🔺سیاستی به نام عمق استراتژیک
✍شفیع بهرامیان- روزنامه نگار
▫️عمق استراتژیک(Strategic Depth) یک واژه کلیدی در ادبیات سیاسی و نظامی است که به فاصله خط مقدم نبرد(نظامی، سیاسی، روانی و....) با مواضع و مراکز اصلی طرفین دعوا اطلاق میشود. عمق استراتژیک مفهومی مشتق از یک استراتژی نظامی و سیاسی است که به عمق دفاع شما در ضعیفترین نقطه اشاره دارد. اصل اساسی در عمق استراتژیک کشاندن آن به سرزمین غیر خودی است نه رساندنش به داخل و محدوده حریم خودی! چگونه میتوان از این عمق حفاظت کرد:
۱. به هسته نرم داخلی قدرت خود فکر کنید
تنها چیزی که موجودیت شما نمیتواند بدون آن تداوم یابد چیست؟ رگ حیات شما کدام است؟ چه چیزی دارید که به شما امکان می دهد که تداوم داشته باشید، چیزی که دیگران می خواهند از شما بگیرند؟
۲. در حال حاضر چه چیزی از هسته قدرت شما محافظت می کند؟
چه عواملی باعث می شود که هسته شما کار کند؟ اگر کسی بخواهد آن را بگیرد یا مختل کند، چه چیزی مانع از آن میشود؟ امکانات و مزایای موجود شما برای حفاظت از هسته مرکزی موجودیت شما چیست؟
۳. مانند حریف فکر کنید
خود را جای حریف بگذارید و از نگاه او ببنید سادهترین راه برای رسیدن به هسته اصلی قدرت شما چیست؟ کدام یک از لایههای دفاعی شما ضعیفتر است؟ از چه لحاظ محافظت نشده است؟ اگر "حمله" غیرمنتظرهای علیه شما صورت گیرد، چه میشود؟ چه میکنید؟
۴. چه کاری میتوانید در مورد آن انجام دهید؟
قبل از اینکه روی مهمترین روشهای دفاع یا حمله تمرکز کنید چندین راهحل ایجاد کنید. اگر به ایده نیاز دارید، سعی کنید یکی از از ۳ راهکار زیر را اتخاذ کنید:
اول: چگونه ضربه حریف را جذب میکنید و سازگار میشوید. این برنامهها ممکن است شامل طرحهای احتمالی یا بیشتر در مورد تنوع بخشیدن به روشهای دفاعی باشد تا هسته شما کمتر محوری و شکننده باشد.
دوم: چگونه میتوانید ضربه را تضعیف یا به طور کامل از آن جلوگیری کنید. این برنامهها شامل تقویت دفاع برای محافظت بیشتر و وفادار نگه داشتن هسته شما، یا راههایی برای پرهزینهتر کردن حمله رقبا به آن مانند بهبود امنیت و حفاظت از موجودیت شماست.
سوم: چگونه میتوانید حمله کنید تا تهدیدها را در دور از عمق استرتژیک خود نگه دارید. حرکاتی که ممکن است در میدان رقابت انجام دهید مانند اتحاد با سایر بازیگران موجود در میدان و یا اقدامات استراتژیک دیگر مانند آموزش، نهاد سازی، بسیج افکار عمومی و پناه بردن به مقررات یا دعوای حقوقی میتواند چتر حمایتی عمق استراتژیک شما را گستردهتر کند.
۵. برای آن چه باید کرد؟
آیا خطر چقدر جدی است؟ زمان مناسب برای اقدامات حمایتگرانه کدام است؟ کدام یک از استراتژیهای شما برای صیانت از عمق استراتژیکتان ارزشمندتر است؟
▫️ضروری است به عمق استراتژیک دیگران فکر کنید، چرا آنها آسیب پذیر هستند و چگونه میتوانند از خود دفاع کنند. اینکه در حالت دفاع باشید یا حمله، اینکه تنها عمل کنید یا یارگیری نمایید، اینکه چقدر از قدرت سخت و نرم برای حفاظت از عمق استراتژیک خود برخوردارید و اینکه چقدر پشت جبهه با شماست؛ همه و همه میتواند در گسترش یا تضعیف عمق استراتژیک شما موثر باشد.
▫️مراقب باشید مرزهای عمق استراتژیک خود را پشت خطوط حریف ببرید نه داخل هسته اصلی قدرت خویش.
🔸نوشتار ترکیبی از یادداشت و ترجمه است.
@avinpress
✍شفیع بهرامیان- روزنامه نگار
▫️عمق استراتژیک(Strategic Depth) یک واژه کلیدی در ادبیات سیاسی و نظامی است که به فاصله خط مقدم نبرد(نظامی، سیاسی، روانی و....) با مواضع و مراکز اصلی طرفین دعوا اطلاق میشود. عمق استراتژیک مفهومی مشتق از یک استراتژی نظامی و سیاسی است که به عمق دفاع شما در ضعیفترین نقطه اشاره دارد. اصل اساسی در عمق استراتژیک کشاندن آن به سرزمین غیر خودی است نه رساندنش به داخل و محدوده حریم خودی! چگونه میتوان از این عمق حفاظت کرد:
۱. به هسته نرم داخلی قدرت خود فکر کنید
تنها چیزی که موجودیت شما نمیتواند بدون آن تداوم یابد چیست؟ رگ حیات شما کدام است؟ چه چیزی دارید که به شما امکان می دهد که تداوم داشته باشید، چیزی که دیگران می خواهند از شما بگیرند؟
۲. در حال حاضر چه چیزی از هسته قدرت شما محافظت می کند؟
چه عواملی باعث می شود که هسته شما کار کند؟ اگر کسی بخواهد آن را بگیرد یا مختل کند، چه چیزی مانع از آن میشود؟ امکانات و مزایای موجود شما برای حفاظت از هسته مرکزی موجودیت شما چیست؟
۳. مانند حریف فکر کنید
خود را جای حریف بگذارید و از نگاه او ببنید سادهترین راه برای رسیدن به هسته اصلی قدرت شما چیست؟ کدام یک از لایههای دفاعی شما ضعیفتر است؟ از چه لحاظ محافظت نشده است؟ اگر "حمله" غیرمنتظرهای علیه شما صورت گیرد، چه میشود؟ چه میکنید؟
۴. چه کاری میتوانید در مورد آن انجام دهید؟
قبل از اینکه روی مهمترین روشهای دفاع یا حمله تمرکز کنید چندین راهحل ایجاد کنید. اگر به ایده نیاز دارید، سعی کنید یکی از از ۳ راهکار زیر را اتخاذ کنید:
اول: چگونه ضربه حریف را جذب میکنید و سازگار میشوید. این برنامهها ممکن است شامل طرحهای احتمالی یا بیشتر در مورد تنوع بخشیدن به روشهای دفاعی باشد تا هسته شما کمتر محوری و شکننده باشد.
دوم: چگونه میتوانید ضربه را تضعیف یا به طور کامل از آن جلوگیری کنید. این برنامهها شامل تقویت دفاع برای محافظت بیشتر و وفادار نگه داشتن هسته شما، یا راههایی برای پرهزینهتر کردن حمله رقبا به آن مانند بهبود امنیت و حفاظت از موجودیت شماست.
سوم: چگونه میتوانید حمله کنید تا تهدیدها را در دور از عمق استرتژیک خود نگه دارید. حرکاتی که ممکن است در میدان رقابت انجام دهید مانند اتحاد با سایر بازیگران موجود در میدان و یا اقدامات استراتژیک دیگر مانند آموزش، نهاد سازی، بسیج افکار عمومی و پناه بردن به مقررات یا دعوای حقوقی میتواند چتر حمایتی عمق استراتژیک شما را گستردهتر کند.
۵. برای آن چه باید کرد؟
آیا خطر چقدر جدی است؟ زمان مناسب برای اقدامات حمایتگرانه کدام است؟ کدام یک از استراتژیهای شما برای صیانت از عمق استراتژیکتان ارزشمندتر است؟
▫️ضروری است به عمق استراتژیک دیگران فکر کنید، چرا آنها آسیب پذیر هستند و چگونه میتوانند از خود دفاع کنند. اینکه در حالت دفاع باشید یا حمله، اینکه تنها عمل کنید یا یارگیری نمایید، اینکه چقدر از قدرت سخت و نرم برای حفاظت از عمق استراتژیک خود برخوردارید و اینکه چقدر پشت جبهه با شماست؛ همه و همه میتواند در گسترش یا تضعیف عمق استراتژیک شما موثر باشد.
▫️مراقب باشید مرزهای عمق استراتژیک خود را پشت خطوط حریف ببرید نه داخل هسته اصلی قدرت خویش.
🔸نوشتار ترکیبی از یادداشت و ترجمه است.
@avinpress
👍1
Forwarded from اتچ بات
🔺جشنواره؛ هزینه یا سرمایهگذاری؟
✍شفیع بهرامیان – روزنامهنگار
▫️این روزها یا جشنوارهها برگزار نمیشوند و یا اگر میشوند چنان ضعیف و بیرونقاند که نبودشان بهتر از بودشان است! داستان چیست و چرا این ظرفیت بزرگ فرهنگی-اقتصادی چنین تبدیل به مسئله و مشکل شده است؟
▫️آیا برگزاری جشنواره درصورتیکه بهدرستی هدفگذاری، برنامهریزی و اجرا شود فرصت است یا تهدید؟
▫️آیا یک جشنواره میتواند مانع و نافی جشنواره و همایشهای دیگر با موضوعات متفاوت در یک جغرافیای واحد شود؟
▫️آیا بخش دولتی یا عمومی بهتر میتواند یک جشنواره بومی – ملی را برگزار کند یا نهادها و سمنهای غیردولتی و مردمی؟
▫️آیا شالوده مفاهیمی چون سرمایهگذاری، اقتصاد، بازار، فرهنگ، تاریخ، فولکلور، شادی و امثال آن دستوری و هنجاری است یا مردمی و اختیاری و براساس قانون عرضه و تقاضا؟
▫️آیا یک جشنواره الزاماً «تنها» معرف یک محصول یا موضوع است یا میتواند بستری برای ارائه مجموعهای از داشتهها و توانمندیهای یک جغرافیا باشد؟
▫️ آیا جشنواره لاجرم پشت پردههای سیاسی و لایههای پنهان تبلیغاتی و انتخاباتی دارد یا در صورت مدیریت صحیح میتوان آن را از سیاست و عوارض سیاسی و جناحی ملی-منطقهای بهدور نگاه داشت؟
▫️دستاورد جشنوارههای برگزارشده مختلف منطقه و استان در حوزههای مختلف چه بوده است؟ آیا قابلقبول است یا بیشتر نمایشی و تبلیغاتی؟
▫️اینها سؤالاتی است که در کنار دهها «آیای» دیگر میتوان پرسید و البته پاسخ به آنها تا حدودی مشخص میکند کجای کار میلنگد که اکنون جشنوارهها یا کلاً تعطیل شده و یا بیروح و بیمحتوا- و صرفاً از سر ناچاری- برگزار میشوند؟
▫️مسئله اول عدم شناخت فلسفه و فرایند رویدادهای فرهنگی، اقتصادی و گردشگری است که در بطن خود، همواره جزو فعالیتی با نتایج آتی و درازمدت محسوب میشوند و با این رویکرد این انتظار که یکشبه بتوان با برگزاری یک جشنواره از مواهب فوری و آنی آن بهرهمند شد چندان منطقی به نظر نمیرسد.
▫️جشنواره معمولاً رویدادی است که به بهانه آن امکان معرفی و شناساندن ظرفیتهای مهم تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و توانمندیهای گردشگری و سرمایهگذاری یک جغرافیای خاص فراهم میشود و اینکه لزوماً یک جشنواره را در بستر نام و برند آن و یا پسزمینههای ناخواسته سیاسی و غیره تحلیل و تفسیر کرده و آن را برجستهنماییم شاید چندان منطقی نباشد. باید بپذیریم که غالب جشنوارهها و همایشهای منطقهای، پس از سالها فعالیت مستمر، درنهایت تبدیل به یک برند بینالمللی و یا ملی شده و به سوددهی پایدار رسیدهاند.
▫️از دیگر سو نیز اگر برنامهریزان یک جشنواره به آن بهعنوان بستری مناسب برای معرفی همه توانمندیهای موجود خود نگاه نکنند شاید بتوان این سخن منتقدان را که «جشنواره بیشتر هزینه است تا دستاورد» بجا و منطقی دانست چه اینکه در وضعیت سخت اقتصادی امروز، امکان هزینهکرد برای برگزاری رویدادهای مختلف و پر تعداد فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و اقتصادی وجود ندارد و لازم است با تجمیع آنها در یک جشنواره با هر نام و برندی، ضمن مدیریت هزینهها، امکان عرضه همه داشتهها و برخورداری از نتایج مختلف را فراهم آورد.
▫️ایکاش برنامهریزان معدود جشنوارههای موجود نیز از فرصت برگزاری یک جشنواره برای تجمیع و معرفی ظرفیتهای اصلی یک منطقه(فرهنگی، علمی، تاریخی، گردشگری، اقتصادی و...) استفاده نموده و صرفاً آن را محدود به یک موضوع خاص و یا چند سخنرانی و اجرای موسیقی و لوح و «تندیسپاشی» ملامتبار نکنند تا دستاوردهای آن رویداد در کوتاه و بلندمدت بر هزینههای اجرا پیشی گیرد.
▫️جشنوارهها و یا هر رویداد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی- البته با همراهی رسانهها- سبب شناساندن تاریخ، فرهنگ و فولکلور و همچنین ظرفیتها و توانمندیهای جامعه به سایر مردم میشود که این امر غیرقابل ارزشگذاری است، به عبارتی هزینههایی که برای این سنخ برنامهها انجام میشود، بهمراتب در برابر عایدات و منافعی که این جشنوارهها به منطقه و مردمانش میرساند ناچیز و بیاهمیت است، کوتاهسخن اینکه جشنوارهها اگر بهدرستی -و نه دستوری- و بهصورت جامع و بسیط اجرا شوند سرمایهگذاری پایدار هستند و نه هزینه و خرج بیسرانجام.
▫️ مواظب باشیم به بهانه اصلاح ابرو چشمی کور نکنیم! بجای تعطیلی اگر برنامهریزی و مدیریت صحیح انجام گیرد هر جشنواره فرصتی بیهمتا برای همبستگی، انسجام اجتماعی و توسعه و آبادانی است.
@avinpress
✍شفیع بهرامیان – روزنامهنگار
▫️این روزها یا جشنوارهها برگزار نمیشوند و یا اگر میشوند چنان ضعیف و بیرونقاند که نبودشان بهتر از بودشان است! داستان چیست و چرا این ظرفیت بزرگ فرهنگی-اقتصادی چنین تبدیل به مسئله و مشکل شده است؟
▫️آیا برگزاری جشنواره درصورتیکه بهدرستی هدفگذاری، برنامهریزی و اجرا شود فرصت است یا تهدید؟
▫️آیا یک جشنواره میتواند مانع و نافی جشنواره و همایشهای دیگر با موضوعات متفاوت در یک جغرافیای واحد شود؟
▫️آیا بخش دولتی یا عمومی بهتر میتواند یک جشنواره بومی – ملی را برگزار کند یا نهادها و سمنهای غیردولتی و مردمی؟
▫️آیا شالوده مفاهیمی چون سرمایهگذاری، اقتصاد، بازار، فرهنگ، تاریخ، فولکلور، شادی و امثال آن دستوری و هنجاری است یا مردمی و اختیاری و براساس قانون عرضه و تقاضا؟
▫️آیا یک جشنواره الزاماً «تنها» معرف یک محصول یا موضوع است یا میتواند بستری برای ارائه مجموعهای از داشتهها و توانمندیهای یک جغرافیا باشد؟
▫️ آیا جشنواره لاجرم پشت پردههای سیاسی و لایههای پنهان تبلیغاتی و انتخاباتی دارد یا در صورت مدیریت صحیح میتوان آن را از سیاست و عوارض سیاسی و جناحی ملی-منطقهای بهدور نگاه داشت؟
▫️دستاورد جشنوارههای برگزارشده مختلف منطقه و استان در حوزههای مختلف چه بوده است؟ آیا قابلقبول است یا بیشتر نمایشی و تبلیغاتی؟
▫️اینها سؤالاتی است که در کنار دهها «آیای» دیگر میتوان پرسید و البته پاسخ به آنها تا حدودی مشخص میکند کجای کار میلنگد که اکنون جشنوارهها یا کلاً تعطیل شده و یا بیروح و بیمحتوا- و صرفاً از سر ناچاری- برگزار میشوند؟
▫️مسئله اول عدم شناخت فلسفه و فرایند رویدادهای فرهنگی، اقتصادی و گردشگری است که در بطن خود، همواره جزو فعالیتی با نتایج آتی و درازمدت محسوب میشوند و با این رویکرد این انتظار که یکشبه بتوان با برگزاری یک جشنواره از مواهب فوری و آنی آن بهرهمند شد چندان منطقی به نظر نمیرسد.
▫️جشنواره معمولاً رویدادی است که به بهانه آن امکان معرفی و شناساندن ظرفیتهای مهم تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و توانمندیهای گردشگری و سرمایهگذاری یک جغرافیای خاص فراهم میشود و اینکه لزوماً یک جشنواره را در بستر نام و برند آن و یا پسزمینههای ناخواسته سیاسی و غیره تحلیل و تفسیر کرده و آن را برجستهنماییم شاید چندان منطقی نباشد. باید بپذیریم که غالب جشنوارهها و همایشهای منطقهای، پس از سالها فعالیت مستمر، درنهایت تبدیل به یک برند بینالمللی و یا ملی شده و به سوددهی پایدار رسیدهاند.
▫️از دیگر سو نیز اگر برنامهریزان یک جشنواره به آن بهعنوان بستری مناسب برای معرفی همه توانمندیهای موجود خود نگاه نکنند شاید بتوان این سخن منتقدان را که «جشنواره بیشتر هزینه است تا دستاورد» بجا و منطقی دانست چه اینکه در وضعیت سخت اقتصادی امروز، امکان هزینهکرد برای برگزاری رویدادهای مختلف و پر تعداد فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و اقتصادی وجود ندارد و لازم است با تجمیع آنها در یک جشنواره با هر نام و برندی، ضمن مدیریت هزینهها، امکان عرضه همه داشتهها و برخورداری از نتایج مختلف را فراهم آورد.
▫️ایکاش برنامهریزان معدود جشنوارههای موجود نیز از فرصت برگزاری یک جشنواره برای تجمیع و معرفی ظرفیتهای اصلی یک منطقه(فرهنگی، علمی، تاریخی، گردشگری، اقتصادی و...) استفاده نموده و صرفاً آن را محدود به یک موضوع خاص و یا چند سخنرانی و اجرای موسیقی و لوح و «تندیسپاشی» ملامتبار نکنند تا دستاوردهای آن رویداد در کوتاه و بلندمدت بر هزینههای اجرا پیشی گیرد.
▫️جشنوارهها و یا هر رویداد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی- البته با همراهی رسانهها- سبب شناساندن تاریخ، فرهنگ و فولکلور و همچنین ظرفیتها و توانمندیهای جامعه به سایر مردم میشود که این امر غیرقابل ارزشگذاری است، به عبارتی هزینههایی که برای این سنخ برنامهها انجام میشود، بهمراتب در برابر عایدات و منافعی که این جشنوارهها به منطقه و مردمانش میرساند ناچیز و بیاهمیت است، کوتاهسخن اینکه جشنوارهها اگر بهدرستی -و نه دستوری- و بهصورت جامع و بسیط اجرا شوند سرمایهگذاری پایدار هستند و نه هزینه و خرج بیسرانجام.
▫️ مواظب باشیم به بهانه اصلاح ابرو چشمی کور نکنیم! بجای تعطیلی اگر برنامهریزی و مدیریت صحیح انجام گیرد هر جشنواره فرصتی بیهمتا برای همبستگی، انسجام اجتماعی و توسعه و آبادانی است.
@avinpress
Telegram
attach 📎
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺سردشت شهید
▫️#بمباران_شیمیایی_سردشت یک جنایت جنگی و بمبارانی بود که نیروی هوایی عراق در ۷ تیر ۱۳۶۶ با استفاده از بمبهای شیمیایی در چهار نقطهٔ پرازدحام شهر سردشت در ایران انجام داد.
▫️در این حمله ۱۱۰ نفر از ساکنان غیرنظامی شهر شهید شده و ۸۰۰۰ تن دیگر نیز در معرض گازهای سمی قرار گرفتند و مسموم شدند.
▫️در طول جنگ ۸ ساله بیش از ۳۵۰۰ حمله شیمیایی در مناطق نظامی و غیرنظامی غرب و جنوب کشور از سوی رژیم بعث صورت گرفت که برخی از آنها در زمره جنایت علیه بشریت و #نسلکشی قابل بررسی است از جمله:
۷ تیرماه ۱۳۶۶ بمباران شیمیایی سردشت
۱۱ مرداد ۱۳۶۷ بمباران شیمیایی #اشنویه
۲۵ اسفند ۱۳۶۶ بمباران شیمیایی #حلبچه
۳ آبان ۱۳۶۲بمباران شیمیایی روستای #زرده_بانه
۱۳۶۷ بمباران شیمیایی اطراف #مریوان و سومار و #نودشه و
و صدها حمله شیمیایی دیگر در خطوط مقدم جبهه در غرب و جنوب کشور...
▫️یاد همه جانباختگان مظلوم بمبارانهای شیمیایی گرامی و آرزوی شفای عاجل برای هزاران مصدوم سلاحهای نامتعارف و شیمیایی که هنوز همه با هر روز و هرلحظه با هر سرفه خشک، سینههایشان دردی جانکاه میکشد و نفسهایشان به شماره میافتد.
avinpress.ir
@avinpress
▫️#بمباران_شیمیایی_سردشت یک جنایت جنگی و بمبارانی بود که نیروی هوایی عراق در ۷ تیر ۱۳۶۶ با استفاده از بمبهای شیمیایی در چهار نقطهٔ پرازدحام شهر سردشت در ایران انجام داد.
▫️در این حمله ۱۱۰ نفر از ساکنان غیرنظامی شهر شهید شده و ۸۰۰۰ تن دیگر نیز در معرض گازهای سمی قرار گرفتند و مسموم شدند.
▫️در طول جنگ ۸ ساله بیش از ۳۵۰۰ حمله شیمیایی در مناطق نظامی و غیرنظامی غرب و جنوب کشور از سوی رژیم بعث صورت گرفت که برخی از آنها در زمره جنایت علیه بشریت و #نسلکشی قابل بررسی است از جمله:
۷ تیرماه ۱۳۶۶ بمباران شیمیایی سردشت
۱۱ مرداد ۱۳۶۷ بمباران شیمیایی #اشنویه
۲۵ اسفند ۱۳۶۶ بمباران شیمیایی #حلبچه
۳ آبان ۱۳۶۲بمباران شیمیایی روستای #زرده_بانه
۱۳۶۷ بمباران شیمیایی اطراف #مریوان و سومار و #نودشه و
و صدها حمله شیمیایی دیگر در خطوط مقدم جبهه در غرب و جنوب کشور...
▫️یاد همه جانباختگان مظلوم بمبارانهای شیمیایی گرامی و آرزوی شفای عاجل برای هزاران مصدوم سلاحهای نامتعارف و شیمیایی که هنوز همه با هر روز و هرلحظه با هر سرفه خشک، سینههایشان دردی جانکاه میکشد و نفسهایشان به شماره میافتد.
avinpress.ir
@avinpress
✍خبرنگاران افسردهترین عضو این جامعه هستند
محمد درویش فعال رسانه ای در مراسم رونمایی سند ملی رسانه گفت:
🔹رسانهها در ایران مشکلات بسیاری دارند و این موضوع باعث شده که متأسفانه خبرنگاران و روزنامهنگاران ما جزو افسردهترین اعضای جامعه باشند.
🔹آنها سینه پردردی دارند. از بسکه در هجوم اخبار تلخ و گزنده قرار دارند کلامشان تلخ شده است. از بس مورد تهدیدهای مختلف قرار میگیرند روحیهشان از بین رفته است.
🔹با تمام این شرایط و مصائب ممکن است برخی از آنها متوجه نشوند که چه اثر مثبتی بر جامعه گذاشتهاند توانستهاند پرچم امید را زنده نگهدارند.
@avinpress
محمد درویش فعال رسانه ای در مراسم رونمایی سند ملی رسانه گفت:
🔹رسانهها در ایران مشکلات بسیاری دارند و این موضوع باعث شده که متأسفانه خبرنگاران و روزنامهنگاران ما جزو افسردهترین اعضای جامعه باشند.
🔹آنها سینه پردردی دارند. از بسکه در هجوم اخبار تلخ و گزنده قرار دارند کلامشان تلخ شده است. از بس مورد تهدیدهای مختلف قرار میگیرند روحیهشان از بین رفته است.
🔹با تمام این شرایط و مصائب ممکن است برخی از آنها متوجه نشوند که چه اثر مثبتی بر جامعه گذاشتهاند توانستهاند پرچم امید را زنده نگهدارند.
@avinpress
👍7
Forwarded from اتچ بات
🔺بتسازی مدرن ممنوع!
▫️گفتم: آزادی یعنی اینکه
هر انسانی این امکان را داشته باشد
شک کند، اشتباه کند، جستوجو کند،
حرفش را بزند، بتواند به هر مقام ادبی و هنری و فلسفی و اجتماعی و حتی سیاسی نه بگوید! یا این امکان را داشته باشد هر شخصیت مشهور هر حوزهای را نقد کند!
▫️آن چریکهای ضد فرهنگ فضای مجازی، آن کاسبان ممبر و فالوئر
با حالتی انزجارآلود گفتند:
«این که شما میگویید یعنی توهین به مقدسات، لرزاندن پایههای فرهنگ و هنر و تاریخ یک ملت!»
▫️گفتم تا دیروز آن نوازنده شمشال و نی و تار و تنبور در گوشهای از خیابان به امید کَرَم و لطف رهگذران مینواخت و کک کسی هم نمیگزید که چرا حال و روز این هنرمند بیهمتا چنین است امروز اما بعد از مرگش، اگر کسی بگوید آن صاحب سبک و اثر و موسیقی و شعر و ادب، پشت چشمانش ابروست چنان مورد لطف و مرحمت عاری از حیای چریکان ممبرجمعکن فضای اینستا و تلگرام و واتساپ قرار میگیرد که با معذرت و غلط کردم و منظورم این نبود و من نوکرشم و هزار خواهش و تمنای دیگر هم نمیتواند جان سالم بدر برد؛حتی اگر ۵۰ سال آزگار خادم عرصه فرهنگ و هنر و تاریخ این مردم هم باشد! اما همین فردا اگر او هم از این دنیا رفت میشود بُتی که همان چریکها تقدیسش میکنند و یک شبه از اوج حضیض میبرندش به عرش اعلی و یک خدای بی خطای دیگر از او میتراشند!
در حیرتم از مرام این مردم پست
این طایفه ی زنده کش مرده پرست
تا هست به ذلت بکشندش به جفا
تا رفت به عزت ببرندش سر دست
▫️هرقدر از آدمهای ولو بینظیر و خلاق و بیهمتای دور و برمان قدیس بسازیم و باب نقد و گفتگو را ببندیم به همان میزان در عقب افتادگی و نادانی و جهالت خویش مانده و دست و پا میزنیم.
▫️احترام بزرگان و اسطورههای عرصههای مختلف جامعه- غایبن و حاضرین- بر همگان لازم و ضروری است اما نه به قیمت بت سازی و برساخت خدایهای غیرقابل نقد و شک و گفتگو!
#شفیع_بهرامیان #آوین_پرس #بتپرستی_مدرن #بت_سازی_ممنوع #قدسی_سازی #هنر #نقد #توهین_به_مقدسات #ادبیات #موسیقی
Avinpress.ir
@avinpresd
▫️گفتم: آزادی یعنی اینکه
هر انسانی این امکان را داشته باشد
شک کند، اشتباه کند، جستوجو کند،
حرفش را بزند، بتواند به هر مقام ادبی و هنری و فلسفی و اجتماعی و حتی سیاسی نه بگوید! یا این امکان را داشته باشد هر شخصیت مشهور هر حوزهای را نقد کند!
▫️آن چریکهای ضد فرهنگ فضای مجازی، آن کاسبان ممبر و فالوئر
با حالتی انزجارآلود گفتند:
«این که شما میگویید یعنی توهین به مقدسات، لرزاندن پایههای فرهنگ و هنر و تاریخ یک ملت!»
▫️گفتم تا دیروز آن نوازنده شمشال و نی و تار و تنبور در گوشهای از خیابان به امید کَرَم و لطف رهگذران مینواخت و کک کسی هم نمیگزید که چرا حال و روز این هنرمند بیهمتا چنین است امروز اما بعد از مرگش، اگر کسی بگوید آن صاحب سبک و اثر و موسیقی و شعر و ادب، پشت چشمانش ابروست چنان مورد لطف و مرحمت عاری از حیای چریکان ممبرجمعکن فضای اینستا و تلگرام و واتساپ قرار میگیرد که با معذرت و غلط کردم و منظورم این نبود و من نوکرشم و هزار خواهش و تمنای دیگر هم نمیتواند جان سالم بدر برد؛حتی اگر ۵۰ سال آزگار خادم عرصه فرهنگ و هنر و تاریخ این مردم هم باشد! اما همین فردا اگر او هم از این دنیا رفت میشود بُتی که همان چریکها تقدیسش میکنند و یک شبه از اوج حضیض میبرندش به عرش اعلی و یک خدای بی خطای دیگر از او میتراشند!
در حیرتم از مرام این مردم پست
این طایفه ی زنده کش مرده پرست
تا هست به ذلت بکشندش به جفا
تا رفت به عزت ببرندش سر دست
▫️هرقدر از آدمهای ولو بینظیر و خلاق و بیهمتای دور و برمان قدیس بسازیم و باب نقد و گفتگو را ببندیم به همان میزان در عقب افتادگی و نادانی و جهالت خویش مانده و دست و پا میزنیم.
▫️احترام بزرگان و اسطورههای عرصههای مختلف جامعه- غایبن و حاضرین- بر همگان لازم و ضروری است اما نه به قیمت بت سازی و برساخت خدایهای غیرقابل نقد و شک و گفتگو!
#شفیع_بهرامیان #آوین_پرس #بتپرستی_مدرن #بت_سازی_ممنوع #قدسی_سازی #هنر #نقد #توهین_به_مقدسات #ادبیات #موسیقی
Avinpress.ir
@avinpresd
Telegram
attach 📎
🔺هزینه ملی کُندی سرعت اینترنت چقدر است؟
محمد فاضلی - جامعهشناس
✅ شما هم حتماً سرعت کُند اینترنت را تجربه کردهاید. چای میخورید و چرت میزنید تا یک صفحه بالا بیاید، فایلی آپلود یا دانلود شود یا ارتباطی برقرار گردد. هیچ از خود پرسیدهاید هزینه ملی این کُندی اینترنت چقدر است؟
✅ بیایید فقط فرض کنیم ۴۰ میلیون کاربر ایرانی در روز هر کدام ۵ دقیقه زمان بابت کندی اینترنت از دست میدهند. به این ترتیب ۲۰۰ میلیون دقیقه زمان کاربران در روز هدر میشود.
✅ این عدد ۲۰۰ میلیون دقیقه معادل ۳۳۳۳۳۳۳ (سه میلیون و سیصد و سی و سه هزار سیصد و سی و سه) ساعت است.
✅ فرض کنیم ارزش وقت هر ایرانی فقط ساعتی ۲۰ هزار تومان است. این رقم را بر اساس حداقل دستمزد برای ۳۰ روز و هر روز ۸ ساعت کار محاسبه کردهام.
✅ ارزش وقت ایرانیان که به دلیل کندی اینترنت هدر میشود – با مفروضات فوق – روزانه حدود ۶۷ میلیارد تومان است.
اگر این رقم را در ۳۶۵ روز ضرب کنید به عدد ۲۴ هزار میلیارد تومان میرسید.
✅ بله، درست میبینید. کُندی اینترنت اگر فقط از هر کاربر ایرانی در روز ۵ دقیقه وقت هدر بدهد، فقط به ارزش وقت ایرانیان به اندازه ۲۴ هزار میلیارد تومان در سال خسارت میزند.
✅ خسارت به روان مردم، اعتماد عمومی، شرکتها و کسبوکارها، اخلاق و زبان مردم و ... در این محاسبه لحاظ نشده است.
▫️نتیجهگیری
هیچ ناکارآمدی یا اخلالی در سیستمهای فنی و حکمرانی بدون هزینه و رایگان نیست.
@avinpress
محمد فاضلی - جامعهشناس
✅ شما هم حتماً سرعت کُند اینترنت را تجربه کردهاید. چای میخورید و چرت میزنید تا یک صفحه بالا بیاید، فایلی آپلود یا دانلود شود یا ارتباطی برقرار گردد. هیچ از خود پرسیدهاید هزینه ملی این کُندی اینترنت چقدر است؟
✅ بیایید فقط فرض کنیم ۴۰ میلیون کاربر ایرانی در روز هر کدام ۵ دقیقه زمان بابت کندی اینترنت از دست میدهند. به این ترتیب ۲۰۰ میلیون دقیقه زمان کاربران در روز هدر میشود.
✅ این عدد ۲۰۰ میلیون دقیقه معادل ۳۳۳۳۳۳۳ (سه میلیون و سیصد و سی و سه هزار سیصد و سی و سه) ساعت است.
✅ فرض کنیم ارزش وقت هر ایرانی فقط ساعتی ۲۰ هزار تومان است. این رقم را بر اساس حداقل دستمزد برای ۳۰ روز و هر روز ۸ ساعت کار محاسبه کردهام.
✅ ارزش وقت ایرانیان که به دلیل کندی اینترنت هدر میشود – با مفروضات فوق – روزانه حدود ۶۷ میلیارد تومان است.
اگر این رقم را در ۳۶۵ روز ضرب کنید به عدد ۲۴ هزار میلیارد تومان میرسید.
✅ بله، درست میبینید. کُندی اینترنت اگر فقط از هر کاربر ایرانی در روز ۵ دقیقه وقت هدر بدهد، فقط به ارزش وقت ایرانیان به اندازه ۲۴ هزار میلیارد تومان در سال خسارت میزند.
✅ خسارت به روان مردم، اعتماد عمومی، شرکتها و کسبوکارها، اخلاق و زبان مردم و ... در این محاسبه لحاظ نشده است.
▫️نتیجهگیری
هیچ ناکارآمدی یا اخلالی در سیستمهای فنی و حکمرانی بدون هزینه و رایگان نیست.
@avinpress
Forwarded from اتچ بات
🔺پایان عصر هنر مقدس!
🎼 آیا موسیقی کوچه-بازاری مطلوب است؟
✍شفیع بهرامیان-روزنامهنگار
▫️هنر به شکل عام و موسیقی به صورت خاص در دوران قبل از انقلاب مکانیکی ( قرون هیجده به پایین) دارای جایگاهی قدسی بود، اثر هنری در واقع قابل تکثیر نبود و در هرجایی قابل مشاهده و نبود. براین اساس امکان استفاده تودههای مردم و نقد آن هم مهیا نبود.
▫️در نظر والتر بنیامین امروزه در عصر تکثیر مکانیکی آثار هنری، یکه و یگانه بودن این آثار از میان رفته است. در سده ۱۹ و با ظهور تکنولوژی تکثیر انبوه در قالب دوربین عکاسی و یا الواح مغناطیسی صوتی ضربهای کاری بر پیکر متافیزیکی در حوزه هنر وارد شد و به طور کلی اصالت یگانگی و بی همتا بودن اثر هنری جای خود را به کثرت نسخههای تکثیری داد و از این رهگذر کنش هنری از بند مفاهیم آیینی و مذهبی و انحصار یک طبقه فرادست گسست و منشاء خلاق و نوآورانه به خود گرفته و به طور کلی هنر به جای رسالت آئینی و مناسکی، ماهیتی اجتماعی و فرهنگی و حتی سیاسی پیدا کرده و چتر خویش را بر تودههای مردم و یا فرودستان نیز گسترده کرد. اکنون دیگر اصل فرهنگ را میتوان در میان بسترهای طبقه متوسط جامعه جستجو کرد.
▫️بنیامین از این وضعیت با تعابیری چون «قداستزدایی»، «اصالت زدایی» و یا «هاله کُشی» از کارهای هنری یاد میکند. قداست و هالهی مقدسی که دیروز کارهای هنری را در بر میگرفت امروزه به لطف تکنولوژی عظیم کپی و تکثیر از میان رفته است و آثار هنری در دسترس همگان قرار گرفته است. یعنی به شنونده و بیننده این امکان را داد تا با اثر هنری رو به رو شده از آن برای تفریح و سرگرمی و یا حتی سیاست و اقتصاد و منفعت لذت ببرد.
▫️از آنجا که قبلا آثار هنری، در مذهب و در مراسـم و آداب مذهبی ریشه داشتند، حالت خاصی به خود گرفته اند که حاکی از قدرت و انحصاری بودن و یگانگی آن از نظر زمان و مکان است. اما هنر بازتولیدپذیر جدید امکان تجربه هنری را به میان تمامی تودههای مردم برده و میتواند تجربه جمعی را که هنر نخبهگرا از انسان مدرن دریغ داشته شده به او بازگرداند.
▫️براین اساس بطور کلی تمایز بین موسیقی قداستمحور (فاخر) و موسیقی مکانیکی ( کوچه بازاری) در ۲ تجربه متفاوت قابل تبیین هست. موسیقی نوع اولی تجربه و سیر و سلوکی ردایی به خود گرفته بود و مخاطب برای شنیدن آن در مناسک و جایگاه ویژهای حضور مییافت و تجربه مزبور را به صورت حکایت برای دیگران نقل میکرد. اما در نگاه دوم و به مدد پیشرفتهای صورت گرفته عصر تولید مکانیکی، آثار هنری از شکل یکتا و آئینی خود به سمت موسیقی سفارشی و تکثیری (کوچه بازاری) تغییر ماهیت داد.
این بازتولید مکانیکی منجر به رشد نوعی بحث دموکراتیک در بین توده مردم شد. چرا که با تکثیر اثر و انتشار آن بین عموم مردم، اثر در دسترس همگان قرار گرفته و امکان ابراز نظر و نقد برای مردم شکل گرفت.
▫️امروزه از هر اثر هنری موسیقایی، به سرعت و در کیفیت مختلف هزاران نسخه تکثیر می شود و در دسترس همگان قرار میگیرد و از سویی نیز وسایل ارتباط جمعی عمومی به پخش اثر دست زده و این امر گرچه از نظر بنیامین منجر به از دست رفتن منش اصلی هنر یا اصالت اثر هنری میشود اما او این تکثیر مکانیکی موسیقی را نه باعث تنزل آن بلکه باعث ارتقاء و موجب افزایش ذوق هنری و زیباییشناختی جامعه میداند.
▫️هنر (موسیقی) در اثر این فرایند از دست طبقه معدود نخبگان و نظارت سرمایه خارج شده و به توده مردم راه یافته و دارای کارویژههای مختلف فرهنگی، سیاسی و یا اقتصادی میشود. بعبارتی مفهوم «هنر برای هنر» در این دوره خالی از معنا شده و فلسفه تولید و تکثیر آثار هنری دچار تغییر ماهیتی اساسی میشود.
▫️ناگفته نماند در برابر بنیامین، آدُرنو با رویکردی مارکسیستی، موسیقی عامهپسند و مردمی را در مقایسه با موسیقی فولکلور اصیل و موسیقی هنری به باد انتقاد گرفته و آن را صرفا ساخته و پرداخته نظام سرمایهداری برای جذب مشتری بیشتر و از خودبیگانهسازی تودههای مردم میداند.
@avinpress
🎼 آیا موسیقی کوچه-بازاری مطلوب است؟
✍شفیع بهرامیان-روزنامهنگار
▫️هنر به شکل عام و موسیقی به صورت خاص در دوران قبل از انقلاب مکانیکی ( قرون هیجده به پایین) دارای جایگاهی قدسی بود، اثر هنری در واقع قابل تکثیر نبود و در هرجایی قابل مشاهده و نبود. براین اساس امکان استفاده تودههای مردم و نقد آن هم مهیا نبود.
▫️در نظر والتر بنیامین امروزه در عصر تکثیر مکانیکی آثار هنری، یکه و یگانه بودن این آثار از میان رفته است. در سده ۱۹ و با ظهور تکنولوژی تکثیر انبوه در قالب دوربین عکاسی و یا الواح مغناطیسی صوتی ضربهای کاری بر پیکر متافیزیکی در حوزه هنر وارد شد و به طور کلی اصالت یگانگی و بی همتا بودن اثر هنری جای خود را به کثرت نسخههای تکثیری داد و از این رهگذر کنش هنری از بند مفاهیم آیینی و مذهبی و انحصار یک طبقه فرادست گسست و منشاء خلاق و نوآورانه به خود گرفته و به طور کلی هنر به جای رسالت آئینی و مناسکی، ماهیتی اجتماعی و فرهنگی و حتی سیاسی پیدا کرده و چتر خویش را بر تودههای مردم و یا فرودستان نیز گسترده کرد. اکنون دیگر اصل فرهنگ را میتوان در میان بسترهای طبقه متوسط جامعه جستجو کرد.
▫️بنیامین از این وضعیت با تعابیری چون «قداستزدایی»، «اصالت زدایی» و یا «هاله کُشی» از کارهای هنری یاد میکند. قداست و هالهی مقدسی که دیروز کارهای هنری را در بر میگرفت امروزه به لطف تکنولوژی عظیم کپی و تکثیر از میان رفته است و آثار هنری در دسترس همگان قرار گرفته است. یعنی به شنونده و بیننده این امکان را داد تا با اثر هنری رو به رو شده از آن برای تفریح و سرگرمی و یا حتی سیاست و اقتصاد و منفعت لذت ببرد.
▫️از آنجا که قبلا آثار هنری، در مذهب و در مراسـم و آداب مذهبی ریشه داشتند، حالت خاصی به خود گرفته اند که حاکی از قدرت و انحصاری بودن و یگانگی آن از نظر زمان و مکان است. اما هنر بازتولیدپذیر جدید امکان تجربه هنری را به میان تمامی تودههای مردم برده و میتواند تجربه جمعی را که هنر نخبهگرا از انسان مدرن دریغ داشته شده به او بازگرداند.
▫️براین اساس بطور کلی تمایز بین موسیقی قداستمحور (فاخر) و موسیقی مکانیکی ( کوچه بازاری) در ۲ تجربه متفاوت قابل تبیین هست. موسیقی نوع اولی تجربه و سیر و سلوکی ردایی به خود گرفته بود و مخاطب برای شنیدن آن در مناسک و جایگاه ویژهای حضور مییافت و تجربه مزبور را به صورت حکایت برای دیگران نقل میکرد. اما در نگاه دوم و به مدد پیشرفتهای صورت گرفته عصر تولید مکانیکی، آثار هنری از شکل یکتا و آئینی خود به سمت موسیقی سفارشی و تکثیری (کوچه بازاری) تغییر ماهیت داد.
این بازتولید مکانیکی منجر به رشد نوعی بحث دموکراتیک در بین توده مردم شد. چرا که با تکثیر اثر و انتشار آن بین عموم مردم، اثر در دسترس همگان قرار گرفته و امکان ابراز نظر و نقد برای مردم شکل گرفت.
▫️امروزه از هر اثر هنری موسیقایی، به سرعت و در کیفیت مختلف هزاران نسخه تکثیر می شود و در دسترس همگان قرار میگیرد و از سویی نیز وسایل ارتباط جمعی عمومی به پخش اثر دست زده و این امر گرچه از نظر بنیامین منجر به از دست رفتن منش اصلی هنر یا اصالت اثر هنری میشود اما او این تکثیر مکانیکی موسیقی را نه باعث تنزل آن بلکه باعث ارتقاء و موجب افزایش ذوق هنری و زیباییشناختی جامعه میداند.
▫️هنر (موسیقی) در اثر این فرایند از دست طبقه معدود نخبگان و نظارت سرمایه خارج شده و به توده مردم راه یافته و دارای کارویژههای مختلف فرهنگی، سیاسی و یا اقتصادی میشود. بعبارتی مفهوم «هنر برای هنر» در این دوره خالی از معنا شده و فلسفه تولید و تکثیر آثار هنری دچار تغییر ماهیتی اساسی میشود.
▫️ناگفته نماند در برابر بنیامین، آدُرنو با رویکردی مارکسیستی، موسیقی عامهپسند و مردمی را در مقایسه با موسیقی فولکلور اصیل و موسیقی هنری به باد انتقاد گرفته و آن را صرفا ساخته و پرداخته نظام سرمایهداری برای جذب مشتری بیشتر و از خودبیگانهسازی تودههای مردم میداند.
@avinpress
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 مرثیهای در سوگ خویش!
✍شفیع بهرامیان
و قسم به قلم آنگاه که....
اکنون ۲۲ سال از بودنم در وادی "قلم" میگذرد. نیک در یاد دارم که پاییز سال ۷۹ برای اول بار در #روزنامه_آفرینش نوشتن آغاز کردم برای خویش و مردم و این داستان تا امروز ادامه یافت.
در این مدت آنچه دریافتم همه این بود که مصایب نوشتن در این وادی چنان عظیم است که تمام عمر شیرینت را در بهترین روزهای زندگی قربانی خود کرده و در نهایت نیز اسیر کین بدخواهان و انتقام نااهلانی!
آنان که بیرحمانه و نامردانه به مسلخ و قربانگاهت میبرند و برای بستن دهان و شکستن قلمت از هیچ فریب و دروغی رویگردان نبوده و نیستند!
سخنشان تنها یکی است؛ راست یا چپ، این وری یا آن وری! فرقی نمیکند! همه یک چیز میگویند: یا با مایی یا بر ما!
استقلال در کار را به تمسخر میگیرند و در صورت استمرار این رویه، برای شکستنت از هیچ کاری ابایی ندارند!
قلمت گر مداح باشد همه چیز روبراه است اما وای به روزی که نقاد شود! هزینهاش تمام آبرو و سرمایه اجتماعیات خواهد بود! چوب حراج بر همه وجودت میزنند!
الا یا ایها الساقی
ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول
ولی افتاد مشکلها
@avinpress
✍شفیع بهرامیان
و قسم به قلم آنگاه که....
اکنون ۲۲ سال از بودنم در وادی "قلم" میگذرد. نیک در یاد دارم که پاییز سال ۷۹ برای اول بار در #روزنامه_آفرینش نوشتن آغاز کردم برای خویش و مردم و این داستان تا امروز ادامه یافت.
در این مدت آنچه دریافتم همه این بود که مصایب نوشتن در این وادی چنان عظیم است که تمام عمر شیرینت را در بهترین روزهای زندگی قربانی خود کرده و در نهایت نیز اسیر کین بدخواهان و انتقام نااهلانی!
آنان که بیرحمانه و نامردانه به مسلخ و قربانگاهت میبرند و برای بستن دهان و شکستن قلمت از هیچ فریب و دروغی رویگردان نبوده و نیستند!
سخنشان تنها یکی است؛ راست یا چپ، این وری یا آن وری! فرقی نمیکند! همه یک چیز میگویند: یا با مایی یا بر ما!
استقلال در کار را به تمسخر میگیرند و در صورت استمرار این رویه، برای شکستنت از هیچ کاری ابایی ندارند!
قلمت گر مداح باشد همه چیز روبراه است اما وای به روزی که نقاد شود! هزینهاش تمام آبرو و سرمایه اجتماعیات خواهد بود! چوب حراج بر همه وجودت میزنند!
الا یا ایها الساقی
ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول
ولی افتاد مشکلها
@avinpress
👏4
📝 با عصبی نویسی چه کنیم؟
🔻نعمت الله فاضلی، 11 تیر 1401
✅ سبکی از نوشتن در میان اندیشمندان هست که از گفتن بد و بیراه پرهیز ندارد؛ حتی الفاظ رکیک. در گفت و شنودهای عامیانه، چنین زبانی هست و حیرت کسی را بر نمی انگیزد؛ اما این که اندیشمند والا مقامی، حرف های چاله میدانی را بار رقبا و رفقایش کند، چیزی فراتر از تعجب را بر می انگیزد. می شود این سبک و سیاق را «عصبی نویسی» نامید؛ همان طور که آدم های کوچه و بازار هم هنگام عصبانیت عصبی می شوند و چاک دهان باز می کنند!
🔻حالا که دوستان بحث آل احمد را کردند یاد عصبی نویسی افتادم. «عصبی نویسی» سابقه دیرینه دارد اما آل احمد آن را باب کرد و مشروعیت بخشید. بزرگانی مثل رضا براهنی و احمد شاملو و اخیرا سید جواد طباطبایی هم آن را ادامه دادند.
🔻 «عصبی نویسی» سنت دانشگاهی نیست و خاص فضاهای عمومی است. اختصاص به ایران هم ندارد. در فرانسه هم می توان این وضعیت را مشاهده کرد. کتاب «فرنچ تیوری و آواتارهایش» را جمعی از مخالفان فوکو و دریدا و پست مدرن ها نوشته اند. فحش و فضاحت به فوکو و «بدیو، ژیژک و شرکا» (تعبیر از نویسندگان همان کتاب است) است. کتاب پر است از کلمات «نوچه ها»، «مهمل بافی»، «فریبکاری»، «بلاهت»، «احمقانه»، «پیش پاافتادگی»، «خرفتی گله ی رسانه ای»، «شلم شوربا»، «مبتذل گویی آزارنده» و امثال این ها.
✅ نکته ی ظریفی این جا هست که نمی توان از آن به سادگی گذشت. اگرچه عصبی نویسی پسندیده نیست، اما مسئله بنیادی هم نیست. این که طباطبایی یا براهنی یا جلال، عصبی و تند می نویسند، کارشان ناپسند است اما مبنایی برای تحقیر و سرکوب ایشان هم نمی تواند باشد زیرا خوانندگان متوجه هستند که نویسنده عصبی است و لحن تند و عصبی او را جدی نمی گیرند. در عین حال، کسی که عصبی می نویسد، تپانچه را به طرف خودش گرفته است. او همان لحظه هزینه این جرم و خطایش را می پردازد.
🔻سارتر در «ادبیات چیست؟» استدلال می کند که نوشتن و خواندن فضیلت اخلاقی است از جنس داد و دهش» و «بذل و بخشش». در فضای دانشگاهی نیاز داریم این بحث را که خواندن چیست؟ و خواننده کیست؟ و چه حق و وظیفه ای بر دوش خواننده است؟ و بحث های اخلاقی و انسانی را گسترش دهیم.
🔻بخشی از عصبی نویسی ریشه در کمبود بده بستان و گفت و شنود میان خوانندگان و نویسندگان است. نمی خواهم این بحث را توسعه بدهم اما اشاره کردم تا شاید کم کم زمینه ای برای این گفت و شنود فراهم شود.
✅ یکی از نکته ها که اجالتا و اجمالا می شود یادآوری کرد اینست که ما خوانندگان در مقام خواننده هم «وظیفه قدردانی کردن» داریم؛ (قدردانی از همه آن ها که با شهامت و خلاقانه و اثرگذار می نویسند)؛ و هم حق و وظیفه ی «نقد کردن» را. پر واضح است عالی ترین قدرشناسی، نقد کردن است؛ ولی اگر مجال یا توان نقد کردن نداریم لااقل بازخوردی از چیزی که خوانده ایم به نویسنده و دیگران بدهیم.
🔻در موقعیت کنونی که «خواندن» کمیاب است، اولویت را بدهیم به خواندن و بکوشیم آن دسته از خوانندگان را که بازخورد می دهند و خوانده های شان را به گوش دیگران می رسانند، و همه ی آن ها را که نقد می کنند پاس بداریم.
https://bookbal.ir/posts/62c01c1bff7a547feb234cda
@avinpress
🔻نعمت الله فاضلی، 11 تیر 1401
✅ سبکی از نوشتن در میان اندیشمندان هست که از گفتن بد و بیراه پرهیز ندارد؛ حتی الفاظ رکیک. در گفت و شنودهای عامیانه، چنین زبانی هست و حیرت کسی را بر نمی انگیزد؛ اما این که اندیشمند والا مقامی، حرف های چاله میدانی را بار رقبا و رفقایش کند، چیزی فراتر از تعجب را بر می انگیزد. می شود این سبک و سیاق را «عصبی نویسی» نامید؛ همان طور که آدم های کوچه و بازار هم هنگام عصبانیت عصبی می شوند و چاک دهان باز می کنند!
🔻حالا که دوستان بحث آل احمد را کردند یاد عصبی نویسی افتادم. «عصبی نویسی» سابقه دیرینه دارد اما آل احمد آن را باب کرد و مشروعیت بخشید. بزرگانی مثل رضا براهنی و احمد شاملو و اخیرا سید جواد طباطبایی هم آن را ادامه دادند.
🔻 «عصبی نویسی» سنت دانشگاهی نیست و خاص فضاهای عمومی است. اختصاص به ایران هم ندارد. در فرانسه هم می توان این وضعیت را مشاهده کرد. کتاب «فرنچ تیوری و آواتارهایش» را جمعی از مخالفان فوکو و دریدا و پست مدرن ها نوشته اند. فحش و فضاحت به فوکو و «بدیو، ژیژک و شرکا» (تعبیر از نویسندگان همان کتاب است) است. کتاب پر است از کلمات «نوچه ها»، «مهمل بافی»، «فریبکاری»، «بلاهت»، «احمقانه»، «پیش پاافتادگی»، «خرفتی گله ی رسانه ای»، «شلم شوربا»، «مبتذل گویی آزارنده» و امثال این ها.
✅ نکته ی ظریفی این جا هست که نمی توان از آن به سادگی گذشت. اگرچه عصبی نویسی پسندیده نیست، اما مسئله بنیادی هم نیست. این که طباطبایی یا براهنی یا جلال، عصبی و تند می نویسند، کارشان ناپسند است اما مبنایی برای تحقیر و سرکوب ایشان هم نمی تواند باشد زیرا خوانندگان متوجه هستند که نویسنده عصبی است و لحن تند و عصبی او را جدی نمی گیرند. در عین حال، کسی که عصبی می نویسد، تپانچه را به طرف خودش گرفته است. او همان لحظه هزینه این جرم و خطایش را می پردازد.
🔻سارتر در «ادبیات چیست؟» استدلال می کند که نوشتن و خواندن فضیلت اخلاقی است از جنس داد و دهش» و «بذل و بخشش». در فضای دانشگاهی نیاز داریم این بحث را که خواندن چیست؟ و خواننده کیست؟ و چه حق و وظیفه ای بر دوش خواننده است؟ و بحث های اخلاقی و انسانی را گسترش دهیم.
🔻بخشی از عصبی نویسی ریشه در کمبود بده بستان و گفت و شنود میان خوانندگان و نویسندگان است. نمی خواهم این بحث را توسعه بدهم اما اشاره کردم تا شاید کم کم زمینه ای برای این گفت و شنود فراهم شود.
✅ یکی از نکته ها که اجالتا و اجمالا می شود یادآوری کرد اینست که ما خوانندگان در مقام خواننده هم «وظیفه قدردانی کردن» داریم؛ (قدردانی از همه آن ها که با شهامت و خلاقانه و اثرگذار می نویسند)؛ و هم حق و وظیفه ی «نقد کردن» را. پر واضح است عالی ترین قدرشناسی، نقد کردن است؛ ولی اگر مجال یا توان نقد کردن نداریم لااقل بازخوردی از چیزی که خوانده ایم به نویسنده و دیگران بدهیم.
🔻در موقعیت کنونی که «خواندن» کمیاب است، اولویت را بدهیم به خواندن و بکوشیم آن دسته از خوانندگان را که بازخورد می دهند و خوانده های شان را به گوش دیگران می رسانند، و همه ی آن ها را که نقد می کنند پاس بداریم.
https://bookbal.ir/posts/62c01c1bff7a547feb234cda
@avinpress
bookbal
بوکبال: سامانه جامع کتاب و فرهیختگان
کتابشناسی، فرهیحته شناسی، کتاب خوانی و خرید آنلاین کتاب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺نحوهی مواجهه با کودک وابسته به تلفن همراه
◀️وقتی موقع غذا دادن به کودکان، آنان را با برنامههای تلفن همراه سرگرم میکنیم، آیا میتوانیم در آیندهی نزدیک به بچهها دستور دهیم که دیگر با #موبایل بازی نکنند؟
🔺این نخستین مطلب #مدیا_تراپی است. برای ویدئو اول از موضوع #کودک و #رسانه شروع کردیم.
🔺اینکه والدین چهطور باید برخورد کنند با کودکان و نوجوانانی که مدام با گوشی سرگرماند.
🔺در این ویدئو نشان میدهیم که پدر و مادرها در درجهی نخست میبایست حس #امنیت را به کودک بدهند. با او رابطهی صمیمی داشته باشند تا اگر مشکلی هست، بچه آن را به والدین بگوید.
🔺 از طرف دیگر باید بتوانیم به تربیت فرزندان خویش #اعتماد کنیم. باید برای گاهی خارج کردن بچهها از زندگی مجازی، با کودکان در بازیهای رایانهای همراه شویم تا بتوانیم حرف مشترک پیدا کنیم برای با هم بودن و شکل دادن روزگاری که در آن هر یک از اعضای خانواده فقط سرش در گوشی نیست.
@avinpress
◀️وقتی موقع غذا دادن به کودکان، آنان را با برنامههای تلفن همراه سرگرم میکنیم، آیا میتوانیم در آیندهی نزدیک به بچهها دستور دهیم که دیگر با #موبایل بازی نکنند؟
🔺این نخستین مطلب #مدیا_تراپی است. برای ویدئو اول از موضوع #کودک و #رسانه شروع کردیم.
🔺اینکه والدین چهطور باید برخورد کنند با کودکان و نوجوانانی که مدام با گوشی سرگرماند.
🔺در این ویدئو نشان میدهیم که پدر و مادرها در درجهی نخست میبایست حس #امنیت را به کودک بدهند. با او رابطهی صمیمی داشته باشند تا اگر مشکلی هست، بچه آن را به والدین بگوید.
🔺 از طرف دیگر باید بتوانیم به تربیت فرزندان خویش #اعتماد کنیم. باید برای گاهی خارج کردن بچهها از زندگی مجازی، با کودکان در بازیهای رایانهای همراه شویم تا بتوانیم حرف مشترک پیدا کنیم برای با هم بودن و شکل دادن روزگاری که در آن هر یک از اعضای خانواده فقط سرش در گوشی نیست.
@avinpress
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺 چرا مرگ نشریات محلی، ناکارآمدان را به قدرت میرساند؟
🔺#چاک_پلانکت، #روزنامهنگار و استاد روزنامهنگاری دانشگاه کلورادو بولدر در این سخنرانی #تد_تاک درباره اهمیت #اخبار_محلی در حفظ اصول #دموکراسی میگوید.
@avinpress
🔺#چاک_پلانکت، #روزنامهنگار و استاد روزنامهنگاری دانشگاه کلورادو بولدر در این سخنرانی #تد_تاک درباره اهمیت #اخبار_محلی در حفظ اصول #دموکراسی میگوید.
@avinpress
Forwarded from اتچ بات
🔺محرومیت نسبی موجب پرخاشگری شهروندان است
♦️تحلیلی بر چرایی خشونتهای اخیر
✍دکتر جعفر احمدی - جامعه شناس
▫️انسان چقدر باید خویشتندار باشد که در مقابل تحلیلهای سطحی و بیمایه افراد غیرمتخصص و متعصب راجع به خشونتهای خیابانی اخیر سکوت کند. خشونت و پرخاشگری در سطح جمعی، اساساً یک موضوع و پدیده اجتماعی است؛ اما کسانی که با پسزمینه ذهنی قومی در مورد این پدیده اجتماعی اظهارنظر کردهاند، تنها در یک سطح عینی به آن پرداختهاند و آن این است که این نزاعها و خشونتهای خیابانی توسط گروهی خاص روی میدهد. پس نتیجه میگیرند که اعضای این گروه خاص چون هنوز جذب فرهنگ شهرنشینی نشدهاند، امنیت شهروندان دیگر را به خطر میاندازند! و راهکار فقط این است که نهادهای امنیتی آنها را تنبیه کنند!
▫️من هم با شما موافقم که اعضای یک گروه خاص بیش از سایر افراد جامعه پرخاشگری میکنند؛ اما چرا؟ پاسخ از علت و چرایی این پدیدهها همان سطوح و لایههای عمیقی است که تحلیل گران غیرمتخصص و تعصبگرای قومی، عمداً و یا سهواً نمیخواهند به آن بپردازند؛ اما واقعاً چرا این گروه از مردم خشونت و پرخاشگری بیشتری میکنند؟
▫️این پدیده را با تئوری "رابرت تد گِر" به نام «محرومیت نسبی» بهخوبی تحلیل کرد. نظریهای که هم در ایران و هم در سایر کشورهای جهان، بارها نظریه آزمایی شده و نتایج آن اثبات شده است. این تئوری برای تشریح منشأ خشونت، بحرانها و منازعات قومی و جنگهای داخلی در مطالعات اجتماعی کاربرد زیادی دارد.
▫️گر در این نظریه، این را مطرح میکند که عامل تعیینکننده و قوی در وقوع منازعات خشونتآمیز در میان ملت یا گروههای اجتماعی کوچکتر، «نارضایتی» میان اعضای آنهاست. وی محرومیت نسبی را برداشت کنشگران از وجود اختلاف میان انتظارات ارزشی و توانایی ارزشی آنها تعریف میکند.
▫️درمجموع و براساس نظریهی محرومیت نسبی میتوان گفت: محرومیت ناظر بر شرایطی نابرابر میان اجزای یک جامعه است که در آن، برخی شهروندان از امکانات و امتیازات، بهرهمندیهای بیشتری نسبت به برخی دیگر دارند. براساس نظریه محرومیت نسبی، پرخاشگری، خشونت، شورش و دیگر بحرانها هنگامی صورت میگیرد که گروهی اجتماعی یا قومی به این نتیجه برسند که بنا به دلایلی از امکانات موجود یا آنچه مورد انتظارشان است، کمتر از آنچه حق آنهاست، دریافت میکنند. ازاینرو برای دست یافتن به حقوق و منافع بیشتر یا تسکین سرخوردگی ناشی از محرومیت، به پرخاشگری و خشونت متوسل میشوند. این خشونتها ممکن است دامنههای متفاوتی داشته باشد.
▫️اما آیا برخی از ساکنان شهری احساس محرومیت میکنند؟ محرومیت ارتباط مستقیمی با تبعیض و نابرابری دارد. احساس تبعیض ۲ جنبه عینی و ذهنی دارد. در برخی مناطق، تبعیض و نابرابری یک گروه نسبت به گروه دیگر چنان عریان و آشکارا روی میدهد که قابل کتمان نیست؛ بنابراین گروه محروم هم بُعد عینی و هم بُعد ذهنی تبعیض و محرومیت را در دسترسی به سمتهای مدیریتی، در برخورداری از امکانات و خدمات شهری، در داشتن فرصتهای اشتغال در ادارات و حتی در توان نامگذاری یک کوچه و خیابانی که ساکن آنجاست احساس میکند. یقیناً میتوان به این لیست، موارد ریزودرشت دیگری اضافه کرد که تنها برای این گروه از شهروندان قابللمس باشد.
▫️بنابراین مادامیکه برای یک شهروندی هیچگونه حقوحقوقی لحاظ نشود چگونه میتوان از او انتظار داشت که همچون یک شهروند عادی به تمام مسئولیتهای خود عمل کند. چرا شهروندان باید در پرداخت عوارض شهری و مالیات "برابر" باشند ولی در «حقوق شهروندی» برابر نباشند؟ چرا بهجز یک گروه مشخص سایر مردم این دیار سهمی در بودجههای فرهنگی ندارند که اکنون انتظار دارید تمام قواعد و اصول شهروندی را رعایت کنند؟
▫️ بدون شک چنین برخوردهای تبعیضآمیزی با شهروندان منجر به ایجاد حس محرومیت نسبی در آنها میشود. آنها ممکن است حس تعلق شهروندی نداشته باشند و مسئولیت شهروندی خود را ایفا نکنند؛ ولی بهمرور این حس محرومیت خود را به شکل انواع خشونت و پرخاشگری و حتی وندالیسم نشان خواهد داد.
▫️ اگر امروز برخی شهروندان از این وضعیت نگراناند به این خاطر است که گروههای دیگر به شیوههای مختلف از حقوق شهروندی محروم شدهاند. این تحلیل دنبال تطهیر هیچ نوع خشونتی نیست اما واقعیت آن است که تبعیض و نابرابری علت اصلی شکلگیری چنین بحرانهایی است. احساس تبعیض باعث افزایش انتظارات افراد جامعه قومی و به دنبال آن افزایش احساس محرومیت نسبی میشود؛ افزایش این ۲ عامل نیز به احتمال زیاد منجر به تقویت هویت قومی و درنهایت خشونت اجتماعی و سیاسی میشود.
@avinpress
♦️تحلیلی بر چرایی خشونتهای اخیر
✍دکتر جعفر احمدی - جامعه شناس
▫️انسان چقدر باید خویشتندار باشد که در مقابل تحلیلهای سطحی و بیمایه افراد غیرمتخصص و متعصب راجع به خشونتهای خیابانی اخیر سکوت کند. خشونت و پرخاشگری در سطح جمعی، اساساً یک موضوع و پدیده اجتماعی است؛ اما کسانی که با پسزمینه ذهنی قومی در مورد این پدیده اجتماعی اظهارنظر کردهاند، تنها در یک سطح عینی به آن پرداختهاند و آن این است که این نزاعها و خشونتهای خیابانی توسط گروهی خاص روی میدهد. پس نتیجه میگیرند که اعضای این گروه خاص چون هنوز جذب فرهنگ شهرنشینی نشدهاند، امنیت شهروندان دیگر را به خطر میاندازند! و راهکار فقط این است که نهادهای امنیتی آنها را تنبیه کنند!
▫️من هم با شما موافقم که اعضای یک گروه خاص بیش از سایر افراد جامعه پرخاشگری میکنند؛ اما چرا؟ پاسخ از علت و چرایی این پدیدهها همان سطوح و لایههای عمیقی است که تحلیل گران غیرمتخصص و تعصبگرای قومی، عمداً و یا سهواً نمیخواهند به آن بپردازند؛ اما واقعاً چرا این گروه از مردم خشونت و پرخاشگری بیشتری میکنند؟
▫️این پدیده را با تئوری "رابرت تد گِر" به نام «محرومیت نسبی» بهخوبی تحلیل کرد. نظریهای که هم در ایران و هم در سایر کشورهای جهان، بارها نظریه آزمایی شده و نتایج آن اثبات شده است. این تئوری برای تشریح منشأ خشونت، بحرانها و منازعات قومی و جنگهای داخلی در مطالعات اجتماعی کاربرد زیادی دارد.
▫️گر در این نظریه، این را مطرح میکند که عامل تعیینکننده و قوی در وقوع منازعات خشونتآمیز در میان ملت یا گروههای اجتماعی کوچکتر، «نارضایتی» میان اعضای آنهاست. وی محرومیت نسبی را برداشت کنشگران از وجود اختلاف میان انتظارات ارزشی و توانایی ارزشی آنها تعریف میکند.
▫️درمجموع و براساس نظریهی محرومیت نسبی میتوان گفت: محرومیت ناظر بر شرایطی نابرابر میان اجزای یک جامعه است که در آن، برخی شهروندان از امکانات و امتیازات، بهرهمندیهای بیشتری نسبت به برخی دیگر دارند. براساس نظریه محرومیت نسبی، پرخاشگری، خشونت، شورش و دیگر بحرانها هنگامی صورت میگیرد که گروهی اجتماعی یا قومی به این نتیجه برسند که بنا به دلایلی از امکانات موجود یا آنچه مورد انتظارشان است، کمتر از آنچه حق آنهاست، دریافت میکنند. ازاینرو برای دست یافتن به حقوق و منافع بیشتر یا تسکین سرخوردگی ناشی از محرومیت، به پرخاشگری و خشونت متوسل میشوند. این خشونتها ممکن است دامنههای متفاوتی داشته باشد.
▫️اما آیا برخی از ساکنان شهری احساس محرومیت میکنند؟ محرومیت ارتباط مستقیمی با تبعیض و نابرابری دارد. احساس تبعیض ۲ جنبه عینی و ذهنی دارد. در برخی مناطق، تبعیض و نابرابری یک گروه نسبت به گروه دیگر چنان عریان و آشکارا روی میدهد که قابل کتمان نیست؛ بنابراین گروه محروم هم بُعد عینی و هم بُعد ذهنی تبعیض و محرومیت را در دسترسی به سمتهای مدیریتی، در برخورداری از امکانات و خدمات شهری، در داشتن فرصتهای اشتغال در ادارات و حتی در توان نامگذاری یک کوچه و خیابانی که ساکن آنجاست احساس میکند. یقیناً میتوان به این لیست، موارد ریزودرشت دیگری اضافه کرد که تنها برای این گروه از شهروندان قابللمس باشد.
▫️بنابراین مادامیکه برای یک شهروندی هیچگونه حقوحقوقی لحاظ نشود چگونه میتوان از او انتظار داشت که همچون یک شهروند عادی به تمام مسئولیتهای خود عمل کند. چرا شهروندان باید در پرداخت عوارض شهری و مالیات "برابر" باشند ولی در «حقوق شهروندی» برابر نباشند؟ چرا بهجز یک گروه مشخص سایر مردم این دیار سهمی در بودجههای فرهنگی ندارند که اکنون انتظار دارید تمام قواعد و اصول شهروندی را رعایت کنند؟
▫️ بدون شک چنین برخوردهای تبعیضآمیزی با شهروندان منجر به ایجاد حس محرومیت نسبی در آنها میشود. آنها ممکن است حس تعلق شهروندی نداشته باشند و مسئولیت شهروندی خود را ایفا نکنند؛ ولی بهمرور این حس محرومیت خود را به شکل انواع خشونت و پرخاشگری و حتی وندالیسم نشان خواهد داد.
▫️ اگر امروز برخی شهروندان از این وضعیت نگراناند به این خاطر است که گروههای دیگر به شیوههای مختلف از حقوق شهروندی محروم شدهاند. این تحلیل دنبال تطهیر هیچ نوع خشونتی نیست اما واقعیت آن است که تبعیض و نابرابری علت اصلی شکلگیری چنین بحرانهایی است. احساس تبعیض باعث افزایش انتظارات افراد جامعه قومی و به دنبال آن افزایش احساس محرومیت نسبی میشود؛ افزایش این ۲ عامل نیز به احتمال زیاد منجر به تقویت هویت قومی و درنهایت خشونت اجتماعی و سیاسی میشود.
@avinpress
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺مختصری در باب #خودکُشی
▫️این روزها #خودکشی هر روز از گوشه و کنار عزیزانی را از ما میگیرد و اگر همچنان بیتفاوت به علایم و آثارش باشیم دور نیست که خدای ناکرده دامان ما و نزدیکانمان را بگیرد.
▫️واقعا هیچ دور نیست! این یک #هشدار صریح اجتماعی به همه ماست، لطفا علایم و آثار را جدی بگیریم.
▫️اینکه چرا به #زبان_مادری این ویدئو منتشر نشده تنها یک دلیل دارد؛ مهم درمان و چاره درد است وقتی پای جان یک انسان در میان باشد، مهم نیست پزشک و طبیب به چه زبانی نسخه میپیچد!
▫️خودکشی صرفا مسئله جامعه #کوردی نیست هر روز در میان سایر هموطنان قربانی میگیرد و تلاش برای نجات جان انسانها زبان و نژاد و مذهب نمی شناسد.
#شفیع_بهرامیان
#آوین_پرس
@avinpress
▫️این روزها #خودکشی هر روز از گوشه و کنار عزیزانی را از ما میگیرد و اگر همچنان بیتفاوت به علایم و آثارش باشیم دور نیست که خدای ناکرده دامان ما و نزدیکانمان را بگیرد.
▫️واقعا هیچ دور نیست! این یک #هشدار صریح اجتماعی به همه ماست، لطفا علایم و آثار را جدی بگیریم.
▫️اینکه چرا به #زبان_مادری این ویدئو منتشر نشده تنها یک دلیل دارد؛ مهم درمان و چاره درد است وقتی پای جان یک انسان در میان باشد، مهم نیست پزشک و طبیب به چه زبانی نسخه میپیچد!
▫️خودکشی صرفا مسئله جامعه #کوردی نیست هر روز در میان سایر هموطنان قربانی میگیرد و تلاش برای نجات جان انسانها زبان و نژاد و مذهب نمی شناسد.
#شفیع_بهرامیان
#آوین_پرس
@avinpress
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴ترور شینزو آبه و یک نکته رسانه ای
✍دکتر منصور ساعی _ دکترای ارتباطات
ترور و جان باختن شینزو آبه دردناک و تلخ است. اما پوشش رسانهای بحران فوق العاده است.
تیم مدیریت بحران برای جلوگیری از نمایش تصویر تن خون آلود شینزو آبه حین انتقال به سمت هلی کوپتر امداد، از پرده ای آبی رنگ استفاده کرد تا روان شهروندان و مخاطبان صدمه نبیند.چون خود خبر به اندازه کافی تلخ است.
تلویزیون ان.اچ.کی ژاپن، یعنی رسانه ملی و رسانه رسمی کشور علاوه بر پیگیری و پوشش خبری لحظه لحظه رویداد، نیز مراقب است، تصاویری را منتشر کند که به سلامت روان مخاطبان ضربه نزند.
این ابتکار مدیریت بحران ژاپنی بیانگر این است که در حین و بعد از بحران هم تیم امداد و نجات و هم تیم پوشش رسانهای از قبل می داند که چه نقش و مسئولیتی برعهده دارد و دچار دستپاچگی نمی شود و وظایف و اصول خود را فراموش نمیکند و اخلاق حرفهای را فدای پخش تصاویر تلخی نمی کند که ممکن است به دیده شدن و افزایش رنکینگ کمک کند.
@avinpress
✍دکتر منصور ساعی _ دکترای ارتباطات
ترور و جان باختن شینزو آبه دردناک و تلخ است. اما پوشش رسانهای بحران فوق العاده است.
تیم مدیریت بحران برای جلوگیری از نمایش تصویر تن خون آلود شینزو آبه حین انتقال به سمت هلی کوپتر امداد، از پرده ای آبی رنگ استفاده کرد تا روان شهروندان و مخاطبان صدمه نبیند.چون خود خبر به اندازه کافی تلخ است.
تلویزیون ان.اچ.کی ژاپن، یعنی رسانه ملی و رسانه رسمی کشور علاوه بر پیگیری و پوشش خبری لحظه لحظه رویداد، نیز مراقب است، تصاویری را منتشر کند که به سلامت روان مخاطبان ضربه نزند.
این ابتکار مدیریت بحران ژاپنی بیانگر این است که در حین و بعد از بحران هم تیم امداد و نجات و هم تیم پوشش رسانهای از قبل می داند که چه نقش و مسئولیتی برعهده دارد و دچار دستپاچگی نمی شود و وظایف و اصول خود را فراموش نمیکند و اخلاق حرفهای را فدای پخش تصاویر تلخی نمی کند که ممکن است به دیده شدن و افزایش رنکینگ کمک کند.
@avinpress
استعفای بوریس جانسون از نخست وزیری بریتانیا از منظر ارتباطات چند پیام روشن دارد:
منصور ساعی-دکترای ارتباطات
۱_در جوامع دموکراتیک، «نظارت همگانی» و «نظارت رسانهای» بر گفتار، تصمیم، رفتار و عملکرد دولتمردان به پاسخگویی و شفافیت سیاسی منجر میشود و در صورت عدم صداقت و دروغ به استعفای مقامات منجر میشود.
۲_در جوامع دموکراتیک شفافیت اطلاعاتی دولتمردان در مورد گفتار، رفتار و تصمیم خود یک ارزش است. زیرا مالک اصلی اطلاعات مردم هستند نه دولتمردان. آنها به نمایندگی از مردم حرف می زنند، تصمیم میگیرند و رفتار می کنند. هر نوع پنهان سازی اطلاعاتی در برابر مالکان به رسوایی می انجامد.
۳_ زمانی که عدم صداقت و شفافیت دولتمردان و بی اعتمادی اجتماعی حالتی انباشتی پیدا میکند، به کارگیری متخصصان روابط عمومی و روزنامهنگاری به تنهایی نمیتواند افکار عمومی را اقناع کند بلکه تنها مسکنی موقتی است نه درمان درد. عدم شفافیت دولت را بی اعتبار و ساقط می کند.
#کافه_ارتباطات
@avinpress
منصور ساعی-دکترای ارتباطات
۱_در جوامع دموکراتیک، «نظارت همگانی» و «نظارت رسانهای» بر گفتار، تصمیم، رفتار و عملکرد دولتمردان به پاسخگویی و شفافیت سیاسی منجر میشود و در صورت عدم صداقت و دروغ به استعفای مقامات منجر میشود.
۲_در جوامع دموکراتیک شفافیت اطلاعاتی دولتمردان در مورد گفتار، رفتار و تصمیم خود یک ارزش است. زیرا مالک اصلی اطلاعات مردم هستند نه دولتمردان. آنها به نمایندگی از مردم حرف می زنند، تصمیم میگیرند و رفتار می کنند. هر نوع پنهان سازی اطلاعاتی در برابر مالکان به رسوایی می انجامد.
۳_ زمانی که عدم صداقت و شفافیت دولتمردان و بی اعتمادی اجتماعی حالتی انباشتی پیدا میکند، به کارگیری متخصصان روابط عمومی و روزنامهنگاری به تنهایی نمیتواند افکار عمومی را اقناع کند بلکه تنها مسکنی موقتی است نه درمان درد. عدم شفافیت دولت را بی اعتبار و ساقط می کند.
#کافه_ارتباطات
@avinpress
🔺این ترور خون و خونریزی نداشت؟
📝 یعقوب ربیعی
تا به این لحظه تمام فیلم های ترور شینزو آبه را جستجو و مشاهده کرده ام، عکس ها و فیلم هایی که اصلاً جسد شینزو آبه در آن دیده نمی شود و بیشتر از همه آسمان، آسفالت و گارد ریل مکان ترور به تصویر کشیده شده است. این تصاویر محدود و معدود در حالی است که سخنرانی در حال پخش زنده و مردم بسیاری در اطراف جسد بوده اند.
این فقط یک مورد بود، به نحوه خبررسانی کشتار مدرسه در تگزاس یا آتش سوزی گرنفل در لندن نگاهی بیندازید، دقیقا همین خبررسانی و تصاویر محدود و معدود را می بینید. این بخشی از مدیریت بحران و مدیریت خبر است تا جامعه دچار آسیب روانی نشود و فضای خبری و رسانه ای از دست حاکمیت در نرود.
این نحوه خبررسانی را با ترورهای اخیر در تهران مقایسه کنید. جز به جز به حادثه از پلاک ماشین، نحوه ترور، تصویر غرق در خون و.... منتشر می شود. این فقط یک مثال است در حوادث دیگر مانند ترور اهواز و دیگر حوادث هم داستان همین است. منای عربستان و عکس اول روزنامه کیهان جنازه بر هم انباشه حاجیان که یادمان نرفته!
خلاصه اینکه پوشش خبری ترور شینزو آبه به ما می گوید اول از همه باید بدنبال قاعده مند کردن خبر و تقویت حکمرانی در این حوزه خصوصاً در بحران ها بود و ثانیاً باید سواد رسانهای جامعه را تقویت کرد که برای دیده شدن و لایک نباید هر خبری را منتشر کرد.
#ایلامیان
@avinpress
📝 یعقوب ربیعی
تا به این لحظه تمام فیلم های ترور شینزو آبه را جستجو و مشاهده کرده ام، عکس ها و فیلم هایی که اصلاً جسد شینزو آبه در آن دیده نمی شود و بیشتر از همه آسمان، آسفالت و گارد ریل مکان ترور به تصویر کشیده شده است. این تصاویر محدود و معدود در حالی است که سخنرانی در حال پخش زنده و مردم بسیاری در اطراف جسد بوده اند.
این فقط یک مورد بود، به نحوه خبررسانی کشتار مدرسه در تگزاس یا آتش سوزی گرنفل در لندن نگاهی بیندازید، دقیقا همین خبررسانی و تصاویر محدود و معدود را می بینید. این بخشی از مدیریت بحران و مدیریت خبر است تا جامعه دچار آسیب روانی نشود و فضای خبری و رسانه ای از دست حاکمیت در نرود.
این نحوه خبررسانی را با ترورهای اخیر در تهران مقایسه کنید. جز به جز به حادثه از پلاک ماشین، نحوه ترور، تصویر غرق در خون و.... منتشر می شود. این فقط یک مثال است در حوادث دیگر مانند ترور اهواز و دیگر حوادث هم داستان همین است. منای عربستان و عکس اول روزنامه کیهان جنازه بر هم انباشه حاجیان که یادمان نرفته!
خلاصه اینکه پوشش خبری ترور شینزو آبه به ما می گوید اول از همه باید بدنبال قاعده مند کردن خبر و تقویت حکمرانی در این حوزه خصوصاً در بحران ها بود و ثانیاً باید سواد رسانهای جامعه را تقویت کرد که برای دیده شدن و لایک نباید هر خبری را منتشر کرد.
#ایلامیان
@avinpress
❤2