من پتانسیل شاعر شدن رو دارم فقط به یک معشوق نیاز دارم تا استعدادهام شکوفا بشه
Forwarded from ꤞ𝖺𝗒 ꤍ𝗅꤇𝖻 ִֶָ 🏳🌈⸃⸃ تـم و لنگوئج (𝙟𝙞𝙣𝙭)
با خیلی از ادما شب تا صبح حرف می زدم و فکر می کردم قراره تا همیشه بمونن و الان خیلی وقته که با هم حرف نمی زنیم!.
لمس سر انگشتان او
ابتهاج – من نمیدانستم معنی هرگز را.
گاهی شبا اینو گوش میدم و یک دل سیر گریه میکنم. ملودیش خیلی ارامش بخش و عجیبه
یهو انگار تمام غم عالم هجوم میاره به دل کوچیکت
یهو انگار تمام غم عالم هجوم میاره به دل کوچیکت
Forwarded from vela's
اینکه سال دیگه، دیگه دبیرستانی نیستم حالا یا دانشجو میشم یا پشت کنکوری باعث میشه دلم بگیره. طوری که بهقول یکی از بچهها من واقعا آمادگی اینکه کنکوری باشم و هجدهساله بشم رو ندارم. در رو هم ببند لطفا. یعنی نمیدونم این حس بهتون دست داده یا نه که دلتون بگیره از این بابت بدون شاید دلیلی که بشه به زبون آورد و توصیف کرد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لمس سر انگشتان او"
از همه دور میشوم، نقطهی کور میشوم
زنده به گور میشوم، باز مقابلم تویی
- مولانا
زنده به گور میشوم، باز مقابلم تویی
- مولانا
Forwarded from بچهگربهی سفید
خودت را با سؤالهایی چون *هنر چیست؟* یا *هنرمند چه کسی است؟* مشغول مکن .
هرچیزی هنر است و تو هنرمندی،هرگاه نگاه و کردارت از دل برآید.
هرچیزی هنر است و تو هنرمندی،هرگاه نگاه و کردارت از دل برآید.
حالا دارم میفهمم من کنار هیچکس خود واقعیم نیستم. فقط خودمم که موقع تنهایی و تو خلوت واقعا خودمم
یک مدت به دوست صمیمیم اینو میگفتم که من کنار تو خود واقعیمم. چندسال بعد به خودهای کوچک تری تقسیم شدم و کنار هرکس یک بخشی از خود واقعیم رو به نمایش می گذاشتم که اون فرد میتونست درک کنه، ولی الان دارم میفهمم. من پیش خودم ترس از قضاوت شدن، درک نشدن، مسخره شدن، ندارم و راحت افکارم رو بیان میکنم. نیاز به توضیح ، توجیه و سر و کله زدن نیست
یک مدت به دوست صمیمیم اینو میگفتم که من کنار تو خود واقعیمم. چندسال بعد به خودهای کوچک تری تقسیم شدم و کنار هرکس یک بخشی از خود واقعیم رو به نمایش می گذاشتم که اون فرد میتونست درک کنه، ولی الان دارم میفهمم. من پیش خودم ترس از قضاوت شدن، درک نشدن، مسخره شدن، ندارم و راحت افکارم رو بیان میکنم. نیاز به توضیح ، توجیه و سر و کله زدن نیست
لمس سر انگشتان او
<unknown> – Mohsen Chavoshi - Mariz Hali (320)
زیاد یاوه میگویم گره بزن زبانم را
زیاد از تو مینوشم بگیر استکانم را
زیاد از تو مینوشم بگیر استکانم را
ﺑﻴﺎ ﺩﺭ ﻻﺑﻼی ﻭﺭﻗﻪ ﻫﺎی ﺍﻳﻦ ﻛﺘﺎﺏ
ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺒﻮﺳﻴﻢ
ﻧﮕﺮﺍﻥِ ﺁﺑﺮﻭ ﻫﻢ ﻧﺒﺎﺵ؛
ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻫﻴﭻﻛﺲ ﻛﺘﺎﺏ نمیﺧﻮﺍﻧﺪ...
- شاملو
ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺒﻮﺳﻴﻢ
ﻧﮕﺮﺍﻥِ ﺁﺑﺮﻭ ﻫﻢ ﻧﺒﺎﺵ؛
ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻫﻴﭻﻛﺲ ﻛﺘﺎﺏ نمیﺧﻮﺍﻧﺪ...
- شاملو