*•° غباری معلق در کیهان °•*
یکی از منهام داره با صدای بلند زار میزنه که خستهاس و نمیخواد بره درس بخونه.
یک لیوان دیگر چای میریزیم و میرویم به سوی درس.
یه ساعت درس خوندم بعد نشستم با امید حرف زدیم. خداروشکر همیشه دراماهای دست اول داره. :)))
*•° غباری معلق در کیهان °•*
یه ساعت درس خوندم بعد نشستم با امید حرف زدیم. خداروشکر همیشه دراماهای دست اول داره. :)))
انقدر چرت و پرت گفتیم و خندیدیم دلم درد گرفت. :))
Forwarded from Art and death.
- Emile Claus/Summer Evening,1895
- Harald Slott-Møller/Woman on a Sunlit Farm,1916
- Harald Slott-Møller/Woman on a Sunlit Farm,1916
Forwarded from ژامبون (Meena)
دلم یه دوست هم رشتهای و هم راستا با خودم میخواد
یکی که باهم در مورد درسامون و چالشامون حرف بزنیم
دورههای مختلف رو شرکت کنیم
باهم بریم کتابخونه و گردش و تفریح
باهم درس بخونیم
حتی دعوتش کنم بیاد خونمون
مدتهاست که دلم همچین کسی رو میخواد
اما نمیدونم اصلا میتونم پیداش کنم یا نه؟
یکی که باهم در مورد درسامون و چالشامون حرف بزنیم
دورههای مختلف رو شرکت کنیم
باهم بریم کتابخونه و گردش و تفریح
باهم درس بخونیم
حتی دعوتش کنم بیاد خونمون
مدتهاست که دلم همچین کسی رو میخواد
اما نمیدونم اصلا میتونم پیداش کنم یا نه؟
*•° غباری معلق در کیهان °•*
میخوام درس بخونم ولی بیحوصلهام. :(
رفتم درس بخونم وسطش برق رفت، پام خورد به لبهی میز آهنی، بابام زنگ زد و من گوشی به دست لنگلنگان دنبال شمع میگشتم چون گوشیم شارژش کم بود.
Forwarded from petrichor
واقعاً وقتی بارون میاد زندگی یکم بهتره.