از لحاظ روانی نیاز دارم بشینم یه گوشه و برای چند روز فقط گریه کنم.
ولی این حجم از خستگی و بیحوصلگی باید مال ۸۰ ۹۰ سالگی باشه نه دههی ۲۰ سالگی!
بیدار موندم و شاید اگه صدای رعدوبرق و بارون نبود غم منو قورت میداد.
Forwarded from Sserafimie
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*•° غباری معلق در کیهان °•*
قرار شد از این سوال چالشم بذارم پس اگه دوست داشتین این پیامو فوروارد کنین یا بهم بگین تا بنویسم اگه شما رو میکاشتن چی ازتون سبز میشد. :))
...عزیز
نامه داری.
یه نامه از طرف کسی که خیلی تو رو دوست داره.
اگه دوست داشتین این پیام رو فوروارد کنید و یابهم بگید تا من یه پاراگراف از نامهای که دریافت کردین رو اینجا بنویسم. :))
نامه داری.
یه نامه از طرف کسی که خیلی تو رو دوست داره.
اگه دوست داشتین این پیام رو فوروارد کنید و یا
Forwarded from Art and death.
- Claude Monet/L'Arbre en boule,1876
- Henri Le Sidaner/Maison Blanche,1934
- Henri Le Sidaner/Maison Blanche,1934
خیلی خوب پیش نمیرم؛ اما بههرحال دارم پیش میرم.
ادامه دادن با همچین قلب سنگینی آسون نیست. اما من دارم ادامه میدم. :))
ادامه دادن با همچین قلب سنگینی آسون نیست. اما من دارم ادامه میدم. :))
*•° غباری معلق در کیهان °•*
...عزیز نامه داری. یه نامه از طرف کسی که خیلی تو رو دوست داره. اگه دوست داشتین این پیام رو فوروارد کنید و یا بهم بگید تا من یه پاراگراف از نامهای که دریافت کردین رو اینجا بنویسم. :))
برای شیوای عزیز🌱
دوباره برای تو مینویسم. مثل همیشه و به هر بهانهای. بهانهی اینبارم رو خوب میشناسی. عزیزم، مطمئنم که زندگی قبلی من و تو دو درخت بودیم. دو درختی که با هم کاشته شدن، با هم رشد کردن و همدیگر رو با ریشهها و برگهاشون محکم بغل کردن. از کجا میدونم؟ به رگهامون نگاه کن. ببین که چطوری کیلومترها رو طی کردن و بهم گره خوردن. نمیدونم زندگی بعدی چه چیزی خواهیم بود؛ درخت یا آدم. اما میدونم که باز هم رگ و ریشههامون رو بهم گره خواهیم زد.
دوباره برای تو مینویسم. مثل همیشه و به هر بهانهای. بهانهی اینبارم رو خوب میشناسی. عزیزم، مطمئنم که زندگی قبلی من و تو دو درخت بودیم. دو درختی که با هم کاشته شدن، با هم رشد کردن و همدیگر رو با ریشهها و برگهاشون محکم بغل کردن. از کجا میدونم؟ به رگهامون نگاه کن. ببین که چطوری کیلومترها رو طی کردن و بهم گره خوردن. نمیدونم زندگی بعدی چه چیزی خواهیم بود؛ درخت یا آدم. اما میدونم که باز هم رگ و ریشههامون رو بهم گره خواهیم زد.
برای NEPENTHE عزیز🌱
عزیزم، گفته بودم شببوها من رو یاد تو میندازن؟ دلتنگت که میشم، توی تاریکی میرم و میشینم کنار شببوهای باغچه. بوشون میکنم و بهشون میگم که منم یه گل دارم. گلی که میتونم توی تاریکی پیداش کنم. گلی که بوی تازهاش همیشه راه رو به سمت آغوش گرمش نشون میده. عزیزم، امیدوارم خیلی زود بتونم کنارت بشینم و تو رو بو کنم.
عزیزم، گفته بودم شببوها من رو یاد تو میندازن؟ دلتنگت که میشم، توی تاریکی میرم و میشینم کنار شببوهای باغچه. بوشون میکنم و بهشون میگم که منم یه گل دارم. گلی که میتونم توی تاریکی پیداش کنم. گلی که بوی تازهاش همیشه راه رو به سمت آغوش گرمش نشون میده. عزیزم، امیدوارم خیلی زود بتونم کنارت بشینم و تو رو بو کنم.
برای مونچایلد پاکای عزیز 🌱
مثل نامههای دیگهام، با دلتنگی شروع میکنم.
عزیزم، دلتنگم. دلتنگ روزهای دراز کشیدن روی علفهای تازه و سفر کردن بین ابرهای آسمون. یادت میاد وقتی رو که انگشتم رو توی دستت میگرفتی و باهاش روی آسمون نقاشی میکشیدی؟ من هنوز هم عاشق لمس آسمون با دستهای تو هستم. به من قول بده که وقت تماشای ابرها من رو هم به یاد بیاری.
مثل نامههای دیگهام، با دلتنگی شروع میکنم.
عزیزم، دلتنگم. دلتنگ روزهای دراز کشیدن روی علفهای تازه و سفر کردن بین ابرهای آسمون. یادت میاد وقتی رو که انگشتم رو توی دستت میگرفتی و باهاش روی آسمون نقاشی میکشیدی؟ من هنوز هم عاشق لمس آسمون با دستهای تو هستم. به من قول بده که وقت تماشای ابرها من رو هم به یاد بیاری.
برای مهسای عزیز خودم 🌱
عزیزم، امروز از کنار گلفروشی رد شدم. همونی که همیشه ازش گل میخریدیم. یادت میاد؟ هر موقع غم به دل یکیمون مینشست، میرفتیم و یه گل میخریدیم، تا عمر غصههامون با عمر گلهامون یکی بشه. عزیزم، نگرانم عمر غمهات بلند شده باشه. بهم بگو که اینطور نیست. بگو که خونهات هنوزم پر از گله.
عزیزم، امروز از کنار گلفروشی رد شدم. همونی که همیشه ازش گل میخریدیم. یادت میاد؟ هر موقع غم به دل یکیمون مینشست، میرفتیم و یه گل میخریدیم، تا عمر غصههامون با عمر گلهامون یکی بشه. عزیزم، نگرانم عمر غمهات بلند شده باشه. بهم بگو که اینطور نیست. بگو که خونهات هنوزم پر از گله.