Forwarded from بچهگربهی سفید
خودت را با سؤالهایی چون *هنر چیست؟* یا *هنرمند چه کسی است؟* مشغول مکن .
هرچیزی هنر است و تو هنرمندی،هرگاه نگاه و کردارت از دل برآید.
هرچیزی هنر است و تو هنرمندی،هرگاه نگاه و کردارت از دل برآید.
حالا دارم میفهمم من کنار هیچکس خود واقعیم نیستم. فقط خودمم که موقع تنهایی و تو خلوت واقعا خودمم
یک مدت به دوست صمیمیم اینو میگفتم که من کنار تو خود واقعیمم. چندسال بعد به خودهای کوچک تری تقسیم شدم و کنار هرکس یک بخشی از خود واقعیم رو به نمایش می گذاشتم که اون فرد میتونست درک کنه، ولی الان دارم میفهمم. من پیش خودم ترس از قضاوت شدن، درک نشدن، مسخره شدن، ندارم و راحت افکارم رو بیان میکنم. نیاز به توضیح ، توجیه و سر و کله زدن نیست
یک مدت به دوست صمیمیم اینو میگفتم که من کنار تو خود واقعیمم. چندسال بعد به خودهای کوچک تری تقسیم شدم و کنار هرکس یک بخشی از خود واقعیم رو به نمایش می گذاشتم که اون فرد میتونست درک کنه، ولی الان دارم میفهمم. من پیش خودم ترس از قضاوت شدن، درک نشدن، مسخره شدن، ندارم و راحت افکارم رو بیان میکنم. نیاز به توضیح ، توجیه و سر و کله زدن نیست
لمس سر انگشتان او
<unknown> – Mohsen Chavoshi - Mariz Hali (320)
زیاد یاوه میگویم گره بزن زبانم را
زیاد از تو مینوشم بگیر استکانم را
زیاد از تو مینوشم بگیر استکانم را
ﺑﻴﺎ ﺩﺭ ﻻﺑﻼی ﻭﺭﻗﻪ ﻫﺎی ﺍﻳﻦ ﻛﺘﺎﺏ
ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺒﻮﺳﻴﻢ
ﻧﮕﺮﺍﻥِ ﺁﺑﺮﻭ ﻫﻢ ﻧﺒﺎﺵ؛
ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻫﻴﭻﻛﺲ ﻛﺘﺎﺏ نمیﺧﻮﺍﻧﺪ...
- شاملو
ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺒﻮﺳﻴﻢ
ﻧﮕﺮﺍﻥِ ﺁﺑﺮﻭ ﻫﻢ ﻧﺒﺎﺵ؛
ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻫﻴﭻﻛﺲ ﻛﺘﺎﺏ نمیﺧﻮﺍﻧﺪ...
- شاملو
Youth
Shawn Mendes & Khalid
You can′t take my youth away
This soul of mine will never break
As long as I wake up today
You can’t take my youth away!
This soul of mine will never break
As long as I wake up today
You can’t take my youth away!
Forwarded from 🖤『﮼محمدرضایی』 (Sajjad Saber)
زندگی بدون عشق کثافت است. سرتا پایش را با طلا آبکاری کنی بازهم کثافت است و بوی تعفنش همه جا را پر میکند. هرچه آیه و دلیل بیاوریم، منطق پشت منطق قطار کنیم، هیچوقت نمیتوانیم واقعیت را تغییر دهیم. که انسان تنها بیمار است. تنهایی مرض است. سم است. درد است. رنج است. بهتر که خود را فریب ندهیم و کلاه مخملی دور سرمان نبافیم. خر همیشه نعره سر میدهد. موجود چهارپا طوطی نمیشود تا آواز بخواند و پرواز کند. چپ و راست تنها باد در غبغب انداخته و هی عر میزند و عر میزند.
کمی از این غرور لاکردار دست بردایم و منیت و خودخواهی را دور بریزیم، تازه با خود واقعیمان مواجه میشویم: یک موجود سراسر افاده و غرور که معیارهای فضایی دارد و معلوم نیست که به چه مینازد. به دومتر قد دراز، کمی اسکناس ته جیب، لبهای کلفت برجسته یا مدرک فلان دانشگاه فکستنی.
امیدوارم کسی پیدا شود کنار گوشهای درازمان بخواند: کمی آدم شدن هم به شما میآید. مهربان بودن بد نیست. لبخند ملیح است و بانکمت میکند.
تا دلیلی باشد با زندگی آشتی کنیم و برای داشتن یک گل و جوانه زدنش خاک باغچه را زیر و رو کنیم. به پایش باران بریزیم و وقتی شکوفه داد تمام روز و شب به تماشایش بنشینیم. داشتن زیبایی حق است، محبت، رفاقت، عشق و شادی همهاش حق است و دوست داشتنی. به شیرهی درخت تاک شباهت دارد، به رنگ شبپره، به صدای خنده، به شیرینی عسل. امیدوارم زندگی برایمان سبز شود، جوانه زند و درختی شود به بلندای افرا.
@RzChnneLL | #سجاد_صابر
کمی از این غرور لاکردار دست بردایم و منیت و خودخواهی را دور بریزیم، تازه با خود واقعیمان مواجه میشویم: یک موجود سراسر افاده و غرور که معیارهای فضایی دارد و معلوم نیست که به چه مینازد. به دومتر قد دراز، کمی اسکناس ته جیب، لبهای کلفت برجسته یا مدرک فلان دانشگاه فکستنی.
امیدوارم کسی پیدا شود کنار گوشهای درازمان بخواند: کمی آدم شدن هم به شما میآید. مهربان بودن بد نیست. لبخند ملیح است و بانکمت میکند.
تا دلیلی باشد با زندگی آشتی کنیم و برای داشتن یک گل و جوانه زدنش خاک باغچه را زیر و رو کنیم. به پایش باران بریزیم و وقتی شکوفه داد تمام روز و شب به تماشایش بنشینیم. داشتن زیبایی حق است، محبت، رفاقت، عشق و شادی همهاش حق است و دوست داشتنی. به شیرهی درخت تاک شباهت دارد، به رنگ شبپره، به صدای خنده، به شیرینی عسل. امیدوارم زندگی برایمان سبز شود، جوانه زند و درختی شود به بلندای افرا.
@RzChnneLL | #سجاد_صابر
«لأنك شديد الصبر ، ظنوا أنك لا تشعر»
چون صبرت زیاد بود،گمان کردند چیزی حس نمیکنی.
چون صبرت زیاد بود،گمان کردند چیزی حس نمیکنی.
اخبار i'm Sad
Photo
ادمی در سیرعشق از عشق، سیر میشود
عشق مانند آن فریادیست که در دل کوه سر میدهیم و کوهستان به طنین در می آید.
بند بند وجودش میلرزد و گاه میریزد و نابود میکند.
در ملت عشق زمانی میرسد که عاشق همه چیز خود را بر باد رفته میبیند و درمان آن شعر است. چه خواندنش و چه سرودنش!
شعر جگر پاره پاره را تسکین میدهد و زخمها را وصله پینه میکند، شعر کیمیاگری حاذق است.
برای یک عاشق مرگ بی معناست و هرروز
هزاران خورشید تابان در دلش روشن میشود هنگامی که لبخند معشوق را میبیند، موهایش را رقصکنان در باد تماشا میکند و به چشم هایش مینگرد. عاشقی طریق بیگانگیست؛ بیگانگی با این دنیا و ادمهایش. چشم هایت را میبندی و هیچکس را جز او نمیبینی!
برای عاشق تنها یک واژه است که میل دارد با اندیشه به آن شبها را به پایان برساند
ساده ترین واژه دو حرفی به نام "او"
#خردهنوشته
عشق مانند آن فریادیست که در دل کوه سر میدهیم و کوهستان به طنین در می آید.
بند بند وجودش میلرزد و گاه میریزد و نابود میکند.
در ملت عشق زمانی میرسد که عاشق همه چیز خود را بر باد رفته میبیند و درمان آن شعر است. چه خواندنش و چه سرودنش!
شعر جگر پاره پاره را تسکین میدهد و زخمها را وصله پینه میکند، شعر کیمیاگری حاذق است.
برای یک عاشق مرگ بی معناست و هرروز
هزاران خورشید تابان در دلش روشن میشود هنگامی که لبخند معشوق را میبیند، موهایش را رقصکنان در باد تماشا میکند و به چشم هایش مینگرد. عاشقی طریق بیگانگیست؛ بیگانگی با این دنیا و ادمهایش. چشم هایت را میبندی و هیچکس را جز او نمیبینی!
برای عاشق تنها یک واژه است که میل دارد با اندیشه به آن شبها را به پایان برساند
ساده ترین واژه دو حرفی به نام "او"
#خردهنوشته
Forwarded from 小蜘蛛
همه میگن مشکلت رو بزرگ نکن. من مشکلم خانوادهست، چجوری میتونم مشکلم رو بزرگ نکنم وقتی خود اون مشکل منو بزرگ کرده؟
اگر بخوام تمام زندگی خودم، چه حال و چه اینده و گذشته رو توصیف کنم فقط این تیکه شعر به ذهنم میرسه "سالها سوختیم و دود نداشت"
همین بود که ادمهای دور و اطرافم به بدترین شکل ممکن قضاوتم کردن و دلم رو شکستن
دودی نبود اخه! ندیدن که دارم میسوزم
ولی من میدونم اون روزی میرسه که شعله های آتش زبانه میکشن. اون موقعست که دیگه خبری از دود نیست، اتیش خالصه. سوزنده و نابود کننده !
همین بود که ادمهای دور و اطرافم به بدترین شکل ممکن قضاوتم کردن و دلم رو شکستن
دودی نبود اخه! ندیدن که دارم میسوزم
ولی من میدونم اون روزی میرسه که شعله های آتش زبانه میکشن. اون موقعست که دیگه خبری از دود نیست، اتیش خالصه. سوزنده و نابود کننده !
Forwarded from 痛み (yu_na)
احساساتم دنبال بهونست که فوران کنه و بزنه بیرون
لمس سر انگشتان او
اگر بخوام تمام زندگی خودم، چه حال و چه اینده و گذشته رو توصیف کنم فقط این تیکه شعر به ذهنم میرسه "سالها سوختیم و دود نداشت" همین بود که ادمهای دور و اطرافم به بدترین شکل ممکن قضاوتم کردن و دلم رو شکستن دودی نبود اخه! ندیدن که دارم میسوزم ولی من میدونم اون…
که بسوزی تو و دود از تو نخیزد هنر است
- محتشم کاشانی
- محتشم کاشانی