*•° غباری معلق در کیهان °•*
میخوام درس بخونم ولی بیحوصلهام. :(
رفتم درس بخونم وسطش برق رفت، پام خورد به لبهی میز آهنی، بابام زنگ زد و من گوشی به دست لنگلنگان دنبال شمع میگشتم چون گوشیم شارژش کم بود.
Forwarded from petrichor
واقعاً وقتی بارون میاد زندگی یکم بهتره.
شیوا یه عکسهایی گرفته که حس میکنم رفته بهشت. البته از اون جایی که خودش هم فرشتهاس دور از انتظار نیست.
*•° غباری معلق در کیهان °•*
ظاهرا امشب هم تا صبح بیدارم...
داشتم فکر میکردم چقدر عجیبه که از شب بیدار موندن خوشم نمیاد اونم منی که بیشتر عمرم رو شبها زندگی کردم...
حتی دوران بچگی هم شبهای زیادی رو تنها بیدار میموندم. عاشق زندگی شبانه بودم؛ تا اینکه که تاریکیش به من غلبه کرد. حالا مدتهاست که شب بیدار موندن برای من یادآور شبهای تاریک، غمگین و دردناکه.
Forwarded from Fatemeh reads
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Healing takes time.
گلوم درد میکنه. انشالله که گردنم داره نصف میشه ولی سرماخوردگی نباشه.