مدتیه گرفتارم و برای همین چیزی ننوشتم. الان در مطب دکتر هستم و این پست زیدآبادی رو دیدم. خواستم فقط یه کامنت روش بذارم:
اگه حتی زیدآبادی چنین مطلبی مینویسه، یعنی اتفاقات مهمی افتاده و ما براندازها دیگه به یک موجودیت غیرقابل انکار و غیرقابل دورزدن تبدیل شدیم.
https://news.1rj.ru/str/ahmadzeidabad/285
اگه حتی زیدآبادی چنین مطلبی مینویسه، یعنی اتفاقات مهمی افتاده و ما براندازها دیگه به یک موجودیت غیرقابل انکار و غیرقابل دورزدن تبدیل شدیم.
https://news.1rj.ru/str/ahmadzeidabad/285
Telegram
نگاه متفاوت (احمد زیدآبادی)
نیروی سوم ممکن است؟
فضای ایران به سرعت در حال دو قطبی شدن است. در واقع هم حکومت و هم جریان اپوزیسیون برانداز خارج از کشور، این دو قطبیسازی را به نفع خود میدانند و در جهت تحقق کامل آن میکوشند.
حکومت میپندارد که دو قطبیسازی، نیروهای میانه و وسط را به سمت…
فضای ایران به سرعت در حال دو قطبی شدن است. در واقع هم حکومت و هم جریان اپوزیسیون برانداز خارج از کشور، این دو قطبیسازی را به نفع خود میدانند و در جهت تحقق کامل آن میکوشند.
حکومت میپندارد که دو قطبیسازی، نیروهای میانه و وسط را به سمت…
ادمی که چند روزه دراز کشیده و هیچ تحرکی نداره، چرا در حالت افقی قلبش ۸۵ تا میزنه؟
یا خانومها حالش رو دگرگون کردن، یا هنوز از جمشید «آریا» میترسه 😁
https://news.1rj.ru/str/khabaronline_ir/177290
یا خانومها حالش رو دگرگون کردن، یا هنوز از جمشید «آریا» میترسه 😁
https://news.1rj.ru/str/khabaronline_ir/177290
Telegram
خبرگزاری خبرآنلاین
🔸عيادت هنرمندان از جمشيد مشايخى
@khabaronline_ir
@khabaronline_ir
دیشب در گفتگوی خبری شبکه دو طهماسب مظاهری داشت میگفت اینکه رشد نقدینگی چندده برابر رشد تولیدناخالص ملی بوده یعنی در آینده نزدیک با تورمهای شدید مواجه خواهیم شد! و ازونطرف نماینده بانک مرکزی میگفت نه، این حجم رشد نقدینگی با این که خیلی بزرگه نسبت به رقمهای متعارف دنیا اما در مقایسه با گذشته خودمون، اتفاق بغرنجی نیفتاده هنوز!
با ابعاد فنی موضوع کاری ندارم، اونایی که سر درمیارن ازین مسایل میتونن تشخیص بدن کدومشون دارند درست میگن. مسئله اینه که حتی مخالفان بانکمرکزی، که یعنی مخالفان دولت، و یا حتی منتقدان دولت، همونایی هستند که مورد تأیید نظام هستند، مثل مظاهری! اونی که مورد تأیید نظامه نمیاد دست بذاره رو مسائل ریشهایتر، که بگه اساسا چی شد که اینجوری شد، و چرا به این جا رسیدیم، و اصلا چرا در آستانه به گل نشستن کشتی، داریم درباره بدیهیات علم اقتصاد بحث میکنیم. چون رفتن سراغ ریشهها مستقیم همه رو میبره به سمت اصل نظام!
این میزگردها و بحثها، این آدرس غلط رو میده که معضلات ایران، یه سری مسائل فنی هستند که مثل هر کار فنیای ممکنه توش هزارتا گیر و گور پیش بیاد و «کارشناسان» باید هی با هم کلنجار برن تا راه حل رو پیدا کنند! یعنی وانمود میکنند این بحثها مثل بحثهاییه که مثلا بین بانک مرکزی ژاپن و دولت ژاپن و تحلیلگران ژاپن و فعالان اقتصادی ژاپن پیش میاد معمولا، و همونطور که اونا مشغول هستن ما هم مشغولیم! در حالی که دارن درباره ابتداییترین اصول اقتصادی جر و بحث میکنند، نه مسائل جدید و بدیعی که ممکنه تو ژاپن پیش بیاد.
یعنی این نمایشها یه فریبکاری دو لایهست. در لایه اول وانمود میشه که این صحبتها، صحبتهای علمی و فنیه! و در لایه دوم وانمود میشه راه نجات فقط از معبر همین صحبتهای ظاهرا فنی میگذره!
واقعیت اینه که در یک نظام «الیگارشی ایدئولوژیک» نمیشه یک اقتصاد سالم داشت. مهم نیست چه سیاستی اتخاذ بشه. ممکنه یک سیستم الگیارشی باشه، مثل روسیه، که مملو از فساد هم هست، اما چون ایدئولوژیک نیست (و حتی حاضر نیست به خاطر متحدش یک سربازش کشته بشه)، باز اقتصادش شانس رشد و توسعه داره. و ممکنه یه سیستم، ایدئولوژیک باشه، مثل داعش، که هیچ کاری با توسعه و پیشرفت نداره، اما چون الیگارشی نیست، همه هدفگذاری و برنامهریزی روی همون ایدئولوژی متمرکز میشه طوری که همه ناظران رو شگفتزده کرد که چطور لجستیک کارهایی که داشت انجام میداد رو تأمین میکرد (و انقدر موفق بود در مدیریت که باعث شد متعاقب ناباوری شدید در ناظران، هزار و یک جور نظریه توطئه خلق بشه). هم روسیه و هم داعش، از یک پا فلجند، اما با یک پا هم میتونن راه برن، هرچند کند.
ولی ما گرفتار سیستمی هستیم که در فساد و رانت کپی روسیهست، و در ایدئولوژی شبیه داعش! و این یعنی از گردن قطع نخاع!
با ابعاد فنی موضوع کاری ندارم، اونایی که سر درمیارن ازین مسایل میتونن تشخیص بدن کدومشون دارند درست میگن. مسئله اینه که حتی مخالفان بانکمرکزی، که یعنی مخالفان دولت، و یا حتی منتقدان دولت، همونایی هستند که مورد تأیید نظام هستند، مثل مظاهری! اونی که مورد تأیید نظامه نمیاد دست بذاره رو مسائل ریشهایتر، که بگه اساسا چی شد که اینجوری شد، و چرا به این جا رسیدیم، و اصلا چرا در آستانه به گل نشستن کشتی، داریم درباره بدیهیات علم اقتصاد بحث میکنیم. چون رفتن سراغ ریشهها مستقیم همه رو میبره به سمت اصل نظام!
این میزگردها و بحثها، این آدرس غلط رو میده که معضلات ایران، یه سری مسائل فنی هستند که مثل هر کار فنیای ممکنه توش هزارتا گیر و گور پیش بیاد و «کارشناسان» باید هی با هم کلنجار برن تا راه حل رو پیدا کنند! یعنی وانمود میکنند این بحثها مثل بحثهاییه که مثلا بین بانک مرکزی ژاپن و دولت ژاپن و تحلیلگران ژاپن و فعالان اقتصادی ژاپن پیش میاد معمولا، و همونطور که اونا مشغول هستن ما هم مشغولیم! در حالی که دارن درباره ابتداییترین اصول اقتصادی جر و بحث میکنند، نه مسائل جدید و بدیعی که ممکنه تو ژاپن پیش بیاد.
یعنی این نمایشها یه فریبکاری دو لایهست. در لایه اول وانمود میشه که این صحبتها، صحبتهای علمی و فنیه! و در لایه دوم وانمود میشه راه نجات فقط از معبر همین صحبتهای ظاهرا فنی میگذره!
واقعیت اینه که در یک نظام «الیگارشی ایدئولوژیک» نمیشه یک اقتصاد سالم داشت. مهم نیست چه سیاستی اتخاذ بشه. ممکنه یک سیستم الگیارشی باشه، مثل روسیه، که مملو از فساد هم هست، اما چون ایدئولوژیک نیست (و حتی حاضر نیست به خاطر متحدش یک سربازش کشته بشه)، باز اقتصادش شانس رشد و توسعه داره. و ممکنه یه سیستم، ایدئولوژیک باشه، مثل داعش، که هیچ کاری با توسعه و پیشرفت نداره، اما چون الیگارشی نیست، همه هدفگذاری و برنامهریزی روی همون ایدئولوژی متمرکز میشه طوری که همه ناظران رو شگفتزده کرد که چطور لجستیک کارهایی که داشت انجام میداد رو تأمین میکرد (و انقدر موفق بود در مدیریت که باعث شد متعاقب ناباوری شدید در ناظران، هزار و یک جور نظریه توطئه خلق بشه). هم روسیه و هم داعش، از یک پا فلجند، اما با یک پا هم میتونن راه برن، هرچند کند.
ولی ما گرفتار سیستمی هستیم که در فساد و رانت کپی روسیهست، و در ایدئولوژی شبیه داعش! و این یعنی از گردن قطع نخاع!
❤3
روحانی موفق شد توجه ترامپ رو جلب کنه و به واکنش وادارش کنه. درسته که ترامپ تو اکانت توعیترش جواب همهجور آدمی رو داده تا الان، ولی جواب هرجور رو آدمی رو نمیده. اونم با کپسلاک روشن! مثلا امینم خودشو به آب و آتش زد تا ترامپ رو وادار به واکنش کنه و حتی یه اهنگ هم علیهش خوند. اما در حسرت توجهش باقی موند. و این توجه، دقیقا چیزی بود که روحانی میخواست. چون روحانی، برخلاف احمدینژاد چهرهای جهانی نیست. احمدینژاد رو به خاطر حرفهای عجیب غریبش پشت تریبونها و همچنین هالهای از «افراطیگری» که دورش پیچیده بود (یا به دست خودش یا به دست دیگران) برای مردم غیرسیاسی جهان یه چهره آشنا بود. اما روحانی رو کسی نمیشناسه که بخواد شنیده بشه. ولی حالا به استناد جواب ترامپ، شنیده شد. روحانی میدونست که شعارهای ضدآمریکاییش در داخل ایران برای کسی باورپذیر نیست (حتی اگه قاسم گروگانگیر تأییدش کنه). چون موافقین و مخالفینش سر فیک بودن این آمریکاستیزی توافق دارند. و چون در داخل خریدار نداشت، دست به دامن ترامپ شد.
روحانی، چه زمانی که برای برجام هرکاری میکرد، و چه الان که در گردشی ظاهراً صد و هشتاد درجه به طرف اصلی برجام میتازه، نگاهش به خارج بود. چه اون موقع که میخواست تأیید بشه، تأیید آمریکا رو میخواست تا «میانهرو» معرفیش کنند، و چه الان که میخواد یه چهره ضدآمریکا شناخته بشه باز تأیید آمریکا رو میخواد تا یه «تهدید» معرفیش کنند.
هرچند که هیچ انگاشتن توده مردم، یک خصلت واگیردار در تمام مقامات جمهوریاسلامیه، اما در بین کارگزارانی مثل روحانی و آدمهای پشتسرش غلظتی دوچندان داره. ما وارد دورهای از جمهوریاسلامی شدیم که هیچ کدوم از انقلابیون ابایی از فیکبودن ندارند، و هیچکدوم ابایی از پشت کردن به مردم ندارند.
روحانی، چه زمانی که برای برجام هرکاری میکرد، و چه الان که در گردشی ظاهراً صد و هشتاد درجه به طرف اصلی برجام میتازه، نگاهش به خارج بود. چه اون موقع که میخواست تأیید بشه، تأیید آمریکا رو میخواست تا «میانهرو» معرفیش کنند، و چه الان که میخواد یه چهره ضدآمریکا شناخته بشه باز تأیید آمریکا رو میخواد تا یه «تهدید» معرفیش کنند.
هرچند که هیچ انگاشتن توده مردم، یک خصلت واگیردار در تمام مقامات جمهوریاسلامیه، اما در بین کارگزارانی مثل روحانی و آدمهای پشتسرش غلظتی دوچندان داره. ما وارد دورهای از جمهوریاسلامی شدیم که هیچ کدوم از انقلابیون ابایی از فیکبودن ندارند، و هیچکدوم ابایی از پشت کردن به مردم ندارند.
ما سکولارها در عقیده و اندیشه هفتاد و دو ملتیم. اما حامیان نظام، چنان کپی هم هستن که گویی از زیر دستگاه قالبزنی بیرون اومدن! علتش مشخصه. در نظام قبیلهای، فرد معنا نداره. قبیله ازشون حمایت میکنه، اما فردیتشون رو ازشون میگیره. فکر میکنند فکر مستقلی دارند، اما چون فردیت ندارند هر فکری داشته باشند متعلق به قبیلهست، نه خودشون. بنابراین ذاتا ممکن نیست که عضو قبیله باشی و مستقل باشی. اگه کسی حامی نظام بود و گفت من از رسانههای نظام خط نمیگیرم، کاملا آشکارا مهمل میبافه. چون «کسی» نیست که بخواد خط بگیره یا نگیره. خود خط گرفتن یه اختیاری لازم داره، که نداره. یه هیچکسه. وقتی این هیچکسها در راه نظام کشته میشن و افکار عمومی اهمیت نمیده، علم مظلومیت رو بلند میکنند. ولی این ربطی به مظلومیت نداره. هیچکسهای قبیله، باید هم بیاهمیت باشند. چون قبلا اهمیت خودشون رو به اهمیت قبیله فروختن.
❤5
کتابخانه نشویل تنسی، کلاس آموزشی داره برای کسب مهارت در استفاده از اینترنت و گوشیهای هوشمند. ظاهرا این تو خیلی از کتابخونههاشون جریان داشته، ولی الان گوشی هوشمند هم بش اضافه شده. کمسوادها، سالخوردهها، خردسالان، و حتی اونایی که باسوادن اما تو بحر تکنولوژی نبودن قبلا، میتونن بیان نحوه کار کردن با این چیزها و مخصوصا اینترنت رو یاد بگیرن.
چیزی که فقدانش در ایران پدر جامعه ما رو درآورده. درصد قابل توجهی از جمعیت همچنان سر در نمیارن از تکنولوژیهای جدید، و حتی اونهایی که فکر میکنند سر درمیارن، خوب این محیطها رو نمیشناسن. (یکی از دلایل حملههای اینستاگرامی که در بین کاربران ایرانی رواج داره هم همینه، مشکل از فرهنگ نیست، از ناآشنا بودن با این دنیای جدیده).
برخلاف تصورات عقبافتاده ما از کتابخانه، کتابخانه محل نگهداری کتاب نیست. این تعریفش مربوط به زمانی میشه که بغداد مرکز تولید علم جهان بود. تو قرن بیست و یکم اوضاع خیلی تفاوت داره. کتابخانه محل بالاکشیدن دانش شهروندانه، مخصوصا اونهایی که از قافله عقب موندن. یعنی کتابخانه، یه جور سوسیالیسم «دانستن» رو اجرا میکنه.
و کتابخونههای ما هم صرفا سالنهای مثلا ساکتی هستند برای آمادهشدن جهت کنکور!
چیزی که فقدانش در ایران پدر جامعه ما رو درآورده. درصد قابل توجهی از جمعیت همچنان سر در نمیارن از تکنولوژیهای جدید، و حتی اونهایی که فکر میکنند سر درمیارن، خوب این محیطها رو نمیشناسن. (یکی از دلایل حملههای اینستاگرامی که در بین کاربران ایرانی رواج داره هم همینه، مشکل از فرهنگ نیست، از ناآشنا بودن با این دنیای جدیده).
برخلاف تصورات عقبافتاده ما از کتابخانه، کتابخانه محل نگهداری کتاب نیست. این تعریفش مربوط به زمانی میشه که بغداد مرکز تولید علم جهان بود. تو قرن بیست و یکم اوضاع خیلی تفاوت داره. کتابخانه محل بالاکشیدن دانش شهروندانه، مخصوصا اونهایی که از قافله عقب موندن. یعنی کتابخانه، یه جور سوسیالیسم «دانستن» رو اجرا میکنه.
و کتابخونههای ما هم صرفا سالنهای مثلا ساکتی هستند برای آمادهشدن جهت کنکور!
❤3
تو وبلاگ یه دکتر خوندم که میگفت بیشتر همکاران من روی این تمرکز میکنند که بیمار رو از ناراحتیهایی که دارند خلاص کنند. و اون ناراحتیها از یه سری دردها و عارضههاست. پس همه تجویزات و توصیههاشون در راستای برطرف کردن علائمه. اما واقعیت اینه که درد، زبان تکلم بدن انسان با صاحبشه. مثل نوزادی که زبانی که باش ارتباط برقرار میکنه، گریهست، بدن هم از درد و ورم و جوش و کبودی و این چیزها قصد حرف زدن داره. شما باید بفهمی که چی میخواد بگه. اگه گردنت درد میگیره، میخواد بگه داری بد میخوابی! اگه سر دلت میسوزه میخواد بگه داری چیز ناجوری میخوری! اگه سیتیاسکن هیچ مشکلی تو کمرت نشون نمیده ولی کمرت درد میکنه میخواد بگه زیادی زیر استرس هستی! پوشوندن علائم مثل اینه که هی بش بگی ساکت شو! شاید واقعا از رو بره و ساکت هم بشه، اما حرفش شنیده نشده، و ازونجایی که هیچ حرف اضافهای نمیزنه، هرچیزی که میخواسته بگه حتما و حتما ضروری بوده که شنیده بشه، و لذا نشنیدنش حتما با عواقبی همراهه.
من میخوام به این واقعیت این رو هم اضافه کنم که علاوه بر بدن، روان انسان هم دقیقا همین حالت رو داره. امروز ولادت امام رضا بود و در این مملکت شیعه نشین میشه ازین مناسبت به عنوان یه بهانه استفاده کرد برای توضیح حرفم. امروز روزیه که خیلیها مشتاق این بودند که در مشهد حضور میداشتند. وقتی ازینها میپرسی چرا دوست داری بری زیارت؟ یکی از جوابهای رایج اینه: میخوام برم تا آقا حالمو خوب کنه!.. و واقعا هم میرن و حالشون موقتا خوب میشه. اما سوال اینه: چرا حالت خوب نبود؟ (یکی از همکلاسیام میگفت میدونی چرا هیچکس از تو خوشش نمیاد؟ چون سوالایی میپرسی که حرص آدمو درمیاره!). میگن چند وقته افسردهم، میرم حرم امام رضا دوباره شارژم کنه! خب چی باعث شد خالی بشی که بعد میخوای امام رضا دوباره پُرت کنه؟ اون چیز چیه؟ یه مثال ساده میزنم. خانوم با خانواده شوهرش مشکل داره. دائم در معرض آزار کلامی قرار داره. شوهر خودش هم ساپورت چندانی ازش نمیکنه. خانواده خودش هم یا خیلی دورن یا اهمیتی نمیدن. احساس تنهایی میکنه. یه بلیط میگیره پا میشه میاد مشهد، یه شب تا صبح تو حرم با یه کاراکتر خیالی درد و دل میکنه، و آروم میشه و میاد بیرون و برمیگرده، تا اپیزود بعدی که دوباره همینقدر احساس تنهایی کنه و بغضش تجمیع بشه و برگرده و باز همین داستان.
هیچوقت از خودش نمیپرسه چه ضعفی در من هست که انقدر بغض تولید میکنم در خودم؟ ضعف شخصیتیه؟ ضعف اخلاقیه؟ مشکل فلسفیه؟
زائر میره مشهد تا علائم روحش رو ساکت کنه. در واقع این افراد از امام رضا به عنوان یک «پماد موضعی» استفاده میکنند! اگه افسردهاید، برید فکر کنید که چرا نمیتونید در برابر هجوم دیو افسردگی دوام بیارید. یه جا میلنگیده که روحتون بوسیله افسردگی یا بیحوصلگی بتون علامت داده. به جای مکالمه با یک کاراکتر خیالی، باید از خودتون مشاوره بگیرید. در مورد نفس زیارت بحث زیاد میشه کرد و من باش کاری ندارم. فقط میگم اینی که الان هست تقلیل پیدا کرده به «رضاجون، اوف شدم، خوفم کن!». خیلی صورتیرنگ و جلف (و خوشدلانه فکر میکنند این الترناتیو مدرنیه برای سبک خشک قدما در زیارت!). هیچ زخمی با پمادهای مذهبی درمان نشده. اگه روان شما زخمه، باید علتش رو پیدا کنید. اگه از زندگی خسته میشید، یه جای جهانبینیتون اشکال داره. امام رضا نمیتونه خستگیتون رو در کنه. فقط خودتون میتونید درستش کنید.
من میخوام به این واقعیت این رو هم اضافه کنم که علاوه بر بدن، روان انسان هم دقیقا همین حالت رو داره. امروز ولادت امام رضا بود و در این مملکت شیعه نشین میشه ازین مناسبت به عنوان یه بهانه استفاده کرد برای توضیح حرفم. امروز روزیه که خیلیها مشتاق این بودند که در مشهد حضور میداشتند. وقتی ازینها میپرسی چرا دوست داری بری زیارت؟ یکی از جوابهای رایج اینه: میخوام برم تا آقا حالمو خوب کنه!.. و واقعا هم میرن و حالشون موقتا خوب میشه. اما سوال اینه: چرا حالت خوب نبود؟ (یکی از همکلاسیام میگفت میدونی چرا هیچکس از تو خوشش نمیاد؟ چون سوالایی میپرسی که حرص آدمو درمیاره!). میگن چند وقته افسردهم، میرم حرم امام رضا دوباره شارژم کنه! خب چی باعث شد خالی بشی که بعد میخوای امام رضا دوباره پُرت کنه؟ اون چیز چیه؟ یه مثال ساده میزنم. خانوم با خانواده شوهرش مشکل داره. دائم در معرض آزار کلامی قرار داره. شوهر خودش هم ساپورت چندانی ازش نمیکنه. خانواده خودش هم یا خیلی دورن یا اهمیتی نمیدن. احساس تنهایی میکنه. یه بلیط میگیره پا میشه میاد مشهد، یه شب تا صبح تو حرم با یه کاراکتر خیالی درد و دل میکنه، و آروم میشه و میاد بیرون و برمیگرده، تا اپیزود بعدی که دوباره همینقدر احساس تنهایی کنه و بغضش تجمیع بشه و برگرده و باز همین داستان.
هیچوقت از خودش نمیپرسه چه ضعفی در من هست که انقدر بغض تولید میکنم در خودم؟ ضعف شخصیتیه؟ ضعف اخلاقیه؟ مشکل فلسفیه؟
زائر میره مشهد تا علائم روحش رو ساکت کنه. در واقع این افراد از امام رضا به عنوان یک «پماد موضعی» استفاده میکنند! اگه افسردهاید، برید فکر کنید که چرا نمیتونید در برابر هجوم دیو افسردگی دوام بیارید. یه جا میلنگیده که روحتون بوسیله افسردگی یا بیحوصلگی بتون علامت داده. به جای مکالمه با یک کاراکتر خیالی، باید از خودتون مشاوره بگیرید. در مورد نفس زیارت بحث زیاد میشه کرد و من باش کاری ندارم. فقط میگم اینی که الان هست تقلیل پیدا کرده به «رضاجون، اوف شدم، خوفم کن!». خیلی صورتیرنگ و جلف (و خوشدلانه فکر میکنند این الترناتیو مدرنیه برای سبک خشک قدما در زیارت!). هیچ زخمی با پمادهای مذهبی درمان نشده. اگه روان شما زخمه، باید علتش رو پیدا کنید. اگه از زندگی خسته میشید، یه جای جهانبینیتون اشکال داره. امام رضا نمیتونه خستگیتون رو در کنه. فقط خودتون میتونید درستش کنید.
❤4
رفته بودم نمایندگی خدمات پس از فروش لپتاپ و تو نوبت بودم که یه پیرمرد تقریبا ۶۰ سالهای کنارم نشست و با یه سوال فنی سرصحبت رو باز کرد و گفت باتری لپتاپم خیلی زود خراب شد، فقط دو سال کار کرد، البته اینم بگم روزی هشت ساعت استفاده میکردم!
تو دلم گفت حاجیجان، قبل از باتری لپتاپت باید مقعدت هم چک کنی، بعید نیست اونم مبتلا به بواسیر شده باشه روزی هشت ساعت نشستی یه جا! باید چقدر دووم میاورد پس؟ دوسال روزی هشت ساعت آخه؟ دَدشو درآوردی بعد میگی زود خراب شد؟
همونجا یاد پست قبلیم افتادم درباره کتابخونههای آمریکا. در کنار نحوه کار کردن با تکنولوژی، بد نیست نحوه کار کردن خود تکنولوژی رو هم به مردم آموزش بدن. تا مثلا بدونن این باتری چجوری کار میکنه، چجوری ساخته شده، چرا تواناییش در این حده، و چرا تواناییش در اون حد نیست، چه تاریخچهای داره، پوست چند تا دانشمند و نابغه کنده شده تا به اینجا برسه، و سرمایهداری چجوری به دست من رسوندش. من با این شعار «همیشه حق با مشتری است» موافق نیستم، مشتری خیلی وقتها در هپروته. و خیلی وقتها نمیدونه چیزی که دستشه چقدر باشکوهه.
پینوشت: کارم که تموم شد و اومدم بیرون، به خودم گفتم: احمق فرصتسوز نادون، کی هشت ساعت میشینه پشت لپتاپ؟ شاید یارو نویسنده بوده! باید صحبت رو ادامه میدادی و از زیر زبونش میکشیدی بیرون که چیکار میکنه!.. ولی دیگه دیر شده بود، و منم یه احمق فرصتسوز نادون بودم.
تو دلم گفت حاجیجان، قبل از باتری لپتاپت باید مقعدت هم چک کنی، بعید نیست اونم مبتلا به بواسیر شده باشه روزی هشت ساعت نشستی یه جا! باید چقدر دووم میاورد پس؟ دوسال روزی هشت ساعت آخه؟ دَدشو درآوردی بعد میگی زود خراب شد؟
همونجا یاد پست قبلیم افتادم درباره کتابخونههای آمریکا. در کنار نحوه کار کردن با تکنولوژی، بد نیست نحوه کار کردن خود تکنولوژی رو هم به مردم آموزش بدن. تا مثلا بدونن این باتری چجوری کار میکنه، چجوری ساخته شده، چرا تواناییش در این حده، و چرا تواناییش در اون حد نیست، چه تاریخچهای داره، پوست چند تا دانشمند و نابغه کنده شده تا به اینجا برسه، و سرمایهداری چجوری به دست من رسوندش. من با این شعار «همیشه حق با مشتری است» موافق نیستم، مشتری خیلی وقتها در هپروته. و خیلی وقتها نمیدونه چیزی که دستشه چقدر باشکوهه.
پینوشت: کارم که تموم شد و اومدم بیرون، به خودم گفتم: احمق فرصتسوز نادون، کی هشت ساعت میشینه پشت لپتاپ؟ شاید یارو نویسنده بوده! باید صحبت رو ادامه میدادی و از زیر زبونش میکشیدی بیرون که چیکار میکنه!.. ولی دیگه دیر شده بود، و منم یه احمق فرصتسوز نادون بودم.
❤3
Anarchonomy
یه مسیری هم هست برای فرستادن ماهواره به روی سطح کره ماه که دقیقا این شکلیه! عین خطخطیهای بچهها. با این مسیر ۴۰ درصد انرژی کمتر مصرف میشه! ۴۰درصد خیلیه. ولی ۲ سال طول میکشه! تو چه دنیای عجیبی هستیم
با مسیر عادی، دو هفتهای میتونن ماهواره رو به ماه برسونن.
این یه حقیقت دوگانه رو داره نشون میده. با ۴۰ درصد انرژی بیشتر میشه ۵۰ برابر سریعتر به مقصد رسید! ولی اگه در انرژی در مضیقه باشی، میتونی ۵۰ برابر بیشتر صبر کنی! انرژی مهمتره یا زمان؟ انرژی بیشتر داشته باشیم و زمان کمتر بهتره یا انرژی کمتر و زمان بیشتر؟ به نظر میاد اگه زمان کافی داشته باشی، هرکاری میتونی بکنی. و اگه انرژی کافی داشته باشی هم هرکاری میتونی بکنی، ولی جفتش رو با هم نداری هیچوقت.
یه جوری طراحی شده که خیلی خوش نگذره بمون.
این یه حقیقت دوگانه رو داره نشون میده. با ۴۰ درصد انرژی بیشتر میشه ۵۰ برابر سریعتر به مقصد رسید! ولی اگه در انرژی در مضیقه باشی، میتونی ۵۰ برابر بیشتر صبر کنی! انرژی مهمتره یا زمان؟ انرژی بیشتر داشته باشیم و زمان کمتر بهتره یا انرژی کمتر و زمان بیشتر؟ به نظر میاد اگه زمان کافی داشته باشی، هرکاری میتونی بکنی. و اگه انرژی کافی داشته باشی هم هرکاری میتونی بکنی، ولی جفتش رو با هم نداری هیچوقت.
یه جوری طراحی شده که خیلی خوش نگذره بمون.
اگه به کشورهایی که در سالهای گذشته آمریکا مستقیما بشون حمله کرده، مثل عراق و افغانستان و لیبی، و کشورهایی که غیرمستقیم یا در مقیاس محدود بشون حمله کرده مثل یمن و سوریه و چندتا کشور آفریقایی، دقت کنید میبینید که قبل از شروع جنگ هم وضع فلاکتباری داشتند، ولی در همون فلاکت یه ثباتی وجود داشت. برای یه عراقی هیچوقت پیش نیومد که شب بخوابه صبح پاشه ببینه بعضی چیزها ۵۰ درصد گرون شدن و بعضی چیزا دیگه موجود نیستن تو بازار! در کل خاورمیانه، این فقط ایرانه که انقدر در هرج و مرج اقتصادی، سیاسی و اجتماعیه. چرا باید به چنین کشوری حمله کرد؟ ما در یک سراشیبی دهشتناک هستیم که نابود شدنمون فقط تماشاچی میخواد، نه شتابدهنده! هر یک موشک و بمبی که به خاک ایران اصابت کنه، خرج اضافهست، حالا پرتابکننده و رهاکنندهش هرکی که میخواد باشه.
این درسته که جمهوریاسلامی ایران، در نظم جهانی، مثل یه غده چرکیه. و جهان تا همیشه این چرک رو تحمل نخواهد کرد. اما ایران هم داره به سمت نابودی میره، و وقتی ایران نباشه، جمهوریاسلامی و سپاه پاسدارش تبدیل میشن به چیزی اندازه الشباب یا بوکوحرام! یعنی گروهکهایی که به شرپراکنی ادامه میدن، اما شرشون انقدی نیست که برای جهان غیرقابل تحمل باشه. آمریکا قصد سوزوندن ایران رو نداره. اونا فقط قصد تماشای سوختن ایران رو دارند.
این یه جورایی به پست قبل هم مرتبطه. اگه به اندازه کافی زمان داشته باشی، با انرژی خیلی کمتر میتونی به هدفت برسی. آمریکا میخواد به سوختن ایران، زمان بده.
این درسته که جمهوریاسلامی ایران، در نظم جهانی، مثل یه غده چرکیه. و جهان تا همیشه این چرک رو تحمل نخواهد کرد. اما ایران هم داره به سمت نابودی میره، و وقتی ایران نباشه، جمهوریاسلامی و سپاه پاسدارش تبدیل میشن به چیزی اندازه الشباب یا بوکوحرام! یعنی گروهکهایی که به شرپراکنی ادامه میدن، اما شرشون انقدی نیست که برای جهان غیرقابل تحمل باشه. آمریکا قصد سوزوندن ایران رو نداره. اونا فقط قصد تماشای سوختن ایران رو دارند.
این یه جورایی به پست قبل هم مرتبطه. اگه به اندازه کافی زمان داشته باشی، با انرژی خیلی کمتر میتونی به هدفت برسی. آمریکا میخواد به سوختن ایران، زمان بده.
❤3
تو تاکسی نشسته بودم و رادیو روشن بود و فرمانده سپاه داشت حرف میزد.. یهو گفت: «در چهل سال گذشته آمریکا در این منطقه هیچ موفقیتی نداشته!».
فکر میکنم بعضی از مقامات نظام دارن با ما رمزی حرف میزنند. مثل اینهایی که گروگان گرفته شدند و به زور ازشون فیلم گرفته میشه تا به بستگانش فرستاده بشه و ثابت کنه که هنوز سالمه، و گروگان جلوی دوربین میگه نه تنها بام کاری ندارند، بلکه یه پلیاستیشن هم برام گذاشتن و چندتا بازی جدید هم برام خریدن. بازیهایی که حتی خودم میخواستم بخرم ولی گیرم نیومد!.. ولی خانوادهش که میدونن هیچوقت اهل بازی ویدئویی نبوده و هیچوقت پلیاستیشن نداشته میفهمن که میخواد بگه هرچی که میشنوید دروغه و اوضاع یه جور دیگهست.
اینکه در چهل سال گذشته آمریکا هیچ موفقیتی در خاورمیانه نداشته انقدر دور از واقعیته که انگار یه عمدی پشت بیانش هست.
داشتم اخبار نظامی رو چک میکردم که یه خبرو دیدم درباره نسل بعدی جنگنده اف۱۵، که قراره با عنوان اف۱۵ ایکس شناخته بشه، البته اگه کنگره بودجه لازم برای کلید زدنش رو تأیید کنه. این مدل قراره بیشتر در نرمافزار، ناوبری، رادار و سنسورها ارتقاء پیدا کنه. ولی یه سری ازین آپگریدها قبلا روی همین مدل فعلی انجام شده. توسط کی؟ کره جنوبی، و اعراب منطقه! یعنی خریداران مدل فعلی، رفتن صدها میلیون دلار هزینه کردن و تجهیزات جدید رو اضافه و تست کردن، و دانش و تجربیاتی که بدست اومده رو در اختیار فروشنده قرار دادن، و حالا فروشنده میگه خیلی هم خوب! بیایید بر همین مبنا، واسه خودمون هم ارتقاء بدیم! یعنی مشتریانش، تجربیات مهندسی مجانی بش تقدیم میکنند! من اگه از خاورمیانه همین یک قلم موفقیت رو هم داشتم، بارمو میبستم.
فکر میکنم بعضی از مقامات نظام دارن با ما رمزی حرف میزنند. مثل اینهایی که گروگان گرفته شدند و به زور ازشون فیلم گرفته میشه تا به بستگانش فرستاده بشه و ثابت کنه که هنوز سالمه، و گروگان جلوی دوربین میگه نه تنها بام کاری ندارند، بلکه یه پلیاستیشن هم برام گذاشتن و چندتا بازی جدید هم برام خریدن. بازیهایی که حتی خودم میخواستم بخرم ولی گیرم نیومد!.. ولی خانوادهش که میدونن هیچوقت اهل بازی ویدئویی نبوده و هیچوقت پلیاستیشن نداشته میفهمن که میخواد بگه هرچی که میشنوید دروغه و اوضاع یه جور دیگهست.
اینکه در چهل سال گذشته آمریکا هیچ موفقیتی در خاورمیانه نداشته انقدر دور از واقعیته که انگار یه عمدی پشت بیانش هست.
داشتم اخبار نظامی رو چک میکردم که یه خبرو دیدم درباره نسل بعدی جنگنده اف۱۵، که قراره با عنوان اف۱۵ ایکس شناخته بشه، البته اگه کنگره بودجه لازم برای کلید زدنش رو تأیید کنه. این مدل قراره بیشتر در نرمافزار، ناوبری، رادار و سنسورها ارتقاء پیدا کنه. ولی یه سری ازین آپگریدها قبلا روی همین مدل فعلی انجام شده. توسط کی؟ کره جنوبی، و اعراب منطقه! یعنی خریداران مدل فعلی، رفتن صدها میلیون دلار هزینه کردن و تجهیزات جدید رو اضافه و تست کردن، و دانش و تجربیاتی که بدست اومده رو در اختیار فروشنده قرار دادن، و حالا فروشنده میگه خیلی هم خوب! بیایید بر همین مبنا، واسه خودمون هم ارتقاء بدیم! یعنی مشتریانش، تجربیات مهندسی مجانی بش تقدیم میکنند! من اگه از خاورمیانه همین یک قلم موفقیت رو هم داشتم، بارمو میبستم.
❤2
یه سگ موادیاب ۱۰ تن کوکائین یه باند قاچاقچی تو کلمبیا رو کشف کرده، اونام از بس حرصشون در اومده که همچین حجم سنگینی از مواد رو از دست دادن، واسه سرش ۷۰هزاردلار جایزه گذاشتن! پلیس هم که میدونه اینا تو دادن جایزه جدیان، واسه سگه بادیگارد گذاشته!
این خبر بمب عبرته. گنگهای خطرناک و آدمکش کلمبیا که هر بنیبشری ازشون میترسه، حالا خودشون مقهور یه سگ شدن! دیگه چه اتفاقی باید بیفته تا انسان به خودش بیاد؟
این خبر بمب طنز هم هست. به جای جایزه گذاشتن واسه تربیتکننده سگ، که n تا سگ دیگه هم میتونه تربیت کنه، رو سر سگه جایزه گذاشتن! آدمایی که خودشون زرنگترین آدمای دنیا میدونن، به طرز خندهداری خنگند، و این خنگ بودن خودشون رو علنی میکنند.
این خبر بمب فلسفی هم هست. اگه اشرف مخلوقات چنان وابسته به یک حیوانه که مجبوره بادیگاردش باشه، یعنی جون خودشو به خطر بندازه تا جون اون حیوان به خطر نیفته، یعنی جون خودش کمارزشتر از جون اون حیوان باشه، معنیش این نیست که داره میگه این مخلوق، شریفتر از منه؟
این خبر بمب عبرته. گنگهای خطرناک و آدمکش کلمبیا که هر بنیبشری ازشون میترسه، حالا خودشون مقهور یه سگ شدن! دیگه چه اتفاقی باید بیفته تا انسان به خودش بیاد؟
این خبر بمب طنز هم هست. به جای جایزه گذاشتن واسه تربیتکننده سگ، که n تا سگ دیگه هم میتونه تربیت کنه، رو سر سگه جایزه گذاشتن! آدمایی که خودشون زرنگترین آدمای دنیا میدونن، به طرز خندهداری خنگند، و این خنگ بودن خودشون رو علنی میکنند.
این خبر بمب فلسفی هم هست. اگه اشرف مخلوقات چنان وابسته به یک حیوانه که مجبوره بادیگاردش باشه، یعنی جون خودشو به خطر بندازه تا جون اون حیوان به خطر نیفته، یعنی جون خودش کمارزشتر از جون اون حیوان باشه، معنیش این نیست که داره میگه این مخلوق، شریفتر از منه؟
❤5
این عالیه. مجری اماسانبیسی خبر آتشسوزی جنگلها در یونان (و اینکه مردم برای فرار حتی خودشون رو انداختن تو آب اقیانوس) رو ریتوعیت کرده و با این فرض که این حوادث به خاطر گرمایش جهانی و این حرفاست هشدار میده که بحرانها همینجور دارن سراغمون میان! البته طبق معمول حرف مفت زدند، چون معلوم شد آتشسوزی از گرما نبوده، عمدی بوده!
بعد یکی اومده زیرش نوشته شما رسانهها باید یکم جدیتر این اخبار رو پوشش بدید و هی وانمود کنید که خیلی اوضاع بحرانیه، اینکه یه جوری باش برخورد کنید که کاری از دستمون برنمیاد قابل قبول نیست.
بعد این جواب داده تقریبا بدون استثناء هربار که این جور چیزها رو پوشش دادیم (یعنی درباره گلوبال وارمینگ هوچیگری کردیم) آمار مخاطبینمون به شدت افت کرد، برای همین انگیزه زیادی باقی نمیمونه!
اینجا علاوه بر این که لو میده چقدر مردم مصمم هستند در جدی نگرفتن هوچیگری اینها (که امیدوارم کرد. دم مخاطب آمریکایی گرم)، داره ریاکاری و دغلبازی سیستماتیک خودشون رو هم برملا میکنه. از یه طرف وانمود میکنند یه اتفاق خیلی خیلی وحشتناک داره میفته که هممون رو خواهد کُشت و بیچارمون خواهد کرد و همهجا جهنم خواهد شد! بعد ازین طرف میگن درآمدمون کم میشه اگه بش بپردازیم ولش کن!.. اگه واقعا این تغییرات انقدر بحرانیه که ادعا میکنند، کاهش درآمد شبکه چه اهمیتی در برابرش داره؟ اگه کشتی در حال غرق شدن باشه اولویتت پیدا کردن راه خروج و بیرون پریدنه، یا پیدا کردن در خودکارت که افتاده زیر تخت؟
بعد یکی اومده زیرش نوشته شما رسانهها باید یکم جدیتر این اخبار رو پوشش بدید و هی وانمود کنید که خیلی اوضاع بحرانیه، اینکه یه جوری باش برخورد کنید که کاری از دستمون برنمیاد قابل قبول نیست.
بعد این جواب داده تقریبا بدون استثناء هربار که این جور چیزها رو پوشش دادیم (یعنی درباره گلوبال وارمینگ هوچیگری کردیم) آمار مخاطبینمون به شدت افت کرد، برای همین انگیزه زیادی باقی نمیمونه!
اینجا علاوه بر این که لو میده چقدر مردم مصمم هستند در جدی نگرفتن هوچیگری اینها (که امیدوارم کرد. دم مخاطب آمریکایی گرم)، داره ریاکاری و دغلبازی سیستماتیک خودشون رو هم برملا میکنه. از یه طرف وانمود میکنند یه اتفاق خیلی خیلی وحشتناک داره میفته که هممون رو خواهد کُشت و بیچارمون خواهد کرد و همهجا جهنم خواهد شد! بعد ازین طرف میگن درآمدمون کم میشه اگه بش بپردازیم ولش کن!.. اگه واقعا این تغییرات انقدر بحرانیه که ادعا میکنند، کاهش درآمد شبکه چه اهمیتی در برابرش داره؟ اگه کشتی در حال غرق شدن باشه اولویتت پیدا کردن راه خروج و بیرون پریدنه، یا پیدا کردن در خودکارت که افتاده زیر تخت؟
❤3
هی تکرار میکنن که این ماهگرفتگی تا n سال دیگه رخ نمیده برید حتما ببینید! قاعدتا اجرام باید سجده میکردن به انسان، ولی برعکس شد. هنوز انسان سجده میکنه به اجرام!.. این ما نیستیم که باید شاهد اونا باشیم، اونا باید شاهد ما باشن. به من چه که ماه تاریک میشه. هزاران بار دیگه هم خواهد شد. من نباید جشن بگیرم که ماه تاریک رو دیدم. ماه باید جشن بگیره که منو دیده. افتادن سایه روی یک جرم در این دوره زمانی که اتفاق نیست. زنده بودن من در این دوره زمانی یه اتفاقه. اونی که هیچوقت تکرار نمیشه منم.
❤2
امروز در آمریکا، مهد آزادی، اگه رو تیشرتت نوشته باشه TRUMP
در معرض خطر قرار میگیری. ممکنه یه دموکرات بیاد تف کنه رو لباست. یا بطری آبمعدنی پرت کنه به سمتت. و ممکنه کار به مشت و لگد بکشه. البته ازین خوشبختی بهرهمند هستند که قوه قضاییه مستقلی دارند که با هیچکس شوخی نداره، و هر تعرضکنندهای بالاخره گرفتار مکافات عملش میشه. اما همینکه پوشیدن چنین تیشرتی باعث بالارفتن ریسک میشه، نشوندهنده اینه که خیلیها اعتقادی به آزادی ندارند. وقتی که علامت نازیها رو تابو کردند و از دایره آزادی بیرون انداختنش، باید امروز هم پیشبینی میشد. هر استثنایی که برای آزادی قائل بشی، مثل سلول سرطانی یکی مثل خودش رو تولید میکنه، تا اینکه استثناها انقدر زیاد میشن که دیگه هیچی از آزادی نمیمونه و حتی اسم رییسجمهور قانونی کشور که هیچ جنایتی مرتکب نشده هم میشه جزء تابوها و ممنوعهها! انقدر استثنا قائل شدن تا کِرم آزادیخور، همهجا رو سوراخ کرده.. یه بازیگر به خاطر یه توعیت که توش به سیاها گفته کاکاسیاه، از محبوبترین سریال در حال پخش اخراج میشه، و یه کارگردان که فیلمهای چندصدمیلیوندلاری میسازه به خاطر شوخیهایی که درباره بچهبازی کرده بوده سالها پیش، آینده شغلیش به باد میره!
جان مککین که در ویتنام شکنجه شده بود، شکنجهگرانش رو با لفظی توهینآمیز توصیف کرده بود.. بش حمله کردند که حق نداره اینکارو بکنه، چون در موضع قدرته، و اون شکنجهگران نیستند! کِرم آزادیخور، انقدر همهچی رو خورده که حتی به اونی که شکنجهت کرده هم نمیتونی فحش بدی! به بهانه موهوماتی مثل «احترام»، «تبعیض مثبت برای اقلیتها»، «به رسمیت شناختن مقدسات».
اونهایی که به آزادی افسار میزنند تا مثلا از یک گروه یا صنف یا قشر دفاع کنند، خیرخواهیشون در بهترین حالت دوستی خالهخرسهست. چون در دراز مدت آزادی نه فقط از اون گروه یا صنف یا قشر سلب میشه، بلکه کل جامعه ازش محروم خواهد شد، و وقتی کل جامعه از آزادی محروم شد، اولین کسانی که له میشن همون گروهها و اقشار اقلیت هستند. اگه امروز شوخی با تجاوز جنسی رو ممنوع کنید، فردا شوخی با خود رابطه جنسی هم ممنوع میشه، و پسفرداش حتی حرف زدن درباره رابطه جنسی هم ممنوع میشه، و پسون فرداش صحبت درباره جنس مخالف هم ممنوع میشه. حرکت این دومینو تضمین شدهست.
بهتره امروز حالتون بهم بخوره از کسی که با موضوع مهمی مثل تجاوز جنسی شوخی میکنه، تا اینکه فردا ازینکه هیچ حرفی نمیتونید بزنید بالا بیارید!
در معرض خطر قرار میگیری. ممکنه یه دموکرات بیاد تف کنه رو لباست. یا بطری آبمعدنی پرت کنه به سمتت. و ممکنه کار به مشت و لگد بکشه. البته ازین خوشبختی بهرهمند هستند که قوه قضاییه مستقلی دارند که با هیچکس شوخی نداره، و هر تعرضکنندهای بالاخره گرفتار مکافات عملش میشه. اما همینکه پوشیدن چنین تیشرتی باعث بالارفتن ریسک میشه، نشوندهنده اینه که خیلیها اعتقادی به آزادی ندارند. وقتی که علامت نازیها رو تابو کردند و از دایره آزادی بیرون انداختنش، باید امروز هم پیشبینی میشد. هر استثنایی که برای آزادی قائل بشی، مثل سلول سرطانی یکی مثل خودش رو تولید میکنه، تا اینکه استثناها انقدر زیاد میشن که دیگه هیچی از آزادی نمیمونه و حتی اسم رییسجمهور قانونی کشور که هیچ جنایتی مرتکب نشده هم میشه جزء تابوها و ممنوعهها! انقدر استثنا قائل شدن تا کِرم آزادیخور، همهجا رو سوراخ کرده.. یه بازیگر به خاطر یه توعیت که توش به سیاها گفته کاکاسیاه، از محبوبترین سریال در حال پخش اخراج میشه، و یه کارگردان که فیلمهای چندصدمیلیوندلاری میسازه به خاطر شوخیهایی که درباره بچهبازی کرده بوده سالها پیش، آینده شغلیش به باد میره!
جان مککین که در ویتنام شکنجه شده بود، شکنجهگرانش رو با لفظی توهینآمیز توصیف کرده بود.. بش حمله کردند که حق نداره اینکارو بکنه، چون در موضع قدرته، و اون شکنجهگران نیستند! کِرم آزادیخور، انقدر همهچی رو خورده که حتی به اونی که شکنجهت کرده هم نمیتونی فحش بدی! به بهانه موهوماتی مثل «احترام»، «تبعیض مثبت برای اقلیتها»، «به رسمیت شناختن مقدسات».
اونهایی که به آزادی افسار میزنند تا مثلا از یک گروه یا صنف یا قشر دفاع کنند، خیرخواهیشون در بهترین حالت دوستی خالهخرسهست. چون در دراز مدت آزادی نه فقط از اون گروه یا صنف یا قشر سلب میشه، بلکه کل جامعه ازش محروم خواهد شد، و وقتی کل جامعه از آزادی محروم شد، اولین کسانی که له میشن همون گروهها و اقشار اقلیت هستند. اگه امروز شوخی با تجاوز جنسی رو ممنوع کنید، فردا شوخی با خود رابطه جنسی هم ممنوع میشه، و پسفرداش حتی حرف زدن درباره رابطه جنسی هم ممنوع میشه، و پسون فرداش صحبت درباره جنس مخالف هم ممنوع میشه. حرکت این دومینو تضمین شدهست.
بهتره امروز حالتون بهم بخوره از کسی که با موضوع مهمی مثل تجاوز جنسی شوخی میکنه، تا اینکه فردا ازینکه هیچ حرفی نمیتونید بزنید بالا بیارید!
❤4