کاراکتر انیمهای: Miya Chinen
کاراکتر مانهوا: Jiang Cheng
هدیه ی ولنتاین من به تو:یک ستاره ی خاص از آسمونه
اگه بخوام برات یه سناریو بنویسم با کاراکتر جیانگ چنگ مینویسم:
کاراکتر مانهوا: Jiang Cheng
هدیه ی ولنتاین من به تو:
اگه بخوام برات یه سناریو بنویسم با کاراکتر جیانگ چنگ مینویسم:
اون بعد از اینکه کاملا توسط وی ووشیان طرد شد و مجبور شد تنهایی رهبر قبیله اش باشه، کاملا خودش رو وقف کارهاش کرده بود.
یکی از روز هایی که برای تمرین و آموزش شاگرد هاش توی جنگل قدم میزد که همون لحظه متوجه حرکت سریعی میشه که به سرعت از روی شاخه های درخت ها به اینطرف و اونطرف میپرید، از شلاق جادویی مخصوصش استفاده میکنه تا اون موجود رو گیر بندازه چون فکر میکرد یه اهریمنه اما وقتی اون موجود رو گیر میندازه متوجه میشه که یک شخص خاص رو گیر انداخته، یکی از ماهرترین و خطرناک ترین قاتل های آموزش دیده ی هزب رقیب، یعنی تو!....
از همونجا به بعد آشنایی شما دو نفر شروع میشه و جیانگ چنگ به دلایل مختلف سعی میکنه که تو رو نزدیک خودش نگه داره و خلأ درونیش رو با وجود تو پر کنه، غافل از اینکه اون از وابستگی به علاقه و عشق میرسه و به جایی میرسه که برای اولین بار عشق رو درک میکنه
کاراکتر انیمهای : Clara Valac
کاراکتر مانهوا : Shuri Von Neuschwanstein
هدیه ی ولنتاین من به تو :یک گل رز صورتی کریستالی
سناریو برای تو رو جوری ساختم که با شوری شیپت کنم:
کاراکتر مانهوا : Shuri Von Neuschwanstein
هدیه ی ولنتاین من به تو :
سناریو برای تو رو جوری ساختم که با شوری شیپت کنم:
شوری بانوی فوقالعاده خانواده ون نیوسکوانستین یکی از بانوانی بود که با وجود سن خیلی کم زحمت های زیادی در زندگیش کشیده بود و بار سنگین زیادی رو تحمل کرده بود، اما شوری بین تمامی مرد های قدرتمند سرزمین محبوب بود و همه ی مردم عادی اون رو قهرمان خودشون میدونستن.
حقیقت واقعی که شوری عمیقا از ته قلبش میخواست یک زندگی سراسر آرامش و عشق بود اما هیچکس جرعت اینو نداشت که جلوی چنین بانوی فوقالعاده ای حتی اظهار وجود کنه، بنابراین همین باعث شده بود که روز به روز تنها تر بشه.
بالاخره توی یکی از روزها یک درخواست ملاقات خاص به شوری داده شد، از طرف یک شاهزاده از یک کشور خارجی که برای دیدن بانویی افسانه ای به اون شهر اومده بود و میخواست اون بانو رو خودش از نزدیک ببینه تا صحت شایعات رو بسنجه، اون شاهزاده خارجی تو بودی.
از لحظه ای که شوری پاش رو به داخل اتاق میذاره چشم های تو روی اون قفل میشه و همونجا متوجه میشی که بدون اون از این شهر بیرون نمیری.
کاراکتر انیمهای : Uramichi otomo
کاراکتر مانهوا : Davina Bremerton
هدیه ی ولنتاین من به تو :یک کتابخونه ی بزرگ
سناریو برای تو با اورامیچی میسازم :
کاراکتر مانهوا : Davina Bremerton
هدیه ی ولنتاین من به تو :
سناریو برای تو با اورامیچی میسازم :
اون یه پسر ژیمناستیک کار و مجری برنامه کودک صبح با مامان بود و خب محبوبیت خیلی زیادی بین بچه های کم سن و سال داشت، یکی از روز ها یه کلاس از بچه های مدرسه همراه خانوم معلم مهربون و جذابشون به اون برنامه رفتن. اون معلم تو بودی.
وقتی که بچه ها برای برنامه آماده میشدن و با عوامل صحنه نرمش های مخصوص برنامه رو تمرین میکردن تو پشت صحنه داشتی با آقای اورامیچی درمورد نگه داری از بچه ها و سختی هاشون و یا شیرینی کارت صحبت میکردی و همین مکالمه شروع یک رابطه ی عاطفی بین شما دو نفر بود.