Forwarded from 𝖵𝖾𝗎𝗉𝗁𝗈𝗋𝗂𝖺 .
من واقعا دلم میخواد تابستون رو مثل عکسای توی پینترست زندگی کنم و بگم آره تابستون فصل موردعلاقمه، ولی ترکیب گرما و امتحانا و فشار روانی و سامرتایم سگنسی که دچارش شدم هیچ جوره نمیذارن تابستون رو طوری که دلم میخواد بگذرونم.
یه جوری تحت فشارم که دلم میخواد بیام غر بزنم ولی مغزم حتی برای تولید غر هم توان نداره. :)))
Forwarded from What is your desire? |زن؛ زندگی؛ آزادی| (Judi 𐂂)
In an attribution to his linguistic works. RIP "the father of modern linguistics"
من اینجا بدنیا اومدم و بزرگ شدم اما هنوزم به نظرم زندگی تو این فصل غیرممکن میاد.
آخرین تلاشهای من برای درس خوندن: رنگی رنگی کردن جدولها و جزوه.
کتاب، کم مونده واسه چشمها مختصات بده و بگه قرار گرفتن چشم در فلان درجه، فلان معنی رو میده.
*•° غباری معلق در کیهان °•*
کتاب، کم مونده واسه چشمها مختصات بده و بگه قرار گرفتن چشم در فلان درجه، فلان معنی رو میده.
البته که خوندن در مورد زبان بدن جذابه ولی نه وقتی داری زیر فشار و حجم درسها پاره میشی.
*•° غباری معلق در کیهان °•*
محدثه واسم یه بیال جدید فرستاد و منم قصد دارم شروعش کنم.
مشخصه داریم زیر فشار درس جون میدیم یا بیشتر توضیح بدم؟
RegaPlus
@RegaPlus
خب دیگه. خدایا شکرت. دیگه چیزی از زندگی نمیخوام.
Forwarded from Pissenlit (Parnian)
تعداد انسانهای نورودایورجنت زیاد نشده، به تشخیصدادنشون اهمیت بیشتری داده میشه. انسانهای کوییر زیاد نشدن، قوانینی که طبیعیترین حقوق انسانیشون رو سلب میکنه مقداری کمتر شدن و راحتتر میتونن خودشون باشن، اون هم نه همه جای دنیا. جوونها بیبندوبار نشدن، شما یاد گرفتید که اطاعت بیقیدوشرط نشونهی احترامه حتی وقتی بابتش به خودت آسیب میرسه. "زمان ما اینطوری نبود." زمان شما اظهارنظر کردن دربارهی تعداد بچهها، شکل بدن و درآمد یه آدم هم قابل قبول بود، طبیعتا حس نمیکنی چیزی مشکل داره.
یه جوری هی داره به مشکلات و دغدغههام اضافه میشه که حس میکنم حتی قبل از تموم شدن امتحانات، منفجر میشم.