This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فروغ آتش پاک زرتشت، بر همهی باشندگان آریابوم، خجسته و همایون باد
#نوروز
#پژوهشی_در_فرهنگ_زرتشتی
🔥 @atorshiz 🔥
#نوروز
#پژوهشی_در_فرهنگ_زرتشتی
🔥 @atorshiz 🔥
به جمشید بر گوهر افشاندند
مران روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین
برآسوده از رنج روی زمین
چنین جشن فرخ ازان روزگار
به ما ماند ازآن خسروان یادگار
"فردوسی پاکزاد"
نوروز سال ۱۳۹۸ خورشیدی را خدمت تمامی همراهان تبزیک عرض می نمایم
داریوش میرزاخانی
@adaryosh
مران روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین
برآسوده از رنج روی زمین
چنین جشن فرخ ازان روزگار
به ما ماند ازآن خسروان یادگار
"فردوسی پاکزاد"
نوروز سال ۱۳۹۸ خورشیدی را خدمت تمامی همراهان تبزیک عرض می نمایم
داریوش میرزاخانی
@adaryosh
دین در شاهنشاهی ساسانی(شماره ۱)
#تاریخ_کیش_زرتشت
#پژوهشی_در_فرهنگ_زرتشتی
بر اساس زندگینامه اردشیر و خاندان ساسان یقین داریم که کیش زرتشتی دین رسمی شاهنشاهی ساسانی بوده است. این مذهب بی گمان پیش از دوره ساسانی در پارس رواج داشته است زیرا هخامنشیان نیز پارسی بودند و اهورامزدا را می پرستیدند. سکه های پارسی، از سده دوم پیش از میلاد تا سده دوم میلادی نشان می دهند که اورمزد (اهورامزدا) در آنجا مورد پرستش و احترام بوده است. در پشت این سکه ها تصویر شاه حک شده که گاه دو نفر دست او را به نشانه احترام به سوی بنایی که بسیار شبیه کعبه زرتشت در نقش رستم است به دست گرفته اند. در بالای بنا تصویر اهورامزدا به شکل انسانی هخامنشی خود در حال پرواز دیده می شود. بدین ترتیب اردشیر ادامه دهنده سنتی بود که از دوره هخامنشی در پارس وجود داشت. همگان بر این عقیده اند که خاندان اردشیر از روحانیون بوده و در آتشکده ناهید و استخر وظيفه موبدی زرتشتی را بر عهده داشته اند. آگاهی ایشان به سنت (دین زرتشت) به آنها امکان داد از لحاظ سیاسی بر آن منطقه و سپس بر سراسر فلات ایران مسلط شوند. از این لحاظ شاید بتوان آنها را با جنگجویان صوفی شمال آفریقا یا خاندان صفوی در ایران مقایسه کرد که کار خود را نخست به شکل جنبشی مذهبی و به عنوان رهبران دینی آغاز کردند و سپس فرماندهان جنگی شدند.(ص ۵۹)
مأخذ: دریایی، تورج. شاهنشاهی ساسانی. ترجمه: مرتضی ثاقب فر. انتشارات ققنوس. سال ۱۳۹۴
🔥 @atorshiz 🔥
#تاریخ_کیش_زرتشت
#پژوهشی_در_فرهنگ_زرتشتی
بر اساس زندگینامه اردشیر و خاندان ساسان یقین داریم که کیش زرتشتی دین رسمی شاهنشاهی ساسانی بوده است. این مذهب بی گمان پیش از دوره ساسانی در پارس رواج داشته است زیرا هخامنشیان نیز پارسی بودند و اهورامزدا را می پرستیدند. سکه های پارسی، از سده دوم پیش از میلاد تا سده دوم میلادی نشان می دهند که اورمزد (اهورامزدا) در آنجا مورد پرستش و احترام بوده است. در پشت این سکه ها تصویر شاه حک شده که گاه دو نفر دست او را به نشانه احترام به سوی بنایی که بسیار شبیه کعبه زرتشت در نقش رستم است به دست گرفته اند. در بالای بنا تصویر اهورامزدا به شکل انسانی هخامنشی خود در حال پرواز دیده می شود. بدین ترتیب اردشیر ادامه دهنده سنتی بود که از دوره هخامنشی در پارس وجود داشت. همگان بر این عقیده اند که خاندان اردشیر از روحانیون بوده و در آتشکده ناهید و استخر وظيفه موبدی زرتشتی را بر عهده داشته اند. آگاهی ایشان به سنت (دین زرتشت) به آنها امکان داد از لحاظ سیاسی بر آن منطقه و سپس بر سراسر فلات ایران مسلط شوند. از این لحاظ شاید بتوان آنها را با جنگجویان صوفی شمال آفریقا یا خاندان صفوی در ایران مقایسه کرد که کار خود را نخست به شکل جنبشی مذهبی و به عنوان رهبران دینی آغاز کردند و سپس فرماندهان جنگی شدند.(ص ۵۹)
مأخذ: دریایی، تورج. شاهنشاهی ساسانی. ترجمه: مرتضی ثاقب فر. انتشارات ققنوس. سال ۱۳۹۴
🔥 @atorshiz 🔥
دین در شاهنشاهی ساسانی(شماره ۲)
#تاریخ_کیش_زرتشت
#تاریخچه_کتابت_اوستا
#پژوهشی_در_فرهنگ_زرتشتی
اردشیر در روی یکی از برجسته کاری هایی که بنا به فرمانش نقش شده است هر گونه تردید را در باره اعتقادات مذهبی اش می زداید و می گوید: «این تصویر خداوندگار (۱) مزداپرست اردشیر، شاهنشاه ایران از تبار یزدانی پسر شاه پابگ است.» همچنین سکه های او عناوین و القاب مشابهی دارد و نشان می دهد که اردشیر پیش از مغلوب کردن اردوان پنجم اشکانی سکه هایی با این القاب ضرب می کرده است. در آن زمان این اندیشه که شاهان از تخمه ایزدان (تبار خدایان) بوده اند رواج داشته است. این نکته از سکه های شاهان پارس که شعار آرامی «ذى الهی» (۲) [از خداوند] بر روی آنها ضرب می شده پیداست. در متن پهلوی دینکرد آمده است:
خدایگان [بَغ] اردشیر، شاهنشاه، پسر پابگ، از داور راست کردار توسر (تنسر) درخواست کرد همه آموزه های پراکنده را در دربار فراز آورد. توسر فرمانبرداری کرد؛ او آنهایی را که راست تر (موثق تر بودند برگزید و بقیه را کنار نهاد. و پس فرمان داد: از اکنون تنها آنهایی راستند که بر پایه دین مزدایی باشند، چون اکنون ناآگاهی و بی دانشی در باره آنها نیست.» این قطعه نشان می دهد که اردشیر با آن که خود از خاندان روحانی بود در باره مذهبی که سپس دین رسمی شاهنشاهی شد چندان خبره نبود، پس موبدی را به نام تنسر (توسر) به عنوان مرجع دینی برگزید. همچنین حاکی از آن است که اردشیر و خاندان او در باره کیش ناهید آگاهی کافی داشتند نه در باره سنت زرتشتی. ما با نام تنسر در کتیبه شاپور یکم نیز برخورد می کنیم اما شگفتا نه به عنوان پدر یکی از اعضای دربار اردشیر. این قطعه دینکرد سرنخ دیگری نیز در اختیار ما می گذارد که منابع دیگر نیز آن را تأیید می کنند و آن این است که نظریات دینی اردشیر را همه زرتشتیان نپذیرفته اند. در آغاز متن می گوید اطلاعات پراکنده ای در باره کیش زرتشتی وجود داشته که شاید بدان معنا باشد که باورها با دریافت های متفاوتی از این دین موجود بوده است. در نتیجه تنسر مأمور می شود که بر اساس متون و اسناد مکتوب باقی مانده و روایت شفاهی موبدان «معتمد»، دین زرتشتی را سامان دهد. این عمل را شاید بتوان مشابه گردآوری و تدوین متن نهایی عهد جدید (انجیل) و فرایند تدوین و پذیرش نسخه رسمی کتاب مقدس دانست که بعضی نامعتبر تشخیص داده شدند و برخی دیگر مورد پذیرش قرار گرفتند. تأیید نسخه رسمی با تقدیس متون مقدس زرتشتیان و مسیحیان تقریباً همزمان یا در یک دوره و به شیوه ای مشابه انجام گرفت، اما هر دو مذهب در دوران باستان متأخر به عنوان دو جهان بینی متفاوت که مورد حمایت فرمانروایان مستبد بودند با یکدیگر درگیری داشتند. حتی می توانیم دینی را که اردشیر به عنوان دین رسمی شاهنشاهی ایران اعلام کرد انحرافی از سنت زرتشتی و بنابراین نوعی بدعت تلقی کنیم. یعنی دینی را که او به عنوان راست کیشی زرتشتی اعلام کرد ظاهراً از سوی همگان پذیرفته نشد. این سنت جدید ابداعی ساسانیان روحانیونی برای مطابقت با خود پدید آورد. از لحاظی در آغاز نباید از راست کیشی سخن بگوییم، چون احتمالاً چنین چیزی وجود نداشت. در کتاب نامه تنسر، شاہ گیلان و مازندران که نسبت به اردشیر استقلال داشت او را متهم به بدعت و ارتداد و نوآوری در سنت می کند. اردشیر به او پاسخ می دهد که گرچه کار او به راستی نوآوری است اما برای ایجاد وحدت ملی و مذهبی ضرورت دارد.(ص ۶۰_۶۱)
۱)bag به زبان پهلوی؛ xwaday به زبان پارتی
۲)zy alahia
مأخذ: دریایی، تورج. شاهنشاهی ساسانی. ترجمه: مرتضی ثاقب فر. انتشارات ققنوس. سال ۱۳۹۴
🔥 @atorshiz 🔥
#تاریخ_کیش_زرتشت
#تاریخچه_کتابت_اوستا
#پژوهشی_در_فرهنگ_زرتشتی
اردشیر در روی یکی از برجسته کاری هایی که بنا به فرمانش نقش شده است هر گونه تردید را در باره اعتقادات مذهبی اش می زداید و می گوید: «این تصویر خداوندگار (۱) مزداپرست اردشیر، شاهنشاه ایران از تبار یزدانی پسر شاه پابگ است.» همچنین سکه های او عناوین و القاب مشابهی دارد و نشان می دهد که اردشیر پیش از مغلوب کردن اردوان پنجم اشکانی سکه هایی با این القاب ضرب می کرده است. در آن زمان این اندیشه که شاهان از تخمه ایزدان (تبار خدایان) بوده اند رواج داشته است. این نکته از سکه های شاهان پارس که شعار آرامی «ذى الهی» (۲) [از خداوند] بر روی آنها ضرب می شده پیداست. در متن پهلوی دینکرد آمده است:
خدایگان [بَغ] اردشیر، شاهنشاه، پسر پابگ، از داور راست کردار توسر (تنسر) درخواست کرد همه آموزه های پراکنده را در دربار فراز آورد. توسر فرمانبرداری کرد؛ او آنهایی را که راست تر (موثق تر بودند برگزید و بقیه را کنار نهاد. و پس فرمان داد: از اکنون تنها آنهایی راستند که بر پایه دین مزدایی باشند، چون اکنون ناآگاهی و بی دانشی در باره آنها نیست.» این قطعه نشان می دهد که اردشیر با آن که خود از خاندان روحانی بود در باره مذهبی که سپس دین رسمی شاهنشاهی شد چندان خبره نبود، پس موبدی را به نام تنسر (توسر) به عنوان مرجع دینی برگزید. همچنین حاکی از آن است که اردشیر و خاندان او در باره کیش ناهید آگاهی کافی داشتند نه در باره سنت زرتشتی. ما با نام تنسر در کتیبه شاپور یکم نیز برخورد می کنیم اما شگفتا نه به عنوان پدر یکی از اعضای دربار اردشیر. این قطعه دینکرد سرنخ دیگری نیز در اختیار ما می گذارد که منابع دیگر نیز آن را تأیید می کنند و آن این است که نظریات دینی اردشیر را همه زرتشتیان نپذیرفته اند. در آغاز متن می گوید اطلاعات پراکنده ای در باره کیش زرتشتی وجود داشته که شاید بدان معنا باشد که باورها با دریافت های متفاوتی از این دین موجود بوده است. در نتیجه تنسر مأمور می شود که بر اساس متون و اسناد مکتوب باقی مانده و روایت شفاهی موبدان «معتمد»، دین زرتشتی را سامان دهد. این عمل را شاید بتوان مشابه گردآوری و تدوین متن نهایی عهد جدید (انجیل) و فرایند تدوین و پذیرش نسخه رسمی کتاب مقدس دانست که بعضی نامعتبر تشخیص داده شدند و برخی دیگر مورد پذیرش قرار گرفتند. تأیید نسخه رسمی با تقدیس متون مقدس زرتشتیان و مسیحیان تقریباً همزمان یا در یک دوره و به شیوه ای مشابه انجام گرفت، اما هر دو مذهب در دوران باستان متأخر به عنوان دو جهان بینی متفاوت که مورد حمایت فرمانروایان مستبد بودند با یکدیگر درگیری داشتند. حتی می توانیم دینی را که اردشیر به عنوان دین رسمی شاهنشاهی ایران اعلام کرد انحرافی از سنت زرتشتی و بنابراین نوعی بدعت تلقی کنیم. یعنی دینی را که او به عنوان راست کیشی زرتشتی اعلام کرد ظاهراً از سوی همگان پذیرفته نشد. این سنت جدید ابداعی ساسانیان روحانیونی برای مطابقت با خود پدید آورد. از لحاظی در آغاز نباید از راست کیشی سخن بگوییم، چون احتمالاً چنین چیزی وجود نداشت. در کتاب نامه تنسر، شاہ گیلان و مازندران که نسبت به اردشیر استقلال داشت او را متهم به بدعت و ارتداد و نوآوری در سنت می کند. اردشیر به او پاسخ می دهد که گرچه کار او به راستی نوآوری است اما برای ایجاد وحدت ملی و مذهبی ضرورت دارد.(ص ۶۰_۶۱)
۱)bag به زبان پهلوی؛ xwaday به زبان پارتی
۲)zy alahia
مأخذ: دریایی، تورج. شاهنشاهی ساسانی. ترجمه: مرتضی ثاقب فر. انتشارات ققنوس. سال ۱۳۹۴
🔥 @atorshiz 🔥
دین در شاهنشاهی ساسانی(شماره ۳)
#تاریخ_کیش_زرتشت
#تاریخچه_پرستشگاه_زرتشتیان
#پژوهشی_در_فرهنگ_زرتشتی
این مشکل که مذهب راستین زرتشتی یا «راست کیشی» چه بوده است تا زمان سقوط امپراتوری نیز حل نشد، گرچه ساسانیان و روحانیون وابسته به ایشان علاقه داشتند تصویری از همبستگی دینی ارائه دهند. در زمینه اعمال و مراسم آیینی مذهبی، شاپور یکم اطلاعاتی در اختیار ما نهاده است. در آغاز، ساسانیان به عنوان قاعده ای کلی خود را موظف به ساختن آتشکده می دانستند. شاپور یکم می گوید که حداقل پنج آتش مقدس برپا کرده که یکی به نام خودش، یکی به نام دخترش شاپوردخت، و سه دیگر به نام سه پسرش که بر ارمنستان، میسان (میشان) و سیستان فرمان می راندند بوده است. از مقدار مواد وقفی به هر آتشکده (روزانه بیست گوسفند و نان و شراب ) می توانیم به وضعیت اقتصادی آن و پول لازم جهت نگهداری آن پی ببریم. به نظر می رسد که هر پادشاه تعدادی آتشکده می ساخته و موبدانی را برای تولیت آن ها و کارگرانی برای کار در زمین های وقفی آنجا و رونق اقتصاد آن به کار می گمارده است. وظیفه خدمتگزاری موقت در این آتشکده ها نیز وجود داشته و کسانی برای تزکیه نفس یا رسیدن به هدفی مذهبی در آن جا به کار می پرداخته اند. به این مردم «بندگان آتش» (۱) یا فقط «تن» می گفته اند که مقداری از وقت خود را صرف خدمت به آتشکده می کرده اند. این موضوع یاد آور وجود سنت باستانی نگهداری از معابد و زمین های وسیع آن در خاور نزدیک است که بی گمان بر چگونگی نگهداری از آتشکده های زرتشتی نیز تأثیر گذاشته است. این بدان معناست که سیستم اداره معابد باستانی خاور نزدیک احتمالاً الگویی برای تأمین هزینه های آتشکده های زرتشتی و چگونگی کارکرد آن بوده است. بدین ترتیب در ایران آغاز دوره ساسانی با شاهی روبرو هستیم که متولی آتشکده آناهید است که یک کانون جنگی دینی نیز محسوب می شده است. یک مرجع دینی یا موبد بزرگ به نام تنسر مأمور تدوین و گردآوری و تقدیس متون مقدس می شود و در این کار از آنچه در «دل» کسانی است که از دین اطلاعاتی داشته اند نیز استفاده می کند. این امر حاکی از اهمیت سنت شفاهی است که از گویش های مختلف باقی مانده در سرودهای اوستا به گویش های آراخوزیا (رخج)، سُغدی و پارسی نیز پیداست. وضع هنگامی پیچیده تر می شود که می بینیم روحانیون و افرادی به کیش اورمزد بوده اند حال آن که خود ساسانیان ایزد ناهید را گرامی می داشته اند. کسان دیگری نیز بوده اند که پیرو ایزدان دیگری نظیر مهر (میترا) بوده اند و تفسیرهای مختلفی در مورد معنای «دین زرتشتی» وجود داشته که هر یک بر اهمیت ایزدان مورد پرستش خود تاکید می ورزیده اند. بدین سان احتمالاً با دینی روبرو هستیم که در آن ایزدان متعددی برای مردم هر منطقه نقش مهمی ایفا می کرده اند. در مورد ایزدان غیرایرانی و پرستشگاه هایی که يقيناً وجود داشته و تحت نفوذ ایزدان یونانی و بین النهرینی بوده اند چیز زیادی نمی توان گفت، زیرا در دوره ساسانیان یا پرستش آن ها کنار گذاشته شده یا جزو دین اهورایی شده بودند. (ص ۶۱_۶۲)
۱)ataxš- bandag
مأخذ: دریایی، تورج. شاهنشاهی ساسانی. ترجمه: مرتضی ثاقب فر. انتشارات ققنوس. سال ۱۳۹۴
🔥 @atorshiz 🔥
#تاریخ_کیش_زرتشت
#تاریخچه_پرستشگاه_زرتشتیان
#پژوهشی_در_فرهنگ_زرتشتی
این مشکل که مذهب راستین زرتشتی یا «راست کیشی» چه بوده است تا زمان سقوط امپراتوری نیز حل نشد، گرچه ساسانیان و روحانیون وابسته به ایشان علاقه داشتند تصویری از همبستگی دینی ارائه دهند. در زمینه اعمال و مراسم آیینی مذهبی، شاپور یکم اطلاعاتی در اختیار ما نهاده است. در آغاز، ساسانیان به عنوان قاعده ای کلی خود را موظف به ساختن آتشکده می دانستند. شاپور یکم می گوید که حداقل پنج آتش مقدس برپا کرده که یکی به نام خودش، یکی به نام دخترش شاپوردخت، و سه دیگر به نام سه پسرش که بر ارمنستان، میسان (میشان) و سیستان فرمان می راندند بوده است. از مقدار مواد وقفی به هر آتشکده (روزانه بیست گوسفند و نان و شراب ) می توانیم به وضعیت اقتصادی آن و پول لازم جهت نگهداری آن پی ببریم. به نظر می رسد که هر پادشاه تعدادی آتشکده می ساخته و موبدانی را برای تولیت آن ها و کارگرانی برای کار در زمین های وقفی آنجا و رونق اقتصاد آن به کار می گمارده است. وظیفه خدمتگزاری موقت در این آتشکده ها نیز وجود داشته و کسانی برای تزکیه نفس یا رسیدن به هدفی مذهبی در آن جا به کار می پرداخته اند. به این مردم «بندگان آتش» (۱) یا فقط «تن» می گفته اند که مقداری از وقت خود را صرف خدمت به آتشکده می کرده اند. این موضوع یاد آور وجود سنت باستانی نگهداری از معابد و زمین های وسیع آن در خاور نزدیک است که بی گمان بر چگونگی نگهداری از آتشکده های زرتشتی نیز تأثیر گذاشته است. این بدان معناست که سیستم اداره معابد باستانی خاور نزدیک احتمالاً الگویی برای تأمین هزینه های آتشکده های زرتشتی و چگونگی کارکرد آن بوده است. بدین ترتیب در ایران آغاز دوره ساسانی با شاهی روبرو هستیم که متولی آتشکده آناهید است که یک کانون جنگی دینی نیز محسوب می شده است. یک مرجع دینی یا موبد بزرگ به نام تنسر مأمور تدوین و گردآوری و تقدیس متون مقدس می شود و در این کار از آنچه در «دل» کسانی است که از دین اطلاعاتی داشته اند نیز استفاده می کند. این امر حاکی از اهمیت سنت شفاهی است که از گویش های مختلف باقی مانده در سرودهای اوستا به گویش های آراخوزیا (رخج)، سُغدی و پارسی نیز پیداست. وضع هنگامی پیچیده تر می شود که می بینیم روحانیون و افرادی به کیش اورمزد بوده اند حال آن که خود ساسانیان ایزد ناهید را گرامی می داشته اند. کسان دیگری نیز بوده اند که پیرو ایزدان دیگری نظیر مهر (میترا) بوده اند و تفسیرهای مختلفی در مورد معنای «دین زرتشتی» وجود داشته که هر یک بر اهمیت ایزدان مورد پرستش خود تاکید می ورزیده اند. بدین سان احتمالاً با دینی روبرو هستیم که در آن ایزدان متعددی برای مردم هر منطقه نقش مهمی ایفا می کرده اند. در مورد ایزدان غیرایرانی و پرستشگاه هایی که يقيناً وجود داشته و تحت نفوذ ایزدان یونانی و بین النهرینی بوده اند چیز زیادی نمی توان گفت، زیرا در دوره ساسانیان یا پرستش آن ها کنار گذاشته شده یا جزو دین اهورایی شده بودند. (ص ۶۱_۶۲)
۱)ataxš- bandag
مأخذ: دریایی، تورج. شاهنشاهی ساسانی. ترجمه: مرتضی ثاقب فر. انتشارات ققنوس. سال ۱۳۹۴
🔥 @atorshiz 🔥
Forwarded from کتابشناسی (داریوش میرزاخانی)
کتاب هشتم دینکرد (آوانویسی، ترجمه، یادداشت و واژهنامه)
#زرتشت
#متون_پهلوی
#ایرانشناسی
آوا نویسی، ترجمه، یادداشت و واژه نامه: دکتر محسن نظری فارسانی
نشر فروهر، ۱۳۹۷
۷۰۶ صفحه، ۹۰۰۰۰۰ ریال
برای خرید و ارسال پستی کتاب میتوانید با فروشگاه فروهر، شماره تلفن ۶۶۴۶۲۷۰۴_۰۲۱ ساعت ۹ - ۱۳، ۱۵- ۱۷ تماس بگیرید.
@ketabshenasii
#زرتشت
#متون_پهلوی
#ایرانشناسی
آوا نویسی، ترجمه، یادداشت و واژه نامه: دکتر محسن نظری فارسانی
نشر فروهر، ۱۳۹۷
۷۰۶ صفحه، ۹۰۰۰۰۰ ریال
برای خرید و ارسال پستی کتاب میتوانید با فروشگاه فروهر، شماره تلفن ۶۶۴۶۲۷۰۴_۰۲۱ ساعت ۹ - ۱۳، ۱۵- ۱۷ تماس بگیرید.
@ketabshenasii
کتابشناسی
کتاب هشتم دینکرد (آوانویسی، ترجمه، یادداشت و واژهنامه) #زرتشت #متون_پهلوی #ایرانشناسی آوا نویسی، ترجمه، یادداشت و واژه نامه: دکتر محسن نظری فارسانی نشر فروهر، ۱۳۹۷ ۷۰۶ صفحه، ۹۰۰۰۰۰ ریال برای خرید و ارسال پستی کتاب میتوانید با فروشگاه فروهر، شماره تلفن…
کتاب شناسیِ کتاب هشتم دینکرد
#زرتشت
#متون_پهلوی
#تاریخ_کیش_زرتشت
#پژوهشی_در_فرهنگ_زرتشتی
کتاب هشتم دینکرد حدود ۱۹۰۰۰ کلمه و مجموعهای از متون نسک است. ارزش کتاب هشتم از آن سبب است که حاوی برخی متون اوستای ساسانی است. مفسر اصلی یا گردآورندهی آن دقیقا معلوم نیست اما حدس زده میشود که همان آذرباد پسر امید که در آخرین فصل دینکرد سوم از آن یاد شد، بوده باشد. گردآورنده، هدف خود از خلاصهی متن اوستایی به صورت کم و بیش را برای استفادهی بیشتر مردم میداند. وی توضیح میدهد که اوستای ساسانی از دعای مهمّ زرتشت یعنی اهُونَوَر(که ۳ بیت و ۳۱ واژه است)، به ۳ کتاب(به پهلوی: بَژیشن= قسمت، دسته)، و هر کتاب به ۷ بخش(به پهلوی: بَهر= نَسک)و هر بخش را به فصلها(به پهلوی: بَرینگ)تقسیم کرده است. وی سه کتاب عمدهی اوستا را چنین میشمارد:
۱. گاهانیک(گاسانیگ)
۲. دادیگ
۳. هادَگ مانسَریگ
سپس نام ۲۱ نَسک را یادآور میشود، هفت نسک را برای دستهی《گاسانیگ》به کار میبرد که شش تای آن جنبهی نیایشی و نماز را دارد و آخری هم به صورت دعایی آراسته شده است.
هفت نسک دوم را با تغییرات دعایی برای دادیگ و بقیه را بدون هیچ تفاوتی برای هادَگ مانسَریگ در نظر میگیرد.
بهطور کلی فصول اوستا را《هزار》ذکر کردهاند. اما در متن فارسی روایات داراب هرمز و مقایسهی فصول آن با دینکرد یادآور شده است که تعداد آنها ۹۰۵ فصل است که در حملهی اسکندر، ۱۸۰ فصل آن از بین رفته است. متن زند برخی از نسکهای اوستا مانند《زند نادَر》در هنگام جمعآوری نهایی متون دینکرد وجود نداشته و فقط متن اوستایی آن در دسترس است.
مهمترین بخش کتاب هشتم دینکرد، مربوط به نسکهای حقوق، دادیگ است. از آنجایی که کتابهای قانون برای مسائل دینی و اداری موبدان و زندگی روزانه و امور دینی مهم بوده است، به همین سبب به آنها توجه بیشتر شده است. مباحث قوانین جزا و امور مربوط به زمینهای زراعتی و قوانین عرف کشاورزی نیز در همین قسمت است. دستهی گاهانیک در کتاب نهم مورد بررسی قرار گرفته است.(ج ۱_ص ۲۶۵_۲۶۴)
بن مایه: میراحمدی.مریم، تاریخ تحولات ایران شناسی ،تهران، طهوری، ۱۳۸۹
🔥 @atorshiz 🔥
#زرتشت
#متون_پهلوی
#تاریخ_کیش_زرتشت
#پژوهشی_در_فرهنگ_زرتشتی
کتاب هشتم دینکرد حدود ۱۹۰۰۰ کلمه و مجموعهای از متون نسک است. ارزش کتاب هشتم از آن سبب است که حاوی برخی متون اوستای ساسانی است. مفسر اصلی یا گردآورندهی آن دقیقا معلوم نیست اما حدس زده میشود که همان آذرباد پسر امید که در آخرین فصل دینکرد سوم از آن یاد شد، بوده باشد. گردآورنده، هدف خود از خلاصهی متن اوستایی به صورت کم و بیش را برای استفادهی بیشتر مردم میداند. وی توضیح میدهد که اوستای ساسانی از دعای مهمّ زرتشت یعنی اهُونَوَر(که ۳ بیت و ۳۱ واژه است)، به ۳ کتاب(به پهلوی: بَژیشن= قسمت، دسته)، و هر کتاب به ۷ بخش(به پهلوی: بَهر= نَسک)و هر بخش را به فصلها(به پهلوی: بَرینگ)تقسیم کرده است. وی سه کتاب عمدهی اوستا را چنین میشمارد:
۱. گاهانیک(گاسانیگ)
۲. دادیگ
۳. هادَگ مانسَریگ
سپس نام ۲۱ نَسک را یادآور میشود، هفت نسک را برای دستهی《گاسانیگ》به کار میبرد که شش تای آن جنبهی نیایشی و نماز را دارد و آخری هم به صورت دعایی آراسته شده است.
هفت نسک دوم را با تغییرات دعایی برای دادیگ و بقیه را بدون هیچ تفاوتی برای هادَگ مانسَریگ در نظر میگیرد.
بهطور کلی فصول اوستا را《هزار》ذکر کردهاند. اما در متن فارسی روایات داراب هرمز و مقایسهی فصول آن با دینکرد یادآور شده است که تعداد آنها ۹۰۵ فصل است که در حملهی اسکندر، ۱۸۰ فصل آن از بین رفته است. متن زند برخی از نسکهای اوستا مانند《زند نادَر》در هنگام جمعآوری نهایی متون دینکرد وجود نداشته و فقط متن اوستایی آن در دسترس است.
مهمترین بخش کتاب هشتم دینکرد، مربوط به نسکهای حقوق، دادیگ است. از آنجایی که کتابهای قانون برای مسائل دینی و اداری موبدان و زندگی روزانه و امور دینی مهم بوده است، به همین سبب به آنها توجه بیشتر شده است. مباحث قوانین جزا و امور مربوط به زمینهای زراعتی و قوانین عرف کشاورزی نیز در همین قسمت است. دستهی گاهانیک در کتاب نهم مورد بررسی قرار گرفته است.(ج ۱_ص ۲۶۵_۲۶۴)
بن مایه: میراحمدی.مریم، تاریخ تحولات ایران شناسی ،تهران، طهوری، ۱۳۸۹
🔥 @atorshiz 🔥
Forwarded from پژوهشگاه ایرانشناسی (داریوش میرزاخانی)
با عرض پوزش از همراهان عزیز
خبر درگذشت استاد گرانقدر احمد اقتداری فعلاً تکذیب شده، منابع مطلع در مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی گفتهاند استاد احمد اقتداری فوت نکرده و در بخش مراقبتهای ویژه بستری است. این در حالی است که پیش از این مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی خبر درگذشت او را منتشر کرده بود و حالا آن را برداشته است. دهباشی نیز پیش تر در گفت و گو با ایسنا از درگذشت اقتداری خبر داده بود که بدین وسیله از مخاطبان محترم پوزش میخواهیم.
@atorabanorg
خبر درگذشت استاد گرانقدر احمد اقتداری فعلاً تکذیب شده، منابع مطلع در مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی گفتهاند استاد احمد اقتداری فوت نکرده و در بخش مراقبتهای ویژه بستری است. این در حالی است که پیش از این مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی خبر درگذشت او را منتشر کرده بود و حالا آن را برداشته است. دهباشی نیز پیش تر در گفت و گو با ایسنا از درگذشت اقتداری خبر داده بود که بدین وسیله از مخاطبان محترم پوزش میخواهیم.
@atorabanorg
Forwarded from کتابشناسی (داریوش میرزاخانی)
تصحیح و ترجمه سوتکرنسک و ورشت مانسرنسک ازدینکرد ۹
سنجش این دو نسک با متن های اوستایی همراه با واژه نامه پهلوی - فارسی
#زرتشت
#متون_پهلوی
#ایرانشناسی
تالیف: دکتراحمدتفضلی
به کوشش: دکترژاله آموزگاریگانه
ویراستار: نازنین خلیلی پور
۳۴۶ صفحه
قطع رحلی
جلدسخت
چاپ اول ۱۳۹۷
ناشر: مرکزدایره المعارف بزرگ اسلامی
@ketabshenasii
سنجش این دو نسک با متن های اوستایی همراه با واژه نامه پهلوی - فارسی
#زرتشت
#متون_پهلوی
#ایرانشناسی
تالیف: دکتراحمدتفضلی
به کوشش: دکترژاله آموزگاریگانه
ویراستار: نازنین خلیلی پور
۳۴۶ صفحه
قطع رحلی
جلدسخت
چاپ اول ۱۳۹۷
ناشر: مرکزدایره المعارف بزرگ اسلامی
@ketabshenasii
Forwarded from پژوهشگاه ایرانشناسی (داریوش میرزاخانی)
داشتنِ درآمد مستقل زنان در عصر ساسانی
#ماتیکان
#متون_پهلوی
#پژوهشی_در_فرهنگ_زرتشتی
چنانچه دختری به سبب خطای پدر شوهر کند، (در صورت چنین ازدواجی) باید تحت انفاق و حمایت قرار گیرد، و چنانچه او را از خود درآمدی باشد، از درآمد خویش و چنانچه او را درآمدی نباشد باید از (درآمد) متعلق به پدر (تحت انفاق) قرار گیرد.(ص ۱۷۳)
بن مایه: مادیان هزار دادستان ، فرخ مرد بهرامان، پژوهش سعید عریان، تهران، نشر علمی، سال ۱۳۹۱
🔥 @atorshiz 🔥
#ماتیکان
#متون_پهلوی
#پژوهشی_در_فرهنگ_زرتشتی
چنانچه دختری به سبب خطای پدر شوهر کند، (در صورت چنین ازدواجی) باید تحت انفاق و حمایت قرار گیرد، و چنانچه او را از خود درآمدی باشد، از درآمد خویش و چنانچه او را درآمدی نباشد باید از (درآمد) متعلق به پدر (تحت انفاق) قرار گیرد.(ص ۱۷۳)
بن مایه: مادیان هزار دادستان ، فرخ مرد بهرامان، پژوهش سعید عریان، تهران، نشر علمی، سال ۱۳۹۱
🔥 @atorshiz 🔥
اوستا همراه با زند در دوره ساسانی (شماره ۱)
#تاریخچه_کتابت_اوستا
#پژوهشی_در_فرهنگ_زرتشتی
معلوم نیست که اوستا اولین بار در چه زمانی نگارش یافت، اما عموماً در طول دوره ساسانی حفظ می شد. باحتمال، تلاش های نخستین بود که، رسم الخط پهلوی را بوجود آورد، ولی این خط اساساً برای ثبت و یادداشت متون مقدس با زبان مرده نامناسب بود، و از آن جهت ۴۶ حرف الفبای جالب و دقیق اوستایی استخراج گردید. این، که اقدام فنی و تکنیکی قابل ملاحظه ای را نمایان می کند، احتمالاً در زمان سلطنت خسرو اول به وجود آمد، هنگامی که جمع آوری ۲۱ نسک با بخش های اوستا در خاتمه به ریاست هیئت عالی رتبه روحانیت وه شاپور (۱) آماده کتابت گردید. با اختراع دقیق ابزار جديد الفبا، متون اوستایی در اواخر ساسانی با تلفظ موبدانه به نگارش درآمده. این اوستا از ۲۱ نسک قطور تألیف یافت ( که از این هم تنها بخش کوچکی از آن، یعنی اوستای فعلی باقیست). آن اوستا «پر از گفتار و بیانات علم و آگاهی» را در برداشت و به همان خوبی متون عبادی که باقی مانده، آثاری راجع به نحوه پیدایش جهان و رستاخیز، ستاره شناسی و تاریخ طبیعی، قانون و حقوق و پزشکی، زندگی پیامبر و تاریخ بشر، عصاره هائی از افسانه و حماسه کهن، و مجموعه دانش های ضرب المثلی و اندرزی را شامل می شود. زبان شرق ایران که اوستا به آن انشا شد فقط به عنوان یک زبان دینی برای ساسانیان شناخته می شد، و اغلب آن بخشها به گویش و لهجه کهن تر گاهانی به طور ناقص قابل فهم بودند. بر مبنای آن، تلاش و زحمت فراوانی در توضیح و تفسیر به انجام رسید، در طول دوره ساسانی كل اوستا به فارسی میانه ترجمه شد. ترجمه از گزارش و ترجمه لغت به لغت شکل می گیرد، اغلب حتی به نحو اوستایی وفادار مانده است. از آنجا که نظم و ترتیب واژه از دو زبان بسیار متفاوت است، نتیجه ضرورتاً مشکوک و مبهم است. بنابراین تفسیر و تأویلی به همراه دارند، به مفهومی که به صورت فارسی میانه آزاد ترجمه می شوند. ترجمه فارسی میانه از گاهان، یسنا، تعداد يشتها، و وندیداد و نیرنگستان باقی می ماند. دو اثر اخیر حتی در اصل، شایستگی ارزش ادبی را نیز ندارند. درباره گزارش فارسی میانه، و در واقع برای ترجمه فارسی میانه بطور کلی، از لحاظ ارزش ادبی نباید کمترین ادعا را داشت، اگر چه از لحاظ افادۂ لغوی قابل ملاحظه است. ترجمه با متن های تفسیری همراه است، قسمتی نیز طولانی و مفصل بوده، حاصل نسل های موبدان دانشمند می باشد. شخصی که بر اساس تفسیر و ترجمه شخص دیگر تفسیر می کند، مؤلف بعدی عقاید مخالف پیشینیان را ذکر و استشهاد می کند. مفسران، مخصوص، بنام، معروف، مشهور و متواضع هستند. و حاضرند پیچیدگی و ابهام متن را بپذیرند «بر من روشن نیست» ؛ ليكن مجموعاً کار آنان، شگرف و بهت آور است، زیرا روی هم رفته با تفسیر تأویل شده، زند، خلق شده است.(مری بویس. ص ۸۱_۸۲)
۱)wehšābuhr
مأخذ: گرشویچ.ایلیا. بویس. مری. ادبیات دوران ایران باستان. ترجمه یدالله منصوری. تهران. فروهر. سال ۱۳۷۷
🔥 @atorshiz 🔥
#تاریخچه_کتابت_اوستا
#پژوهشی_در_فرهنگ_زرتشتی
معلوم نیست که اوستا اولین بار در چه زمانی نگارش یافت، اما عموماً در طول دوره ساسانی حفظ می شد. باحتمال، تلاش های نخستین بود که، رسم الخط پهلوی را بوجود آورد، ولی این خط اساساً برای ثبت و یادداشت متون مقدس با زبان مرده نامناسب بود، و از آن جهت ۴۶ حرف الفبای جالب و دقیق اوستایی استخراج گردید. این، که اقدام فنی و تکنیکی قابل ملاحظه ای را نمایان می کند، احتمالاً در زمان سلطنت خسرو اول به وجود آمد، هنگامی که جمع آوری ۲۱ نسک با بخش های اوستا در خاتمه به ریاست هیئت عالی رتبه روحانیت وه شاپور (۱) آماده کتابت گردید. با اختراع دقیق ابزار جديد الفبا، متون اوستایی در اواخر ساسانی با تلفظ موبدانه به نگارش درآمده. این اوستا از ۲۱ نسک قطور تألیف یافت ( که از این هم تنها بخش کوچکی از آن، یعنی اوستای فعلی باقیست). آن اوستا «پر از گفتار و بیانات علم و آگاهی» را در برداشت و به همان خوبی متون عبادی که باقی مانده، آثاری راجع به نحوه پیدایش جهان و رستاخیز، ستاره شناسی و تاریخ طبیعی، قانون و حقوق و پزشکی، زندگی پیامبر و تاریخ بشر، عصاره هائی از افسانه و حماسه کهن، و مجموعه دانش های ضرب المثلی و اندرزی را شامل می شود. زبان شرق ایران که اوستا به آن انشا شد فقط به عنوان یک زبان دینی برای ساسانیان شناخته می شد، و اغلب آن بخشها به گویش و لهجه کهن تر گاهانی به طور ناقص قابل فهم بودند. بر مبنای آن، تلاش و زحمت فراوانی در توضیح و تفسیر به انجام رسید، در طول دوره ساسانی كل اوستا به فارسی میانه ترجمه شد. ترجمه از گزارش و ترجمه لغت به لغت شکل می گیرد، اغلب حتی به نحو اوستایی وفادار مانده است. از آنجا که نظم و ترتیب واژه از دو زبان بسیار متفاوت است، نتیجه ضرورتاً مشکوک و مبهم است. بنابراین تفسیر و تأویلی به همراه دارند، به مفهومی که به صورت فارسی میانه آزاد ترجمه می شوند. ترجمه فارسی میانه از گاهان، یسنا، تعداد يشتها، و وندیداد و نیرنگستان باقی می ماند. دو اثر اخیر حتی در اصل، شایستگی ارزش ادبی را نیز ندارند. درباره گزارش فارسی میانه، و در واقع برای ترجمه فارسی میانه بطور کلی، از لحاظ ارزش ادبی نباید کمترین ادعا را داشت، اگر چه از لحاظ افادۂ لغوی قابل ملاحظه است. ترجمه با متن های تفسیری همراه است، قسمتی نیز طولانی و مفصل بوده، حاصل نسل های موبدان دانشمند می باشد. شخصی که بر اساس تفسیر و ترجمه شخص دیگر تفسیر می کند، مؤلف بعدی عقاید مخالف پیشینیان را ذکر و استشهاد می کند. مفسران، مخصوص، بنام، معروف، مشهور و متواضع هستند. و حاضرند پیچیدگی و ابهام متن را بپذیرند «بر من روشن نیست» ؛ ليكن مجموعاً کار آنان، شگرف و بهت آور است، زیرا روی هم رفته با تفسیر تأویل شده، زند، خلق شده است.(مری بویس. ص ۸۱_۸۲)
۱)wehšābuhr
مأخذ: گرشویچ.ایلیا. بویس. مری. ادبیات دوران ایران باستان. ترجمه یدالله منصوری. تهران. فروهر. سال ۱۳۷۷
🔥 @atorshiz 🔥
اوستا همراه با زند در دوره ساسانی(شماره ۲)
#تاریخچه_کتابت_اوستا
#پژوهشی_در_فرهنگ_زرتشتی
معنی واقعی واژه «زند» روشن نیست، ولی احتمالاً آن به معنی شبیه چیزی مانند «آگاهی» یا «ایضاح و روشنی» بوده باشد. از قرار معلوم زند کهن به زبان اوستایی وجود داشت، و بعضی واژه های دشوار اوستایی در متن هایی که آنها ترجمه و تفسیر کردند مندرج بوده است؛ اما در دستگاه دینی متأخر، زند به معنی فوق در همه تفسیرهای فارسی میانه، متون مقدس، خواه بصورت واژه های دشوار، به شرح و بیان آمده است. چنان که میراث (حداقل بصورت تئوری مربوط به سنت وابسته به تفسیر کهن، زند فارسی میانه با منبع موثق بیشتری تطبیق داشت، و به صورت الهام ایزدی حفظ می شد. موبدان برجسته ساسانی کمتر از پیروان اولیه زردشت نبودند، به عنوان پوریوتکشیان «نخستین دینداران [یعنی راستی]» بودند. نویسندگان پهلوی بین اوستا به زبان اوستایی و برگردان فارسی میانه آن هیچ گونه تفاوت نمایانی ایجاد نکردند. در نسخه های برگردان، به همراه زند، متن اوستایی عبارت به عبارت و جمله به جمله به دنبال هم می آیند، متن و تفسیر هر دو با هم یادداشت می شدند. موبدان دانشمند كل اوستا را همراه با زند از حفظ می دانستند، و داستانهایی (کتاب ششم دینکرد) از موبدانی که اوستا و زند را با هم می خواندند می توان گفت آنها به سایر اقدامات مشکل نیز می پرداختند. تا دیرگاهی از قرن نهم این عبارت اظهار و بیان می شد؛ باید عقلانی و منطقی اندیشید که واژه زنده گفتاری از نوشتاری مهمتر است. احتمالاً اینطور به نظر نمی آید که بیشتر نسخه های کل اوستا همواره موجود بوده باشد؛ و ممکن است به این دلیل که مسلمانان، زردشتیان را «مردم اهل کتاب» نمی داستند. با وجود این، راجع به بیشتر بخشهای کوچک بازمانده زند، از قبیل وندیداد و نیرنگستان، که تا بعد از ۶۳۲ میلادی کامل نشده بود به سختی می توان تصور کرد مکتوبی وجود داشته که توضیح مفسران را ممکن می ساخت.(مری بویس. ص ۸۲_۸۳)
مأخذ: گرشویچ.ایلیا. بویس. مری. ادبیات دوران ایران باستان. ترجمه یدالله منصوری. تهران. فروهر. سال ۱۳۷۷
🔥 @atorshiz 🔥
#تاریخچه_کتابت_اوستا
#پژوهشی_در_فرهنگ_زرتشتی
معنی واقعی واژه «زند» روشن نیست، ولی احتمالاً آن به معنی شبیه چیزی مانند «آگاهی» یا «ایضاح و روشنی» بوده باشد. از قرار معلوم زند کهن به زبان اوستایی وجود داشت، و بعضی واژه های دشوار اوستایی در متن هایی که آنها ترجمه و تفسیر کردند مندرج بوده است؛ اما در دستگاه دینی متأخر، زند به معنی فوق در همه تفسیرهای فارسی میانه، متون مقدس، خواه بصورت واژه های دشوار، به شرح و بیان آمده است. چنان که میراث (حداقل بصورت تئوری مربوط به سنت وابسته به تفسیر کهن، زند فارسی میانه با منبع موثق بیشتری تطبیق داشت، و به صورت الهام ایزدی حفظ می شد. موبدان برجسته ساسانی کمتر از پیروان اولیه زردشت نبودند، به عنوان پوریوتکشیان «نخستین دینداران [یعنی راستی]» بودند. نویسندگان پهلوی بین اوستا به زبان اوستایی و برگردان فارسی میانه آن هیچ گونه تفاوت نمایانی ایجاد نکردند. در نسخه های برگردان، به همراه زند، متن اوستایی عبارت به عبارت و جمله به جمله به دنبال هم می آیند، متن و تفسیر هر دو با هم یادداشت می شدند. موبدان دانشمند كل اوستا را همراه با زند از حفظ می دانستند، و داستانهایی (کتاب ششم دینکرد) از موبدانی که اوستا و زند را با هم می خواندند می توان گفت آنها به سایر اقدامات مشکل نیز می پرداختند. تا دیرگاهی از قرن نهم این عبارت اظهار و بیان می شد؛ باید عقلانی و منطقی اندیشید که واژه زنده گفتاری از نوشتاری مهمتر است. احتمالاً اینطور به نظر نمی آید که بیشتر نسخه های کل اوستا همواره موجود بوده باشد؛ و ممکن است به این دلیل که مسلمانان، زردشتیان را «مردم اهل کتاب» نمی داستند. با وجود این، راجع به بیشتر بخشهای کوچک بازمانده زند، از قبیل وندیداد و نیرنگستان، که تا بعد از ۶۳۲ میلادی کامل نشده بود به سختی می توان تصور کرد مکتوبی وجود داشته که توضیح مفسران را ممکن می ساخت.(مری بویس. ص ۸۲_۸۳)
مأخذ: گرشویچ.ایلیا. بویس. مری. ادبیات دوران ایران باستان. ترجمه یدالله منصوری. تهران. فروهر. سال ۱۳۷۷
🔥 @atorshiz 🔥
اوستا همراه با زند در دوره ساسانی(شماره ۳)
#تاریخچه_کتابت_اوستا
#پژوهشی_در_فرهنگ_زرتشتی
این دو اثر(۱) بیشتر به موضوع و مطالب آیین و مراسم مربوط می شدند، و از این رو تفسيرها با توجه به سنت طبقه روحانیت در تنگنا قرار می گرفتند. هر چند بدیهی است که در زند بعضی از نسکهای از بین رفته موبدان دانشمند از زمینه های وسیع علوم بیگانه اقتباس کردند و می توان گفت از کتاب های خارجی استفاده کردند. برای این مورد از دو منبع شاهد و مدرک به دست می آید: تألیفات پهلوی متأخر که از اوستا منشعب گردیده، و آثار قدیمی عربی - فارسی. بدین طریق، بعنوان نمونه،«شواهد زیادی... در کتابهای قدیمی [عربی] ستاره شناسی و نجوم بینی (
(طالع بینی) نشان می دهد که دانش مربوط به ستاره شناسی از منابع فارسی قدیمی بدست آمده غالباً از خود اوستای ساسانی مشتق گردیده است، ردپای عمده تأثیرات و نفوذ خارجی که از هند، یونان و بابل بودند در علوم و ادبیات فارسی میانه دیده می شود. بعضی تأثیرات و نفوذ یونانی شاید کهن و قدیمی است، اما نوشته های یونانی احتمالاً از طریق ترجمه های سریانی، از قرن پنجم به آنسوی شناخته شدند. ردپای آثار علمی ادوار بعدی یونانی و هندی در نوشته های فارسی میانه، یا در ترجمه های عربی از آنها دیده شده است. از آثار یونانی (احتمالاً بیشتر از طریق ترجمه های سریانی) توسط ارسطو، بانضمام وی، و با فیلسوفان غیر ارسطویی، همراه با مرجع های عمومی درباره «فیلسوفان یونانی» و سوفیسطایی ها [عبارتند از]: المجسطی بوتلمی توسط بتلميوس و سایر آثار ریاضی، بانضمام کتابهای راجع به هندسه؛ مقاله های هپوکرات ( و سایر آثار پزشکی؛ آثار مربوط به ستاره شناسی (نجوم ببنى (طالع بینی) توسط دورئوس سیدون، نئوکروس و وتتيوس والنز، به همان اندازه افسانه هرمس؛ و آثار مربوط به کشاورزی. فلسفه اخلاقی یونانی معلوم نیست مورد مطالعه قرار گرفته باشد. از هند آثار مربوط به علم منطق و مربوط به علم معانی و بیان، مقاله های راجع به ستاره شناسی (به زیگ هندوگ مشهور بوده، و سیستم هندی منازل قمری و راجع به تنظیم جداول زمان بدست آمده است؛ و خلاصه ای مربوط به اصل طبقات چهارگانه از پوروشه نخستین و اصلی طب هندی، بعلاوه یونانی، در جندی شاپور و اسامی گیاهان هندی در کتابهای پهلوی یافت می شوند، آثار نجومی بابلی نیز احتمالاً در طول دوره ساسانی ترجمه گردید. تاریخ نجومی ساسانی کمک اندکی برای تاریخ گذاری این ترجمه ها فراهم می کند. در زمان حکومت ساسانی دو دوره ارتباط با علوم یونانی و هندی بوجود آمد در دوره ای که مطالعه نجوم رایج شد: یکی در زمان شاپور اول بعد از پایان جنگ روم، دیگری در اواخر دوره ساسانی؛ کانون ستاره شناسی ایرانی، زیج شهر یاران، در اولین دوره به سال ۴و۲۶۳ میلادی پدید آمد؛ سیستم منازل قمری هندی در دوره دوم اقتباس گردید. ۵۰۰ میلادی. احتمالاً بنظر می رسد که از جهت فعالیت فکری و معنوی و ارتباطات خارجی در کل قابل توجه بود. این قبیل آثار چنانکه اشاره و نشانه ای از تاریخ مربوط داشت، نسبت به دوره بعد جالب انگیز نیست.(مری بویس. ص ۸۴_۸۵)
۱)وندیداد و نیرنگستان
مأخذ: گرشویچ.ایلیا. بویس. مری. ادبیات دوران ایران باستان. ترجمه یدالله منصوری. تهران. فروهر. سال ۱۳۷۷
🔥 @atorshiz 🔥
#تاریخچه_کتابت_اوستا
#پژوهشی_در_فرهنگ_زرتشتی
این دو اثر(۱) بیشتر به موضوع و مطالب آیین و مراسم مربوط می شدند، و از این رو تفسيرها با توجه به سنت طبقه روحانیت در تنگنا قرار می گرفتند. هر چند بدیهی است که در زند بعضی از نسکهای از بین رفته موبدان دانشمند از زمینه های وسیع علوم بیگانه اقتباس کردند و می توان گفت از کتاب های خارجی استفاده کردند. برای این مورد از دو منبع شاهد و مدرک به دست می آید: تألیفات پهلوی متأخر که از اوستا منشعب گردیده، و آثار قدیمی عربی - فارسی. بدین طریق، بعنوان نمونه،«شواهد زیادی... در کتابهای قدیمی [عربی] ستاره شناسی و نجوم بینی (
(طالع بینی) نشان می دهد که دانش مربوط به ستاره شناسی از منابع فارسی قدیمی بدست آمده غالباً از خود اوستای ساسانی مشتق گردیده است، ردپای عمده تأثیرات و نفوذ خارجی که از هند، یونان و بابل بودند در علوم و ادبیات فارسی میانه دیده می شود. بعضی تأثیرات و نفوذ یونانی شاید کهن و قدیمی است، اما نوشته های یونانی احتمالاً از طریق ترجمه های سریانی، از قرن پنجم به آنسوی شناخته شدند. ردپای آثار علمی ادوار بعدی یونانی و هندی در نوشته های فارسی میانه، یا در ترجمه های عربی از آنها دیده شده است. از آثار یونانی (احتمالاً بیشتر از طریق ترجمه های سریانی) توسط ارسطو، بانضمام وی، و با فیلسوفان غیر ارسطویی، همراه با مرجع های عمومی درباره «فیلسوفان یونانی» و سوفیسطایی ها [عبارتند از]: المجسطی بوتلمی توسط بتلميوس و سایر آثار ریاضی، بانضمام کتابهای راجع به هندسه؛ مقاله های هپوکرات ( و سایر آثار پزشکی؛ آثار مربوط به ستاره شناسی (نجوم ببنى (طالع بینی) توسط دورئوس سیدون، نئوکروس و وتتيوس والنز، به همان اندازه افسانه هرمس؛ و آثار مربوط به کشاورزی. فلسفه اخلاقی یونانی معلوم نیست مورد مطالعه قرار گرفته باشد. از هند آثار مربوط به علم منطق و مربوط به علم معانی و بیان، مقاله های راجع به ستاره شناسی (به زیگ هندوگ مشهور بوده، و سیستم هندی منازل قمری و راجع به تنظیم جداول زمان بدست آمده است؛ و خلاصه ای مربوط به اصل طبقات چهارگانه از پوروشه نخستین و اصلی طب هندی، بعلاوه یونانی، در جندی شاپور و اسامی گیاهان هندی در کتابهای پهلوی یافت می شوند، آثار نجومی بابلی نیز احتمالاً در طول دوره ساسانی ترجمه گردید. تاریخ نجومی ساسانی کمک اندکی برای تاریخ گذاری این ترجمه ها فراهم می کند. در زمان حکومت ساسانی دو دوره ارتباط با علوم یونانی و هندی بوجود آمد در دوره ای که مطالعه نجوم رایج شد: یکی در زمان شاپور اول بعد از پایان جنگ روم، دیگری در اواخر دوره ساسانی؛ کانون ستاره شناسی ایرانی، زیج شهر یاران، در اولین دوره به سال ۴و۲۶۳ میلادی پدید آمد؛ سیستم منازل قمری هندی در دوره دوم اقتباس گردید. ۵۰۰ میلادی. احتمالاً بنظر می رسد که از جهت فعالیت فکری و معنوی و ارتباطات خارجی در کل قابل توجه بود. این قبیل آثار چنانکه اشاره و نشانه ای از تاریخ مربوط داشت، نسبت به دوره بعد جالب انگیز نیست.(مری بویس. ص ۸۴_۸۵)
۱)وندیداد و نیرنگستان
مأخذ: گرشویچ.ایلیا. بویس. مری. ادبیات دوران ایران باستان. ترجمه یدالله منصوری. تهران. فروهر. سال ۱۳۷۷
🔥 @atorshiz 🔥
اوستا همراه با زند در دوره ساسانی(شماره ۴)
#تاریخچه_کتابت_اوستا
#پژوهشی_در_فرهنگ_زرتشتی
آثار ترجمه شده از قرار معلوم بعنوان رساله های مستقل نگهداری می شد، بعضی از آنها به نوبه خود به آرامی یا عربی ترجمه شدند. احتمالاً آنها از این گذشته رساله های مستقلی را توسط دانشمندان ساسانی القاء می کردند (شخص اندرزگر بعنوان یک ستاره شناسی که کتابهایی می نوشت یاد می شود). هرچند، سنتی وجود دارد که این آثار علمی که از خارج بودند نیز تا اندازه ای بصورت پیوسته با خود اوستا آورده شدند. عبارت فارسی میانه (دینکرد مدن. ۴۱۲، ۲۱). مفهوم دقيق (۱) مشکوک است (این دو واژه بطور گوناگون ترجمه شده اند. مانند«برگرداندن به»، « پیوستن با»، «مقایسه و تطبیق کردن با» و غیره). اما هر چه اختلاف جزیی معنایی وجود دارد، توضیح تألیفات پهلوی و کتابهای عربی به فارسی نشان می دهد که دانش خارجی بطریقی وارد نوشته های مقدس گردید، و در خلال این مدت بعيد و نامعقول است که هیچ موردی غیر از اوستایی تقلیدی و بدلی و پراکنده و جسته و گریخته در زمان ساسانی انشا نشده باشد، بایستی متن فارسی میانه بوده باشد که بدان وسیله متأثر شده باشد. هرچه ترجمه های فارسی میانه اوستا، در وفاداری و صداقت کامل، منظور نظر بود، و از این رو فقط زند می تواند که موضوع و مطالب جدید را اقامه کند. آن در واقع از آثار منشعب یافته پهلوی نمایان می شود، جایی که عقیده دینی کهن و علوم اخیر در کنار هم می زیستند. بدین طریق متون اوستایی از قرار معلوم از قبیل باورهای پیش از هخامنشی حفظ شدند آنطوری که، برای نمونه، خورشید و ماه جلوتر از زمین نسبت به ستارگان بودند، مفسرانی احتمالاً بودند که، بدون کمک و یاری به تغییر دادن عقیده دینی، با وجود این آموزه کثیر پیشرفته بابلی و تعلیمات یونانی و هندی، بدین معنی که اینها را در «اوستای بهمراه زند» درج می کردند، و در قالب بیان، توانایی «گویندگان پیشین» را به آنها می دادند. نسبت به مفسران نیز باید این قبیل مشکل آمیزش ها بعنوان مقدمه عناصر چهارگانه امپیدوکلانی در آموزه های مربوط به نسبت عمر جهان، و انجمن مربوط به هپوکرات و تعلیمات هندی با آموزه و تئوری پزشکی ایران باستان را مربوط دانست. بطوری که عقیده بر آن است که زند بازمانده را موبدان ساسانی با مطالعه دقیق آیین و احکام تصرف می کردند، نسبت به آنها بی عدالتی می شود اثر آنان از قرار معلوم، وسعت داشت، بر کارهای غیردینی آنان، ایران دوره اسلامی بسیار مدیون بود. جذب و تحلیل دانش بیگانه و خارجی به کاربرد و سودمندی کتابها وابسته بود. از این قرار تفسیر و توضیح اوستا را دانشمندان ساسانی بصورت کتاب آموزشی درآورند، و بایستی انگیزه قوی برای رشد در ادبیات ایران به مفهوم دقیق بوده باشد.(مری بویس. ص ۸۶_۸۷)
۱)abāz handāxt
مأخذ: گرشویچ.ایلیا. بویس. مری. ادبیات دوران ایران باستان. ترجمه یدالله منصوری. تهران. فروهر. سال ۱۳۷۷
🔥 @atorshiz 🔥
#تاریخچه_کتابت_اوستا
#پژوهشی_در_فرهنگ_زرتشتی
آثار ترجمه شده از قرار معلوم بعنوان رساله های مستقل نگهداری می شد، بعضی از آنها به نوبه خود به آرامی یا عربی ترجمه شدند. احتمالاً آنها از این گذشته رساله های مستقلی را توسط دانشمندان ساسانی القاء می کردند (شخص اندرزگر بعنوان یک ستاره شناسی که کتابهایی می نوشت یاد می شود). هرچند، سنتی وجود دارد که این آثار علمی که از خارج بودند نیز تا اندازه ای بصورت پیوسته با خود اوستا آورده شدند. عبارت فارسی میانه (دینکرد مدن. ۴۱۲، ۲۱). مفهوم دقيق (۱) مشکوک است (این دو واژه بطور گوناگون ترجمه شده اند. مانند«برگرداندن به»، « پیوستن با»، «مقایسه و تطبیق کردن با» و غیره). اما هر چه اختلاف جزیی معنایی وجود دارد، توضیح تألیفات پهلوی و کتابهای عربی به فارسی نشان می دهد که دانش خارجی بطریقی وارد نوشته های مقدس گردید، و در خلال این مدت بعيد و نامعقول است که هیچ موردی غیر از اوستایی تقلیدی و بدلی و پراکنده و جسته و گریخته در زمان ساسانی انشا نشده باشد، بایستی متن فارسی میانه بوده باشد که بدان وسیله متأثر شده باشد. هرچه ترجمه های فارسی میانه اوستا، در وفاداری و صداقت کامل، منظور نظر بود، و از این رو فقط زند می تواند که موضوع و مطالب جدید را اقامه کند. آن در واقع از آثار منشعب یافته پهلوی نمایان می شود، جایی که عقیده دینی کهن و علوم اخیر در کنار هم می زیستند. بدین طریق متون اوستایی از قرار معلوم از قبیل باورهای پیش از هخامنشی حفظ شدند آنطوری که، برای نمونه، خورشید و ماه جلوتر از زمین نسبت به ستارگان بودند، مفسرانی احتمالاً بودند که، بدون کمک و یاری به تغییر دادن عقیده دینی، با وجود این آموزه کثیر پیشرفته بابلی و تعلیمات یونانی و هندی، بدین معنی که اینها را در «اوستای بهمراه زند» درج می کردند، و در قالب بیان، توانایی «گویندگان پیشین» را به آنها می دادند. نسبت به مفسران نیز باید این قبیل مشکل آمیزش ها بعنوان مقدمه عناصر چهارگانه امپیدوکلانی در آموزه های مربوط به نسبت عمر جهان، و انجمن مربوط به هپوکرات و تعلیمات هندی با آموزه و تئوری پزشکی ایران باستان را مربوط دانست. بطوری که عقیده بر آن است که زند بازمانده را موبدان ساسانی با مطالعه دقیق آیین و احکام تصرف می کردند، نسبت به آنها بی عدالتی می شود اثر آنان از قرار معلوم، وسعت داشت، بر کارهای غیردینی آنان، ایران دوره اسلامی بسیار مدیون بود. جذب و تحلیل دانش بیگانه و خارجی به کاربرد و سودمندی کتابها وابسته بود. از این قرار تفسیر و توضیح اوستا را دانشمندان ساسانی بصورت کتاب آموزشی درآورند، و بایستی انگیزه قوی برای رشد در ادبیات ایران به مفهوم دقیق بوده باشد.(مری بویس. ص ۸۶_۸۷)
۱)abāz handāxt
مأخذ: گرشویچ.ایلیا. بویس. مری. ادبیات دوران ایران باستان. ترجمه یدالله منصوری. تهران. فروهر. سال ۱۳۷۷
🔥 @atorshiz 🔥