Forwarded from اتچ بات
از آن سیدِ خندان تا این سیدِ محرومان؛
🔺 ۲۵ سال عُمری که بر باد رفت!
✍شفیع بهرامیان - روزنامهنگار
▫️فردا درست ۲۵ سال از دوم خرداد ۱۳۷۶ میگذرد، ۲۵ سالی که عمر مفید و جوانی خیلی کثیری از مردمانی بود که متولد دهههای ۵۰، ۶۰ و ۷۹ بودند!
بهعبارتی این ۲۵ سالی که از انتخابات دوم خرداد ۷۶ گذشته بها و قیمتی گزاف معادل تمامروزهای جوانی سه نسل از مردمان ایران برای لحظهلحظه آن پرداخت شده است بااینوجود، واقعاً چه شد که از سیدِ خندان ۷۶ در این ربعِ قرن به سیدِ محرومان و مظلومان ۱۴۰۰ و از امید به زندگی بهتر و توسعه سیاسی و اقتصادی آن روزها به بحران معیشت و نانوآب این روزها رسیدهایم؟
▫️در آن ایام پرتلاطم، دانشجوی رشته ارتباطات دانشگاه علامه بودم؛ محل تحصیل ما که با نام دانشکده علوم اجتماعی بر تقاطع همت – شریعتی و واقع بود به یُمن وجود اساتیدی چون کاظم معتمدنژاد، هادی خانیکی، پرویز پیران، محمد عبداللهی، یونس شکرخواه، نمکدوست و فرقانی و ربیعی و سایرین تقریباً یکی از قطبهای چپ مدرنی بود که بعداً شاکله و خمیرمایه جنبشی سیاسی بنام "اصلاحات" شد.
▫️آن روزها دانشجویان رشتههای علوم ارتباطات، جامعهشناسی، مددکاری و چند رشته دیگر عموماً انسانی با سری پرشور و دلی سرشار از امید تبدیل به سربازان خط مقدم کارزار انتخاباتی آن زمان کاندیدای منتسب به جریان مخالف دولت- سازندگی- شده بودند و شده بودیم! حرفهای نو، شعارها و امیدهای جدید و خلاصه حال و هوایی که نمیتوان در قالب هیچ جمله و کلمهای وصفش کرد! شاید یک بهار گذرای سیاسی! یکلحظه احساس خوش...
▫️اکنون اما پس از ۲۵ سال از آن دوران، جز اطلاق عبارت "جوانیِ بربادرفته" سه نسل از جوانان وطن، نمیتوانم نام دیگری بر آن بگذارم!
▫️اینکه چه شد که چنین شد! چه شد که همه آن امیدها و آرزوها تبدیل به سراب و رؤیایی دستنیافتنی گشت تا جایی که امروز شعار رقبای انتخابات ریاست جمهوری در ۲۵ سال بعدازآن بجای رفاه و تأمین اجتماعی و نیم درصد کمتر یا بیشتر نرخ بهره بانکی، به نان و محرومان و ماکارونی و آرد و ۹۶ درصد فقیر و یارانه و امثالهم ختم شده است!
▫️مرا با نمایش سیاستمداران چندان کاری نیست؛ چپ، راست، اصولگرا، اصلاحطلب، ارزشی، سکولار و.... اما آن بهایی که از دوم خرداد تا همین امروز در ۲۵ سال از عمر بربادرفتهام بر من و ما تحمیل شد تمام روزهای جوانیمان بود! تا بیاموزیم و درس عبرت بگیریم و هرگز و حتی در رؤیاهایمان سخنی از جامعه مدنی و توسعه متوازن و رفاه اقتصادی و اجتماعی در این سامان بر زبان نیاوریم و عرصه را برای ازمابهتران خالی کنیم، از ما بهترانی که شاید وجود و منش و روششان بهتر و متناسبتر با روندهای سیاسی و اجتماعی موجود در جهان سوم و خاورِ میانه دیروز و امروزی است.
▫️بار دیگر تکرار میکنم از دیدگاه منی که نصف عمر فعالیتهای مدنی خویش را در راه آرمانی بنام جامعه مدنی، توسعه سیاسی و رفاه اقتصادی و برابری و رفع تبعیض صرف کردهام اکنون بهصراحت اعلام میکنم "تمام آن عمر به فنا رفته و آن"رؤیا" برای همیشه مُرده است!
▫️رؤیایی که ترجمان ۲۵ سال از عمر کسانی بود که در فردای دوم خرداد ۷۶ چه امیدها و آرزوها برای خود و مردمانشان در سر نداشتند؛ اکنون هویدا شد که تمام آن داستان اشتباهی تاریخی و همه آن آرزوها "سرابی" بیش، نبوده و نیست.
@avinpress
🔺 ۲۵ سال عُمری که بر باد رفت!
✍شفیع بهرامیان - روزنامهنگار
▫️فردا درست ۲۵ سال از دوم خرداد ۱۳۷۶ میگذرد، ۲۵ سالی که عمر مفید و جوانی خیلی کثیری از مردمانی بود که متولد دهههای ۵۰، ۶۰ و ۷۹ بودند!
بهعبارتی این ۲۵ سالی که از انتخابات دوم خرداد ۷۶ گذشته بها و قیمتی گزاف معادل تمامروزهای جوانی سه نسل از مردمان ایران برای لحظهلحظه آن پرداخت شده است بااینوجود، واقعاً چه شد که از سیدِ خندان ۷۶ در این ربعِ قرن به سیدِ محرومان و مظلومان ۱۴۰۰ و از امید به زندگی بهتر و توسعه سیاسی و اقتصادی آن روزها به بحران معیشت و نانوآب این روزها رسیدهایم؟
▫️در آن ایام پرتلاطم، دانشجوی رشته ارتباطات دانشگاه علامه بودم؛ محل تحصیل ما که با نام دانشکده علوم اجتماعی بر تقاطع همت – شریعتی و واقع بود به یُمن وجود اساتیدی چون کاظم معتمدنژاد، هادی خانیکی، پرویز پیران، محمد عبداللهی، یونس شکرخواه، نمکدوست و فرقانی و ربیعی و سایرین تقریباً یکی از قطبهای چپ مدرنی بود که بعداً شاکله و خمیرمایه جنبشی سیاسی بنام "اصلاحات" شد.
▫️آن روزها دانشجویان رشتههای علوم ارتباطات، جامعهشناسی، مددکاری و چند رشته دیگر عموماً انسانی با سری پرشور و دلی سرشار از امید تبدیل به سربازان خط مقدم کارزار انتخاباتی آن زمان کاندیدای منتسب به جریان مخالف دولت- سازندگی- شده بودند و شده بودیم! حرفهای نو، شعارها و امیدهای جدید و خلاصه حال و هوایی که نمیتوان در قالب هیچ جمله و کلمهای وصفش کرد! شاید یک بهار گذرای سیاسی! یکلحظه احساس خوش...
▫️اکنون اما پس از ۲۵ سال از آن دوران، جز اطلاق عبارت "جوانیِ بربادرفته" سه نسل از جوانان وطن، نمیتوانم نام دیگری بر آن بگذارم!
▫️اینکه چه شد که چنین شد! چه شد که همه آن امیدها و آرزوها تبدیل به سراب و رؤیایی دستنیافتنی گشت تا جایی که امروز شعار رقبای انتخابات ریاست جمهوری در ۲۵ سال بعدازآن بجای رفاه و تأمین اجتماعی و نیم درصد کمتر یا بیشتر نرخ بهره بانکی، به نان و محرومان و ماکارونی و آرد و ۹۶ درصد فقیر و یارانه و امثالهم ختم شده است!
▫️مرا با نمایش سیاستمداران چندان کاری نیست؛ چپ، راست، اصولگرا، اصلاحطلب، ارزشی، سکولار و.... اما آن بهایی که از دوم خرداد تا همین امروز در ۲۵ سال از عمر بربادرفتهام بر من و ما تحمیل شد تمام روزهای جوانیمان بود! تا بیاموزیم و درس عبرت بگیریم و هرگز و حتی در رؤیاهایمان سخنی از جامعه مدنی و توسعه متوازن و رفاه اقتصادی و اجتماعی در این سامان بر زبان نیاوریم و عرصه را برای ازمابهتران خالی کنیم، از ما بهترانی که شاید وجود و منش و روششان بهتر و متناسبتر با روندهای سیاسی و اجتماعی موجود در جهان سوم و خاورِ میانه دیروز و امروزی است.
▫️بار دیگر تکرار میکنم از دیدگاه منی که نصف عمر فعالیتهای مدنی خویش را در راه آرمانی بنام جامعه مدنی، توسعه سیاسی و رفاه اقتصادی و برابری و رفع تبعیض صرف کردهام اکنون بهصراحت اعلام میکنم "تمام آن عمر به فنا رفته و آن"رؤیا" برای همیشه مُرده است!
▫️رؤیایی که ترجمان ۲۵ سال از عمر کسانی بود که در فردای دوم خرداد ۷۶ چه امیدها و آرزوها برای خود و مردمانشان در سر نداشتند؛ اکنون هویدا شد که تمام آن داستان اشتباهی تاریخی و همه آن آرزوها "سرابی" بیش، نبوده و نیست.
@avinpress
Telegram
attach 📎
😢1
Forwarded from اتچ بات
🔺خودکشی و فضای مجازی؛ مرگآفرین نباشیم!
✍شفیع بهرامیان – مدرس حوزه رسانه
▫️خودکشی یک آسیب اجتماعی و عمومی است. معمولاً نزدیکان و بستگان کسی که در این مسیر جانباخته است به دلایل بسیاری بهسختی چنین مرگی را باور نموده و به اشکال مختلف سعی دارند ناراحتی و رنج خود را با جامعه به اشتراک بگذارند. این امر البته اگر قالبی رسانهای یا عمومی (در شبکههای اجتماعی عمومی) به خود گیرد میتواند برای سایرینی که مستعد خودکشی هستند بسیار خطرناک و حتی مرگآفرین باشد.
▫️بازنمایی و پوشش آنلاین خودکشی باید با استفاده از بهترین شیوهها انجام شود. برخی از خودکشیها ممکن است خبرساز باشند. براین اساس، نحوه پوشش رسانهها از خودکشی میتواند با قهرمانسازی یا ارائه داستانی عاطفی از آن سبب کمک به سرایت و تلقین و حتی تکرار موارد مشابه شود!
▫️رسانهها و صفحات شبکههای اجتماعی نقش مهمی در پیشگیری از خودکشی دارند؛ بیش از ۱۰۰ مطالعه در سراسر جهان نشان دادهاند که خطر سرایت خودکشی با عملکرد نادرست رسانهها بسیار واقعی است اما گزارش مسئولانه رسانهای میتواند خطر آن را کاهش دهد. پوشش دقیق خودکشی میتواند تصورات را تغییر دهد، افسانهها و قهرمانسازیها را از بین برده و مردم را در مورد پیچیدگیهای موضوع آگاه کند. واقعیت ساده این است که روزنامهنگاری خوب در این عرصه جان انسانها را نجات میدهد. رعایت نکات زیر برای حمایت از بالاترین استانداردهای پوشش و بازنمایی ایمن خبر خودکشی و قربانیان آن در فضای مجازی و رسانهای بسیار ضروری است:
▫️اول: از گزارش روشهای خودکشی، مانند توصیف کسی که با طناب یا دارو مرده است، خودداری کنید.
▫️دوم: از زبانی که خودکشی را هیجانانگیز یا تجلیل میکند دوریکنید. هرگز نگویید که قربانی فوراً فوت کرده یا مرگ او سریع، آسان، بدون درد، اجتنابناپذیر یا راهحلی برای مشکلات او بوده است. به عبارتی خودکشی را بههیچوجه توجیه نکنید.
▫️سوم: از انتشار تصاویر یا فیلمهای ویدئویی دراماتیک، احساسی یا هیجانانگیز قربانی خودداری کنید. تصویرسازی بیشازحد میتواند مرگ را جذاب کند یا افراد آسیبپذیر را به شناسایی و همذاتپنداری بیشازحد با متوفی سوق دهد.
▫️چهارم: از پوشش بیشازحد و قرار دادن بیشازحد برجسته داستانهای خودکشی، در صفحه و رسانه خود خودداری کنید و آن را به داستانهای قبلی در مورد خودکشی پیوند ندهید.
▫️پنجم: از درج محتوای یادداشتهای خودکشی یا پیامهای مشابه آن، که توسط متوفی نوشتهشده باید اجتناب شود. این میتواند احتمال همذاتپنداری افراد با قربانی را افزایش دهد. همچنین ممکن است داستان خودکشی را عاشقانه کرده یا باعث ناراحتی خانواده و دوستان سوگوار شود.
▫️ششم: حدس و گمان در مورد «محرک» یا علت خودکشی میتواند موضوع را بیشازحد ساده کند و باید از آن اجتناب کرد. خودکشی بسیار پیچیده است و در بیشتر مواقع هیچ رویداد یا عاملی وجود ندارد که کسی را به سمت خودکشی سوق دهد.
▫️هفتم: جوانان و زنان بیشتر مستعد ابتلا به خودکشی هستند. هنگام پوشش خبری مرگ یک جوان، به داستان اهمیت ندهید یا استفاده از عکسها ازجمله گالریها را تکرار نکنید. از زبان یا تصاویر احساسی و عاشقانه استفاده نکنید.
♦️خلاصه اینکه:
۱- خودداری از قهرمانسازی و یا توجیه خودکشی با ذکر دلایل و علتهای آن، خودکشی امری بسیار پیچیده است و بهسادگی قابل توجیه نیست.
۲- اجتناب از انتشار جزئیات و روش خودکشی؛
۳- خودداری از انتشار فیلم، گالری و یا عکس قربانی و یا محل و وسایل خودکشی؛
۴- انتشار عوامل خطر و علائم هشداردهنده؛
۵- عدم استفاده از کلیشههای مذهبی و فرهنگی و نمادسازی؛
۶- اجتناب از تحسین یا سرزنش فرد خودکشی کرده؛
۷- عدم انتشار یادداشتهای بهجامانده از متوفی؛
۸- ارتباط با کارشناسان مطلع برای تنظیم خبر خودکشی؛
۹- معرفی خدمات حمایتی و اضافه کردن لینک منابع حمایتگر از افراد آسیبدیده و توضیح راه دسترسی به آنها؛
۱۰- توجه به انگ و رنجی که خانواده فرد خودکشی کننده با انتشار خبر متحمل میشود؛
۱۱- آموزش اقداماتی که مردم میتوانند برای جلوگیری از خودکشی دیگران انجام دهند؛
۱۲- برجسته کردن اخبار و اطلاعات مربوط به موارد پیشگیری از خودکشی و شاخصهایی مانند کمک، امید، بهبودی و نجات؛
۱۳- معرفی و پیشنهاد درمانهای مؤثر برای مخاطبان احتمالی در معرض آسیب خودکشی و برجسته کردن اقدامات مهم، راهحلها و نشان دادن موفقیتهای افرادی که از آسیب خودکشی نجاتیافتهاند.
۱۴- از پدیده خودکشی و متوفی برای تسویه حسابهای سیاسی، مذهبی یا فرهنگی و.... استفاده نشود چون اثری بومرنگی و معکوس خواهد داشت.
▫️رعایت موارد فوق شاید بتواند مانعی برای تکرار خودکشی بعدی کسانی باشد که مخاطب اخبار خودکشی هستند.
@avinpress
✍شفیع بهرامیان – مدرس حوزه رسانه
▫️خودکشی یک آسیب اجتماعی و عمومی است. معمولاً نزدیکان و بستگان کسی که در این مسیر جانباخته است به دلایل بسیاری بهسختی چنین مرگی را باور نموده و به اشکال مختلف سعی دارند ناراحتی و رنج خود را با جامعه به اشتراک بگذارند. این امر البته اگر قالبی رسانهای یا عمومی (در شبکههای اجتماعی عمومی) به خود گیرد میتواند برای سایرینی که مستعد خودکشی هستند بسیار خطرناک و حتی مرگآفرین باشد.
▫️بازنمایی و پوشش آنلاین خودکشی باید با استفاده از بهترین شیوهها انجام شود. برخی از خودکشیها ممکن است خبرساز باشند. براین اساس، نحوه پوشش رسانهها از خودکشی میتواند با قهرمانسازی یا ارائه داستانی عاطفی از آن سبب کمک به سرایت و تلقین و حتی تکرار موارد مشابه شود!
▫️رسانهها و صفحات شبکههای اجتماعی نقش مهمی در پیشگیری از خودکشی دارند؛ بیش از ۱۰۰ مطالعه در سراسر جهان نشان دادهاند که خطر سرایت خودکشی با عملکرد نادرست رسانهها بسیار واقعی است اما گزارش مسئولانه رسانهای میتواند خطر آن را کاهش دهد. پوشش دقیق خودکشی میتواند تصورات را تغییر دهد، افسانهها و قهرمانسازیها را از بین برده و مردم را در مورد پیچیدگیهای موضوع آگاه کند. واقعیت ساده این است که روزنامهنگاری خوب در این عرصه جان انسانها را نجات میدهد. رعایت نکات زیر برای حمایت از بالاترین استانداردهای پوشش و بازنمایی ایمن خبر خودکشی و قربانیان آن در فضای مجازی و رسانهای بسیار ضروری است:
▫️اول: از گزارش روشهای خودکشی، مانند توصیف کسی که با طناب یا دارو مرده است، خودداری کنید.
▫️دوم: از زبانی که خودکشی را هیجانانگیز یا تجلیل میکند دوریکنید. هرگز نگویید که قربانی فوراً فوت کرده یا مرگ او سریع، آسان، بدون درد، اجتنابناپذیر یا راهحلی برای مشکلات او بوده است. به عبارتی خودکشی را بههیچوجه توجیه نکنید.
▫️سوم: از انتشار تصاویر یا فیلمهای ویدئویی دراماتیک، احساسی یا هیجانانگیز قربانی خودداری کنید. تصویرسازی بیشازحد میتواند مرگ را جذاب کند یا افراد آسیبپذیر را به شناسایی و همذاتپنداری بیشازحد با متوفی سوق دهد.
▫️چهارم: از پوشش بیشازحد و قرار دادن بیشازحد برجسته داستانهای خودکشی، در صفحه و رسانه خود خودداری کنید و آن را به داستانهای قبلی در مورد خودکشی پیوند ندهید.
▫️پنجم: از درج محتوای یادداشتهای خودکشی یا پیامهای مشابه آن، که توسط متوفی نوشتهشده باید اجتناب شود. این میتواند احتمال همذاتپنداری افراد با قربانی را افزایش دهد. همچنین ممکن است داستان خودکشی را عاشقانه کرده یا باعث ناراحتی خانواده و دوستان سوگوار شود.
▫️ششم: حدس و گمان در مورد «محرک» یا علت خودکشی میتواند موضوع را بیشازحد ساده کند و باید از آن اجتناب کرد. خودکشی بسیار پیچیده است و در بیشتر مواقع هیچ رویداد یا عاملی وجود ندارد که کسی را به سمت خودکشی سوق دهد.
▫️هفتم: جوانان و زنان بیشتر مستعد ابتلا به خودکشی هستند. هنگام پوشش خبری مرگ یک جوان، به داستان اهمیت ندهید یا استفاده از عکسها ازجمله گالریها را تکرار نکنید. از زبان یا تصاویر احساسی و عاشقانه استفاده نکنید.
♦️خلاصه اینکه:
۱- خودداری از قهرمانسازی و یا توجیه خودکشی با ذکر دلایل و علتهای آن، خودکشی امری بسیار پیچیده است و بهسادگی قابل توجیه نیست.
۲- اجتناب از انتشار جزئیات و روش خودکشی؛
۳- خودداری از انتشار فیلم، گالری و یا عکس قربانی و یا محل و وسایل خودکشی؛
۴- انتشار عوامل خطر و علائم هشداردهنده؛
۵- عدم استفاده از کلیشههای مذهبی و فرهنگی و نمادسازی؛
۶- اجتناب از تحسین یا سرزنش فرد خودکشی کرده؛
۷- عدم انتشار یادداشتهای بهجامانده از متوفی؛
۸- ارتباط با کارشناسان مطلع برای تنظیم خبر خودکشی؛
۹- معرفی خدمات حمایتی و اضافه کردن لینک منابع حمایتگر از افراد آسیبدیده و توضیح راه دسترسی به آنها؛
۱۰- توجه به انگ و رنجی که خانواده فرد خودکشی کننده با انتشار خبر متحمل میشود؛
۱۱- آموزش اقداماتی که مردم میتوانند برای جلوگیری از خودکشی دیگران انجام دهند؛
۱۲- برجسته کردن اخبار و اطلاعات مربوط به موارد پیشگیری از خودکشی و شاخصهایی مانند کمک، امید، بهبودی و نجات؛
۱۳- معرفی و پیشنهاد درمانهای مؤثر برای مخاطبان احتمالی در معرض آسیب خودکشی و برجسته کردن اقدامات مهم، راهحلها و نشان دادن موفقیتهای افرادی که از آسیب خودکشی نجاتیافتهاند.
۱۴- از پدیده خودکشی و متوفی برای تسویه حسابهای سیاسی، مذهبی یا فرهنگی و.... استفاده نشود چون اثری بومرنگی و معکوس خواهد داشت.
▫️رعایت موارد فوق شاید بتواند مانعی برای تکرار خودکشی بعدی کسانی باشد که مخاطب اخبار خودکشی هستند.
@avinpress
Telegram
attach 📎
👍7
💢 آقای رئیسجمهور! دلار چند؟
✍مصطفی داننده
نمیدانم الان که این مطلب را میخوانید قیمت دلار همچنان در آغوش ۳۱ هزار تومان است یا ۳۲ هزار تومان را بغل کرده یا بالاتر رفته است.
کاش این افراد و همه آنهایی که در زمان دولت گذشته مدعی بودند اداره کشور مثل خوردن یک چایی قند پهلو است، یک نشست خبری برگزار کنند و به سوالات پاسخ بدهند و بگونید که چگونه کشور را اداره میکنند.
ادامه متن 👈 asriran.com/003XBv
@avinpress
✍مصطفی داننده
نمیدانم الان که این مطلب را میخوانید قیمت دلار همچنان در آغوش ۳۱ هزار تومان است یا ۳۲ هزار تومان را بغل کرده یا بالاتر رفته است.
کاش این افراد و همه آنهایی که در زمان دولت گذشته مدعی بودند اداره کشور مثل خوردن یک چایی قند پهلو است، یک نشست خبری برگزار کنند و به سوالات پاسخ بدهند و بگونید که چگونه کشور را اداره میکنند.
ادامه متن 👈 asriran.com/003XBv
@avinpress
عصر ايران
آقای رئیسی! دلار چند؟
کاش این افراد و همه آنهایی که در زمان دولت گذشته مدعی بودند اداره کشور مثل خوردن یک چایی قند پهلو است، یک نشست خبری برگزار کنند و به سوالات پاسخ بدهند و بگونید که چگونه کشور را اداره میکنند.
👏4
تکثیر بحران
♦️تورم ما را به کدام سو میبرد؟
در سه سال گذشته جامعه ایران متوسط تورم ۴۰ درصدی را تجربهکرده و یک سناریو این است که در پنج سال آینده هم این روند ادامه پیدا کند. اگر فرض کنیم در حال حاضر هزینه خانوادهای هشت میلیون تومان باشد، با همین سطح تورم، این رقم در سال ۱۴۰۶ به ۴۳ میلیون تومان خواهد رسید. همچنین هزینه خانوادهای که در حال حاضر ۱۲ میلیون تومان است، در پنج سال آینده به ۶۴ میلیون تومان میرسد و این رقم برای خانوادهای که اکنون ۲۰ میلیون تومان هزینه ماهانه دارد به ۱۰۷ میلیون تومان خواهد رسید.
ادامه این وضعیت با اقتصاد و جامعه ایران چه خواهد کرد؟
@avinpress
♦️تورم ما را به کدام سو میبرد؟
در سه سال گذشته جامعه ایران متوسط تورم ۴۰ درصدی را تجربهکرده و یک سناریو این است که در پنج سال آینده هم این روند ادامه پیدا کند. اگر فرض کنیم در حال حاضر هزینه خانوادهای هشت میلیون تومان باشد، با همین سطح تورم، این رقم در سال ۱۴۰۶ به ۴۳ میلیون تومان خواهد رسید. همچنین هزینه خانوادهای که در حال حاضر ۱۲ میلیون تومان است، در پنج سال آینده به ۶۴ میلیون تومان میرسد و این رقم برای خانوادهای که اکنون ۲۰ میلیون تومان هزینه ماهانه دارد به ۱۰۷ میلیون تومان خواهد رسید.
ادامه این وضعیت با اقتصاد و جامعه ایران چه خواهد کرد؟
@avinpress
Forwarded from اتچ بات
🍃🍃 #اکسیر_سکوت
🔺وقتی کسی سخنی میگوید یا منتشر میکند که در نظر شما نادرست یا توهین است و از او #کینهای به دل میگیرید،
درحقیقت برده آن فرد میشوید،
او افکار شما را تحت کنترل خود میگیرد،
اشتهای شما را از بین میبرد،
آرامش ذهن و نیات خوب شما را میرباید
و لذت کار کردن را از شما میگیرد.
🔺ناخواسته وارد زمین بازیی میشوید که قواعد و شکل بازی را همان شخص طراحی کرده است!
او سعی دارد با نفرتپراکنی #اعتقادات شما را از بین ببرد، آزادی فکر را از شما بگیرد.
🔺هیچ راهی برای فرار از او ندارید!!! اگر جدیاش بگیرید، اگر به او و سخنانش وزن و بها بدهید!
اگر اسیر #بازی او شوید.
هرگز نمی توانید احساس #شادی و راحتی کنید،
او حتی بر روی تُنِ صدای شما نیز تاثیر میگذارد،
او امید و لحظات شاد و فَرح بخش زندگی را از شما #میدزدد.
🔺مراقب خود باشید.
هر کس عامدانه شما را میآزارد،
تاجایی که امکان دارد، او را نبینید، نشنوید، انگار اصلا وجود ندارد؛ گاهی #سکوت و #نادیده_گرفتن تنها راه مواجهه با #ابلهان است.
🔺 شاید دیدهاید که گاهی #سگ به هر رهگذری پارس میکند البته نه برای ترساندنش، فقط برای #اظهار_وجود و بس! اگر واکنش نشان دهید شاید آن حیوان کارش از پارس کردن به پاچه گرفتن هم برسد پس بیخیال شوید، نشنیده بگیریدش و به راهتان ادامه دهید اگر در فکر سلامت پاهایتان هستید.
🔺شما سزاوار و مستحق آرامشید. اگر بتوانید بجای #خشم بر #سفاهت و #خیانت_بر_امانت کسی که قصد آزار شما را دارد، فقط #لبخند بزنید و بگذرید!
🔺آرامش سهم کسانی است که
بی #منت میبخشند، و بی #کینه میخندند
و با هر بادی نمیلرزند
و به هر کس و ناکسی #وزن و بها نمیدهند.
#درسهایی_برای_زندگی #مهارتهای_ارتباطی #مهارتهای_زندگی #آرامش #سکوت #تقلب #سلطانی #مرده_سیاسی #دوپینگ
@avinpress
🔺وقتی کسی سخنی میگوید یا منتشر میکند که در نظر شما نادرست یا توهین است و از او #کینهای به دل میگیرید،
درحقیقت برده آن فرد میشوید،
او افکار شما را تحت کنترل خود میگیرد،
اشتهای شما را از بین میبرد،
آرامش ذهن و نیات خوب شما را میرباید
و لذت کار کردن را از شما میگیرد.
🔺ناخواسته وارد زمین بازیی میشوید که قواعد و شکل بازی را همان شخص طراحی کرده است!
او سعی دارد با نفرتپراکنی #اعتقادات شما را از بین ببرد، آزادی فکر را از شما بگیرد.
🔺هیچ راهی برای فرار از او ندارید!!! اگر جدیاش بگیرید، اگر به او و سخنانش وزن و بها بدهید!
اگر اسیر #بازی او شوید.
هرگز نمی توانید احساس #شادی و راحتی کنید،
او حتی بر روی تُنِ صدای شما نیز تاثیر میگذارد،
او امید و لحظات شاد و فَرح بخش زندگی را از شما #میدزدد.
🔺مراقب خود باشید.
هر کس عامدانه شما را میآزارد،
تاجایی که امکان دارد، او را نبینید، نشنوید، انگار اصلا وجود ندارد؛ گاهی #سکوت و #نادیده_گرفتن تنها راه مواجهه با #ابلهان است.
🔺 شاید دیدهاید که گاهی #سگ به هر رهگذری پارس میکند البته نه برای ترساندنش، فقط برای #اظهار_وجود و بس! اگر واکنش نشان دهید شاید آن حیوان کارش از پارس کردن به پاچه گرفتن هم برسد پس بیخیال شوید، نشنیده بگیریدش و به راهتان ادامه دهید اگر در فکر سلامت پاهایتان هستید.
🔺شما سزاوار و مستحق آرامشید. اگر بتوانید بجای #خشم بر #سفاهت و #خیانت_بر_امانت کسی که قصد آزار شما را دارد، فقط #لبخند بزنید و بگذرید!
🔺آرامش سهم کسانی است که
بی #منت میبخشند، و بی #کینه میخندند
و با هر بادی نمیلرزند
و به هر کس و ناکسی #وزن و بها نمیدهند.
#درسهایی_برای_زندگی #مهارتهای_ارتباطی #مهارتهای_زندگی #آرامش #سکوت #تقلب #سلطانی #مرده_سیاسی #دوپینگ
@avinpress
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#لطفا_متن_مطالعه_شود👇👇👇
#کودکان مظلومترین و پاکترین آفریدههای خالق هستیاند که بدون برکت نفَس و حضورشان زندگی آدمی #پوچ و بیمعنی است.
آنها ترجمان آرزوی #جاودانگی_روح و عمر بشراند و محرک، نیروبخش و امیدآفرین برای ادامه دادن چراکه #زندگی_اجتماعی بشر همزاد سختی است و کودکاناند که این سختیها و رنجها را بر انسان آسان میکنند.
دیدن و کشیدن ناز #فرزند و تیمار و نگهداریاش از بینظیرترین لذتهای عالم هستی است و به #شکرانه این نعمت عظیم، بیخیال آن فرشتگان معصومی نشویم که از نعمت پدر و مادر و نازکشیدن و دامان و دستهای مهربان #والدین محروماند.
حمایت و کمک به #موسساتی که درحال مراقبت و نگهداری از چنین کودکان بیگناهی هستند که از نعمت و ناز والدین #محروماند شکرانهای است برای فرزندانمان که از جانمان بیشتر دوستشان میداریم.
مرزهای محبت و #انسانیت ناپیدا و بی انتهاست امید که با بذل و بخشش آنچه در توان داریم نگاهدار چنین کودکانی باشیم.
#موسسه_امید_زندگی اشنویه
تنها مرکز فعال نگاهداری از #کودکان_بیسرپرست
در این شهرستان
شماره کارت
♦️ ۶۰۶۳۷۳۷۰۰۴۹۵۱۳۵۴
@avinpress
#کودکان مظلومترین و پاکترین آفریدههای خالق هستیاند که بدون برکت نفَس و حضورشان زندگی آدمی #پوچ و بیمعنی است.
آنها ترجمان آرزوی #جاودانگی_روح و عمر بشراند و محرک، نیروبخش و امیدآفرین برای ادامه دادن چراکه #زندگی_اجتماعی بشر همزاد سختی است و کودکاناند که این سختیها و رنجها را بر انسان آسان میکنند.
دیدن و کشیدن ناز #فرزند و تیمار و نگهداریاش از بینظیرترین لذتهای عالم هستی است و به #شکرانه این نعمت عظیم، بیخیال آن فرشتگان معصومی نشویم که از نعمت پدر و مادر و نازکشیدن و دامان و دستهای مهربان #والدین محروماند.
حمایت و کمک به #موسساتی که درحال مراقبت و نگهداری از چنین کودکان بیگناهی هستند که از نعمت و ناز والدین #محروماند شکرانهای است برای فرزندانمان که از جانمان بیشتر دوستشان میداریم.
مرزهای محبت و #انسانیت ناپیدا و بی انتهاست امید که با بذل و بخشش آنچه در توان داریم نگاهدار چنین کودکانی باشیم.
#موسسه_امید_زندگی اشنویه
تنها مرکز فعال نگاهداری از #کودکان_بیسرپرست
در این شهرستان
شماره کارت
♦️ ۶۰۶۳۷۳۷۰۰۴۹۵۱۳۵۴
@avinpress
🔺قصه پر درد مرگ کارگران؛ جان میدهند تا نانی بر سفره برند
✍شیرین شریفی - خبرنگار
▫️این روزها آمار مرگومیر حین کار در کشور ما که متاسفانه سندیکاهای کارگری مستقل و فعال و قانون حمایتگر ندارد، بهسرعت در حال افزایش است. گرچه آمار مشخص و متقنی از حوادث کارگری در کشور وجود ندارد و آنچه اعلام شده بسیار کمتر از رقم واقعی است!
▫️مرگ دلخراش دو کارگر ساختمان در ارومیه طی چند روز گذشته بهانهای است برای پرداختن چندباره به موضوع حوادث کار و صدمات جبرانناپذیر ناشی از آن که در برخی از شرایط، منجر به فوت کارگران میشود.
▫️همواره شنیدن خبرهایی از جنس سقوط کارگران از بالای ساختمان های چند طبقه موجب رنجش خاطر شهروندان می شود و این امر باعث شده که بسیاری از حامیان حقوق کارگری بارها و بارها نسبت به توجه و رسیدگی به امنیت و ایمنی کارگران حین انجام کار واکنش نشان دهند.
▫️این روزها کارگران برای اینکه در این شرایط سخت و بحران اقتصادی لقمه نانی بر سر سفره خود ببرند، از جانشان مایه می گذارند و تمامی خطرات کار در یک ساختمان چند طبقه را به جان خریده و بر روی داربستهای غیر ایمن در ارتفاعی چند ده متر بالاتر از سطح زمین، بدون بیمه و هیچ گونه تضمیی جهت حفاظت از جانشان مشغول به کار می شوند؛ چرا که یک روز کار نکردن آنها برابر ست با گرسنگی عزیزانشان....
▫️متاسفانه در هفته گذشته ۲ تن از کارگران ساختمانی در شهر ارومیه بر اثر وزش تند باد از ساختمانی چند طبقه سقوط کرده و جان خود را از دست دادند، این دو کارگر که روزی امید و نان آور خانواده خود بودند، قربانی سهل انگاری کارفرما و نبود ایمنیهای لازم در حین کار شدند.
▫️در واقع کار در ساختمان جزو مشاغل سخت محسوب میشود و سختتر از آن، نداشتن امنیت شغلی و جانی است. به اعتقاد بسیاری از فعالین کارگری نیاز است که دولت برای شغل هایی که زیان آور و سخت محسوب می شوند، مزیت هایی در نظر بگیرد و در مقابل این جان دادن ها و مرگ هزارن کارگر، حقوقی به خانواده آنها تعلق گیرد.
▫️واقعیت امر این است که سالانه تعداد زیادی از کارگران به هنگام کار، به دلایل مختلف مصدوم، معلول یا حتی جانشان را از دست میدهند و در این میان براساس شواهد سهم کارگران ساختمانی از این حوادث بیشتر از کارگران بخشهای دیگر می باشد. متاسفانه، آمار حوادث در میان کارگران ساختمان آنقدر بالاست که کمتر کارگر ساختمانی با دو یا سه سال سابقه را میتوان مشاهده کرد که حادثه تلخی در حین کار را تجربه نکرده باشد.
▫️حوادث کار که عمدتا در فصل گرما رخ میدهد، به ترتیب عبارت است از سقوط از بلندی، اصابت اجسام سخت، برق گرفتگی، سوختگی و خفگی ناشی از کمبود اکسیژن. سقوط از ارتفاع، برخورد مصالح ساختمانی با سر و کمر و در نهایت فلج شدن، از جمله خطراتی است که سلامت کارگران ساختمانی را همواره تهدید میکند.
▫️به گفته بسیاری از فعالین کارگری یکی از علتهای حوادث کاری، دستمزدهای پایین است؛ زیرا کارگران مجبورند اضافه کاری کنند یا دو شغله و سه شغله شوند. بنابراین کارگری که مجبور است بعضا ۱۸ ساعت در روز کار کند، آسیب پذیری بیشتری در کار با دستگاهها پیدا میکند، چون تمرکز کمتری در کار دارد. افزون بر آن کارگری که احساس امنیت شغلی ندارد و از معاش فردای خود مطمئن نیست، بیشتر در معرض حوادث کاری قرار دارد. در این میان نباید از فقدان حداقل آموزش به کارگران و نبود امکانات ایمنی و بهداشتی را که درصد بالایی از حوادث را ناشی از عدم نظارت در محیط کار را شامل می شود فراموش کرد.
▫️سخن آخر اینکه، وقوع حادثه حین کار از جمله مخاطراتی است که همواره جان کارگران را در همه مشاغل تهدید میکندکه می توان عدم کنترل مسئولان مربوطه در سیستمهای کاری و نبودن استانداردهای ایمنی در کار را از مهمترین علل بروز این حوادث قلمداد کرد. طبق قانون کار، کارفرمایان در همه مشاغل موظف هستند که برای تمامی کارگران شرایط ایمنی کار را فراهم کرده و برای آنان الزامات ایمنی مناسب تهیه کنند اما متاسفانه برخی کارفرمایان سودجو تنها به میزان درآمد و سود خود میاندیشند و جان کارگران کمترین ارزشی برای آنها ندارد و همین امر باعث بروز حوادث تلخ و داغدار کردن بسیاری از خانواده های این قشر مظلوم در جامعه میشود.
@avinpress
✍شیرین شریفی - خبرنگار
▫️این روزها آمار مرگومیر حین کار در کشور ما که متاسفانه سندیکاهای کارگری مستقل و فعال و قانون حمایتگر ندارد، بهسرعت در حال افزایش است. گرچه آمار مشخص و متقنی از حوادث کارگری در کشور وجود ندارد و آنچه اعلام شده بسیار کمتر از رقم واقعی است!
▫️مرگ دلخراش دو کارگر ساختمان در ارومیه طی چند روز گذشته بهانهای است برای پرداختن چندباره به موضوع حوادث کار و صدمات جبرانناپذیر ناشی از آن که در برخی از شرایط، منجر به فوت کارگران میشود.
▫️همواره شنیدن خبرهایی از جنس سقوط کارگران از بالای ساختمان های چند طبقه موجب رنجش خاطر شهروندان می شود و این امر باعث شده که بسیاری از حامیان حقوق کارگری بارها و بارها نسبت به توجه و رسیدگی به امنیت و ایمنی کارگران حین انجام کار واکنش نشان دهند.
▫️این روزها کارگران برای اینکه در این شرایط سخت و بحران اقتصادی لقمه نانی بر سر سفره خود ببرند، از جانشان مایه می گذارند و تمامی خطرات کار در یک ساختمان چند طبقه را به جان خریده و بر روی داربستهای غیر ایمن در ارتفاعی چند ده متر بالاتر از سطح زمین، بدون بیمه و هیچ گونه تضمیی جهت حفاظت از جانشان مشغول به کار می شوند؛ چرا که یک روز کار نکردن آنها برابر ست با گرسنگی عزیزانشان....
▫️متاسفانه در هفته گذشته ۲ تن از کارگران ساختمانی در شهر ارومیه بر اثر وزش تند باد از ساختمانی چند طبقه سقوط کرده و جان خود را از دست دادند، این دو کارگر که روزی امید و نان آور خانواده خود بودند، قربانی سهل انگاری کارفرما و نبود ایمنیهای لازم در حین کار شدند.
▫️در واقع کار در ساختمان جزو مشاغل سخت محسوب میشود و سختتر از آن، نداشتن امنیت شغلی و جانی است. به اعتقاد بسیاری از فعالین کارگری نیاز است که دولت برای شغل هایی که زیان آور و سخت محسوب می شوند، مزیت هایی در نظر بگیرد و در مقابل این جان دادن ها و مرگ هزارن کارگر، حقوقی به خانواده آنها تعلق گیرد.
▫️واقعیت امر این است که سالانه تعداد زیادی از کارگران به هنگام کار، به دلایل مختلف مصدوم، معلول یا حتی جانشان را از دست میدهند و در این میان براساس شواهد سهم کارگران ساختمانی از این حوادث بیشتر از کارگران بخشهای دیگر می باشد. متاسفانه، آمار حوادث در میان کارگران ساختمان آنقدر بالاست که کمتر کارگر ساختمانی با دو یا سه سال سابقه را میتوان مشاهده کرد که حادثه تلخی در حین کار را تجربه نکرده باشد.
▫️حوادث کار که عمدتا در فصل گرما رخ میدهد، به ترتیب عبارت است از سقوط از بلندی، اصابت اجسام سخت، برق گرفتگی، سوختگی و خفگی ناشی از کمبود اکسیژن. سقوط از ارتفاع، برخورد مصالح ساختمانی با سر و کمر و در نهایت فلج شدن، از جمله خطراتی است که سلامت کارگران ساختمانی را همواره تهدید میکند.
▫️به گفته بسیاری از فعالین کارگری یکی از علتهای حوادث کاری، دستمزدهای پایین است؛ زیرا کارگران مجبورند اضافه کاری کنند یا دو شغله و سه شغله شوند. بنابراین کارگری که مجبور است بعضا ۱۸ ساعت در روز کار کند، آسیب پذیری بیشتری در کار با دستگاهها پیدا میکند، چون تمرکز کمتری در کار دارد. افزون بر آن کارگری که احساس امنیت شغلی ندارد و از معاش فردای خود مطمئن نیست، بیشتر در معرض حوادث کاری قرار دارد. در این میان نباید از فقدان حداقل آموزش به کارگران و نبود امکانات ایمنی و بهداشتی را که درصد بالایی از حوادث را ناشی از عدم نظارت در محیط کار را شامل می شود فراموش کرد.
▫️سخن آخر اینکه، وقوع حادثه حین کار از جمله مخاطراتی است که همواره جان کارگران را در همه مشاغل تهدید میکندکه می توان عدم کنترل مسئولان مربوطه در سیستمهای کاری و نبودن استانداردهای ایمنی در کار را از مهمترین علل بروز این حوادث قلمداد کرد. طبق قانون کار، کارفرمایان در همه مشاغل موظف هستند که برای تمامی کارگران شرایط ایمنی کار را فراهم کرده و برای آنان الزامات ایمنی مناسب تهیه کنند اما متاسفانه برخی کارفرمایان سودجو تنها به میزان درآمد و سود خود میاندیشند و جان کارگران کمترین ارزشی برای آنها ندارد و همین امر باعث بروز حوادث تلخ و داغدار کردن بسیاری از خانواده های این قشر مظلوم در جامعه میشود.
@avinpress
👍3
🔺به این تصویر خوب دقت کنید!
آن مرد از وجود مار درون غار بیخبر است!
آن زن هم از وجود سنگ روی مرد بیخبر است!
زن با خودش فکر میکند که من در حال سقوط هستم، نمیتوانم خود را بالا بکشم چون مار دست مرا نیش زده و توانم را گرفته است! چرا مرد کمی بیشتر از قدرت خود استفاده نمیکند و مرا بالا نمیکشد؟
مرد با خود فکر میکند که من با وجود وزن سنگ روی پشتم، درد زیادی را تحمل میکنم، با این وجود با تمام توان دست زن را گرفتهام، چرا زن کمی تلاش نمیکند و خود را بالا نمیکشد؟
🔺حقیقت این است که شما فشاری که بر روی دیگران است را نمیبینید، دیگران هم فشاری که بر روی شما هست را نمیبینند؛
زندگی اینگونه است!
ما همه جا باید سعی کنیم یکدیگر را بفهمیم و درک متقابل از هم داشته باشیم؛
یاد بگیریم متفاوت از قبل فکر کنیم، شاید کمی عمیق تر، واضح تر و در تعامل بیشتر با دیگران باشیم. این کار "همدلی" خوانده میشود.
اندکی فکر کردن و صبور بودن نتایج بزرگی را در پی خواهد داشت. با یکدیگر مهربان باشیم!
هر کسی را که در اطراف خود میبینید در حال جنگیدن در زمین جنگ زندگی خود است. . . .
@avinpress
آن مرد از وجود مار درون غار بیخبر است!
آن زن هم از وجود سنگ روی مرد بیخبر است!
زن با خودش فکر میکند که من در حال سقوط هستم، نمیتوانم خود را بالا بکشم چون مار دست مرا نیش زده و توانم را گرفته است! چرا مرد کمی بیشتر از قدرت خود استفاده نمیکند و مرا بالا نمیکشد؟
مرد با خود فکر میکند که من با وجود وزن سنگ روی پشتم، درد زیادی را تحمل میکنم، با این وجود با تمام توان دست زن را گرفتهام، چرا زن کمی تلاش نمیکند و خود را بالا نمیکشد؟
🔺حقیقت این است که شما فشاری که بر روی دیگران است را نمیبینید، دیگران هم فشاری که بر روی شما هست را نمیبینند؛
زندگی اینگونه است!
ما همه جا باید سعی کنیم یکدیگر را بفهمیم و درک متقابل از هم داشته باشیم؛
یاد بگیریم متفاوت از قبل فکر کنیم، شاید کمی عمیق تر، واضح تر و در تعامل بیشتر با دیگران باشیم. این کار "همدلی" خوانده میشود.
اندکی فکر کردن و صبور بودن نتایج بزرگی را در پی خواهد داشت. با یکدیگر مهربان باشیم!
هر کسی را که در اطراف خود میبینید در حال جنگیدن در زمین جنگ زندگی خود است. . . .
@avinpress
👍9
محمدطاهر صمدیان رئیس هیات تنیس آذربایجانغربی :
برگزاری مسابقات تور تنیس جهانی جوانان به میزبانی استان آذربایجان غربی (گرامیداشت محسن کامیار) ITF
رئیس هیات تنیس استان گفت: این مسابقات برای دومین بار با میزبانی استان آذربایجانغربی در مجموعه زمینهای تنیس شهید باکری ارومیه از تاریخ ۲۸ خرداد لغایت ۴ تیر برگزار میشود.
محمدطاهر صمدیان افزود: این مسابقات برای اولین بار بنام پیشکسوت تنیس استان استاد محسن کامیار بپاس خدمات و زحمات ایشان برای این ورزش نامگذاری شده است.
صمدیان گفت: تور جهانی تنیس نوجوانان سطح ۵ در دو بخش دختران و پسران به مدت ۸ روز در جدول مقدماتی و اصلی و با حضور کشورهای مختلف جهان و ورزشکارانی از کشورمان در ارومیه برگزار میشود.
🎗 @avinpress
برگزاری مسابقات تور تنیس جهانی جوانان به میزبانی استان آذربایجان غربی (گرامیداشت محسن کامیار) ITF
رئیس هیات تنیس استان گفت: این مسابقات برای دومین بار با میزبانی استان آذربایجانغربی در مجموعه زمینهای تنیس شهید باکری ارومیه از تاریخ ۲۸ خرداد لغایت ۴ تیر برگزار میشود.
محمدطاهر صمدیان افزود: این مسابقات برای اولین بار بنام پیشکسوت تنیس استان استاد محسن کامیار بپاس خدمات و زحمات ایشان برای این ورزش نامگذاری شده است.
صمدیان گفت: تور جهانی تنیس نوجوانان سطح ۵ در دو بخش دختران و پسران به مدت ۸ روز در جدول مقدماتی و اصلی و با حضور کشورهای مختلف جهان و ورزشکارانی از کشورمان در ارومیه برگزار میشود.
🎗 @avinpress
🔺سیاستی به نام عمق استراتژیک
✍شفیع بهرامیان- روزنامه نگار
▫️عمق استراتژیک(Strategic Depth) یک واژه کلیدی در ادبیات سیاسی و نظامی است که به فاصله خط مقدم نبرد(نظامی، سیاسی، روانی و....) با مواضع و مراکز اصلی طرفین دعوا اطلاق میشود. عمق استراتژیک مفهومی مشتق از یک استراتژی نظامی و سیاسی است که به عمق دفاع شما در ضعیفترین نقطه اشاره دارد. اصل اساسی در عمق استراتژیک کشاندن آن به سرزمین غیر خودی است نه رساندنش به داخل و محدوده حریم خودی! چگونه میتوان از این عمق حفاظت کرد:
۱. به هسته نرم داخلی قدرت خود فکر کنید
تنها چیزی که موجودیت شما نمیتواند بدون آن تداوم یابد چیست؟ رگ حیات شما کدام است؟ چه چیزی دارید که به شما امکان می دهد که تداوم داشته باشید، چیزی که دیگران می خواهند از شما بگیرند؟
۲. در حال حاضر چه چیزی از هسته قدرت شما محافظت می کند؟
چه عواملی باعث می شود که هسته شما کار کند؟ اگر کسی بخواهد آن را بگیرد یا مختل کند، چه چیزی مانع از آن میشود؟ امکانات و مزایای موجود شما برای حفاظت از هسته مرکزی موجودیت شما چیست؟
۳. مانند حریف فکر کنید
خود را جای حریف بگذارید و از نگاه او ببنید سادهترین راه برای رسیدن به هسته اصلی قدرت شما چیست؟ کدام یک از لایههای دفاعی شما ضعیفتر است؟ از چه لحاظ محافظت نشده است؟ اگر "حمله" غیرمنتظرهای علیه شما صورت گیرد، چه میشود؟ چه میکنید؟
۴. چه کاری میتوانید در مورد آن انجام دهید؟
قبل از اینکه روی مهمترین روشهای دفاع یا حمله تمرکز کنید چندین راهحل ایجاد کنید. اگر به ایده نیاز دارید، سعی کنید یکی از از ۳ راهکار زیر را اتخاذ کنید:
اول: چگونه ضربه حریف را جذب میکنید و سازگار میشوید. این برنامهها ممکن است شامل طرحهای احتمالی یا بیشتر در مورد تنوع بخشیدن به روشهای دفاعی باشد تا هسته شما کمتر محوری و شکننده باشد.
دوم: چگونه میتوانید ضربه را تضعیف یا به طور کامل از آن جلوگیری کنید. این برنامهها شامل تقویت دفاع برای محافظت بیشتر و وفادار نگه داشتن هسته شما، یا راههایی برای پرهزینهتر کردن حمله رقبا به آن مانند بهبود امنیت و حفاظت از موجودیت شماست.
سوم: چگونه میتوانید حمله کنید تا تهدیدها را در دور از عمق استرتژیک خود نگه دارید. حرکاتی که ممکن است در میدان رقابت انجام دهید مانند اتحاد با سایر بازیگران موجود در میدان و یا اقدامات استراتژیک دیگر مانند آموزش، نهاد سازی، بسیج افکار عمومی و پناه بردن به مقررات یا دعوای حقوقی میتواند چتر حمایتی عمق استراتژیک شما را گستردهتر کند.
۵. برای آن چه باید کرد؟
آیا خطر چقدر جدی است؟ زمان مناسب برای اقدامات حمایتگرانه کدام است؟ کدام یک از استراتژیهای شما برای صیانت از عمق استراتژیکتان ارزشمندتر است؟
▫️ضروری است به عمق استراتژیک دیگران فکر کنید، چرا آنها آسیب پذیر هستند و چگونه میتوانند از خود دفاع کنند. اینکه در حالت دفاع باشید یا حمله، اینکه تنها عمل کنید یا یارگیری نمایید، اینکه چقدر از قدرت سخت و نرم برای حفاظت از عمق استراتژیک خود برخوردارید و اینکه چقدر پشت جبهه با شماست؛ همه و همه میتواند در گسترش یا تضعیف عمق استراتژیک شما موثر باشد.
▫️مراقب باشید مرزهای عمق استراتژیک خود را پشت خطوط حریف ببرید نه داخل هسته اصلی قدرت خویش.
🔸نوشتار ترکیبی از یادداشت و ترجمه است.
@avinpress
✍شفیع بهرامیان- روزنامه نگار
▫️عمق استراتژیک(Strategic Depth) یک واژه کلیدی در ادبیات سیاسی و نظامی است که به فاصله خط مقدم نبرد(نظامی، سیاسی، روانی و....) با مواضع و مراکز اصلی طرفین دعوا اطلاق میشود. عمق استراتژیک مفهومی مشتق از یک استراتژی نظامی و سیاسی است که به عمق دفاع شما در ضعیفترین نقطه اشاره دارد. اصل اساسی در عمق استراتژیک کشاندن آن به سرزمین غیر خودی است نه رساندنش به داخل و محدوده حریم خودی! چگونه میتوان از این عمق حفاظت کرد:
۱. به هسته نرم داخلی قدرت خود فکر کنید
تنها چیزی که موجودیت شما نمیتواند بدون آن تداوم یابد چیست؟ رگ حیات شما کدام است؟ چه چیزی دارید که به شما امکان می دهد که تداوم داشته باشید، چیزی که دیگران می خواهند از شما بگیرند؟
۲. در حال حاضر چه چیزی از هسته قدرت شما محافظت می کند؟
چه عواملی باعث می شود که هسته شما کار کند؟ اگر کسی بخواهد آن را بگیرد یا مختل کند، چه چیزی مانع از آن میشود؟ امکانات و مزایای موجود شما برای حفاظت از هسته مرکزی موجودیت شما چیست؟
۳. مانند حریف فکر کنید
خود را جای حریف بگذارید و از نگاه او ببنید سادهترین راه برای رسیدن به هسته اصلی قدرت شما چیست؟ کدام یک از لایههای دفاعی شما ضعیفتر است؟ از چه لحاظ محافظت نشده است؟ اگر "حمله" غیرمنتظرهای علیه شما صورت گیرد، چه میشود؟ چه میکنید؟
۴. چه کاری میتوانید در مورد آن انجام دهید؟
قبل از اینکه روی مهمترین روشهای دفاع یا حمله تمرکز کنید چندین راهحل ایجاد کنید. اگر به ایده نیاز دارید، سعی کنید یکی از از ۳ راهکار زیر را اتخاذ کنید:
اول: چگونه ضربه حریف را جذب میکنید و سازگار میشوید. این برنامهها ممکن است شامل طرحهای احتمالی یا بیشتر در مورد تنوع بخشیدن به روشهای دفاعی باشد تا هسته شما کمتر محوری و شکننده باشد.
دوم: چگونه میتوانید ضربه را تضعیف یا به طور کامل از آن جلوگیری کنید. این برنامهها شامل تقویت دفاع برای محافظت بیشتر و وفادار نگه داشتن هسته شما، یا راههایی برای پرهزینهتر کردن حمله رقبا به آن مانند بهبود امنیت و حفاظت از موجودیت شماست.
سوم: چگونه میتوانید حمله کنید تا تهدیدها را در دور از عمق استرتژیک خود نگه دارید. حرکاتی که ممکن است در میدان رقابت انجام دهید مانند اتحاد با سایر بازیگران موجود در میدان و یا اقدامات استراتژیک دیگر مانند آموزش، نهاد سازی، بسیج افکار عمومی و پناه بردن به مقررات یا دعوای حقوقی میتواند چتر حمایتی عمق استراتژیک شما را گستردهتر کند.
۵. برای آن چه باید کرد؟
آیا خطر چقدر جدی است؟ زمان مناسب برای اقدامات حمایتگرانه کدام است؟ کدام یک از استراتژیهای شما برای صیانت از عمق استراتژیکتان ارزشمندتر است؟
▫️ضروری است به عمق استراتژیک دیگران فکر کنید، چرا آنها آسیب پذیر هستند و چگونه میتوانند از خود دفاع کنند. اینکه در حالت دفاع باشید یا حمله، اینکه تنها عمل کنید یا یارگیری نمایید، اینکه چقدر از قدرت سخت و نرم برای حفاظت از عمق استراتژیک خود برخوردارید و اینکه چقدر پشت جبهه با شماست؛ همه و همه میتواند در گسترش یا تضعیف عمق استراتژیک شما موثر باشد.
▫️مراقب باشید مرزهای عمق استراتژیک خود را پشت خطوط حریف ببرید نه داخل هسته اصلی قدرت خویش.
🔸نوشتار ترکیبی از یادداشت و ترجمه است.
@avinpress
👍1
Forwarded from اتچ بات
🔺جشنواره؛ هزینه یا سرمایهگذاری؟
✍شفیع بهرامیان – روزنامهنگار
▫️این روزها یا جشنوارهها برگزار نمیشوند و یا اگر میشوند چنان ضعیف و بیرونقاند که نبودشان بهتر از بودشان است! داستان چیست و چرا این ظرفیت بزرگ فرهنگی-اقتصادی چنین تبدیل به مسئله و مشکل شده است؟
▫️آیا برگزاری جشنواره درصورتیکه بهدرستی هدفگذاری، برنامهریزی و اجرا شود فرصت است یا تهدید؟
▫️آیا یک جشنواره میتواند مانع و نافی جشنواره و همایشهای دیگر با موضوعات متفاوت در یک جغرافیای واحد شود؟
▫️آیا بخش دولتی یا عمومی بهتر میتواند یک جشنواره بومی – ملی را برگزار کند یا نهادها و سمنهای غیردولتی و مردمی؟
▫️آیا شالوده مفاهیمی چون سرمایهگذاری، اقتصاد، بازار، فرهنگ، تاریخ، فولکلور، شادی و امثال آن دستوری و هنجاری است یا مردمی و اختیاری و براساس قانون عرضه و تقاضا؟
▫️آیا یک جشنواره الزاماً «تنها» معرف یک محصول یا موضوع است یا میتواند بستری برای ارائه مجموعهای از داشتهها و توانمندیهای یک جغرافیا باشد؟
▫️ آیا جشنواره لاجرم پشت پردههای سیاسی و لایههای پنهان تبلیغاتی و انتخاباتی دارد یا در صورت مدیریت صحیح میتوان آن را از سیاست و عوارض سیاسی و جناحی ملی-منطقهای بهدور نگاه داشت؟
▫️دستاورد جشنوارههای برگزارشده مختلف منطقه و استان در حوزههای مختلف چه بوده است؟ آیا قابلقبول است یا بیشتر نمایشی و تبلیغاتی؟
▫️اینها سؤالاتی است که در کنار دهها «آیای» دیگر میتوان پرسید و البته پاسخ به آنها تا حدودی مشخص میکند کجای کار میلنگد که اکنون جشنوارهها یا کلاً تعطیل شده و یا بیروح و بیمحتوا- و صرفاً از سر ناچاری- برگزار میشوند؟
▫️مسئله اول عدم شناخت فلسفه و فرایند رویدادهای فرهنگی، اقتصادی و گردشگری است که در بطن خود، همواره جزو فعالیتی با نتایج آتی و درازمدت محسوب میشوند و با این رویکرد این انتظار که یکشبه بتوان با برگزاری یک جشنواره از مواهب فوری و آنی آن بهرهمند شد چندان منطقی به نظر نمیرسد.
▫️جشنواره معمولاً رویدادی است که به بهانه آن امکان معرفی و شناساندن ظرفیتهای مهم تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و توانمندیهای گردشگری و سرمایهگذاری یک جغرافیای خاص فراهم میشود و اینکه لزوماً یک جشنواره را در بستر نام و برند آن و یا پسزمینههای ناخواسته سیاسی و غیره تحلیل و تفسیر کرده و آن را برجستهنماییم شاید چندان منطقی نباشد. باید بپذیریم که غالب جشنوارهها و همایشهای منطقهای، پس از سالها فعالیت مستمر، درنهایت تبدیل به یک برند بینالمللی و یا ملی شده و به سوددهی پایدار رسیدهاند.
▫️از دیگر سو نیز اگر برنامهریزان یک جشنواره به آن بهعنوان بستری مناسب برای معرفی همه توانمندیهای موجود خود نگاه نکنند شاید بتوان این سخن منتقدان را که «جشنواره بیشتر هزینه است تا دستاورد» بجا و منطقی دانست چه اینکه در وضعیت سخت اقتصادی امروز، امکان هزینهکرد برای برگزاری رویدادهای مختلف و پر تعداد فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و اقتصادی وجود ندارد و لازم است با تجمیع آنها در یک جشنواره با هر نام و برندی، ضمن مدیریت هزینهها، امکان عرضه همه داشتهها و برخورداری از نتایج مختلف را فراهم آورد.
▫️ایکاش برنامهریزان معدود جشنوارههای موجود نیز از فرصت برگزاری یک جشنواره برای تجمیع و معرفی ظرفیتهای اصلی یک منطقه(فرهنگی، علمی، تاریخی، گردشگری، اقتصادی و...) استفاده نموده و صرفاً آن را محدود به یک موضوع خاص و یا چند سخنرانی و اجرای موسیقی و لوح و «تندیسپاشی» ملامتبار نکنند تا دستاوردهای آن رویداد در کوتاه و بلندمدت بر هزینههای اجرا پیشی گیرد.
▫️جشنوارهها و یا هر رویداد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی- البته با همراهی رسانهها- سبب شناساندن تاریخ، فرهنگ و فولکلور و همچنین ظرفیتها و توانمندیهای جامعه به سایر مردم میشود که این امر غیرقابل ارزشگذاری است، به عبارتی هزینههایی که برای این سنخ برنامهها انجام میشود، بهمراتب در برابر عایدات و منافعی که این جشنوارهها به منطقه و مردمانش میرساند ناچیز و بیاهمیت است، کوتاهسخن اینکه جشنوارهها اگر بهدرستی -و نه دستوری- و بهصورت جامع و بسیط اجرا شوند سرمایهگذاری پایدار هستند و نه هزینه و خرج بیسرانجام.
▫️ مواظب باشیم به بهانه اصلاح ابرو چشمی کور نکنیم! بجای تعطیلی اگر برنامهریزی و مدیریت صحیح انجام گیرد هر جشنواره فرصتی بیهمتا برای همبستگی، انسجام اجتماعی و توسعه و آبادانی است.
@avinpress
✍شفیع بهرامیان – روزنامهنگار
▫️این روزها یا جشنوارهها برگزار نمیشوند و یا اگر میشوند چنان ضعیف و بیرونقاند که نبودشان بهتر از بودشان است! داستان چیست و چرا این ظرفیت بزرگ فرهنگی-اقتصادی چنین تبدیل به مسئله و مشکل شده است؟
▫️آیا برگزاری جشنواره درصورتیکه بهدرستی هدفگذاری، برنامهریزی و اجرا شود فرصت است یا تهدید؟
▫️آیا یک جشنواره میتواند مانع و نافی جشنواره و همایشهای دیگر با موضوعات متفاوت در یک جغرافیای واحد شود؟
▫️آیا بخش دولتی یا عمومی بهتر میتواند یک جشنواره بومی – ملی را برگزار کند یا نهادها و سمنهای غیردولتی و مردمی؟
▫️آیا شالوده مفاهیمی چون سرمایهگذاری، اقتصاد، بازار، فرهنگ، تاریخ، فولکلور، شادی و امثال آن دستوری و هنجاری است یا مردمی و اختیاری و براساس قانون عرضه و تقاضا؟
▫️آیا یک جشنواره الزاماً «تنها» معرف یک محصول یا موضوع است یا میتواند بستری برای ارائه مجموعهای از داشتهها و توانمندیهای یک جغرافیا باشد؟
▫️ آیا جشنواره لاجرم پشت پردههای سیاسی و لایههای پنهان تبلیغاتی و انتخاباتی دارد یا در صورت مدیریت صحیح میتوان آن را از سیاست و عوارض سیاسی و جناحی ملی-منطقهای بهدور نگاه داشت؟
▫️دستاورد جشنوارههای برگزارشده مختلف منطقه و استان در حوزههای مختلف چه بوده است؟ آیا قابلقبول است یا بیشتر نمایشی و تبلیغاتی؟
▫️اینها سؤالاتی است که در کنار دهها «آیای» دیگر میتوان پرسید و البته پاسخ به آنها تا حدودی مشخص میکند کجای کار میلنگد که اکنون جشنوارهها یا کلاً تعطیل شده و یا بیروح و بیمحتوا- و صرفاً از سر ناچاری- برگزار میشوند؟
▫️مسئله اول عدم شناخت فلسفه و فرایند رویدادهای فرهنگی، اقتصادی و گردشگری است که در بطن خود، همواره جزو فعالیتی با نتایج آتی و درازمدت محسوب میشوند و با این رویکرد این انتظار که یکشبه بتوان با برگزاری یک جشنواره از مواهب فوری و آنی آن بهرهمند شد چندان منطقی به نظر نمیرسد.
▫️جشنواره معمولاً رویدادی است که به بهانه آن امکان معرفی و شناساندن ظرفیتهای مهم تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و توانمندیهای گردشگری و سرمایهگذاری یک جغرافیای خاص فراهم میشود و اینکه لزوماً یک جشنواره را در بستر نام و برند آن و یا پسزمینههای ناخواسته سیاسی و غیره تحلیل و تفسیر کرده و آن را برجستهنماییم شاید چندان منطقی نباشد. باید بپذیریم که غالب جشنوارهها و همایشهای منطقهای، پس از سالها فعالیت مستمر، درنهایت تبدیل به یک برند بینالمللی و یا ملی شده و به سوددهی پایدار رسیدهاند.
▫️از دیگر سو نیز اگر برنامهریزان یک جشنواره به آن بهعنوان بستری مناسب برای معرفی همه توانمندیهای موجود خود نگاه نکنند شاید بتوان این سخن منتقدان را که «جشنواره بیشتر هزینه است تا دستاورد» بجا و منطقی دانست چه اینکه در وضعیت سخت اقتصادی امروز، امکان هزینهکرد برای برگزاری رویدادهای مختلف و پر تعداد فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و اقتصادی وجود ندارد و لازم است با تجمیع آنها در یک جشنواره با هر نام و برندی، ضمن مدیریت هزینهها، امکان عرضه همه داشتهها و برخورداری از نتایج مختلف را فراهم آورد.
▫️ایکاش برنامهریزان معدود جشنوارههای موجود نیز از فرصت برگزاری یک جشنواره برای تجمیع و معرفی ظرفیتهای اصلی یک منطقه(فرهنگی، علمی، تاریخی، گردشگری، اقتصادی و...) استفاده نموده و صرفاً آن را محدود به یک موضوع خاص و یا چند سخنرانی و اجرای موسیقی و لوح و «تندیسپاشی» ملامتبار نکنند تا دستاوردهای آن رویداد در کوتاه و بلندمدت بر هزینههای اجرا پیشی گیرد.
▫️جشنوارهها و یا هر رویداد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی- البته با همراهی رسانهها- سبب شناساندن تاریخ، فرهنگ و فولکلور و همچنین ظرفیتها و توانمندیهای جامعه به سایر مردم میشود که این امر غیرقابل ارزشگذاری است، به عبارتی هزینههایی که برای این سنخ برنامهها انجام میشود، بهمراتب در برابر عایدات و منافعی که این جشنوارهها به منطقه و مردمانش میرساند ناچیز و بیاهمیت است، کوتاهسخن اینکه جشنوارهها اگر بهدرستی -و نه دستوری- و بهصورت جامع و بسیط اجرا شوند سرمایهگذاری پایدار هستند و نه هزینه و خرج بیسرانجام.
▫️ مواظب باشیم به بهانه اصلاح ابرو چشمی کور نکنیم! بجای تعطیلی اگر برنامهریزی و مدیریت صحیح انجام گیرد هر جشنواره فرصتی بیهمتا برای همبستگی، انسجام اجتماعی و توسعه و آبادانی است.
@avinpress
Telegram
attach 📎
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺سردشت شهید
▫️#بمباران_شیمیایی_سردشت یک جنایت جنگی و بمبارانی بود که نیروی هوایی عراق در ۷ تیر ۱۳۶۶ با استفاده از بمبهای شیمیایی در چهار نقطهٔ پرازدحام شهر سردشت در ایران انجام داد.
▫️در این حمله ۱۱۰ نفر از ساکنان غیرنظامی شهر شهید شده و ۸۰۰۰ تن دیگر نیز در معرض گازهای سمی قرار گرفتند و مسموم شدند.
▫️در طول جنگ ۸ ساله بیش از ۳۵۰۰ حمله شیمیایی در مناطق نظامی و غیرنظامی غرب و جنوب کشور از سوی رژیم بعث صورت گرفت که برخی از آنها در زمره جنایت علیه بشریت و #نسلکشی قابل بررسی است از جمله:
۷ تیرماه ۱۳۶۶ بمباران شیمیایی سردشت
۱۱ مرداد ۱۳۶۷ بمباران شیمیایی #اشنویه
۲۵ اسفند ۱۳۶۶ بمباران شیمیایی #حلبچه
۳ آبان ۱۳۶۲بمباران شیمیایی روستای #زرده_بانه
۱۳۶۷ بمباران شیمیایی اطراف #مریوان و سومار و #نودشه و
و صدها حمله شیمیایی دیگر در خطوط مقدم جبهه در غرب و جنوب کشور...
▫️یاد همه جانباختگان مظلوم بمبارانهای شیمیایی گرامی و آرزوی شفای عاجل برای هزاران مصدوم سلاحهای نامتعارف و شیمیایی که هنوز همه با هر روز و هرلحظه با هر سرفه خشک، سینههایشان دردی جانکاه میکشد و نفسهایشان به شماره میافتد.
avinpress.ir
@avinpress
▫️#بمباران_شیمیایی_سردشت یک جنایت جنگی و بمبارانی بود که نیروی هوایی عراق در ۷ تیر ۱۳۶۶ با استفاده از بمبهای شیمیایی در چهار نقطهٔ پرازدحام شهر سردشت در ایران انجام داد.
▫️در این حمله ۱۱۰ نفر از ساکنان غیرنظامی شهر شهید شده و ۸۰۰۰ تن دیگر نیز در معرض گازهای سمی قرار گرفتند و مسموم شدند.
▫️در طول جنگ ۸ ساله بیش از ۳۵۰۰ حمله شیمیایی در مناطق نظامی و غیرنظامی غرب و جنوب کشور از سوی رژیم بعث صورت گرفت که برخی از آنها در زمره جنایت علیه بشریت و #نسلکشی قابل بررسی است از جمله:
۷ تیرماه ۱۳۶۶ بمباران شیمیایی سردشت
۱۱ مرداد ۱۳۶۷ بمباران شیمیایی #اشنویه
۲۵ اسفند ۱۳۶۶ بمباران شیمیایی #حلبچه
۳ آبان ۱۳۶۲بمباران شیمیایی روستای #زرده_بانه
۱۳۶۷ بمباران شیمیایی اطراف #مریوان و سومار و #نودشه و
و صدها حمله شیمیایی دیگر در خطوط مقدم جبهه در غرب و جنوب کشور...
▫️یاد همه جانباختگان مظلوم بمبارانهای شیمیایی گرامی و آرزوی شفای عاجل برای هزاران مصدوم سلاحهای نامتعارف و شیمیایی که هنوز همه با هر روز و هرلحظه با هر سرفه خشک، سینههایشان دردی جانکاه میکشد و نفسهایشان به شماره میافتد.
avinpress.ir
@avinpress
✍خبرنگاران افسردهترین عضو این جامعه هستند
محمد درویش فعال رسانه ای در مراسم رونمایی سند ملی رسانه گفت:
🔹رسانهها در ایران مشکلات بسیاری دارند و این موضوع باعث شده که متأسفانه خبرنگاران و روزنامهنگاران ما جزو افسردهترین اعضای جامعه باشند.
🔹آنها سینه پردردی دارند. از بسکه در هجوم اخبار تلخ و گزنده قرار دارند کلامشان تلخ شده است. از بس مورد تهدیدهای مختلف قرار میگیرند روحیهشان از بین رفته است.
🔹با تمام این شرایط و مصائب ممکن است برخی از آنها متوجه نشوند که چه اثر مثبتی بر جامعه گذاشتهاند توانستهاند پرچم امید را زنده نگهدارند.
@avinpress
محمد درویش فعال رسانه ای در مراسم رونمایی سند ملی رسانه گفت:
🔹رسانهها در ایران مشکلات بسیاری دارند و این موضوع باعث شده که متأسفانه خبرنگاران و روزنامهنگاران ما جزو افسردهترین اعضای جامعه باشند.
🔹آنها سینه پردردی دارند. از بسکه در هجوم اخبار تلخ و گزنده قرار دارند کلامشان تلخ شده است. از بس مورد تهدیدهای مختلف قرار میگیرند روحیهشان از بین رفته است.
🔹با تمام این شرایط و مصائب ممکن است برخی از آنها متوجه نشوند که چه اثر مثبتی بر جامعه گذاشتهاند توانستهاند پرچم امید را زنده نگهدارند.
@avinpress
👍7
Forwarded from اتچ بات
🔺بتسازی مدرن ممنوع!
▫️گفتم: آزادی یعنی اینکه
هر انسانی این امکان را داشته باشد
شک کند، اشتباه کند، جستوجو کند،
حرفش را بزند، بتواند به هر مقام ادبی و هنری و فلسفی و اجتماعی و حتی سیاسی نه بگوید! یا این امکان را داشته باشد هر شخصیت مشهور هر حوزهای را نقد کند!
▫️آن چریکهای ضد فرهنگ فضای مجازی، آن کاسبان ممبر و فالوئر
با حالتی انزجارآلود گفتند:
«این که شما میگویید یعنی توهین به مقدسات، لرزاندن پایههای فرهنگ و هنر و تاریخ یک ملت!»
▫️گفتم تا دیروز آن نوازنده شمشال و نی و تار و تنبور در گوشهای از خیابان به امید کَرَم و لطف رهگذران مینواخت و کک کسی هم نمیگزید که چرا حال و روز این هنرمند بیهمتا چنین است امروز اما بعد از مرگش، اگر کسی بگوید آن صاحب سبک و اثر و موسیقی و شعر و ادب، پشت چشمانش ابروست چنان مورد لطف و مرحمت عاری از حیای چریکان ممبرجمعکن فضای اینستا و تلگرام و واتساپ قرار میگیرد که با معذرت و غلط کردم و منظورم این نبود و من نوکرشم و هزار خواهش و تمنای دیگر هم نمیتواند جان سالم بدر برد؛حتی اگر ۵۰ سال آزگار خادم عرصه فرهنگ و هنر و تاریخ این مردم هم باشد! اما همین فردا اگر او هم از این دنیا رفت میشود بُتی که همان چریکها تقدیسش میکنند و یک شبه از اوج حضیض میبرندش به عرش اعلی و یک خدای بی خطای دیگر از او میتراشند!
در حیرتم از مرام این مردم پست
این طایفه ی زنده کش مرده پرست
تا هست به ذلت بکشندش به جفا
تا رفت به عزت ببرندش سر دست
▫️هرقدر از آدمهای ولو بینظیر و خلاق و بیهمتای دور و برمان قدیس بسازیم و باب نقد و گفتگو را ببندیم به همان میزان در عقب افتادگی و نادانی و جهالت خویش مانده و دست و پا میزنیم.
▫️احترام بزرگان و اسطورههای عرصههای مختلف جامعه- غایبن و حاضرین- بر همگان لازم و ضروری است اما نه به قیمت بت سازی و برساخت خدایهای غیرقابل نقد و شک و گفتگو!
#شفیع_بهرامیان #آوین_پرس #بتپرستی_مدرن #بت_سازی_ممنوع #قدسی_سازی #هنر #نقد #توهین_به_مقدسات #ادبیات #موسیقی
Avinpress.ir
@avinpresd
▫️گفتم: آزادی یعنی اینکه
هر انسانی این امکان را داشته باشد
شک کند، اشتباه کند، جستوجو کند،
حرفش را بزند، بتواند به هر مقام ادبی و هنری و فلسفی و اجتماعی و حتی سیاسی نه بگوید! یا این امکان را داشته باشد هر شخصیت مشهور هر حوزهای را نقد کند!
▫️آن چریکهای ضد فرهنگ فضای مجازی، آن کاسبان ممبر و فالوئر
با حالتی انزجارآلود گفتند:
«این که شما میگویید یعنی توهین به مقدسات، لرزاندن پایههای فرهنگ و هنر و تاریخ یک ملت!»
▫️گفتم تا دیروز آن نوازنده شمشال و نی و تار و تنبور در گوشهای از خیابان به امید کَرَم و لطف رهگذران مینواخت و کک کسی هم نمیگزید که چرا حال و روز این هنرمند بیهمتا چنین است امروز اما بعد از مرگش، اگر کسی بگوید آن صاحب سبک و اثر و موسیقی و شعر و ادب، پشت چشمانش ابروست چنان مورد لطف و مرحمت عاری از حیای چریکان ممبرجمعکن فضای اینستا و تلگرام و واتساپ قرار میگیرد که با معذرت و غلط کردم و منظورم این نبود و من نوکرشم و هزار خواهش و تمنای دیگر هم نمیتواند جان سالم بدر برد؛حتی اگر ۵۰ سال آزگار خادم عرصه فرهنگ و هنر و تاریخ این مردم هم باشد! اما همین فردا اگر او هم از این دنیا رفت میشود بُتی که همان چریکها تقدیسش میکنند و یک شبه از اوج حضیض میبرندش به عرش اعلی و یک خدای بی خطای دیگر از او میتراشند!
در حیرتم از مرام این مردم پست
این طایفه ی زنده کش مرده پرست
تا هست به ذلت بکشندش به جفا
تا رفت به عزت ببرندش سر دست
▫️هرقدر از آدمهای ولو بینظیر و خلاق و بیهمتای دور و برمان قدیس بسازیم و باب نقد و گفتگو را ببندیم به همان میزان در عقب افتادگی و نادانی و جهالت خویش مانده و دست و پا میزنیم.
▫️احترام بزرگان و اسطورههای عرصههای مختلف جامعه- غایبن و حاضرین- بر همگان لازم و ضروری است اما نه به قیمت بت سازی و برساخت خدایهای غیرقابل نقد و شک و گفتگو!
#شفیع_بهرامیان #آوین_پرس #بتپرستی_مدرن #بت_سازی_ممنوع #قدسی_سازی #هنر #نقد #توهین_به_مقدسات #ادبیات #موسیقی
Avinpress.ir
@avinpresd
Telegram
attach 📎
🔺هزینه ملی کُندی سرعت اینترنت چقدر است؟
محمد فاضلی - جامعهشناس
✅ شما هم حتماً سرعت کُند اینترنت را تجربه کردهاید. چای میخورید و چرت میزنید تا یک صفحه بالا بیاید، فایلی آپلود یا دانلود شود یا ارتباطی برقرار گردد. هیچ از خود پرسیدهاید هزینه ملی این کُندی اینترنت چقدر است؟
✅ بیایید فقط فرض کنیم ۴۰ میلیون کاربر ایرانی در روز هر کدام ۵ دقیقه زمان بابت کندی اینترنت از دست میدهند. به این ترتیب ۲۰۰ میلیون دقیقه زمان کاربران در روز هدر میشود.
✅ این عدد ۲۰۰ میلیون دقیقه معادل ۳۳۳۳۳۳۳ (سه میلیون و سیصد و سی و سه هزار سیصد و سی و سه) ساعت است.
✅ فرض کنیم ارزش وقت هر ایرانی فقط ساعتی ۲۰ هزار تومان است. این رقم را بر اساس حداقل دستمزد برای ۳۰ روز و هر روز ۸ ساعت کار محاسبه کردهام.
✅ ارزش وقت ایرانیان که به دلیل کندی اینترنت هدر میشود – با مفروضات فوق – روزانه حدود ۶۷ میلیارد تومان است.
اگر این رقم را در ۳۶۵ روز ضرب کنید به عدد ۲۴ هزار میلیارد تومان میرسید.
✅ بله، درست میبینید. کُندی اینترنت اگر فقط از هر کاربر ایرانی در روز ۵ دقیقه وقت هدر بدهد، فقط به ارزش وقت ایرانیان به اندازه ۲۴ هزار میلیارد تومان در سال خسارت میزند.
✅ خسارت به روان مردم، اعتماد عمومی، شرکتها و کسبوکارها، اخلاق و زبان مردم و ... در این محاسبه لحاظ نشده است.
▫️نتیجهگیری
هیچ ناکارآمدی یا اخلالی در سیستمهای فنی و حکمرانی بدون هزینه و رایگان نیست.
@avinpress
محمد فاضلی - جامعهشناس
✅ شما هم حتماً سرعت کُند اینترنت را تجربه کردهاید. چای میخورید و چرت میزنید تا یک صفحه بالا بیاید، فایلی آپلود یا دانلود شود یا ارتباطی برقرار گردد. هیچ از خود پرسیدهاید هزینه ملی این کُندی اینترنت چقدر است؟
✅ بیایید فقط فرض کنیم ۴۰ میلیون کاربر ایرانی در روز هر کدام ۵ دقیقه زمان بابت کندی اینترنت از دست میدهند. به این ترتیب ۲۰۰ میلیون دقیقه زمان کاربران در روز هدر میشود.
✅ این عدد ۲۰۰ میلیون دقیقه معادل ۳۳۳۳۳۳۳ (سه میلیون و سیصد و سی و سه هزار سیصد و سی و سه) ساعت است.
✅ فرض کنیم ارزش وقت هر ایرانی فقط ساعتی ۲۰ هزار تومان است. این رقم را بر اساس حداقل دستمزد برای ۳۰ روز و هر روز ۸ ساعت کار محاسبه کردهام.
✅ ارزش وقت ایرانیان که به دلیل کندی اینترنت هدر میشود – با مفروضات فوق – روزانه حدود ۶۷ میلیارد تومان است.
اگر این رقم را در ۳۶۵ روز ضرب کنید به عدد ۲۴ هزار میلیارد تومان میرسید.
✅ بله، درست میبینید. کُندی اینترنت اگر فقط از هر کاربر ایرانی در روز ۵ دقیقه وقت هدر بدهد، فقط به ارزش وقت ایرانیان به اندازه ۲۴ هزار میلیارد تومان در سال خسارت میزند.
✅ خسارت به روان مردم، اعتماد عمومی، شرکتها و کسبوکارها، اخلاق و زبان مردم و ... در این محاسبه لحاظ نشده است.
▫️نتیجهگیری
هیچ ناکارآمدی یا اخلالی در سیستمهای فنی و حکمرانی بدون هزینه و رایگان نیست.
@avinpress
Forwarded from اتچ بات
🔺پایان عصر هنر مقدس!
🎼 آیا موسیقی کوچه-بازاری مطلوب است؟
✍شفیع بهرامیان-روزنامهنگار
▫️هنر به شکل عام و موسیقی به صورت خاص در دوران قبل از انقلاب مکانیکی ( قرون هیجده به پایین) دارای جایگاهی قدسی بود، اثر هنری در واقع قابل تکثیر نبود و در هرجایی قابل مشاهده و نبود. براین اساس امکان استفاده تودههای مردم و نقد آن هم مهیا نبود.
▫️در نظر والتر بنیامین امروزه در عصر تکثیر مکانیکی آثار هنری، یکه و یگانه بودن این آثار از میان رفته است. در سده ۱۹ و با ظهور تکنولوژی تکثیر انبوه در قالب دوربین عکاسی و یا الواح مغناطیسی صوتی ضربهای کاری بر پیکر متافیزیکی در حوزه هنر وارد شد و به طور کلی اصالت یگانگی و بی همتا بودن اثر هنری جای خود را به کثرت نسخههای تکثیری داد و از این رهگذر کنش هنری از بند مفاهیم آیینی و مذهبی و انحصار یک طبقه فرادست گسست و منشاء خلاق و نوآورانه به خود گرفته و به طور کلی هنر به جای رسالت آئینی و مناسکی، ماهیتی اجتماعی و فرهنگی و حتی سیاسی پیدا کرده و چتر خویش را بر تودههای مردم و یا فرودستان نیز گسترده کرد. اکنون دیگر اصل فرهنگ را میتوان در میان بسترهای طبقه متوسط جامعه جستجو کرد.
▫️بنیامین از این وضعیت با تعابیری چون «قداستزدایی»، «اصالت زدایی» و یا «هاله کُشی» از کارهای هنری یاد میکند. قداست و هالهی مقدسی که دیروز کارهای هنری را در بر میگرفت امروزه به لطف تکنولوژی عظیم کپی و تکثیر از میان رفته است و آثار هنری در دسترس همگان قرار گرفته است. یعنی به شنونده و بیننده این امکان را داد تا با اثر هنری رو به رو شده از آن برای تفریح و سرگرمی و یا حتی سیاست و اقتصاد و منفعت لذت ببرد.
▫️از آنجا که قبلا آثار هنری، در مذهب و در مراسـم و آداب مذهبی ریشه داشتند، حالت خاصی به خود گرفته اند که حاکی از قدرت و انحصاری بودن و یگانگی آن از نظر زمان و مکان است. اما هنر بازتولیدپذیر جدید امکان تجربه هنری را به میان تمامی تودههای مردم برده و میتواند تجربه جمعی را که هنر نخبهگرا از انسان مدرن دریغ داشته شده به او بازگرداند.
▫️براین اساس بطور کلی تمایز بین موسیقی قداستمحور (فاخر) و موسیقی مکانیکی ( کوچه بازاری) در ۲ تجربه متفاوت قابل تبیین هست. موسیقی نوع اولی تجربه و سیر و سلوکی ردایی به خود گرفته بود و مخاطب برای شنیدن آن در مناسک و جایگاه ویژهای حضور مییافت و تجربه مزبور را به صورت حکایت برای دیگران نقل میکرد. اما در نگاه دوم و به مدد پیشرفتهای صورت گرفته عصر تولید مکانیکی، آثار هنری از شکل یکتا و آئینی خود به سمت موسیقی سفارشی و تکثیری (کوچه بازاری) تغییر ماهیت داد.
این بازتولید مکانیکی منجر به رشد نوعی بحث دموکراتیک در بین توده مردم شد. چرا که با تکثیر اثر و انتشار آن بین عموم مردم، اثر در دسترس همگان قرار گرفته و امکان ابراز نظر و نقد برای مردم شکل گرفت.
▫️امروزه از هر اثر هنری موسیقایی، به سرعت و در کیفیت مختلف هزاران نسخه تکثیر می شود و در دسترس همگان قرار میگیرد و از سویی نیز وسایل ارتباط جمعی عمومی به پخش اثر دست زده و این امر گرچه از نظر بنیامین منجر به از دست رفتن منش اصلی هنر یا اصالت اثر هنری میشود اما او این تکثیر مکانیکی موسیقی را نه باعث تنزل آن بلکه باعث ارتقاء و موجب افزایش ذوق هنری و زیباییشناختی جامعه میداند.
▫️هنر (موسیقی) در اثر این فرایند از دست طبقه معدود نخبگان و نظارت سرمایه خارج شده و به توده مردم راه یافته و دارای کارویژههای مختلف فرهنگی، سیاسی و یا اقتصادی میشود. بعبارتی مفهوم «هنر برای هنر» در این دوره خالی از معنا شده و فلسفه تولید و تکثیر آثار هنری دچار تغییر ماهیتی اساسی میشود.
▫️ناگفته نماند در برابر بنیامین، آدُرنو با رویکردی مارکسیستی، موسیقی عامهپسند و مردمی را در مقایسه با موسیقی فولکلور اصیل و موسیقی هنری به باد انتقاد گرفته و آن را صرفا ساخته و پرداخته نظام سرمایهداری برای جذب مشتری بیشتر و از خودبیگانهسازی تودههای مردم میداند.
@avinpress
🎼 آیا موسیقی کوچه-بازاری مطلوب است؟
✍شفیع بهرامیان-روزنامهنگار
▫️هنر به شکل عام و موسیقی به صورت خاص در دوران قبل از انقلاب مکانیکی ( قرون هیجده به پایین) دارای جایگاهی قدسی بود، اثر هنری در واقع قابل تکثیر نبود و در هرجایی قابل مشاهده و نبود. براین اساس امکان استفاده تودههای مردم و نقد آن هم مهیا نبود.
▫️در نظر والتر بنیامین امروزه در عصر تکثیر مکانیکی آثار هنری، یکه و یگانه بودن این آثار از میان رفته است. در سده ۱۹ و با ظهور تکنولوژی تکثیر انبوه در قالب دوربین عکاسی و یا الواح مغناطیسی صوتی ضربهای کاری بر پیکر متافیزیکی در حوزه هنر وارد شد و به طور کلی اصالت یگانگی و بی همتا بودن اثر هنری جای خود را به کثرت نسخههای تکثیری داد و از این رهگذر کنش هنری از بند مفاهیم آیینی و مذهبی و انحصار یک طبقه فرادست گسست و منشاء خلاق و نوآورانه به خود گرفته و به طور کلی هنر به جای رسالت آئینی و مناسکی، ماهیتی اجتماعی و فرهنگی و حتی سیاسی پیدا کرده و چتر خویش را بر تودههای مردم و یا فرودستان نیز گسترده کرد. اکنون دیگر اصل فرهنگ را میتوان در میان بسترهای طبقه متوسط جامعه جستجو کرد.
▫️بنیامین از این وضعیت با تعابیری چون «قداستزدایی»، «اصالت زدایی» و یا «هاله کُشی» از کارهای هنری یاد میکند. قداست و هالهی مقدسی که دیروز کارهای هنری را در بر میگرفت امروزه به لطف تکنولوژی عظیم کپی و تکثیر از میان رفته است و آثار هنری در دسترس همگان قرار گرفته است. یعنی به شنونده و بیننده این امکان را داد تا با اثر هنری رو به رو شده از آن برای تفریح و سرگرمی و یا حتی سیاست و اقتصاد و منفعت لذت ببرد.
▫️از آنجا که قبلا آثار هنری، در مذهب و در مراسـم و آداب مذهبی ریشه داشتند، حالت خاصی به خود گرفته اند که حاکی از قدرت و انحصاری بودن و یگانگی آن از نظر زمان و مکان است. اما هنر بازتولیدپذیر جدید امکان تجربه هنری را به میان تمامی تودههای مردم برده و میتواند تجربه جمعی را که هنر نخبهگرا از انسان مدرن دریغ داشته شده به او بازگرداند.
▫️براین اساس بطور کلی تمایز بین موسیقی قداستمحور (فاخر) و موسیقی مکانیکی ( کوچه بازاری) در ۲ تجربه متفاوت قابل تبیین هست. موسیقی نوع اولی تجربه و سیر و سلوکی ردایی به خود گرفته بود و مخاطب برای شنیدن آن در مناسک و جایگاه ویژهای حضور مییافت و تجربه مزبور را به صورت حکایت برای دیگران نقل میکرد. اما در نگاه دوم و به مدد پیشرفتهای صورت گرفته عصر تولید مکانیکی، آثار هنری از شکل یکتا و آئینی خود به سمت موسیقی سفارشی و تکثیری (کوچه بازاری) تغییر ماهیت داد.
این بازتولید مکانیکی منجر به رشد نوعی بحث دموکراتیک در بین توده مردم شد. چرا که با تکثیر اثر و انتشار آن بین عموم مردم، اثر در دسترس همگان قرار گرفته و امکان ابراز نظر و نقد برای مردم شکل گرفت.
▫️امروزه از هر اثر هنری موسیقایی، به سرعت و در کیفیت مختلف هزاران نسخه تکثیر می شود و در دسترس همگان قرار میگیرد و از سویی نیز وسایل ارتباط جمعی عمومی به پخش اثر دست زده و این امر گرچه از نظر بنیامین منجر به از دست رفتن منش اصلی هنر یا اصالت اثر هنری میشود اما او این تکثیر مکانیکی موسیقی را نه باعث تنزل آن بلکه باعث ارتقاء و موجب افزایش ذوق هنری و زیباییشناختی جامعه میداند.
▫️هنر (موسیقی) در اثر این فرایند از دست طبقه معدود نخبگان و نظارت سرمایه خارج شده و به توده مردم راه یافته و دارای کارویژههای مختلف فرهنگی، سیاسی و یا اقتصادی میشود. بعبارتی مفهوم «هنر برای هنر» در این دوره خالی از معنا شده و فلسفه تولید و تکثیر آثار هنری دچار تغییر ماهیتی اساسی میشود.
▫️ناگفته نماند در برابر بنیامین، آدُرنو با رویکردی مارکسیستی، موسیقی عامهپسند و مردمی را در مقایسه با موسیقی فولکلور اصیل و موسیقی هنری به باد انتقاد گرفته و آن را صرفا ساخته و پرداخته نظام سرمایهداری برای جذب مشتری بیشتر و از خودبیگانهسازی تودههای مردم میداند.
@avinpress
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 مرثیهای در سوگ خویش!
✍شفیع بهرامیان
و قسم به قلم آنگاه که....
اکنون ۲۲ سال از بودنم در وادی "قلم" میگذرد. نیک در یاد دارم که پاییز سال ۷۹ برای اول بار در #روزنامه_آفرینش نوشتن آغاز کردم برای خویش و مردم و این داستان تا امروز ادامه یافت.
در این مدت آنچه دریافتم همه این بود که مصایب نوشتن در این وادی چنان عظیم است که تمام عمر شیرینت را در بهترین روزهای زندگی قربانی خود کرده و در نهایت نیز اسیر کین بدخواهان و انتقام نااهلانی!
آنان که بیرحمانه و نامردانه به مسلخ و قربانگاهت میبرند و برای بستن دهان و شکستن قلمت از هیچ فریب و دروغی رویگردان نبوده و نیستند!
سخنشان تنها یکی است؛ راست یا چپ، این وری یا آن وری! فرقی نمیکند! همه یک چیز میگویند: یا با مایی یا بر ما!
استقلال در کار را به تمسخر میگیرند و در صورت استمرار این رویه، برای شکستنت از هیچ کاری ابایی ندارند!
قلمت گر مداح باشد همه چیز روبراه است اما وای به روزی که نقاد شود! هزینهاش تمام آبرو و سرمایه اجتماعیات خواهد بود! چوب حراج بر همه وجودت میزنند!
الا یا ایها الساقی
ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول
ولی افتاد مشکلها
@avinpress
✍شفیع بهرامیان
و قسم به قلم آنگاه که....
اکنون ۲۲ سال از بودنم در وادی "قلم" میگذرد. نیک در یاد دارم که پاییز سال ۷۹ برای اول بار در #روزنامه_آفرینش نوشتن آغاز کردم برای خویش و مردم و این داستان تا امروز ادامه یافت.
در این مدت آنچه دریافتم همه این بود که مصایب نوشتن در این وادی چنان عظیم است که تمام عمر شیرینت را در بهترین روزهای زندگی قربانی خود کرده و در نهایت نیز اسیر کین بدخواهان و انتقام نااهلانی!
آنان که بیرحمانه و نامردانه به مسلخ و قربانگاهت میبرند و برای بستن دهان و شکستن قلمت از هیچ فریب و دروغی رویگردان نبوده و نیستند!
سخنشان تنها یکی است؛ راست یا چپ، این وری یا آن وری! فرقی نمیکند! همه یک چیز میگویند: یا با مایی یا بر ما!
استقلال در کار را به تمسخر میگیرند و در صورت استمرار این رویه، برای شکستنت از هیچ کاری ابایی ندارند!
قلمت گر مداح باشد همه چیز روبراه است اما وای به روزی که نقاد شود! هزینهاش تمام آبرو و سرمایه اجتماعیات خواهد بود! چوب حراج بر همه وجودت میزنند!
الا یا ایها الساقی
ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول
ولی افتاد مشکلها
@avinpress
👏4
📝 با عصبی نویسی چه کنیم؟
🔻نعمت الله فاضلی، 11 تیر 1401
✅ سبکی از نوشتن در میان اندیشمندان هست که از گفتن بد و بیراه پرهیز ندارد؛ حتی الفاظ رکیک. در گفت و شنودهای عامیانه، چنین زبانی هست و حیرت کسی را بر نمی انگیزد؛ اما این که اندیشمند والا مقامی، حرف های چاله میدانی را بار رقبا و رفقایش کند، چیزی فراتر از تعجب را بر می انگیزد. می شود این سبک و سیاق را «عصبی نویسی» نامید؛ همان طور که آدم های کوچه و بازار هم هنگام عصبانیت عصبی می شوند و چاک دهان باز می کنند!
🔻حالا که دوستان بحث آل احمد را کردند یاد عصبی نویسی افتادم. «عصبی نویسی» سابقه دیرینه دارد اما آل احمد آن را باب کرد و مشروعیت بخشید. بزرگانی مثل رضا براهنی و احمد شاملو و اخیرا سید جواد طباطبایی هم آن را ادامه دادند.
🔻 «عصبی نویسی» سنت دانشگاهی نیست و خاص فضاهای عمومی است. اختصاص به ایران هم ندارد. در فرانسه هم می توان این وضعیت را مشاهده کرد. کتاب «فرنچ تیوری و آواتارهایش» را جمعی از مخالفان فوکو و دریدا و پست مدرن ها نوشته اند. فحش و فضاحت به فوکو و «بدیو، ژیژک و شرکا» (تعبیر از نویسندگان همان کتاب است) است. کتاب پر است از کلمات «نوچه ها»، «مهمل بافی»، «فریبکاری»، «بلاهت»، «احمقانه»، «پیش پاافتادگی»، «خرفتی گله ی رسانه ای»، «شلم شوربا»، «مبتذل گویی آزارنده» و امثال این ها.
✅ نکته ی ظریفی این جا هست که نمی توان از آن به سادگی گذشت. اگرچه عصبی نویسی پسندیده نیست، اما مسئله بنیادی هم نیست. این که طباطبایی یا براهنی یا جلال، عصبی و تند می نویسند، کارشان ناپسند است اما مبنایی برای تحقیر و سرکوب ایشان هم نمی تواند باشد زیرا خوانندگان متوجه هستند که نویسنده عصبی است و لحن تند و عصبی او را جدی نمی گیرند. در عین حال، کسی که عصبی می نویسد، تپانچه را به طرف خودش گرفته است. او همان لحظه هزینه این جرم و خطایش را می پردازد.
🔻سارتر در «ادبیات چیست؟» استدلال می کند که نوشتن و خواندن فضیلت اخلاقی است از جنس داد و دهش» و «بذل و بخشش». در فضای دانشگاهی نیاز داریم این بحث را که خواندن چیست؟ و خواننده کیست؟ و چه حق و وظیفه ای بر دوش خواننده است؟ و بحث های اخلاقی و انسانی را گسترش دهیم.
🔻بخشی از عصبی نویسی ریشه در کمبود بده بستان و گفت و شنود میان خوانندگان و نویسندگان است. نمی خواهم این بحث را توسعه بدهم اما اشاره کردم تا شاید کم کم زمینه ای برای این گفت و شنود فراهم شود.
✅ یکی از نکته ها که اجالتا و اجمالا می شود یادآوری کرد اینست که ما خوانندگان در مقام خواننده هم «وظیفه قدردانی کردن» داریم؛ (قدردانی از همه آن ها که با شهامت و خلاقانه و اثرگذار می نویسند)؛ و هم حق و وظیفه ی «نقد کردن» را. پر واضح است عالی ترین قدرشناسی، نقد کردن است؛ ولی اگر مجال یا توان نقد کردن نداریم لااقل بازخوردی از چیزی که خوانده ایم به نویسنده و دیگران بدهیم.
🔻در موقعیت کنونی که «خواندن» کمیاب است، اولویت را بدهیم به خواندن و بکوشیم آن دسته از خوانندگان را که بازخورد می دهند و خوانده های شان را به گوش دیگران می رسانند، و همه ی آن ها را که نقد می کنند پاس بداریم.
https://bookbal.ir/posts/62c01c1bff7a547feb234cda
@avinpress
🔻نعمت الله فاضلی، 11 تیر 1401
✅ سبکی از نوشتن در میان اندیشمندان هست که از گفتن بد و بیراه پرهیز ندارد؛ حتی الفاظ رکیک. در گفت و شنودهای عامیانه، چنین زبانی هست و حیرت کسی را بر نمی انگیزد؛ اما این که اندیشمند والا مقامی، حرف های چاله میدانی را بار رقبا و رفقایش کند، چیزی فراتر از تعجب را بر می انگیزد. می شود این سبک و سیاق را «عصبی نویسی» نامید؛ همان طور که آدم های کوچه و بازار هم هنگام عصبانیت عصبی می شوند و چاک دهان باز می کنند!
🔻حالا که دوستان بحث آل احمد را کردند یاد عصبی نویسی افتادم. «عصبی نویسی» سابقه دیرینه دارد اما آل احمد آن را باب کرد و مشروعیت بخشید. بزرگانی مثل رضا براهنی و احمد شاملو و اخیرا سید جواد طباطبایی هم آن را ادامه دادند.
🔻 «عصبی نویسی» سنت دانشگاهی نیست و خاص فضاهای عمومی است. اختصاص به ایران هم ندارد. در فرانسه هم می توان این وضعیت را مشاهده کرد. کتاب «فرنچ تیوری و آواتارهایش» را جمعی از مخالفان فوکو و دریدا و پست مدرن ها نوشته اند. فحش و فضاحت به فوکو و «بدیو، ژیژک و شرکا» (تعبیر از نویسندگان همان کتاب است) است. کتاب پر است از کلمات «نوچه ها»، «مهمل بافی»، «فریبکاری»، «بلاهت»، «احمقانه»، «پیش پاافتادگی»، «خرفتی گله ی رسانه ای»، «شلم شوربا»، «مبتذل گویی آزارنده» و امثال این ها.
✅ نکته ی ظریفی این جا هست که نمی توان از آن به سادگی گذشت. اگرچه عصبی نویسی پسندیده نیست، اما مسئله بنیادی هم نیست. این که طباطبایی یا براهنی یا جلال، عصبی و تند می نویسند، کارشان ناپسند است اما مبنایی برای تحقیر و سرکوب ایشان هم نمی تواند باشد زیرا خوانندگان متوجه هستند که نویسنده عصبی است و لحن تند و عصبی او را جدی نمی گیرند. در عین حال، کسی که عصبی می نویسد، تپانچه را به طرف خودش گرفته است. او همان لحظه هزینه این جرم و خطایش را می پردازد.
🔻سارتر در «ادبیات چیست؟» استدلال می کند که نوشتن و خواندن فضیلت اخلاقی است از جنس داد و دهش» و «بذل و بخشش». در فضای دانشگاهی نیاز داریم این بحث را که خواندن چیست؟ و خواننده کیست؟ و چه حق و وظیفه ای بر دوش خواننده است؟ و بحث های اخلاقی و انسانی را گسترش دهیم.
🔻بخشی از عصبی نویسی ریشه در کمبود بده بستان و گفت و شنود میان خوانندگان و نویسندگان است. نمی خواهم این بحث را توسعه بدهم اما اشاره کردم تا شاید کم کم زمینه ای برای این گفت و شنود فراهم شود.
✅ یکی از نکته ها که اجالتا و اجمالا می شود یادآوری کرد اینست که ما خوانندگان در مقام خواننده هم «وظیفه قدردانی کردن» داریم؛ (قدردانی از همه آن ها که با شهامت و خلاقانه و اثرگذار می نویسند)؛ و هم حق و وظیفه ی «نقد کردن» را. پر واضح است عالی ترین قدرشناسی، نقد کردن است؛ ولی اگر مجال یا توان نقد کردن نداریم لااقل بازخوردی از چیزی که خوانده ایم به نویسنده و دیگران بدهیم.
🔻در موقعیت کنونی که «خواندن» کمیاب است، اولویت را بدهیم به خواندن و بکوشیم آن دسته از خوانندگان را که بازخورد می دهند و خوانده های شان را به گوش دیگران می رسانند، و همه ی آن ها را که نقد می کنند پاس بداریم.
https://bookbal.ir/posts/62c01c1bff7a547feb234cda
@avinpress
bookbal
بوکبال: سامانه جامع کتاب و فرهیختگان
کتابشناسی، فرهیحته شناسی، کتاب خوانی و خرید آنلاین کتاب