از تواضعهای بی اندازهام مغرور شد
آن رفیقی کز دل و جانم عزیزش داشتم
بازهم درس جدیدی از فلک آموختم
ای دریغا بیادب را محترم پنداشتم...
آن رفیقی کز دل و جانم عزیزش داشتم
بازهم درس جدیدی از فلک آموختم
ای دریغا بیادب را محترم پنداشتم...
مرا با چشمانت عاشق نشو،
چه بسا از من زیباتری بیابی!
مرا با قلبت عاشق شو؛
که قلبِها هرگز مشابه هم نیستند.
چه بسا از من زیباتری بیابی!
مرا با قلبت عاشق شو؛
که قلبِها هرگز مشابه هم نیستند.
- نزار قبانی
Forwarded from پارس توییت
از آدمایی که خیلی دلشون میخواد هم رنگ جماعت باشن فاصله بگیرید
اینا اکثرا چهار چوب فکری ندارن
شخصیت مستقل هم ندارن
مقلد بدبخت دیگرانن
🕊 @ParsTwt | کنجد
اینا اکثرا چهار چوب فکری ندارن
شخصیت مستقل هم ندارن
مقلد بدبخت دیگرانن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from تاداشی
هیچ وقت نفهمیدم چرا بعضیا کل زندگیشونو میذارن واسه راضی کردن بقیه. لباس میپوشن تا بقیه خوششون بیاد، چیزایی میخرن چون مد شده، حرفایی میزنن که به دل خودشون نیست، حتی جوری فکر میکنن که از جمع طرد نشن.
قشنگی زندگی تو همین فرق داشتن هاست؛ همون چیزی که هرکدوم مونو خاص میکنه. بیاین خودمون باشیم و از ترس قضاوت، طوری رفتار نکنیم که انگار وجود نداریم.
قشنگی زندگی تو همین فرق داشتن هاست؛ همون چیزی که هرکدوم مونو خاص میکنه. بیاین خودمون باشیم و از ترس قضاوت، طوری رفتار نکنیم که انگار وجود نداریم.
Forwarded from R E Y H A N🌿☁️
اما عزیزِ من؛
در این جهانِ بی سَر و تَه، هیچ یک نفری
جایِ دیگری را تنگ نکرده است.
حالِ خوشِ هیچکس از خوشبختیِ
کسی کم نکرده است.
خوب باش، خوب بخواه و قلبت را نورانی کن.
چرا که هیچ قلبِ تاریکی آرامش را
لمس نکرده است🤍
در این جهانِ بی سَر و تَه، هیچ یک نفری
جایِ دیگری را تنگ نکرده است.
حالِ خوشِ هیچکس از خوشبختیِ
کسی کم نکرده است.
خوب باش، خوب بخواه و قلبت را نورانی کن.
چرا که هیچ قلبِ تاریکی آرامش را
لمس نکرده است🤍
زنان خاورمیانه از هرچه خالی باشند
از سه چیز غنی اند ؛
چشم های زیبا،
غم های همیشگی و شجاعت ناگزیر!
از سه چیز غنی اند ؛
چشم های زیبا،
غم های همیشگی و شجاعت ناگزیر!
شنيدم كه چون قوي زيبا بميرد
فريبنده زاد و فريبا بميرد
شب مرگ تنها نشيند به موجي
رود گوشه اي دور و تنها بميرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
كه خود در ميان غزل ها بميرد
گروهي بر آنند كاين مرغ شيدا
كجا عاشقي كرد ؛ آنجا بميرد
شب مرگ از بيم آنجا شتابد
كه از مرگ غافل شود تا بميرد
من اين نكته گيرم كه باور نكردم
نديدم كه قويي به صحرا بميرد
چو روزي ز آغوش دريا برآمد
شبي هم در آغوش دريا بميرد
تو دريا ي من بودي آغوش واكن
كه ميخواهد اين قوي زيبا بميرد
فريبنده زاد و فريبا بميرد
شب مرگ تنها نشيند به موجي
رود گوشه اي دور و تنها بميرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
كه خود در ميان غزل ها بميرد
گروهي بر آنند كاين مرغ شيدا
كجا عاشقي كرد ؛ آنجا بميرد
شب مرگ از بيم آنجا شتابد
كه از مرگ غافل شود تا بميرد
من اين نكته گيرم كه باور نكردم
نديدم كه قويي به صحرا بميرد
چو روزي ز آغوش دريا برآمد
شبي هم در آغوش دريا بميرد
تو دريا ي من بودي آغوش واكن
كه ميخواهد اين قوي زيبا بميرد
پیش از آنی که بخواهی از کنارت میروم
تا بدانی عذر ما را خواستن، کار تو نیست ...
تا بدانی عذر ما را خواستن، کار تو نیست ...