Forwarded from Mohammad Discovery (Mohammad Jafari)
Mohammad Discovery
ما این کلمه دیسیپلین رو زیاد می شنویم، نمی دونم ترجمه ی چی براش خوبه، شاید بگن نظم شخصی، ولی به نظر میاد همون دیسپیلین جا افتاده، از این بگذریم که این باشگاه پنج صبحی ها، سخنرانان انگیزشی و موفقیت زیاد ازش گفتن، درست گفتن ولی چون نا به جا ازش گفتن و سعی کردن…
دائم حس بی قراری درونمون هست، به خصوص که هی در دنیای مقایسه با دیگران خودمون رو قرار می دیم، وضعیت و شرایط موجودمون اون چیزی نبوده که از خودمون وقتی که بزرگ شدیم تصور داشتیم، یهو می بینیم در دنیایی از فشار، تنش، نرسیدن و فرسوده شدن داریم گم میشیم،
توی چنین شرایطی حس می کنیم که کم کاری کردیم و می خوای روی توسعه مهارت هامون کار کنیم، دوره جدید، کتاب جدید، کارگاه جدید و پرونده ی جدیدتری رو هم باز می کنیم، اما چون از لحاظ سیستم بدنی بهره وری خوبی رو نداریم، این پرونده جدید هم نصفه کاره رها میشه و ماییم تحت تنش بیشتر و فشار بیشتر،
انگار سایه بی قراری هم توی تاریکی مطلق جلوی چشممون هست و رهامون نمی کنه، این فشار و تنش و عدم رضایت از وضعیت موجود کم نمیشه، مگه اینکه ما حذف کردن رو اول خوب بلد باشیم، حذف کردن سوشال نتورک ها، حذف کردن محرک ها، حذف کردن ایده های جدید، حذف کردن کارای ناتمام، حذف کردن آدمایی که به ما آسیب می زنن، حذف کردن هر چیزی که کمی ذهن بتونه خودش رو رها کنه، کمی فشار تصمیم گیری و انتخاب کردن کمتر بشه، بدن بتونه از این تنش دائمی بودن در حالت بقا خارج بشه، بتونه کمی رها بشه،
کلیدواژه به دست آوردن این مالکیت خود حذف کردنه، توی یه بازه خوب و معنا دار.
توی چنین شرایطی حس می کنیم که کم کاری کردیم و می خوای روی توسعه مهارت هامون کار کنیم، دوره جدید، کتاب جدید، کارگاه جدید و پرونده ی جدیدتری رو هم باز می کنیم، اما چون از لحاظ سیستم بدنی بهره وری خوبی رو نداریم، این پرونده جدید هم نصفه کاره رها میشه و ماییم تحت تنش بیشتر و فشار بیشتر،
انگار سایه بی قراری هم توی تاریکی مطلق جلوی چشممون هست و رهامون نمی کنه، این فشار و تنش و عدم رضایت از وضعیت موجود کم نمیشه، مگه اینکه ما حذف کردن رو اول خوب بلد باشیم، حذف کردن سوشال نتورک ها، حذف کردن محرک ها، حذف کردن ایده های جدید، حذف کردن کارای ناتمام، حذف کردن آدمایی که به ما آسیب می زنن، حذف کردن هر چیزی که کمی ذهن بتونه خودش رو رها کنه، کمی فشار تصمیم گیری و انتخاب کردن کمتر بشه، بدن بتونه از این تنش دائمی بودن در حالت بقا خارج بشه، بتونه کمی رها بشه،
کلیدواژه به دست آوردن این مالکیت خود حذف کردنه، توی یه بازه خوب و معنا دار.
🐳1
باگ نویس فعلی، کشاورز آینده
Dorcci – BE KOJA RESIDI
به کجا رسیدی؟
من هیچجا نرسیدم...
تو چی رو قبول داری؟
منکه دیگه هیچی قبول ندارمو
تو چی رو قبول داری؟
منکه دیگه هیچی قبول ندارمو
🐳1
Forwarded from Music Art (💜🌿)
بارها شاهد این اتفاق بودم ، هر هنرمندی که از دنیا میره کل فضای مجازی پر میشه از آثارش و یادش،
درحالی که وقتی در قید حیات بود همچین توجهی بهش نمیشد .
درحالی که وقتی در قید حیات بود همچین توجهی بهش نمیشد .
🐳1
Music Art
بارها شاهد این اتفاق بودم ، هر هنرمندی که از دنیا میره کل فضای مجازی پر میشه از آثارش و یادش، درحالی که وقتی در قید حیات بود همچین توجهی بهش نمیشد .
مطمئن نیستم این مطلب رو کجا خوندم یا شنیدم
ولی چیز خوبی بود که دوست دارم بازگو کنم:
علت اینکه آدما بعد از مردن محبوب میشن یا براشون دل سوزونده میشه، اینه که پرونده زندگیشون بسته شده!
آدمی که زندهست همچنان خیلی کارها میتونه بکنه، مثلا اگر موافق یک موضوعی ازش باشید ممکنه یه کار جدید و غیرقابل انتظار بکنه و همچیز رو بهم بریزه
اما وقتی کسی مرد، پرونده اون شخص بسته میشه و تموم کارهایی که کرده رو میشه کنار هم گذاشت و اصطلاحا قضاوتش کرد، دیگه زنده نیست که اعمالش هنوز بصورت متغیر باشن
کسی که مرده دیگه نمیتونه کاری بکنه که شمارو نا امید کنه، پس بسته به اعمالش میتونه مقدس بشه...
برای همینه که وقتی کسی میره، توجه بیشتری بهش هست تا زمانی که زندهست
ولی چیز خوبی بود که دوست دارم بازگو کنم:
علت اینکه آدما بعد از مردن محبوب میشن یا براشون دل سوزونده میشه، اینه که پرونده زندگیشون بسته شده!
آدمی که زندهست همچنان خیلی کارها میتونه بکنه، مثلا اگر موافق یک موضوعی ازش باشید ممکنه یه کار جدید و غیرقابل انتظار بکنه و همچیز رو بهم بریزه
اما وقتی کسی مرد، پرونده اون شخص بسته میشه و تموم کارهایی که کرده رو میشه کنار هم گذاشت و اصطلاحا قضاوتش کرد، دیگه زنده نیست که اعمالش هنوز بصورت متغیر باشن
کسی که مرده دیگه نمیتونه کاری بکنه که شمارو نا امید کنه، پس بسته به اعمالش میتونه مقدس بشه...
برای همینه که وقتی کسی میره، توجه بیشتری بهش هست تا زمانی که زندهست
👍2🐳1
صبح که بیدار میشیم ، از دیشب فقیرتریم
نه قمار کردیم ، نه شب دزد به ما زده
نه حتی فعالیت اقتصادی انجام دادیم
ما فقط خواب بودیم...
نه قمار کردیم ، نه شب دزد به ما زده
نه حتی فعالیت اقتصادی انجام دادیم
ما فقط خواب بودیم...
👍1🐳1
Forwarded from روزمرگیهای یک رواندرمانگر (Danial)
رضایت پایدار معمولاً وقتی شکل میگیره که زندگی برای فرد قابلیت «پیشبینیِ نسبی» داشته باشه. یعنی فرد با یک دید تقریبیِ کُلی، بدونه که قراره با زندگیش چیکار کنه و به کجا برسونه خودش رو. اگر این قابلیت پیشبینیِ نسبی، از دست بره یا مخدوش بشه، اضطراب و خشم جاش رو پر میکنه.
🐳1
Forwarded from " ࡄِ❟ࡅ࡙ߺܝߊ " (𝓜𝓪𝓱𝓼𝓪 𝓚𝓲𝓪)
ما با آدمهایی شبیه به خودمون روبهرو میشیم تا چیزهایی که تا قبل از این نتونسته بودیم در خودمون ببینیم رو ببینیم؛ و با آدمهای متفاوت از خودمون روبهرو میشیم تا چیزایی که نخواستیم ببینیم رو ببینیم.
🐳2