه این موقعیت کمیک کنم یا نه.. داره میگه اینا سفیهن که دارن کاری می‌کنند که میراث یه عده سفیه دیگه در معرض نابودی قرار بگیره!

کسی که تکلیف خودش با خودش مشخص نیست، نگران تکلیف ملت یهوده!



https://news.1rj.ru/str/ahmadzeidabad/284
تلویزیون داشت سخنرانی رحیم‌پور ازغدی رو پخش می‌کرد، یه جاش گفت خود حسنی مبارک گفت یکی از اشتباهات ما این بود که اجازه دادیم سریال حضرت یوسف که ایران ساخت تو مصر پخش بشه، این سریال نقش داشت در سقوط حکومت ما!

بهترین استنداپ کمدین‌های دنیا هم یه جاهایی توی اجراهاشون خندشون می‌گیره. این خیلی عجیبه، ۱۲۰ دقیقه مسلسل‌وار جوک میگه، و حتی یک‌بار خنده‌ش نمی‌گیره! و از خودش جالب‌تر مستمعینش هستند که عین اون ۱۲۰ دقیقه رو زل میزنن بش و حتی یکبار خنده‌شون نمی‌گیره!

از زمانی که اون حکومت سقوط کرد، حسنی مبارک یا تو بیمارستان بوده یا تو سلول انفرادی یا تو حبس خانگی. کی وقت کرد بیاد درباره علل سقوط حرف بزنه که بعد بیاد همچین چرندی رو بگه؟ اون انقلاب رو از یه طرف سکولارها راه انداختن، که تکلیف‌شون با قصص انبیاء مشخصه کاملا، و از یه طرف اخوان‌المسلمین، که هم تکلیفش با محصولات شیعه‌ها مشخصه، هم پنجاه ساله که دنبال «اسقاط النظام» بوده و لنگ یه سریال نبوده.

اما از مورد خاص مصر بگذریم.. نکته‌ای که مهمه اینه که این جماعت چرندگو، با حالتی خیلی جدی این حالت پیشفرض رو در ذهن دارند که: ایدئولوژی ما یک ایدئولوژی برتر است، و چون ذاتا برتر است، فارغ ازینکه با چه محتوایی و با چه کیفیتی ارائه‌ش بدیم، انسان‌ها له‌له‌زنان میفتن دنبالش! ممکنه یه فیلمی بسازیم که سناریوش شعور مخاطب رو زیرسوال ببره، و کیفیت ساختش خجالت‌آور باشه، اما چون ایدئولوژی ما رو نمایندگی می‌کنه، میلیاردها دلار محصولات فرهنگی دیگر تولیدکنندگان که بسیار باکیفیت‌تر هستند رو میشوره میبره! یعنی همون تز «خون بر شمشیر پیروز است» رو آوردن کاملا فنی و کارکردیش کردن. خون، مزخرفات فکری ماست، و شمشیر کل تولیدات فکری و فرهنگی غرب و شرق عالم با چند قرن عقبه اندیشه‌ورزی! همینقدر متوهمانه، و همینقدر ترحم‌برانگیز.
اما توهم به همین خلاصه نمیشه. در مغز این جماعت این تصور هم وجود داره که جامعه انسانی در سال ۲۰۱۸، میتونه از داستان‌های کتب مقدس راه‌حل دربیاره برای معضلاتش! حالا فارغ ازینکه چه کسی ارائه‌ش کنه. یعنی تو انجیل و قرآن چیزهایی هست که هنوز به درد مشکلات پیچیده دنیای امروزی میخوره! البته این بابا مبتذل‌ترین نوع تأثیرپذیریش رو تعریف می‌کنه: روایت شوریدن بر فرعون، مردم رو تشویق می‌کنه به شوریدن علیه حسنی مبارک! همینقدر کودکانه. اما کسانی هستند که ذهن‌شون کمی عمیق‌تره، و تأثیرپذیری رو یکم چندلایه‌تر در نظر می‌گیرند، ولی درهرحال همگی در این تصورند که این محتویات کهنه، قابلیت راه‌حل‌سازی دارند!
واقعیت خنده‌دار اینه که فعلا هر مصیبتی که در خاورمیانه جاری شده، یه ربط مستقیم یا غیرمستقیم به کتب آسمانی داره. و اگه این ملت‌ها، تستی هم که شده، یه دوره ده ساله یا بیست ساله مبنا و معیار بودن کتب مقدسشون رو بذارن کنار، خواهند دید که کل منطقه شاهد یه جهش بزرگ در توسعه و آبادانی میشه.‌ به کسی که روزی یه لیوان الکل میخوره و کبدش از بین رفته، باید گفت نخور حیوان! نه اینکه بگی روزی دو لیوانش کن.
5
مدتیه گرفتارم و برای همین چیزی ننوشتم. الان در مطب دکتر هستم و این پست زیدآبادی رو دیدم. خواستم فقط یه کامنت روش بذارم:
اگه حتی زیدآبادی چنین مطلبی می‌نویسه، یعنی اتفاقات مهمی افتاده و ما براندازها دیگه به یک موجودیت غیرقابل انکار و غیرقابل دورزدن تبدیل شدیم.

https://news.1rj.ru/str/ahmadzeidabad/285
ادمی که چند روزه دراز کشیده و هیچ تحرکی نداره، چرا در حالت افقی قلبش ۸۵ تا میزنه؟
یا خانوم‌ها حالش رو دگرگون کردن، یا هنوز از جمشید «آریا» میترسه 😁

https://news.1rj.ru/str/khabaronline_ir/177290
دیشب در گفتگوی خبری شبکه دو طهماسب مظاهری داشت می‌گفت اینکه رشد نقدینگی چندده برابر رشد تولیدناخالص ملی بوده یعنی در آینده نزدیک با تورم‌های شدید مواجه خواهیم شد! و ازونطرف نماینده بانک مرکزی می‌گفت نه، این حجم رشد نقدینگی با این که خیلی بزرگه نسبت به رقم‌های متعارف دنیا اما در مقایسه با گذشته خودمون، اتفاق بغرنجی نیفتاده هنوز!

با ابعاد فنی موضوع کاری ندارم، اونایی که سر درمیارن ازین مسایل میتونن تشخیص بدن کدومشون دارند درست میگن. مسئله اینه که حتی مخالفان بانک‌مرکزی، که یعنی مخالفان دولت، و یا حتی منتقدان دولت، همونایی هستند که مورد تأیید نظام هستند، مثل مظاهری! اونی که مورد تأیید نظامه نمیاد دست بذاره رو مسائل ریشه‌ای‌تر، که بگه اساسا چی شد که اینجوری شد، و چرا به این جا رسیدیم، و اصلا چرا در آستانه به گل نشستن کشتی، داریم درباره بدیهیات علم اقتصاد بحث می‌کنیم. چون رفتن سراغ ریشه‌ها مستقیم همه رو میبره به سمت اصل نظام!

این میزگردها و بحث‌ها، این آدرس غلط رو میده که معضلات ایران، یه سری مسائل فنی هستند که مثل هر کار فنی‌ای ممکنه توش هزارتا گیر و گور پیش بیاد و «کارشناسان» باید هی با هم کلنجار برن تا راه حل رو پیدا کنند! یعنی وانمود می‌کنند این بحث‌ها مثل بحث‌هاییه که مثلا بین بانک مرکزی ژاپن و دولت ژاپن و تحلیلگران ژاپن و فعالان اقتصادی ژاپن پیش میاد معمولا، و همونطور که اونا مشغول هستن ما هم مشغولیم! در حالی که دارن درباره ابتدایی‌ترین اصول اقتصادی جر و بحث می‌کنند، نه مسائل جدید و بدیعی که ممکنه تو ژاپن پیش بیاد.
یعنی این نمایش‌ها یه فریبکاری دو لایه‌ست. در لایه اول وانمود میشه که این صحبت‌ها، صحبت‌های علمی و فنیه! و در لایه دوم وانمود میشه راه نجات فقط از معبر همین صحبت‌های ظاهرا فنی میگذره!

واقعیت اینه که در یک نظام «الیگارشی ایدئولوژیک» نمیشه یک اقتصاد سالم داشت. مهم نیست چه سیاستی اتخاذ بشه. ممکنه یک سیستم الگیارشی باشه، مثل روسیه، که مملو از فساد هم هست، اما چون ایدئولوژیک نیست (و حتی حاضر نیست به خاطر متحدش یک سربازش کشته بشه)، باز اقتصادش شانس رشد و توسعه داره. و ممکنه یه سیستم، ایدئولوژیک باشه، مثل داعش، که هیچ کاری با توسعه و پیشرفت نداره، اما چون الیگارشی نیست، همه هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی روی همون ایدئولوژی متمرکز میشه طوری که همه ناظران رو شگفت‌زده کرد که چطور لجستیک کارهایی که داشت انجام میداد رو تأمین می‌کرد (و انقدر موفق بود در مدیریت که باعث شد متعاقب ناباوری شدید در ناظران، هزار و یک جور نظریه توطئه خلق بشه). هم روسیه و هم داعش، از یک پا فلجند، اما با یک پا هم می‌تونن راه برن، هرچند کند.
ولی ما گرفتار سیستمی هستیم که در فساد و رانت کپی روسیه‌ست، و در ایدئولوژی شبیه داعش! و این یعنی از گردن قطع نخاع!
3
روحانی موفق شد توجه ترامپ رو جلب کنه و به واکنش وادارش کنه. درسته که ترامپ تو اکانت توعیترش جواب همه‌جور آدمی رو داده تا الان، ولی جواب هرجور رو آدمی رو نمیده. اونم با کپس‌لاک روشن! مثلا امینم خودشو به آب و آتش زد تا ترامپ رو وادار به واکنش کنه و حتی یه اهنگ هم علیه‌ش خوند. اما در حسرت توجه‌ش باقی موند. و این توجه، دقیقا چیزی بود که روحانی می‌خواست. چون روحانی، برخلاف احمدی‌نژاد چهره‌ای جهانی نیست. احمدی‌نژاد رو به خاطر حرف‌های عجیب غریبش پشت تریبون‌ها و همچنین هاله‌ای از «افراطی‌گری» که دورش پیچیده بود (یا به دست خودش یا به دست دیگران) برای مردم غیرسیاسی جهان یه چهره آشنا بود. اما روحانی رو کسی نمیشناسه که بخواد شنیده بشه. ولی حالا به استناد جواب ترامپ، شنیده شد. روحانی می‌دونست که شعارهای ضدآمریکاییش در داخل ایران برای کسی باورپذیر نیست (حتی اگه قاسم گروگانگیر تأییدش کنه). چون موافقین و مخالفینش سر فیک بودن این آمریکاستیزی توافق دارند. و چون در داخل خریدار نداشت، دست به دامن ترامپ شد.
روحانی، چه زمانی که برای برجام هرکاری می‌کرد، و چه الان که در گردشی ظاهراً صد و هشتاد درجه به طرف اصلی برجام میتازه، نگاهش به خارج بود. چه اون موقع که می‌خواست تأیید بشه، تأیید آمریکا رو می‌خواست تا «میانه‌رو» معرفیش کنند، و چه الان که میخواد یه چهره ضدآمریکا شناخته بشه باز تأیید آمریکا رو می‌خواد تا یه «تهدید» معرفیش کنند.
هرچند که هیچ انگاشتن توده مردم، یک خصلت واگیردار در تمام مقامات جمهوری‌اسلامیه، اما در بین کارگزارانی مثل روحانی و آدم‌های پشت‌سرش غلظتی دوچندان داره. ما وارد دوره‌ای از جمهوری‌اسلامی شدیم که هیچ کدوم از انقلابیون ابایی از فیک‌بودن ندارند، و هیچ‌کدوم ابایی از پشت کردن به مردم ندارند.
از یک طرف ساده‌دلان حامی نظام رو داریم که فکر می‌کنند بدون مولفه‌های قدرت می‌تونند تا ابد حکومت رو حفظ کنند. و از یک طرف براندازانی که فکر می‌کنند بدون مولفه‌های قدرت می‌تونن ساقطش کنن!
3
ما سکولارها در عقیده و اندیشه هفتاد و دو ملتیم. اما حامیان نظام، چنان کپی هم هستن که گویی از زیر دستگاه قالب‌زنی بیرون اومدن! علتش مشخصه. در نظام قبیله‌ای، فرد معنا نداره. قبیله ازشون حمایت می‌کنه، اما فردیت‌شون رو ازشون می‌گیره. فکر می‌کنند فکر مستقلی دارند، اما چون فردیت ندارند هر فکری داشته باشند متعلق به قبیله‌ست، نه خودشون. بنابراین ذاتا ممکن نیست که عضو قبیله باشی و مستقل باشی. اگه کسی حامی نظام بود و گفت من از رسانه‌های نظام خط نمی‌گیرم، کاملا آشکارا مهمل میبافه. چون «کسی» نیست که بخواد خط بگیره یا نگیره. خود خط گرفتن یه اختیاری لازم داره، که نداره. یه هیچکسه. وقتی این هیچکس‌ها در راه نظام کشته میشن و افکار عمومی اهمیت نمیده، علم مظلومیت رو بلند می‌کنند. ولی این ربطی به مظلومیت نداره. هیچ‌کس‌های قبیله، باید هم بی‌اهمیت باشند. چون قبلا اهمیت خودشون رو به اهمیت قبیله فروختن.
5
‍ ‍‍ کتابخانه نشویل تنسی، کلاس آموزشی داره برای کسب مهارت در استفاده از اینترنت و گوشی‌های هوشمند. ظاهرا این تو خیلی از کتابخونه‌هاشون جریان داشته، ولی الان گوشی هوشمند هم بش اضافه شده.‌ کم‌سوادها، سالخورده‌ها، خردسالان، و حتی اونایی که باسوادن اما تو بحر تکنولوژی نبودن قبلا، می‌تونن بیان نحوه کار کردن با این چیزها و مخصوصا اینترنت رو یاد بگیرن.
چیزی که فقدانش در ایران پدر جامعه ما رو درآورده. درصد قابل توجهی از جمعیت همچنان سر در نمیارن از تکنولوژی‌های جدید، و حتی اون‌هایی که فکر می‌کنند سر درمیارن، خوب این محیط‌ها رو نمیشناسن. (یکی از دلایل حمله‌های اینستاگرامی که در بین کاربران ایرانی رواج داره هم همینه، مشکل از فرهنگ نیست، از ناآشنا بودن با این دنیای جدیده).
برخلاف تصورات عقب‌افتاده ما از کتابخانه، کتابخانه محل نگهداری کتاب نیست. این تعریفش مربوط به زمانی میشه که بغداد مرکز تولید علم جهان بود. تو قرن بیست و یکم اوضاع خیلی تفاوت داره. کتابخانه محل بالاکشیدن دانش شهروندانه، مخصوصا اون‌هایی که از قافله عقب موندن. یعنی کتابخانه، یه جور سوسیالیسم «دانستن» رو اجرا می‌کنه.
و کتابخونه‌های ما هم صرفا سالن‌های مثلا ساکتی هستند برای آماده‌شدن جهت کنکور!
3
تو وبلاگ یه دکتر خوندم که می‌گفت بیشتر همکاران من روی این تمرکز می‌کنند که بیمار رو از ناراحتی‌هایی که دارند خلاص کنند. و اون ناراحتی‌ها از یه سری دردها و عارضه‌هاست. پس همه تجویزات و توصیه‌هاشون در راستای برطرف کردن علائمه. اما واقعیت اینه که درد، زبان تکلم بدن انسان با صاحبشه. مثل نوزادی که زبانی که باش ارتباط برقرار می‌کنه، گریه‌ست، بدن هم از درد و ورم و جوش و کبودی و این چیزها قصد حرف زدن داره. شما باید بفهمی که چی میخواد بگه. اگه گردنت درد می‌گیره، می‌خواد بگه داری بد میخوابی! اگه سر دلت میسوزه می‌خواد بگه داری چیز ناجوری می‌خوری! اگه سی‌تی‌اسکن هیچ مشکلی تو کمرت نشون نمیده ولی کمرت درد می‌کنه می‌خواد بگه زیادی زیر استرس هستی! پوشوندن علائم مثل اینه که هی بش بگی ساکت شو! شاید واقعا از رو بره و ساکت هم بشه، اما حرفش شنیده نشده، و ازونجایی که هیچ حرف اضافه‌ای نمیزنه، هرچیزی که می‌خواسته بگه حتما و حتما ضروری بوده که شنیده بشه، و لذا نشنیدنش حتما با عواقبی همراهه.

من می‌خوام به این واقعیت این رو هم اضافه کنم که علاوه بر بدن، روان انسان هم دقیقا همین حالت رو داره. امروز ولادت امام رضا بود و در این مملکت شیعه نشین میشه ازین مناسبت به عنوان یه بهانه استفاده کرد برای توضیح حرفم. امروز روزیه که خیلی‌ها مشتاق این بودند که در مشهد حضور می‌داشتند. وقتی ازین‌ها می‌پرسی چرا دوست داری بری زیارت؟ یکی از جواب‌های رایج اینه: میخوام برم تا آقا حالمو خوب کنه!.. و واقعا هم میرن و حالشون موقتا خوب میشه. اما سوال اینه: چرا حالت خوب نبود؟ (یکی از همکلاسیام می‌گفت میدونی چرا هیچکس از تو خوشش نمیاد؟ چون سوالایی می‌پرسی که حرص آدمو درمیاره!). میگن چند وقته افسرده‌م، میرم حرم امام رضا دوباره شارژم کنه! خب چی باعث شد خالی بشی که بعد میخوای امام رضا دوباره پُرت کنه؟ اون چیز چیه؟ یه مثال ساده میزنم. خانوم با خانواده شوهرش مشکل داره. دائم در معرض آزار کلامی قرار داره. شوهر خودش هم ساپورت چندانی ازش نمی‌کنه. خانواده خودش هم یا خیلی دورن یا اهمیتی نمیدن. احساس تنهایی می‌کنه. یه بلیط می‌گیره پا میشه میاد مشهد، یه شب تا صبح تو حرم با یه کاراکتر خیالی درد و دل می‌کنه، و آروم میشه و میاد بیرون و برمی‌گرده، تا اپیزود بعدی که دوباره همینقدر احساس تنهایی کنه و بغضش تجمیع بشه و برگرده و باز همین داستان.
هیچوقت از خودش نمی‌پرسه چه ضعفی در من هست که انقدر بغض تولید می‌کنم در خودم؟ ضعف شخصیتیه؟ ضعف اخلاقیه؟ مشکل فلسفیه؟
زائر میره مشهد تا علائم روحش رو ساکت کنه. در واقع این افراد از امام رضا به عنوان یک «پماد موضعی» استفاده می‌کنند! اگه افسرده‌اید، برید فکر کنید که چرا نمی‌تونید در برابر هجوم دیو افسردگی دوام بیارید. یه جا می‌لنگیده که روحتون بوسیله افسردگی یا بی‌حوصلگی بتون علامت داده. به جای مکالمه با یک کاراکتر خیالی، باید از خودتون مشاوره بگیرید. در مورد نفس زیارت بحث زیاد میشه کرد و من باش کاری ندارم. فقط میگم اینی که الان هست تقلیل پیدا کرده به «رضاجون، اوف شدم، خوفم کن!». خیلی صورتی‌رنگ و جلف (و خوشدلانه فکر می‌کنند این الترناتیو مدرنیه برای سبک خشک قدما در زیارت!). هیچ زخمی با پمادهای مذهبی درمان نشده. اگه روان شما زخمه، باید علتش رو پیدا کنید. اگه از زندگی خسته میشید، یه جای جهان‌بینی‌تون اشکال داره. امام رضا نمیتونه خستگی‌تون رو در کنه. فقط خودتون می‌تونید درستش کنید.
4
رفته بودم نمایندگی خدمات پس از فروش لپ‌تاپ و تو نوبت بودم که یه پیرمرد تقریبا ۶۰ ساله‌ای کنارم نشست و با یه سوال فنی سرصحبت رو باز کرد و گفت باتری لپ‌تاپم خیلی زود خراب شد، فقط دو سال کار کرد، البته اینم بگم روزی هشت ساعت استفاده می‌کردم!
تو دلم گفت حاجی‌جان، قبل از باتری لپ‌تاپت باید مقعدت هم چک کنی، بعید نیست اونم مبتلا به بواسیر شده باشه روزی هشت ساعت نشستی یه جا! باید چقدر دووم میاورد پس؟ دوسال روزی هشت ساعت آخه؟ دَدشو درآوردی بعد میگی زود خراب شد؟

همونجا یاد پست قبلیم افتادم درباره کتابخونه‌های آمریکا. در کنار نحوه کار کردن با تکنولوژی، بد نیست نحوه کار کردن خود تکنولوژی رو هم به مردم آموزش بدن. تا مثلا بدونن این باتری چجوری کار می‌کنه، چجوری ساخته شده، چرا تواناییش در این حده، و چرا تواناییش در اون حد نیست، چه تاریخچه‌ای داره، پوست چند تا دانشمند و نابغه کنده شده تا به اینجا برسه، و سرمایه‌داری چجوری به دست من رسوندش. من با این شعار «همیشه حق با مشتری است» موافق نیستم، مشتری خیلی وقت‌ها در هپروته. و خیلی وقت‌ها نمی‌دونه چیزی که دستشه چقدر باشکوهه.



پی‌نوشت: کارم که تموم شد و اومدم بیرون، به خودم گفتم: احمق فرصت‌سوز نادون، کی هشت ساعت میشینه پشت لپ‌تاپ؟ شاید یارو نویسنده بوده! باید صحبت رو ادامه می‌دادی و از زیر زبونش می‌کشیدی بیرون که چیکار می‌کنه!.. ولی دیگه دیر شده بود، و منم یه احمق فرصت‌سوز نادون بودم.
3
اسپاتیفای (سرویس موزیک آنلاین) با ۵۷ میلیون کارت بانکی در سراسر جهان تراکنش داره! و نت‌فلیکس با ۱۲۵ میلیون کارت!
کل کارت‌های تراکنش‌دار ایران ۹۰ میلیون عدده.
4
یه مسیری هم هست برای فرستادن ماهواره به روی سطح کره ماه که دقیقا این شکلیه! عین خط‌خطی‌های بچه‌ها. با این مسیر ۴۰ درصد انرژی کمتر مصرف میشه! ۴۰درصد خیلیه. ولی ۲ سال طول میکشه!
تو‌ چه دنیای عجیبی هستیم
Anarchonomy
یه مسیری هم هست برای فرستادن ماهواره به روی سطح کره ماه که دقیقا این شکلیه! عین خط‌خطی‌های بچه‌ها. با این مسیر ۴۰ درصد انرژی کمتر مصرف میشه! ۴۰درصد خیلیه. ولی ۲ سال طول میکشه! تو‌ چه دنیای عجیبی هستیم
با مسیر عادی، دو هفته‌ای می‌تونن ماهواره رو به ماه برسونن.
این یه حقیقت دوگانه رو داره نشون میده‌. با ۴۰ درصد انرژی بیشتر میشه ۵۰ برابر سریعتر به مقصد رسید! ولی اگه در انرژی در مضیقه باشی، می‌تونی ۵۰ برابر بیشتر صبر کنی! انرژی مهم‌تره یا زمان؟ انرژی بیشتر داشته باشیم و زمان کمتر بهتره یا انرژی کمتر و زمان بیشتر؟ به نظر میاد اگه زمان کافی داشته باشی، هرکاری می‌تونی بکنی. و اگه انرژی کافی داشته باشی هم هرکاری می‌تونی بکنی، ولی جفتش رو با هم نداری هیچوقت.
یه جوری طراحی شده که خیلی خوش نگذره بمون.
اگه به کشورهایی که در سال‌های گذشته آمریکا مستقیما بشون حمله کرده، مثل عراق و افغانستان و لیبی، و کشورهایی که غیرمستقیم یا در مقیاس محدود بشون حمله کرده مثل یمن و سوریه و چندتا کشور آفریقایی، دقت کنید می‌بینید که قبل از شروع جنگ هم وضع فلاکت‌باری داشتند، ولی در همون فلاکت یه ثباتی وجود داشت. برای یه عراقی هیچوقت پیش نیومد که شب بخوابه صبح پاشه ببینه بعضی چیزها ۵۰ درصد گرون شدن و بعضی چیزا دیگه موجود نیستن تو بازار! در کل خاورمیانه، این فقط ایرانه که انقدر در هرج و مرج اقتصادی، سیاسی و اجتماعیه. چرا باید به چنین کشوری حمله کرد؟ ما در یک سراشیبی دهشتناک هستیم که نابود شدن‌مون فقط تماشاچی میخواد، نه شتاب‌دهنده! هر یک موشک و بمبی که به خاک ایران اصابت کنه، خرج اضافه‌ست، حالا پرتاب‌کننده و رهاکننده‌ش هرکی که می‌خواد باشه.
این درسته که جمهوری‌اسلامی ایران، در نظم جهانی، مثل یه غده چرکیه. و جهان تا همیشه این چرک رو تحمل نخواهد کرد. اما ایران هم داره به سمت نابودی میره، و وقتی ایران نباشه، جمهوری‌اسلامی و سپاه پاسدارش تبدیل میشن به چیزی اندازه الشباب یا بوکوحرام! یعنی گروهک‌هایی که به شرپراکنی ادامه میدن، اما شرشون انقدی نیست که برای جهان غیرقابل تحمل باشه. آمریکا قصد سوزوندن ایران رو نداره. اونا فقط قصد تماشای سوختن ایران رو دارند.
این یه جورایی به پست قبل هم مرتبطه. اگه به اندازه کافی زمان داشته باشی، با انرژی خیلی کمتر میتونی به هدفت برسی. آمریکا می‌خواد به سوختن ایران، زمان بده.
3
تو تاکسی نشسته بودم و رادیو روشن بود و فرمانده سپاه داشت حرف میزد.. یهو گفت: «در چهل سال گذشته آمریکا در این منطقه هیچ موفقیتی نداشته!».
فکر می‌کنم بعضی از مقامات نظام دارن با ما رمزی حرف می‌زنند. مثل این‌هایی که گروگان گرفته شدند و به زور ازشون فیلم گرفته میشه تا به بستگانش فرستاده بشه و ثابت کنه که هنوز سالمه، و گروگان جلوی دوربین میگه نه تنها بام کاری ندارند، بلکه یه پلی‌استیشن هم برام گذاشتن و چندتا بازی جدید هم برام خریدن. بازی‌هایی که حتی خودم می‌خواستم بخرم ولی گیرم نیومد!.. ولی خانواده‌ش که میدونن هیچوقت اهل بازی ویدئویی نبوده و هیچوقت پلی‌استیشن نداشته می‌فهمن که میخواد بگه هرچی که میشنوید دروغه و اوضاع یه جور دیگه‌ست.
اینکه در چهل سال گذشته آمریکا هیچ موفقیتی در خاورمیانه نداشته انقدر دور از واقعیته که انگار یه عمدی پشت بیانش هست.
داشتم اخبار نظامی رو چک می‌کردم که یه خبرو دیدم درباره نسل بعدی جنگنده اف۱۵، که قراره با عنوان اف۱۵ ایکس شناخته بشه، البته اگه کنگره بودجه لازم برای کلید زدنش رو تأیید کنه. این مدل قراره بیشتر در نرم‌افزار، ناوبری، رادار و سنسورها ارتقاء پیدا کنه. ولی یه سری ازین آپگریدها قبلا روی همین مدل فعلی انجام شده. توسط کی؟ کره جنوبی، و اعراب منطقه! یعنی خریداران مدل فعلی، رفتن صدها میلیون دلار هزینه کردن و تجهیزات جدید رو اضافه و تست کردن، و دانش و تجربیاتی که بدست اومده رو در اختیار فروشنده قرار دادن، و حالا فروشنده میگه خیلی هم خوب! بیایید بر همین مبنا، واسه خودمون هم ارتقاء بدیم! یعنی مشتریانش، تجربیات مهندسی مجانی بش تقدیم می‌کنند! من اگه از خاورمیانه همین یک قلم موفقیت رو هم داشتم، بارمو می‌بستم.
2
اره به گوشم خورده. حشدالشعبی همون گروه عراقیه که با نفربر آمریکایی و تفنگ آمریکایی و لباس استتار آمریکایی و گرایی که پهپاد آمریکایی بشون میداد، با داعش می‌جنگیدن.. تا خون آمریکایی‌ها ریخته نشه 😁
7
‍ ‍‍ یه سگ موادیاب ۱۰ تن کوکائین یه باند قاچاقچی تو کلمبیا رو کشف کرده، اونام از بس حرصشون در اومده که همچین حجم سنگینی از مواد رو از دست دادن، واسه سرش ۷۰هزاردلار جایزه گذاشتن! پلیس هم که می‌دونه اینا تو دادن جایزه جدی‌ان، واسه سگه بادیگارد گذاشته!

این خبر بمب عبرته. گنگ‌های خطرناک و آدم‌کش کلمبیا که هر بنی‌بشری ازشون می‌ترسه، حالا خودشون مقهور یه سگ شدن! دیگه چه اتفاقی باید بیفته تا انسان به خودش بیاد؟
این خبر بمب طنز هم هست. به جای جایزه گذاشتن واسه تربیت‌کننده سگ، که n تا سگ دیگه هم می‌تونه تربیت کنه، رو سر سگه جایزه گذاشتن! آدمایی که خودشون زرنگ‌ترین آدمای دنیا می‌دونن، به طرز خنده‌داری خنگند، و این خنگ بودن خودشون رو علنی می‌کنند.
این خبر بمب فلسفی هم هست. اگه اشرف مخلوقات چنان وابسته به یک حیوانه که مجبوره بادیگاردش باشه، یعنی جون خودشو به خطر بندازه تا جون اون حیوان به خطر نیفته، یعنی جون خودش کم‌ارزش‌تر از جون اون حیوان باشه، معنیش این نیست که داره میگه این مخلوق، شریف‌تر از منه؟
5
‍ ‍‍ این عالیه. مجری ام‌اس‌ان‌بی‌سی خبر آتش‌سوزی جنگل‌ها در یونان (و اینکه مردم برای فرار حتی خودشون رو انداختن تو آب اقیانوس) رو ریتوعیت کرده و با این فرض که این حوادث به خاطر گرمایش جهانی و این حرفاست هشدار میده که بحران‌ها همینجور دارن سراغ‌مون میان! البته طبق معمول حرف مفت زدند، چون معلوم شد آتش‌سوزی از گرما نبوده، عمدی بوده!
بعد یکی اومده زیرش نوشته شما رسانه‌ها باید یکم جدی‌تر این اخبار رو پوشش بدید و هی وانمود کنید که خیلی اوضاع بحرانیه، اینکه یه جوری باش برخورد کنید که کاری از دست‌مون برنمیاد قابل قبول نیست.
بعد این جواب داده تقریبا بدون استثناء هربار که این جور چیزها رو پوشش دادیم (یعنی درباره گلوبال وارمینگ هوچی‌گری کردیم) آمار مخاطبین‌مون به شدت افت کرد، برای همین انگیزه زیادی باقی نمیمونه!

اینجا علاوه بر این که لو میده چقدر مردم مصمم هستند در جدی نگرفتن هوچی‌گری این‌ها (که امیدوارم کرد. دم مخاطب آمریکایی گرم)، داره ریاکاری و دغل‌بازی سیستماتیک خودشون رو هم برملا می‌کنه. از یه طرف وانمود می‌کنند یه اتفاق خیلی خیلی وحشتناک داره میفته که هممون رو خواهد کُشت و بیچارمون خواهد کرد و همه‌جا جهنم خواهد شد! بعد ازین طرف میگن درآمدمون کم میشه اگه بش بپردازیم ولش کن!.. اگه واقعا این تغییرات انقدر بحرانیه که ادعا می‌کنند، کاهش درآمد شبکه چه اهمیتی در برابرش داره؟ اگه کشتی در حال غرق شدن باشه اولویتت پیدا کردن راه خروج و بیرون پریدنه، یا پیدا کردن در خودکارت که افتاده زیر تخت؟
3