Forwarded from _lettersto_
«نفسهامان رها میشود. به همدیگر نگاه میکنیم. انگار که یکهو آب سرد رو تنمان ریختهباشند، وا میرویم.»
• زمین سوخته / احمد محمود
@letterssto
• زمین سوخته / احمد محمود
@letterssto
یکم پا میشم درس بخونم دوباره از تب و درد پرت میشم رو تخت. الان چشامم درد گرفتن😐
انشالله که دارم میمیرم ولی بخاطر این مسخره از زندگی نیفتم.
انشالله که دارم میمیرم ولی بخاطر این مسخره از زندگی نیفتم.
سونبه با خودش بارون اورده و الان تنها چیز قشنگ زندگیم همینه :))
Forwarded from 🪵 (𝗯𝗹𝘂)
با من حاضر بشید بریم که ۲۴ ساعت با سایت دانشگاه درگیر باشیم.
مغز عزیز تو که این همه کار رو انجام میدی چی میشد یه چند بارم با صدای بلند کارایی که انجام میدادی رو اعلام میکردی که من الان انقدر فیزیو نخونم؟
*•° غباری معلق در کیهان °•*
مغز عزیز تو که این همه کار رو انجام میدی چی میشد یه چند بارم با صدای بلند کارایی که انجام میدادی رو اعلام میکردی که من الان انقدر فیزیو نخونم؟
مثلا "در حال انتقال پیام به مدار پاپز" "پتانسیل وارد مامیلاری بادی هیپوتالاموس شد" " تثبیت یادگیری انجام شد"