کتری رو روشن میکنم و منتظر میمونم. امروز زیادی کافئین مصرف کردم اما خستهام. خیلی خسته. آهنگ بعدی پلی میشه. Paralyzed. پرت میشم به چند سال پیش. روزهای اولی که دیلی زدم. این اولین آهنگی بود که توی اون چنل گذاشتم. خوب یادمه. حافظهی عجیبی برای بعضی چیزها دارم. چیزهایی که کاش هرگز به یادم نمیموندن. آب جوش میاد. ساشهی کاپوچینو رو توی ماگ خالی میکنم. تماشای غرق شدن ذرهها توی آب جوش رو دوست دارم. هم میزنم و فکر میکنم. چند سالی گذشته. خیلی چیزها تغییر کرده. من تغییر کردم؟ شاید آره شایدم نه. ماگم رو روی میز میذارم. کاغذ باطلههای پر شده که دیگه جای خالی ندارن رو توی سطل میریزم. کتابهام نامرتب روی هم چیده شدن. یکی رو برمیدارم و دوباره همونطور بقیه رو روی هم میچپونم. واقعا تغییر کرده یا فقط دارم وانمود میکنم تغییر کرده؟ چه اهمیتی داره؟ آدمها به خیلی چیزها وانمود میکنن. من هم وانمود میکنم که توی جادهی بزرگ به جای لبهی باریک قدم میزنم. وانمود میکنم پیچ خوردن پام بیشتر خندهداره تا ترسناک. میشینم و مینویسم "تا وقتی بتونم قدم بردارم جاده یا لبه، خندهدار یا ترسناک، چندان اهمیتی نداره."
هیچ چیز خوب پیش نمیره. در حال حاضر همهی بخشهای زندگیم نامیدکنندهان. ادامه میدم نه برای اینکه امید دارم نتیجهای بگیرم، ادامه میدم برای اینکه تنها کاریه که میتونم انجام بدم.
یه اتفاقات عجیبغریبی واسم میفته که مامانم هر بار با حالت "این دفعه دیگه میمیره" میدوه طرفم.
تو خونه همیشه منو بخاطر انجام کارهایی که بخاطر زحمت زیادشون کسی انجام نمیده مسخره میکنن.
بعد طرف بهم میگه "کلا آدم تنبلی هستی نه؟" :)))
بعد طرف بهم میگه "کلا آدم تنبلی هستی نه؟" :)))
Forwarded from RegaPlus
تو این هوا فکر کنم فقط منم که خونه نشستم.
RegaPlus
تو این هوا فکر کنم فقط منم که خونه نشستم.
و حرص میخورم.
Forwarded from sun sick
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
₊✧ a tiny vlog: let’s make Latte and chill ☾⋆⁺
وضعیت رابطهام با فامیل اینجوریه که زن داداشم پیام داده که دختر عموم شمارهام رو ازش خواسته. :)))
چند روز پیش یهو به این فکر کردم که چی میشد اگه من زودتر میفهمیدمت؟ چی میشد اگه تو کمتر میترسیدی؟ یا اگه من راحتتر اعتماد میکردم؟
راستش غمانگیزه که یه روزی ما همهی چیز رو برای بیشتر بودن کنار هم میچیدیم اما حالا من اینجا نشستم و به هزاران چیز فکر میکنم و تو هیچ کجای زندگی من نیستی. همونطور که من توی زندگی تو نیستم. زندگی عجیبه. عجیب و ترسناک.
Forwarded from Колония имени Горького | کولونی گورکی (Finch)
بار آنهایی که دیگر نیستند بر دوشمان سنگینی میکند